تعاون و هم کاری و هم دلی : دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

تعاون و هم کاری و هم دلی : دکتر محسن بهشتی پور

 

تعاون و هم کاری و هم دلی

امام علی(ع) در این باره می فرماید: «بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید. درست است که هیچ کس نمی تواند حق اطاعت خداوندی را چنان که باید بگذارد. لکن باید به قدر توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و برپا داشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر است.» نهج البلاغه، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، پاییز1381، خطبه216.

لغت تعاون از ریشه‌ی «عون» و در باب تفاعل به معنای همکاری آمده و هم‌سان با واژه cooperation در زبان‌های اروپائی به کار می‌رود. واژه‌هائی که از این لغت مشتق می‌شوند عبارتند از: Cooperative به معنی شرکت تعاونی. Cooperatism به معنی مکتب تعاون.

همدلی و تعاون یک نوع فضیلت وعبادات شمرده می شود. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: رفع گرفتاری و همدلی با مردم بهتر از روزه و اعتکاف یک ماه است. حرعاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، بیروت-لبنان، احیاء تراث عربی،1370، ج11، ص566

امیرالمونین(ع) می­فرماید از پیامبر(ص)شنیدم که فرمود: کسی که یک مشکل از مومن رفع کند، مثل کسی است که تمام عمرش را عبادت کرده است. همان، ج11، ص578.

تعاون درمفهوم عام، اشاره به همکاری، مساعدت، یاریگری، رعایت منافع جمعی، دستگیری از دیگران و… دارد و به زبان ساده مدد رساندن به یکدیگر در جهت ارضای نیاز مشترک است.هنگامی که فردی نتواند به تنهایی کار یا فعالیت زندگی را انجام دهد، راه درست آن است که از دیگران کمک گیرد تا آن کار را به صورت دسته جمعی انجام دهند، این شیوه کار را تعاون می‌گویند. تعاون یکی از راههای شناخته شده برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی زندگی است، چرا که با کار گروهی و مشورت، مشکلات و مسایل انسان راحتتر حل خواهد شد.

تعاون و همکاری به شکلی که اجتماع مستقل اشخاص به منظور تامین نیازها و اهداف مشترک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود که هدف واحد در ارزشهای اخلاقی همراه با اهداف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رفع حوائج مشترک بوجود می آید.همه فعالیتها با تشریک مساعی و بصورت جمعی صورت می گیرد.

با توجه به روایاتی که در فضیلت همدلی و تعاون ذکر شد، در می یابیم که این صفت فضیله از جمله صفاتی است که مورد توجه و تاکید بسیاری از ائمه معصومین(ع) بوده است؛ چرا که یاری رساندن به مومن از جمله عباداتی است که مورد رضایت خداوند است، به همین دلیل از بسیاری عبادات با فضیلت تر و مهم تر شمرده شده است.

يکي از پديده‌هاي زيبا و تحسين‌برانگيز ايرانيان باستان، فرهنگ همياري و همدلي است. اين ارزش والاي انساني را امروزه نيز در جاي جاي سنن ايرانيان مشاهده مي‌کنيم و البته به آن مي‌باليم و سخت مفتخريم. چرايي اين تأسي همه جانبه، به مراتب منور همدلي از دامان اعتقادات يکتاگرايانه ايرانيان بر مي‌خيزد. در فرهنگ کهن سال ایران “تعاون” به عنوان بخشی بالقوه ، توانمند ، نقش آفرین و یکی از مهم ترین بخشهای اقتصادی کشور توان برآوردن نیاز افراد دارای اندیشه و باور کار گروهی را دارد. با پیوستن به این بخش و تجربه آن، باور خود را به منصه ظهور برسانید. چرا که همکاری با دیگران ؛ نیرو و اعتماد به نفس خاصی به انسان می دهد.

برای تعاون وهمدلی باید در ابتدا بتوانید با چهارچوب ذهنی دیگران آشنا شوید و به طور نسبتی آن را درک کنید.از آن‌جایی که درک هر فردی نسبت به یک وضعیت مشخص و ثابت متفاوت از دیگری است، آشنایی با ذهن دیگری نیازمند تلاش بیشتری می‌باشد. مسائل خانوادگی و تربیتی، استعدادهای فردی و اجتماعی می‌توانند در ایجاد تفاوت بین افراد نقش داشته باشند اما می‌توانید با قبول این تفاوت‌ها به نوعی وحدت و یگانگی برسید و رابطه خوب و سازنده‌ای را آغاز کنید.

با وجود این‌که تعاریف زیادی برای همدلی و همدردی مطرح شده است اما هرگز نمی‌توان گفت کدام یک بر دیگری برتری دارد. زیرا در هر رابطه‌ای به مقدار مشخصی از هر دوی این احساسات نیاز است تا طرفین رابطه بتوانند ارتباط خویش را ادامه دهند. بنابراین در صورتی که می‌خواهید دوستی‌تان را با دیگران حفظ کنید و یا صمیمی‌تر از این که هستید با آنها رفتار کنید، همدلی و همدردی را بسته به شرایطی که در آن قرار دارید، به کار گیرید. آن وقت است که می‌توانید طعم واقعی رفاقت و رابطه با دیگران را بچشید.

مصادیق همدلی و تعاون

1. هدیه دادن:

هدیه دادن به برادر مومن، جهت اظهار دوستی و محبت و تأکید دوستی یکی از مصادیق همدلی و تعاون است. چرا که از این طریق انس و الفتی بین قلب های آنها ایجاد می شود که در گرفتاری ها و مشکلات بعدی آن ها را به یکدیگر نزدیک تر می کند. همدلی حضور کامل برای احساسات و نیازهای یکدیگر است. همدلی موافقت نیست، بلکه تمایل برای درک کامل وقایع از دید فرد دیگر است.برای خلق ارتباط همدلانه نباید دقیقا نیاز شما در همان موقعیت، نیاز فردی باشد که شما او را می‌شنوید، بطور مثال اگر شما بچه ندارید به این معنی نیست که نمی توانید با پدر و مادرها همدلی کنید

2. رفع غم از چهره مومن و سیر و سیراب کردن او:

واقعیت این است که انسانها گرفتار روزمرّگیها هستند و نمی‌توانند بین ایده‌آلهایشان اولویت را برگزینند. ولی در عین حال نیازمند کمک و همدلی و همیاری می‌باشند.هنگامی که انسانی را در حال غرق شدن می‌بینید، اولویت کمک به او و تلاش برای نجات اوست. حتّی اگر خود او از غرق شدن نهراسد. شما که شاهد آن هستید، موظّف به کمک کردن می‌باشید.بهتر است به یکدیگر بیاموزید که اولویتهایشان را بیابند. روزمرّگیها را کنار بگذارند و آنچه را که به نفعشان است، برگزینند تا بتوانند از موهبتهای داده شده حدّاکثر استفاده را بنمایند.

امام صادق(ع) می فرماید: «هر کس که غصه و اندوه قلب مومنی را مرتفع کند، خداوند، اندوه آخرت را از او برطرف خواهد فرمود وبا دل خشنود و قلب مسرور از قبر بر خواهد خاست و هر آن کس که مومن گرسنه ای را خوراک دهد، خداوند از میوه های بهشتی به او خواهد خورانید و هر کس که مومنی را به جرعه آبی سیراب کند، خدایش از رحیق مختوم سیراب خواهد کرد.» مقدادی اصفهانی، علی؛ نشان از بی نشان ها، تهران، انتشارات جمهوری، چاپ دوازدهم، 1377، ص338.

3. عیادت در وقت بیماری:

بیماری و سختی از اموری است که خدای سبحان بر بندگان خویش وارد می کند، تا اجر و ثوابی نصیب بنده شود و از امتحان الهی سربلند بیرون آید. حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «بزرگی فرد در بزرگی بلاست. و خدای سبحان دوست نمی دارد قومی را مگر اینکه آن ها را مبتلا می نماید.» و چنین است که عیادت بیمار، حضور بر بالین کسی است که به امتحان الهی وارد شده است.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان ثواب این امر می فرمایند: «عیادت کننده بیمار در رحمت خداوند غوطه ور است.»

{کافی، مرحوم کلینی، ج2، ص252}.{ کنز العمال، هندی، 25141}

نکته: یکی از عللی که انسان ها به عیادت بیمار ترغیب شده اند، آن است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:«به عیادت بیمار بروید و در تشییع جنازه شرکت کنید، چراکه شما را به یاد آخرت می اندازد.» و فراموش نکنیم که به فرموده نبی مکرّم صلی الله علیه و آله «لولا ثلاثٌ فی ابن آدم ما طأطأ رأسه شئ: المرض و الفقر و الموت، کلهم فیه و إنه معهن لو ثاب: اگر سه چیز در فرزندان آدم نبود، سر خویش را به هیچ چیز فرو نمی آوردند. این سه چیز عبارت است از مرض، فقر و مرگ که هر سه با انسان تا موقع بازگشت، همراه است.» پس عیادت بیمار ما را با این واقعیت مواجه می سازد که چه مقدار ضعیف هستیم و چه مقدار در معرض آسیب های پیرامونی قرار داریم و اگر لطف خداوند و نعمت سلامتی را اینک همراه داریم، باید شکرگزار او باشیم.

یکی از مصادیق همدلی بین مومنان عیادت در وقت بیماری است. چرا که انسان بیمار بیشتر از اوقات دیگر نیاز به مراقبت و همدلی دیگران دارد، لذا وقتی برادر مومنش در آن وقت او را ملاقات کند و کنار او حضور یابد، انس و الفتی بین آنها ایجاد می کند که در مهلکه های بعدی یکدیگر را یاری می کنند. فیض کاشانی، ملامحسن؛ راه نجات، ترجمه رجب زاده، رضا، منهاج النجات، تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ دوم، 1365، ص122.

4. کوشش برای صلح و آشتی:

خداوند در قرآن می فرماید: ” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينْ‏ أَخَوَيْكمُ‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ‏ تُرْحَمُونَ” در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد. (حجرات آیه10).

همچنین پیامبراکرم (ص) می فرماید: کسی که مومنی را خوشحال کند من را خوشحال کرده و هر کس من را خوشحال کند خدا را خشنود کرده است. حر عاملی، محمدبن حسن؛ پیشین، ج11، ص569 .

برای ایجاد همدلی با دیگران گوش دادن باید فعالانه باشد. منظور از گوش دادن فعالانه گوش دادن به صحبت های طرف مقابل بدون هیچ گونه ارزشیابی و قضاوت است که ضمن این گوش سپاری، احساسات او تشخیص داده شده و منعکس شوند. بنابرین فرایند گوش دادن فعال شامل دو مرحله است. ابتدا گوش دادن به صحبت های طرف مقابل، یا در برخی موارد دیدن احساسات او از طریق نگاه کردن، سپس بیان احساسات طرف او به درستی، به گونه ای که طرف مقابل به این برداشت برسد که احساساتش درک شده و ارزشمند هستند.جالب این که ایجاد رابطه مبتنی بر پذیرش بدون قید و شرط، شرط لازم گوش دادن فعالانه است.

5. تعاون در خانه:

اولين قدم همکاري، در محيط خانواده برداشته می شود. به همین دلیل معصومین(ع) با اعضای خانواده خود کمال همکاری را داشتند. روزي رسول اکرم(ص) وارد منزل اميرمؤمنان(ع) شد. او و حضرت زهرا(س) مشغول آسياب کردن غله هستند، پرسید: کدام يک از شما خسته است؟ حضرت علی(ع) پاسخ داد: ای پيامبر! فاطمه خسته است. حضرت به او فرمود: دخترم! برخيز. او برخاست و پيامبر(ص) به جای او به آسياب کردن پرداخت. { فیض کاشانی، محسن؛ محجه البیضاء فی تهذیب الحیا، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزه علمیه قم، بی­جا، 4، ص 129}.

6. همکاری و تعاون میان فرزندان :

همکاری سازنده با دیگران، در پیشرفت و موفقیت انسان موثر است، اما به هر حال رقابت با دیگران هم بخشی از زندگی است و سهمی برای خود دارد. کودکان رقابت را خیلی زود می‌شناسند (از وقتی که می‌خواهند توجه بیشتر پدر و مادر و بزرگترها را به خود جلب کنند تا وقتی که در مدرسه برای نمرات بهتر و جوایز و تحسین‌های بیشتر رقابت می‌کنند) رقابت هم برای خود جایی در زندگی دارد اما باید توجه داشت که در محدوده خود بماند و از حد معینی تجاوز نکند. البته هستند کسانی که زندگی را تنها «یک مسابقه و مبارزه دائمی» تلقی می‌کنند. اگر انسان چنین احساسی داشته باشد معنی‌اش این است که برای پیشرفت خود دائماً نیاز به کنار زدن و از سر راه برداشتن دیگران دارد. در رقابت دوستانه در نظر گرفتن انصاف و ملاحظه اساس کار است. متاسفانه بیشتر رقابت‌ها، نهایتاً به سرانجامی نامطبوع ختم می‌شوند.

در جریان فعالیت‌های گروهی بسیاری از دانش‌آموزان در فرآیند و جریان مطالعه و شناخت خود و شرکت جستن فعالانه در مصاحبت با گروه همسالان به مراتب احساس امنیت بیشتری پیدا می‌کنند. علاوه براین فعالیت گروهی به فرد فرصت می‌دهد.تا ایجاد رابطه با دیگران و اجتماعی شدن را هرچه بیشتر عملاً تجربه کند. توانایی در ایجاد ارتباط با دیگران خود عامل اصلی سازندگی فرد است.

یکی از جریان‌های اساسی در زندگی آدمی همکاری است. همکاری رکن اساسی زندگی انسانی است. در هر وضع و هر موقعیت همکاری شرط اصلی زندگی جمعی است. جنبه اجتماعی رشد و آماده کردن بچه‌ها برای به سر بردن با دیگران و همکاری با ایشان مدت‌هاست که نظر مربیان را جلب کرده است.

7. تعاون در جامعه :

پس ازخانواده نوبت به اجتماع می رسد که اين گونه همکاري ها بيشتر درقالب کمک رسانی فردی، اجتماعی، اقتصادی انجام می گیرد.گاهی اوقات بدون آن‌که خودتان بخواهید با دوستان ، نزدیکانتا‌ن، همسایگان، همکارانتان همدردی می‌کنید، گاهی هم احساس می‌کنید در حال همدردی با او هستید اما در واقع عمل شما نوعی همدلی محسوب می‌شود. درست است که مهم احساسات شما است، که انتقال می‌دهید اما دانستن جزئیات این احساسات به شما کمک می‌کند، بهتر از همیشه عمل کنید.اگر بدانید هر کدام از این دو احساس چه ویژگی‌هایی دارند، سعی می‌کنید از این پس به شیوه بهتری با دیگران ارتباط برقرار و همراه شوید.

وقتي درباره حقيقت و عشق صحبت مي كنم اظهار مي كنیم برخی می گویند كه؛ در اين دروه و زمانه بايد با سياست بود وگرنه كلاه آدم پس معركه است، دوره و زماني كه همه به فكر كلاه گذاشتن به سر هم ديگرهستند اگر زرنگ نباشيد از قافله عقب ميمانيد.این گونه صحبت ها، نمونه ی صادقی از طرز اندیشه و نگاه توده ی مردمی است که به انسان و حقیقت می نگرند. یعنی انتخاب شخصیت و مد به جای انتخاب فطرت و حقیقت!

بی خود نیست که این همه افسردگی، بیقراری، خشم، عقده، نفرت و کینه در اغلب افراد بیداد می کند. انسان از نظر رواشناختی و خودشناختی یک موجود وجدانی و اخلاقی است و اگر او بازار را بر حقیقت خود ترجیح دهد، وجدان و روحش صدمه می بیند. افرادی که نگاه بازاری به زندگی دارند، آگاهی خودشناسی و روانشاسی ندارند و نمی دانند که گونه ی انسان، گونه ای هولیستیک بوده و به جز نیازهای فیزیکی و روانی، نیازهای روحی هم دارد که حقیقی زندگی کردن، معصومیت و اخلاق شامل این نیازهای روحی است و اگر برآورده نشوند، انسان دچار بیماری الیناسیون (ازخودبیگانگی) می گردد.

این نوع نگاه به زندگی، احساس رقابت را در جامعه تشدید کرده و انسان را از درجه ی انسانیت و الوهیت تا درجه ی شهوت و حتی”جانی” تنزل می دهد. همین نگاه و نگرش است که در جامعه، دزد، جنایت، عدم امنیت، فاصله فقر تا ثروت، بیرحمی و عدم همدلی را تولید می کند. یعنی مسبب تمام بی عدالتی های نسل بشر از همین نگرش برمی خیزد. تمام بی قراری ها و آزار و اذیت و هرچه پلیدی در دنیا وجود دارد، به سبب وجود و تبلیغ همین نگاه رقابتی و بازاری به انسان است، که انسان را اینگونه اخته کرده است!

این نوع نگرش، طبیعت و سرشت انسان را اخته کرده و موجودی غیرعادی با رفتارهای عصبی را در جامعه مد می کند. و انسان از اصل خودش جدا شده و در پی جانشینی قلابی (شخصیت) می گردد و اگر هم آدم باشخصیتی باشد، برای حفظ آن مبارزه و تلاش خواهد کرد و یا اگر آغاز کار باشد در پی ایجاد حیثیتی دروغین و بازاری خواهد بود.

طبیعی است انسانی که از بودن و هستن خود راضی نیست و خود را در شکلی که مردم آن را بپسندند درست می کند، و خود را به جعل می فروشد(خودفروشی)، بعد از مدتی از احساس پوچی و تنهایی دنبال دلالان آرامش و داروهای آرام بخش خواهد گشت. هیچ تردیدی نیست که نگاه بازاری به انسان، در انسان احساس ترس و خشم ایجاد می کند. خاصیت این نوع نگرش به انسان، انسان را حریص تر و مضطرب تر می کند. انسان شخصیت باور، همیشه در خدمت من جانشین و بدلی تن به بردگی می دهد. خیلی سخت است که انسان با آن همه پتانسیل الهی و اخلاقی دنباله روی مفسر بدلی به نام (من فکری)باشد که او هم گدای شخصیت است و از آنجایی که خود را نمی شناسد، از آنجایی که به شکوه و عظمت خود واقف نیست، همیشه دنبال چیزهای بدل و جایگزین می گردد تا احساس بودن کند.

البته خاصیت نفس انکار ناشناخته هاست. نفس، زندگی و خوشبختی را در شناخته ها می بیند و برای همین به تنها دارایی خود (من فکری)چنین می چسبد و ترس از جدایی و فنا دارد!

بازی های روانی و نفسانی در جامعه هم محصول همین نگاه بیرحم رقابتی در بازار است. بازاری که برای “شدن” دست به فریب خود و دیگران می زند. نگاه بازاری و رقابتی که انسان شخصیت باور دچار آن است، عوارض خطرناک و مشمئز کننده ای دارد که یکی از آنها احساس تنهایی و عدم رضایت مزمن است. این افراد در ظاهر ممکن است که ابراز رضایت کنند، چرا که برای توجیه انتخاب جعلی خود مجبور هستند که خود را در ظاهر حفظ کنند. اما حفظ ظاهر به معنی حفظ باطن نیست.

اغلب مردم فرض می کنند که ثروتمندان خوشبخت هستند، اما در حیرتم که چرا این فرض را به یقین تبدیل نمی کنند؟ چرا تحقیق نمی کنند تا باور کنند که ثروت خوشبختی نیاورده و نمی آورد. انتخاب ثروت و جایگزین کردن آن به جای فطرت و حقیقت، یعنی جنایت و تجاوز به حقوق و نیازهای روحی انسان!

مفهوم عشق را با حاکمیت ثروت نمی توان درک و تجربه کرد. ما برای دریافت عشق و توجه از دیگران، نمی توانیم از ابزاری جعلی مانند ثروت و موقعیت استفاده کنیم. اگر کسی خود را به ثروت فروخت، تاوانش را در آینده ای نه چندان دور، در فرزندانش، در کاهش میل و احساساتش، در احساس گناه و ملامت خود و صدها بیماری و اختلال دیگر خواهد پرداخت و شما گمان نکنید که مکانیزم باور به شخصیت غیر از این است.احساس رضایت باطنی و پردوام از خود، در گرو صداقت و عدم بازی های نمایشی شخصیت است. هر شخصیتی و بازی روانی، مانند فیلم های سینمایی، پشت صحنه ای نیز دارد!

هر صحنه ای پشت صحنه ای دارد، صحنه ها موقتی اند، اما پشت صحنه ها همیشه با ما هستند. واقعی ترین هنرپیشه ها آنهایی هستند که خود اصلی شان را همیشه بازی کنند. ما انسانها چون خودمان را و عظمت خودمان را تجربه نکرده ایم، متوصل به بازی شخصیت می شویم که جنسی بنجل و جعلی در برابر جنس حقیقی است.

عواملی که مانع توفیق مشارکت آدمی می شود عبارتند از:

1. حسد

حسد به معنای طلب کردن زوال نعمتی از هم نوع خود است. کسی که به این صفت رذیله دچار می شود، آرزوی زوال نعمت از هم نوع خود را دارد، لذا از جراحت و مصیبت هایی که بر او وارد می شود خشنود خواهد شد و اگر او در مرحله ای نیاز به یاری کردن داشته باشد، به سبب حسدی که از در او وجود دارد او را یاری نخواهد کرد. حسادت یک احساس ناخوشایند است که ریشه آن در احساس ناامنی و تزلزل نهفته است. چه دلیلی برای بروز حسادت وجود داشته باشد چه نداشته باشد به هر حال فرد حسود با استرس و تشویش روبروست و حتی به مسائل بسیار جزئی که اصلا هیچ گونه ارتباطی با زندگیشان ندارد، غبطه می خورند! برای بسیاری از افراد حسادت به دلیل ترس از رها شدن و تنها ماندن به وجود می آید.

2. عجب و خود بزرگ بینی:

عجب به معنای آن است که آدمی خود را به علت صفتی که در او هست و یا نیست بزرگ تر بشمارد، این صفت رذیله موجب می شود انسان خود را از بقیه جدا و بالاتر ببیند و به سبب آن از مردم فاصله بگیرد و اگر دست نیازی به سمت او دراز شد، رد کند. غرور یکی از صفاتی است که منشأء اکثر آفات و شرور است و اصل معنی غرور، به معنی فریب خوردن است و مراد از آن فریفته شدن به شبهه و خدعه شیطان است، در ایمن شدن از عذاب خدای تعالی و مطمئن گشتن به امری که موافق هوا و هوس و ملایم طبع باشد. آدم خودپسند، به خود مغرور است و تصوّر مى‏كند كه در نزد خدا مقامى دارد، و خود پسندى او را وادار مى‏كند تا خود را ستایش و تعریف كند و به فكر و عمل و عقل و خردش ببالد و در نتیجه از استفاده و مشورت با دیگران و درخواست و پرسش مطلبى خوددارى مى‏كند و مستبد و خود رأى بار مى‏آید، و از پرسش مشكلات از آن كسى كه داناتر است خوددارى مى‏كند، و چه بسا به نظر غلطى كه از ذهنش گذشته است، مغرور، و دلخوش است كه از جمله نظرات اوست، نه نظرات دیگرى، و پافشارى مى‏كند و به نصیحت و اندرز گوش نمى‏دهد، بلكه به دیگران به چشم حقارت مى‏نگرد،این چیزها و نظایر اینها از آفات خودپسندى است. ( معراج السعادة/ 534)

3. عداوت و دشمنی :

یکی دیگراز موانع تعاون و همکاری، حقد و كينه در مقابل مردم همچنین عداوت و دشمنی با انسان ها ، این صفت خبیثه که منجر به کینه و در ادامه موجب انتقام می شود سبب می شود شخص هیچ تمایل و علاقه ای به یاری کردن دیگران نداشته باشد و سعی می نماید از این طریق کینه و عداوتی که با او داشته را تلافی کند. “کینه”، صفت زشت و مذموم دیگری است، وقتی شدت یابد، دل از محافظت آن درمانده می شود و سرانجام پرده از رخ برمی کشد و اعمال نیک آدمی را زایل می گرداند و آفت آرامش می شود و زندگی انسان را به تباهی می کشاند

4. کج فهمی :

گاه انسان مرتکب عمل خیری می ‌شود و بدان جهت امید به پاداش دارد بدین صورت که یک قدم به خدای خویش نزدیکتر گردد و این در حالی است که عمل خیر او نه تنها سبب خیر نگشته بلکه موجب شر نیز شده و او را از خدای خویش دورتر ساخته است. امام علی علیه السلام فرمود: گناهى كه تو را پشیمان كند بهتر از كار نیكى است كه تو را به خودپسندى وا دارد.(نهج البلاغه/ حكمت 46)

اصلي‌ترين جان‌مايه‌هاي فرهنگ سنتي ايران، تأکيد مؤکد برعنصر شريف تعاون وهمدلي است که همه زايش‌هاي فرخنده فرهنگي از دل آن بر مي‌خيزد:

چون   سليمان  را  سراپرده   زدند

جمله  مرغانش  به  خدمت  آمدند

هم  زبان   و   محرم   خود   يافتند

پيش ِ او يک يک  به جان بشتافتند

جمله مرغان ترک کرده چيک چيک

با سليمان گشته افصح مِن اَخيک

همزباني خويشي و پيوندي است

مرد با نامحرمان چون بندي  است

اي بسا  هندو   و   ترک  همزبان

اي  بسا  دو ترک  چون  بيگانگان

پس زبان محرمي  خود  ديگرست

همدلي  از   همزباني   بهترست ” مولانا”

و ما اگر به مقام سلیمانی که مرتبۀ سلطانی نفس ناطقۀ ما بر همه شئونات ملکی ماست برسیم نه تنها زبان مردمان بلکه زبان مرغان و زبان سبزه و صحرا و کوه و دشت و باران و رعد و برق را نیزدرخواهیم یافت و آن زبان خداست که از هزاران دهان ما را درس توحید می دهد.

نقل است که:

پدري همراه پسرش در جنگلي مي رفتند. ناگهان پسرك زمين خورد و درد شديدي احساس كرد.او فرياد كشيد آه… در همين حال صدايي از كوه شنيد كه گفت: آه… پسرك با كنجكاوي فرياد زد «تو كي هستي؟» اما جوابي جز اين نشنيد«تو كي هستي؟» اين موضوع او را عصباني كرد.

پس داد زد «تو ترسويي!» و صدا جواب داد«تو ترسويي!» به پدرش نگاه كرد و پرسيد:«پدر چه اتفاقي دارد مي افتد؟» پدر فرياد زد«من تو را تحسين مي كنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسين مي كنم» پدر دوباره فرياد كشيد «تو شگفت انگيزي» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگيزي». پسرك متعجب بود ولي هنوز نفهميده بود چه خبر است.

پدر اين اتفاق را برايش اينگونه توضيح داد:مردم اين پديده را «پژواك» مي نامند. اما در حقيقت اين «زندگي» است. زندگي هر چه را بدهي به تو برمي گرداند. زندگي آينه اعمال و كارهاي نيك و بد توست. اگر عشق بيشتري مي خواهي، عشق بيشتري بده. اگر مهرباني بيشتري مي خواهي، بيشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبي، درك كن و احترام بگذار. اگر مي خواهي مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند، صبر و ادب داشته باش!

اين قانون طبيعت است و در هر جنبه اي از زندگي ما اعمال مي شود. زندگي هر چه را كه بدهي به تو برميگرداند. به هر كس خوبي كني، در حق تو خوبي خواهد شد و به هر كس كه بدي كني، بدي هم خواهي ديد. زندگي تو حاصل يك تصادف نيست. بلكه آينه اي است كه انعكاس كارهاي خودت را به تو بر مي گرداند. پس هرگز يادمان نرود «كه با هر دستي كه بدهيم، با همان دست مي گيريم و با هر دستي بزنيم، با همان دست هم مي خوريم».

 

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی