پیام های تربیتی مکتب عاشورا | خانواده مطهر

پیام های تربیتی مکتب عاشورا

_20111106_1935637494

بی شک در جهان امروز نیاز اول بشر، تربیت و تزکیه است. بشریت به بیماری سختی دچار شده است که اگر راه درمانی برای او اندیشیده نشود، در فلا کت بیش تری غوطه ور خواهد شد. متأسفانه این ابعاد از فرهنگ بشری نه تنها از طرف غیر مسلمانان مغفول باقی مانده، بلکه حتی از طرف مسلمانان نیز مورد بی مهری قرار گرفته است.

با توجه به اهمیت این موضوع تلا ش شده که در حد بضاعت بی مقدار خود چند سطری درباره ی الهام از مدرسه ی عاشورا تقدیم شود. روشن است که این نوشته در صدد بررسی تمامی پیام های تربیتی مکتب عاشورا نیست، بلکه برای رعایت اختصار تنها به برخی از پیام های تربیتی که از رفتار حضرت اباعبدالله(ع) در آن چند روز دریافت شود، اشاره می گردد. رفتار شخصیت های دیگر، به ویژه حضرت سیدالساجدین(ع) و حضرت زینب کبری(س) به مطالعه ی جداگانه نیاز، دارد.

با توجه به این که متن حاضر به شکل بسیار مختصر نوشته شده به جاست که در ابتدای سخن چند اصطلا ح که ملا ک عمل قرار می گیرند، تعریف شوند:

تربیت، جریانی است منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی، روانی، اخلا قی، اجتماعی و شناختی (رشد شخصیت تربیت شدگان) در راه کسب هنجارهای مورد نظر و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست.

مراد از مبانی تربیت، ویژگی های عمومی انسان و جامعه است و به مربی در تعیین اهداف و اصول و روش های تربیتی کمک می کند.

منظور از اصول تربیتی، دستور العمل های کلی است که راهنمای مربی در عمل تربیتی می باشد.

روش های تربیتی، دستورالعمل هایی جزیی تر از اصول است که به مربی کمک می کند تا تغییر لا زم را در متربی ایجاد نماید.

در مورد رابطه ی مبانی، اصول وروش ها باید گفت که اصول عموماً با توجه به مبانی استخراج می شوند و روش ها براساس اصول تربیتی بیان می گردند.

پس از این مقدمه، به روش کار در این نوشته اشاره می شود؛ در این نوشته مواردی از مبانی تربیتی ذکر

می شوند و در زیر هر مبنا اصلی از اصولی که می تواند راهنمای مربی در عمل تربیتی در آن زمینه باشد، ذکر می شود. سپس روشی که از سیره ی اباعبدالله(ع) استفاده شده و ایشان در آن چند روز حرکت و نهضت خود برای تربیت مردم به کار بسته بودند و نیز شواهد تاریخی آن، ذکر می شوند.

مبنای اول: تأثیر اعمال ظاهری بر فکر و نیت

اصل تربیتی: تغییر ظاهر

روش: تحمیل به نفس

شاهد تاریخی: خروج از مکه ی مکرمه برای جلوگیری از هتک حرمت خون در ایام حرام در مسجد الحرام

روش دیگر: تلقین به نفس(تلقین قولی و فعلی)

شاهد تاریخی: امام حسین(ع) تنها با زبان خود، راه اصلا ح را برای امت ترسیم نکرد، بلکه با خون و جان خود و خانواده ی خویش پیشتاز حرکت اصلا حی شد و نیز اولین فردی که از اهل بیت(علیهم السلا م) به میدان رفت حضرت علی اکبر(ع) فرزند ارشد امام(ع) بود.(۱)

مبانی دوم: تأثیر شناخت ها و گرایش ها بر ظاهر

اصل تربیتی: تحول در بینش ها و گرایش ها

روش: اعطای بینش

شاهد تاریخی: امام(ع) با حرکت خود مردم را بیدار و فعال سیاسی کرد و به آنها قدرت و حس نظارت بر اعمال حکومت داد. همچنین به حرکت مسلحانه بر ضد حاکم ظالم رسمیت و مشروعیت بخشید؛ قانون شهادت را به مردم فهماند که اصالت است نه استیصال، امتداد است نه پایان، بقاست نه زوال، وجود است نه فنا و ثبات بخشیدن است نه اضمحلا ل.(۲)

امام(ع) پیش از خروج از مدینه به محمد حنفیه وصیت می کند و وضیعت را برای ایشان و دیگران روشن می نماید: «و انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الا صلا ح فی امة جدی (ص) رید ن امر بالمعروف و نهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی— و بی— طالب(ع)».(۳)

امام(ع) از مکه ی مکرمه به سران بصره نامه

می نویسد؛ وضعیت امت اسلا می را برای آنها تبیین و وظیفه شان را روشن می کند.(۴)

امام(ع) در راه خود از مکه به کوفه، در منطقه ی «التنعیم» با مردم برخورد کرد؛ آنها را روشن ساخت و دعوت کرد تا به او ملحق شوند.(۵)

امام(ع) در جمع لشکریان حربن یزید ریاحی سخنرانی ایراد فرمود. سپس نماز جماعت اقامه کرد و پس از آن دوباره سخنرانی کرد. در منطقه ی «البیضه» بار دیگر برای آنها سخنرانی ایراد نمود و وضعیت را به طور کامل روشن ساخت.(۶)

صبح روز عاشورا، امام(ع) برای لشکر ابن زیاد سخنرانی ایراد فرمود تا آنها را از عذاب خدا بیم دهد؛ آگاهشان سازد که بر چه عملی اقدام می کنند و با چه کسی جنگ می نمایند.(۷)

امام(ع) در آخرین باری که ابن سعد را خواند و به او فرمود که به ملک ری نخواهد رسید.(۸)

امام(ع) به هرکدام از اصحاب که قصد مبارزه داشت قوت قلب می بخشید و به حسن عاقبت اطمینان

می داد تا با ضمیری آرام و عزمی راسخ به

مبارزه بشتابند. معنای واقعی زندگی را به آنها می فهماند که اگر عقیده و جهاد نباشد، هیچ ارزشی ندارد.(۹)

مبنای سوم: ظهور تدریجی شاکله

اصل تربیتی: مربی با وارد کردن متربی به مداومت و محافظت بر اعمال، می تواند در او شاکله ایجاد کند.

روش: فریضه سازی مانند پایبندی به عهد و پیمان

شاهد تاریخی: طرما بن عدی— الطایی—، در منطقه ی «الغدیب» به امام(ع) عر ض کرد: «کوفه علیه شما شده است؛ به سوی آنها نرو و با ما بیا. من ضمانت می کنم که بیست هزار شمشیر طایی برای شماست». امام(ع) پس از تشکر فرمود: «میان ما و این قوم عهد و پیمانی است و نمی توانیم منصرف شویم…».(۱۰)

مبنای چهارم: تأثیر شرایط بر انسان

اصل تربیتی: اصلا ح و تغییر شرایط

روش اسوه سازی: یکی از نتایج حرکت امام(ع) ساخته شدن الگوی بزرگ آزادگی، برای مردم در تمام اعصار، است. امام(ع) خطاب به ارتش حر فرمود: «نفسی مع انفسکم و اهلی— مع اهلیکم و لکم فی— اسوه».(۱۱)

روش دیگر؛ زمینه سازی: حرکت امام(ع) موجب احساس گناه در هر مسلمانی شد که می توانست اورا یاری دهد و نکرد؛ به ویژه افرادی که با امام(ع) پیمان بسته بودند.(۱۲)

زمینه سازی: امام حسین(ع) در شب هشتم دنبال ابن سعد فرستاد تا شبانه با او دیدار کند. شاید علت انتخاب شب اثر معنوی است که این زمان بر روح انسان می گذارد و از سوی دیگر نیز ابن سعد با مشاهده کثرت لشکریان خود به آنها مغرور نشود. امام(ع) در این ملا قات از دو حربه ی تهدید و ترغیب استفاده کرد تا ضمیر خفته ی او را بیدار کند. قراین نشان می دهد که ابن سعد متزلزل شد، زیرا در نامه ای که به ابن زیاد فرستاد به دروغ در آن نوشت که امام(ع) حاضر به بیعت با یزید می باشد، در حالی که اساس حرکت امام(ع) به خاطر بیعت نکردن با یزید بود. تمام برخوردها و فرمایشات امام(ع)، پیش و پس از این دیدار هم این را نشان می دهد، ولی ابن سعد چون می خواست درگیری صورت نگیرد و از سوی دیگر ملک ری را از دست ندهد، به این حیله متوسل شد.(۱۳)

مبنای پنجم: امکان مقاومت انسان در برابر شرایط و تأثیرگذاری بر آنها

اصل تربیتی: افزایش مقاومت و تأثیرگذاری بر شرایط و به عبارت دیگر افزایش مسؤولیت پذیری.

روش: اعطای بینش

شاهد تاریخی: امام(ع) با حرکت خود حقیقت دستگاه را برای مردم کشف کرد. بدین ترتیب درس استقامت، امکان تغییر و قدرت اراده و اختیار به مردم داد، چرا که در هر جای حرکت خود می توانست با بیعت کردن، مسأله را خاتمه دهد، ولی بنی امیه از این بیعت برای تحریف دین و توجیه اعمال خود استفاده می کردند.

مبنای ششم: احساس و گرایش انسان نسبت به اشیای اطراف خود و جهان خارج از او یکسان نیست

اصل تربیتی: فضل و احسان

روش: مبالغه در پاداش

شاهد تاریخی: هنگامی که خبر شهادت مسلم بن عقیل(ع) و هانی بن عروه به او رسید، عبدالله بن مسلم اسدی و منذر اسدی به امام(ع) اصرار کردند که باز گردد. فرزندان عقیل برخاستند و گفتند که باز نمی گردد، مگر آن که انتقام خویش را بگیرد یا به سرنوشت برادرشان دچار شود. امام(ع) به آنها نگریست و فرمود: «در زندگی پس از این ها خیری نیست».(۱۴) امام(ع) چنان کریمانه با اطرافیان برخورد می کرد که حتی ارتش و اسبان حربن یزید ریاحی را سیراب فرمود.(۱۵)

اصل تربیتی: آراستگی

روش: از بین بردن عوامل جاذبه

شاهد تاریخی: امام(ع) لباسی طلبید که کسی به آن طمع نکند و پس از شهادت سلب نشوند.

مبنای هفتم: تفاوت قدرت جسمی و شناختی و عاطفی انسان ها

اصل تربیتی: تکلیف به اندازه ی توانایی

روش: عدم توقع و انتظار از اشخاص، بیش از حد توانایی و قدرت آنها.

شاهد تاریخی: امام(ع) پیش از خروج از مدینه در وصیت خود به محمد حنفیه، فرمود: «فمن قبلنی— بقبول الحق فالله ولی بالحق و من ردعلی— هذا اصبر حتی یقضی الله بینی— و بین القوم و هو خیرالحاکمی».(۱۶)

نیز در خطبه ی خود در مکه ی مکرمه، پیش از حرکت به سمت کوفه، فرمود: «لا من کان فینا باذلا ً مهجته موطناً علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنا، فانی— راحل مصبحاً انشاءالله».(۱۷) یا در شب عاشورا از اصحاب می خواهد که از تاریکی شب استفاده کرده و نزد خانواده های خود بازگردند.

مبنای هشتم: ترکیبی بودن طبیعت انسان

اصل تربیتی: باید به انسان فرصت داد تا انگیزه های حقیقی خود را بروز دهد.

روش: عجله نکردن و اطمینان حاصل کردن از امور

شاهد تاریخی: پس از رسیدن نامه هایی از کوفه، امام(ع) برای آنها نامه نوشت و پسر عموی خود را برای بررسی اوضاع روانه ی کوفه ساخت.(۱۸)

اصل تربیتی: در تربیت باید از گرایش های متفاوت انسان استفاده کرد.

روش: استفاده از علقه های قبیله ای

شاهد تاریخی: امام(ع) در منطقه ی قصربنی مقاتل چادر عبیدالله بن الحر الجعفی— را دید. حجاج بن مسروق جعفی— را به سوی او فرستاد تا او را دعوت کند. نیز به زهیر بن قین و بریر بن خضیر اجازه داد که برای لشکریان سخنرانی کنند تا از نفوذ آنها برای هدایت لشکر ابن زیاد استفاده شود.(۱۹)

امام(ع) در سخنرانی برای لشکریان، آنها را مورد ملا مت قرار می داد؛ دین و آداب قبیله ای را به آنها یادآوری می کرد و حتی فرزندان خردسال خود را جلوی آنها آورد تا زشتی کارشان را با چشم خود ببینند و متأثر شوند.

مبنای نهم: بهره مندی انسان از نیرویی شگفت آور عقل

اصل تربیتی: اعطای بینش(تعلیم حکمت)

شاهد تاریخی: امام(ع) برای این که مردم حقیقت درخواست خود را بفهمند و متوجه باشند که به چه کاری اقدام می نمایند تا از روی آگاهی عمل کنند، در نامه ی خود برای آنها تبیین می کند: «فلعمری— ما الا مام الا العامل بالکتاب والا خذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله».(۲۰)

امام(ع) به ابوهره اسدی فرمود: «ان بنی— امیه اخذوا مالی— فصبرت، وشتموا عرضی— فصبرت و طلبوا دمی— فهربت».(۲۱) «بنی امیه مال من را بردند؛ صبر کردم. ناموس مرا دشنام دادند؛ صبر کردم. خون مرا خواستند؛ پس گریختم».

مبنای دهم: محدودیت انسان(ضعف و ناتوانی، آزمندی و شتابزدگی)

اصل تربیتی: تقویت و تحریض

شاهد تاریخی: امام(ع) با حرکت خود پندهای ترس و وحشت و رعب حاکم بر امت را پاره و روحیه ی استقامت را در آنها زنده کرد.

اصل تربیتی: سهولت در تکلیف و مسامحه و مدارا.

شاهد تاریخی: خبر شهادت عبدالله بن یقطر در منطقه ی «زباله» به امام رسید. امام(ع) این واقعه را به اطلا ع همراهیان رساند و به آنها اجازه ی انصراف داد.(۲۲)

اصل تربیتی: تقویت و روحیه دادن به افراد.

شاهد تاریخی: در شب عاشورا امام(ع) با زنان اهل بیت(علیهم السلا م) صحبت کرد؛ به آنها دلداری داد؛ آنان را آماده ی فجایع ساخت و از ایشان خواست که طبق رسم زنانه شیون و زاری نکنند و در مقابل دشمن از خود ضعف نشان ندهند.(۲۳)

مبنای یازدهم: انسان عبد خداوند متعال است

اصل تربیتی: تعبد و پرستش

شاهد تاریخی: در تاریخ آمده که تحت تأثیر عبادت امام(ع) و اصحاب ایشان، سی و دو نفر از لشکر ابن سعد متأثر شده و به امام(ع) پیوستند.(۲۴) همچنین تحت تأثیر همین عبادت، عزم اصحاب امام(ع) راسخ تر شد و خانواده و فرزندان آنها برای ادامه ی راه آماده تر گشتند. هنگامی که لشکر ابن سعد در روز نهم به سمت خیمه ها حرکت کرد، امام(ع) از آنها خواست که یک شب به او مهلت بدهند تا عبادت خدا را به جا آورد.(۲۵) شاید امام(ع) می خواست حس عبادت، نیایش و خداپرستی را در برخی از لشکریان ابن سعد زنده کند. امام(ع) وسط کارزار نیز، هنگام ظهر، نماز را به جا آورد.(۲۶)

هنگامی که حر از پیاده شدن امام(ع) در منطقه ای مناسب و دارای آب جلوگیری کرد، زهیربن قین از امام(ع) خواست که جنگ را پیش از رسیدن نیروهای کمکی برای آنها، آغاز کنند، اما امام(ع) نپذیرفت. شاید امام(ع) می خواست به آنها فرصت بیدار شدن وجدان خفته و حس خداپرستی بدهد؛ چنانچه حر این فرصت را به دست آورد.(۲۷)

روش: استغاثه

شاهد تاریخی: امام(ع) به خدای خویش استغاثه کرد و فرمود که کسی ما را یاری نمی دهد. همین استغاثه موجب بیدار شدن وجدان دو نفر از ارتش ابن سعد شد. آنان بر لشکر ابن سعد حمله ور شدند تا به شهادت رسیدند.(۲۸)

روش: تحریک غیرت دینی

شاهد تاریخی: امام(ع) در خطاب به ارتش حر فرمود: «فانا الحسین بن علی— و ابن فاطمت بنت رسول الله(ص)».(۲۹)

نتیجه

پس از مطالعه ی سریع سیره ی امام حسین(ع) د رچند روز منتهی به عاشورا، دیدیم که از رفتار وگفتار امام(ع) می توان درس های تربیتی بسیاری، برای تربیت دوستان و دشمنان، فرا گرفت. از جمله ی آنها این که اعمال ظاهری بر فکر و نیت اثر می گذارد؛ شناخت ها و گرایش ها بر ظاهر انسان تأثیر می گذارد؛ شاکله ی انسان به طور جدی ظاهر می شود؛ شرایط بر انسان اثر

می گذارد؛ انسان می تواند در برابر شرایط مقاومت کند و حتی بر آنها اثر گذارد؛ احساس و گرایش انسان نسبت به اشیای اطراف خود وجهان خارج یکسان نیست؛ قدرت جسمی، شناختی و عاطفی انسان ها با هم متفاوت می باشد. و نیز هر فرد در طول زندگی دارای قدرت جسمی، شناختی و عاطفی متفاوتی است؛ طبیعت انسان ترکیبی است. انسان دارای نیرویی شگفت آور به نام عقل است که با آن می توان خیلی از مشکلا ت او را حل کرد؛ انسان دچار محدودیت هایی مانند ضعف، ناتوانی، آزمندی و شتاب زدگی؛ انسان عبد خداوند است و حس خداپرستی و حقیقت جویی داردو….

منبع : فصلنامه پژوهه، شماره 10 , مشتاق الحلو

منابع

۱. البغدادی، مکی قاسم، موسوعة الثقافة الا ستشهادیة (الشهاده تأصیل لا ستئصال)، بیروت: الدارالا سلا میه، ۱۴۱۳ هƒ . ق

۲. المقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، ط ۵، بیروت: دارالکتب الا سلا میه، ۱۳۳۹ هƒ. ق

پی نوشت ها

۱. عبدالرزاق المقرم، مقتل الحسین(ع)، ط ۵، (بیروت: دارالکتب الا سلا میه، ۱۳۳۹ هƒ ق) ، ص ۲۵۵

۲. مکی قاسم البغدادی، موسوعة الثقافة الا ستشهادیة (الشهاده تأصیل لا ستئصال، (بیروت: الدار الا سلا میة، ۱۴۱۳)، ص ۵۴۰

۳. المقرم، همان، ص ۱۳۹

۴و۵ و۶و۷و۸. همان، ص ۱۴۲؛ ص ۱۷۳؛ صص ۱۸۴و۱۸۳؛ ص ۲۲۷ ؛ ص ۲۳۵

۹. البغدادی، موسوعة الثقافة الا ستشهادیة، ص ۱۸۳

۱۰و۱۱. المقرم، همان، ص ۱۸۷ و ص ۱۸۴

۱۲. البغدادی—، موسوعة الثقافیة الا ستشهادیة، ص ۵۰۳

۱۳.ت۲۹. المقرم، المقتل الحسین(ع)، صص ۲۰۶ و ۲۰۵ و۱۷۸و۱۸۲و۱۳۹و۱۶۶و ۱۴۵ و ۲۳۲، ۲۳۰ و ۲۱۳ و ۱۴۵ و ۱۷۰ و ۱۸۰ و ۲۱۸ و ۲۱۷ و ۲۱۱و ۲۴۵ و ۱۹۱ و ۲۴۰ و

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی