زن، سبک زندگی و تمدن سازی نوین اسلامی | خانواده مطهر

زن، سبک زندگی و تمدن سازی نوین اسلامی

Woman

سبک زندگی و تمدن

سبک زندگی به مجموعه ‎ای تقریباً هماهنگ از تمامی رفتارها و فعالیت ‎های یک فرد در زندگی روزمره اطلاق می ‎شود که تا حدی نیازمند مجموعه ‎ای از عادت ‎ها و جهت ‎گیری ‎هاست که از نوعی وحدت برخوردار است و ارتباط بین گزینش ‎های فرعی موجود در یک الگوی نسبتاً منظم را تامین می ‎کند (گیدنز، 1382، 121). به دیگر بیان، می ‎توان گفت که سبک زندگی مجموعه رفتارهایی است که فرد از آن ها برای برآورده ‎کردن نیازهای روزمره ی خود و نیز برای هویت ‎بخشی به خود انتخاب می ‎کند.

سبک زندگی تحت تأثیر مؤلفه ‎های مختلفی نظیر فرهنگ، پوشش، شغل، آموزش، هنر و ادبیات، معماری و هر چیز دیگری که بنیان ‎های فرهنگی و اجتماعی جامعه را شکل می ‎دهد، قرار دارد. هم چنین در شکل ‎گیری سبک زندگی عوامل متعددی مانند علم، تکنولوژی، تاریخ، آداب و سنن و عرف دخیل می ‎باشند و از آن جایی که این مؤلفه ‎ها متغیر هستند و می ‎توان گفت که سبک زندگی نیز مقوله ‎ای ثابت و ایستا نیست. در حقیقت پیش رفت و یا عقب ‎ماندگی جوامع با سبک زندگی آن جامعه در ارتباط است. بنابراین به منظور بررسی وضعیت کنونی جامعه و هم چنین پیش بینی روندهای آینده ی آن، باید سبک زندگی همواره مورد رصد باشد. می ‎توان گفت که سبک زندگی از مولفه ‎های مهم و تاثیرگذار بر جامعه است و چون امری پویا است با تغییر آن، تمدن نیز تغییر می کند. به دیگر بیان، رابطه ‎ای که بین تمدن و سبک زندگی وجود دارد رابطه ‎ای خطی نیست، بلکه رابطه ‎ای چرخه ‎ای است و هر دو بر یک دیگر اثر می ‎گذارند.

در مباحث نظری مطالعات تمدنی، پرسش ‎هایی نظیر: تمدن چیست؟ و چه فرایندی برای دست ‎یابی به آن نیاز است؟ طرح می ‎شوند. «فوکوتساوا یوکیچی» یکی از مهم ‎ترین نظریه ‎پردازان در زمینه ی تمدن، دو تعریف از تمدن ارائه می ‎دهد؛ در تعریف اول، او تمدن را به منزله ی امری محدود معرفی می ‎کند: یعنی افزایش دادن آن چه که انسان مصرف می ‎کند؛ یعنی افزایش صورت مادی تمدن. در تعریف دوم تمدن به معنای گسترده معرفی می ‎شود: که در کنار رفاه در زمینه ی ضرورت ‎های روزانه به پالایش معرفت و پرورش فضیلت به نحوی که زندگی بشری را به مرتبه ی بالاتری بکشاند نیز توجه می‎شود؛ یعنی او برای تمدن دو سطح قائل است: یک سطح مادی و دیگری سطح معنوی است که به مثابه ی زیربنای تحقق تمدن در نظر گرفته می ‎شود و مانند موتور محرکه ی تمدن عمل می ‎کند و بر اساس نیازهای موجود به صورت ‎های مادی تمدن شکل می ‎دهد (یوکیچی، 1379، 119). از سویی دیگر، تمدن ‎ها اموری پویا هستند که در اثر رابطه میان بُعد مادی و معنوی ایجاد می‎شود؛ لذا برای حفظ پویایی تمدن بایستی هم در بُعد مادی و هم در بُعد معنوی پویایی خود را حفظ کند (مقصودی و تیشه یار، 1380،158). به عبارتی دیگر، تمدن به حالتی از توسعه در زندگی بشر گفته می ‎شود که توسعه ی فکری، فرهنگی، مادی و هم چنین توسعه علمی و هنری را دربر می ‎گیرد. این توسعه در زمینه ‎های یاد شده به شکل گیری نهاد ‎های سیاسی و سازمان ‎های اجتماعی منجر می ‎شود. بنابراین می ‎توان تمدن را به مثابه فرهنگ یا جامعه ‎ای در نظر گرفت که در منطقه ‎ای خاص و یا در دوره ‎ای مشخص ظهور می ‎کند.

دکتر شریعتی نیز در تعریف تمدن می‎گوید: «تمدن به معنای کلی عبارتست از مجموعه ی ساخته ‎ها و اندوخته ‎های مادی و معنوی جامعه ی انسانی… باید انسان را تغییر داد، نه این که وسایل زندگی اش را مدرن کرد. وقتی وسایل عوض شود، به خاطر سازش و آماده شدن برای مصرف آن کالاها، مسلماً انسان یک مقدار عوض می ‎شود؛ ولی بینش انسان عوض نمی ‎شود فقط ذوق مصرف انسان عوض می ‎گردد. هر جامعه ی متمدنی ماشین، برق، تلویزیون و هواپیما و اسلحه دارد؛ اما هر جامعه ‎ای که این ‎ها را داشته باشد حتماً متمدن نیست» (شریعتی، 1368، 8). تمدن با تغییر روح تک تک افراد جامعه که تغییر در روح کلیت جامعه به عنوان یک ملت آغاز می ‎شود. در نتیجه می ‎توان گفت مادامی ‎که این حرکت استمرار دارد، تمدن ‎سازی نیز ادامه خواهد داشت.

در باب رابطه ی زن و تمدن، باید گفت «تقریباً در تمامی مباحثی که در رابطه با تمدن مطرح می ‎شود جایگاه و موقعیت زنان به عنوان معیاری برای سنجش سطح تمدن در نظر گرفته می ‎شود» (مازلیش، 2004، 157). هنگام بررسی نقش زنان در رابطه با تمدن، فرهنگ نقشی تعیین کننده ایفا می ‎کند. به دیگر بیان، این تمدن نیست که نقش زنان را بر آن ها تحمیل می ‎کند، بلکه فرهنگی که به آن تعلق دارند نقش ‎ها را به آن ها دیکته می ‎کند و بر اساس نقش ‎های دیکته شده از سوی فرهنگ است که زنان سبک زندگی خود را تعیین می ‎کنند. بنابراین می ‎توان گفت که نقش ‎های زنانه یکی از متغیرهای تأثیرگذار در ساخت تمدن است.

نقش ‎های زنان و تمدن ‎سازی اسلامی

سبک زندگی و تمدن، اموری پویا هستند و با توجه به نیازهای جدید سبک زندگی افراد یک جامعه تغییر کرده و در جهت پاسخ گویی به نیازهای جدید برمی ‎آید. با تغییر سبک زندگی نقش ‎های جدیدی به افراد محول می ‎شود. بنابراین می ‎توان گفت که افراد با ایفای نقش ‎های جدید به تغییرهای اجتماعی پاسخ می ‎دهند. زن نیز به عنوان بخشی از عناصر جامعه در این فرایند نقش ‎های متفاوتی را ممکن است بر عهده بگیرد. نقش های جدید ممکن است هم سو با هنجارها و آرمان‎های تعیین شده از سوی منابع تمدنی باشد و یا این که با آن منافات داشته باشد. در صورتی یک جامعه ی اسلامی به سمت اهداف خود که همان تبدیل شدن به یک تمدن اسلامی است، پیش خواهد رفت که نقش ‎های جدید افراد هماهنگ با ساخت تمدن نوین باشد.

در گام نخست، مهم ترین نقشی که اسلام برعهده ی زن نهاده و زن با ایفای آن می ‎تواند زیربنای ساخت یک تمدن نوین اسلامی را تضمین کند، نقش تربیتی است که در واژه ی مقدس مادر خلاصه می ‎شود. این نقش در نهاد خانواده ایفا می ‎شود که در کنار نقش ‎هایی هم چون همسری تعریف می ‎شود. امام خمینی(ره) درباره ی این نقش زن فرمودند: «زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می ‎کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می کند». در جامعه ی مدرن و امروزی که سبک زندگی به دلیل ارتباطات گسترده، مدام در حال تغییر و تحول است نقش ‎هایی که به زنان، به عنوان عضوی از جامعه که سبک زندگی آن ها بر سبک زندگی جامعه تأثیر بسزایی می ‎تواند داشته باشد، محول می ‎شود، متنوع ‎تر است و با گذشته فرق دارد. از طرفی دیگر، تغییر در سبک زندگی جامعه نیز بر تغییر در سبک زندگی زنان تأثیرگذار بوده و این رابطه رابطه ‎ای دوسویه است. به دیگر بیان، جامعه شرایطی را به وجود آورده است که زنان در آن می ‎توانند نقش ‎های جدیدتر و بیش تری را در محیط کلان اجتماعی بر عهده بگیرند. نقش ‎هایی که بعضاً حتی ممکن است با روحیه ی لطیف زنانه سازگاری و تناسب چندانی نداشته باشد؛ و همین امر باعث می ‎شود که زن تدریجاً از لطافت و ظرافتی که خداوند برای او در نظر گرفته است دور شود و دیگر نتواند وظیفه ی مادری و نسل ‎پروری خویش را به آن چنان که شایسته ی اوست به انجام برساند.

بنابراین آن چه که باید در فرایند تمدن سازی و توجه به سبک زندگی متناسب با فرهنگ ایرانی به آن اهمیت داده شود، نقش ‎هایی است که زن در فرآیند دست ‎یابی به تمدن بایستی برعهده گیرد. از این رو برای ساخت تمدن اسلامی ضروری است که هویت تمدنی همواره در مسیر تعالی و تکامل، بازتولید و تقویت شود و تنها از این طریق است که می ‎توان به دست ‎یابی به تمدنی متفاوت از تمدن غرب و سایر تمدن ‎ها امید داشت و این هویت زمانی به طور صحیح شکل می ‎گیرد که ریشه در ارزش ‎های اسلامی ایرانی داشته باشد.

خاتمه

زنان عنصری سازنده در جامعه که علاوه بر نقش ‎های اجتماعی خود، وظیفه ی پرورش و تأثیر بر نسل ‎ها را دارند تأثیر بسزایی بر جوامع خود می ‎گذارند و حتی می ‎توانند بر سیر تاریخی جامعه تأثیرگذار باشند و مسیر آن را تغییر دهند. نقش زنان در اسلام به خوبی مشخص شده است. وظیفه ی اصلی او پرورش نسل و وفاداری به همسر است. بین سبک زندگی و نقش زن در یک جامعه یک رابطه ی دوسویه برقرار است، گاهی نقش زن فقط محدود به داخل خانه می ‎شود و زمانی هم بخشی از محیط کلان ‎تر را شامل می ‎شود و نقش ‎های اجتماعی خارج از محیط خانه را بر عهده می ‎گیرد. این تغییر نقش ‎ها سبک زندگی را عوض می ‎کند و گاهی هم عکس این قضیه رخ می ‎دهد و سبک زندگی نقش او را تغییر می ‎دهد. در سبک زندگی جدید بخشی از فعالیت ‎های زن به نهاد ‎های اجتماعی واگذار می ‎شود و به تحول های جدید دامن می ‎زند. برآیند این تغییر در سبک زندگی در تمدن پدیدار و باعث می ‎شود که تمدن تغییر کند. در تحلیل نقش زن در ساخت تمدن نوین اسلامی باید دانست نقش زن در جامعه چیست؟ باید توجه داشت تغییرهایی که در جامعه ایجاد می ‎شود، سبک جدیدی به وجود می ‎آورد که طبق آن تمدن نیز تغییر می ‎کند.

منابع:

1. گیدنز، آنتونی(1382)، تجدد و تشخص، ترجمه ی ناصر موفقیان، تهران: نی، چاپ دوم.

2. یوکیچی، فوکوتساوا(1379)، نظریه تمدن، ترجمه ی چنگیز پهلوان، تهران: گیو. چاپ دوم.

3. مقصودی، مجتبی و تیشه ‎یار، ماندانا(1388) تمدن ایرانی فراسوی مرزها، تهران: تمدن ایرانی.

4. شریعتی، علی(1368)، تاریخ تمدن، تهران: قلم.

-Mazlish, Bruce (2004) Civilization and its Contents. Stanford, CA: Stanford University Press.

 

مجله پیام زن، تیرماه ۹۳، شماره ۲۶۷

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی