همسران پیامبر«مادران امت» برگرفته از مجله پیام زن | خانواده مطهر

همسران پیامبر«مادران امت» برگرفته از مجله پیام زن

در قرآن آيات متعددی خطاب به پيامبر(ص) و همسران ايشان بوده، در اين زمينه تکاليف، رهنمودها و توصيه‏هايی دارد. در اين مقاله برآنيم اين آيات را بررسی کرده، نگاه قرآن در اين زمينه‏ها را دريافته، از دريچه آيات، گوشه‏هايی از شخصيت پيامبر را دريابيم و در حد امکان از اخلاق خانوادگی حضرت درس بگيريم. در اين مقاله آيات مزبور را در چند قسمت و زير چند عنوان بررسی خواهيم کرد.
در سوره احزاب، چندين آيه در ارتباط با همسران پيامبر و وظايف و تکاليف آنان؛ همچنين دستور عمل‏هايی به رسول خدا(ص) در ارتباط با همسرانش هست، که به شرح آنها می‏پردازيم.
در آيه ششم پس از اينکه ولايت مطلقه پيامبر بر مؤمنان يادآوری می‏گردد، تصريح می‏شود: «همسران پيامبر مادران مؤمنانند» [و ازواجه امهاتهم]
چند سؤال:
1ـ چرا به عنوان «مادر» معرفی می‏شوند؟
2ـ آيا احکام مادر بودن آنان مساوی با احکام ساير مادران است يا در بعضی احکام شريکند؟
3ـ آيا مادر همه زنان و مردان مؤمنند يا فقط مادری نسبت به مردان است؟
پاسخ پرسش اوّل:
در اين سوره و سوره مجادله با اشاره به سنت جاهلی «ظهار» تصريح می‏کند: هر گاه مردی همسرش را «ظهار» کرد و او را به منزله مادر خودش شمرد، اقدام او بی‏اثر است و همسر به منزله مادرش نمی‏گردد؛ بعد در سوره مجادله اضافه می‏کند:
«إنْ أُمَّهاتُهُم إِلاّ اللاّئی وَلَدْنَهُم؛ مادران‏شان فقط زنانی هستند که آنان را به دنيا آورده‏اند.»
بنابراين، تمام احکام مادری فقط برای زنی ثابت است که انسان را به دنيا آورده، هيچ زن ديگری در اين حکم با وی شريک نمی‏گردد. خداوند چون قانونگذار است، می‏تواند کسان ديگری را به «منزله مادر» معرفی کند. وقتی کسی به منزله مادر معرفی می‏شود، معنايش اين است که بعضی آثار مادری در حق وی جاری می‏گردد. آيات سوره احزاب همسران پيامبر را به منزله مادر معرفی می‏کند. با توجه به سياق آيات که در صدد معرفی شأن و مقام رسول خداست و همسرانش به خاطر نسبت همسری با وی مورد توجه قرار گرفته‏اند، معلوم می‏شود معرفی آنان به عنوان «مادران مؤمنان» نه به عنوان شأنی معنوی، بلکه فقط برای حفظ حرمت و احترام رسول خداست. رسول خدا چنان پيش خدا مقام دارد که «اهل بيت» آن بزرگوار مورد عنايت خاص قرار می‏گيرند و برگزيده می‏شوند؛ نيز محبت خويشاوندان حضرت به عنوان اجر رسالت معرفی می‏گردد و همسران وی به عنوان مادر شمرده می‏شوند، که واجب‏الاحترام می‏باشند.
جواب سؤال دوم:
مادر، هم واجب‏الاحترام است و هم به فرزندان خود مَحرم است. بر او لازم نيست در برابر فرزندان، پوشش کامل داشته باشد و فرزندان می‏توانند اگر مادر بدون پوشش کامل بود، به وی نگاه کنند. همچنين ازدواج با مادر حرام است و بين او و فرزندانش ارث بردن وجود دارد، چنان که فرزندان او، خواهر و برادر مؤمنان شمرده می‏شوند که ازدواج با آنان هم حرام می‏باشد. حالا که همسران پيامبر(ص) به عنوان مادر معرفی شده‏اند، کدام يک از احکام بالا در مورد آنها جاری است؟
حکم اوّل که قطعا جاری است، زيرا اوّلين چيزی که در باره مادر به ذهن می‏رسد، وجوب احترام اوست. وقتی به خاطر رعايت حرمتِ رسول خدا، همسرانش به عنوان مادر معرفی می‏گردند، پس وجوب احترام همسران قطعی است، از اين‏رو اين مطلب در هيچ آيه ديگری تکرار نشده، مسلّم فرض شده است.
اما اين آيه هيچ حکم ديگری را در مورد آنها ثابت نمی‏کند زيرا آيه در مقام وا داشتن مؤمنان به حفظ حرمت رسول خدا و خانواده‏اش می‏باشد، و اين مقام با جواز کشف حجاب زنان رسول خدا و با حکم ارث‏بری دو سويه آنان و مؤمنان، سازگاری و مناسبت ندارد.
علاوه بر آن در آيه حجاب و آيه پوشش، زنان رسول خدا به رعايت پوشش بلکه بالاتر از آن به رعايت حجاب و حائل (پرده و مانع) هنگام رويارويی با مؤمنان مأمور شده‏اند، همچنان که مؤمنان به رعايت اين حائل هنگام مواجهه با همسران رسول خدا، ملزم شده‏اند. پس مادر بودن آنها نه تنها لزوم پوشش را نفی نکرد و مَحرميت را اثبات ننمود، بلکه حفظ حرمتِ بيشتری را طلب کرد و آنان و مؤمنان موظف به رعايت حجاب و حائل هنگام رويارويی گشتند.
ارث‏بری هم به حکم ادامه همين آيه «و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب اللّه‏» نفی شد. همسران رسول خدا از مؤمنان ارث نمی‏برند، همچنان که مؤمنان از آنان ارث نمی‏برند.
فرزندانِ همسران رسول خدا نيز برادر و خواهر مؤمنان حساب نمی‏شوند و محرم نيستند، از اين‏رو مؤمنان در صورت نبودن رابطه محرميتی ديگر، می‏توانند با آنها ازدواج کنند، همچنان که امام علی(ع) با حضرت زهرا ازدواج کرد.
وقتی محرميت در بين نباشد، به نظر می‏رسد پس از وفات رسول خدا يا بعد از طلاق می‏توان با آنها ازدواج کرد، چه اينکه حکم مادری فقط برای حفظ حرمت پيامبر بود، از اين‏رو حرمت ازدواج با آنان جداگانه ذکر می‏شود: «و لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدَا»
پاسخ پرسش سوم:
وقتی حکم مادری فقط بزرگداشت و احترام و حرمت‏گذاری همسران را لازم می‏گرداند و ربطی به حرمت ازدواج ندارد، پس اين حکم، کلی و عام است و مخاطب آن همه مردان و زنان مؤمن هستند. همسران پيامبر، مادر همه مردان و زنان مؤمنند و بر همه آنان (از زن و مرد) حفظ حرمت و احترام همسران پيامبر به عنوان «مادر» لازم و واجب است و آنان فقط نسبت به مردان مؤمن حکم مادری ندارند.
اعتبار دنيوی، نه شرافت اخروی و معنوی
«مادر مؤمنان بودن» برای همسران رسول خدا فقط يک اعتبار دنيوی بود و هيچ مقام و شرافت معنوی و اخروی برای آنان ثابت نمی‏کرد. اين اعتبار بدان جهت لحاظ شد تا حرمت و حريم رسول خدا محفوظ و محترم بماند، از اين‏رو اين حکم مطلق بيان شد و قيدی در آن ذکر نشد (و ازواجه امهاتهم).
اگر شرافت و مقام معنوی بود، به صالح بودن آنان مقيد می‏گشت. اين زنان تا وقتی که همسر رسول خدا باشند و حضرت آنان را طلاق نداده و يا نکاح آنان را فسخ نکرده باشد، واجب‏الاحترام می‏باشند. وجوب احترام آنها حتی پس از مرگ پيامبر تداوم دارد.
اين مادران حتی اگر مادران صالحی نباشند و مرتکب ستم و گناه شوند، باز عنوان مادری برای آنان ثابت است و حفظ حرمت‏شان بر همه مؤمنان واجب. همچنان که نسبت به مادر واقعی، حفظ حرمت و احترام لازم است، حتی اگر گناهکار يا کافر باشد. قرآن در باره حفظ حرمت پدر و مادر کافر می‏گويد:
«وَ وَصَّيْنا الإِنسانَ بِوالِدَيْهِ … وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بی ما لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما و صاحِبْهُما فِی الدُّنيا مَعرُوفا؛
به انسان در باره پدر و مادرش [= حفظ حرمت و احترام آنان] سفارش کرديم … و اگر کوشش کردند تا چيزی را بدون علم، شريک من قرار دهی [در اين مورد] از آنان پيروی مکن اما در دنيا با آنان به شايستگی همنشينی کن.»
پس همچنان که حفظ حرمت و بزرگداشت مادرِ واقعی، با گناهکار بودنش ساقط نمی‏شود، همسران پيامبر هم که به منزله مادر هستند، تا زمانی که اين عنوان به طلاق يا فسخ، از بين نرفته، حکم تعظيم آنان وجود دارد، پس مقيد کردن عنوان مادری مؤمنان و وظيفه بزرگداشت «مادامی که صالح باشند»، دليل محکم ندارد و قابل قبول نيست.
سنت رسول خدا(ص) اين گونه نبود که با سر زدن گناه و خطای (هر چند بزرگ) همسرانش، آنان را طلاق دهد و عنوان «مادریِ مؤمنان» و «همسریِ خود» را از آنان بگيرد. با توجه به صراحت آيات، بعضی از همسران حضرت مرتکب گناه عظيم شدند و حضرتش را آزردند، به حدی که خدا آن زنان را تهديد کرد و خود، جبرئيل و مؤمنان صالح را پشتيبان پيامبر در مقابل آنان معرفی نمود، با اين وجود حضرت آنان را طلاق نداد و عنوان همسری خود و مادری مؤمنان را به خاطر عملکرد نادرست‏شان از آنان نگرفت.
از طرف ديگر عنوان «مادری مؤمنان» و وظيفه بزرگداشت آنان قطعا با آيه قرآن ثابت شده، تا زمانی که دليل قطعی و حجت قاطع در کار نباشد، نمی‏توان اين حکم و اين وظيفه را ساقط شده فرض کرد.
عملکرد معصومان(ع) با همسران رسول خدا پس از وفات حضرت (حتی با همسرانی که مرتکب گناه عظيم شدند و با جانشين رسول خدا به جنگ برخاستند، مانند عايشه و حفصه که راضی به اقدام عايشه بود و از وی پشتيبانی می‏کرد) بيانگر آن است که تا آخر عمر حرمت همسران پيامبر را حفظ کردند، زيرا در حقيقت حفظ حرمت رسول خدا بود.
بنا بر نقلی روزی عمار و مالک به درِ خانه عايشه آمدند و اجازه ورود خواستند. ظاهرا اين جريان پس از جنگ جمل بوده، برخورد عايشه بر اين ادعا دلالت دارد. پس از ورود، عمار عايشه را «مادر» خطاب کرد. عايشه که از او کينه به خاطر جنگ جمل داشت، با عصبانيت گفت: من مادر شما نيستم! عمار جواب داد: هستی اگر چه از آن کراهت داشته باشی.
خدا، پيامبر و آخرت يا زندگی دنيا و زينت‏های آن
دومين موضوع مهمی که در ارتباط با همسران رسول خدا در سوره احزاب آمده، آزاد گذاشتن آنان بين انتخاب «زندگی دنيا و زينت‏های آن» از يک طرف و «خدا، پيامبر و آخرت» از سوی ديگر می‏باشد.
رسول خدا(ص) پس از بعثت و بعد از وفات همسرش خديجه(س) که محبوب، ياور، پشتيبان، همراه راستين و مادر فرزندانش بود، با زنانی چند ازدواج کرد. علت بيشتر ازدواج‏ها سياسی، کسب پشتيبان، حمايت از زنان مؤمن و بيوه‏ای بود که به خاطر ايمان به اسلام مشکل پيدا کرده بودند.
از آنجا که حضرت، رهبر جامعه اسلامی بود و جامعه نوپای اسلامی در وضع سخت و طاقت‏فرسای اقتصادی به سر می‏برد، به طور طبيعی زندگی خانوادگی ايشان خيلی ساده و خالی از رفاه و نعمت مادی بود. با گذشت زمان و قدرت يافتن مسلمانان و پيروز شدن آنان در جنگ‏ها، مقدار چشمگيری غنيمت به دست آمد و چشم طمع به سوی غنايم خيره گشت. همسران رسول خدا که در سختی زندگی می‏کردند، انتظار داشتند به عنوان همسران رهبر و زمامدار جامعه اسلامی، سهم بزرگی از غنايم نصيب‏شان شود و در زندگی آنان گشايش حاصل گردد، ولی پيامبر حل مشکل نيازمندان را ترجيح داده، غنايم را در آن راه مصرف کرد و خود و خانواده‏اش را به همسانی با فقيران و تنگدستان موظف دانست.
برآورده نشدن خواسته همسران، آنان را خشمگين کرده، به اعتراض وا داشت، که در پی آن آيه زير نازل شد و زنان پيامبر به انتخاب آزادانه فراخوانده شدند:
«ای پيامبر، به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگی دنيا و زينت‏های آن هستيد، بياييد تا شما را بهره‏مند سازم و به وجهی نيکو رهايتان کنم اما اگر خواهان خدا و پيامبر و سرای آخرت هستيد، خدا به نيکوکاران شما، پاداشی بزرگ خواهد داد.»
چرا انتخاب دوباره؟
رسول خدا با هيچ کدام از همسرانش به اجبار و بر خلاف ميل ازدواج نکرده بود، بلکه همه آزادانه همسری ايشان را پذيرفته بودند، پس چرا پيامبر موظف می‏شود آنان را به انتخاب دوباره دعوت کند؟
برخی همسران رسول خدا گمان می‏بردند همسرشان علاوه بر پيامبری، رهبر و زمامدار جامعه است و به طور طبيعی و ظاهری، در آينده از زندگانی مرفهانه‏ای در کنار ايشان بهره‏مند خواهند شد يا حداقل زندگی آنان به سان طبقه متوسط جامعه خواهد بود، ولی به رغم گذشت سال‏ها، از رفاه در کنار رسول خدا خبری نبود! پيامبر خود را موظف می‏دانست از لحاظ زندگی مادی، در سطح افراد ضعيف اجتماع باشد و اين وضع، تکليف سنگينی برای همسران بود.
خداوند از بندگان پذيرش آگاهانه و آزادانه می‏خواهد، نه پذيرفتن اجباری و از سرِ ناچاری. به رغم رو آوردن گشايش نسبیِ اقتصادی به جامعه اسلامی، باز همسران رسول خدا بهره‏مند نمی‏شدند؛ گويا مجبور به پذيرش قناعت می‏شدند اما خداوند که پذيرفتن ناچاری را نمی‏خواهد، پيامبرش را موظف می‏کند آنان را به انتخاب دوباره فرا بخواند.
اين بار انتخاب از بين کدام دو چيز است؟ پيش از اين، آنان زندگی با پيامبر و همسری ايشان را پذيرفته بودند و انتظار گشايش مادی داشتند، ولی اين بار انتخاب ديگری است. يک طرف زندگی دنيا و بهره‏مندی از زينت‏ها و مظاهر آن و گشايش مادی است اما چون رسول خدا بايد همسطح افراد پايين اجتماع زندگی کند، پس از زينت‏ها و پديده‏های مادی در زندگی ايشان خبری نيست، از اين‏رو جدايی از پيامبر، راه رسيدن به آن می‏باشد. خداوند در توضيح اين انتخاب می‏فرمايد:
«ای پيامبر! به همسرانت بگو: اگر زندگی دنيا و زينت‏های آن را خواهانيد، بياييد تا شما را طلاق دهم و قيد همسری خود را از شما بردارم و با بهره‏مندی رهايتان کنم.»
و اما گونه دوم انتخاب نه «همسری رسول» خدا، بلکه «خدا، پيامبر و زندگی آخرت» است و راه رسيدن به آن، تداوم زندگی با رسول خدا همراه با «ايمان، تقوا، اطاعت کامل از خدا و پيامبر و آخرت‏طلبی» است:
اگر خدا، پيامبر و سرای آخرت را می‏خواهيد، خداوند برای نيکوکاران شما اجر بزرگ آماده کرده است.

ادامه دارد….
برگرفته از مجله پیام زن

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی