تلخ اما آموختنی: سوسن مفیدی | خانواده مطهر

تلخ اما آموختنی: سوسن مفیدی

 

سه سال بود با هم اختلاف داشتند، اصل ماجرا بر سر بگو مگوهای بی ارزشی بود که هیچکدام توانایی گذشت را در خود نمی دیدند. تا آن روز سالی یکبار آنها را آشتی داده بودم. حقیقتا دلم برای بچه پنج ساله ای که داشت قربانی اختلافات پدر و مادر می شد می سوخت ولی انگار برای آن دو سرنوشت کودکشان خیلی بی رنگ شده بود. به خواسته های خودشان خیلی بیشتر فکر می کردند تا هر چیز دیگر. این بار خیلی بیشتر به جدایی فکر می کردند. البته تحریکات اطرافیان هم تاثیر زیادی داشت تا آنجا که حتی یکبار تهدید کردم که به صورت گواه وارد پرونده دادگاهی شده و طلاق را به تعویق خواهم انداخت ولی بی فایده بود. وقتی مساله جدی شد زوجه تقاضای حضانت فرزندش را داشت. تنها پسری که در آن روز هشت ساله شده بود. البته خیلی هم طبیعی بود که مادر طاقت دوری فرزندش را نداشته باشد اما پدر هم نمی توانست از فرزندش چشم بپوشد. به مادر گفتم این نگرانی را باید قبل از تصمیم جدایی می داشتی و به خاطر پسرت از برخی خواسته های خود گذشت می کردی. به هر حال واقعیت این است که شما با یکدیگر مشکل دارید ولی برای فرزندتان پدر و مادر خوبی هستید. دیگر تفاوتی نمی کند که این طفل معصوم از کدامیک دور باشد و چگونه نیمی از تنهایی خود را تحمل کند. پس نگران تربیتش نباش و به حکم قانون او را به پدر واگذار کن. تصمیم سختی بود ولی آن را پذیرفت. هنوز سه ماه از جدایی آن ها نگذشته بود که پدر کودک از من خواست تا مادر را خبر کنم و صبح روز بعد به دادگاه رفته و کودکش را رسما تحویل بگیرد. وقتی پیغام را به خانم رساندم شوکه شده بود. علت را که جویا شد توضیح دادم حضانت فرزند برای پدر و مادر هم حق است و هم تکلیف. اگر کودکی بی پناه رها شود، قانون هم پدر را و هم مادر را به طور مساوی خاطی شناخته و مجازات می کند و در صورت جدایی زوجین برای نجات سرگردانی کودک قانون تکلیف حضانت او را به عهده یکی از آن دو قرار می دهد. در غیر این صورت آن دیگری حق دارد در فواصل زمانی معین و مرتب فرزند خود را ببیند. اما اگر این دیدارها باعث تحریکات عصبی فرزندشان گردد طرف مقابل می تواند با اطلاع و اجازه دادگاه فاصله دیدارها را طولانی کند و بالعکس اگر پدر یا مادری که به حکم قانون فرزند را تحویل گرفته از عهده حضانت و تربیت فرزند خود بر نیاید، باز هم با اطلاع و رای قاضی کودک به آن دیگری سپرده خواهد شد و حتی اگر هیچیک برای نگهداری فرزند صالح نباشند شخص سومی برای این کار معین خواهد شد.

در پرونده مورد نظر پدر که متوجه افسردگی کودکش شده بود از عواطف پدرانه خود چشم پوشیده و او را به مادر سپرد. او به فراست دریافته بود که افسردگی آن طفل بی گناه در سن کم اگر به مرزی برسد که مانع بازی، شادی، آموزش و زندگی او شود نوعی کودک آزاری به حساب آمده و می تواند مورد اعتراض و بازخواست قانون قرار گیرد. ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی، نگهداری اطفال را برای ابوین هم حق دانسته و هم تکلیف و اداره حقوقی دادگستری در نظریه مشورتی خود تاکید نموده که اگر احدی از ابوین در مدتی که قانونا حضانت با او می باشد از ایفای وظایف خود امتناع نماید، دادگاه او را ملزم به ایفای تکلیف خواهد کرد و حتی اگر این کار عملا غیر موثر باشد دادگاه در صورت زنده بودن پدر، حضانت طفل را با هزینه او و در غیر اینصورت با هزینه مادر تامین خواهد کرد و همچنین ماده ۱۱۷۸ قانون به دلیل اهمیت موضوع مجددا قید می کند که ابوین مکلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن ها را مهمل بگذارند.

منبع: ماهنامه مدیریت خانه، شماره ۴۱

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی