هفت عادت خانواده هاي كامروا(مولف:استفان. آر. كاوي) | خانواده مطهر

هفت عادت خانواده هاي كامروا(مولف:استفان. آر. كاوي)

خانواده هاي خوب و حتي خانواده هاي عالي در نود درصد موارد، از مسير اصلي خود خارج مي شوند. چاره كار آنها اين است كه مقصد خود را بيابند، بدانند كه هدفشان چيست و مسير اصلي كدام است و در هر فرصتي مسيرشان را تصحيح كنند.
نويسنده معتقد است كه توانايي از سر گرفتن، عذرخواهي و شروع مجدد ارتباطات خانوادگي به ما نيز نيرو خواهد بخشيد و تحت هر شرايطي، هر اندازه كه مشكلات، مسايل و موانع در پيش رو داريد، بازهم در حركت به سوي هدفتان اميد زيادي هست و چاره كار، داشتن يك مقصد، يك برنامه ريزي دقيق و يك راهنماست.
تمرين اصل احترام و مهارت گوش كردن دلسوزانه و واقعي به صحبت هاي ديگران، در هر مرحله اي از زندگي، از عادات مردمان كامرواست.

هفت عادت، بر پايه اصول جهاني بودن، بي زمان بودن و گواه خود بودن بنا شده است كه در علم ارتباطات درست به اندازه قانون جاذبه در فيزيك واقعيت دارند، آنها مجموعه اي از عادات رفتاري هستند با الگوهاي تثبيت شده تفكر و رفتارند كه همه خانواده هاي موفق به طور مشترك دارند.

كامروايي در خانواده به معني داشتن يك فرهنگ خانوادگي غني مي باشد.
خانواده به خودي خود، يك تجربه «ما» است. يك « حس ما» و مسلما حركت از «من» به سوي «ما» يعني از استقلال به سوي وابستگي به هم، شايد يكي از پرخطرترين و مشكل ترين جنبه هاي زندگي خانوادگي باشد ولي واقعا هيچ چيز به اندازه زندگي خانوادگي صميمي، لذتبخش و ارضاءكننده نيست. وقتي كه شادي شما در گرو شادي ديگران باشد، مي فهميد كه از من به سوي ما حركت كرده ايد و تمام مشكلات و فرآيند استفاده از فرصت ها تغيير مي كند. ولي تا زماني كه خانواده واقعا مقدم نباشد، اين حركت معمولا اتفاق نمي افتد.

– عادت اول: عامل باشيد
پاسخ                 آزادي انتخاب                محرك
ميان محرك ها و پاسخ ها فاصله اي وجود دارد. در آن فاصله آزادي و قدرت انتخاب پاسخ براي شما وجود دارد و رشد و بلوغ شخصيت و خوشبختي ما در گرو همين گزينش پاسخ است.
به راستي اگر افراد به جاي واكنش نشان دادن به هيجانات لحظه اي، بر اساس ارزش هاي عميق دروني خود عمل كنند، زندگي خانوادگي به مجموعه بسيار بهتري تبديل خواهد شد. آنچه ما به آن نياز داريم، يك دكمه توقف ذهني است، چيزي كه ما را قادر سازد تا در حد فاصل آنچه برايمان روي مي دهد و پاسخمان به آن رويداد، كمي تامل كنيم و سپس پاسخ واقعي خود را انتخاب كنيم.
چهار توصيه انساني بي نظير:
عادت اول- عامل بودن كه عبارتست از توانايي عمل بر اساس اصول و ارزشها، به جاي واكنش نشان دادن بر اساس احساس يا شرايط محيطي است. توانايي انجام دادن اين كار، مستلزم تحول و استفاده از چهار قريحه انساني بي نظير است كه حيوانات فاقد آن هستند:
اولين قريحه بي همتايي انسان، خودآگاهي است. انسان مي تواند در وراي زندگي خويش بايستد و آن را نظاره كند. ما حتي مي توانيم افكار خود را مشاهده كنيم و سپس براي ايجاد تغيير و تحول پيش بياييم.
دومين قريحه، وجدان است. اين قريحه سبب مي شود تا بتوانيم آنچه را درباره زندگي مان مي بينيم، مورد ارزيابي قرار دهيم.
سومين قريحه، قوه تصور است. كه عبارت است از توانايي او در مجسم ساختن چيزهايي كه از تجربه هاي گذشته اش كاملا متفاوت بودند.
چهارمين قريحه، اراده مستقل يا قدرت اتخاذ عمل.
اين چهار قريحه در فاصله بين وقوع يك رويداد و پاسخ انسان به آن قرار دارند.
پنجمين قريحه انسان كه در دل چهار قريحه ديگر است شوخ طبعي است كه به ما گشزد مي كند واكنشي نباشيم و در موضوع غرق نشويم. شوخي ارتباط ها را آرام و انساني مي كند. شوخي حقيقي سبك مغزي نيست، بلكه سبك قلبي است و يكي از عناصر بنيادين فرهنگ خانوادگي غني است.
عشق يك فعل است: احساس عشق ثمره عمل به عشق است. بنابراين بايد عشق ورزيد، فداكاري كرد، به حرف ها گوش كرد، همدردي نمود و براي ديگران ارزش قايل شد و از او حمايت كرد.
هر ازدواج موفق و هر خانواده موفق، كار و زحمت مي خواهد. اينجا پاي اتفاق يا تصادف در ميان نيست، بلكه مسئله دستيابي به موفقيت است. اينجا پاي كوشش و فداكاري به ميان مي آيد و مستلزم دانستن اين است كه – خوب يابد، سالم يا بيمار در سرتاسر زندگي- عشق يك فعل است.
تا زماني كه خود را نشناسيم و از خودمان به عنوان بخشي جدا از ديگران و محيطمان آگاه نباشيم و تا زمانيكه نتوانيم از خودمان جدا شويم به گونه اي كه تمايلات، افكار و آرزوهاي خود را ببينيم، هيچ مبنايي براي شناخت و توجه به ديگران و مجالي براي ايجاد تغيير در درون خودمان نخواهيم داشت و مي بايستي هميشه اين نكته بسيار مهم را به خاطر داشته باشيم كه انسان بودن از بر حق بودن يا روش حق به جانب داشتن، بسيار مهمتر است.
چيزي كه افراد به آن نياز دارند، يك دوجين نوازش در روند است. نوازش به صورت جسمي، كلامي، ديداري و محيطي صورت مي گيرد. شايد به هيچ وسيله ديگري نتوانيم ظرفيت عامل بودن خود را بسنجيم، جز با گفتن «متاسفم» به اشخاص ديگر. اگر امنيت شما بر پايه تصور يا موقعيت يا حقانيت تان استوار است، معذرت خواهي مانند كشيدن همه عصاره «من» شماست. اين جمله شما را پاك مي كند و نيز هر يك از قريحه هاي انساني شما را وارد حريم خود مي كند.
زماني كه خلق و خويمان براي مدتي كوتاه، حتي يك صدم ثانيه واكنشي باشد، چنانچه مسئوليت آنرا به عهده نگيريم و معذرت خواهي نكنيم، اين حالت، همه اوقات ديگر را تحت تاثير قرار مي دهد. چرا؟ چون افراد هرگز نمي دانند چه موقع بايد جلوي تكانه هاي عصبي نسنجيده خود را بگيرند. بنابراين، هميشه نگران هستند و از طريق ارزيابي دوباره رفتارشان و جلوگيري از پاسخ هاي طبيعي، خودانگيخته و ابتدايي خود، در برابر آن دفاع مي كنند.
بعد از معذرت خواستن، يكي از مهمترين سرمايه گذاري هايي كه يك شخص يا يك جمع خانوادگي مي توانند به عنوان يك ارزش و يك تعهد پايه اي و اساسي انجام دهند، وفادار بودن به اعضاي خانواده در غياب آنهاست. به عبارت ديگر، درباره ديگران در حضورشان صحبت كنيد.
پيام رساندن به يك نفر، در واقع پيام رساندن به همه است، چون هر كسي بالاخره يك نفر است و آنها پيش خود فكر مي كنند كه وقتي شما يك بار با كسي اين طور رفتار كرديد، پس حتما با آنها هم در شرايط ديگر همين گونه رفتار مي كنيد. به همين دليل است كه وفادار بودن به افرادي كه حضور ندارند، اين قدر مهم است.
بهترين توصيه اي كه بيش از هر توصيه ديگر كمك مي كند تا بهتر بتوانيم بر مشكلاتمان فايق آئيم و زندگي موفقيت آميزتري داشته باشيم، قول دادن و پايبند بودن به آن است.
بازهم يادآوري اين نكته ضروري به نظر مي رسد: تا زماني كه نبخشيد، هميشه يك قرباني خواهيد بود. وقتي كه واقعا ببخشيد، دريچه هاي اعتماد و عشق بدون قيد و شرط را باز خواهيد كرد. شما با بخشش، قلب خود را پاك مي كنيد و مانع بزرگي كه ديگران را از تغيير بازمي دارد، از پيش پا برمي داريد، چون وقتي نمي بخشيد خود را سد ميان افراد و وجدان شناسان قرار مي دهيد. شما بر سر راه هستيد و بن بستي بر سر راه تغيير مي شويد. ديگران به جاي صرف كردن انرژي براي مبارزه با نفس به كمك وجدان خود، انرژي خود را براي دفاع و منطقي جلوه دادن رفتارشان به شما صرف مي كنند. يكي از بزرگترين سرمايه گذاري هايي كه شما مي توانيد در ارتباط با اعضاي خانواده- در غني تر كردن و كيفيت زندگي شخصي خود- انجام دهيد، بخشش است. به خاطر داشته باشيد كه اين زخم مانند نيش مار سمي نيست، بلكه زخم مار بي خطري است كه زهر را از قلب بيرون مي كشد.

درباره تحول ايجاد شده در خانواده تان فكر كنيد وقتي كه:
به جاي برداشت كردن سرمايه از طريق:        اقدام به سرمايه گذاري كنيد از طريق:
– صحبت كردن غيرمودبانه، تحقير افراد يا اعمال خانم و روش هاي ناپسند.    – مهربان بودن.
– عدم ابراز تاسف يا ابراز تاسف دروغين.    – عذرخواهي كردن.
– انتقاد كردن، شكايت و غيبت در مورد افراد.    – وفادار بودن به افراد در هنگام عدم حضور آنها.
– قول ندادن يا قول دادن و عمل نكردن به آن.    – قول دادن و پايبند بودن به آن.
– زود عصباني شدن، لجاجت، اشتباهات گذشته.    – بخشش.
– افراد را به رخ آنها كشيدن و كينه توزي

پذيرفتن در برابر طرد كردن، درك كردن به جاي قضاوت و همراهي كردن به جاي اعمال نفوذ، اين قوانين مبناي فرهنگ غني خانوادگي است. چون وقتي ما با اين قوانين ابتدايي دوست داشتن زندگي مي كنيم، براي پيروي كردن از قوانين اوليه زندگي نيز تشويق مي شويم، «قوانيني همچون صداقت، مسئوليت پذيري، بي عيب بودن و خدمتگزاري.»

– عادت دوم: با عاقبت انديشي شروع كنيد.
عادت دوم بر اصل بينش استوار است و ديد، اصل نيرومندي است. براي عميق تر شروع كردن به ايجاد يك رسالتنامه خانوادگي نياز است. رسالتنامه خانوادگي يك بيان متحد و متفق از همه اعضاي خانواده در مورد تمام امور خانوادگي- آنچه واقعا دوست داريد انجام دهيد يا باشيد- و اصول انتخابي شما براي كنترل زندگي خانوادگي تان است. اين رسالتنامه بر اين عقيده استوار است كه هر چيزي دو بار خلق مي شود. ابتدا به صورت ايده يا خلق ذهني و سپس به صورت واقعيت يا خلق فيزيكي.
ازدواج نه يك رابطه تعاملي صرف، بلكه يك رابطه الزام آور نيز هست و تعهدمان به همديگر كامل، فراگير و هميشگي است و دريافتيم كه التزام ما نه تنها به يكديگر كه به خداوند نيز هست و بر ما مسلم شد كه چنانچه بخواهيم همديگر را دوست داشته باشيم، ابتدا بايد او را دوست بداريم.
حركت با هم يك آميزش يا پيوند رسالت ها و مقاصد و نيز اتحاد بخشيدن افراد براي يكي كردن مقصدشان است و نيروي آن در اين است كه بدون اغراق «راه شما» يا «راه من» را تعالي مي بخشيد. حركت با هم، راه جديدي باز مي كند، يك بزرگراه؛ يعني «راه ها» و اين امر طرفين ازدواج را قادر مي سازد تا با هم تلاش كنند و تفاوت هايشان را كشف و مشكلاتشان را به طريقي حل كنند و به نتيجه مثبت برسند.
به ياد داشته باشيد كه تمام افراد خانواده اهميت دارند. عقايد هر فرد مهم است. ممكن است با انواعي از نظرهاي منفي و مثبت مواجه شويد. در مورد آنها قضاوت نكنيد. به اشخاص احترام بگذاريد و به آنها اجازه دهيد تا آزادنه عقايدشان را ابراز كنند. سعي نكنيد هر چيزي را تجزيه و تحليل كنيد. در اين مرحله تنها كاري كه بايد انجام دهيد، آماده كردن ذهن و روحتان براي تفكر صادقانه است. به عبارتي ديگر، شما در حال آماده كردن زمين و پاشيدن كمي بذر در آن هستيد و هنوز به دنبال برداشت محصول نيستيد.
با به كار بردن اين سه قانون مي توانيد بحث ها را بهتر هدايت كنيد:
يك: با احترام گوش دهيد.
دو: عقايد ابراز شده را دقيقا روشن سازيد تا نشان دهيد كه آنها را درك كرده ايد.
سه: عقايد ابراز شده را بنويسيد.

رسالت خانواده ها عبارتست از:
– براي صداقت با خودمان و ديگران ارزش قائل شو.
–  محيطي ايجاد كن كه هر يك از ما بتوانيم در دستيابي به اهداف زندگي مان حمايت و تشويق شويم.
– استعدادها و شخصيت بي مانند هر يك از اشخاص بپذير و به آن ها احترام بگذار.
– فضاهاي شاد، دوست داشتني و مهربانانه را افزايش بده.
– براي رسيدن به جامعه بهتر از خانواده حمايت كن.
– با درك كردن، صبر و بردباري را در خود ايجاد كن.
– هميشه تعارضات را با ديگران حل و فصل كن و خشم را در خود پرورش نده.
– درك خود را نسبت به ذخاير زندگي افزايش بده.
وقتي كه به هويت هر كودك احترام بگذاريد و به فرزندتان اجازه دهيد تا به رفتار خودش نظم دهد و تصميم هاي خود را در چارچوب تجربه هايش با خودمندي اتخاذ كند، دوست داشتني تر و پرنفوذتر هم مي شويد.
ديدگاه آشكار و روشن شخصي در آگاهي و انجام دادن كارهايي كه واقعا بيشترين اهميت را دارند، مي تواند به شما يا به هر يك از اعضاي خانواده و حتي بچه هاي خردسالتان كمك زيادي بكند.

– عادت سوم: به امور نخست اولويت دهيد
اين عادت به دو اصل تقسيم مي شود: اصل اول- يك وقت خانوادگي در هفته است و دومين اصل عبارت است از جلسات خصوصي تك تك اعضاي خانواده. اين دو اصل روش هاي نيرومند و موثري هستند كه به كمك آنها مي توان به خانواده اولويت داد و در زندگي به امور نخست اولويت بخشيد.
فقط كافي نيست كه بگوييد خانواده برايتان مهم است. اگر «خانواده» واقعا برايتان در اولين اولويت قرار دارد، تلاش كنيد آن را رشد دهيد و شكوفا كنيد. اگر خانواده واقعا اولين اولويت زندگي تان باشد شما را به سوي كشف خلاق راه هاي ممكن سوق خواهد داد تا خانواده در اولويت نخست باشد. بنابراين لازم است كه والدين قبل از آنكه به تعهدشان در برابر كار پايبند باشند، به تعهد خود نسبت به فرزندانشان- به خانواده شان- عمل كنند.
از سوي ديگر، پاداش هاي خانه و خانواده، تقريبا همه دروني است. در جهان امروز درصدد پاداش دادن يا تمجيد كردن از افراد براي ايفاي نقش پدري يا مادري نيست. شما براي انجام دادن اين كار، چيزي عايدتان نمي شود. براي انجام دادن آن وجاهتي كسب نمي كنيد. هيچ كسي شما را براي ايفاي اين نقش تحسين و تمجيد نمي كند. پاداش زحمات شما به عنوان پدر و مادر، رضايت خاطري است كه از ايفاي يك نقش مهم و تاثيرگذار بر يك زندگي از طريق خير و احساني كه از عهده هيچ شخص ديگري ساخته نيست، حاصل مي شود. اين يك انتخاب عامل است كه فقط مي تواند از درون به بيرون جريان يابد.
ازدواج، عاشق و معشوق را به يكديگر، به اجداد و نياكان، به اولاد و فرزندان، به اجتماع، به خدا و زمين پيوند مي دهد. اين پيوند اساسي است كه به هيچ حامي و پشتيباني احتياج ندارد و لازمه آن فقط اعتماد است.
وقتي كه بچه ها احساس مي كنند كه پدر و مادر آنها را دوست دارند و اين دوست داشتن واقعي است، پيشرفت مي كنند.
خود ما بايد راهنماي خانواده خود باشيم، فرزندانمان شديدا به ما نيازمندند. آنها به حمايت و نصيحت هاي ما نياز دارند. با كنار گذاشتن يك وقت اختصاصي يا ويژه در هر هفته براي خانواده، شما بيشتر از نظر فكري مي توانيد احساس آرامش كنيد. مي دانيد كه به مهمترين وظيفه خود، يعني نظارت، عمل كرده ايد و مي توانيد بيشتر خود را به خانواده تان بسپاريد و به كار و ديگر فعاليت هايتان بپردازيد، چون مي دانيد كه وقت ويژه اي را براي چيزهايي كه مهمترند كنار گداشته ايد. همه اينها مي تواند با ابزاري ساده مانند يك تقويم ديواري و يك فرآيند منظم ملاقات افراد با هم براي برنامه ريزي كردن، حاصل شود.
جلسه خانوادگي براي حل مشكلات، وقت گرانبهايي است. اين جلسات، موقعيتي براي شناختن نيازهاي اساسي و تلاش با هم براي يافتن راهي جهت برطرف كردن آنهاست. فرصتي است براي شركت كردن اعضاي خانواده در مشكلات و پيدا كردن راه حل هايي با كمك يكديگر به گونه اي كه براي همه قابل فهم باشد و همه احساس كنند كه راه حل از جانب آنهاست و بايد به آن متعهد باشند. به وجود آوردن يك دادگاه در خانواده جايي كه بتوان در مورد مسايل و مشكلات آزادانه بحث و گفتگو كرد، سبب ايجاد اعتماد در روابط خانوادگي و افزايش توان خانواده براي حل مشكلات مي شود.
خلوت كردن در يك ازدواج و خانواده، لازم و حياتي است. شوهران و همسران به نشستن دورهم و برنامه ريزي دقيق و به عبارتي ديگر، خلق يا آفرينش ذهني و معنوي آينده شان بسيار نيازمندند. برنامه ريزي كار آساني نيست. اين امر مستلزم تفكر است.
مستحكم كردن اين روابط خصوصي در ازدواج، سبب احساس امنيت كل خانواده مي شود، چرا كه به راستي مهمترين رابطه در يك خانواده، رابطه شوهر و همسر است. كيفيت اين رابطه حقيقتا بر كيفيت زندگي خانوادگي حاكم مي شود و حتي هنگامي كه اين رابطه بر اثر مشكلاتي گسسته شده باشد، اهميت زيادي دارد كه والدين مودبانه با هم حرف بزنند و هرگز در حضور بچه ها يا در غياب آنها به يكديگر پرخاش نكنند. اين احساسات زودگذر هستند و چيزي نمي گذرد كه پايان مي يابند ولي بچه ها از آن برداشت شخصي مي كنند. آنها آن را به دل مي گيرند و فراموش نمي كنند، بخصوص اگر جوان و احساساتي باشند.
كودكان احساس امنيت خود را بيشتر از نوع رفتاري كه پدر و مادر با هم دارند كسب مي كنند بنابراين ساختار روابط، تاثير نيرومندي بر فرهنگ كلي خانواده دارد.
مهمترين نكته در اين است كه خانواده به هر صورت ممكن است در درجه اول اهميت باشد. ما مطمئن هستيم كه اگر خانواده را در اولويت قرار دهيم، هيچگاه در خانواده مان با بحران هاي طولاني چندماهه يا حتي چند ساله براي حل مشكلات مواجه نخواهيم بود. ما در همان آغاز جلوي آن مشكلات را مي گيريم و آن را در نطفه خفه مي كنيم.
توجه كنيد كه اولويت بخشيدن به خانواده، فراتر از زمانبندي صرف و در حقيقت يك شيوه تفكر است. اين به منزله در نظر داشتن پيوسته اهميت خانواده و عمل كردن براساس اين ارزش در برابر واكنش نشان دادن به احساسات لحظه اي است.
اگر در ساختن روابط و پرداختن به انسجام و سازماندهي خانواده پيشقدم شويد و علاج واقعه را قبل از وقوع نكنيد، بعدا مجبور خواهيد شد تا زمان بيشتري را براي ترميم ارتباطات گسسته شده، حفظ ازدواج يا اعمال نفوذ بر بچه ها كه قويا جذب نيروهاي اجتماعي خارج از خانواده شده اند، صرف كنيد. به افرادي كه مي گويند «ما براي انجام دادن اين جور كارها وقت نداريم» بايد گفت: «با انجام ندادن اين كارها وقتتان بيشتر تلف خواهد شد» مهم اين است كه براي آينده برنامه ريزي قوي داشته باشيم. «اگر اراده اين كار را داشته باشي، هميشه راهي پيدا مي شود».
متعهد به ساختار خانوادگي، اصل زندگي موفق را زنده و بيدار مي سازد و سبب به وجود آمدن يك فرهنگ خانوادگي غني مي شود كه شما را قادر مي سازد با نظام هاي فرهنگي رايج كه از بيرون تقويت مي شوند، گمراه نشويد. وقتي كه از اين فرهنگ خانوادگي غني دور باشيد، واقعا اين را حس نمي كنيد و به راحتي گمراه و به مسير اشتباه كشيده مي شويد.

– عادت چهارم: برنده- برنده فكر كنيد.
«برنده- برنده» همچون ريشه است. اين عادت يك چارچوب بنيادي براي جستجوي منفعت دوطرفه يا «قانون طلايي» است. يك انگيزه زيربنايي و نگرش پرورشي است كه سبب رويش درك و هم افزايي مي شود.
وقتي كه ازدواجي دچار جنگ هاي خودخواهانه مي شود، چه تاثيري بر روابط و بر روي خانواده مي گذارد؟ و وقتي كه طرفين بيشتر متوجه ادامه دادن به راه و روش خود هستند تا ساختن ارتباط، آيا در اين شرايط واقعا كسي «برنده» مي شود؟
اينجا هيچكس برنده نمي شود و اين به معني باختن تمام اعضاي خانواده است.
برنده – برنده واقعا تنها بنيان محكم براي تعامل خانوادگي موثر است. اين تنها الگوي تفكر و تعامل است كه تعامل پايدار توام با اعتماد و عشق بي قيد و شرط را ميسر مي سازد.
اين يك حقيقت است. يك ازدواج خوب و يك خانواده خوب مستلزم خدمتگزاري و فداكاري است ولي وقتي كه شما حقيقتا يكديگر را دوست داشته باشيد و با هم يك هدف عالي و ارزشمند را براي ايجاد «ما» در پيش رو داشته باشيد، همانند بزرگ كردن يك فرزند، انگاه مي بينيد كه فداكاري و ايثار چيزي جز دادن يك چيز كوچك براي بدست آوردن يك چيز بزرگ و ارزشمند نيست.
تكامل حقيقي از ايثار بدست مي آيد. اين تغيير و تكامل بزرك از «من» به سوي «ما» است كه خانواده را خانواده مي كند.
روحيه يا اخلاق خواستن چيزهاي خوب براي همه و تمايل به عشق و فداكاري براي تحقق آن، روح حقيقي برنده- برنده است. اگر ما بتوانيم هميشه همديگر را افرادي در حال تغيير و رشد و با نيت هاي خوب تلقي كنيم- و اگر ما بتوانيم مقصدمان را حفظ كنيم و به عاقبت و پايان كار بينديشيم- از انگيزي و تعهدي برخوردار خواهيم شد كه هميشه ما را در جهت برنده- برنده پيش مي برد.

– عادت پنجم: نخست ديگران را درك كنيد سپس بخواهيد شما را درك كنند.
آموختن اين كه نخست ديگران را درك كنيم و سپس در پي آن باشيم كه ديگران ما را درك كنند، موانع رابطه قلبي خانواده را از ميان برمي دارد.
اغلب مردم دريافته اند كه بيشتر مشكلات خانواده ها به علت نداشتن درك صحيح است.
به همين علت است كه تمايل به قضاوت كردن، مانع بزرگي در ايجاد روابط سالم است و باعث مي شود عام اطلاعات را در جهت تأييد قضاوت خود تعبير كنيد و هر سوء تفاهمي كه قبلاً وجود داشت ، به وسيله انرژي عاطفي پيرامون اين تباني ، صد چندان پيچيده تر مي شود. دو مسئله عمده در روابط افراد با يكديگر، ادراك ياچگونگي تفسير اطلاعات و معني شناسي يا چگونگي تعريف يك واژه است. اين دو مسئله از طريق درك همدلانه قابل حل مي باشد.
از سوي ديگران درك شدن، معادل عاطفي و رواني نفس كشيدن است ، و وقتي مردم براي هوا نفس نفس مي زنند( يا يراي فهميدن) تا وقتي آن را به دست آورند، هيچ چيز ديگر مهم نيست، هيچ چيز.
بعد از بقاي جسمي، قوي ترين نياز ما بقاي رواني است. ژرفترين عطش قلب آدمي درك شدن است، چون فهميدن به طور ضمني ارزش باطني ديگري را تأييد مي كند ، اعتبار مي دهد، مي شناسد و قدر داني مي كند. وقتي واقعاً به حرف هاي شخص ديگري گوش مي كنيد از اين مهم ترين نياز قدر داني مي كنيد و به آن پاسخ مي دهيد.
در حقيقت بنابر توافق عمومي تقريباً همه متخصصان در زمينه ازدواج ، روابط خانوادگي و پرورش كودك بر اين است كه ساختن محيطي گرم ، صميمي، حمايت كننده و تشويق كننده احتمالاً مهم ترين كاري است كه مي توانيد براي خانواده خود انجام دهيد و اين تنها براي بچه هاي كوچك نيست ، براي همه است. بنا نهادن چنين فرهنگي (چنين محبت بي قيد وشرطو احساس پرورنده اي) از هر چيز ديگ مهم تر است. ايجاد چنين فرهنگ پرورشي به مثابه داشتن همه چيز است.
البته، پيشگيري، بخشي از كار دروني است كه شامل مصمم بودن بر نه گفتن يا انجام ندادن كارهايي است كه مي دانيم ديگران را آزار خواهد داد؛ و ياد بگيريم بر عصبانيت خود غلبه كنيم يا در زمان مناسب تر و به شكلي سازنده تر آن را ابراز كنيم. ما نياز داريم با خودمان عميقاً روراست باشيم و بدانيم كه عصبانيت بيشتر موقعي طغيان مي كند كه ضعف ديگر ي آن را دامن بزند. همچنين، مي توانيم تصميم بگيريم كه از ديگران آزار نبينيم. آزار ديدن يك انتخاب است. ممكن است صدمه ببينيم ، اما بين صدمه ديدن و آزار ديدن تفاوت زيادي است. صدمه ديدن، يعني احساسات ما جريحه دار شود( كه مدتي با رنج همراه است)، اما آزار ديدن ، يعني انتخاب كنيم كه با انتقام گرفتن، تلافي كردن ،ترك كردن ، شكايت كردن يا قضاوت كردن فرد «آزار دهنده» بر اساس آن آسيب عمل كنيم. بيشتر وقت ها آزارها غير عمدي هستند. حتي وقتي عمدي هستند. مي توانيم به ياد بياوريم كه« بخشش» (مانند عشق) يك فعل است. و اين كار حركت از واكنشي بودن به عامل بودن است- چه ديگري را آزرده باشيم و چه خودمان آزرده شده باشيم- اين آغاز حركت به سوي آشتي است. پرورش دادن و تكيه كردن بر منبع دروني شخصي خود ، براي اينكه نسبت به آزارهاي بيروني آسيب پذير نباشيم، نيز انتخابي است.
گوش كردن واقعي براي ورود به ذهن و قلب شخصي ديگر ف گوش كردن « همدلانه» نام دارد. يعني گوش كردن با همدلي ، يعني بكوشيم با چشم ديگري دنيا را ببينيم.
اولين كليد حل هر مسئله آموزشي ، تشخيص صحيح آن است.

عادت ششم : هم افزايي ( برترين عادت)
هم افزايي برترين و متعالي ترين ثمره تمام عادات به شمار مي آيد و اين ارتباط چنان قدرت تسريع كننده و محركي دارد كه بر رفتار متقابل همه اجزاء با هم تأثير مي گذارد اين ارتباط از روح احترامي متقابل برنده -برنده و درك دو جانبه در ساختن چيزي تازه ناشي مي شود، نه از مصالحه يا ارضاي نصفه نيمه. در اين فرايند هيچ كساز موضوع خود عقب نشيني نمي كند، هيچ كس گذشت بيجا و با از روي بي ميلي نم كند. هر دو طرف به خواسته خود مي رسند و حتي نتيچه اي فراتر از خواسته اوليه خود به دست مي آورند. پس هم افزايي بر همه اعضاي خانواده اثر دارد. ارتباط و هماهنگي در خانواده تنظيم كننده روابطه بين افراد است. پس در هم افزايي نه تنها آسيب پذيري دو طرفه حذف مي شود، بلكه با ايجاد بينش و ارزش هاي مشترك به راه حلهاي جديد و انتخاب هاي بهتري مي رسيد كه مي توانيدبه احساس دو طرفه پاسخگويي هنجارها و ارزش هايي كه در اين آفرينش شكل گرفته است، دست پيدا كنيد. اين كار افراد را تشويق مي كند تا به جاي گريختن يا نا ديده گرفتن به نظر هاي ديگران يا پرهيز از بودن با مردم ، براي به حداقل رساندن مواجهه با چنين نظرهايي،صادقتر باشند، مهربان تر حرف بزنند و شهامت رودر رويي با نظر هاي متفاوت و حتي در مواردي را پيدا كنند.
هم افزايي ظرفيتي بزرگ را عرضه مي كند. به نظر هاي تازه امكان شكو فايي مي دهد . هم افزايي اعضاء خانواده را با روش هاي جديدچند بعدي كنار هم مي نشاند. هم افزايي به شما كمك مي كند تا فرهنگي بسازيد كه در آن بتوانيدبر هر مشكل خانوادگي پيروز شويد.اين كار توانايي خانواده در برخورد با مشكلات را مشخص مي كند. اين فرهنگ از افراد خانواده حفاظت مي كند تا چنانچه اشتباهي از آنها سر زد با مسايل غير منتظره جسمي ، مالي يا اجتماعي مواجه شدند، اين مسايل بر خانواده غلبه نكند . خانواده اين توانايي را دارد كه آن اشتباه را اصلاح كند و فراتر از آن قرار گيرد، مي تواند خود را براي دست و پنجه نرم كردن با هر آنچه سرنوشت پيش مي آورد مجهز كند، از آنچه پيش مي آيد درس بگيرد و خود را بسازد، به دنيا و آنچه در آن هست خوش باشد، به عبارت بهتر ، هم افزايي خانواده را قوي تر مي كند.
يك سيستم ايمني سالم ، شما در برابر چهار« سرطان »: عيب جويي، گله و شكايت، مقايسه و رقابت كه براي زندگي خانوادگي كشنده هستند، تقويت مي كند. اين آفت ها در مقابل فرهنگ غني خانواده قرار مي گيرد و در صورت نبودن سيستم ايمني سالم خانوادگي ، انرژي مصرفي منفي خود را در سراسر خانواده جاري و پراكنده مي كند.

عادت هفتم : تيغ خود را تيز كنيد
همه چيز به توجه و مراقبت نياز دارد و ازدواج از اين قاعده مستثني نيست. ازدواج چيزي نيست كه با آن جور ديگري رفتار يا از آن سوء استفاده شود، ازدواج چيزي نيست كه از خودش مراقبت كند. هيچ چيز در صورت بي توجهي همان طور كه هست يا بوده است ، باقي نخواهد ماند . همه چيز نياز به توجه ، دقت و مراقبت دارد و مخصوصاً در حساس ترين نوع روابط زندگي، يعني ازدواج، اين نكته صادق است.
بعلاوه، هر نوع فعاليت نو سازي كه در خانواده به صورت مشترك با ساير اعضاء انجام مي شود، روابط را نيز بازسازي مي كند.رابطه صميمي يك زن و شوهر را در نظر بگيريد. وقتي صميميت فراتر از جسم مي رود (عاطفي، اجتماعي ، ذهني ، و روحي مي شود )، مي تواند به ابعاد شخصيت انساني نزديك شود و بعضي عطش هاي شديد درون زن ومرد را، به طرفي فرو بنشاند كه هيچ چيز ديگر نمي تواند، آن را فرو بنشاند. اين كار، علاوه بر روابط زنا شويي يكي از مقاصد محوري است و به زمان و حوصله ، احترام و تفكر دقيق ، رابطه صادقانه و حتي دعا نياز دارد. اما كساني كه به اين راهبرد كامل،بي اعتنايي مي كنند و فقط به جنبه جسمي آن توجه مي كنند، هرگز به ژرفاي وحدت و رضايتي كه وقتي هر چهار بعد دخيل هستند به دست مي آيد، پي نمي برند.
جلسات هفتگي خانواده را در نظر بگيريد.وقتي براي آن برنامه ريزي و تدارك صورت مي گيرد و هنگامي كه همه صادقانه در آموختن ارزش ها ، در فعاليتهاي تفريحي ، شريك شدن در استعدادها، نماز، نو سازي و غيره شركت مي كنند، هر چهار بعد يكپارچه و با هم نو سازي مي شوند.
وقتي اين نوع فعاليت هاي نوسازي ، رابطه سازي و تيز كردن تيغ انجام مي شود، پوياي فرهنگ خانواده افزايش مي يابد.
خداوند تو را در تلاشت براي ساختن فرهنگ خانوادگي غني بركت مي دهد و خانواده ات را مقدس مي شمرد.
در زندگي انسان ها درياهايي نهفته است.
كه همواره طغيان مي كنند و امواج آنها به سوي آينده رهسپار مي شود.
ولي بسياري از انسان ها همه خوشي هاي سفر زندگي شان را حذف كرده.
و در دنياي تنگ نظري و بيچارگي محبوس شده اند.
اكنون ما در چنين درياي متلا طمي شناوريم.
و وقتي كه آرام مي گيرد بايد مسيرمان را بيابيم.
والا بخت خويش را از دست داده ايم.

 

مولف:استفان. آر. كاوي- مترجمان: شاهرخ مكوند حسيني- دكتر داوود محب علي

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی