خواستگاری: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

خواستگاری: دکتر محسن بهشتی پور

در حال حاضر دو موضوع مهم و حیاتی وجود دارد که امیدوارم خانواده ها خصوصاً پدر و مادران توجه ویژه به آنها مبذول بدارند. موضوع اول اشتغال جوانان و بحث دوم، مسئله ازدواج آنهاست. متاسفانه با رشد و پیشرفت جوامع و دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی آن، علایق جوانان نسبت به هر دوی این مسائل، هر روز کم رنگ تر و ضعیف تر می شود.

همان طوری که بارها گفته شده است و همگان می دانید، کار و تلاش در زندگی انسان از اهمیت زیادی برخوردار است و در رابطه با نوجوانان و جوانان این اهمیت نیز مضاعف می‏ شود. زیرا تلاش و کوشش در سنین نوجوانی و جوانی، موفقیت و کام‏یابی در آینده را به دنبال دارد.

بی تردید، یکی از آفات بزرگ نوجوانی و جوانی، تنبلی، سستی و بیکاری است. بیکاری و تنبلی جوان را از درون تهی می‏ سازند و روان او را افسرده می‏ کنند و موجب می‏ شوند تا جوان خود را بی‏ فایده، کم‏ ارزش و بی‏ عرضه تلقّی کند و گرفتار خود کم‏بینی و کاهش اعتماد به نفس و کاهش عزّت نفس او گردد. همان گونه که قبلاً هم گفته بودم، خوشبختی ما انسان ها درسه جمله است، تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا. ولی متاسفانه برخی از آدم ها با سه جمله دیگر زندگیشان را تباه می کنند. حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.

حقیقت این است که آنچه را جوانان ما امروز انجام می دهند، زیربنای عملکرد اقتصادی ما در آینده خواهد بود. انجام کار و تجارت شایسته، به جوانان قدرت می دهد تا استعدادهای خود را شکوفا سازند، شرایط زندگی آنها را بهبود می بخشد و شرایطی فراهم می آورد که به طور فعالانه در جامعه حضور داشته باشند.

انسان می‏ تواند در سایه تدبیر، تعقّل و تلاش، از مواهب الهی استفاده کند و زمینه رشد و تعالی مادی و معنوی خود را فراهم سازد. اشتغال و کار از مسائلی است که برای پیمودن راه‏های ترقّی مادی و معنوی، نقشی بنیادین دارد و کار برای ادامه زندگی و بقای جامعه ضرورتی اجتناب‏ ناپذیر است.

زندگی هرکس به واسطه کار کردن تأمین و اداره می‏ شود و خودکفایی هر جامعه ‏ای به میزان و نوع عملکرد شاغلان آن جامعه بستگی دارد. علاوه بر اینها، کار موجب شادابی و نشاط انسان شده، بیکاری موجب فقر، افسردگی، فساد و سرخوردگی اجتماعی می‏ گردد. اهمیت کار در سنین جوانی دو چندان است و آثار و ثمرات آن برای نسل جوان ارزش زیادی دارد.

اشتغال و داشتن حرفه و شغل مناسب از جمله مسائلی است که برای انسان‏ها اهمیت زیادی دارد. شغل و حرفه در رابطه با جوانان از اهمیتی دو چندان برخوردار است. شغل و حرفه مناسب علاوه بر تأمین نیازمندی‏های اقتصادی، آثار تربیتی، روان‏شناختی، اجتماعی و معنوی نیز دارد.

البته بحث کار و کارآفرینی و همچنین ازدواج جوانان را بنده در مباحث قبلی به طور مفصل درهمین سایت مطرح کرده بودم. ولی از آنجایی که بحث کار و ازدواج لازم و ملزم یکدیگرند، تصمیم گرفتم در ابتدای بحث جدید خود  “خواستگاری”، اشاره ای مختصر به مباحث قبلی و اهمیت آنها نیزداشته باشم. سپس، موضوع جدید را مطرح نمایم.

یکی از سنت های بسیار خوب که از قدیم در جوامع مختلف، و به خصوص در کشور ما مرسوم بوده ” سنت ازدواج” است که شروع آن با جلسه خواستگاری می باشد. خواستگاری پسران از دختران یک سنت دیرینه است و نمی توان برای آن زمان خاصی را مشخص کرد. چون در تمام کتب قدیمی ما هم به این موضوع اشاره شده است.

موضوع اصلی که بنده قصد مطرح کردن آن را دارم؛ مسائل و مشکلاتی است که در جلسات خواستگاری بوجود می آید.

حتما شما عزیزان نیز در این چند سال اخیر با اینگونه صحبت ها برخورد کرده اید که بسیارى از خانم ها و حتى آقایان به ما مراجعه مى کنند، در حالى که از سحر و جادو نگرانند، اظهار مى کنند که بخت دختر ما را بسته اند، از این رو سن آنها بالا رفته و هنوز نتوانسته اند ازدواج کنند.

تابحال اینقدر خواستگار برای دخترم آمده، ولی نمی دانم چرا هیچ کدام از آنها سر نمی گیرد.

یا اینکه؛ خدا می داند چقدر برای پسرم، دختر دیده ام، ولی هیچ کدام به دلم نمی نشیند یا پسرم از آنها خوشش نمی آید.

فلانی می گوید بخت دخترت را بسته اند و نمی دانم چکار کنم.

پسرت را جادو کرده اند.

برایت دعا گرفته اند تا سیاه بخت شود و….

بایست خدمت تمامی شما عزیزان عرض کنم که خواستگار نداشتن یک خانم، یا درست سرانجام نگرفتن ازدواج پسرتان؛ الزاما ربطی به بسته شدن بخت آنها نیست. در پاسخ به این دسته از افراد عرض می کنم که بر اساس گفته شما باید نیمى از مردم جادوگر و ساحر باشند و پیوسته به سحر و بستن بخت دختران و پسران مشغول باشند. بدیهى است که چنین نیست.

مسائل بسیاری وجود دارند که در امر ازدواج دخالت دارند.

اول اینکه: در دنیا هیچ سحر و جادویی نمی تواند بدون اذن خداوندی در انسان اثر کند. بلکه این خود ما هستیم که درمانده گی و مکافات برای خود درست می کنیم. دراین شرایط نه تنها سحر و جادو برایمان کاری نمی کند بلکه باعث خسران و تباهی ما نیز می شود. بسیارند رندان و حقه بازان سودجو که از ساده لوحى افراد استفاده و پیوسته القا مى کنند که بخت دختر شما را بسته اند؛ تا از این راه، زود باوران را به خود نیازمند کنند و دستور باطل کردن سحر و باز کردن بخت را از آنان بخواهند. تا بلکه از این رهگذر به نام و نانى برسند.در حالى که قرآن کریم مى فرماید :

« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» .

و آنچه را که شیطان [صفت‏] ها در سلطنت سلیمان خوانده [و درس گرفته‏] بودند، پیروى کردند. و سلیمان کفر نورزید، لیکن آن شیطان[صفت‏] ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى‏ آموختند. و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابِل فرو فرستاده شده بود [پیروى کردند]، با اینکه آن دو [فرشته‏]هیچ کس را تعلیم [سحر] نمى‏ کردند مگر آنکه [قبلًا به او] مى‏ گفتند: «ما [وسیله‏] آزمایشى[براى شما] هستیم، پس زنهار کافر نشوى.» و [لى‏] آنها از آن دو [فرشته‏] چیزهایى مى‏ آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند. هر چند بدون فرمان خدا نمى‏ توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند. و [خلاصه‏] چیزى مى‏ آموختند که برایشان زیان داشت، و سودى بدیشان نمى‏ رسانید. و قطعاً [یهودیان‏] دریافته بودند که هر کس خریدار این[متاع‏] باشد، در آخرت بهره‏ اى ندارد.  وه که چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر مى‏ دانستند. (سوره بقره آیه ۱۰۲)

یعنی جادوگران نمى توانند به کسى زیانى وارد کنند مگر خداوند بخواهد؛ بنابراین به جاى این که از جادو و چشم زخم بترسیم، از خداوند بترسیم و حساب ببریم. هر بلایى که سر این افراد مى آید از نادانى و جهل آنهاست.

حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) مى فرماید:«صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله » یعنی « دوست هر کسى عقل و خرد او است و دشمن او نادانى و جهل اوست.»

آری به واقع اگر برخی مردم به جاى پرداختن به فال بینى، طالع بینى، کف بینى، تعبیر خواب و … به تعقل و تفکر مى پرداختند، از زندگى سالم ترى برخوردار مى شدند.

قرآن مى فرماید:« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْأُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.»

هر کس،از مرد یا زن؛ کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزه‏ اى، حیاتِ [حقیقى‏] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏ دادند پاداش خواهیم داد. (سوره النمل آیه ۹۷).

«مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِحِسابٍ»

هر که بدى کند، جز به مانند آن کیفر نمى‏ یابد و هر که کار شایسته کند- چه مرد باشد یا زن- در حالى که ایمان داشته باشد، در نتیجه آنان داخل بهشت مى‏ شوند و در آنجا بى‏ حساب روزى مى‏ یابند. (سوره غافرآیه ۴۰).

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ» هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست. (سوره فصلت آیه۴۶).

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها ثُمَّ إِلى‏ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ ». هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى‏ شوید. (سوره الجاثیه آیه ۱۵).

دوم اینکه: پایه های فرهنگ ازدواج در قدیم بسیار قوی و محکم بود و انتخاب عروس و یا داماد برعهده بزرگترها، گذاشته می شد زیرا آنها با تدبر و تفحص بیشتر به موضوع نگاه می کردند؛ نه انتخاب عجولانه و سرسری دختر و پسر.

سوم اینکه: ارتباط خانواده ها با یکدیگر با اقوام و اهالی محله، به مراتب بیشتر از الان بود. اینگونه ارتباطات باعث می شد، اعضای خانواده ها با هم دوست و نزدیک و صمیمی شوند. همین عوامل ارتباطی؛ عامل بزرگی جهت امر ازدواج ما بین دختر و پسر می شد.انتخابی راحت و بی دردسر؛ زیرا اینچنین فرهنگی عاملی بود تا خانواده ها، هم دیگر را بهتر ببیند و نیازها و خواسته های خود را به خوبی درک کنند و در نهایت زوج خوبی را برای فرزندشان درمیان آنها پیدا و انتخاب کنند.

از طرفی اینگونه ارتباطات سبب می شد تا دختر و پسر با هم بیشتر آشنا شده و نقطه قوت و ضعف یکدیگر را به خوبی شناسایی کنند. از آن مهم تر اینکه چون خانواده ها سالیان دراز همدیگر را به خوبی می شناختند؛ دیگر لازم نبود دخالت های بی مورد برخی از افراد نادان مشکلات ما بینشان را بیشتر کند. همین امر باعث می شد دختر و پسر به یکدیگر علاقه و محبت بیشتری پیدا کنند و ازدواجشان زودتر سر بگیرد.

اما متاسفانه اینچنین فرهنگی دراین روزگار کمتر به چشم می خورد. تازه اگر هم باشد، دختر و پسر هرگز تن به اینگونه پیوندها نمی دهند. بله؛ خود شما آیا با خویشان و همسایه گان خود ارتباط نزدیک و صمیمی دارید؟

در ماه چند بار آنها را می بینید؟ آیا از مشکلات و نگرانی های آنها با خبر هستید؟

درقدیم مردم یک محله از ریز و درشت با یکدیگر صمیمی و مهربان بودند. از مشکلات و شداید هم با خبر و یار و یاور هم بودند. اگر مشکلی برای فردی از اهالی محل پیش می آمد، همه دست به کار می شدند تا مشکل او را حل کنند.

مشکل؛ تنها مشکل او نبود، مشکل کل محله بود.

همه نگران بودند، همه تلاش می کردند تا مشکل او حل شود.

این همدلی و یکرنگی باعث محبت و صفا در بین تمامی اهالی محل می شد. از همه مهمتر اینکه خود این ارتباط صادقانه و صمیمی باعث الفت و نزدیکی میان تمامی اعضای محله می شد و علایق را در بین آنها شکوفا می کرد. این رفتار باعث می شد تا عشق های رومانتیک و زیبا در بین نوجوانان و جوانان شکل بگیرد. اصالت اینگونه پیوندها محکمتر و با شکوه تر بود.

البته مسائل و مشکلات دیگری هم به تازه گی درمیان فامیل و بستگان و اهالی بوجود آمده است که باعث این تفرقه ها در بین مردم شده است. آن هم باز برمی گردد به همین خود خواهی های آنها، نداشتن عشق و محبت، نداشتن گذشت بین یکدیگر و همچنین عدم آگاهی آنها نسبت به یکدیگر.

اینکه دخترخانمی یا آقا پسری خواستگاری ندارد، ۷۰% درصد عامل آن خانواده، خودشان هستند، نه بسته شدن بخت آنها. اگر کمی دقت کنید می بینید وقتی خود دخترها و پسرها قصور در رفتارشان، بی تدبیری در کردار و بی فرهنگی در اعمالشان دارند، خوب معلوم است که خواستگاری نخواهند داشت و یا کسی به خواستگاری آن ها جواب مثبت نمی دهد. زیرا رفتار بد آنها در شهر باعث می شود که دیگران نتواند به آنها اعتماد کنند. مردم چشم دارند می بینند. گوش دارند و می شنوند. چرا فکر می کنید آنها …. هستند.

این طبیعی است که مادر و پدر یک خانواده قصد دارند کسی را برای ازدواج فرزندشان انتخاب کند، که بهترین باشد و لا اقل شرایط اولیه انسانیت را بداند. یک خانم عفیف و پاکدامن باشد. یک پسر نجیب و خانواده دوست باشد. به زبان ساده با معرفت و درست اندیش باشد.

ازدواج نیز مانند امور دیگر به مقدمات و شرایطی بستگی دارد که باید آن ها را فراهم کرد، مثلاً پدر و مادر و بستگان و واسطه ها نقش اساسی در ازدواج دختران و پسران دارند. اگر دختری در خانواده اش خدایی ناکرده پدر یا برادرش به سمت اعتیاد رفته اند، به سمت خلاف کشیده شده اند، پدر و برادر آن دختر باید دقت کنند و ببینند چگونه با سرنوشت خواهر خود بازی می کنند. بایست هرچه زودتر خودشان را اصلاح کنند تا سرنوشت خود و دیگر اعضای خانواده شان را خراب نکنند. این مشکل چه ربطی به سحر و جادو دارد.

گاهی خانم نقص عضوی دارد این هم قابل جبران است. زیرا مشکلی نیست که مانع خوشبختی او شود. شما می توانید سعی کنید استعدادهای دیگر خودتان را که خداوند به شما هدیه داده است را ارتقاع دهید. خودتان را به روز کنید، تا بیشتر شکوفا شوید، هر قدر توانمندیهای شما بالاتر برود؛ روی نقص شما را می پوشاند.

ما کم نداریم ازدواج هایی که خانم ها و یا آقایان نقصی داشته اند و یا اصلا زیبایی نداشته اند. اما رفتند استعدادهای خودشان را شکوفا کردند و با آدمهای خوبی ازدواج کردند و زندگی خوبی هم دارند. حتما شما بسیاری از آنها را دیده و یا شنیده اید.

اما موضوع دوم بحث که مربوط می شود به جلسه خواستگاری:

ما نمی توانیم تمام اتفاقات را با بستن بخت فرزندان خود یا دشمنی دیگران نسبت به ما و خانواده مان توجیه کنیم. یکی از موضوع های پر اهمیت که باعث تاخیر و یا از بین رفتن زمان ازدواج دختر خانم ها و آقا پسرها می شود؛ بحث جلسه خواستگاری است.

متاسفانه به علت نا آگاهی و عدم مدیریت و تربیت صحیح برخی از خانواده ها و همچنین مواردی که در بالا ذکر آن شد، جلسات خواستگاری بسیاری از جوانان با شکست و ناکامی رو به رو می شود. می دانید چرا؟ زیرا:

. نداشتن شناخت کافی خانواده های دو طرف از یکدیگر

. نبود مهر و محبت در بین آنها

. اختلاف فرهنگ و فاصله طبقاتی هر دو خانواده

. هم کفو نبودن آنها

. ناآگاهی دختر و پسر؛ درجهت بهبودی و آشنایی رابطه بین دو خانواده

. قبول نداشتن رفتار و افکار پدر و مادر از طرف پسر و دختری که می خواهند باهم ازدواج کنند

. دختر و پسر، فکر می کنند همه افراد خانواده می بایست درخدمت آنها باشند و آنها می توانند بدون حمایت و پشتیبانی خانواده و بستگان خود تشکیل زندگی بدهند.

. دختر و پسرعزیزم کمی فکر کن؛ وقتی شخصی براحتی قید خانوداه اش را که این همه زحمت برای او کشیده اند را می زند و به تو قول و وعده می دهد، وقتی او بهترین نزدیکان خود را فراموش می کند. بدان روزی همین رفتار را با تو خواهد داشت.

. دختر که از روز اول با پسر شرط می کند که باید از خانواده حمایت نکنی و قید آنها را بزن؛ بایست بداند خانواده پسر براحتی این رفتار فرزند خود را می فهمد و حاضر نمی شود به هیچ قیمتی او را رها کند و از تو حمایت کند. و این خود جنگی خانه مان سوز است و مشکلات فراوانی برای اول دختر و پسر و بعد برای خانواده ها بهمراه خواهد داشت.

. دختر بایست در برخورد اولیه او با خانواده همسرش، بتواند اعتماد آنها را جلب کند و به آنها نشان بدهد که احترام زیادی برای خانواده خودش قائل است و در حضور آنها نهایت احترام را به خانواده خود بگذارد و سپس احترام های ویژه به خانواده همسر و بستگان او بگذارد. زیرا وقتی پدر و مادر پسر در زمان خواستگاری ببینند دختر احترامی برای پدر و مادر خودش قائل نیست، چگونه می توانند چنین دختری را به عنوان عروس خود ببینند.

. رفتارهای مودبانه دختر در برخود با مادر و پدر و خواهر و برادران همسر و بستگان او مهمترین فاکتورهای انتخاب خانواده طرف مقابل در خواستگاری بشمار می آید.

به این نکته توجه داشته باشید

وقتی خواستگاری وارد منزل شما می شود چه توقعی ازعروس آینده اش و خانواده آنها باید داشته باشد؟

آیا به این نکته مهم توجه کرده اید؟

برای یک لحظه خودتان را جای آنها بگذارید. با خودتان بگویید وقتی کسی وارد منزل شما می شود چه نکاتی را باید میزبان رعایت کند؛ خصوصاً وقتی قرار است با آنها فامیل شوید. این برخورد اول از نظر روانشناسی و علوم تربیتی بسیار مهم است.

وقتی شما ببینید یک دختر، نه احترام شما را دارد و نه خانواده تان را؛ آیا اجازه می دهید آن دختر وارد زندگی پسرتان و شما شود؟

اشکال دختر خانم ها و آقا پسرهای بی تجربه این است که فکر می کنند وقتی با یک پسر دوست شدند و آن پسر گفت عاشقتم دیگر همه چیز درست شده. نه! نه! باور کنید چنین نیست. شاید شما بتوانید به زور هم که شده وارد زندگی آن پسر شوید. ولی متاسفانه درست بعد ازگذشت چند ماه  باران مشکلات و سختی ها به شما روی می آورد.

نکات مهم و ضروری برای استقبال مهمان (خواستگار)

با این‌که مراسم خواستگاری در این دوره نسبت به گذشته خیلی تفاوت پیدا کرده است، اما هنوز هم قوانینی وجود دارد که از خانواده‌های عروس و داماد انتظار می‌رود آنها را در نظر داشته باشند و رعایت کنند.

پیش از آمدن مهمانان خودتان را تمیز و مرتب کنید. اگر می توانید پیش از وارد شدن مهمان ها دوش بگیرید، برای این کار از عطر و ادوکلن استفاده کنید.

لباس های پر نقش و نگار و رنگارنگ نپوشید.نوع لباس رابطه مستقیم با شخصیت شما دارد. سعی کنید به گونه ای لباس بپوشید که بیان کننده شان و شخصیت موردعلاقه شما باشد. مناسب ترین حالت استفاده از لباس های با طرح ساده و رنگ های متناسب با سن می باشد. هرگز در میان میهمانی ها، لباس خود را، تمیز نکرده و لباستان را مرتب نکنید. مدارک و اسناد داخل جیبتان را بیرون نریزید و پول های خود را نشمارید.

نوع تفکر، صحبت کردن، سطح شغلی و تحصیلی، لباس پوشیدن،میزان انعطاف پذیری و… از جمله مواردی هستند که سطح شخصیتی و معاشرتی فرد را در اجتماع مشخص می کند. دختر خانم ها و آقا پسرها، در جلسه خواستگاری بیشتر از دیگران اضطراب خواهند داشت و با توجه به این که کوچک ترین رفتار شان هم زیر ذره بین خانواده طرف مقابل است، این نگرانیشان تشدید خواهد شد. با این همه اما آنها نباید رفتاری نامناسب از خودشان نشان دهند و نگرانی و اضطراب را بهانه این کار کنند. برای همین توصیه می شود نکاتی را در نظر داشته باشند و آنها را تا حد امکان رعایت کنند:

. حتما به هنگام ورود آنها، با روی گشاده و ساده اما صادق به استقبال آنها بروید. به همه سلام کنید و خوش آمد بگویید. خانم ها با خانم ها و آقایان با آقایان به رسم صفا و صمیمیت دست بدهند یا رو بوسی کنند. دقت کنید؛ طرز دست دادن مانند راه رفتن و حرف زدن نشان دهنده اخلاق و شخصیت افراد است و می توان از این طریق به میزان اعتماد به نفس، بی تفاوتی، خون گرمی و تکبر فرد پی برد. هنگام دست دادن با افراد حواستان به مخاطب باشد و با دیگران صحبت نکنید. هنگام دست دادن نباید با کسی که به او دست می دهیم فاصله زیادی داشته باشیم و دست خود را بیش از اندازه دراز کنیم. ادب حکم می کند که پا پیش گذاریم و به فرد مورد نظر نزدیک شویم.

. بهترین جایگاه را به مهمان های خودتان اختصاص بدهید.

. کوچکترها اجازه ندهند بزرگترها پذیرایی کنند و آنها راحت بنشینند. این کمال بی ادبی به خودشان و خانواده و مهمانان است.

. بزرگترها بنشینند و دخترها و پسرهای خانواده میزبان، پذیرایی را با دقت انجام بدهند. با این کار دخترها خصوصاً کد بانویی خود و تربیت صحیح خانواده شان را به مهمانان نشان می دهند. و پدر شوهر و خانواده او می فهمند که چقدر آماده گی تشکیل زندگی خود و همسرش را دارد.

. پذیرایی را از فرد بزرگتر مهمانان شروع کنید.

. از هرگونه اصرار و تعارفات بی جا خود داری کنید.

. صاحب خانه و بزرگ مجلس سر حرف را باز کند و کوچکترها تا اجازه داده نشده لب به سخن باز نکنند.

. اگر سینی چای را جلوی فردی گرفتید، به صورت او خیره نشوید. این عمل مربوط به مجالس خواستگاری است. آن هم تنها در سریالهای تلویزیونی. این عمل شایسته شما نیست.

. از بلند صحبت کردن، زیاد صحبت کردن، یا اصلا صحبت نکردن، خنده های زیاد و بلند اجتناب کنید.

. مهمان نباید به اتاق های خانه ی میزبان سرک بکشد.

. هنگام خوردن غذا، نبایست دهان تان صدا بدهد.

. از حاشیه رفتن و صحبت درباره دیگران پرهیز کنید.

. حتما به مهمان های خودتان که برای اولین بار به دیدن شما آمده اند؛ هدیه ای کوچک به رسم یاد بود بدهید.

. درهنگام خداحافظی کفش های مهمانان خود را قبل از خروج منزل مرتب کنید. آنها را تا خارج شدن از درب منزل بدرقه کنید.

خانواده های محترم خصوصاً دخترها و پسرها بدانند که تنها رفتن به خواستگاری و یا دعوت کردن از خواستگار لازمه قبولی آنها نیست. بلکه نحوه برخورد هرچه با شکوه تر میزبانان از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است.

اما مشکلاتی که خانواده ها بوجود می آورند:

صداقت و راستگویی یکی از بهترین ویژگی های شخصیتی است که می تواند ضامن خوشبختی همسران باشد. البته بعضی ها ممکن است تصور کنند این صداقت در زندگی مشترک معنا پیدا می کند و قبل از آن، هر یک از افراد زندگی شخصی خودشان را دارند و هرطور بخواهند می توانند درباره آن صحبت کنند یا تصمیم بگیرند. در حالی که اگر پایه های زندگی بر دروغ و فریبکاری بنا شود، نتیجه اش هم ویرانی و نابودی خواهد بود. پس سعی کنید یا حرفی را عنوان نکنید یا اگر می خواهید درباره موضوعی حرف بزنید فقط واقعیت ها را بگویید. البته این موضوع درباره خانواده ها هم صادق است. به این معنی که آنها هم باید فقط درباره آنچه حقیقت دارد، صحبت کنند.

پدر و مادر با سخت گیری های بی مورد و تقاضاهای نامعقول کار را برای خانواده طرف مقابل سخت وغیرقابل اجرا می کنند.

خیلی از این سخت گیری های بی مورد و دخالت های بیجا که در انتخاب همسر برای فرزندانمان انجام می دهیم، باعث می شود که فرد مناسبی را که هم مورد پسند فرزندمان است و هم هم کفو او است را رد نماییم. اینها نوعی بخت بستن است. این نوع بخت بستن از سحر و جادو بدتر است. اگر کسی به سحر و جادو مبتلا باشد چاره دارد ولی در مواردی که خودمان بخت را می بندیم باید فرهنگ عوض بشود، باید سبک ازدواج و فکر ما نسبت به ازدواج عوض بشود، تا بخت باز بشود.

این ها چه معیارهایی است که ما داریم؟ بعضی ها می گویند که ما می خواهیم دامادمان استخدام دولت باشد، با دخترمان دو سال تفاوت داشته باشد، خانه و ماشین هم داشته باشد و … این معیارها از سحر و جادو بدتر است. بعضی ها ملاک های معنوی عجیب و غریبی دارند. مثلا می گویند که ما می خواهیم شوهرمان استاد اخلاق باشد یا شوهرمان هم رشته ی ما باشد. این ملاک ها هیچ ربطی به خوشبختی و بدبختی ندارد و مانع ازدواج جوانان می شود.

اما نکته دیگری که بایست خانواده های دو طرف رعایت هرچه بیشتر آن را بکنند بحث مهریه و شرایط برگزاری خرید بازار و گرفتن جشن عقد و عروسی است.

وقتی شما و پدر و مادرتان فرد مورد نظرتان را به عنوان داماد آینده خود قبول کرده اید، چرا بخاطر مهریه آن را بهم زده اید؟ مگر با مهریه می خواستید به کجا برسید؟ گاهی مهریه ها نامعقول است یا گاهی ایرادهایی در خانواده ی فرد می گیرند که اصلا معقول نیست. مثلا فردی می گفت که من می خواهم پدر خانمم دندانپزشک باشد یا چون پدر دختر کارگر است من نمی توانم او را بعنوان همسر آینده ام قبول کنم.

گاهی دختر و پسر جوان نمی خواهند حرف بزرگتر ها را بپذیرند و به همین دلیل ممکن است مرتکب خطا شوند. بنابراین توصیه می شود از نظرات بزرگتر ها که تجربه بیشتری دارند، کمک بگیرید و در انتخاب خود با آنها مشورت کنید. علاوه بر این، یادتان باشد هیچ انسانی بی عیب و نقص نیست و شما هم نمی توانید همسری پیدا کنید که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. بنابراین باید معیارهایتان را یادداشت کنید و به هر یک از آنها امتیاز بدهید. پس از آن، با اولویت بندی و انتخاب اولویت های اول، بهتر و راحت تر تصمیم خواهید گرفت و پس از کسب شناخت کافی می توانید آماده ازدواج شوید.

پدر و مادر عزیز بپذیرید که ازدواج یک نیاز است. اگر ازدواج انجام بگیرد بسیاری از مشکلات ما حل می شود، مهیا کردن زمینه ی ازدواج برای جوانان عبادت بالایی است. اگر ما به این نیاز جوانان نرسیم، باعث انحراف آنها می شویم.

همه ی مردم دارند از ازدواج سخت می نالند. آیا این مشکلی نیست که خودمان درست کرده ایم و فقط هم باید خودمان آنرا حل کنیم؟ بیشتر مواقع ما با همین ملاک های بیخودی، مانع ازدواج جوانان می شویم.

حالا اگر خانم یا آقایانی در این میان باشند و بگویند که : همه شرایط مطلوب را دارند و مشکلاتی را که گفتم هم ندارند، اما باز خواستگاری ندارند، چه باید بکنیم.

انسان‌ها به دلایل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگی خود دچار تحوّلاتی می‌شوند که در عالم خلقت امری طبیعی و متداول به نظر می‌رسد. بعضی دارای همسر خوب و زندگی مُرفَّه می‌شوند و بعضی کاملاً برعکس و بعضی بسیار دیر ازدواج می‌کنند و بعضی دیگر چنین موقعیتی را پیدا نخواهند کرد. همه این موارد دارای علل و عوامل خاص خود است. ما اگر بتوانیم علت حوادث و پیش آمد‌ها را شناسایی کنیم و آنها را به خوبی در زندگی به کار گیریم، زندگی خوبی خواهیم داشت. پس موفقیت یا عدم موفقیت ما در زندگی در گرو شناخت صحیح و عمل بر طبق آن است.

فقط می توانم بگویم، ابتدا بایست به خدای خود پناه ببریم. شجاع باشیم و نا امید نشویم. بیایید سرنوشت خودتان را به سمت زیبایی و موفقیت تغییر دهید. خسارت های گذشته و تاریک خود را جبران کنید، نه اینکه در پى دعا نویس و رمال بروید و به خرافات متوسل شوید. به خداوند پناه ببرید و از او کمک بگیرید!قرآن مى فرماید:

« وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحیمٌ وَدُودٌ». و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان‏] است.»(سوره هود آیه ۱۱).

« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً » و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است(سوره نوح آیه ۱۰).

اما باید توجه داشت که معنای درست استجابت همان است که از روایات استفاده می‌شود که به ما گفته شده: هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد، در واقع هر دعای مقبولی یقیناً به استجابت می‌رسد، اما گونه‌های استجابت آن مختلف است. خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و خیر و خوشبختی مؤمنان را می‌خواهد، از این رو اگر خواسته آنان به ضررشان است، اما آنان به جهت عدم اطلاع از باطن امور از خداوند آن را می‌خواهند، اجابت نمی‌کند.اما چنان که گفتیم اصل دعای او بی اجابت و بی اثر نخواهد بود. عدم اجابت ظاهری دارای آثار وبرکات بسیاری برای او خواهد بود که اگر کسی بداند، هرگز از آن ناراضی نمی‌شود.

خوشبخت شدن شما به دو عامل اساسی نیاز دارد: تمسک و عمل کردن به کارهایی که خداوند برایتان در نظر گرفته است. اگر ما به خدا اعتماد داشته باشیم خیلی از مسائل و مشکلات مان حل خواهد شد. کلید حل همه ی مشکلات در دست اوست. اگر مشکل شما حل نمی شود اشکال درخودتان است نه موارد دیگر.

زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست

آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم میخواهد قدراین خاطره را دریابیم

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی