ازدواج سپردن دل به یك شریك مادام العمر است (جواد محدثى) | خانواده مطهر

ازدواج سپردن دل به یك شریك مادام العمر است (جواد محدثى)

7
كامیابى در آموختن دانش، « فراغت دل‏» و «آسودگى خاطر» مى‏خواهد . وقتى ذهن پریشان باشد و دل ناآرام و بى‏قرار، نه مى‏توان درسى خواند، و نه خوانده‏ها در یاد مى‏ماند . از این رو، گاهى در برخى افراد، «ازدواج‏» و «انتخاب همسر» ، به آرامش خاطر مى‏انجامد و ازشدت اندیشه مى‏كاهد و زمینه براى پرداختن جدى ‏تر به كسب دانش و پیمودن راه زندگى مى‏سازد . البته برخى هم، پریشان فكرتر مى‏شوند و دچار دردسرها و مشكلات! . . . كه بماند . پس باید به این مقوله، نگاهى جدى و خردمندانه داشت و انتخابى آگاهانه كرد، تا از مشكلات بكاهد، نه آن كه مشكلى بر مشكلات بیفزاید!
ازدواج، یك «برنامه‏» است كه نیاز به فكر، تدبیر، آینده ‏نگرى، واقع بینى و هدفدارى دارد . آنان كه بى‏هدف و نقشه ازدواج مى‏كنند، «غافلگیر» مى‏شوند و بار ندامت‏ خواهند كشید . ازدواج، گزینش « شریك زندگى‏» براى یك عمر زیستن است . همچنان كه بعضى، دوست ‏یا خانه یا شغل یا رشته تحصیلى را به صورت اتفاقى و تصادفى برمى‏گزینند و بعدا دچار عواقب سوء آن مى‏شوند، برخى هم بدون شناخت قبلى، بدون بررسى عواقب و نتایج، بدون ملاحظه مسائل جنبى و حاشیه‏اى دست‏ به ازدواج مى‏زنند و چه اشتباهى بزرگتر از این!
انتخاب شریك زندگى، معیار و ملاك مى‏خواهد، معیارى بس حساس‏تر و دقیق‏تر از آنچه مثلا در خریدن یك عینك و كیف، یا ماشین و موبایل، یا كفش و پیراهن لازم است .
معیار شما براى «همسر مطلوب‏» چیست؟
گاهى عشق و علاقه، «چشم بصیرت‏» را از دیدن واضح‏ ترین چیزها و آشكارترین عیب‏ها و كاستى‏ها غافل مى‏سازد . «جمال‏» اگر معیارى است، «كمال‏» معیار برترى است . اگر وضع اقتصادى یك ملاك است، سلامت اخلاقى و اعتبار خانوادگى و فرهنگ و آداب صحیح، ملاك مهم ‏ترى است . اگر شریك زندگى انسان، فردى خوش اخلاق، فهمیده، نجیب، پاك، با صداقت، صبور، مؤدب، با فرهنگ، خدا ترس، وظیفه شناس، عاقل، شریف و متعهد و سازگار باشد، به مراتب در به وجود آوردن یك «زندگى معقول‏» و «خانواده پایدار» نقش بیشترى دارد، تا آن كه فقط زیبایى و ثروت و شهرت و خانه و خودرو معیار گزینش باشد .
شناخت ‏خصلت‏هاى شایسته و بایسته در شریك زندگى، به یك نگاه و وعده و لبخند و تلفن و . . . به دست نمى‏آید . تجربه و آگاهى و شناخت و مشورت و بررسى شرایط و اخلاق خانوادگى و نجابت دودمان و اصل و تبار فامیل لازم دارد .
گاهى ممكن است «جلوه ظاهرى‏» انسان را از «چهره باطنى‏» افراد، غافل سازد و گاهى تعریف و تمجیدهاى دیگران، راه تعقل و تشخیص را مى‏بندد و آدمى را در باتلاق «جمال بى ‏كمال‏» مى‏افكند .
رسول خدا (ص) فرمود: «زیبا رویانى كه فاقد دین و كمالند (خضراء دمن) به گل زیبایى مى‏مانند كه در مزبله و خاكروبه روییده‏اند، از آنان پرهیز كنید .»
این یك معیار مهم از زبان پیام آور كمال و پاكى و امانت است و چه سخن سودمند و كاربردى و مهمى!
دادگاه‏هاى خانواده و محكمه‏هاى طلاق، گواه ناپایدارى ازدواج‏هایى است كه جنبه تجارى دارد، یا عشق‏هاى اتوبوسى و شناخت‏هاى تلفنى و آشنایى‏هایى كه از رهگذر پارتى‏ها و جشن‏ها و . . . به دست مى‏آید، كه عمیق و واقعى نیست، بلكه سطحى و هوس آلود و ناقص است . به این سؤال اساسى بسیار باید اندیشید و جواب آن را دقیق و روشن و صحیح به دست آورد:
همسر ایده‏آل كیست؟
خصوصیات یك زن یا شوهر خوب كدام است؟
با كدام معیار، باید سراغ انتخاب «شریك زندگى‏» رفت، یا به درخواست و پیشنهاد یك ازدواج، «آرى‏» گفت؟ “آرى گفتنى” كه بار سنگین یك عمر را بر دوش انسان مى‏گذارد!
«اگر كسى سراغ شما آمد كه اخلاق و دیانت او را مى‏پسندید، با او ازدواج كنید، وگرنه دچار فتنه در روى زمین و فساد بزرگ مى‏شوید .» این، مضمون كلام حضرت رسول (ص) است . درستى این سخن را هم تجربه و مشاهدات روزمره در جامعه، نشان مى‏دهد. وقتى معیارهاى غلط و هوس‏هاى زود گذر و شناخت‏هاى ناقص یا انگیزه‏هاى مادى و سود جویانه، در این مساله مهم نقش اصلى را ایفا كند، كار به همان جا مى‏كشد كه شاهدیم . زیبایى و جمال، یك نقطه قوت و مثبت است و مى‏تواند یك ملاك به شمار آید، اما در صورتى كه با پاكدامنى، نجابت و تقوا در تعارض قرار نگیرد .با غفلت از اصالت‏ خانوادگى و تربیت و اخلاق پدر و مادر و عفاف خود دختر، هیچ تضمینى براى پیدایش بنیان استوار یك خانواده و كانون صلح و صفا و آبرومندى نیست . سنت‏هاى دینى و ملى را نباید نادیده گرفت . به صلاح دید و مصلحت‏ شناسى والدین و افراد دلسوز هم نباید بى‏اعتنایى كرد . فرهنگ خودى ما، به اصول خوبى آمیخته و بر پایه‏هاى متینى استوار است، به شرط آن كه آن را در مقابل فرهنگ بیگانه و وارداتى قرار ندهیم و به «آنچه خود داریم‏» به دیده حقارت نگاه نكنیم و كنار نگذاریم!
سستى بنیان خانواده‏ها را بیش‏تر در میان كسانى مى‏توان یافت كه به اصول مكتبى و ارزش‏هاى فرهنگ خودى بى‏اعتنا یا از آن‏ها بى ‏خبر و بیگانه یا گریزان باشند .
بارى . . . ازدواج، تنها در آمدن از «تنهایى‏» نیست، بلكه رسیدن به «همدلى‏» و «همراهى‏» و «هم روحى‏» است .
چه كسى گفته كه باید محبت را حراج كرد و به قیمت مفت ‏یا ارزان، آن را نثار این و آن كرد و خانه دل را به ملكیت ‏یا اجاره كسى داد كه «حریم دل‏» را پاس نمى‏دارد؟
خانه را اگر خالى نگه داریم، بهتر از آن است كه آن را به یك دزد، و آدم نالایق اجاره دهیم .
ازدواج، سپردن «خانه دل‏» به یك «شریك مادام العمر» است . در انتخاب این شریك، بیشتر دقت كنیم .
” جواد محدثى “

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی