انشا نویسی بزرگترین تجربه زندگی:دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

انشا نویسی بزرگترین تجربه زندگی:دکتر محسن بهشتی پور

 

انشا نویسی بزرگترین تجربه زندگی

زبان و ادبیّات فارسی جلوه گاه اندیشه، آرمان، فرهنگ و تجارب روحیّات یک جامعه است. انسان ها در گذر زمان، از زبان برای انتقال پیام ها، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند؛ و از ادبیّات که زبان برتر است به عنوان ابزاری در انتقال بهتر، بایسته تر و موثّرتر اندیشه های خود استفاده کرده اند. انسان تنها آفریده­ ای است که می­ تواند منظور خود را با زبان و به وسیله نمادهای کلامی و گفتاری، به دیگران انتقال دهد. او یاد گرفت که از تصاویر نیز به عنوان نمادهای ارتباطی استفاده کند و دوباره آموخت که بنویسد. واقعاً قابل تحسین است که انسان گفتن را به نوشتن تبدیل کرد و این یعنی ثبت و ماندگاری کلام و گفته­ ها. شاید اگر کلام خداوند هم در ادیان مختلف، نوشته نمی­ شد، به شکل امروزی در اختیار بشر قرار نمی­ گرفت.

ادبیّات در تلطیف احساسات و پرورش ذوق و ماندگار کردن ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ برعهده داشته است. به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب خویش ریخته شود پویا و ماندگار خواهد بود. به همین دلیل مضامین پرشور عرفانی، حکمی، فلسفی، اخلاقی و هنری در زبان و ادب فارسی چشمگیر و چشم نواز است. این گوهر گرانمایه، در جهان مقامی بس شامخ و رفیع دارد و مایه ی فخر و مباهات و سرافرازی و سربلندی تمامی ایرانیان است. پس بر هر ایرانی وطن دوست ضروری است که زبان فارسی را به خوبی فرا گرفته، آن را به خوبی شناخته و به دیگر همنوعان در داخل و خارج کشور نیز بشناساند.

براساس طرح مصوّب برنامه ی درسی، برای تسهیل آموزش هر یک از دو مقوله ی «زبان» و «ادبیّات» محتوای کتاب های درسی در دوره ی راهنمایی در قالب یک کتاب واحد تحت عنوان ادبیّات فارسی تدوین شده است که البتّه در حوزه ی «نگارش و انشا» و «املا» هم بصورت تلفیقی در همان یک کتاب واحد ادبیّات فارسی گنجانده شده است. البتّه این مرزبندی محتوایی تحت عنوان «دانش های زبانی» و «دانش های ادبی» بحث «متون نظم و نثر» به معنای جدایی زبان از ادبیّات نخواهد بود زیرا مرزبندی محتوایی این چهار مقوله و گسستن وحدت موضوعی این مباحث عملا ممکن نیست. بنابراین تقویت و به کارگیری مهارت های زبانی و ادبی موجب توفیق در فراگیری سایر علوم و معارف خواهد بود و تعمیق و گسترش ادبیّات با آن پیشینه و پشتوانه ی عمیق الهی و اسلامی و نفوذ شاهکارهای ادبی و هنری در طیّ قرون و اعصار متمادی موجب باروری و پویایی زبان می شود؛ و بر غنای ذاتی زبان می افزاید.

 

آموزش انشا نویسی را جدی بگیریم

بی شک یکی از اساسی ترین عواملی که متضمّن موجودیّت و بقای یک ملّت می باشد، همان فرهنگ و ادبیّات یک ملّت است و پویایی و غنای آن نیز مستلزم تأمّل در مفاهیم و مصادیق فرهنگی است که در احراز هویّت یک جامعه نقشی بسزا ایفا می کند. اگر بر این اصل مهم و ارزنده واقف باشیم و بنحو عمیق و دقیق بپذیریم که یکی از ابزارهای فرهنگ هر ملّت زبان آن ملّت می باشد، بنابراین سعی بر تقویت زبان و مطالعه ی گسترده تر پیرامون حوزه ی زبان و زبان شناسی می کنیم و دانش آموزان و دانش آموختگان خویش را نیز تشویق و ترغیب در باب تحقیقات و پژوهش های زبان شناسی می کنیم و همین چند گام می تواند باعث تداوم هویّت و موجودیّت یک ملّت و چه بسا خلق آثار قلمی زیبایی گردد.

نوشتن و انشا نعمت عظیمی است که با هیچ نعمت دیگری قابل مقایسه نیست. خداوند تبارک و تعالی دو نعمت اساسی خواندن و نوشتن را در سوره مبارکه علق، بیان فرموده است. از این نکته می­توان استفاده کرد که برای خوب نوشتن باید بتوان خوب خواند و خوانده­ ها را خوب فهمید تا بتوان نوشت. این منطقی است که هر کسی خوانده­ اش را خوب بفهمد، می­تواند آن را به زبان خودش، خیلی خوب بنویسد. روشن است که فرهنگ ها و تمدن ها با نوشتن و کتابت رابطه بسیار نزدیکی داشته ­اند. پیشرفت فرهنگی بدون پیشرفت فرهنگ مکتوب در جهان کنونی، قابل تصور نیست. متأسفانه در جامعه کنونی ایران، نوشتن بین مردم رواج ندارد و البته این موضوع بین تحصیل کردگان نیز مشهود است.

پس بر همه ی ما پدران و مادران ، همچنین دبیران و مدرّسان که به نوعی مبلّغان و اشاعه دهندگان این اقیانوس بی کران هویّت و اقتدار و غنای تاریخی و هنری کشورمان می باشیم لازم و ضروری است در مقوله ی ادبیّات و خصوصا انشا، فراگیران را به نحو مقتضی و شایسته با اتّخاذ تدابیر و روش های عالمانه از این سطحی نگری و بی توجّهی خارج سازیم.

 

کارایی انشا

اهمیت درس انشا برای معلمان سایر دروس، اولیا، دانش آموزان و … بسیار ضروری است. چرا که اگر دانش آموز با شیوه های کارآمد بتواند به مهارت چهارگانه خواندن، نوشتن، گوش دادن  و سخن گفتن مسلط شود در سایر دروس نیز موفق خواهد شد. این درس در واقع یک نوع تمرین « بیان » به شمار می آید، علم بیان کوشش دارد به ما بیاموزد چگونه می توانیم یک معنی و موضوع و مفهوم واحد را به گونه های متفاوت ایراد و ارائه کنیم.

تصوّر معلّمان از زنگ انشا  این است که فکر می کنند دانش آموز باید آن چه را که ما می خواهیم بنویسد در واقع از انشای دانش آموز چهارچوب از پیش تعیین شده ای را انتظار دارند تا دانش آموز، افکار، اعتقادات، باورها و ارزش های اجتماعی و عرفی خود را در انشای خودش بیان کند.

هدف از آموزش انشا آن است که دانش آموز بتواند آن چه که در ذهن او می گذرد بنویسید به تعبیر دیگر همان طور که می تواند با ما سخن بگوید و ما را از اندیشه های خودآگاهی دهد؛ بتواند برای ما آن مطالب را بنویسد.

در واقع انشا  تنها درسی است که دانش آموز می تواند خویش را در آن بازیابد و با تکیه بر قوّه ی ابتکار و خلّاقیّت خود هوّیّت خویش را دریابد و از «بی تکیه گاهی فرهنگی» که پیوسته نسل جوان را تهدید می کند رهایی پیدا کند. زیرا انشا برعکس سایر دروسی که دانش آموز باید در یک فضای محدود و «سیستم بسته» و از پیش تعیین شده ی فکری حرکت کند به مثابه ی یک «سیستم باز» عمل می کند. ذهن دانش آموز اگر با موضوع دلخواه او هماهنگ باشد، در ایجاد خلّاقیّت او در مقایسه با حالاتی که این هارمونی و هماهنگی وجود ندارد تأثیر مثبت بسیار بیشتری دارد.

انشا را اگر به مثابه ی جریان ذهن و روح سیّال دانش آموز در نظر بگیریم می بینیم که بی توجّهی به این درس چه خسران عظیمی در بردارد و تاکنون نیز چه زیان عظیمی در این راستا متحمّل شده ایم.

زیرا بی هویّتی فرهنگی هنوز بعنوان یک معضل عظیم و اساسی در جوامع جهان سوم مطرح می باشد. به خصوص نسل جوان بیش تر از سایر قشرهای جامعه در معرض خطر هستند. اگر جوانان یک جامعه نیاموزند که چگونه ذهن خود را به جریان درآورند و روح سیّال خود را به تکاپو وادارند حتّی اگر به مدارج بالای علمی نیز دست یابند بی شک سرنوشت غم انگیزی در انتظار آنان خواهد بود و این چیزی است که در کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما به وفور دیده می شود که عامل اصلی و اساسی آن همانا بی توجهی به درس انشا و آموزش صحیح و علمی آن می باشد.

درس انشا در مدارس، معرّف آموزش و پرورش ماست. به این معنا که آموزش و پرورش آن مقداری که بتواند درمسیر خلّاقیّت دانش آموز حرکت کند نتیجه اش در انشا دیده می شود. شاید بتوان گفت که اگر ما کیفیّت انشای مدارس را ارزیابی کنیم می توانیم بگوییم که کیفیّت آموزش و پرورش را ارزیابی کرده ایم.

اگر سطح خلاقیّت در زنگ انشا را اندازه گیری کنیم می توانیم بگوییم که آموزش و پرورش ما در بالا بردن خلّاقیّت نقش مثبت یا منفی داشته است. این نکته مهم و کلیدی است که، ارزش انشا بعنوان یک شاخص است نه لزوما به عنوان یک مادّه ی درسی. وضعیّت انشا  درمدارس ما از یک جهت شرایط خیلی خوبی دارد که اسیر هدف های از پیش تعیین شده، مأموریت های مشخّص شده، منابع تعیین شده، راهنمای کار معین شده برای معلّمان نیست و زنگ انشا  از این حیث، در مدارس ما، زنگ راحتی بچّه هاست. راحتی به این معنا که هر جور که هستند هر جور که فکر می کنند، هر جور که توان مندی شان شکوفا شده می توانند خودشان را نشان بدهند.

انشا  رشد و نمو کردن گنج پنهانی است که در درون آدمی وجود دارد. انشا یعنی انسان آن گونه که هست و آن جور که خداوند او را خلق کرده آن را به نمایش در بیاورد. نه این که تمنیّات ما را نمایش دهد. انشا عین خلّاقیّت است و زیربنای خلّاقیّت اعتماد به نفس است. بعد از اعتماد به نفس، به پدیده ی دیگری به نام فرایند تولید برخورد می نماییم که در واقع انشا همان فرایند تولید است.

 

دلایل عدم موفقیت درس انشا

به نظر بنده مهمترین دلیل؛ عدم آگاهی خانواده و مربیان از این موضوع است. یکی از معایب آموزشی انشا در کشور ما این است که این درس بیش تر در خدمت احساسات و عواطف و تخیّلات گرفته اند و نه درخدمت معلومات و مفاهیم دقیق و فنّی. متاسفانه اکثر پدران و مادران اینقدر که به فکر درس ریاضی و علوم فرزندشان هستند به فکر اهمیت درس انشای فرزندشان نیستند. آنها باور ندارند که انشا نویسی یعنی پرورش تمامی آنچه که فرزندشان از آنها و محیط اطرافش دریافت نموده است. در واقع خانواده و مربیان او، این درس را مانند دروس علوم، ریاضی و عربی به صورت دقیق سطربندی نکرده اند تا معلوم بشود در پایان دوره ابتدایی، دانش آموز ما باید در چه حدّی از توانایی نگارشی باشد و در پایان دوره ی راهنمایی در چه سطحی و در پایان دوره ی دبیرستان چگونه باشد؟

البته شاید هم یکی از دلایل عدم موفقیت درس انشا استفاده نکردن از طرح و شیوه مناسب و برنامه ریزی درست برای این درس بوده است. مگر نه آن که هر کاری زمینه های خاص خود را می طلبد؟؛ در درس انشا تا چه اندازه این زمینه ها را فراهم ساخته ایم ؟

همان گونه که دانش آموز نمی داند برای نوشتن از کجا شروع کند، معلم نیز ناخودآگاه با این مشکل مواجه است و ممکن است نداند از کجا آغاز کند.

یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت این درس این است که؛ در مدارس ما دانش آموزان فکر می کنند انشا نویس خوب کسی است که بتواند انشاهایی آکنده از تشبیه، احساسات پرسوز و گداز، آه و ناله مبالغه و عاطفه بنویسد یعنی همان چیزی که در شعر می آید.

بسیاری از دانش آموزان در نوشتن این گونه انشاها مهارت دارند امّا در بیان مشاهدات تمرین نکرده اند تا ورزیده شوند. به طوری که بتوانند آن چه را می بینند به عبارت در بیاورند و آن چه را می دانند و می فهمند گزارش بدهند.

به عبارت دیگر انشا با تفکّر به خصوص با تفکّر منطقی، ضعیف است و به جایش تخیّل قوی است که این یک عدم تعادل است. اگر بخواهیم با تمسّک به تفاوت میان زبان و ادبیات صحبت کنیم باید بگوییم: دانش آموزان و معلّمان انشا را بیش تر در عرصه ی ادبیّات می دانند تا قلمرو زبان و حال آن که جنبه ی ادبیاتی و هنری انشا یک زینتی است بر اصل موضوع  و اصل موضوع جنبه ی اطّلاع رسانی آن است.

تصوّر معلّم و دانش آموز از درس انشا  یک تصوّر محو و مبهم است. درس انشا  بیشتر در این خلاصه می شود که معلم یک موضوع انشا می دهد و بچّه ها می نویسند و می آیند و می خوانند و معلّم هم یک راهنمایی کلّی می کند. متأسفانه با این روش، اهداف رفتاری این درس در کلاس تعیین نشده که دانش آموز در پایان این کلاس و این درس بتواند این رفتارها را از خودش نشان بدهد و در این رفتارها بر خود چیره شود. این درس بیش تر به توانایی های معلّمان واگذار شده تا اگر خودش اهل قلم باشد یا اهل ذوق باشد ابتکارهایی در کلاس درس از خودش ارائه کند. بیش تر معلّمین ما در نویسندگی متأسفانه ناتوانند و این ضعف در آموزش وجود دارد.

همه ی ما متولّیان امر تدریس برای انجام همه ی امور فرصت داریم امّا برای مطالعه و تحقیق و پژوهش چند سطر مطلب وقت نمی گذاریم. در این صورت چگونه انتظار داریم دانش آموزانمان ادیب و نویسنده بار بیایند و در سطحی پایین تر یک موضوع انشا را با تمامی حسّ و علاقه به نگارش درآورند. پس بخشی از نقایص کار به دوش ما معلّمین انشا و ادبیات است که امید است با توجّهاتی ویژه این نقص عمده نیز برطرف گردد.

فکر کردن مهم است و معلمان و اساتید باید دانش آموزان و دانشجویان خود را به فکر کردن توصیه کنند و آنها را تربیت کنند؛ همچنین باید روش‌های آموزشی ما اصلاح شود؛ به اعتقاد بنده درس انشا باید مهم تلقی شود چراکه انشا، دانش آموز را مجبور می‌کند تا فکر کند و این فلسفه فکری در مورد این درس به معنای وسیع کلمه باید وارد نظام آموزشی ما شود.

 

راهکارهای تقویت انشا نویسی

انشا درسی است که در صورت اعتنا واعتلا، انقلابی بزرگ در آموزش و پرورش کشور ایجاد می کند و فرهنگ جامعه را به شکل جهشی، ارتقای درجه می دهد.

استفاده از پنج حس برای نوشتن انشا لازم است و باید این پنج حس در دانش آموز تقویت شود. کار انشا این است که به شاگرد بگوید، خوب بشنو، خوب ببین، خوب لمس کن، خوب بچش وخوب استشمام کن.

با انشا می توانیم دردها و خواسته های جوانان را کشف کنیم و با دادن موضوعات درمان گر، آن ها را درمان کنیم.

کار انشا پرورش فکر و ساختن انسان های متفکر است. انشا، مادر دروس است. اگر مادر ضعیف باشد، بچه های ضعیف و ناقصی تحویل می دهد. پرورش انسان های محقق و پژوهشگر به عهد ه ی درس انشاست.

انشاء به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن، نظم دادن به فکر و نیز ایجاد کلام و نگارش آن در قالب عبارات زیباست. جمله نویسی و یا موضوع انشاء در کلاس درس، باید طوری باشد که خاطره ای در ذهن دانش آموز تداعی کند یا چیزی را ببیند و بشناسد تا بتواند در مورد آن مطلب بنویسد. دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، در بسیاری از جنبه های بیان نوشتاری از همکلاسی های فاقد اختلال یادگیری، عقب ترند. این تفاوتها همیشه پایدار نیست و تا حدود زیادی برطرف می شود. دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، احتمالاَ در زمینه جمله نویسی و انشاء نویسی، یعنی دستور زبان و محتوا ضعیف اند. هر چند دانش آموزان بزرگتر، اصول نحوی و واژگان پیچیده تری را نسبت به دانش آموزان خردسال به کار می برند.

انشا در واقع همان مهارت دانش آموز در امر نوشتن است که با بکار گیری واژه ها و کلمات، جملات وعبارات زیبایی با توجه به قواعد دستور زبان می نویسد و با نوشته ی خود اندیشه ای را ارائه می دهد.

بین مهارت نوشتن و دیگر مهارت های آموزش زبان فارسی رابطه ی معنا داری وجود دارد و لذا برای ایجاد مهارت نوشتن به پرورش مهارت در گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و تفکر باید توجه کرد.

مهارت در نوشتن انشا نشانه ی تکامل در زبان آموزی است، اگر فردی نتواند دیده ها و شنیده ها و اندیشه های خود را بر اساس قواعد نگارش بنویسد، در واقع به هدف زبان آموزی دست نیافته است.

در حیطه زبان آموزی، چهار رکن اصلی گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن، امروزه در دنیا به عنوان یک قانون مسلم پذیرفته شده است و در آموزش تمامی زبان های دنیا و برنامه های آموزشی مد نظر قرار می گیرد.

در این چهار قدم، نوشتن جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده، چرا که سه امر گوش دادن و صحبت کردن و خواندن برای نوشتن مقدمه و پیش سازمان دهنده و زمینه بوده و بالاترین سطح را به خود اختصاص داده است.

از آنجایی که مقطع ابتدایی پایه ای برای مقاطع دیگر بوده، امروزه در امر زبان آموزی، نگارش از اهمیت بالایی برخوردار است، مخصوصاً در پایه سوم که اولین پایه ای است که به صورت مستقل انشا نوشته می شود، چون در پایه دوم از جمله نویسی استفاده می گردد، این جملات اکثراً مرتبط با هم نیستند و هر یک به طور جداگانه نوشته می شود و بیشتر نحوه و ساختار جمله، منظم کردن جملات در هم ریخته، کوتاه سازی، ترکیب جملات ساده یا جمله سازی با کلمات ساده مد نظر است. برای دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پایه سوم با توالی مناسب مشکل می باشد.

معلم و دانش آموز هر دو باید بدانند که انشا چیست؟، هدف از یادگیری آن کدام است؟ و چگونه می توان خوب نوشت؟ در فرآیند آموزش انشا، مطالعه و تمرین نوشتن و هنر تبدیل گویش به نگارش که فرآیندی اساسی در پیشبرد فرهنگی جوامع است به عهده معلمان زحمتکش آموزش انشا است. هدف جدی انشا در ساده ترین نگاه آن، نوشتن است. باید دانش آموز را به مطالعه جدی و آگاهانه عادت داد. یکی از راه های تعلیم مطالعه، تحلیل متن است. تحلیل متن در واقع مقدمه آموزش نویسندگی است.

هدف غایی هر نظام آموزشی، افزایش کارآیی آن نظام برای ایجاد فرآیند یادگیری بیشتر در دانش آموزان و تحویل افراد ماهر و کاردان و خلاق و صاحب نظر به اجتماع است تا بتواند زیربنای فکری جامعه را برای رسیدن به حد مطلوبی از توسعه فرهنگی پی ­ریزی کند.

هدف کلی آموزش انشا، توانایی نوشتن به زبان فارسی معاصر است و رسیدن به این هدف با پرورش کار خلاق امکان پذیر است. در حقیقت کار زمانی ارزش مند است که در آن خلاقیت و تفکر جریان داشته باشد. کلاس انشا باید کارگاه نوشتن باشد. انشا درسی است هدف دار و برای رسیدن به آن باید از روش­های هدف دار استفاده کرد. در حال حاضر همانطور که گفته شد این روش ها به سلیقه، علاقه و مطالعه معلم وابسته است. ضابطه مند شدن انشا صرفاً به معنی تغییر کتاب های درسی نیست. لازم است روش های مدرسان و معلمان نیز تغییر یابند.

 

سه مرحله ی اساسی برای انشا

۱) مرحله ی پیش از نوشتن

۲) مرحله ی حین نوشتن

۳)مرحله ی پس از نوشتن

مرحله ی پیش از نوشتن

قبل از نوشتن، فرد در ابهام به سر می برد و ابهام ترس آور است. بزرگ ترین مشکل در نوشتن، شروع آن است پس باید بن بست نوشتن را در هم شکست. با مطالعه، گفت و گو، مشاهده، فضا سازی، ایجاد شبکه ی خورشیدی می توان گام های موثری در این راه برداشت.

الف – مطالعه ابزاری برای روشن کردن ذهن است.

ب- بعضی از موضوعات احساسی احتیاج به مشاهده دارد زیرا حس کردن و لمس کردن مهم تر از فقط شنیدن است.

ج – فضا سازی که موجب آمادگی ذهنی می شود.

د – شبکه خورشیدی نیز یکی از راه های موثر برای انشا است.

مرحله ی حین نوشتن

در این مرحله فرد می بایستی با آرامش و با استفاده از مشاهدات خود، که حاصل درکی است که او از حواس خود در مورد موضوعی که می خواهد در مورد آن بنویسد کسب کرده، مطلب خود را به رشته تحریر درآورد.

مرحله ی پس از نوشتن

این مرحله، همان مرحله پرورش است. مرحله ای است که فرد آنچه را که با حواس خود درک کرده را به فعلیت می رساند و آن را به نوعی برای خود هضم می نماید. پس انشا خود از آموزش آغاز شده و سر انجام به پرورش می انجامد.

 

فرایند نوشتن

نوشتن حاصل سه چیز است، نگاه، ناگاه و ناآگاه. به عبارت دیگر کسی که می خواهد بنویسد، باید بتواند خوب ببیند و ناگهان جرقه ای در فکرش او را شعله ور سازد و در نهایت این درون اوست که او را یاری داده و کلمات را بر زبانش جاری خواهد کرد. شرط اساسی نوشتن، حرف داشتن است. حرفی نو طرحی نو و … . برای داشتن حرف های نو، به زحمت و تجربه های نو نیاز است. تجربه هایی عمیق و وسعت داده شده. از دیگر راه های نوشتن دانش آموزان، عادت دادن آنها برای نوشتن خاطرات است. نوشتن نامه نیز قوای نویسندگی را پرورش می دهد.

انشا یا نوشتن و حتی نامه نگاری؛ یک فرآیند فکری است که هرگاه به زبان می آید، برای مردم آسان است. نوشتن از حرف زدن بسیار سخت تر است. متأسفانه فرهنگ مراجعه به حل المسائل و روش معلم محوری آموزش و آزمودن داده هایی که به صورت طوطی وار یاد گرفته می شوند و عدم استفاده از روش های فعال و دانش آموز محوری و مهلت ندادن برای تفکر و مبارزه با مسائل برای رسیدن به راه حل های نادرست، متعلمان را به مصرف کننده هایی تبدیل کرده است که کارشان مونتاژ یافته ها با استفاده از الگوها و طرح های از پیش مشخص شده می باشد.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی