حد و مرز رابطه ها در دنیای امروز (نویسنده: دکتر علیرضا شیری) | خانواده مطهر

حد و مرز رابطه ها در دنیای امروز (نویسنده: دکتر علیرضا شیری)

حد و مرز رابطه ی من، نامزدم، دوستم، شوهرم، همسرم با آدم های دیگه و بخصوص جنس مخالف چقدر باید باشد؟

انگاری ماها داریم گیج می شویم، مخصوصاً با فرهنگ های جدیدی که آمده است، مثل شبکه های اجتماعی، چت کردن در این شبکه ها که می تواند با آشنایان یا با غریبه ها باشد؛ اصلاً یک نوع جدیدی از روابط ایجاد شده است. قدیم به این روابط می گفتند Just Friend الان می گویند Social Friend یا همان دوست اجتماعی.
تمایل دارم به این سؤال فکر کنیم که ماها چقدر ظرفیت فرهنگی چنین مسائلی را داریم یا ایجاد کرده ایم؟ یا اینکه خرده فرهنگ هایی داریم که ظرفیت ایجاد شده را داشته باشد و موفق باشد؟
در واقع من به شخصه آدم های آسیب خورده ی زیادی را دیده ام؛ فکر نکنید که این آدم ها بی تجربه و دنیاندیده اند، موضوع، موضوع ساده ای نیست؛ آن هایی هم که فکر می کنند موضوع پیش پا افتاده ای است شاید بهتر باشد سری به اتاق های درمان بزنند و از اتفاقات باخبر شوند.
چیدمانی که من برای جواب دارم به این صورت است:
✔یک سری از آدم ها برای ما غریبه اند و ارتباط خاصی با آن ها نداریم؛
✔یک سری از آدم ها همکار یا همکلاس ما هستند؛ خب با غریبه تفاوت دارند و این تفاوت باز می گردد به صمیمت ما با آن ها؛ اینکه مثلا اگر یک نفر در دفتر کار ما مریض شود خب طبیعتا تا حدودی برای ما مهم است.
ممکن است در بین همکارها یا همکلاس های ما افرادی باشند که بخواهیم رابطه ی عمیق تری داشته باشیم اما نه تا حدی که رابطه عاطفی شکل بگیرد؛ دوست اجتماعی اینجاها شکل می گیرد، اینکه با یک نفر بیشتر از همکار یا همکلاس ارتباط دارم. فعلا کاری به مرد و زن ندارم. سوال اینجاست که آیا امکان دارد با یک نفر تا حدی رابطه داشته باشم که اندازه ی ارتباطم بیشتر از یک همکار یا همکلاس و کمتر از یک شریک عاطفی باشد؟ واقعیت این است که بله امکانش هست؛ حالا اینکه ما جنبه و ظرفیتش را داریم یا نه مسئله ای جداگانه است.
✔دسته ی چهارم رابطه عاطفی است.
در تک تک این روابطی که گفته شد سه چیز مدام در حال تغییر است: هیجان، صمیمیت، تعهد.
مثلا تعهدی که در رابطه ی عاطفی باید داشته باشیم قطعا در رابطه با همکارم نخواهم داشت.
یا مثلا برخی از هیجان ها را نمی شود با دوست اجتماعی تجربه کرد، چراکه اگر بخواهیم هر نوع هیجانی را با او تجربه کنیم دیگر اسمش دوست اجتماعی نخواهد بود! شاید پیش بیاید با هم سینما برویم اما اینکه بخواهم در سینما دستش را بگیرم خارج از دوستی اجتماعی است!
در واقع وقتی به هر طبقه ای از این دسته ها می رویم وظایف آن طبقه به ما محوّل می شود؛ نمی شود با یک نفر رابطه ی عاطفی برقرار کرد و اسمش را بگذاریم دوست اجتماعی و نخود نخود هرکه رود خانه ی خود! ما که نمی خواهیم خودمان را گول بزنیم!
و اما در مورد رابطه داشتن با دوست اجتماعی …
در درجه اول حواسمان باشد که قرار نیست چیزی را پنهان کنیم؛ این حق همسر من است که باخبر باشد، البته نه با جزئیات تمام! باید مراقب باشیم که به وسواس نیفتیم! کسی که دچار وسواس ذهنی باشد دوست اجتماعی که سهل است پسردایی یا دختردایی را هم برای همسرش تحمل نمی کند!
پس قرار نیست چیزی را قایم کنیم.
دوم اینکه بهتر و درست این است که در مورد رابطه ی اصلی خودمان سرمایه گذاری کنیم و رشدش دهیم و بهترش کنیم؛ دعوایی پیش آمد زودتر اصلاحش کنیم، شفاف تر باشیم. اگر رابطه اصلی ما مین گذاری نشده باشد و توجه و مراقبت و شفافیت و جرئت لازم را در حفظ رابطه مان اعمال کرده باشیم احتمال اینکه یک عامل بیرونی (مثل دوست اجتماعی) بخواهد رابطه دچار لغرش کند کمتر است، نه اینکه محال باشد بلکه کمتر است؛ حقیقتا بحث لغزش و خیانت از مباحث جدی است.
سوم اینکه اهل رعایت کردن باشیم؛ هر ساعتی زنگ نزنیم؛ اگر می توانم به جای اینکه به خودش بگویم به همسرش بگویم و او را مراعات کنم. در واقع با رعایت کردن حواسم باشد که خودم با دست خودم حساسیت ایجاد نکنم.
بعد از ایمن سازی رابطه ی اصلی خودم و رعایت کردن، نوبت به تیپ شخصیتی می رسد. راستش تیپ شخصیتی برخی ها غلط انداز است و کِرم دارد! در رابطه اش کِرمک دارد! این ها در هر جایگاهی قرار بگیرند حساسیت برانگیزند. اگر شما آدمی هستید که مرز نداری باید بگویم این شما هستید که مین گذاری شده اید، این شما هستید که ایجاد حساسیت برای همسرتان می کنید؛ یا اینکه نمی توانید صمیمیت آدم ها را کنترل کنید، یا دچار خوش بینی ساده لوحانه هستید باید بگویم شما آسیب زننده خواهید بود.
این دسته از افراد در جایگاه دوست اجتماعی، اضطراب زا و دردسر ساز هستند.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی