هدف‌گذاری در زندگی (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور) | خانواده مطهر

هدف‌گذاری در زندگی (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور)

S1

یک زندگیِ بدون هدف را مجسم کنید؛ شما صبح از خواب بیدار می‌شوید، صبحانه می‌خورید، کار می‌کنید، به خانه برمی‌گردید و می‌خوابید… زندگی شما معنایش را گم می‌کند و شما کم‌کم در پرتوی روزمرگی زندگی‌تان را ادامه می‌دهید. اکثرمان میدانیم که داشتن هدف در زندگی مهم است، اما تابه‌حال کمتر به این موضوع فکر کردیم که چرا مهم است؟ در اصل هدف نقطه شروع چرخه بین آنچه در ذهنتان می‌بینید تا آنچه در دنیای واقعی به دست می‌آورید است.

اگر شما از بنده بپرسید که تعیین هدف‌گذاری در زندگی چه اهمیتی دارد؟ بنده می‌گویم که: خیلی مهم است زیرا هر فرد موفقی را که تابه‌حال بنده دیده‌ام؛ متوجه شدم او در زندگی‌اش اهدافی را داشته است. یک پدر موفق اهدافی را دارد، یک تاجر یا یک زن موفق، یک دانش‌آموز یا دانشجو موفق و…. اهدافی را دارند. تعیین هدف در زندگی به‌عنوان یک راهنما یا نقشه راه است که این خیلی مهم است. زندگی بدون هدف زندگی است که ارزش زندگی کردن را ندارد.

فکر می‌کنند هدف‌گذاری مهم نیست، نخست اغلب اشخاص به اهمیت هدف‌گذاری واقف نیستند. اگر شما در خانه‌ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی‌کند و یا با کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی‌شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست، شما در شرایطی بزرگ می‌شوید و به بلوغ می‌رسید که نمی‌دانید هدف‌گذاری بیش از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد. به اطراف خود نگاه کنید. چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدف‌هایشان معتقدند؟

چرا گروه بسیار کثیری از افراد جوامع، این‌همه احساس یاس، ناکامی، عدم موفقیت، بیماری و … کرده و در نظرشان هیچ چاره و راهی برای حل مشکلاتشان وجود ندارد؟ و اصولاً در موفقیت، شادکامی و خوشبختی انسان‌ها، عواملی چون ‹‹ ثروت››،‹‹ملیت و نژاد››، ‹‹سطح تحصیلات››،‹‹جنسیت››،‹‹مذهب››،‹‹ضریب هوشی›› و … چه نقشی بازی کرده و چقدر مؤثرند؟

آیا شایسته‌ترین و باهوش‌ترین انسان‌ها لزوماً آدم‌های موفقی به‌حساب می‌آ‌یند یا نه؟ درنهایت ‹‹ هدف ›› چه نقشی در زندگی انسان بازی می‌کند؟

نتایج حاصله آر اطلاعات و آمارهای به‌دست‌آمده در کشورهای مختلف و جوامع متعدد، نشان می‌دهد که تعیین اهداف شفاف، معین و پایدار، مهم‌ترین عامل موفقیت انسان‌ها به‌حساب می‌آید. در حدود 3 درصد افراد مختلف جوامع، دارای اهداف مشخص، پایدار و شفاف هستند، و برای رسیدن به اهداف خود، برنامه‌ریزی مشخص و دقیق داشته و مصمم هستند که با تلاش و سخت‌کوشی فراوان با مداومت در پایداری و مقاومت در برابر مشکلات، به موفقیت‌های شایان توجه، برسند.97 درصد بقیه افراد هر جامعه، دارای افکار، اهداف، روی‌ها و آرزوهای پراکنده، مبهم، غیر شفاف، و ناپیوسته بوده و همچنین فاقد برنامه‌ریزی دقیق و عملی برای رسیدن به اهداف پراکنده و مبهم خود هستند. در یک بررسی دقیق 20 ساله دانشگاهی، نتایج حاصله نشان می‌دهد که راندمان حاصله از عملکرد گروه 3 درصدی در تمامی موارد و موضوعات بررسی‌شده، از مجموع عملکرد 97 درصدی، بیشتر بوده است.

قبل از شروع این پنج ملاک تعیین هدف را به خاطر بسپارید:

1- بیان اهداف به‌صورت مثبت

2- تعیین اهداف دقیق و مختصر مفید

3- اولویت‌بندی کردن اهداف

4- نوشتن اهداف

5- کوچک کردن اهداف

چرا ما به تعیین هدف و رسیدن به آن نیازمندیم؟

هدف‌گذاری یکی از اقدام‌های مهم و ضروری هر فرد در زندگی‌اش است. هر انسانی بدون هدف به پوچی می‌رسد و امید و نشاط کافی برای زندگی ندارد. وقتی به‌جانب هدف‌هایتان حرکت می‌کنید، شادمان‌تر و قدرتمندتر هستید. احساس می‌کنید انرژی بیشتری دارید، مؤثرتر هستید. احساس می‌کنید صلاحیت بیشتری دارید و در زندگی مطمئن‌تر قدم برمی‌دارید. با هر قدمی که به‌سوی هدفتان برمی‌دارید، بیشتر به این باور می‌رسید که می‌توانید هدف‌های بزرگ‌تری برای زندگی خود در نظر بگیرید و به آن برسید. امروز، در مقایسه با همه تاریخ گذشته مردم بیشتر از تغییر می‌ترسند و درباره آینده نامطمئن هستند. یکی از بزرگ‌ترین امتیازات هدف‌گذاری این است که هدف سبب می‌شود تا شما جهت تغییر در زندگی خود را کنترل کنید. داشتن هدف به شما امکان می‌دهد تا مطمئن گردید که تغییرات زندگی شما در جهت خواسته و علاقه شما شکل می‌گیرند و به وجود می‌آیند. ارسطو معتقد بود که هر اقدام انسان به شکلی هدفمند است. شما تنها زمانی شادمان هستید که به سمت خواسته خود به حرکت درمی‌آیید.

نکاتی برای تعیین هدف:

ممکن است شما بخواهید زندگی خود را بررسی کرده و تغییرات عمده‌ای در آن ایجاد کنید. شما می‌خواهید به وزن متناسب برسید، شغل جدید پیدا کنید، رابطه‌های خود را بهبود ببخشید و یا به خانه وزندگی خود نظم و ترتیب ببخشید. اما برای این‌که اهدافی را مشخص کنیم باید ابتدا خود و علائق خود را بشناسیم. پس‌ازآن هدف را مشخص نماییم و سپس مسیر و پیش‌نیازهای رسیدن را تعیین کنیم و اهداف بلندمدت را به پله‌های کوتاه‌تر تبدیل کنیم. پیش‌نیازها شامل اهداف کوتاه‌مدت است این اهداف باید شرایط زیر را داشته باشد:

هدفتان را به‌صورت دقیق و قابل‌اندازه‌گیری مطرح کنید و برای بیان هدف، آن را به‌گونه‌ای به زبان‌آورید که گویی اتفاق افتاده است و نکته مهم این‌که برای رسیدن به آن، زمان مشخصی را تعیین کنید. و انگیزه خود را برای رسیدن به آن مشخص کنید. هدف را با توجه به توانایی‌ها و امکانات در نظر بگیرید رؤیاپردازی و تخیلات را کنار بگذارید و واقع‌بین باشید. دررسیدن به هدف جدیت داشته باشید و سعی کنید هزینه‌های مادی و معنوی آن را بپردازید. هدفی را انتخاب کنید که مورد تأیید باشد. اهداف خود را همراه بازمان تعیین‌شده مکتوب کنید.

بدون هدف هیچ مسیر، کانون، دلیل با ارزشی برای صرف وقت وجود ندارد. مهمتراین ‌که اگر ما می‌خواهیم یک زندگی موفقی داشته باشیم احتیاج به تعیین مسیری داریم که آن‌ها را به موفقیت برساند. راه موفقیت از مسیر تعیین هدف مؤثرمی گذرد. تعیین هدف همچنین به ما اجازه برنامه‌ریزی و کنترل زندگی‌مان را می‌دهد. آن همچنین به ما اجازه می‌دهد که به اهدافی ازجمله نحوه رسیدن به اهداف، چگونگی توسعه خانواده، نحوه انجام کار و پیشرفت مهارت‌ها و توانایی‌هایمان، چگونگی کمک ما به دیگران برای موفق شدن، چگونگی رسیدن ما به اوج کار آیی و عملکرد و رسیدن به اعتمادبه‌نفس دست‌یابیم.

این افراد از قدرت تصمیم‌گیری سریع و به‌موقع برخوردار بوده‌اند و با شکار لحظه‌ها و موقعیت‌ها و اندیشیدن به پیروزی، فرصت‌ها را به دانایی، توانایی، ثروت و خوشبختی بیشتر، تبدیل می‌کردند…اینان بر اندیشه و تفکر خود حاکم بوده و از قدرت ذهنی و توانمندی‌های درونی خود، خیلی بیشتر از دیگران استفاده می‌کردند.

این گروه از افراد موفق شکست و عدم موفقیت را فقط به‌عنوان تجربه جدید، قبول داشتند و نتایج مثبتی را از آن برداشت می‌کردند، حتی در بدترین شرایط هم، امید به موفقیت و پیروزی را از دست نمی‌داند. جالب است که بدانیم که افراد موفق و هدفمند 3 درصدی، از ظرفیت و هوش خاص و خیلی بالا هم برخوردار نبودند.

همه این‌ها اهداف قابل‌تقدیر و بزرگی هستند، اما واقعیت این است که نمی‌توانید هم‌زمان به همه آن‌ها برسید، به‌جای اینکه در یک‌زمان روی همه این اهداف تمرکز کنید بهتر است یک یا دو هدف مهم‌تر را برگزیده و راه‌های رسیدن به آن‌ها را نیز مشخص کنید.

1- اهداف باید مشخص باشند: برای تعیین هدف‌ها، ضروری است که آن‌ها را بنویسیم. شاید این موضوع، جزئی و کم‌اهمیت جلوه کند اما نوشتن هدف‌ها، نقش بسیار مهمی در جهت درک، اصلاح و برنامه‌ریزی آن‌ها دارد. فقط گفتن این‌که شما می‌خواهید یک تاجر موفق باشید کافی نیست. شما باید دقیق‌تر از آن عمل کنید. چرا می‌خواهید تاجری موفق باشید؟ چگونه می‌خواهید به این موفقیت برسید؟ پیش‌بینی می‌کنید چه زمانی به این موفقیت برسید؟ شما باید این موارد را یادداشت کرده و به آن‌ها پاسخ دهید و هرروز برای خود یادآوری کنید.

2- اهداف باید منطقی باشند: پس از آن‌که فرد هدف‌های کلی خود را تعیین کرد، بایستی برای رسیدن به آن‌ها، مجموعه‌ای از هدف‌های جزئی و عینی را تدوین نماید. در این مرحله، فرد با توجه به واقعیت‌ها، هدف‌هایی جزئی و دست‌یافتنی را طراحی می‌کند. یک‌شبه میلیونر شدن غیرمنطقی است. من می‌خواهم بعد از 5 سال تجارت یک‌میلیون دلار داشته باشم. حالا منطقی شد. آن‌قدر اهدافتان را بشکنید که قابل‌دسترسی و قابل‌برنامه‌ریزی باشند. اگر اهداف خیلی بزرگی در نظر بگیرید شمارا گیر انداخته و در هم می‌شکند.

3- به یادگیری و بهبود دانش و مهارت خود بپردازید: امکان ندارد بدون یادگیری و بهبود دانش و مهارت بتوانید به اهدافی که برای خود در نظر گرفته‌اید دست بیابید. دانش و مهارت در موفقیت نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. آن‌ها مدام در حال تغییر هستند پس شما نیاز دارید که آن‌ها را هرروزه گسترش داده و به فراگیری دانش و مهارت‌های تازه بپردازید.

4اهداف خود را اولویت‌بندی کنید: هدف‌هایی که از مرحله ارزیابی موفق گذر کنند، بایستی اولویت‌بندی شوند. در این مرحله، هدف‌ها بر اساس اهمیت زمانی و اولویت‌بندی، به گروه‌های بلندمدت، میانی و کوتاه‌مدت، تقسیم می‌شوند و می‌توانند به فرد کمک کنند. شما ممکن است در زندگی‌تان بیشتر از یک هدف داشته باشید. از کجا می‌دانید که چه اهدافی مهم‌تر هستند؟ شما وقتی می‌توانید به این سؤال جواب دهید که اهدافتان را با توجه به شرایط اولویت‌بندی کرده باشید. بنابراین بنشینید و باکمی فکر اهداف خود را اولویت‌بندی کنید.

5 تبدیل کردن اهداف به عادات روزانه: اکثر کارهای روزانه‌ای که ما انجام می‌دهیم جز عادات ما شده‌اند، مانند بیدار شدن در یک ساعت معین، کارهای روزمره، خوردن صبحانه و حتی خوردن یک فنجان قهوه در ساعت مشخصی از روز. وقتی شما می‌خواهید یک عادت جدید در زندگی‌تان ایجاد کنید باید آن را به یکی از عادت‌های فعلی‌تان پیوند بزنید. مثلاً اگر می‌خواهید قبل از رفتن به سرکار، ورزش کنید بهتر است آن را قبل از خوردن صبحانه انجام دهید تا فراموشش نکنید. برای شروع به یادگیری می‌بایست به موضوع علاقه‌مند شد. در مرحله دوم در خلوت خود به‌صورت خودآگاه از ضمیر ناخودآگاه خود درخواست می‌کنی تو را در امر این آموزش جدید همیاری کند. نتیجه شگفت‌انگیز است. ضمیر ناخودآگاه حجم بالایی از مطالب مربوط به بستر آموزش را جمع‌آوری کرده و باعـث سرعت روند آموزش می‌گردد.

6- طرز فکر خود را “همه‌یاهیچ” قرار ندهید: یکی از دلایلی که ما از اهداف خود دست می‌کشیم فکر کردن به “همه‌یاهیچ” است. مثلاً اگر در رژیم غذایی باشید و یک روز رژیم خود را با یک پاکت چیپس بشکنید سعی می‌کنید بقیه هفته یا روز را نیز به این کار ادامه دهید! اما آیا بهتر نیست که اشتباه خود را جبران کرده و در بقیه ساعات روز رژیم خود را حفظ کنید؟

یک لغزش کوچک ممکن است تفاوت بزرگی در هدف شما ایجاد نکند. همان‌که شما 80 درصد مواقع طبق برنامه خود عمل کنید کافی است، برای 20 درصد باقی‌مانده نگران نباشید. ممکن است این سهل‌انگاری پیشرفت شمارا کندتر کند اما شما باید تلاش خود را بیشتر کنید تا زودتر به انتهای خط برسید و مطمئناً با حفظ همان تلاش همیشگی به هدف خودخواهید رسید.

7- ارزیابی هدف‌ها: پس‌ازآن که فرد هدف‌های کلی خود را تعیین کرد، بایستی برای رسیدن به هدف‌های فوق، مجموعه‌ای از هدف‌های جزئی و عینی را تدوین نماید. در این مرحله، فرد با توجه به واقعیات، هدف‌هایی جزئی و دست‌یافتنی را طراحی می‌کند. پس از تعیین هدف‌های جزئی و عینی، بایستی یک ارزیابی نیز داشته باشیم. انسان، زمانی که هدف‌های خود را تعیین کرد، باید آن‌ها را مورد ارزیابی قرار دهد و ارزیابی خود را بر اساس نتیجه هدف‌ها، تصور کند. در مرحله ارزیابی هدف‌ها، می‌بایست به علائق و باورهای خود توجه کنیم. ما باید دائماً رفتارهایمان را با توجه به هدف‌هایی که برای خود متصور هستیم، مورد ارزیابی قرار دهیم. هدف‌ها، مبنایی برای ارزیابی رفتارهای انسان هستند. درصورتی‌که فرد در وصول به هدف‌ها موفق نشود، بایستی رفتارهای خود را تغییر دهد؛ تا رفتارهای مذکور منتهی به هدف‌ها شوند.

8- با افراد مجرب و دلسوز و شجاع مشورت کنید: فرد در مسیر تحقق هدف‌های خود، باید رفتارهایی متناسب با آن‌ها را انجام دهد. او در این مرحله می‌تواند با دیگران و افراد آگاه، مشورت کند و با توجه به اولویت هدف‌های خود، در جنبه‌های گوناگون زندگی، رفتارهای مختلفی را انجام دهد. زیرا یک فرد در جهت بهبود سبک زندگی خود، باید برای جنبه‌های مختلف زندگی هدف‌هایی را تعریف کند و به آن آگاهی داشته باشد.

9- رؤیاپردازی کنید: کاغذی سفید جلوی رویتان قرار دهید و همین‌طور که اجازه می‌دهید تخیلاتتان به هرکجا که می‌خواهد پرواز کند، هرچه به فکرتان می‌آید روی کاغذ بنویسید. خیلی از ما آدم‌بزرگ‌ها توانایی خیال‌پردازی را ازدست‌داده‌ایم و این مایه تأسف است. با خیال‌پردازی می‌توانید هنوز به آینده امیدوار باشید و هرکجا امید باشد، موفقیت هم هست. بایست بتوانید یک لیست خوب از ایده‌های مختلف جمع کنید. لیست شما باید حداقل شامل 25 ایده نشایت گرفته از تخیلتان باشد، در مورد اینکه می‌خواهید چه بکنید یا چه داشته باشید.

شما باهدف گذاری، رسالت خویش را در این جهان هستی بهتر خواهید شناخت و با کسب موفقیت‌های پی‌درپی احساس نزدیکی به آفریدگار مهربان را پیدا خواهید کرد و درنتیجه به آرامش درونی و موفقیت خواهید رسید. اکنون‌که اهمیت هدف‌گذاری در زندگی برایمان مشخص شد سؤال مهم این است که چگونه هدف‌گذاری کنیم؟ اصلاً مشخصات یک هدف هدایت‌کننده و جهت دهنده چیست؟

هدف‌های شما در 7 حوزه زندگی تعریف می‌شوند:

حوزه 1: حرفه و آینده شغلی

حوزه 2: زندگی خانوادگی و روابط شخصی

حوزه 3: پول و دارایی‌ها

حوزه 4: سلامتی و تناسب‌اندام

حوزه 5: پرورش علمی و رشد فردی

حوزه 6: فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه

حوزه 7: شکوفایی معنوی و آرامش درونی

بعد از تکمیل فهرستتان، 24 تا 48 ساعت صبر کنید بعد هر آیتم موجود در لیست را خوانده و از خود بپرسید چرا؟ اگر نتوانستید در یک جمله بیان کنید که چرا چنین هدفی را انتخاب کرده‌اید و چرا می‌خواهید به آن برسید، پس دیگر آن ایده یک خیال نخواهد بود و نمی‌تواند برای شما هدف باشد. در مرحله بعدی این سؤالات را برای تک‌تک ایده‌هایی که روی کاغذ آوردید از خود بپرسید.

  1. آیا این واقعاً هدف من است؟
  2. آیا برای همه افرادی که در این هدف دخیل هستند، عادلانه و منصفانه است؟
  3. آیا با اهداف دیگر من تطابق دارد؟
  4. آیا ازنظر احساس می‌توانم متعهد شوم که این هدف را به انجام برسانم؟
  5. آیا می‌توانم خودم را تصور کنم که به این هدف رسیده باشم؟

باید بتوانید برای هر هدف به همه این 5 سؤال پاسخ مثبت بدهید، در غیر این صورت روی آن اهداف هم خط بکشید. به سؤالات بالا فکر کنید و سعی کنید به آن‌ها پاسخ بدهید. وقتی کارتان در این مرحله نیز تمام شد احتمالاً فهرستتان خیلی کوچک‌تر از اول شده است. اشکالی ندارد چون شما کم‌کم به تشخیص هدفی که توانایی رسیدن به آن را داشته باشید نزدیک‌تر می‌شوید. اگر نتوانستید حداقل به یک سؤال از این پرسش‌ها برای هر هدف پاسخ مثبت بدهید، آن هدف را از فهرستتان حذف کنید. موقع پاسخ دادن به این سؤال‌ها حتماً خانواده‌تان را هم در نظر داشته باشید. و لذت را با خوشبختی اشتباه نگیرید.

حتماً از روی روند جدول اهداف برای رسیدن به اهدافتان پیش روید. خودتان می‌توانید انتخاب کنید. ممکن است نتوانید در یک‌زمان روی همه اهدافتان باهم کارکنید. پس اگر تا پایان سال وقت برای کار کردن روی یک یا دو مورد از اهدافتان رادارید، عجله نکنید. تلاشتان را بیشتر کنید اما کاری نکنید که وقت رسیدن به هیچ‌کدام از این اهداف را پیدا نکنید و همه را نیمه‌تمام رها کنید.

وقتی اهدافتان را تعیین کردید و فعالیت‌های لازم برای رسیدن به هرکدام از آن‌ها را نیز مشخص کردید، کمی از نگرانی‌هایتان کم خواهد شد. مطمئن باشید خیلی بیشتر از هم سن و سالان خود برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌اید. پس خوشا به حالتان.

نتیجه اینکه:

هدف‌ها به‌عنوان تصویرهایی از آینده در زندگی انسان‌ها دارای نقش بسیار حیاتی هستند؛ زیرا فرد در جهت رسیدن به آن‌ها، رفتارهای امروز خود را شکل می‌دهد و درواقع، فرد با انجام و صورت‌بندی رفتارهای کنونی خود، در پی تحقق هدف‌های زندگی‌اش در آینده است. با طراحی هدف احساس نظم و انضباط زیادی خواهید داشت چراکه همه‌چیز را برای خودتان مشخص خواهید کرد و مدیریت زمانتان خودبه‌خود شکل می‌گیرد. شما وقتی‌که برای خودتان می‌نویسید که در آینده دوست دارید به چه چیزهایی برسید احساس غرور و زیبایی به شما دست خواهد داد و از احساس پوچی و بی‌انگیزگی رها خواهید شد. با طراحی هدف آینده تاریک زندگی برایتان روشن می‌شود و شما می‌توانید آینده را در اختیار بگیرید.

دقت کنید و باور داشته باشید که اگر شما برای آینده خود طرحی نداشته باشید و باری به هر جهت زندگی کنید، دیگران شمارا در اختیار خود خواهند گرفت، حال اگر خودتان زندگی آینده خودتان را طراحی کنید، دیگران در اختیار شما قرار خواهند گرفت. ما باید به‌طور دائم رفتارهایمان را با توجه به هدف‌هایی که برای خودساخته‌ایم، مورد ارزیابی قرار دهیم. هدف‌ها، مبنایی برای ارزیابی رفتارهای انسان هستند. درصورتی‌که فرد در وصول به هدف‌ها موفق نشود، بایستی رفتارهای خود را تغییر دهد؛ تا رفتارهای مذکور منتهی به هدف‌ها شوند. ازآنجاکه یک سری رفتارها بدون تأمل و تدبر از ما سر می‌زند، می‌توان با توجه به رفتاری که اکنون انجام می‌دهیم، هدف‌هایمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و حتی به برخی از هدف‌های پنهان‌شده، آگاهی یابیم. فرد می‌تواند هر رفتار خود را مورد پرسش قرار دهد.

با توجه به‌ضرورت هدف‌ها در زندگی و تعامل آن با رفتارها؛ روشن است که ما در طول زندگی باید یک برنامه دائمی و پویا، برای هدف‌گذاری داشته باشیم و با توجه به تغییراتی که در مسیر زندگی پیش می‌آید، گاهی باید در هدف‌های خود تجدیدنظر کنیم. به یاد داشته باشیم که ما دائم در حال انجام رفتارهایی هستیم که تحت تأثیر هدف‌ها هستند. اگر ما وارد برنامه هدف‌گذاری زندگی شویم، رفتارهایمان تحت تأثیر هدف‌های انتخابی قرار می‌گیرند و درصورتی‌که در برنامه هدف‌گذاری وارد نشویم، هدف‌های ما خارج از آگاهی و اراده ما، رفتارهایمان را شکل خواهند داد.

تعیین اهداف خیلی ساده‌تر از این است که بگویید می‌خواهید چیزی اتفاق بیفتد. اگر به‌طور شفاف تعریف نکرده باشید که چه می‌خواهید وندانید که چرا آنجا به‌عنوان اولویت اول می‌خواهید، شانس شما در موفقیت به‌طور چشم‌گیری کاهش پیدا می‌کند. بنابراین، شرط زندگی خردمندانه، در انتخاب راه درست و هدف درست و پرهیز از امر بی‌هدف و سرگرم کننده‌های بیهوده است که نتیجه‌ای جز از دست رفتن سرمایه‌های مادی و معنوی و از کف رفتن فرصت‌ها و سرانجام عقب‌ماندگی و پشیمانی نخواهد داشت.

با آرزوی اینکه همیشه موفق و پیروز باشید

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی