کارکرد خانواده در ازدواج‌های سنتی و مدرن 1 | خانواده مطهر

کارکرد خانواده در ازدواج‌های سنتی و مدرن 1

ازدواج و گزینش همسر از مهم‌ترین شاخص‌های تحرک اجتماعی در هر جامعه است. امروزه با توجه به تغییر شیوه‌های همسرگزینی و الگوهای نوین ازدواج از شکل سنّتی به مدرن، کارکرد خانواده نیز از این امر تأثیر می‌پذیرد و به نظر می‌رسد کارکرد خانواده در این ازدواج‌ها نیز متفاوت است.
نیاز به ایجاد روابط انسانی یکی از نیازهای عاطفی انسان است. ازدواج صمیمی‌ترین نوع رابطه در پاسخ به‌تمامی نیازها، اعم از مادی و معنوی است و یکی از مراحل تکامل انسان محسوب می‌شود. ازدواج پیمان مقدسی است که در میان تمام اقوام و ملل و در تمامی زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است. رابط دیرینه‌ای که در آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می‌کنند و پیمان می‌بندند که مصاحب و یار و غم‌خوار یکدیگر باشند، همدیگر را خوشبخت کنند، به یکدیگر عشق‌ورزند و با ازدواج به‌تنهایی خویش پایان دهند.
ازدواج فرایندی از تعامل بین زن و مرد است که تحت شرایط و مراسم قانونی، شرعی و عرفی برگزار می‌شود و عمل آن مورد پذیرش شرع، قوانین و تشکیلات اجتماعی می‌باشد. در جامعه امروز ایران گروه‌های گوناگونی زندگی می‌کنند که در آن‌ها درجات مختلفی از شرایط پیشامدرن و حتی پسامدرن یافت می‌شود. در این گروه‌های مختلف اجتماعی، شکل خانواده و همسرگزینی متناسب با موقعیت گروه و شکل خانواده متفاوت است.
در خانواده‌های گسترده جامعه پیشامدرن، ازدواج بین دختر و پسر را معمولاً بزرگ‌ترهای فامیل ترتیب می‌دادند؛ بنابراین، در گروه‌های اجتماعی که اوضاع مدرن را حتی به‌طور دست‌نخورده حفظ کرده‌اند، هنوز هم انتخاب زن برای پسر یا انتخاب شوهر برای دختر با تصمیم بزرگ‌ترها و در صورت لزوم، با تأیید ضمنی دختر و پسر صورت می‌گیرد.
در خانواده‌های طبقه متوسط جدید یا خانواده‌هایی که سعی کرده‌اند الگوهای رفتاری این طبقه را اتخاذ کنند، وضع همسرگزینی متفاوت است. در این خانواده‌ها سلطه جامعه و خانواده بر فرد، کمتر و دایره اختیار او وسیع‌تر است.
بنابراین در این خانواده‌ها دختر یا پسر ممکن است پیش از گرفتن تأیید خانواده، همدیگر را پیدا کنند یا والدین مقدمات آشنایی آن‌ها را فراهم کنند، ولی در هر حالت، انتخاب نهایی به عهده دختر یا پسر است.
در ایالات‌متحده، تحول الگوهای خانواده و ازدواج را با جریان صنعتی شدن، عامل اصلی در جهت کاهش اقتدار والدین و افزایش استقلال فرزندان در همسرگزینی در نظر گرفته‌اند، فرایندی که درنهایت به کاهش ازدواج‌های خویشاوندی منتهی خواهد شد. تحول در موقعیت زنان به لحاظ تحصیلات، ازجمله عواملی است که آنان را به نپذیرفتن الگوهای سنّتی هدایت می‌کند. بعد از انقلاب اسلامی و اتخاذ تدابیر برابری فرصت‌ها، زنان به تحصیلات ابتدایی و متوسطه اکتفا نکردند. به‌این‌ترتیب، زن دیگر محصور در خانه نیست که منتظر یک ازدواج سنّتی باشد و یا در سن کم تن به ازدواج دهد و سلطه مردان را بر خود بپذیرد.
در ازدواج سنّتی هر یک از طرفین، زن و مرد، جایگاه خود را به‌خوبی می‌شناسد و نقشش به‌روشنی تعریف شده است. شوهر منبع قدرت و حمایت مالی است و زن مسئول نگهداری از خانه و خانه‌داری و پرورش فرزندان است. امروزه این وضعیت تغییرات چشمگیری یافته است. مسئولیت‌ها بین زن و مرد تقسیم شده است و نتیجه این تغییرات کاملاً آشکار است. هنگامی‌که یکی از طرفین احساس کند نیازها و اهدافش در زندگی زناشویی تأمین نشده است.
ازدواج مرحله مهمی از زندگی است و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آغاز زندگی مشترک، تشکیل خانواده جدید و پدر و مادر شدن اتفاقاتی است که هم ازنظر اجتماعی و هم ازنظر روحی و روانی تأثیرات نگران‌کننده در خانواده در ایران گذاشته است و یکی از آن‌ها کاهش آمار ازدواج در کشور است.
امروزه با توجه به تغییرات و پیشرفت جوامع و صنعتی شدن شهرها، بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر نهاد خانواده نیز تغییر کرده است، ازجمله این تغییرات شکل و نوع ازدواج‌ها است. ازدواج‌ها از نوع سنّتی به مدرن تغییر یافته است. ازدواج‌های مدرن، ازدواج‌هایی است که در آن دختر و پسر نقش اصلی را در تصمیم‌گیری دارند و پیش از ازدواج مدتی را به دوستی و مصاحبت با یکدیگر می‌گذرانند و علت ازدواج آن‌ها اغلب عشق و علاقه‌ای است که در دوران دوستی ایجاد شده است. ولی در ازدواج‌های سنّتی حیطه اختیار افراد در انتخاب همسر محدود است و تشکیل زندگی بر اساس نیاز طبیعی و نه عشق و علاقه پیش از ازدواج صورت می‌گیرد؛ بنابراین نوع ازدواج‌ها و کارکردهای خانواده متفاوت است.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی