لزوم آشنایی با پدیده کودک آزاری-(دكتر صابر نياوراني) | خانواده مطهر

لزوم آشنایی با پدیده کودک آزاری-(دكتر صابر نياوراني)

نیمه دوم قرن بیستم را می‌توان با شجاعت و افتخار، عصرکودکان نامید. بقای جامعه با اطفال است و برای اینکه جامعه به رشد و تعالی برسد باید طفل ، ‌تربیت وبرای زندگی عادی واجتماعیآماده شود. شخصیت کودک درخانواده تکوین می یابد و هر خانواده زیر بنای ساختمان فکری نونهالا‌ن را تشکیل می دهد. درعصرما که مهمترین دستاورد ملت ها در جهت حمایت ازحقوق کودک،‌دستیابی به کنوانسیون حقوق کودک است به رغم تدوین قوانین متعدد در سطح بین‌الملل، برای حمایت و جلوگیری از تضییع حـقـوق کـودکـان‌،‌ هـمـچـنان درسراسر دنیا شاهد برخوردهای نامعقول و غیرمنطقی با کودکان هستیم.
کودکان، آسیب‌پذیرتراز سایرافراد جامعه هستند. این آسیب‌پذیری به علل مختلف ازجمله کوچکی، معایب مادرزادی، ‌بیماری ها، عدم تطابق با محیط و نیز عدم قدرت اندیشیدن وتشخیص بد و خوب است. وقتی کودکی مورد آزار قرارمی‌گیرد ازنظر روحی وجسمی با مشکلا‌تی روبه رو می‌شود که درآینده گریبانگیر خود وجامعه‌اش خواهد بود و درنتیجه مردان وزنان شایسته‌ای که باید برای فردای بهتر جهت امور مملکت تربیت شوند ، ‌به‌وجود نمیآیند، ‌فقدان چنین افرادی ، ‌خانواده ودرنتیجه جامعه را به خطر می‌اندازد. هرنوع رفتاری که توسط بزرگسالا‌ن نسبت به کودک به صورت غیرتصادفی صورت گیرد و به نوعی به سلا‌مت جسمی و روانی او آسیب برساند کودک آزاری محسوب می‌شود.
● انواع کودک آزاری
دریک تقسیم بندی می توان کودک آزاری را به انواع زیر تقسیم کرد:
۱) جسمی یا فیزیکی یا بدنی یعنی نوعی ازآزار که به جسم کودک آسیب وصدمه می رساند، مثل تنبیه بدنی،‌سوزاندن ، شکستن ، ‌بریدن و…
۲) عاطفی – روانی که کودک از لحاظ عاطفی آسیب می‌بیند؛ مثل توهین ،‌تحقیر ،خشونت کلا‌می و ….
۳) سوء استفاده ازکودک، مانند آزار جنسی که ترکیبی ازسوء استفاده جسمی و روانی اسـت،‌ همچنیـن سوء استفاده کاری، ‌سوء‌استفاده درتوزیع مواد مخـدرو…
۴) بی توجهی و غفلت که درآن نیازهای اساسی کودک نادیده گرفته می‌شود. دراین مورد آسیبی به کودک نرسیده ولی کاری که باید انجام می‌گرفته نگرفته است؛ مثل عدم توجه به خدمات بهداشتی ،‌تغذیه ،‌آموزش و… کودک
۵) کودک آزاری که ترکیبی ازهمه موارد فوق است و ازآن با عنوان کودک آزاری آموزشی یاد می‌شود، مانند رقابت شدید که خود، عاملی برای اضطراب است. دادن تکالیف زیاد ،آزارهای عاطفی، سرزنش، ‌توهین، ‌تنبیه بدنی ، ملا‌مت و… که از سوی مسئولا‌ن مدارس صورت می‌گیرد و با تاثیرات شدید روانی همراه است.
● علل پیدایش این پدیده اجتماعی
دلا‌یل به وجود آمدن کودک آزاری را می‌توان درسه بعد مورد مطالعه قرارداد:
اول خود طفل،‌دوم والدین (پدر و مادر) سوم کل خانواده.
۱) درقسمت اول مشکلا‌ت مربوط به خود طفل است که ممکن است عامل به وجود آمدن این پــدیـده بـاشـد. کـودکـان در هـرسـن، جـنـس وقـشـری درمعرض خطر کودک آزاری قرار می‌گیرند موارد مهمی که ممکن است مشکل کودک آزاری را برای طفل به وجود بیاورد ازاین قرار است:
۱) کودکان ناهنجار به ویژه دارای عقب افتادگی ذهنی و نقایص جسمانی ،‌بیشتر درمعرض خطر کودک آزاری قرار می‌گیرند
۲) کودکان سالمی که والدین، آنها را غیر طبیعی می‌دانند،‌ ازجمله کودکان کم رشد،‌بد خلق، خود خواه و کودکانی هستندکه سخت تربیت می‌شوند یا خیلی پرتحرکند معمولا‌مادران و مسئولا‌ن پرورشی با اینگونه کودکان به سختی ارتباط برقرار می کنند.
۳) کودکانی که زیاد گریه می‌کنند و شاکی و پرتوقع هستند ونیز کودکانی که با کوچکترین صدایی بیدار می شوند وبیقراری می کنند. ۴- کودکان ۳ تا ۵ ماهه که غالبا اولین فرزند ومعمولا‌ ناخواسته هستند.
۲) والدین ازهرقشر و درهرسنی ممکن است مرتکب کودک آزاری شوند، ولی در موارد زیرا مکان آن بیشتراست.
۱) والدین جوان (سن کم مادر و یا پدر ممکن است باعث بروز کودک آزاری گردد)
۲) والدینی که به بلوغ عاطفی نرسیده‌اند و نیز پدران و مادرانی که به تنهایی سرپرستی فرزند خو را برعهده دارند این حالت بیشتر درزنان مطلقه دیده می‌شود.
۳) والدینی که به سرگرمی‌ها و تفریحات فردی وجمعی از قبیل تلویزیون ، رادیو، سینما ، میهمانی و… دلبستگی شدید دارند و حاضر به چشم پوشی از‌آنها نیستند.
۴) پدران ومادران ناتنی که نتوانند کودک را مانند فرزندخود دوست بدارند.
۵) والدینی که دوران کودکی خوبی نداشته‌اند و غالبا خود مورد آزار و تنبیه بدنی قرارگرفته‌اند؛ واکنش‌های عاطفی این افراد معمولا‌ سطحی وافراطی است ومحبتی را که دردوران کودکی از آن محروم بوده‌اند از فرزندان خود انتظار دارند. چنانچه فرزند آنها نتواند توقعات عاطفی آنها را برآورده سازد،‌مورد خشم‌شدید پدر ومادر واقع می‌شود .
۶) افراد مهاجم و کسانی که زود به خشم میآیند.
۷) افرادی که شغل خود را ازدست داده و دچار بی پولی و استرس هستند.
۸) والدینی که فکر می‌کنند تنبیه کودک می‌تواند منجربه آموزش انضباطی او گردد
۹) مادرانی که به طور ناخواسته حامله شده ویا حاملگی‌های پی درپی داشته‌اند
۳) سومین قسمت مربوط به کل اعضای خانواده است که شامل موارد زیر می باشد:
۱) خــانــواده‌هــای شـلــوغ، پــرمـشـکــل و نــاسـازگـار،‌فـقـیـر و تـهـیـدسـت
۲) خانواده های طرد شده ازاقوام واجتماع
۳) داشتن ارتباط با همسایگانی که دارای مشکل اخلا‌قی هستند و نداشتن دوستان خوب خانوادگی
۴) خانواده های معتاد یا الکلی
۵) خانواده هایی که دارای ضریب هوشی پایینی هستند.
● سخن آخر : محیط رشد فرد می‌تواند شرایط را برای سلا‌متی یا عدم تعادل روانی او رقم بزند مثلی هست که می‌گوید کتک خورده بالا‌خره کتک خواهد زد. فردی که دوران کودکی نابسامانی را سپری کرده طبیعتا وجود تجربه‌های قبلی، تصاویر ذهنی بیمار گونه‌ای را نزد شخص برای تربیت آینده فرزندانش رقم خواهد زد. نکته دردناک وقابل اشاره درزمینه کودک آزاری این است که در آن بیشترین موارد کودک آزاری درخانواده‌ها ازسوی والدین اصلی کودک گزارش می‌شود که به دلیل مشخص نبودن محدوده تادیب و تنبیه ونامشخص بودن حدمتعارف درمواد قانونی مذکور، دست قاضی را درزمان لا‌زم برای صدرور حکم بسته ودست والدین غیرمسئول ونامهربان را برای اعمال خشونت درهرزمان بازگذاشته است. بجاست که ازمراجع قانونی درخواست شودکه با توجه به اختیارات قانونی، دستور اصلا‌ح قوانین و تنظیم لوایح قانونی که در شان خانواده می‌باشد را‌صادر کنند تا انشاءالله جامعه آینده ایران اسلا‌می با دستان توانمند فرزندانی که دارای جسم و روح سالم هستند ساخته شود

انواع كودك آزاري
در تعریف گورملی و برودزینسکی (1989) از کودک آزاری، علاوه بر چهار حوزه فوق، کودک آزاری رفتاری تلقی می شود که در دامنه سنی زیر 18 سال اتفاق می افتد و این اصل با تعریف پیمان جهانی حقوق کودک نیز همخوانی دارد. به هر حال حوزه های دیگری وجود دارند که به آنها نیز اشاره می شود. اغلب بین انواع کودک آزاری یک نوع رابطه و همبستگی وجود دارد.
1- کودک آزاری جسمی: به طور کلی کودک آزاری جسمی آسیبی است که مواردی چون ضربه زدن، داغ کردن، آسیب رساندن به سر، شکستگی، آسیبهای درونی، زخمی کردن یا هر شیوه دیگر از آسیب جسمانی را شامل می شود. تحقیقاتی که در فاصله سال های 90 تا 92 انجام گرفته بیانگر این مطلب است که مرگ های ناشی از کودک آزاری جسمی 87 درصد در بین کودکان زیر پنج سال و 65 درصد در بین کودکان زیر یک سال بوده است. (تاور، 1996)
2-  کودک آزاری عاطفی: بدرفتاری عاطفی آسیبی اساسی و قابل توجه است که کارکردهای روانشناختی، رفتار و رشد کودک را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و طرد، محرومیت عاطفی، برخورد خشونت آمیز خانواده (بی ثباتی خانوادگی)، انتقاد، تحقیر و انتظارات نامناسب از کودک، کودک آزاری عاطفی تلقی می شود. بدرفتاری عاطفی معمولاً با بدرفتاری جسمی و کلامی همراه است (کینگستون و پنهیل، 1995).
3-  کودک آزاری جنسی: آلبرز (1994) کودک آزاری جنسی را این گونه تعریف کرده است: تماس یا تعامل بین کودک و فرد بزرگسال، هنگامی که از کودک برای تحریک جنسی شخص مرتکب (Perpetrator) یا فرد دیگری استفاده شود.
کودک آزاری جنسی دامنه وسیعی را در بر می گیرد که مواردی مثل نمایش آلت تناسلی فرد بزرگسال به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن آلت تناسلی خویش به فرد بزرگسال، وادارساختن کودک به روسپی گری یا استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری (Pornography) را نیز شامل می شود (واکر، بونر و کافمن، 1988).
4-  غفلت: عبارت است از حذف یا نادیده گرفتن کودک که ممکن است با آزار بدنی همراه باشد. غفلت به منزله الگوی پایداری است که بیانگر رابطه متقابل و اندک والدین و مراقبان با کودک، حذف و عدم تأمین نیازهای اولیه جسمی یا ؟؟؟؟؟ کودک مثل تغذیه، بهداشت، پوشاک، نظافت، تربیت، مراقبت های پزشکی، ؟؟؟؟ و ابراز عشق و علاقه می باشد.
5-  بهره کشی اقتصادی (Economic abuse): کنترل بیش از حد در استفاده و بهره برداری از پول در حوزه بهره کشی اقتصادی قرار دارد. والد یا مراقبان برای کسب درآمد فشار زیادی به کودک یا حتی همسر خود تحمیل می کنند. در حالی که در مورد نحوه خرج کردن آن هیچ گونه اختیاری به آنها نمی دهند. عدم مشارکت کودک یا همسر در نحوه و چگونگی خرج پول نیر بهره کشی مالی تلقی می شود.
6- بدرفتاری آموزشی (Educational Abuse): فشار و آسیب های احتمالی که از طریق نظام آموزشی، معلمان، شیوه های تدریس، محتوای کتابها و … در کودکان ایجاد می شود، در حوزه بدرفتاری آموزشی قرار می گیرد. تأکید بر نمره گرایی، نادیده گرفتن تفاوت های فردی، ایجاد رقابت های شدید، تأکید بر یادگیری از راه حفظ کردن، ایجاد فشارهای روانی برکودکان به علت انتظارات بیش از حد از آنان و … در این گروه جای می گیرد. بدرفتاری آموزشی می تواند با سایر بدرفتاری های از جمله بدرفتاری جسمی همراه باشد.
مطالعه ای در بین 2240 نوجوان دبیرستانی تهرانی انجام شد. این گروه شامل 1175 دختر و 1065 پسر در گروه سنی 14 تا 18 سال بود. از این تعداد، 1362 نفر (حدود 60 درصد) به1600 مورد کودک آزاری اشاره کردند (بعضی به دفعات مورد آزار قرار گرفته بودند). تعداد 106 نفر (5/4 درصد از مجموع و 6/6 درصد از آزاردیدگان) گزارش کردند که در معرض آزار جنسی قرار گرفته اند و 32 درصد از دانش آموزان حداقل به یک مورد بی توجهی و غفلت اشاره کرده اند. از کسانی که مورد آزار قرار گرفته بودند، 61 درصد از آزار جنسی، 33 درصد از آزار عاطفی و 6/6 درصد از آزار جسمانی خبر دادند. عادی ترین انواع آزار جسمی، سیلی خوردن (48 درصد) کتک خوردن با چوب یا وسایل دیگر (17 درصد) لگد زدن (15 درصد) پرت کردن (10 درصد) و گازگرفتن (4 درصد) بود. در 69 درصد از موارد، کودک آزار یا عضو خانواده بود (22 درصد) یا خویشاوند نزدیک (31 درصد) یا آشنای خانوادگی (16 درصد). این بررسی همبستگی قابل ملاحظه و مستقیمی را بین کودک آزاری و شدت افسردگی کودکان آزار دیده نشان می دهد. نتایج این بررسی با اطلاعات به دست آمده از سایر کشورها مطابقت دارد.
سبب شناسی
توجه به سبب شناسی کودک آزاری یکی از مهمترین عواملی است که مشاور یا درمانگر باید به آن توجه نماید؛ زیرا در خلال توجه به این مطلب است که می تواند مداخله مناسب را طرح ریزی، بررسی و هدایت نماید. تلاش هایی که به منظور تبیین علل کودک آزاری صورت گرفته، الگوهای مختلفی را موجب شده است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود.
(1) الگوی روانپزشکی (Psychiatric model): این مدل، علل کودک آزاری را در ویژگی شخصیتی والدین و کودکان و به نوعی در آسیب شناسی روانی آنها دنبال می کند. به طور کلی الگوی روانپزشکی، افراد کودک آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسیب شناسی روانی به طور معنادار، افرادی پریشان می داند که با پریشانی خود باعث بدرفتاری و بهره کشی از کودکان می شوند. در این باره دو نوع آسیب شناسی مهم مطرح شده است، یکی اختلالات روان پریش (Psychotic) و دیگری اختلالات جامعه ستیز (psychopathic). همچنین به این موضوع اشاره شده است که بدرفتاری در افراد الکلی و سوء مصرف کنندگان مواد شایع است. نتایج اولیه در مورد موضوع کودک آزاری چنین نشان می دهد که 14 درصد از مادران و 7 درصد از پدران در گزارش های خود به این نکته اشاره کرده اند که در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند.
در بسیاری از خانواده ها با یکی از کودکان بیشتر از بقیه بدرفتاری می شود. کودکان نارس و کودکانی که در هنگام تولد کم وزن هستند و نیز آنهایی که به طور کلی دچار نارسایی های رشدی هستند بیشتر در معرض خطر قرار دارند. برا ی مثال می توان به کودکان عقب مانده ذهنی و کودکان بیش فعال اشاره کرد. نتایج یک گزارش در ایالات متحده نشان می دهد که بیش از 50 درصد کودکانی که مورد آزار جسمی قرار گرفته اند، کودکان نارس و کم وزن بوده اند.
توجه بیش از حد به عوامل روان شناختی باعث شده که انتقاداتی به الگوی روانپزشکی وارد آید. روبین اظهار می دارد که روان شناختی کردن یک پدیده اجتماعی توجه را از حوزه ساختاری و موقعیتی مشکل دور می سازد. بر اساس این اعتقاد، اصطلاح کودک آزاری توجه را بیشتر به سوی درماندگی روانی فرد آزار دهنده سوق می دهد و با توصیف فرد آزار دهنده به عنوان “عاملی علّی” بیش از آنکه به نما و منظر اصلی مشکل (که بیشتر ماهیتی جامعه شناختی دارد) توجه شود، بر موضوع فرد آزارگر متمرکز می گردد.
(2) الگوی جامع شناختی (Sociological model): الگوی جامعه شناختی کودک آزاری، بر عوامل اجتماعی تأکید بیشتری دارد. برخی از متغیرهای جامعه شناختی که در کودک آزاری دخالت دارند و فشار روانی بسیاری را ایجاد می کنند عبارتند از مشکلات شغلی، اختلالات خانوادگی، بیماری و گریه کودک و موقعیت های مشابه. با وجود این بعضی خانواده ها علیرغم اینکه با فشار روانی بسیار زیادی مواجه هستند، با کودکان خود بد رفتاری نمی کنند. به هر حال، تعدادی از مطالعات، کودک آزاری را در خانواده های طبقات پایین اجتماعی-اقتصادی گزارش کرده اند البته خانواده های کم درآمد ذاتاً بدرفتار نیستند، بلکه شرایط فشار آور بیشتری را در زندگی تجربه می کنند. در یک مطالعه ملی در آمریکا (1993) کودکان خانواده های با درآمد سالیانه پایین تر از 15000 دلار با کودکان خانواده های با درآمد سالانه بالاتر از 30000 دلار مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که کودکان گروه اول 22 بار بیشتر از کودکان گروه دوم در معرض احتمال بدرفتاری قرار دارند. در این مطالعه به عوامل دیگری نیز اشاره شده که عبارت اند از: تک والدی بودن خانواده و پایگاه اقتصادی-اجتماعی والد، سوء مصرف مواد توسط والدین و بعد زیاد خانوار.
یکی دیگر از عوامل تعیین کننده در بدرفتاری با کودکان، پذیرش تنبیه به عنوان یک روش کلیدی در تربیت کودک است. تا چند سال پیش تیبیه بدنی جزء جدایی ناپذیر نظام آمورشی کشورها بود و هنوز هم به نوعی همین طور است. مادامی که تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی پذیرفته شود، شاهد خشونت و کودک آزاری خواهیم بود.

(3) الگوی تعاملی (Interactional model): در الگوی تعاملی علاوه بر متغیرهای روان شناختی و جامعه شناختی به تعامل این متغیرها با یکدیگر و نیز بافت موقعیت اجتماعی بدرفتاری توجه می شود. در این الگو، کودک آزاری نتیجه تعامل ویژگی های کودک، محیط اجتماعی و ویژگی های فرد آزارگر است. عوامل مؤثر در کودک آزاری در همه موارد یکسان و مشابه نیست و به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد.

نظام حقوقي ايران و كودك آزاري
در قوانين ما تنبيه به قدر کفايت براي تربيت فرزند اشکالي ندارد و تاديب محسوب مي‌شود اما از کلماتي مانند «تنبيه»، «به قدر کفايت» و«درحد متعارف» تعريف روشني ارائه نشده است.
حد متعارف تنبيه درهر خانواده‌اي با توجه به وضعيت فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي آنها متفاوت است، برای مثال حد متعارف تنبيه در يک خانواده روستايي کم سواد با يک خانواده شهري و يک خانواده تحصيل کرده مرفه يکسان نيست. يکي پشت دست کودک زدن و ديگري کمربند باز کردن و حبس کردن را تنبيه تلقي مي‌کند.
خلاء قانوني موجود در حقوق کودکان، از يک طرف کودکان را آسيب پذيرتر و از طرف ديگر سرپرستان و والدين و آزارگران کودکان را جري‌تر مي‌کند و به خاطر مالکيت پدر نسبت به فرزند در بسياري از موارد افراد مطلع از اين ناهنجاري‌ها عنوان مي‌کنند که اجازه مداخله و گزارش به پليس را ندارند به دليل اينکه «فرزند پدر دارد».
لازم به ذکر است در کشور ما، كودك‌آزاري يك جرم عمومي است كه پدر از مجازات آن مستثني است .
متاسفانه قوانين روشن و شفافي در مورد کودک آزاري وجود ندارد. حتي تا سال 81 کودک‌آزاري جرم عمومي تلقي نمي‌شد، بلکه کودک آزاري جرم خصوصي و براي طرح و رسيدگي در دادگاه نيازمند شاکي خصوصي بود.
تا سال 81 فقط پدر که صاحب فرزند تلقي مي‌شد، حق شکايت داشت در حالي‌که آمارها نشان مي‌دهد که بيشترين آزار کودکان نيز از جانب پدر است. بنابراين پدر يا بايد از خود شکايت مي‌کرد يا از مادر يا نامادري، که معمولا نيز اين کار را نمي‌كرد.
از سال 81 با تصويب طرح 9 ماده‌اي، کودک‌آزاري جرم عمومي شناخته شد. اين طرح پس از دو بار مطرح شدن در صحن علني مجلس به اتفاق آرا تصويب شد اما شوراي نگهبان مواردي را مستثني کرد. از جمله اينکه والدين را از مجازات کودک‌آزاري مستثني دانست که اين به هيچ وجه با مقررات و قوانين  و تعهدات بين‌المللي ایران به موجب معاهده حقوق کودک مطابقت ندارد زيرا خانه بايد محيطي امن باشد و والدين، کساني باشند که به کودک احساس امنيت می¬دهند.
قانون حمايت از کوکان و نوجوانان که در تاريخ 25/09/81 به تصويب مجلس و در تاريخ 24/10/81 به تصويب شوراي نگهبان رسيد، تاکيد مي‌کند:
ماده 5 اين قانون کودک آزاري را از جرايم عمومي دانسته که نياز به شاکي خصوصي ندارد که بسيار خوب است.
بند 6 قانون حمايت از کودکان و نوجوانان، همه افراد و مراکزي را که به نحوي از کودکان سرپرستي مي‌کنند، مکلف مي‌کند به محض مشاهده کودک‌آزاري مراتب را براي پيگرد قانوني و اتخاذ تصميم مقتضي به مقامات صالح قضايي اعلام کنند که تخلف از اين تکليف موجب حبس تا شش ماه يا جزاي نقدي تا 5 ميليون ريال خواهد بود.
اما درمورد نحوه شکايت از کودک‌آزاري، معضل اینست که معمولاً کودک‌آزاري‌ها در منزل اتفاق مي‌افتد و مسلماً پدر يا مادر کودک‌آزار از خود شکايت نمي‌کنند.
مادران هم معمولا بي پناه‌اند و حمايتي از آنها صورت نمي‌گيرد يا اينکه مي‌ترسند يا امکان شکايت از پدر را ندارند.
پس کودک مجبور است در همان محيطي زندگي کند که مورد آزار قرار گرفته است.
طبق ماده 5 قانون حمايت از کودکان و نوجوانان، کودک‌آزاري جرم عمومي است و نياز به شاکي خصوصي ندارد اما اين امر در صورتي مفيد است که مردم اين قانون را خوانده باشند و با ماده 6 آشنا باشند که هر کس در جريان کودک‌آزاري قرار گيرد و گزارش ندهد، مجرم است.
بسياري از مردم از اين گونه قوانين بي‌اطلاعند، در حالیکه يکي از وظايف دولت‌ها پس از پيوستن به کنوانسيون اين است که مواد آن را به مردم آموزش دهد در حالي که شاهدیم بسياري از پرستاران و پزشکان در موارد کودک آزاري مي‌گويند که گزارش اين مسائل وظيفه ما نيست و به ما مربوط نيست در حالي‌که قانون مي‌گويد که بايد به نيروي انتظامي گزارش شود اما مردم به دليل نا آگاهي از قوانين نمي‌دانند که بايد اطلاع دهند.
وقتي بيشترين هزينه مدرسه‌اي قند است آيا مي‌توان گفت مسوولان کوتاهي نکرده‌اند؟
درباره علت عدم اجراي قوانين حمايتي موجود از کودکان، مسولان بايد به اين سوال جواب دهند.
مسائل اجتماعي مانند اشتغال،اعتياد، مهاجرت و فقر کاملا به هم مرتبط هستند.
دولت بايد براي اجراي قوانين مربوط به کودکان در قوانين مدني و اساسي تلاش کند.
دولت در برابر مصاديق وسيع کودک‌آزاري موظف است
کودک‌آزاري تنها به معناي اين نيست که کودک را در منزل مورد آزار و اذيت قرار دهيم بلکه کودک‌آزاري مي‌تواند شامل موارد گسترده و وسيعي شود که دولت در قبال آن وظيفه دارد در حالي‌که دولت اين وظيفه را به درستي انجام نمي‌دهد.
چرا نگرش به کودک آزاري به آزار جسمي محدود است و به ابعاد مختلف آن مانند محروميت از بهداشت، تحصيل وغيره توجه نمي‌شود؟ علت اين است که کشورها پس از پيوستن به کنوانسيون حقوق کودک بايد به ترويج پيمان‌نامه بپردازند که ما در اين زمينه ضعيف عمل کرده‌ايم. در پيمان نامه به ابعاد حقوق کودک به شکلي گسترده توجه شده است.
ايران در اسفند سال 1372 به کنوانسيون حقوق کودک پيوسته و مکلف است که قوانين را به نفع کودکان و براي نزديک شدن به پيمان‌نامه تغيير دهد و اجرايي کند و حتي قانون را در اين زمينه تبيين کند.
بايد قوانين ما به قوانين کنوانسيون نزديک شود تا بتواند حمايت‌هاي قانوني و محکمي از کودکان انجام دهد و اگر قانون وجود ندارد توسط حقوقدانان و وکلا موارد قانوني اضافه شود، اگر کم رنگ است پررنگ شود و اگر اجرايي نيستند اجرايي شوند زيرا برخي قوانين در همين زمينه وجود دارند که فقط خاک مي‌خورند و اجرا نمي‌شوند.
آزارهاي رواني كه بخشي از مصاديق كودك آزاري است بيش از آثار جسمي تبعات منفي دارد.
وقتي با يك نوجوان15 ساله صحبت مي‌کنيم، مي‌گويد که کاش والدينم مرا كتك مي‌زدند زيرا درد جسمي کاهش مي‌يابد و از بين مي‌رود اما مقايسه، تحقير و توهين را هرگز نمي‌توانم فراموش کنم.
حل معضل کودک‌آزاري نيازمند عزم ملي است
پاسخ به اين سوال که چرا NGOها علي رغم تلاش‌هاي فراوان در حمايت از حقوق کودکان نتوانسته‌اند موفق باشند، میتوان گفت: NGOها به دليل اينکه از درون مردم‌اند و مسائل را ملموس احساس و تخصصي عمل مي‌کنند، مي‌توانند مسائل و واقعيات را به مراتب بهتر ببينند و گزارش کنند و از دولت‌ها حمايت‌هايي براي مردم تقاضا کنند. اما طبيعي است که انجام کار فرهنگي بسيار طولاني و نيازمند صرف انرژي و عزم ملي است.
تشکيل شوراي عالي کودک ضروري است
نبود مرجعي واحد و يکپارچه براي کودکان در کشور کاملا محسوس است. در کشور ما مرجع قانوني، مرکز اطلاع رساني و مکان امني که کودک در صورت ضرورت بتواند به آنجا مراجعه کند، وجود ندارد.
پيشنهاد: اين مرجع مي‌تواند شوراي عالي کودک و نهادي متشکل از نمايندگان همه وزارت خانه‌ها، نهادها و NGOها باشد که بيشترين مسايل کودکان به آنجا ارجاع داده شود و تصميمات آن تامين‌کننده بيشترين منافع کودکان باشد.
اين شورا را مي‌تواند کميته مربوط به مبارزه با کودک‌آزاري ايجاد کند که در سطح کلان پيشنهاداتي به مجلس و دولت ارائه دهند و درعين حال نماينده آموزش و پرورش، وزارت کشور، دادگستري و بهداشت و درمان و نماينده ساير وزارت‌خانه‌ها نيز در آن حضور داشته باشد؛ اين يکي از راه‌هاي روشن، مشخص و تدبيري براي مبارزه با کودک‌آزاري است.
همچنين بازنگري و تصحيح قوانين و ايجاد مراکز اضطراري و پناهگاه کودکان از جمله راهکارهاي مقابله با کودک آزاري است.

قانون حمايت از كودكان و نوجوانان در ايران-1381
ماده 1 – كليه اشخاصي كه به سن هجده سال تمام هجري شمسي نرسيده انداز حمايتهاي قانوني مذكور دراين قانون بهره مندمي شوند
ماده 2 – هر نوع اذيت و آزار كودكان و نوجوانان كه موجب شود به آنان صدمه جسماني يا رواني واخلاقي وارد شود و سلامت جسم يا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است .
ماده 3 – هرگونه خريد ، فروش ، بهره كشي و به كارگيري كودكان به منظور ارتكاب اعمال خلاف از قبيل قاچاق ، ممنوع و مرتكب ، حسب مورد علاوه بر جبران خسارات وارده به شش ماه تا يكسال زندان و يا به جزاي نقدي از ده ميليون ( 000/000/10) ريال تا بيست ميليون (000/000/20) ريال محكوم خواهد شد.
ماده 4 – هرگونه صدمه واذيت و آزاد و شكنجه جسمي و روحي كدكان وناديه گرفتن عمدي سلامت و بهداشت رواني و جسمي وممانعت از تحصيل آنان ممنوع و مرتكب به سه ماه و يك روز تا شش ماه حبس و تا ده ميليون (000/000/10) ريال جزاي نقدي محكوم مي گردد.
ماده 5 – كودك آزاري از جرائم عمومي بوده واحتياج به شكايت شاكي خصوصي ندارد.
ماده 6 – كليه افراد وموسسات و مراكزي كه به نحوي مسئوليت نگاهداري و سرپرستي كودكان را بر عهده دارن مكلفند به محض شماهد موار كودك آزاري مراتب را جهت پيگرد قانوني مرتكب و اتخاذ تصميم مقتضي به مقامات صالح قضائي اعلام نمايند تخلف از اين تكليف موجب حسب تا شش ماه يا جزاي نقدي تا پنج مليون (000/000/5) ريال خواهد بود.
ماده 7 – اقدامات تربيتي در چارچوب ماده (59) قانون مجازات اسلامي مصوب 7/9/1370 وماده (1179) قانون مدني مصوب 19/1/1314 از شمول اين قانون مستثني است .
ماده 8 – اگر جرائم موضوع اين قانون مشمول عناوين ديگر قانوني شود يا در قوانين ديگر حد يا مجازات سنگين تري براي آنها مقرر شده باشد ، حسب مورد حد شرعي يا مجازات اشد اعمال خواهد شد.
ماده 9 – از تاريخ تصويب اين قانون كليه مقررا مغاير با آن ملغي الاثر مي گردد.
قانون فوق مشتمل بر نه ماده در جلسه علني روز دوشنه مورخ بيست و پنجم آذرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و يك مجلس و شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 11/10/1381 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است .
رئيس مجلس شوراي اسلامي – مهدي كروبي

ماده 59 قانون مجازات اسلامي – اعمال زير جرم محسوب نمي شود :
1 – اقدامات والدين و اولياء قانوني و سرپرستان صغارومحجورين كه به منظور تاديب يا حفاظت آنها انجام شود مشروط به اينكه اقدامات مذكور در حد متعارف ، تاديب و محافظت باشد .
2 – هر نوع عمل جراحي يا طبي مشروع كه با رضايت شخص يااولياء يا سرپرستان يا نمايندگان قانوني آنها و رعايت موازين فني و علمي و نظامات دولتي انجام شود در موارد فوري اخذ رضايت ضروري نخواهد بود .
3 – حوادث ناشي از علميات ورزشي مشروط بر اينكه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و اين مقررات هم با موازين شرعي مخالفت نداشته باشد .

ماده 1179 قانون مدنی – ابوين حق تنبيه طفل خودرادارندولي به استناداين حق نمي توانندطفل خودراخارج ازحدودتاديب تنبيه نمايند.

كودك آزاري در جهان
بر اساس آمار منتشر شده از سوى سازمان بهداشت جهانى (WHO) و يک سازمان مستقل حمايت از حقوق کودکان (ICDO)، سالانه بيش از پنج ميليون کودک در سراسر جهان مورد اذيت و سوء استفاده قرار مىگيرند که در۱۴ تا۱۷ درصد از موارد به مرگ کودکان منجر مىشود. به گزارش اين نهاد مستقل، بيش از نيمى از کودک آزارىها به علت ترس کودکان و يا ترس خانواده ها از درخطر افتادن آبرو، گزارش نمىشود و يا توسط مقامات ذيربط پيگيرى نمىگردد، که ۸۵ درصد اين گزارش هاى منتشر نشده متعلق به کشورهاى آسيايى و توسعه نيافته مىباشد. حدودا۷۰ تا۸۵ هزار کودک در سراسر جهان در نتيجه کودک آزارى تن به مرگ مىدهند که سهم آمريکا و کشورهاى اروپايى و توسعه يافته در زير مجموعه سوء استفاده جنسى و روحى – احساسى بيشتر از کشورهاى افريقايى و آسيايى درحال توسعه و يا توسعه نيافته مىباشد. در حاليکه افريقا و آسيا بيشترين موارد کودک آزارى در جهان را با۶۳ درصد در زمينه بيگارى کشيدن ،سوء استفاده جنسى و قتل به خوداختصاص
داده اند، آمريکا و اروپا با سهم ۵۸ درصدى کودک ازارى در زمينه هاى آسيب ديدگى جنسى و روحى ناشى از مشکلات خانوادگى پيشتاز هستند. در گزارش هاى تحقيقى موثق آمده است که در آمريکا،يکى از هر هشت پسر و يکى از هر چهار دختر پيش از رسيدن به سن ۱۸ سالگى مورد سوء استفاده جنسى که بيشتر به شکل تجاوز مى باشد قرار مى گيرند. اين آمار در اروپا بويژه کشورهاى شمال غربى و مرکزى اروپا به يک پسر از هر شش نفر و يک دختر از هر سه نفر تغيير مىکند. در افريقا و آسيا اين آمار متفاوت است .در افريقا هر يک دختر از هر۱۲ دختر و هر يک پسر از۱۹ پسر مورد تجاوز جنسى و اذيت قرار مىگيرند. در مقابل ،کودک آزارى به شکل سختى در کار و احقاق حقوق و اذيت هاى
روحى – روانى در آسيا و افريقا بيش از چهار تا شش برابر آمريکا و اروپا است . در آمريکا،۹۰ درصد آزارهاى جنسى کودکان در منازل صورت مىگيرد بويژه اگر کودک جوانترى در خانه حضور داشته باشد.
در بيشتر قريب به اتفاق اين موارد، کودک از ترس خطرات بعدى، مساله را کتمان مى کند. آمار نشان مىدهد که اغلب موارد کودک آزارى يا توسط کودک و يا خانواده کتمان شده و گزارش نمىشود.
کودک آزارى چيست ؟ ״کودک آزارى״ زمانى رخ مىدهد که بدرفتارى به حدى برسد که ، کودکان آسيب ديده و به لحاظ بدنى و روحى صدمه مىبينند. زمانى که کودک تحت آزارهاى احساسى و روحى چنين قرار گيرد ،آسيب ديده واثرات سوء اين اسيب ممکن است در تمام طول عمر با وى همراه باشد، و کودک را از اعتماد بنفس ، موفقيت در کار، و تحصيل و ارتباط با اجتماع و روحيه خوشحال محروم کند. کودک آزارى به چهار دسته تقسيم مىشود : سوء استفاده فيزيکى، بى توجهى و بى اعتنايى فيزيکى، سوء استفاده جنسى، و سوء استفاده و آزار روحى – احساسى. سوء استفاده و آزار جسمى و فيزيکى کودک شامل کتک زدن ،پرتاب کردن ، لگد
زدن ، خفه کردن ، تکان هاى شديد دادن ، زدن با يک وسيله ، سوزاندن با کبريت ، سيگار و جسم داغ ،سوزاندن با آب داغ ، انداختن کودک بداخل آب و نگهداشتن اودر آب، بستن دست و پاى کودک ، مهيا نکردن مواد غذايى و نوشيدنى کافى و سالم براى کودک است .بى توجهى و بى اعتنايى فيزيکى که با رشد کودک مربوط است را مى توان درمصاديقى چون ، عدم تهيه امکانات کافى رفاهى چون خانه مناسب و لباس کافى ، بستن کودک در فضايى بسته و يا اطاق ، تنها گذاشتن طولانى مدت کودک ،عدم
تهيه امکانات درمانى و دارويى بهنگام بيمارى کودک ، قرار دادن کودک در شرائط و وضعيت هاى خطرناک ديد. مصاديق سوء استفاده هاى جنسى و آزار جنسى کودک در مواردى چون دست زدن و لمس ارگان جنسى کودک ، وادار ساختن کودک به لمس ارگان جنس ديگران ، تجاوزبه عنف و همبستر شدن با کودک ، نشان دادن عکس و ابزار و فيلم هاى مستهجن وغير اخلاقى به کودک ، وادار ساختن کودک به درآوردن لباس ، وادار ساختن کودک
به داشتن روابط جنسى با ديگران ، گرفتن تصاوير عريان از کودک و گفتن داستانهاى مستهجن و غير اخلاقى براى کودک خلاصه مى شود. در مورد آزارهاى احساسى و روحى بايد متذکر شد، زمانيکه کودک از سوى والدين مورد بىمهرى و بىتوجهى قرار مىگيرد و يا متهم به کارى شده و يا وحشت زده مىشود، در دسته چهارم گروه بندى مىشود. تکان دادن هاى شديد يک کودک مىتواند يک نوع خاصى از کودک آزارى محسوب شود زيرا گاه اين عمل موجب مرگ کودک مىشود. در اين عمل کافى است ۵ تا۲۰ ثانيه اين عمل انجام شود تا با يک اختلال عصبى در مغز و ايست مغزى مرگ
کودک فرا برسد. چگونه مىتوان فهميد که کودکى مورد آزار قرار گرفته است ؟ از آنجا که اکثر کودکان در طول روز به هنگام بازى خراش يا کبودى بر روى اندامشان ايجاد مىشود تميز دادن اين علائم با علائم کودک آزارى تا حدىدشوار خواهد بود، اما،اگر اين علائم همراه با کاهش فعاليت هاى درسى و اجتماعى کودک ، خشونت و تهاجمى شدن روحيه ، رفتارهاى غير عادى و وحشتزدگى، ميل به استفاده از سيگار و مواد مخدر و الکل باشد مىتوان يقين پيدا کرد که کودک مورد اذيت و آزار جسمى و يا جنسى قرار گرفته است . يکى از واضح ترين علائمى که مىتوان دريافت کودک به گونه اى مورد اذيت و آزار قرار گرفته ،ترس و بيزارى کودک از بزرگسالان است . اين در مورد کودکانى که خود مورد اذيت واقع نشده اما شاهد چنين عملى بوده اند نيز صدق مىکند.البته بايد متذکر شد که گاه مجموعه اى از اين علائم تفکيک شده مىتواند يکجا بروز کند که ناشى از اعمال گسترده و چند
جانبه کودک آزارى است .
کودک آزاران کيستند؟
کودک آزاران را نيز مىتوان با علائم مشخصه اى متمايز کرد.
افراد کودک آزار داراى روحيه غير اجتماعى، خشن ، ترسو، و خلافکارند. مصرف الکل و مواد مخدر در چنين افرادى رواج دارد و استفاده از مجلات ، آلات و فيلمهاى مستهجن و غير اخلاقى در ميان اين افراد به وفور يافت مىشود.عموما چه زن و چه مرد از ازدواج دورى مىکنند و يا ازدواج موفقى ندارند. والدينى که بيمارى کودک آزارى دارند عموما از ارتباط با ديگران بويژه همسايگان دورى مىکنند و يا در گردهمايىهاى مربوط به مدرسه کودک حضور نمى يابند.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی