راهکارهای موثر برای ترک اعتیاد یک معتاد (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور) | خانواده مطهر

راهکارهای موثر برای ترک اعتیاد یک معتاد (نویسنده: دکتر محسن بهشتی پور)

141

آیا شما هم معتاد به مواد مخدر می‌باشید و یا عزیزی دارید که با این بیماری دست‌ و پنجه نرم می‌کند؟ و تصمیم به ترک مواد مخدر گرفته‌اید و یا دنبال برنامه‌ای مطلوب برای ترک اعتیاد عزیزان خود هستید… اگر چنین مشکلی دارید پس این مقاله را کامل مطالعه نموده و سپس اقدام کنید. آری بسیاری از افراد معتاد بارها و بارها تصمیم می‌گیرند اعتیاد خود را کنار بگذارند اما در این راه شکست می‌خورند. بنابراین به نظر می‌رسد خیلی از معتادان درباره دلایل اعتیاد خود نیازمند اطلاعات بیشتری باشند و باید با روش‌های علمی و اصولی ترک اعتیاد آشنا شوند.

معضل اعتیاد و روند رو به رشد آن به‌خصوص در بین جوانان زنگ خطر را برای خانواده‌ها و جامعه به صدا درآورده است. آمارهای غیر رسمی معتادان قابل‌ هضم و درک نیست. تمام درمان‌های ترک اعتیاد با هدف تقویت انگیزه و حفظ تمایل بیمار به دوری از عادت مصرف مواد و بازگشت به زندگی عادی صورت می‌گیرد. شاید این حرف در موارد نادری به عمل در آید، ولیکن عادت اعتیاد ریشه‌دارتر از آن است که یک فرد به‌ تنهایی با تمام مشغله‌های ذهنی و فکری و با عدم آگاهی به روش‌های پیشگیری از سقوط، بتواند در برابر لرزش مجدد اعتیاد مقاومت کند. لذا قویاً توصیه می‌کنیم اگر می‌خواهید زحمات خود و خانواده خود را هدر ندهید حتماً به مواردی که ذکر می‌کنم توجه کامل مبذول دارید.

گاهی اوقات مشیت الهی سبب می‌شود تا حرکت هائی آغاز شده و در نقطه‌ای با یکدیگر تلاقی کنند و سپس مسیر مشترکی را در پیش بگیرند که از قبل برای انسان‌ها قابل پیش‌بینی نیست. در درمان اعتیاد آگاهی و شناخت بیمار و خانواده نسبت به ویژگی‌ها و خصوصیات اعتیاد و درمانش لازم و ضروری است. لازم است هم بیمار و هم‌خانواده‌اش بدانند که اعتیاد بیماری مزمن است و بهبودی نیازمند صبر و بردباری آن‌ها می‌باشد.

اعتیاد چیست؟

اعتیاد را به عادت کردن، خو گرفتن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنا کرده اند.  این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد. بیماری اعتیاد مدارهای عصبی مربوط به‌نظام پاداش، انگیزش، و حافظه را در مغز دچار اختلال کرده، و اختلال در این دستگاه‌ها در مغز باعث بروز عوارض بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روحی می‌گردد. بررسی اعتیاد به‌ عنوان عارضه‌ای روانی، اجتماعی و اقتصادی از دیدگاه علوم پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و همین‌طور از دیدگاه‌های فلسفه، قانون، اخلاق و مذهب صورت می‌گیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به‌جای اصطلاح اعتیاد توصیه نموده است.

اعتیاد یک بیماری اصلی، پیش‌رونده و کشنده است. این عارضه، نوعی ارتباط تسکین‌دهنده با یک مادهٔ روان‌گردان یا تأثیر گزار بر ذهن و یا رفتاری که مارا در برابر میل بیش‌ازحد، ناتوان می‌کند، می‌باشد. اعتیاد به‌عنوان حالتی که در آن بدن انسان برای انجام فعالیت‌های عادی خود به یک ماده یا یک رفتار خاص وابسته می‌شود تعریف‌شده است. اعتیاد یک «بیماری اجتماعی» است که عوارض جسمی و روانی دارد و تا زمانی که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمی و روانی فقط برای مدتی نتیجه‌بخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار «مواد اعتیادآور» می‌گردد. اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی است که عوارض ناشی از آن تهدیدی جدی برای جامعه بشری محسوب شده و موجب رکود اجتماعی در زمینه‌های مختلف می‌گردد.

با آنکه از واژه “اعتیاد” اغلب در اشاره به وابستگی به مواد مخدر یا مشروبات الکلی استفاده‌شده و تحت عنوان اعتیاد به مواد نیز از آن یاد می‌شود، این احتمال نیز وجود دارد که انسان به فعالیت‌های دیگری چون قمار، پرخوری، روابط جنسی، تماشای تصاویر مستهجن یا حتی خریدهای بی‌مورد و بیش‌ازاندازه معتاد شود. این‌گونه اعتیادها تحت عنوان اعتیادهای رفتار یا فرایندی نام‌برده می‌شوند.

مراحل اعتیاد:

1-آشنایی: در این مرحله فرد از راه‌های مختلف (مثلاً از طریق دوستان خود) با مواد مخدر و نحوه استعمال آن آشنا می‌شود.

2- شک و تردید: در این مرحله، فرد سعی می‌کند با میل خود مبارزه کند.

3- اعتیاد واقعی: در این مرحله فرد دچار اعتیاد می‌شود و هر بار بر میزان مصرف خود می‌افزاید.

انواع اعتیاد: 

۱- اعتیاد به مواد: مانند اعتیاد به تریاک، اعتیاد به شیشه، اعتیاد به هروئین، اعتیاد به الکل
اعتیاد به مواد مخدر اغلب با عوارض و نشانه‌ های خماری، در مواقعی که مصرف مواد به‌ طور ناگهانی و یک‌باره قطع می‌شود همراه است. اعتیاد جسمی درعین‌حال با سازگار شدن بدن انسان با مواد مخدر یا همان تلورانس همراه است و همین امر سبب می‌شود که ما برای دستیابی به نشئگی قبلی میزان مصرف خود را دائم افزایش دهیم. علائم رایج و متداول خماری عبارت‌اند از لرزش، اسهال و تهوع یا دل‌پیچه. سرعت وابسته شدن به انواع مواد به نوع مادهٔ مصرفی، دفعات و فواصل مصرف، شیوه‌های مصرف و ویژگی‌های ژنتیکی و روانی افراد بستگی دارد.

۲- اعتیادهای رفتار: مانند اعتیاد به غذا، اعتیاد به رابطه جنسی، اعتیاد به کار، اعتیاد به قمار، هم‌ وابستگی و خود آزاری (قطع عضو).
اعتیادهای رفتاری یا فرایندی الگوهای رفتاری هستند که چرخه‌ای مشابه اعتیاد به مواد دارند. نخست اینکه ما از انجام یک رفتار احساس لذت می‌کنیم و سپس آن رفتار را به‌عنوان روشی برای بهتر نمودن تجارب زندگی خود انتخاب می‌کنیم و سرانجام از همان رفتار به‌عنوان ابزاری برای تحمل اضطراب و استرس ادامه می‌دهیم. فرایند تلاش برای لذت بردن از آن رفتار همواره شتاب بیشتری پیدا می‌کند و دفعات پرداختن به رفتار موردنظر، بیشتر و بیشتر شده و این حالت آئین و مراسمی خاص به خود می‌گیرد تا اینکه سرانجام به بخش عمده‌ای از زندگی روزمرهٔ ما تبدیل می‌شود. پس از معتاد شدن به آن رفتار همواره وسوسه پیدا می‌کنیم تا آن رفتار را باوجود پیامدهای زیان‌بارش تکرار کنیم.
این‌گونه اعتیادها جنبه واقعی دارند و در بسیاری از بخش‌های زندگی ما مشکلاتی به بار می‌آورند. چنین اعتیادهایی همانند اعتیاد به مواد به‌ روابط ما با دیگران آسیب می‌رسانند و فردی که رفتار معتاد گونه دارد روابط خود با دیگران را قربانی رفتار اعتیادآور خود نموده و سبب می‌شود تا اعتماد اعضای خانواده‌اش از وی سلب شود. ایشان همچنین در زندگی اعضای خانواده، بستگان و دوستانش مشکلات جدی ایجاد می‌نماید. شواهد فزاینده‌ای وجود دارند که نشان می‌دهند اعتیاد رفتاری نیز همانند اعتیاد به مواد، فعالیت عادی مغز را مختل می‌سازد. اما باید برای مشخص شدن تأثیر اعتیاد رفتاری بر فعالیت و عملکرد مغز تحقیقات بیشتری صورت گیرد. خوشبختانه برای کسانی که از اعتیاد رفتاری رنج می‌برند برنامه‌ها و انجمن‌هایی وجود دارند که در بهبود یافتن این معتادان بسیار مؤثر هستند.

تفاوت میان عادت و اعتیاد: بسیاری از ما انسان‌ها به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی خاص عادت می‌کنیم اما از این بابت صدمه‌ای به ما وارد نمی‌شود چون می‌توانیم هر زمان که اراده کنیم مصرف یک ماده اعتیادآور یا پرداختن به یک فعالیت خاص را متوقف کنیم.
آنچه اعتیاد را از عادت متمایز و متفاوت می‌سازد این است که ما ماده موردنظر یا رفتار خاص را با وجود پیامدهای منفی آن‌ که کاملاً قابل پیش‌بینی و جدی هستند همچنان ادامه می‌دهیم.

۱-عادت: با داشتن انتخاب همراه است. فردی که به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی عادت کرده است می‌تواند هر زمان که اراده کند از عادت خود دست بردارد.

۲- اعتیاد: با مسائل روانی و جسمی همراه است. فرد به دلیل ابتلا به بیماری اعتیاد، اراده خود را ازدست‌داده و علیرغم آگاهی از پیامدهای زیان‌بار مواد مخدر یا رفتار اعتیادآور، همچنان به آن ادامه می‌دهد.

انواع مواد مخدر:
۱- سستی زا        ۲- توهم‌ زا        ۳- توان‌ افزا
مواد سستی زا:
موادی هستند که مصرف آن بر روی سلسله اعصاب مصرف‌کننده اثر گذاشته و درنتیجه فعالیت فکری و بدنی او را سست می نماید که شامل:
الف: طبیعی، مانند: استحصالات گیاه خشخاش، تریاک، شیره تریاک، مرفین
ب: مصنوعی، مانند: هروئین، متادون، نرمتادون، پاپاورین، پتیدین، انواع و اقسام قرص‌های مسکن و آرام بخش
موادتوهم زا:
با مصرف این مواد فرد دچار اوهام حسی و بصری می‌شود. این مواد را هالوسینوژن می گویند که شامل:
الف: طبیعی، مانند: استحصالات گیاه شاهدانه، حشیش، بنگ، ماری‌جوانا، گراس، چرس؛ مسکالین، جو سیاه آفت زده، برخی از قارچ‌های حاوی مواد توهم زا، دانه‌های نوعی نیلوفر وحشی
ب: مصنوعی، مانند: آل. اس.دی (L.S.D)، دی متیل تریپتامین (D.M.T)، دی اتیل تریپتامین (D.E.T)
موادتوان‌افزا:
مصرف آن بر روی سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و درنتیجه فعالیت فکری و بدنی مصرف‌کننده بیشتر و باعث هیجان می‌شود. این مواد به دودسته تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از:
الف: طبیعی، مانند: برگ کوکا، کوکائین، کراک، برگ و ساقه برخی درختان مثل خات و کراتم و ناس
ب: مصنوعی، مانند: آمفتامین، متیل آمفتامین، ترکیبات آمفتامین‌ها.

آثار سوء مواد مخدر، زیان‌های جانبی:

از مهم‌ترین عوارض جسمی اعتیاد به مواد مخدّر می‌توان به ناراحتی‌های عصبی، بی‌اشتهایی، اضطراب، ریزش مکرّر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی و فشار شدید در ستون فقرات، لاغر شدن و مانند آن اشاره کرد.

در گستره اقتصادی، برخی پیامدهای ناشی از اعتیاد به مواد مخدّر عبارت‌اند از: بیکاری، ضعف مالی در ازای خرید و مصرف مواد، لطمه به اقتصاد و جامعه و خانواده.

اما عوارض روانی و شخصیتی ناشی از اعتیاد به مواد مخدر فراوان‌اند; ازجمله: ضعف اراده، بی‌توجهی به مسئولیت‌های فردی، ضعف شخصیت، ضعف عاطفه، عصبی بودن، به هم خوردن تعادل روانی، شخصیت نامتعادل و متزلزل، و ضعف اعتماد به‌ نفس. همچنین در زمینهٔ اجتماعی می‌توان به عوارضی مانند بی‌توجهی به مقرّرات جامعه، ضعف نیروی کار جامعه، بی‌نظمی و بی‌اعتمادی در جامعه، ضعف بنیاد خانواده، افزایش انحرافاتی مانند: دزدی، فحشا و تکدی گری اشاره کرد.

از طرفی نیز یکی دیگر از عوامل اصلی گسترش بیماری‌هایی چون ایدز و هپاتیت هست و همچنین زیان‌های اجتماعی و اقتصادی قابل‌توجهی برای جامعه دارد که از آن میان می‌توان به از بین بردن بخشی از نیرو و مغز فعال جامعه اشاره کرد. ازجمله مهم‌ترین آسیب‌هایی که مصرف مواد مخدر بر سلامتی فرد دارد کاهش قوای جنسی در بلندمدت است. اگرچه برخی از مواد مخدر در لحظه باعث افزایش میل جنسی و برانگیختگی می‌شوند، ولی اکثر آن‌ها در طولانی‌مدت قوای جنسی را کاهش می‌دهند. برای مثال مصرف متادون سبب کاهش و از بین رفتن میل جنسی، اختلال نعوظ و اختلال در انزال می‌گردند. حدود ۷۵ درصد از معتادان به متادون، از کاهش و یا از بین رفتن میل جنسی شکایت دارند. حدود ۷۰ درصد دارای مشکل در برانگیختگی جنسی و ۶۰ درصد دارای مشکل دررسیدن به ارضاء جنسی هستند..”

در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت ببرد و به‌عبارتی‌دیگر پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین و نورانی نفرین ترشح می‌شود و بر روی قشر و سایر مراکز حیاتی آن اثر می‌کند و احساس لذت و پاداش به او دست می‌دهد و سعی در تکرار آن عمل دارد. یکی از آثار سوء مواد مخدر فعال شدن همین سیستم است. بنابراین کسانی که یک‌بار با این مواد آشنا می‌شوند چون سیستم پاداش در مغز آن‌ها تقویت‌شده، تمایلی شدید به تکرار مصرف آن پیدا می‌کنند. از بین مواد مخدر هروئین به سهولت در چربی حل می‌شود. مغز انسان نیز مقدار زیادی چربی دارد و بنابراین در مقایسه با مرفین و مشتقات آن، هروئین پس از مصرف در زمان کوتاه‌تری روی مغز اثر می‌کند. کدئین نیز که از مشتقات تریاک است به‌آسانی در سیستم گوارش جذب‌شده و در بدن تبدیل به مرفین می‌شود. در یک مطالعه روشن‌شده است که در معتادان، یکی از آثار سوءمصرف مواد، کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است.

با وجود یک فرد معتاد در خانواده زندگی همه اعضا به نحوی صدمه می‌بیند. اعضای خانواده برای ادامه حیات مجبور می‌شوند که در زندگی خود تغییراتی بدهند تا بتوانند با اثرات ویرانگر اعتیاد کنار بیایند. به‌مرور زمان این روش باعث می‌شود تا خود آن‌ها نیز در زندگی خود با مشکلات فراوانی روبه‌رو شوند. مجموعه‌ای از عواطف و احساسات ویرانگر وجود دارند که سلامت روانی، رفتاری و کیفیت زندگی اعضای خانواده به علت هم‌جواری در کنار فرد معتاد را به خطر می‌اندازند. به‌ تازگی، برخی با مدل‌سازی اعتیاد با به‌کارگیری دانش اقتصاد نشان داده‌اند که درآمد و مصرف امروز مواد مخدر به چه میزان بر تقاضای مواد مخدر در آینده تأثیر خواهد گذاشت.

اثرات مواد مخدر بر مغز
مهم‌ترین محل تأثیر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می‌کنند. این گیرنده‌ها به ۳ گروه تقسیم می‌شوند:
۱- اثر بر گیرنده‌های گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.
۲- اثر بر گیرنده‌های گروه دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرار می‌شود.
۳- اثر مواد مخدر برگیرنده‌های گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

اثرات مواد مخدر بر رفتار
۱- این مواد حالت خمودگی و ابر گرفتگی شعور ایجاد می‌کنند یعنی می‌توانند بیداری بیش‌ از حد بشر را کاهش دهند. بنابراین آن‌هایی که کار فکری شدید، یکنواخت و خسته‌کننده می‌کنند با اولین آشنایی‌ها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند، ابتدا ظاهراً آن‌ها را آرام می‌کند اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمربخشی را از آن‌ها می‌گیرد.
۲- قسمت اعظم دردهای بشر روان زاد است، انواع کمردردها، پشت‌درد، سردرد، دل‌دردهای مزمن، دردهای عضلانی و استخوانی، می‌تواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش‌های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی‌یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب‌پذیر هستند.
۳- در مسیر اعتیاد، بتا اندورفین ها که مواد شبه مخدر درون زا هستند کاهش می‌یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی جای شبه مرفین‌های مفید و تولیدشده در بدن شخص را می‌گیرد. بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آن‌که مواد مخدر خارجی به بدن نمی‌رسد، مغز دیگر مواد شبه مرفین درون‌ زا ترشح نمی‌کند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بی‌قراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.
۴- با کاهش اندورفین ها در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصیت دشمن‌کشی مونوسیت ها که از سلول‌های دفاعی بدن هستند کاهش می‌یابد. بنابراین شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساس‌تر است و زودتر مبتلا می‌شود.

اثرات مواد مخدر بر بدن
۱- مواد مخدر آن دسته از سلول‌های دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می‌دهند و نیز با کاهش فعالیت آن‌ها، می‌توانند سبب رشد سلول‌های سرطانی شوند.
۲- تمامی داروهای مخدر و روان‌گردان، مغز و نواحی مخـتلف بدن را تـحت تأثیر خـود قـرار می‌دهند و تعادل شیمیایی بدن را بر هم می‌زنند.

فهرست انواع روش‌های دفاعی که ما برای ادامهٔ انکار اعتیاد خود از آن‌ها استفاده می‌کنیم بسیار طولانی است. در اینجا به شماری از این شیوه‌ها که ما برای بی‌ضرر جلوه دادن مصرف مواد مخدر به آن‌ها متوسل می‌شویم اشاره می‌کنیم:

۱. توجیه: توجیه خود و دیگران در این مورد که چرا ما مواد مخدر مصرف می‌کنیم. “اگر زندگی شما هم شبیه زندگی من بود شما نیز مواد مخدر مصر ف می‌کردید”.

۲. دلیل‌تراشی: ارائه دلایل غیرمنطقی درباره اینکه چرا ما مواد مخدر مصرف می‌کنیم.” برای این مواد مخدر مصرف می‌کنم که سرم گرم شود و اعتمادبه‌نفس داشته باشم”.

۳. سرزنش کردن/ تأسف به حال خود: برای توجیه مصرف مواد مخدر، دیگران را مسئول معتاد شدن و رفتار خودمان معرفی کنیم.” شوهرم با من بدرفتاری می‌کند: برای اینکه بتوانم وی را تحمل‌کنم ناگزیرم که مواد مخدر مصرف کنم”.

۴. اندک جلوه دادن: خودداری از اعتراف به این‌که چه مقدار و چند نوبت در شبانه‌روز مواد مخدر مصرف می‌کنیم:” فقط هر از گاهی مواد مخدر مصرف می‌کنم. حساب کار را دارم و حواسم جمع است “.

۵. روشنفکر بازی: آوردن دلایل بی‌پایه و اساس برای متقاعد ساختن خود و دیگران که مشکلی در کار نیست.” برای این مواد مخدر مصرف می‌کنم که احساس خلاقیت کنم و کارم را بهتر انجام دهم”.

۶. ناصادقی: حقایق و واقعیت‌های مربوط به اعتیاد ما به‌اندازه‌ ای آزار دهنده است که نمی‌توانیم آن‌ها را بپذیریم و به همین علت به دروغ‌گویی متوسل می‌شویم یا با پنهان نگه‌داشتن نکات و جزئیات مهم مرتبط به اعتیاد خود به تحریف حقایق می‌پردازیم. ” برای کسب لذت، مواد مخدر مصرف نمی‌کنم بلکه به خاطر خواص داروئی و آن‌هم روزهای پایانی هفته مواد مخدر مصرف می‌کنم”.

۷. القاء کردن: وقتی از اعتیاد ما به مصرف مواد مخدر سخن به میان می‌آید به مشاجره، تمسخر، فریبکاری و این‌گونه کارها متوسل می‌شویم: ” من خیلی زیاد مصرف نمی‌کنم و هر زمان که بخواهم می‌توانم کنار بگذارم. من در این مورد مشکلی ندارم و این شما هستید که مشکل‌دارید.

۸. انزوا: برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم از دیگران دوری می‌کنیم.

شناخت صحیح علت‌های اعتیاد

اهمیتی ندارد که وقتی از اعتیاد حرف می‌زنیم منظورمان کدام نوع از اعتیاد است، بلکه مهم است تشخیص دهیم که علت اعتیاد کسب لذت نیست و اعتیاد نمی‌تواند کاری برای روحیه فرد یا قدرت شخصیت او انجام دهد. کارشناسان درباره این موضوعات که آیا اعتیاد یک مرض و ناخوشی است و یا یک بیماری ذهنی واقعی است بحث می‌کنند. همچنین آن‌ها درباره این‌که  آیا وابستگی به مواد مخدر و اعتیاد یک معنی را می‌دهند یا نه و بسیاری از جنبه‌های دیگر اعتیاد نیز بحث می‌کنند. چنین موضوعاتی بعید است که به این زودی‌ها حل‌وفصل شود. اما فقدان تحلیل درباره اعتیاد مانع از درمان مؤثر آن نیست.

بطورکل هیچ‌گاه نمی‌توان یک دلیل واحد برای اعتیاد معرفی کرد بلکه همیشه دلایل مختلفی برای گرایش به آن وجود داشته است. در کل دلایل روی آوردن به مواد مخدر را می‌توان به دلایل روان‌شناختی، زیست‌شناختی و اجتماعی تقسیم کرد. بنده سعی می‌کنم برخی از علت‌های اصلی را بیان کنم.

۱اجتماعی:

فاصله یک جوان تهرانی با مواد مخدر ۱۰ دقیقه می‌باشد. یعنی یک جوان تهرانی از لحظه‌ای که تصمیم به مصرف دارو یا مواد می‌گیرد تا به دستش برسد به‌طور میانگین ۱۰ دقیقه طول می‌کشد. یکی از مهم‌ترین علت‌ها بودن تعداد بالای معتاد و مقدار زیاد مواد مخدر در جامعه ما، عامل و معلول گسترش اعتیاد می‌باشد. از زبان بیماران عرض می‌کنم که میگویند وقتی شما هر جا می‌روید بساط مصرف مواد پهن است؛ از جشن عروسی گرفته تا پارتی‌ها و مراسم‌های مختلف، از کارگاه‌های کوچک تولیدی کفش و پوشاک تا کارخانه‌های صنعتی کوچک، شما یکجا از قبول پیشنهاد دیگران امتناع می‌کنید، در جای دوم وسوسه خودتان را مهار می‌کنید، به‌جای سوم نمی‌روید و… اما بالاخره تسلیم می‌شوید.

۲ناتوانی جنسی (در آقایان):

غالب مواد مخدر (و نه همه‌شان) در اوائل مصرف، تأثیر مثبتی بر این اختلال دارند و این ویژگی موجب تمایل بسیاری از مردان ایرانی به مصرف مواد مخدر، و بخصوص تریاک، گشته است. در کشورهای پیشرفته، کلینیک‌های تخصصی وجود دارند که کادر پزشکی و پیراپزشکی‌شان درزمینهٔ درمان اختلالات جنسی تخصص دارند. شما نمی‌توانید حتی یک نفر را بیابید که به خاطر مشکل جنسی معتاد شده باشد. در ایران ما٬ بیماران مبتلا به ناتوانی جنسی (که تعدادشان بسیار بالاتر از حد تصور است)، اصلاً نمی‌دانند که به کجا مراجعه کنند. ضمن آنکه خصوصیات فرهنگی ما موجب شده تا بحث در این مورد را زشت و شرم‌ آور بدانند. شاید باورش برای افراد غیرپزشک مشکل باشد ولی بسیاری از بیماران، حتی در حضور پزشک هم از بیان اختلالات جنسی خود خودداری می‌کنند. این افراد که از منطقی‌ترین راه درمان بیماری خود به‌ واسطه شرم و حیا امتناع کرده‌اند، به احمقانه‌ترین روش متوسل می‌شوند که همان مصرف تریاک می‌باشد. به‌طور خلاصه؛ فرهنگ غلط، پایین بودن سطح آگاهی مردم، نبود کادر متخصص در این زمینه، موجب گرایش درصد بالائی از مردان ایرانی به مواد مخدر گشته است.

۳بیماری:

این عامل در مورد اعتیاد به تریاک صدق می‌کند. بر اساس یک باور غلط و عادت دیرین، مردم ما در مواجهه با بیماری‌های مختلف به تریاک پناه می‌برند. پس از اتمام دوره بیماری و رفع آن چیزی که باقی می‌ماند بیماری دیگری است بنام اعتیاد. البته استفاده از تریاک به‌عنوان یک داروی مؤثر، اختصاص به ایرانیان ندارد و در میان ملل دیگر هم درگذشته رایج بوده و تریاک از جانب پزشکان تجویز می‌شده است. باگذشت زمان و پیشرفت علم پزشکی، از طرفی ماهیت بسیاری از بیماری‌ها مورد شناسایی قرار گرفتند و از طرف دیگر داروهای بسیاری کشف شدند. درنتیجه، رفته‌رفته استفاده بی‌مورد از تریاک منسوخ گشت. متأسفانه در کشور ما چنین نشده است و هنوز هم درصد قابل‌توجهی از مردم، در مواجهه با برخی بیماری‌ها و اختلالات، بجای مراجعه به پزشک از تریاک استفاده می‌کنند. سردرد، بیماری‌های روماتیسمی، آرتروز مفاصل و اعمال جراحی (تسکین درد بعد از عمل) اختلالات روحی (همچون افسردگی) مشکلات پیری و سالخوردگی (که در حیطه طب سالمندان قرار دارد) ازجمله این بیماری‌ها و اختلالات می‌باشند.

۴عدم توجه و کنترل والدین:

دوره نوجوانی و بلوغ یکی از مراحل مهم و مخاطره‌ آمیز در رشد آدمی محسوب می‌شود که اگر با نظارت صحیح والدین صورت پذیرد می‌تواند سرنوشت خوشایندی برای شخص به همراه داشته باشد معمولاً در این دوره اولین تماس با مواد مخدر می‌تواند روی دهد. قبل از آن و در دوران کودکی شرایط به گونه ایست که نه کودک تمایل چندانی به مصرف ماده‌ای ناشناخته دارد و نه دیگران چنین موقعیتی را فراهم می‌کنند ولی غرور نوجوانی وقتی با محیط نامناسب آمیخته می‌شود، چنانچه مربی و کنترل‌کننده عاقل و دلسوزی وجود نداشته باشد، می‌تواند نوجوان را به ورطه اعتیاد و بدتر از آن بکشاند. برداشت من این است که بین نوجوانان ما و والدین فاصله افتاده است. دلایل این فاصله متعددند و به این بحث مربوط نمی‌شوند. ولی می‌توان به رشد سریع فنّاوری و دانش بشری از یک‌سو و پایین آمدن سطح درآمدها و فقر از سوی دیگر اشاره کرد (البته به‌عنوان یک عامل از عوامل متعدد). نوجوانی که سطح سوادش بالاتر از والدینش می‌باشد، نوجوانی که در اطراف خود و یا از طریق ماهواره و اینترنت، پیشرفت زندگی انسان‌ها را می‌بیند و درمیابد که والدینش از برآورده کردن نیازهای معقول و نامعقول او عاجزند، با آن غرور کاذبی که دارد و البته طبیعی هم می‌باشد اهمیتی به نظر والدین خود قائل نمی‌شود. پدری که قبل از طلوع آفتاب از خانه خارج می‌شود و نیمه‌ شب برمی‌گردد، چه زمانی نوجوانش را می‌بیند که بتواند او را کنترل و راهنمائی کند؟. البته این‌ها نمونه‌هایی کوچک می‌باشند و دلایل بسیارند.

5- نبود امکانات و شیوه‌های تفریحی:

مواد مخدر موجب خوشحالی و سرخوشی می‌شوند و برای دقایقی فرد را از عالم واقعیت دور می‌کنند، یا تحمل آن را آسان می‌سازد. نیاز به تفریح و دور شدن از استرس‌های روزمره چیزی نیست که بتوان منکر آن شد. تصورش را بکنید شخصی به‌ ویژه یک نوجوان یا جوان قصد رفع خستگی و تفریح دارد. این شخص کجا می‌تواند برود؟ آیا ما تنوع تفریحی داریم؟ آیا امکانات تفریحی ما کافی هستند؟

6- فقر:

بیکاری و نداشتن پول!! نه‌تنها موجب بروز اعتیاد می‌شود که درمان اعتیاد را هم سخت می‌کند. (منظور این نیست که هرکسی فقیر است معتاد می‌شود و کسانی که از وضع مادی خوبی برخوردارند معتاد نمی‌شوند، این‌یک بحث آماری هست) نمی‌توانم رقمی ارائه کنم، ولی بجرات می‌توانم بگویم که بیش از سی یا حتی چهل درصد از مراجعین جهت ترک اعتیاد صرفاً به خاطر مشکلات مادی از درمان بازمی‌مانند (ظاهراً درمان را موکول می‌کنند به آینده). اگر واقع‌بین باشیم و شعار ندهیم، باید قبول کنیم که ترک اعتیاد حتماً هزینه می‌خواهد. مراجعه به کمپ یا درمان با استفاده از داروهای ارزان‌قیمت و یا تحت نظر بهزیستی برای همه بیماران مقدور و عملی نیست. کاری به این ندارم که کلینیک‌های خصوصی و بستری در آن‌ها یا داروهای دست‌ساز و روش‌هایی چون سم‌زدائی فوق‌سریع و.. علمی هستند یا نه. آنچه مهم است حقیقت جامعه ماست. در حال حاضر چند میلیون بیمار داریم و فقط صد تا یا دویست‌تا مرکز بهزیستی (کاری به این هم ندارم که روش این مراکز درست است یا نه) پس مراکز بهزیستی کافی نمی‌باشند و ما به این مراکز خصوصی نیازمندیم و این مراکز می‌توانند درصدی از بیماران را درمان کنند (هرقدر هم که کم باشد).

بیماری که قصد درمان دارد؛ غیر از هزینه‌های مستقیم درمان٬ باید متحمل هزینه‌های دیگری هم بشود از قبیل: استراحت در منزل یا مسافرت و تفریح. حاضر نشدن در سرکار علاوه بر افت درآمد، خطر از دست دادن شغل را هم به همراه دارد. فکر می‌کنید چند درصد از بیماران قادر به تقبل این هزینه‌ها و ریسک‌های مادی هستند؟ شاید کمتر از ده یا بیست درصد.

7- اختلالات روحی و پایین بودن امید به آینده:

آمار دقیقی موجود نیست ولی بررسی‌های پراکنده‌ای که مثلاً بر روی دانش آموزان مناطق بیست‌گانه تهران صورت گرفته و یا در مورد دانشجویان برخی از دانشگاه‌های تهران، نشانگر این واقعیت هستند که افسردگی و اختلالات مشابه در جامعه ایرانی بالاست. جوانی که حوصله ندارد، کسل است٬ خیل عظیم بیکاران را و به‌ویژه تحصیل‌کرده‌های بیکار را می‌بیند، امید چندانی به آینده نخواهد داشت. کاملاً طبیعی است که این جوان نسبت به خوشی‌های زودگذر و کاذب ناشی از مصرف مواد مخدر متمایل شود و بهمان نسبت هم در مقابل ترک اعتیاد مقاومت نشان دهد.

مطمئناً علل پیدایش و ادامه اعتیاد به موارد ذکرشده در فوق محدود نمی‌شوند و دلایل دیگری هم وجود دارند که من از ذکر آن‌ها صرف‌نظر نمی‌کنم و آنچه در پی می‌آید دربرگیرنده لیست نسبتاً کاملی از علل پیدایش اعتیاد است.

توصیه پیشگیرانه (دوستانه) به جوانان و نوجوانان:
۱- خطرات و عوارض مصرف مواد اعتیادآور را خوب بشناسید.
۲- به هر کس که به تو مواد تعارف کرد محکم و قاطع بگو «نه» اینکه ما بتوانیم به دوست خودمان «نه» بگیم خودش یک هنر است. افراد خوش‌فکر هر تعارفی که مخالف سلامتی خودشان است را به‌ راحتی رد می‌کنند.
۳- جواب‌هایی از قبل برای اصرار زیاد اطرافیانتان آماده کنید. پیشاپیش به این جمله‌ها فکر کنید «خیلی کیف داده»، «شنگول میشی»، «سرحال میشی» و اگر کمی تردید کنید میگن: «بچه ننه ای»، «ترسویی»، «اول تجربه کن بعد بگو بده»، «هنوز مرد نشدی»، «پس چرا فلانی کشید و معتاد نشد؟ و …
۴- مواد مخدر را حتی یک‌ بار هم امتحان نکنید.
۵-  از رفت‌وآمد در مکان‌های آلوده و دوستی با افراد مشکوک پرهیز کنید.
۶- مواد اعتیاد آور سم کشنده است که اثراتش به‌ تدریج ظاهر می‌شود.
۷- به صحبت‌های پدر و مادرتان که خیرخواه‌ترین دوستان شما هستند اطمینان کنید. ارتباطاتتان را با آن‌ها محکم کنید.
۸- بامطالعه، ورزش و تفریحات سالم برای اوقات فراغت خودتان برنامه‌ریزی کنید.
۹- آن‌هایی که مواد مخدر را به جوانان معرفی می‌کنند، چهره‌اش فرقی با دیگران ندارد. پس دوستان و نزدیکان خودتان را خوب بشناسید.
۱۰- بعضی‌ها فکر می‌کنند با بقیه فرق دارند و هر وقت که اراده کنند می‌توانند مصرف مواد را کنار بگذارند، درحالی‌که این طرز تفکر منجر به اعتیاد می‌شود.
بیشترین اثرات مخرب اعتیاد، بر ارکان خانواده وارد می‌آید، همان‌طوری که مؤثرترین عامل پیشگیری از اعتیاد نیز نهاد خانواده است.

توصیه پیشگیرانه به والدین:
۱- درباره مواد اعتیادآور (علل و عوامل مؤثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علائم آن) اطلاعات کافی کسب کنید.
۲- الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید و هرگز برخلاف گفته خود عمل ننمایید.
۳-  فضایی ایجاد کنید که فرزندانتان در آن احساس آرامش کنند.
۴- به صحبت‌های فرزندانتان خوب گوش کنید. با لبخند، تکان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظیر «چقدر جالب»، «من این را نمی‌دانستم» و … آن‌ها را به گفتن بیشتر تشویق کنید.
۵- شرایطی ایجاد کنید که شمارا محرم اسرار خود بدانند.
۶- از فرزندانتان انتظار نداشته باشید آرزوهای برآورد نشده شما را تحقق بخشند.
۷- با تقویت قدرت اعتماد به‌ نفس، تصمیم‌گیری و از بین بردن افسردگی و کم‌رویی فرزندان، آن‌ها را در برابر شرایط آسیب‌زا مقاوم‌سازید.
۸- وقت بیشتری را با فرزندانتان صرف کنید. با آنان به رستوران، پارک، کوه، سینما و … بروید. به‌اتفاق آنان به موسیقی گوش دهید و از همه مهم‌تر به آنان ابراز عشق کنید و بگویید که دوستشان دارید.
۹- سعی کنید حتی آهنگ صدایتان ملایم و دوستانه باشد.
۱۰- فرزندان خود را قبل از رسیدن به سنین بحرانی نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مصرف مواد مخدر آگاه سازید.
۱۱- آنان را بیش‌ازاندازه و به‌ طور اغراق‌آمیز نترسانید.
۱۲- آنان رابه مطالعه، ورزش و تفریحات سالم ترغیب نمائید و زمینه این امور را برایشان فراهم کنید.
۱۳- زمان مناسبی را به گفتگو اختصاص دهید. چراکه فرزند شما ارزش نصایحتان را با ارزش زمانی که به آن اختصاص داده‌اید می‌سنجد.
۱۴- بین فرزندانتان تبعیض قائل نشوید.

راه‌های شناخت فرد معتاد

اصولاً معتاد جماعت تمام انرژی‌ اش را برای مخفی کردن اعتیادش صرف می‌کند. اینکه بالای سر کسی رسیدید که دارد مواد تزریق می‌کند یا لوله پایپ آزمایشگاهی را برداشته و شیشه تنفس می‌کند، سند واضح و مبرهنی است، اما تنها یک درصد کشفیات اعتیاد این‌طور اتفاق می‌افتد. بااین‌ وجود همواره یک سری علائم و تغییرات روانی، اجتماعی و رفتاری از فرد معتاد سر می‌زند که باید کشف شوند و هرکدام از نشانه‌ها به‌ تنهایی نمی‌تواند نشانگر اعتیاد باشد، بلکه باید مجموعه‌ای از نشانه‌ها در کنار یکدیگر را مدنظر قرارداد. با خواندن این نکات می‌توانید متوجه شوید که آیا فرزند یا احتمالاً یکی از بستگان نزدیک شما به دام اعتیاد افتاده است یا خیر. این علائم صرفاً هشداردهنده بوده و لزوماً دلیل بر اعتیاد افراد نمی‌باشد و برای تشخیص نهایی مراجعه به مشاوره تخصصی لازم می‌باشد.

1- از دوستان و بستگان دوری می‌جویند، زیرا می‌خواهند احوالشان بر آنان معلوم نشود.

2- افراد معتاد معمولاً دچار کاهش وزن می‌شوند، چون تمایل به خوردن صبحانه، شیر، بستنی و ترشی ندارند، زیرا اگر نشئه باشند، خوردن این مواد نشئگی آنان را از بین می‌برد.

3- اشتهای زیاد پس از مصرف حشیش.

4- بی‌اشتهایی همزمان با مصرف زیاد چای و سیگار.

5- مصرف قرص و شربت به‌طور مستمر.

6- ساعت خواب معتاد، متغیر است.

7- حالت چرت مکرر دارد.

8- بی‌دلیل پول خرج می‌کنند.

9- غیرمتعارف عرق می‌ریزند.

10- دچار سرفه‌های مزمن می‌شوند.

11- به کار، شغل و خانواده بی‌علاقه می‌شود.

12- بیشتر با افراد مشکوک و ناباب رابطه برقرار می‌کنند.

13- دیر سرکار می‌روند و هنگام بیداری صورتی پف‌کرده دارند.

14- تغییر صدا، دورگه و زنگ‌دار شدن آن

15- معمولاً تمایلی به تمیز نگاه‌داشتن خود ندارند.

16- دچار مشکلات مزمن گوارشی می‌شوند.

17- دچار آبریزش بینی و عطسه و خماری می‌شوند.

18- به ورزش و کارهای جسمانی، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند.

19- از رفتن به مسافرت امتناع می‌کنند.

20- هنگام بازگشت به خانه عطر می‌زنند.

21- نداشتن خلق ثابت، گاهی بداخلاق و گاهی خوش‌اخلاق بودن.

22- درخواست مکرر پول از افراد مختلف به بهانه‌ها و با دروغ‌های مختلف.

23- اصرار دارند که تنها بیرون بروند. بیرون از منزل رفتن (بی‌موقع و همراه با بهانه بیانی)

24- وقتی به اتاق می‌رود، در را قفل می‌کند، حتی اگر بیرون برود نیز در اتاق را قفل می‌کند.

25- قرمز شدن چشم، استفاده از قطره چشم بدون دلیل، برق زدن چشم پس از ریختن قطره‌های پزشکی در آن.

26- چین‌وچروک پیدا کردن صورت، سیاه شدن چهره و لب‌ها و گود شدن دور چشم و لاغر شدن.

27- تکه قرص‌ها یا خشاب قرص‌های خواب‌آور، مسکن و … (دیازپام، کلونازپام، لورازپام، اوگزازپام، دیفنوکسیلات، ترامادول یا بایمادول، دیکلوفناک، کلونیدین، آلپرازولام، کلردیازپوکساید، بیپریدین).

28- علاقه وافری است که فرد معتاد به نشستن طولانی پشت درب‌های بسته دارد؛ نشانه‌ای که ممکن است شمارا به این اشتباه بی اندازد که عاشق شده است، اما در اغلب موارد او یا دارد در عالم هپروت چرت می‌زند یا خمار است. دستشویی نیز یکی از لوکیشن‌های معمول این حالت است.

29- متهم به اعتیاد آدم چشم‌تنگی می‌شود، اما هر آدم چشم‌تنگی را هم نباید به اعتیاد متهم کرد و ماجرا ازاین‌قرار است که اغلب مواد مخدر (تریاک) باعث تنگ شدن مردمک چشم انسان می‌شوند. اندازه مردمک چشمشان تغییر می‌کند و به همین دلیل از عینک دودی استفاده می‌کنند.

30- یک فرد متهم به اعتیاد دیگران را با رفتارش گیج می‌کند و به قول روانشناس‌ها فردی دو قطبی می‌شود. زمانی حسابی بی‌قرار، تحریک‌پذیر، عصبانی و بسیار مضطرب و زمانی بسیار سرخوش است به‌گونه‌ای که همه در حسرت لذت بردن وی از دنیا می‌شوند. فرد معتاد بسیار پرحرف می‌شود، مطالب بیجا و نامناسب زیاد می‌گوید و در همه زمینه‌ها خود را صاحب‌نظر می‌داند.

31- چون اعتیاد خود را می‌خواهند بپوشانند، اغلب دروغ می‌گویند و به‌تدریج به دروغ‌گویی عادت می‌کنند.

32- تا یک ساعت پس از مصرف مواد مخدر، بدنشان خارش می‌گیرد، مخصوصاً در پا، ران و کشاله ران.

33- وسایل غیرمتعارف مثل زرورق سیگار، لوله خودکار و گاه سرنگ در جیب او پیدا می‌شود.

34- به تمدید گواهینامه رانندگی و یا جواز کسب علاقه‌ای ندارند؛ چون می‌ترسند در معاینه پزشکی رازشان فاش شود.

35- معتادان تزریقی، معمولاً پیراهن آستین بلند می‌پوشند تا جای تزریق روی دست آن‌ها پنهان بماند.

36- اگر معتاد به هروئین باشند، از رفتن به حمام خودداری می‌کنند چون دوش گرفتن، زمان خماری، را محدود می‌کند.

روش صحیح درمان اعتیاد:

درمان اعتیاد شامل بازگیری جسمی، بازگیری روانی، و حل زمینه‌های اجتماعی اعتیاد است. ساده‌ترین بخش درمان اعتیاد به مواد مخدر افیونی عبارت است از بازگیری جسمی. هرچند محرومیت ناگهانی از ماده مخدر خیلی به‌ندرت ممکن است باعث مرگ شود اما باید پذیرفت قطع ناگهانی مواد افیونی به‌منظور رفع اعتیاد شیوه مناسبی نیست.

روش‌های تدریجی، سریع و فوق‌سریع بازگیری از افیون وجود دارد که ضروری است فقط زیر نظر روان‌ پزشک انجام شود. مراجعه به افراد غیرپزشک که نه صلاحیت علمی دارند و نه نظارتی به کارشان صورت می‌گیرد مطلقاً توصیه نمی‌شود.

در مورد افرادی که انگیزه کافی برای ترک ندارند و زمینه‌های اجتماعی اعتیاد آنان هم رفع نشده باشد درمان نگه‌دارنده به‌ویژه با متادون، حتی برای سال‌ها، مناسب است. در صورت وجود زمینه‌های لازم، پس از بازگیری جسمی، بازگیری روانی باید آغاز شود که مستلزم ارزیابی دقیق روان‌پزشکی و درمان بیماری‌های روانی یا نابسامانی‌های شخصیتی است که با سرپرستی روان‌پزشک و با همکاری پزشکان عمومی دوره‌دیده، روانشناسان واجد صلاحیت، مددکاران اجتماعی روان‌پزشکی و روان پرستاران قابل‌اجرا است.

دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اداره سلامت روان وزارت بهداشت که زیر نظر عده‌ای از روان‌پزشکان خوش‌فکر و دارای صلاحیت و انگیزه اداره می‌شود در این زمینه برنامه‌ها و دستورالعمل‌های جامع و کاربردی تهیه‌کرده است و با حمایت از پژوهش در این زمینه‌ها، بستر مناسبی برای اقدامات علمی و عملی در زمینهٔ کاهش شیوع اعتیاد فراهم آورده است.

بازگیری روانی از مواد مخدر، کاری درازمدت است که گاه تا پنج سال به درازا می‌کشد و نیازمند انگیزه و صبر هم در درمانگر و هم در درمان‌جو است.

ایجاد احساس مسئولیت، رفع تمایلات ضداجتماعی و غیراجتماعی و دگرگونی در روش زندگی از هدف‌های دوران بازگیری روانی است. برای رفع زمینه‌های اجتماعی اعتیاد توجه به این موارد ضروری است؛ وجود کار مناسب، ایجاد مهارت‌های اجتماعی مفید، امکانات تحصیلی، ورزشی و سرگرمی‌های مناسب، و عدم امکان دستیابی به ماده مخدر. برای درمان موفقیت‌آمیز وابستگی به مواد مخدر، توجه به هر سه جنبه زیستی، روانی و اجتماعی لازم است و تمرکز انحصاری فقط بر یک جنبه مؤثر نیست. در غیر این صورت معتاد سابق در اولین فرصت به مصرف دوباره مواد روی خواهد برد.

شاید واقع‌بینانه‌تر آن باشد که به اعتیاد به‌صورت بیماری درازمدتی بنگریم که با دوره‌های عود و بهبود همراه است و هدف عملی خود را کاستن از دوره‌های عود و افزایش دوره‌های بهبود قرار دهیم. این نگرش سبب پرهیز از انتظارات بیش‌ازحد و جلوگیری از احساس سرخوردگی و ناکامی و خشم در مواجهه با معتادی می‌شود که دوباره به اعتیاد روی آورده است. باید به کوشش خود جهت رفع دوباره اعتیاد در معتاد ادامه دهیم و امیدوار باشیم که دوره‌های عدم مصرف طولانی‌تر و سرانجام منجر به بهبود کامل شود.

هرچند دیدگاه شخصی بنده آن است که اعتیاد در اکثر موارد نوعی رفتار غیرمسئولانه و لذت جویانه است که متأسفانه هزینه آن را کل جامعه باید بپردازد، اما در عمل ایجاد امکانات درمانی و حمایت پزشکی همه‌جانبه برای رفع اعتیاد را مناسب‌ترین روش برای کاستن از مخاطرات فردی و اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر می‌دانم که لازم است با اقداماتی در جهت رفع زمینه‌های اجتماعی اعتیاد همراه شود.

برقراری ارتباط صحیح با معتاد:

صحبت کردن با یک فرد معتاد کار بسیار سختی است. چون او برای ادامه دادن به مصرف مواد، مشکلات خود را مخفی کرده و رفتارهای جنون‌ آمیز و آزاردهنده‌ای از خود نشان می‌دهد. هنگامی‌که با یک فرد معتاد صحبت می‌کنیم ممکن است حرفی بزنیم که او را ناراحت کند و شانس برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با او را از بین ببریم. طبیعی است که ما به‌عنوان خانواده او قصد داریم تا برای ترک اعتیاد و بهبودی از آن به فرد معتاد کمک کنیم؛ اما در وضعیت حساس و سختی قرار داریم و ممکن است نگرانی و عصبانیت ما باعث شود تا طرز صحبت کردن ما با او، نتیجه معکوس داشته و فقط باعث وخیم‌تر شدن اوضاع شود. همواره این احتمال وجود دارد که ما حرفی به عزیز معتادمان بزنیم که غیر سازنده باشد، یعنی به‌جای اینکه او را به بهبودی و پاک شدن تشویق کند باعث شود که او برای ادامه مصرف مواد بهانه‌تراشی کرده و هیچ علاقه‌ای برای ترک اعتیاد از خود نشان ندهد.

بین نصیحت کردن و اظهارنظر کردن تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. نصیحت کردن حالت دخالت در زندگی دیگران دارد درحالی‌که رهنمود دادن یا اظهارنظر کردن، جنبه حمایتی دارد. نصیحت کردن شبیه دستور دادن به فرد معتاد است که چه‌کاری انجام دهد و چه‌کاری انجام ندهد. نصیحت کردن و تعیین اینکه بهترین راه و روش زندگی کدام است، درواقع به این معنی هست که شما فرد معتاد را مانند یک کودک فرض کرده و به او می‌گویید که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است و با کنایه می‌خواهید به او بفهمانید که او فرق بین خوب و بد را تشخیص نمی‌دهد. طبیعی است که این رفتار شما با واکنش و خشم او روبرو خواهد شد، چراکه هیچ‌کس دوست ندارد دیگران در زندگی‌اش دخالت کنند یا برای او تعیین تکلیف کنند.

این ضرب‌المثل که ” قبل از حرف زدن خوب فکر کن ” توصیه بسیار مناسبی است. وقتی ما در برابر هر حرف و سخن معتاد از خودمان واکنش نشان دهیم و او را سرزنش کنیم، درواقع شانس هرگونه گفتگو با او را از بین برده‌ایم. کینه به دل گرفتن، خودداری از بخشیدن، و یادآوری آزار و اذیت‌های گذشته، باعث می‌شود که شانس گفتگوی سالم و سازنده با فرد معتاد از میان برود. هیچ‌وقت فراموش نکنید که فرد معتاد درواقع یک بیمار است و بیشتر رفتارهای او از بیماری اعتیاد او سرچشمه می‌گیرد. یادآوری کردن مصائب و بلاهایی که فرد معتاد بر سر شما آورده است، و باز کردن زخم‌های کهنه باعث می‌شود که لحن صحبت‌های شما با نیش و کنایه و عصبانیت همراه شده و نتوانید ارتباط سازنده‌ای با یکدیگر برقرار کنید. به‌جای یادآوری خاطرات و مشکلات گذشته، بهتر است مشکلات کنونی را ملاک و معیار قرار داده و با امیدواری به آینده نگاه کنیم.

در این قسمت چند نکته مهم و ساده را یادآور می‌شویم که بهتر است هنگام گفتگو با یک معتاد، آن‌ها را به خاطر داشته باشیم:

۱) بپذیرید که عزیز شما از بیماری اعتیاد رنج می‌برد و قدرت انتخاب و کنترل مصرف مواد را ازدست‌داده است.

۲) هرچند که دیدن عذاب کشیدن عزیزتان برای شما بسیار ناراحت‌کننده است، اما باید بگذارید تا او عواقب اعتیاد خود را تجربه کند، چون در این حالت احتمال تمایل به پاک شدن او بیشتر است.

۳) باید بدانید که عزیز شما ممکن است از مصرف مواد دست برندارد و برای ادامه اعتیاد خود به هر شیوه‌ای متوسل شود.

۴) حق‌دارید که از بابت معتاد شدن عزیزتان نگران باشید، اما باید بدانید که او برای بهبودی از این بیماری باید رنج و عذاب زیادی را تحمل کند.

۵) در برخورد با آن‌ها رفتاری صبورانه در پیش بگیرید. باید بدانید شما از آن‌ها می‌خواهید از عادتی دست‌بردارند که یک‌عمر با آن‌ها بوده است. دست برداشتن از اعتیاد به زمان نیاز دارد و یک‌شبه امکان‌پذیر نمی‌باشد.

۶) وانمود نکنید که رفتارهای ویرانگر آن‌ها را درک کرده و نادیده می‌گیرید، اما از انتقاد کردن از آن‌ها به خاطر رفتارشان نیز خودداری کنید و سعی کنید تا صحبت‌های شما به بحث‌وجدل تبدیل نشود.

۷) از سرزنش کردن و یا حمله کردن به آن‌ها خودداری کنید؛ اما ضدونقیض بودن حرف‌ها و کارهایشان را به آن‌ها یادآوری کنید.

۸) از دستور دادن، تهدید کردن، التماس کردن، رشوه دادن، تشویق کردن، یا مجبور کردن آن‌ها به انجام کاری خودداری کنید. این‌گونه رفتارها باعث می‌شود تا اعتیاد فرد معتاد شدت بیشتری پیدا کند.

۹) به‌جای اینکه به آن‌ها امر و نهی کنید، از آن‌ها بخواهید تا با شما درباره آنچه در ذهنشان می‌گذرد صحبت کرده و احساسات خود را برای شما بیان کنند.

افراد معتاد معمولاً دیگران را مسئول مشکلات و گرفتاری‌های خود معرفی می‌کنند. اگر از یک معتاد سؤال کنید که چطور شد که معتاد شدید، برای شما هزاران دلیل می‌آورد تا ثابت کند خودش در این رابطه مقصر نیست و این رفتارهای دیگران است که باعث معتاد شدن او شده است. بیشتر معتادان از نداشتن اعتمادبه‌نفس رنج می‌برند. آن‌ها احساس خوبی درباره خودشان ندارند و دیگران را مسئول همه مشکلاتی می‌دانند که در آن گرفتارشده‌اند. آن‌ها با انداختن مسئولیت بدبختی و مشکلات خود به گردن دیگران سعی می‌کنند تا اعتیاد خود را توجیه کرده و به مصرف خود ادامه دهند.

اعضای خانواده می‌بایست از این ترفند و حیله معتادان، یعنی مقصر دانستن اعضای خانواده برای معتاد شدنشان آگاهی داشته باشند. ضمناً باید بدانند این‌یک واقعیت انکارناپذیر است که هیچ‌کس نمی‌تواند فرد دیگری را به اعتیاد بکشاند و به همین علت اعضای خانواده نباید خود را در رابطه با معتاد شدن عزیزشان گناهکار و مقصر بدانند. پذیرفتن این واقعیت به خانواده فرد معتاد کمک خواهد کرد تا در برخورد با او، از خود قاطعیت نشان داده و تسلیم توجیه‌ها و مسئولیت گریزی‌های او نشوند. وقتی فرد معتاد به این نتیجه برسد که نمی‌تواند با دلیل‌تراشی اعضای خانواده را مسئول اعتیاد خود بداند، احتمال اینکه خودش تمایل به پاک شدن پیدا کند بیشتر می‌شود.

وقتی‌که فرد معتاد در جمع اعضای خانواده حاضر می‌شود، هریک از آن‌ها برای حل مشکلات و نجات دادن او از چنگ اعتیاد، انواع نصیحت‌ها و توصیه‌ها را مطرح می‌کند. علت نصیحت‌های آنان این است که تصور می‌کنند اعتیاد نوعی ضعف شخصیتی یا مشکل رفتاری است و آن‌ها می‌توانند با اقداماتی که پیشنهاد می‌دهند، این نقاط ضعف را برطرف کنند. همین تصورات غلط درباره بیماری اعتیاد است که درنهایت باعث می‌شود تا همه تلاش‌های آنان با شکست مواجه شده و خشم و سرخوردگی آنان بیشتر شود. در این مرحله زندگی خود آن‌ها نیز براثر بیماری اعتیاد نابسامان و آشفته شده و اداره آن از دستشان خارج می‌شود، به همین دلیل آن‌ها فرد معتاد را مقصر و مسئول این وضعیت تصور کرده و او را گناهکار می‌دانند. اما چنانچه اعضای خانواده بدانند که اعتیاد نوعی بیماری است و آن‌ها در برابر این بیماری کاملاً ناتوان هستند، در آن صورت راه و روش برخورد با فرد معتاد را به‌طورکلی تغییر خواهند داد.

پس‌ازاین تغییر دیدگاه، آن‌ها دیگر برای نجات او به نصیحت کردن متوسل نخواهند شد و درنتیجه احساس شکست، نفرت، سرزنش و گناه نیز به آن‌ها دست نخواهد داد. با شناخت ماهیت بیماری اعتیاد، آن‌ها متوجه خواهند شد که برای تشویق کردن عزیزشان به پاکی، از چه روش‌های سالمی می‌توانند استفاده کنند. آن زمان است که اعضای خانواده خود می‌فهمند که تحت تأثیر بیماری اعتیاد قرارگرفته‌اند و رفتار خودشان نیز آزاردهنده و ویرانگر شده است. وقتی‌که اعضای خانواده به ناتوانی خود در برابر بیماری اعتیاد پی ببرند، می‌توانند مسئولیت رفتارهای خودشان را برعهده‌گرفته و برای سروسامان دادن به زندگی فرد معتاد اقدامات لازم را شروع کنند.

با توجه به تأثیری که این پدیده یعنی اعتیاد روی جنبه‌های مختلف زندگی خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما می‌گذارد، عادت نکرده‌ایم به این پدیده به‌عنوان بیماری نگاه کنیم و سعی می‌کنیم آن را به‌صورت یک مسئله حاد نگاه کنیم و برای آن به دنبال یک‌راه حل آنی بگردیم، البته این دیدگاه واقعاً اشتباه است.

حتی وقتی آن را به‌عنوان بیماری قبول کردیم و بیمار وابسته به مواد را نزد پزشک آوردیم عجله داریم که دکتر نسخه‌ای بنویسد و داروئی تجویز کند که وابستگی به ماده از سر بیمار ما بیافتد و دیگر سراغ مواد نرود و حال‌آنکه بیماری وابستگی به مواد بیماری حادی نیست که یک‌دفعه ایجادشده باشد که بخواهد یک‌دفعه برطرف شود. این بیماری به‌تدریج در اثر مسائل مختلفی ایجاد می‌شود که هر یک از آن‌ها باید به‌نوبه خود و در طول زمان بررسی و با کمک گروه درمانی و خانواده و جامعه حل شود.

در درمان وابستگی به مواد انتظار بهبود سریع یک آرزو است و به نظر می‌رسد تا مدت‌های دراز هم‌آرزو بماند. پس اگر کسی از بنده بپرسد آیا وابستگی به مواد درمان دارد بنده به او میگویم اگر می‌خواهی مثل سرماخوردگی یا حصبه آن را درمان کنیم، هنوز این درمان پیدا نشده است.

پس تغییر در فرد یک‌شبه به وجود نمی‌آید و مثل جراحی نیست که فرد بی‌هوش شود و روی بینی وی جراحی شود و شکل بینی تغییر کند بلکه تغییر نیازمند صرف زمان و انرژی است و هسته اولیه و انرژی این تغییر از درون فرد منشأ می‌گیرد که در این حالت فرد احساس می‌کند رفتار اعتیادی‌اش در زندگی‌اش تأثیر سوء گذاشته است.

در شروع رفتار اعتیادی فرد ممکن است مشکل را نادیده انگارد ولی بعد از مدتی این مشکل آن‌قدر روی زندگی او تأثیر می‌گذارد که نمی‌تواند اثرات آن را نادیده بگیرد. یادتان باشد که یک فرد معتاد در مورد رفتار خود اصلاً فکر نمی‌کند و مشکلی نمی‌بیند و آن‌قدر از مصرف مواد احساس خوبی به او دست می‌دهد که سایر مسائل به نظر او بسیار پیش پا افتاده است و سرخوشی او به حدی است که به چیز دیگر اهمیت نمی‌دهد و وقتی معمولاً در مورد ضرر و زیان رفتار مشکل‌ساز با او صحبت می‌کنند حالت دفاعی به خود می‌گیرد.

در این مرحله وظیفه ما به‌عنوان کسی که با او زندگی می‌کند (حالا همسر باشد یا پدر یا مادر یا هر کس دیگر) دادن آگاهی به او است تا کم‌کم تشخیص بدهد مشکلی وجود دارد و این افزایش آگاهی باید در غالب جملات خبری و با حالت احساسی و هیجانی کم و کنترل‌ شده باشد تا فرد وابسته به مواد را از خود نرانیم. اگر این خبرها را با هیجان زیاد و دعوا بیان کنیم باعث درگیری و کناره‌گیری فرد معتاد از خودمان می‌شویم.

گاهی تهدیدهایی می‌کنیم که به آن‌ها عمل نمی‌کنیم مثلاً پدری که از رفتار فرزند خودش (مصرف مواد) ناراضی است او را تهدید می‌کند که اگر یک‌بار دیگر مواد مصرف کند او را از خانه بیرون می‌اندازد و همه ما می‌دانیم و آن فرد معتاد می‌داند که پدرش به‌احتمال ۹۹ درصد این کار را انجام نمی‌دهد و این صحبت تنها فرزند را از پدرش دور می‌کند و اعتبار حرف پدر را کم می‌کند درحالی‌که این پدر در زمان مناسب یعنی زمانی که حال پسرش بهتر است می‌تواند دوستانه به او بگوید که ” با اینکه او را خیلی دوست دارد و دلش می‌خواهد همه‌چیز را برای او تأمین کند ولی از پس هزینه زیاد او برنمی‌آید و علی‌رغم میل باطنی‌اش مجبور است پول‌توجیبی او را کم کند و درواقع به فرد دوستانه و همدلانه آگاهی این را داده که رفتار او منجر به افزایش هزینه خانواده شده است و بهتر است در رفتار خود تعدیل ایجاد کند و بعد از آن به این تهدید واقع‌گرایانه عمل کند نه آن‌که این تهدید در مرحله حرف بماند تا جدیت او به پسرش ثابت شود.

با نمونه ذکرشده به‌خوبی متوجه می‌شویم که رفتار هیجانی و عصبانیت نه‌تنها کمکی به ما نمی‌کند بلکه باعث می‌شود فاصله بین ما و فرد وابسته به مواد بیشتر شود و به حرف ما گوش نکند. گاهی وقت‌ها هم این صحبت‌ها حتی اگر از روی مهر و محبت ابراز شود جنبه نصیحت پیدا می‌کند و برای فردی که در مرحله پیش تأمل است و فکر می‌کند رفتار او مشکل‌ساز نیست این نصیحت‌ها بسیار خسته‌کننده است و فرد را از بستگان خود دورتر می‌کند و فرد وابسته به مواد فکر می‌کند کسی قادر به درک او نیست.

راهکارهای عملی برای ترک اعتیاد یک معتاد

راه‌های زیادی برای درمان اعتیاد وجود دارد، ولی راه درست و صحیح و یا به عبارتی صراط‌ مستقیم فقط یک‌راه است. نکته مهم این است که برای رسیدن به مقصد، سه اصل ذیل لازم و ضروری است:

الف: مبدأ

ب: مقصد

ج: هدف

برای معالجه هرگونه بیماری بایستی 3 اصل فوق در نظر گرفته شود. مثلاً برای فردی که سرطان دارد:

مبدأ: تشخیص نوع و پیشرفت بیماری، مقصد: شیمی‌درمانی یا جراحی و هدف: مهار بیماری است.

ممکن است گفته شود برای مسافرت یا بیماری، مبدأ مهم نیست بلکه مقصد اهمیت دارد، ولی ما در پاسخ می‌گوییم اگر شما در نقطه‌ای قرار دارید با وجود اینکه نقشه، قطب‌نما و تمامی تجهیزات لازم را دارید، امّا نمی‌دانید در کجای زمین هستید و در چه نقطه‌ای قرار دارید! چگونه می‌خواهید به‌ طرف مقصد حرکت کنید و یا برای درمان یک بیماری که نمی‌دانیم بیماری فرد چیست، چگونه می‌خواهیم او را درمان نماییم؟ بنابراین برای درمان هر بیماری، ابتدا لازم است مبدأ را که همان تشخیص کامل بیماری است، مشخص کنیم که بیمار در چه نقطه‌ای قرار دارد و دقیقاً کدامین قسمت‌های جسم دچار مشکل شده است.

مبداء یا تشخیص: وجود مقداری سم یا مواد مخدر در جسم بیمار.

مقصد: خارج کردن سم‌ها از جسم بیمار به روش‌های گوناگون.

هدف: منفی بودن آزمایش ادرار که نشان خروج سم است و نهایت آن سلامت روح و جسم معتاد.

تشخیص بیماری:

مبدأ یا تشخیص: هرگاه فردی بیش از 3 سال به‌طور مرتب روزانه مواد مخدری همچون هرویین، تریاک، حشیش، انواع قرص‌ها، الکل، کوکایین، شیشه و هر ماده‌ای که در اثر مصرف آن انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می‌شود، مصرف نموده باشد، دستگاه‌های شبه‌افیونی جسم او تخریب‌شده‌اند، خواه فقط یک ماده باشد، مثل تریاک، الکل، هرویین، کوکایین و قرص، یا چند ماده مثل هرویین با قرص یا حشیش با الکل یا هرویین و تریاک و قرص مصرف کرده باشد؛ بایست قبول کنیم که آن فرد معتاد است.

مقصد یا روش درمان: جسم انسان دارای سیستمی است که تا زنده است خودش، خودش را ترمیم می‌نماید، مشروط به اینکه شرایط مناسب را برای او فراهم نماییم. بنابراین بهترین روش آن است که فرد معتاد را به نزد پزشک متخصص برده و تحت درمان قرار دهیم.

هدف: رسیدن به تعادل جسمی و روانی

امید و آرزو را در دل فرد معتاد جای دهید و به او بگوید هرروز با خودش این متن را تکرار کند؛ زندگی در جریان است….. من به رحمت و مهربانی خداوند ایمان‌دارم و مطمئنم که مشکلات نمی‌توانند مرا دلسرد و ناامید کنند…. ما در پناه مشیت الهی شاد و سلامت زندگی می‌کنیم…. و برای دوستانم و تمام مردم دنیا همین را آرزو می‌کنم…من به جریان انرژی مثبت ایمان‌دارم. و مطمئنم که امید داشتن به آینده روزی مرا توانگرتر خواهد کرد.

شما آن چیزی نیستید که درگذشته برایتان اتفاق افتاده. گذشته شما هرچقدر هم که دردناک بوده باشد، آینده، روشن و پاک در مقابلتان است. شما دیگر عادت‌های گذشته‌تان نیستید. دیگر شکست‌های گذشته‌تان هم نیستید. دیگر آن چیزی نیستید که روزی دیگران با شما رفتار می‌کردند. شما همان چیزی هستید که همین‌الان تصور می‌کنید هستید. درست همان چیزی که همین‌الان مشغول انجام آنید.

به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید. شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی رادارید که همین‌الان دارید. آن‌قدرها هم نمی‌تواند بد باشد. دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌ انتظار است. شما ظرفیت ساختن خوشبختی خود را دارید. احساسات تغییر می‌کنند، آدم‌ها تغییر می‌کنند، و زمان پیش می‌رود. می‌توانید به اشتباهات گذشته‌تان بچسبید یا اینکه آن‌ها را رها کرده و خوشبختی خود را بسازید. لبخند یک انتخاب است نه معجزه. اشتباه نکنید و صبر نکنید تا کسی یا چیزی به سراغتان بیاید و شادتان کند. خوشبختی واقعی از درون شما به وجود می‌آید.

موفق و سلامت باشید

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی