مدرسه ای به نام زندگی: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

مدرسه ای به نام زندگی: دکتر محسن بهشتی پور

 

با سلام: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما،

خداوند حکیم به ما جسمي را عطا فرمودند که چه آن را دوست داشته باشیم و يا از آن متنفر، بايد بدانيم که در طول زندگي در دنياي خاکي تا به آخر با ماست. در مدرسه‌ اي غير رسمي و تمام وقت نام ‌نويسي کرده‌ايد که نام آن “زندگي” است. در اين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس را داريد. چه اين درس‌ها را دوست داشته باشيد چه از آن ها بدتان بيايد. پس بهتر است به عنوان بخشي از برنامه آموزشي برايشان طرح‌ ريزي کنيد.

اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآيند آزمايش است، يک سلسله دادرسي، خطا و پيروزي‌هاي گهگاهي، آزمايش‌هاي ناکام نيز به همان اندازه آزمايش‌هاي موفق، بخشي از فرآيند رشد هستند. درس آنقدر تکرار مي‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار مي‌شوند، تا آنها را بياموزيد. وقتي آموختيد مي‌توانيد درس بعدي را شروع کنيد، بنابراين بهتر است زودتر درس‌هايتان را بياموزيد. انتخاب چگونه زندگي کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نياز را در اختيار داريد، اين که با آنها چه مي‌کنيد، بستگي به خودتان دارد.

از همه داشته هایتان که به آن می بالید، خدا را جدا کنید، ببینید چه دارید ؟!

به همه کمبودهایتان که از آن می نالید، خدا را اضافه کنید، ببینید چه کم دارید !؟

آری! خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست؛ خوشبختی دوست داشتن داشتنی ها ست.

برای همه ما پیش آمده که گاهی احساس می کنیم رفتار دیگران نوعی توهین و بی احترامی به ما محسوب شده است. اکنون با خود بیندیشید که چند بار در این موقعیت قرار گرفته اید و هر بار چگونه عکس العمل نشان داده اید. اصلا چه فرایندی در این رفتار وجود دارد که تا این حد آزار دهنده به حساب می آید؟ چرا دوست نداریم کسی به ما بی حرمتی یا توهین کند و چرا به دیگران اجازه می دهیم اینگونه با ما برخورد کنند؟

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند…

سنگ …….. پس از رها کردن!

حرف …….. پس از گفتن!

موقعيت…….. پس از پايان يافتن!

زمان …….. پس از گذشتن!

در زندگی افرادی هستند که مثل قطارهای شهر بازی می مانند، شما از بودن با آنها لذت می برید.  اما با آنها به جایی نمی رسید. زندگي مثل يک ديكته نوشتن است؛ هي غلط مي نويسیم و هي پاك مي كنيم، دو باره مي نويسيم و پاك مي كنيم. غافل از اين كه یک روز داد مي زنند، ورقـــــــه ها بــــــالا؛ امتحان تمام شد.

فراموش نکنید که اگر افراد بدانند که چه می خواهند و اگر بتوانند این خواسته خود را نیز به دیگران انتقال دهند و بگویند که انتظار دارند چگونه با آنها رفتار شود قطعا از زندگی بهتری برخوردار خواهند شد اما به نظر می رسد گاهی اطلاع از خواسته خود بسیار دشوار است. همه ما دوست داریم دیگران رفتار خوبی با ما داشته باشند، به ما احترام بگذارند، رفتار تحقیرآمیزی با ما نداشته باشند و هیچ گاه به ما توهین نکنند. بسیاری از ما گمان می کنیم کوچک ترین مخالفتی با ما حکم اهانت کردن و نادیده گرفتن مان را دارد حال آنکه در واقع هر کس می تواند نظر و خواست خود را داشته باشد اما اگر طوری آن را ابراز کند که به گونه ای تحقیر آمیز به نظر برسد، باز مقصر کیست؟

ما همیشه عادت کرده ایم وقتی رفتار نامناسبی با ما می شود، بلافاصله طرف مقابل خود را زیر سؤال ببریم، خودمان را به دور از هرگونه اشتباهی قلمداد کرده و این طور وانمود کنیم که ظلمی غیرقابل بخشش به ما روا شده است. اما اینگونه طرز برخورد در درجه نخست خود ما را آزار می دهد. متاسفانه ما در مقامی نیستیم که از دیگران بخواهیم هیچ گاه به ما اهانتی نکنند اما آن قدر قدرتمند هستیم که بتوانیم بر خودمان تسلط داشته باشیم و بیش از حد تحت تاثیر رفتار اطرافیان قرار نگیریم.

هنگامی که می بینید از ارتباطات خود راضی نیستید و آنگونه که می خواهید با شما رفتار نمی شود، قطعا باید تغییراتی در نوع رفتارتان با دیگران حاصل کنید. آنقدرنگویید اگرگذشت کنم کوچک می شوم، اگربا گذشت کردن کسی کوچک می شد، خدا آنقدر بزرگ نبود. دو خط موازی هيچوقت به هم نمي رسند مگر اينکه يکي خود را بشکند. تا غرورتان را نشکنيد به چيزي که مي خواهيد نمي رسيد. بهترین بزرگواری آن است كه هرگز از بالا به كسی نگاه نكنید مگر آن كه بخواهید او را از زمین بلند كنید.

درواقع تصمیم گیری درباره اینکه چه وقت و چگونه می خواهید تغییر کنید کاری دشوار و فرایندی پایان ناپذیر است. فراموش نکنید هدف ها تغییر می کنند؛ بنابراین تغییر کردن، فرایندی پویا و ادامه دار است و رمز هدف گذاری موفق این است که اهدافتان به اندازه ای انعطاف داشته باشند که بتوانید خود را با تغییراتی که در زندگی شما به وجود می آیند وفق دهید. شما می توانید هدف های خود را با توجه به زمان برآورده شدن آنها فهرست کنید. آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.

برداشت ها از آرامش متفاوت است ، بعضی ها آسایش را مقدم بر آرامش می دانند و بعضی دیگر برعکس. بزرگترین ترس بشر  ترس از تنهائی است که برای گریز از آن راههای مختلفی را جستجو می کند که با اولویت دادن به بعضی از آنها سعی می کند به آرامش برسد. مهمترین آنها امنیت ، آرامش ، خوشبحتی ، موفقیت و آسایش می باشد.

بعضی ها معتقدند که اگر قلب انسان چیزی را آرزو کند که عقل بتواند آنرا پیاده کند به آرامش رسیده است. برای اینکه هم آهنگی بین عقل و قلب را بهتر درک کنیم : عقل راه پول درآوردن را می داند ، ولی این قلب است که می داند پول کجا هست.

بطور مثال: یک فوتبالیست موفق و حرفه ای اینطور عمل می کند.

عقلش می داند چگونه توپ را وارد دروازه کند. این مطلب یاد گرفتنی است ، (توسط حواس پنجگانه)، در حالیکه قلب می داند کجا بایستد تا توپ بالای سرش بیاید. (حس ششم ، می گویند بدلمان برات می شود).

عقل می خواهد ما را موفق کند و قلب کوشش می کند تا ما خوشبخت شویم، متاسفانه ما خوشبختی را زیر پا می گذاریم تا به موفقیت برسیم. زیرا موفقیت را می توانیم به رخ دیگران بکشیم یا بقول معروف پز بدهیم. تعادل بین خواسته های عقل و قلب آرامش را بدنبال خواهد داشت. آنوقت است که می توان گفت:

هماهنگی بین عقل و قلب لازمه رسیدن به آرامش و متعاقب آن رسیدن به موفقیت و خوشبختی می باشد. خوشبختی که آرامش بدنبالش نباشد موفقیت است نه خوشبختی.

عقل کلاً با پنج حس که ضمیر روشن نیز می نامند سرو کار دارد: دیدن ، شنیدن ، بوئیدن ، لمس کردن ، چشیدن. در حالیکه قلب یا دل فقط سرو کارش با حس ششم است،همانطور که گفته شد اینکه گاهی اوقات می گوئیم بدلم برات شده منظور همان حس ششم است.

آیا می دانید که وقتی تعادل روحی نباشد؛ ( تعادلی بین خواسته های خود و دیگران و یا قلب و عقل)، وقتی ندانیم چه فرقی بین آرامش و آسایش هست وقتی ندانیم می خواهیم موفق شویم یا خوشبخت، در انتخاب خوشبختی و یا موفقیت مشکل خواهیم داشت. همانطور که قبلاً گفته شد وقتی خواسته های قلب را نادیده گرفته و آنها را در ذهن دفن کنیم، بطوری که نتواند از ذهن بیرون بیاید ( بعبارت دیگر به لحظه و حال وارد شود) دیده نمی شویم و کشش لازمه را برای جذب دیگران نداریم، زیرا فقط در حال و لحظه است که ما دیده می شویم و هنر خوب دیدن و خوب شنیدن را پیدا می کنیم زیرا جسم و روح فقط در زمان حال با هم هستند. وقتی در ذهن هستیم خوشبختی، عشق و نعمت ما را نمی بینند همانطور که ما هم آنها را نمی بینیم و بطرف مان هم نمی آیند، ما می بینیم ولی دیده نمی شویم بعبارتی دیگر فقط بطرف هدف می رویم و نمی توانیم آن را بطرف خود جذب کنیم.

مغزهای بزرگ, درخصوص ایده ها صحبت می کنند

مغزهای متوسط , در مورد حوادث بحث می کنند

مغزهای کوچک, درباره مردم بحث می کنند

حضرت علی (ع)

دو چیز را همیشه فراموش نكن :

“خدا را، مرگ را.”

دو چیز را همیشه فراموش كن :

“برای كسی خوبی كردن،

كسی كه به تو بدی كرد.”

چند چیز را همیشه نگهدار:

“دل را در هنگام نماز نگهدار،

در پهن كردن  سفره شكم نگهدار،

وارد مجلس شدی زبان نگهدار،

وارد خانه ای شدی چشم خود نگهدار.

امام علی(ع):

دنیا دو روز است یک روز با تو و

روز دیگر علیه تو روزی که با توست

مغرور مشو و روزی که علیه توست

ناامید مگرد زیرا هر دو پایان پذیرند.

حضرت علی (ع) :

هر سخنی که در

آن یاد خدا نباشد لغو است و هر سکوتی

که با اندیشیدن همراه نباشد سهو است

و هر نگاهی که در آن پند آموزی

نباشد لهو است.

الهي! اي خالق بي‌مدد و اي واحد بي‌عدد، اي اول بي‌هدايت و اي آخر بي‌نهايت. اي ظاهر بي‌صورت و اي باطن بي‌سيرت، اي حي بي‌ذلت، اي بخشنده بي‌منت، اي داننده رازها،اي شنونده آوازها، اي بيننده نمازها، اي شناسنده نامها، اي رساننده گامها، اي مطلع بر حقايق، اي مهربان بر خلايق، عذرهاي ما بپذير كه تو غني و ما فقير و بر عيب‌هاي ما مگير كه تو قوي و ما حقير، از بنده خطا آيد و ذلت و از تو عطا آيد و رحمت.

الهى ! پيشانى بر خاك نهادن آسان است، دل از خاك برداشتن دشوار است. الهى ! به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده . الهى ! همه برهان توحيد خواهند و حسن دليل تكثير. الهى ! خوشا آنان كه همواره بر بساط قرب تو آرميده اند. الهى ! خوشا آنان كه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است. الهى ! اگر ستارالعيوب نبودى ، ما از رسوايى چه مى كرديم. الهى ! ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اى، و ما هم هيچ كاره ايم و تنها تو كاره اى.

التماس دعا از همه شما

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی