خدا اینجاست … دنبالش نگرد ! | خانواده مطهر

خدا اینجاست … دنبالش نگرد !

 

خداوند گفت :

دیگر پیامبری نخواهم فرستاد ، آنگونه که شما انتظار دارید ؛ اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند .

و آنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد …

پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود . عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند .

و خدا گفت :

اگر بدانید ، حتی با آواز پرنده ای میتوان رستگار شد .

 

خداوند رسولی از آسمان فرستاد … باران نام او بود . همین که باران باریدن گرفت آنان که اشک را می شناختند رسالت او را دریافتند ؛ پس بی درنگ توبه کردند و روحشان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند …

خدا گفت :

اگر بدانید ، با رسول باران هم میتوان به پاکی رسید .

 

خداوند پیغامبر باد را فرستاد …

تا روزی بیم دهد و روزی بشارت . پس باد روزی طوفان شد و روزی نسیم و آنان که پیام او را فهمیدند ، روزی در خوف و روزی در رجا زیستند .

خدا گفت :

آنکه خبر باد را میفهمد ، قلبش در بیم و امید میلرزد و قلب مومن اینچنین است .

 

خدا گُلی را از خاک برانگیخت ، تا معاد را معنا کند .

و گل چنان از رستخیز گفت که از آن پس هر مومنی که گلی را دید ، رستاخیز را به یاد آورد .

خدا گفت :

اگر بفهمید ، تنها با گُلی قیامت خواهد شد .


خدا یکی از هزار نامش را به دریا گفت . دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به سجده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند .

مردم تماشا میکردند ، عده ای پیام دریا را دانستند ؛ پس قیام کردند و چنان به سجده افتادند که هیچ از آنها باقی نماند .

 

خدا گفت :

آنکه به پیغمبر آبها اقتدا کند ، به بهشت خواهد رفت .

 

و به یاد دارم که فرشته ای به من گفت :

 

جهان آکنده از فرستاده و پیغمبر و مرسل است ، اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند و با گُل بجنگد،

یا پرنده را دروغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر .

اما هم امروز ایمان بیاور که پیغمبر آب و رسول باران و فرستاده ی باد ،

برای ایمان آوردن تو کافی است …

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی