من (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور) | خانواده مطهر

من (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور)

myself

قیصر امین پور شاعر معاصر می‌گوید:

بعضی از آدم‌ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط‌های زیادی!

از روی بعضی از آدم‌ها باید مشق نوشت

و از روی بعضی آدم‌ها باید جریمه نوشت

و با بعضی از آدم‌ها هیچ‌وقت تکلیفِ ما روشن نیست.

بعضی از آدم‌ها را باید چند بار بخوانیم تا معنیِ آن‌ها را بفهمیم و

بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت…

**************************************

مَن اگر با مَن نباشم می‌شوم تنهاترین

کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

مَن نمی‌دانم کی ام مَن، لیک یک مَن در مَن است

آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن، روشن است

مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن!

ای مَن غمگین مَن در لحظه‌های شاد مَن!

هرچه از مَن یا مَنِ مَن، در مَنِ مَن دیده‌ای

مثل مَن وقتی که با مَن می‌شوی خندیده‌ای

هیچ کس با مَن، چنان مَن مردم آزاری نکرد

این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

ای مَنِ با مَن، که بی مَن، مَن تر از مَن می‌شوی

هرچه هم مَن مَن کنی، حاشا شوی چون مَن قوی

مَن مَنِ مَن، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست

هیچ کس با مَن مَنِ مَن، مثل مَن درگیر نیست

کیست این مَن؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه‌تر

این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه‌تر؟

زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست

ورنه مَن مَن کردن مَن، از مَنِ مَن عار نیست

راستی! این قدر مَن را از کجا آورده‌ام،

بعد هر مَن بار دیگر مَن، چرا آورده‌ام؟

در دهان مَن نمی‌دانم چه شد افتاد مَن

مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من مثنوی هفتاد من

شاعر: ناصر فیض

کتاب: املت دسته دار

توضیح: دقیقاً کلمه “من” هفتاد بار در این شعر بکار رفته است.

اما مولوی در «دیوان شمس» غزلیات، غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ چنین می‌فرمایند:

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

زان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم

ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده

کو خانه نشانم ده من خانه نمی‌دانم

زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانش

پیش آ و مرنجانش من خانه نمی‌دانم

وان کز تو بود شورش می دار تو معذورش

وز خانه مکن دورش من خانه نمی‌دانم

من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم

رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی‌دانم

ای مطرب صاحب صف می زن تو به زخم کف

بر راه دلم این دف من خانه نمی‌دانم

شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم

می افتم و می‌خیزم من خانه نمی‌دانم

نکته‌ای در اینجا هست که در فلسفه جدید هم به‌صورت دیگری مطرح است و آن اینکه “من واقعی” انسان کیست و چیست؟

فلاسفه نظر خاصی دارند. نظرشان این است که من هر کس همان روان و روح اوست، همان است که انسان آن را تشخیص می‌دهد.

“من” را که انسان احساس می‌کند، یعنی همان روح او، وقتی به انسان می‌گویند، “من” کیست؟ می‌گوید “من” یعنی روحم.

روانشناسی امروز لااقل به این مقدار رسیده است که مقداری از خودت را که تو احساس می‌کنی، یک قسمت از “من” توست، قسمت بیشتر از “من” تو، من نا آگاه توست که تو خودت از وجود او آگاه نیستی، یعنی در شعور ظاهر تو وجود ندارد.

عرفا در اینجا اعجاز کرده‌اند و چند درجه از روان‌کاوهای امروز هم دقیق‌تر رفته‌اند و صریحاً با فلاسفه مخالفت کرده، گفته‌اند فلاسفه اشتباه کرده‌اند که گفته‌اند “من” انسان همان روح انسان است،

“من” خیلی دقیق‌تر و عمیق‌تر است از آنچه فلاسفه آن را روح انسان می‌دانند.

به قول شبستری:

من و تو برتر از جان و تن آمد                    که جان و تن ز اجزای من آمد

البته آن‌ها می‌گویند هر کس به من حقیقی خودش آن‌وقت دست می‌یابد و من خود را آن‌وقت کشف می‌کند که خدا را کشف کرده باشد. شهود من خود، از شهود خدا هیچ‌وقت جدا نیست و این مطلب کتاب آسمانی ما قرآن کریم آمده است. (سوره حشر آیه 19) «و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛

و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم خودشان را از یادشان برد آنان همان فاسقانند.»

که داستانش مفصل است. عرفا شدیداً توجه دارند که “من” انسان، خیلی عمیق‌تر از آن حدی است که فلاسفه درک کرده‌اند.

محی‌الدین عربی، می‌گوید…

ای که در پیکار، خود را باخته                    دیگران را تو ز خود نشناخته

ای کسی که خود یعنی همان “من” را باخته‌ای. این تعبیر هم از کتاب آسمانی ما قرآن کریم آمده است:

«ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم» قرآن می‌گوید که «بزرگ‌ترین باختن‌ها و بزرگ‌ترین باختن در قمارها

این است که انسان “خود” را ببازد. (سوره شوری/ آیه 45).

اگر تو خودت را کشف کرده بودی، وقتی در خلوت با خودت بودی، نیازی به هیچ‌چیز نداشتی. اینکه در خلوت وحشت می‌کنی برای این است که با خودت هم نیستی، خودت را هم گم‌کرده‌ای، خودت را باخته‌ای. این است که روح و حقیقت عبادت که توجه به خداست؛ بازیافتن خود واقعی است. انسان خود حقیقی‌اش را در عبادت و در توجه به ذات حق پیدا می‌کند و می‌یابد نه در حرف و سخن این‌ و آن.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی