راهکارهای اصولی و مناسب برای تحکیم خانواده: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

راهکارهای اصولی و مناسب برای تحکیم خانواده: دکتر محسن بهشتی پور

ازدواج یک پدیده اجتماعی است و طبیعی ترین شکل خانواده، این است که هیچ عاملی نتواند پیوند زناشویی را بگسلد. واقعیت این است که زندگی سرشار از خوشبختی را باید «ساخت» نه اینکه آن را مثل جایزه‌های شانسی به طور اتفاقی و تصادفی پیدا کرد. خانوادۀ خوب تصادفی نصیب آدم نمی‌شود و همه‌اش هم به انتخاب یک همسر خوب و مناسب بستگی ندارد.

متاسفانه مثالی در بین مردم عوام هست که می گویند؛«من انتخاب خوبی نداشتم!» اکثر کسانی که می‌گویند: من انتخاب خوبی نکرده‌ام اشتباه می‌کنند. برخی از همسران خودشان آدم خودخواه و هوا پرستی هستند و می‌خواهند دیگران بردۀ آنها باشند و فقط به ساز آنها برقصند، لذا دنبال کسی هستند که با خواسته‌های آنها کاملاً همراهی کند ولی این ممکن نیست، چون آنها در زندگی مشترک، می‌خواهند فقط به هواپرستی‌ خود برسند و به صورت یک‌طرفه لذت ببرند.

بدون تردید انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیم ها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد. یکی از شاهکارهای حوزه ی تکامل انسان، جاذبه و کشش مادی و معنوی زن و مرد به یکدیگر است که در صورت شکل گیری صحیح آن، در سلامت و سعادت انسان ها نقش تعیین کننده ای دارد. خاستگاه این جاذبه بیان گر نقش متقابل و یکسان زن و مرد است.

قانون اول: معمولا روابط ما با دیگران چنان است که درهنگام ارتباط گرفتن با افراد، بیشترجذب کسانی می شویم که شباهت زیادی با ما ندارند . حتی درمواردی به طور کامل آنها با ما متضاد نیزهستند. پس طبیعی است که اختلاف در بین دو زوج پیش بیاید. متاسفانه، همین خصوصیت در ابتدا ما را به سوی همسرمان جذب می کند. اما رفته رفته با کمرنگ شدن شیفتگی و عشق آغازین بین زوجین، موجب ناراحتی وعصبانیت ما نیزمی شود.

در حالی که ما همسرمان را در ابتدا به زندگی مشترک دعوت کرده بودیم تا درس های زیادی از یکدیگر بگیریم ولی یک باره در برابر این اتفاق مقاومت می کنیم. به جای این که قدر موقعیت هایی را که به واسطه تفاوت های همسرمان برای ما ایجاد شده تا زمینه یادگیری، رشد و پیشرفت ما را فراهم آورده را بدانیم، اغلب نسبت به این تفاوت ها اظهار رنجش می کنیم. احساس دلخوری و ترس داریم و سعی می کنیم او را مجبور کنیم تغییر کند و بیشتر شبیه ما شود. البته او هم مثل ماست و بی بر و برگرد در حال انجام همین رفتارها است! پس عجیب نیست که بسیاری از زوج ها دچار کشمکش و اختلاف می شوند.

تجزیه و تحلیل موضوع مشکل ساز بین زوجین

–  مردی که از همسرش و رفتارهای مهربانش درمنزل تعریف نمی کند و وجود او را اصلا نمی بیند.

–  زنی که بدی مادر شوهرش را می گوید و خواهرشوهرش را سکه یک پول می کند.

–  آقایی که با یک دختر خانم غریبه SMS عاشقانه رد و بدل می کند.

–  خانمی که خود و احساساتش را برای شوهرش عیان نمی کند.

–  مردی که به جای خانه ، محل کار خود را محور قرار داده و حتی روزهای تعطیل سرکار می رود.

–  خانمی که دائماً نق نق می کند، یا در جمع با کنایه و با تحقیر با شوهرش صحبت می کند.  و …..

تفاوت هایی فردی یک اصل مسلّم غیر قابل انکار است که برای نظام اجتماع و طبیعت ضروری است. به پیروی از این اصل طبیعی، بین زن و شوهر اختلاف وجود دارد و تا زمانی که این اختلاف ها فاصله زیادی نداشتهباشد  و با گذشت و چشم پوشی همآهنگ شود، مشکلی را ایجاد نمی کند. همه اینها شکل ظاهری و سطحی مشکلات را نشان می دهد. اگر بدون تجزیه و تحلیل این مشکلات دست به اقدام بزنیم، علاوه بر اینکه مشکل حل نمی شود، بلکه مشکلات شدیدتری به خاطرعملکرد نا مناسب زوجین پیش می آید.

رعایت حریم و مرزهای خانواده ( احترام به استقلال خانواده)

معمولا مشکل در این بند و طرح مسائل خانواده با اطرافیان دلسوز، موجب انتشار یک مشکل، بسان یک تومور به همه ارکان و تنه زندگی می شود. مشکلی که در یک بخش زندگی شروع می شود، ناگاه در مدت کمی همه زندگی را گرفته و همگان نسبت به آن اظهار نظر می کنند.

نظرات غیر تخصصی که مبتنی بر تجارب فردی افراد است ، معمولا اگر هدایت شده نباشد ، می تواند مشکل را شدیدتر کند. پس در این مرحله پس از اینکه خونسرد بودیم، تجزیه و تحلیل را به کمک مشورت با متخصص انجام دادیم از تسری آن به دیگران و دلسوزان خود جلوگیری می کنیم. تا فرصت اقدام در مرحله بعدی را بیابیم.

متمرکز شدن روی لایه های عمیق مشکل

پس از اینکه مشکل را تجزیه و تحلیل کردیم ، متوجه می شویم که رفتار و گفتار همسرمان لایه سطحی مشکل را تشکیل داده است. همچنین نیاز است از لایه احساسات همسرمان نیز بگذریم تا به لایه عمیق تر او برسیم یعنی: افکار و باورها ضرورت دارد که افکار و باورها و نظرات همسرمان را در خصوص احساست و رفتارش را دقیقا بشنویم و ارزیابی کنیم. اما عمیق ترین لایه و ریشه تمام این رفتار، احساسات و افکار هر فردی نیازهای اوست. پس در اساسی ترین اقدام، ما به شناسایی نیازهای همسرمان به خصوص نیازهای روانی او می پردایم. اما از سطحی ترین لایه تا ریشه ای و عمیق ترین لایه که باید مورد بررسی قرار گیرد بدین ترتیب است:

۱- لایه سطحی قابل رویت: گفتار، رفتار ، تظاهرات بدنی

۲- لایه عمقی تر: احساسات، هیجانات و انگیزه ها ….

۳- لایه زیرین و عمیق تر: افکار، باورها و …

۴- عمیق ترین و ریشه ترین لایه : نیازهای فرد به خصوص نیازهای روانی خاص او

تشخیص این لایه ها مستلزم اینست که علاوه بر رعایت تمام محورهای فوق ، با همسرمان هم حسی کنیم که ضروت محور بعدی را مورد تاکید قرار می دهد.

هم احساسی

برای اینکه در تجزیه و تحلیل همسرمان، اقدام عملی کنیم ، نباید هیچ برخورد و تنشی ایجاد شود. نیاز است که احساسات همسرمان مورد تائید قرار بگیرد.

مثلا احساس خشم؛ ( اشتباه نکنید ما به علت درست یا نادرست خشم ایشان کار نداریم. و فقط با احساس خشم فرد، هم حسی می کنیم). عصبانیت چه علت به جا، یا علت نا به جا داشته باشد، درهر صورت به وقوع پیوسته است. وقتی شما، همسرتان را عصبانی می بینید، اولین اقدام : خونسردی و بعد «هم احساسی» با اوست. ابتدا باید «هم احساسی» کنیم، گوش دادن را بلد باشیم ( نه فقط منفعلانه بشنویم)، شروع به قضاوت نکنیم، کلام او را قطع نکنیم و شروع به راهنمایی و توصیه نکنیم . باید مسائل را از دید او بشنویم.

آگاهی نسبت به ضرورت زمان. ( تغییرات در بستر زمان به دست می آید)

اکثر زن و شوهرها تصور می کنند ، همین که همسرشان متوجه مشکل و راه حل آن بشود ، مسائل باید حل شود. اما فراموش نکیند که صبر و زمان دادن ، برای حل مشکلات بسیار ضروری است.

این به مانند اینست که شما متوجه شوید دروغ بد است و راه حل آنهم راستگویی است و تصور کنید از فردا شما راستگوترین می شوید. اما واقعیت اینست که ترک و تغییر عادات بسیار وقت گیر، سخت و هزینه بر است و احتیاج به صبوری توام با تلاش فراوان و مستمری دارد.

متمرکز شدن روی نقاط مثبت به جای نقاط منفی

افراد به ویژه آنها که باهوشتر، کمالگرا ، وسواسی تر، حساس تر، تیزبین تر، و دقیق تر هستند، اشتباهات بزرگتری در این موضوع مرتکب می شوند. آنها چون خیلی زیرکانه و بزودی متوجه کوچکترین تعارضات و مشکلات زناشویی می شوند، روی آنها تمرکز می کنند و برای عالی شدن زندگی شان، سریعاً واکنش نشان می دهند و برای رفع مشکلات آشفته می شوند. همین مسئله منجر به کاهش ارتباط حسنه بین زوجین می شود. یعنی وقتی می خواهیم یک مشکلی را حل کنیم. نیاز به مصالح، هزینه و انرژی داریم و این همه از طریق نقاط مثبت همسرمان به دست می آید.(اگر همسرمان باید نقاط ضعفش را حل کند، باید هزینه آن را از بخش مثبت شخصیتش تامین کند). پس نباید از اول شروع کنیم به ویران کردن همه شخصیت و اعتماد به نفس همسرمان . در واقع تا همسری احساس می کند در خانواده مفید، موثر، کارآمد، مورد توجه و دوست داشتنی هست خود به خود به بسیاری از مشکلات تن نمی دهد.

فراز و نشیب های تغییر در بستر زندگی طبیعی است (این  نکته بسیار مهمی است)

گاهی طی گذر از مسیر این تغییرات متوجه افت کار می شوید. یعنی می بینید بعد از چند روز که وضعیت بهتر شد، امروز همسرت از قبل هم بدتر شده است. این طبیعی است….

مواظب باشید و فریب نخورید، اصلاً نگران نشوید. می دانید چرا ؟ این کاملا امری طبیعی است؛ خونسردی خود را حفظ کنید، او بعد از مدتی دوباره روند مثبت تغییرات خود را به شما نشان خواهد داد و ادامه خواهد یافت.

این بدیهی هست اگر شما قبلا روش دیگر و منفی در قبال همسرتان داشته باشید. همسرتان با این تغییرات مثبت در شما به تعجب بیفتد، غالبا او برای اینکه ببیند این یک بازی جدید هست. یا واقعا شما تغییر اساسی کرده اید؛ ممکن است روشهای منفی خود را یک کمی شدیدتر بروز دهد، تا متوجه عکس العمل شما شود. اگر شما خود را ببازید و روش پیشین خود را انجام دهید حتما این جمله را ازهمسرتان خواهید شنید که : « می دونستم این عشق ورزی ها و محبت ها هم یک بازی جدیدیه.. تو همش به فکر خودت هستی!!!»

پنهان کاری:

پنهان کاری عبارت از آن است که یکی از زوجین بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غیاب او مبادرت به انجام اعمالی بنماید و این اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنین رفتاری ولو به نفع خانواده باشد ، اعتماد را از بین می برد. گاه این گونه رفتارها در جهتی است که فرد به نفع خود و یا خویشاوندان نسبی و به ضرر همسر و زندگی مشترک انجام می دهد. این گونه اعمال بتدریج بنیان خانواده را به هم می ریزد ، هر یک از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین و ناراحت می نماید و به عکس العمل وا می دارد.

اختلاف در ابعاد معنوی:

مرد و زنی که از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی اختلاف سطح دارند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت. بنابراین در امر ازدواج بُعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن باید مورد توجه خاص قرار گیرد. انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، او هر چه بیشتر داشته باشد ؛ بیشتر هم می خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای کاستن از آرزوهای انسان ، نیازهای تازه ای را هم بر می انگیزاند.

چنانچه زن و شوهری با دیدگاه ها و آرزوهای متفاوت که احتمال حصول به آن کم باشد ؛ نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد کنند ، زندگی شاد و موفقی را نخواهند داشت. اعتقادات مذهبی بسیار محکم هستند و حتی اگر مدتی به طور موقت تغییر کنند باز دوباره به شکل سابق برمی گردند. بنابراین در امر ازدواج، باید بُعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن، جایگاه مذهب و تقید به آن در خانواده و خود فرد و میزان تناسب در عمل به دین مورد بررسی جدی قرار بگیرد.

پرخاشگری و خشونت:

پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که ” هدفش اعمال صدمه و رنج طرف مقابل ” باشد. مثلاً زنی که غذای مورد علاقه شوهرش را نمی پزد ، یا شوهری که از زنش مرتباً انتقاد می کند و به او غـُر می زند. هر یک از این رفتارها بخشی از عناصر یک رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشیدگی بنیاد زندگی زناشویی می گردد. خشونت و عکس العمل های زننده و شدید چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعیف می نماید و زندگی را برای هر دو مشکل می سازد. در خانواده ای که خشونت حاکم است ،عاطفه و رفتار انسانی رخت بر می بندد و محیط تربیتی نامناسبی از نظر تربیت فرزندان ایجاد می شود.

زن یا مرد عصبانی زندگی را بر دیگری دشوارمی سازد. حساسیت های بی مورد و پرخاش و توهین و بی احترامی صفات مذمومی هستند که علاوه بر آن که طرف مقابل را ناراحت می کنند، به خود شخص نیز زیان می رسانند. در چنین مواقعی باید آرامش خود را حفظ کرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور دیگری جلب نمود و برای پالایش روانی او گفتگویی دو نفره انجام داد تا وی  با بیان ناراحتی ها آرام گیرد.

بدقولی و بی نظمی:

«ای وای به جان خودم یادم رفت، قول می‌دم فردا سر ساعت اون کارو انجام بدم…؛  ببخشید باز هم دیر رسیدم، اما تقصیر من نیست، خیابونا شلوغه…؛ امان از این اتوبوس‌ها که همیشه دیر می‌رسن و من رو شرمنده می‌کنن، قول می‌دم از فردا سر ساعت برسم…؛ دیدی! یادم رفت بهت زنگ بزنم» و هزاران جمله دیگر که ثابت می‌کند گوینده آنها آدم خوش قولی نیست.

همه ما، آدم‌های بدقول زیادی را در زندگی‌مان دیده‌ایم. ‌بعضی از ما خودمان آدم‌های بدقولی هستیم و برخی‌ از ما مجبوریم همیشه آدم‌های بدقول را تحمل کنیم. آدمی که وفای به عهد در قاموس اخلاقی‌اش نیست، کسی که هیچ‌گاه بر سر حرف و وعده‌اش نمی‌ایستد، آنی که به قول خودش، همیشه دیگران را سر کار می‌گذارد و پس از بدقولی، نشانه‌ای از پشیمانی در چهره‌اش دیده نمی‌شود.

کسی که بدقولی می‌کند، معمولا با مرور زمان، اعتبارش را در میان اطرافیان از دست می‌دهد و دیگر کسی برای حرف‌ها و قول‌هایش ارزشی قائل نیست. چنین فردی اگر از قضاوت دیگران نسبت به خودش ناراحت و رنجیده نشود تصمیمی برای اصلاح رفتارش نمی‌گیرد و از وضعیتش نیز گلایه نمی‌کند، اما کسانی که مجبورند با چنین فردی زندگی کنند و کارهای روزمره‌شان به نوعی با او گره خورده است، بویژه اگر خودشان پایبند به وعده‌هایشان باشند، آزرده می‌شوند.

بعضی افراد واقعآ دوست ندارند بد قول باشند ولی چون تو رودربایستی قرار می گیرند قول می دهند وعمل نمی کنند.این عیب و اشکال از شما است که وقتی می دانید او قادر نخواهد بود به قولش عمل کند ، باز او را مجبور به انجام آن می کنید. پس باید روی قول آنها را زیاد حساس و دقیق نشوید. اما یک سری از افراد هستند دوست ندارند بد قول باشند ولی برایشان پیش آید. یک سری هستند که میخواهند  شما را ازسرشان باز کنند (یعنی قول الکی ). خوب هرکس درمقابل هرکدام از اینها عکس العملی نشان میدهد. اولی و دومی که باید خونسرد باشند چون نمیتواند کاری انجام بدهند و روی قولشان حساب باز نکنند. اما درمقابل سومی باید صبور باشید و گذشت کنید.

نظم‌ داشتن را به فرزندان‌تان بیاموزید:

ما در دنیای پرتحرکی زندگی می‌کنیم، همه چیز به سرعت برق و باد در حال تحول است. همه چیز فوری و فوتی است: غذای آماده فوری، چاپ فوری، کم کردن وزن فوری و… می‌توان گفت به شکلی لوس شده‌ایم. انتظار داریم تا در اسرع وقت به آنچه می‌خواهیم برسیم. اگر می‌توانستیم فرزندان‌مان را هم به سرعت تربیت کنیم و در اسرع وقت نظم و ترتیب و ادب را به آنها بیاموزیم، چیز بدی نبود.

اما واقعیت این است که تربیت فرزندان، مستلزم صرف وقت و انرژی فراوانی است. نظم‌آموزی فوری، شبیه وزن کم کردن فوری است. مدتی مؤثر واقع می‌شود، اما به زودی به جای اول‌مان برمی‌گردیم. در مواقعی، حتی وضع از شرایط قبلی هم خراب‌تر می‌شود. با سرعتی بیش از آنکه لاغر شدیم چاق می‌شویم. برنامه‌هایی که تدریجی باشند و به مرور اتفاق بیفتند، برای کم کردن وزن بدن مؤثرترند. عادت‌ها باید به‌تدریج شکل بگیرد و تقویت شوند. رفتار هم به همین شکل باید به‌تدریج تغییر کند، تا تغییر یافته، باقی بماند. بدانید هر کس مدعی شود، راه  و رسم سریع تربیت فرزندان را می‌داند، گزافه‌گویی کرده است.

این روند کار و طبیعت انسان‌ها نیست، اما از سوی دیگر، نباید آموزش نظم به فرزندان را اقدامی هولناک و ملال‌انگیز دانست. هر پدر و مادری می‌تواند راه تربیت درست فرزندانش را یاد بگیرد. نیازی به حفظ کردن مطالب نیست. از میوه هاى شیرین درخت نظم و انضباط، محکم کارى است. کسى که منظم و منضبط است، کارهایش را به گونه اى انجام مى دهد که استوار و پایدار باشد. چنین کسى ، از سستى  و سهل انگارى در کار بیزار است.

والدینی موفق ترند که در ایجاد انضباط در کودکان خود دارای سیاست و روش ثابت هستند. با این روش کودکان گیج نشده و می آموزند که هیچ گاه قانون شکنی نکنند مثلاً ، اگر کودک شما بایدرأس ساعت مقرری به رختخواب برود باید این کار را همیشه و در هر موقعیتی انجام دهد زیرا که اگر کودک شما بفهمد که گاهی می تواند دیرتر بخوابد این حس در وی بوجود خواهد آمد که می تواند این کار را در مورد تمام قوانین انجام دهد و در نتیجه احترام زیادی برای قوانین قائل نخواهد بود.

آثار و فواید نظم :

آدمى ، در مسیر تکامل است و براى رسیدن به کمال ، باید در پرتو عقل ، از کوتاه ترین راه بهره جوید تا به هدف خویش دست یابد. در این مسیر، نظم و انضباط کوتاه ترین و بى خطرترین راه است ؛ زیرا نظم هم ردیف ارزش هاى والاى . راز و رمز کامیابى انسان هاى بزرگ و راه غلبه بر سختى ها و یافتن کاستى هاست و عامل تامین نیازهاى مادى و معنوى و دست یابى سریع به اهداف و صرف جویى در وقت و استفاده بهینه از این گوهر طلایى و محکم کارى و استحکام عمل و مراعات حقوق انسان ها است. انسان منظم و منضبط، زودتر به هدف مى رسد و از نشاط و تحرکى بیش تر برخوردار است  واسوه  دیگران است و برنامه ریزى بهترى خواهد داشت و پیشرفت کار خود را احساس مى کند و آینده نگر و دوراندیش است.

تفاوت حالات و روحیات مرد و زن

در کل بایست توجه داشت که زن و مرد ذاتا با همدیگر تفاوت هایی دارند که شناخت این تفاوت ها می تواند باعث شود طوری رفتار کنند که با هم به اختلاف نخورند. تفاوت های میان زن و مرد تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی و باید در ازدواج و زندگی مشترک به آن توجه کرد که عبارتند از:

۱- دیدگاه زنان و مردان نسبت به مسائل جنسی کاملاٌ متفاوت است: این تفاوت ریشه نسبی دارد. رابطه جنسی در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده ولی در مردها بیشتر جنبه فیزیولوژیکی دارد.

۲- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می خواهند در مورد مسائل مالی معملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند. و مخالفت همه و عدم توجه وی به این نکته می تواند مشکلات و موانعی را در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به استقلالش لطمه خورده است.

۳- زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند: چنانچه حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واکنش های شدید عاطفی نشان می دهد.

۴- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید که مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است. البته، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده ها که زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می کند با این که قدرت اول خانواده است، مشکلات زیادی مشاهده می شود. البته این که مردها قدرت اول خانواده باشد به این معنا نیست که مرد همانند یک دیکتاتور عمل کند بلکه منظور نقش مدیریتی است.

۵- صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطرابها و ناراحتی های خود را تخلیه می کنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است. چنانچه درک و آگاهی زن و مرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترک می کند.

۶- نگاه مردان به مسائل کلی تر است : مردها معمولاٌ وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند در حالی که زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می شود، که زن تصور کند که مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور کند که همسرش فردی حساس و ریز بین است.

۷- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفکرات منفی در مدت زمان اندک موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آنکه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می کند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترک را در شخص رشد می دهد.

ملاک های ازدواج های موفق یا خوشبخت را می توان چنین خلاصه کرد:

۱- برخورداری از علاقه های مشترک

۲- داشتن فعالیت های مشترک یا سرگرمی های مشترک

۳- اظهار محبت نسبت به همدیگر

۴- اعتماد داشتن به یکدیگر

۵- رد نکردن یا کمتر رد کردن انتخاب همدیگر

۶- موفقیت در روابط جنسی

۷- داشتن زمینه های خانوادگی همسان

۸ـ احترام به عقاید و دوستان و آشنایان همدیگر

نتیجه اینکه:

بسیاری از کسانی که ازدواجشان ناموفق بوده ، علت جدایی خود را عدم توافق اخلاقی ذکر کرده اند. هر چند ممکن است این دلیل، سرپوشی برای سایرعوامل باشد ، ولی واقعیت این است که نداشتن توافق اخلاقی شدیدترین ضربه را به پیکر خانواده می زند . کسانی که در قبال مسائل خانوادگی واختلافات ِبین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی دهند و با بروز هر اختلاف کوچکی ، عکس العمل شدیدی نشان می دهند، زندگی زناشویی را به سوی ناسازگاری و اختلاف شدیدتر می رانند .

همچنین پژوهش ها نشان می دهد که تا حدود زیادی خوشبختی و بدبختی زن و مرد را از ابتدای زندگی می توان پیشگویی کرد و به بیان دیگر بسیاری از مشکلات آن ها قابل پیشگیری خواهد بود. به همین جهت امروز، آموزش پیش از ازدواج زوجهای جوان یک ضرورت مسلم تلقی می شود. هر اندازه دختر و پسر اطلاعات بیشتری در جهت شناخت خود و همسر آینده شان داشته باشند و ملاک های عقول تری را برای انتخاب همسر در نظر بگیرند، در زندگی زناشویی خود با مشکلات و ناسازگاری های کمتری مواجه خواهند بود.

صداقت اساس زندگی خانوادگی است . چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا دروغ بگویند ، اعتماد و اطمینان آنان از یکدیگر سلب می شود ودرادامه زندگی با مشکل مواجه می گردند . اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حکمفرما باشد ، زندگی صفا و صمیمت خود را از دست خواهد داد . زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته، نسبت به هم مهربان و در غم و رنج یکدیگر شریک و یاریگر هم باشند .

علم روان‌شناسی، بدقولی را از عوامل ایجاد مشکل در روابط اجتماعی می‌داند؛ تا آنجا که تکرار آن را سبب تبدیل مشکل به معضل معرفی کند. براساس یافته‌های این علم، بدقولی زنگ خطری برای سلامت نسل آینده و مسبب قطع ارتباط با دوستان، عاملی برای ایجاد کینه، کاهش عزت نفس و ایجاد تنش میان افراد است؛ پدیده‌ای که کمتر کسی به عواقب ناگوار آن فکر می‌کند. به همین جهت است که گفته می‌شود بی‌اعتنایی نسبت به وفای به عهد، خصلتی است که به احتمال زیاد، در خانواده به فرد منتقل می‌شود  و تا وضعیت فرهنگی  و خانوادگی فرد اصلاح نشود؛ امید زیادی  به تغییر رفتار نیست؛ هر چند انسان  اگر بخواهد می‌تواند  در هر سن  و جایگاهی، رفتارش را تغییردهد.

فردی که بدقولی می‌کند، مسلما آدم بی‌برنامه‌ای است و به خاطر این که نظمی در کارهایش ندارد، همواره وقت را از دست می‌دهد. ضمن این که به خاطر تکرار خلف وعده‌هایش، این وضعیت برایش عادی شده و دیگر نسبت به وقوع آن، احساس ناراحتی نمی‌کند. این در حالی است که آدم‌هایی که به وفای به عهد بهایی نمی‌دهند، باید بدانند که وجهه افراد، چیزی بسیار بااهمیت است؛ چرا که اگر دیگران انگ بدقولی را به کسی بچسبانند؛ خلاصی از آن و پاک کردن ذهنیت‌ها و نوع قضاوت‌ها، کاری بسیار دشوار است.

براساس یافته‌های علم روانشناسی،بدقولی زنگ خطری برای سلامت نسل آینده و مسبب قطع ارتباط با دوستان، عاملی برای ایجاد کینه، کاهش عزت نفس و ایجاد تنش میان افراد است. اما اگر تک‌تک ما باور داشته باشیم که سلب اعتماد عمومی و از دست رفتن حرمت افراد فقط گوشه‌ای از پیامدهای بدقولی کردن است و نگران می‌شویم؛ باید تصمیمی جدی بگیریم و از همین حالا برای تغییر رفتار نادرستمان تلاش کنیم.

شخصیت و حقوق دیگران را محترم شمارد با دیگران همکاری کند و برای نیل به هدف های گروهی فعالیت کند و در عین حال از حقوق و امتیازات خود نیز استفاده کند. انضباط به این معنی هدف اساسی تعلیم و تربیت را تشکیل می دهد. سخن نهایی درباره ی روابط طبیعی زن و مرد و انس و اتحاد فطری میان آن دو، این است که پیدایش این پیوند امری فراتر از میل و جاذبه ی جنسی است، هرچند مقدمه ی آن همین غریزه است. عدم وجود اعتماد در زندگی از مهمترین دلایل بروز نابسامانی است . بنابراین رفتارها و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند ، باید کنترل شود تا زوجین از جمیع جهات نسبت به یکدیگر تفاهم کامل داشته باشند.

علی رغم کوشش های همسران بیشتر به خاطر وجود بچه ها برای نرسیدن به مرحله جدایی، بسیاری از پیوندهای زناشویی عاشقانه به طلاق رسمی و درصد بالایی از مابقی نیز به طلاق عاطفی منتهی می شود. بیشتر اوقات ویژگی های فردی باعث اختلاف می شوند و گاهی هیچ کدام از طرفین حاضر نیست که به خاطر حفظ بنیان خانواده خود را تغییر بدهد، پس داستان ادامه پیدا می کند و منجر به کشته شدن عشق شده و جدایی به دنبال دارد.

در تمام زندگی های زن و شوهری اختلافاتی از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضی از این اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم می شود. آیا نمی توان با راه حلی بسیار ساده پشت این معضل جامعه، که درحال به دست آوردن رکوردهای بیشماری می باشد و پله های ترقی! را یکی یکی پشت سر می گذارد را به خاک بمالیم و دیگر شاهد پیشروی این آمار به طرف بالا نباشیم. آیا قبل از طلاق و شاید حتی خیلی قبل تر از آن با خود فکر کرده اید که چطور می توان با راه هایی به سادگی آب خوردن ازنابودی خانواده تان جلوگیری کنید.

ماهیت و ذات خانواده های شاد وجود روحیه نشاط بین اعضای خانواده است. آنها می دانند که در هر شرایطی چطور با هم رفتار کنند. بین این خانواده ها، نشاط و شادی ارتباطات را شکل می دهد. زمانی که پدر و مادر به خانه بر می گردند، بچه ها از دیدن آنها به وجد می آیند و شاد می شوند و در مقابل وقتی بچه ها به خانه می آیند، پدر و مادر از دیدن آنها روحیه می گیرند و خوشحال می شوند. خانواده خوب همیشه با هم غذا می خورند، همیشه در کنار هم می مانند.

غذا خوردن در کنار هم کار سختی نیست و می تواند زمانی بسیار مناسب برای برقراری ارتباطی صمیمانه تر بین اعضای خانواده باشد. سعی کنید برای هر شب یک فعالیت دسته جمعی داشته باشید. در خانواده های شاد، همیشه خانواده نسبت به دوستان در اولویت قرار دارد. والدین باید بدانند که رسیدگی به فرزندان و توجه به آنها باید با سرگرمی همراه باشد. کسلی، خسته بودن و بی حوصله گی، زنگ خطری برای روابط بین اعضای خانواده است.

آنچه زن و شوهر باید تا آخر عمر آن را مـَد نظر داشته باشند ، رعایت حقوق همسر است . همسران متعهد تا پایان عمر از وظایفی که نسبت به همسر خود پذیرفته اند ، شانه خالی نمی کنند . احساس مسئولیت هریک از زوجین باید نسبت به وظایفی که در رابطه با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئولیت کنند . ازدواج و پیوند میان زن و مرد مایه ی سکونت و آرامش از یک سو، و دوستی مودت و دلسوزی رحمت از سوی دیگر می باشد.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی