ادامه مبحث کار و زندگی: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

ادامه مبحث کار و زندگی: دکتر محسن بهشتی پور

اگر بتوانیم نگاهمان را تغییر دهیم و هر روز را یک نوروز و روز نو ببینیم این خود یک موفقیت بزرگی است.چه فایده دارد در سال نو، همه چیز دگرگون شود و ما همچنان همان که هستیم باقی بمانیم و تلاشی برای تغییر خودمان نکنیم؟ مگر نه این که همه ما برای تغییر ویژگی های ناخوشایندمان منتظر فرصتی هستیم، چه فرصتی بهتر از آمدن بهار؟ به درختان نگاه کنید! آنها در گذر از اسفند به فروردین، به مرور زمان جوانه می زنند و سبزشدن برگ های نورس شان حتی تا تابستان ادامه دارد. ما هم مثل درخت ها هستیم و انقلاب درونیمان معمولا ناگهانی نیست و همان طور که خصوصیات بدمان را بمرور کسب کرده ایم، برای اصلاح شان هم به زمان نیاز داریم و طبیعی است که نمی توانیم ناگهان به انسانی بی نقص تبدیل شویم، اما به هر حال همین که تصمیم بگیریم تغییر کنیم، یعنی نیمی از راه را برای خانه تکانی درونمان طی کرده ایم. مهم این است که دقیقاً ازهمین لحظه تصمیم بگیریم همراه با طبیعت، در بهار، دگرگون شویم.
انسان باید بتواند همه احساس های منفی را از زندگی خود دور کند. انسان در شرایط سخت می تواند میزان صبر خود را افزایش دهد بنابراین، در شرایط دشوار باید تمرین صبوری کرد. پس از تمرین های مداوم و مستمر می توانید در شرایط سخت همیشه احساس راحتی داشته باشید و آسیب نبینید. با پرورش خویشتن داری در وجود خود می توانید احساس شادی بیشتری دربرابر مسایل مختلف در زندگی داشته باشید. بایست توجه داشته باشید که روش زندگی؛ کیفیت زندگی شما را مشخص می‌کند و راهتان را معین می‌سازد. بنابراین آیا از روشی که برای خود برگزیده‌اید و مطابق آن زندگی می‌کنید راضی هستید؟ آیا این روش همان روشی بوده که همیشه مطلوب شما بوده یا اینکه سال‌هاست به این می‌اندیشید که چگونه می‌توانید آن را تغییر دهید؟ آیا تاکنون به فکر تحولی در روش زندگی خود بوده‌اید؟ آیا انجام مکرر یکی از عادات زندگی تان را مختل نکرده است؟
اینکه می گویند ترک عادت موجب مرض است دلیل نمی شود که عادت های بد را ترک نکنیم. مرضی که از تکرار عادت های بد حاصل می شود از مرض ترک آنها بدتر و مخرب تر است. چه بسا عادت های بد که زندگی شخصی را به ورطه نابودی کشانده و چه بسیار ترک عادت ها که مبارکند. همه ما در رفتارهای روزمره و حتی فکر و احساس مان عادت های ناخوشایند می یابیم وشاید دل مان بخواهد ترکشان کنیم ولی نتوانیم. این عادت می تواند هر چیزی باشد.ازعادت به یک رفتار خاص در موقعیتی خاص. برای مثال قهر کردن هنگام شنیدن انتقادی درباره رفتار یا گفتار تا عادت به شب بیداری، پرخاشگری، ناسزاگویی، تکبرورزیدن و …..عادت ها همان طور که ازنامشان پیداست تکرارمی شوند و عادت بدی که مدام تکرار شود انصافاّ آزار دهنده است و برای ترک آن باید هر چه زودتر اقدام کرد. ولی دانستن اینکه چرا می‌خواهیم تغییر کنیم بسیار مهم است.
آیا زیاد کار کردن خوب است؟
تا حالا شده به زندگي روزمره يا كارايي كه در طول روز انجام مي دهید فكر كنيد؟ زندگي قشنگ تر از آن چيزي است كه فكر مي كنيم منتهي بايد به خودتان سخت نگيريد. مشکل اصلی این است که، بسیاری از ما در زندگی خود چندین کار متفاوت را به طور همزمان انجام می دهیم. اما بین مشغول بودن و بیش از حد کار کردن یا بدتر از آن، معتاد به کار بودن، مرز واضحی وجود دارد. زیاد کار کردن می تواند تاثیر منفی بر سلامت جسم و روح شما داشته باشد. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که مدام در حال دویدن هستیم و سرمان شلوغ است. به اینترنت وصل می شویم و در هر لحظه با افرادی که می خواهیم، درارتباط هستیم. بیشتر کارمندان هر چند وقت یکبار یا بعضی ها به طور دایم هنگام ناهار بیرون می روند و غذاهای آماده و فست فود می خورند. اما باید بدانید این نوع غذاها تاثیرات منفی زیادی روی بدن دارند. فست فودها سرشار از کالری و چربی های اکسیده هستند که باعث افزایش خطر حمله های قلبی می شود. تا آن بدتر اینکه زمانی که کارنوبت اول مان تمام شد تازه با عجله شروع به کار نوبت دوم می کنیم و درنهایت تا پاسی از شب را کار می کینم و فراد باز ” کار از نو روزی از نو” صبح ها خیلی زود سرکار می رویم و شب ها، دیروقت به خانه باز می گردیم. در حقیقت نگران آن هستیم که تا آخر ماه، کم نیاوریم و هزینه های زندگی خود را بتوانیم یکی بعد از دیگری پرداخت نماییم.
کارکردن زیاد و بدون استراحت، ارتباط مستقیمی با بیمارها دارد زیرا روی سلامت روانی تاثیر منفی می گذارد. همچنین استرس های مزمن با افسردگی و تشویش رابطه مستقیم دارد و می تواند به نگرانی های مداوم منتهی شود. کاملا واضح و مبرهن است که زیاد کار کردن تاثیر منفی روی زندگی شخصی شما نیز دارد. فردی که معتاد به کارکردن است، همیشه دیر در رویدادهای اجتماعی ظاهر می شوید و کمتر درکنار خانواده خانواده خود حضور پیدا می کند و یا بیشتر قرارهای خود را لغو می کند، که این مساله چندان برای اطرافیان او خوشایند نیست. در انتها، زیادکار کردن فقط باعث بروز مشکلات در هر زمینه ای می شود.
اگر کارمند اداری هستید و سفت و سخت به میز خود چسبیده و حرکت ندارید و در شرایط پر اضطراب کار می کنید، باید بدانید کار در چنین محیطی بسیار زودتر از آنچه تصور می کنید شما را به کشتن خواهد داد. در سال جدید سعی کنید مقداری تغییر کنید، حداقل از جنبه رابطه سلامت وکار! صرف نظر از استرس های ناشی از ضرب العجل های موجود در کار، مسایل متعدد دیگری نیز در اداره ها و شرکت ها وجود دارند که جسم و روح شما را همزمان می تراشند و از بین می برند. از چاپگر گرفته تا صفحه کلید، خطرات موجود در محیط کار می تواند تاثیر واقعا منفی بر سلامت جسمی شما داشته باشند. همان طور که فشارهای ذهنی و مغزی نیز در طولانی مدت انسان را از پای در می آورند.
1- ساعت ها بی حرکت پشت میز نشستن: محققان اروپایی کشف کرده اند افرادی که روزانه ۱۰ ساعت یا بیشتر کار می کنند، احتمال خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی، همچون حمله قلبی و ورم گلو دارند. ساعت ها بی حرکت پشت میز نشستن برای بدن شما به شدت ضرر دارد. درد و ناراحتی ها جسمی حداقل بلایی است که این کار بر سر شما می آورد بی حرکتی پشت میز برای زمان طولانی باعث مرگ زودرس می شود. با این کار خود را در معرض اختلالات اسکلتی و عضلانی، چاقی مفرط، دیابت، سرطان، مشکلات قلبی و … قرار می دهید.
2- سر خمیده و قوز کردن از آن هم بدتر است: اگر شغل شما به گونه ای است که باید در تمام روز روی صندلی بنشینید، حداقل سعی کنید پشتی ها یا وسایلی برای صندلی خود خریداری کنید که باعث صاف نشستن و قوز نکردن شما می شود. اگر تمایلی به این کار ندارید پس باید بدانید با دست خود، خود را در دام بیماری های مزمن همچون ورم مفاصل و آماس کیسه های مفصلی انداخته اید.
3- نبودن تهویه هوای مناسب در اتاق: EPA به این مشکل، «سندروم ساختمان بیمار» می گوید. هوای داخل ساختمان ۱۰۰ مرتبه بیشتر از هوای بیرون آلوده است و شما به طور دایم در معرض گازها و مواد شیمیایی مسموم قرار دارید. در سیستم های تهویه هوا آلودگی، ذرات سمی، باکتری های خطرناک و قارچ های انگلی وجود دارد که همه در فضا، به ویژه ساختمان هایی که سیستم تهویه درست و مناسب ندارند، پراکنده می شوند.
4- در معرض پرتوهای چاپگرها و دستگاه های فتوکپی بودن: دستگاه های فتوکپی منبع مخفی اوزون کشنده هستند. البته اگر فیلترهای آن را به طور مرتب تعویض نکنید. میزان کمی از این گاز می تواند موجب ایجاد درد و سوزش در قفسه سینه شود. پرینترهای لیزری نیز همین طور هستند، ذرات تونر آنها وارد ریه و جریان خون و منجر به بیماری های ریوی و دیگر بیماری های دردناک می شود.
5- زیاد کار کردن با لپ تاپ گرم و صفحه کلید آلوده: اگر لپ تاپ را برای ساعت های متمادی به جای میز یا پایه، روی پای خود بگذارید، ممکن است در اثر گرمای دستگاه دچار بیماری های پوستی بشوید. این ناراحتی ها به ویژه برای مردها بسیار خطرناک است. محققان دانشگاه نیویورک کشف کرده اند گرمای ناشی از لپ تاپ می تواند موجب افزایش دمای اسکروتوم و در نتیجه کاهش تعداد اسپرم در مردها بشود.
صفحه کلیدهای آلوده محلی برای تجمع باکتری ها هستند. میکروبیولوژیک ها کشف کرده اند صفحه کلیدها می توانند ۵ مرتبه آلوده تر از دستشویی باشند و باکتری های خطرناکی همچون ای کولی و کولیفورمز در خود داشته باشند. هر دو این باکتری باعث مسمومیت غذا می شوند. باکتری دیگری که در کیبوردها لانه می کند، استافلوکوکاس است که موجب ایجاد عفونت های شدید می شود. صفحه کلیدها کامپیوتر تنها محل آلوده به باکتری در اداره نیست. در، شیرآب، دستگیره و کلیدهای چاپگر و … نیز محل تجمع باکتری ها هستند. میکروب ها در همه جا حضور دارند و بعضی از آنها موجب مرگ شما می شوند.
6- بیش از حد تایپ کردن: بیش از حد تایپ کردن منجر به سندروم تاندون های مچ (CTS) می شود. این بیماری بسیار دردناک است و ممکن است تا بازوی فرد ادامه پیدا کند. اگر CTS همچنان ادامه پیدا کند می تواند منجر به ایجاد مشکلات دایمی در عصب های مچ دست یا آسیب دیدن عضله های آن بشود. اگر ماوس در همه روز در یک موقعیت واحد قرار داشته باشد می تواند منجر به ایجاد درد و تغییر شکل در اندام های بدن (RSI) شود. در نتیجه تکرار مداوم یک حرکت، تکرار حالت اشتباه یا فشار اشتباه مداوم، تاندون اندام های بالایی بدن به ویژه دست بیشتر از حد معمول کشیده می شوند و آسیب می بینند.اگرچه مانیتور اشعه های مضر از خود متصاعد نمی کند اما خیره شدن برای ساعت های طولانی به صفحه نمایش آن باعث ایجاد اختلال در بینایی شما می شود. البته بیشتر این مشکلات موقتی هستند. به غیر از آن، این کار منجر به ایجاد سردرد و میگرن نیز می شود.
7- در معرض نور شدید بودن: قرار داشتن در معرض نورهای شدید باعث بیماری های بیشتر از سردردهای دایمی می شود. وقتی در معرض نور زیادی قرار دارید، بدن احساس می کند در تاریکی مطلق قرار دارید و به همین دلیل، ساعت بدن شما به هم می ریزد. مشکلات سلامتی ناشی از آن نیز شامل خستگی های زیاد، استرس، فشار خون بالا و افزایش خطر ابتلا به سرطان هستند.
به اعتقاد محققان، خستگی و بی حوصلگی باعث کاهش عمر شما می شود. بر اساس تحقیق یکی از دانشگاه های لندن، افرادی که به طور مدام از خستگی دم می زنند احتمال زیادی دارد در جوانی بمیرند. و افرادی که همیشه به یکنواختی و ملالت های زندگی اعتراض دارند نیز احتمالا در اثر بیماری های قلبی یا سکته جان خود را از دست خواهند داد. حتی شاید در معرض خطر تصادف در مسیر خانه یه محل کار و بالعکس نیز قرار داشته باشند.
البته این مساله می تواند منجر به افزایش وزن یا حتی کاهش سریع وزن و نهایت لاغر شدن شما نیزبشود. البته این مشکلی است که همه کشورها با آن دست به گریبان هستند. بر اساس تحقیقات موسسه WebMD، ۴۴ درصد از بزرگسالان از ناراحتی های استرس و اضطراب رنج می برند و حدود ۷۵ تا ۹۰ درصد مطب پزشک ها از بیمارانی پر است که از بیماری های ناشی از استرس می نالند.
شما می توانید با یک برنامه کاهش دهنده استرس، زندگی کاری خود را به حالت تعادل در بیاورید. در قدم نخست، هنگام صبح به خود یک فرصت ۵ دقیقه ای بدهید و هیچ کاری انجام ندهید. شاید عجیب به نظر برسد اما فقط بنشینید و به محیط اطراف خود گوش فرادهید. لازم نیست در آن فرصت کوتاه برای ادامه روز خود برنامه ریزی یا فهرستی از کارهایتان را تهیه کنید. فقط بنشینید و به نفس های خود گوش کنید.
در مرحله دوم برای کاهش استرس کافی است، برای صرف غذا در هر وعده، حداقل ۳۰ دقیقه زمان برای میل کردن غذای مناسب خود در نظر بگیرید. در این فرصت فقط به غذای خود فکر کنید و مسایل کاری را فراموش کنید. اگر ساعت ناهار شما حدود یک ساعت است، از ساختمان بیرون بروید و چند دقیقه قدم بزنید و در آن فاصله به هیچ عنوان به مسایل کاری فکر نکنید. در آخر، سعی کنید ساعات کاری خود را تا حد امکان کاهش دهید. می توانید این کار را با کم کردن ۱۵ دقیقه در روز شروع کنید تا زمانیکه ساعات کاری شما در طول هفته به ۴۴ ساعت نزدیک شود.
به طور کلی، فکر نکنید هر چه بیشتر کار کنید بهتر است مهم است که درست کار کنید. اگر می خواهید همکاران یا زیر دستانتان به شما  وفادار و صادق باشند، باید شما هم از خود صداقت و صمیمیت نشان دهید. درمورد انتظاراتتان از آنها و کارهایی که میتوانید درعوض برایشان انجام دهید کاملاً صادق باشید. این صداقت شماست که باعث میشود زیردستان هر کاری برایتان انجام دهند.زندگی بسیار کوتاه تر از این است که عمر خود را با کار زیاد و استرس فراوان سپری کنید. زمانی را برای تفریح، بودن با اعضای خانواده و در کل، لذت بردن از زندگی اختصاص دهید.
افراد موفق از مشکلات درس می گیرند در حالی که سایرین زود ناامید می شوند. انسان های کوشا به صورت آگاهانه وبرنامه ریزی شده برای خود ایجاد موفقیت می کنند در حالی که دیگران به این امید می نشینند که موفقیت به سراغشان بیاید. افراد موفق مانند سایرین با شک و تردید و ترس مواجه می شوند ولی اجازه نمی دهند شک و تردید آنها را احاطه ویا بر ایشان غلبه کند. آنها سئوالات درستی از خود می پرسند به گونه ای که خود را در شرایط روحی و ذهنی مناسبی برای انجام کار مفید، خلاق، مثبت قرار می دهند.
انسان های موفق و پرتلاش، به ندرت گله و شکایت می کنند، زبرا شکایت کردن تنها باعث منفی بافی و وقفه در انجام کار مفید می شود. آنها کسی را سرزنش نمی کنند بلکه همواره مسئولیت کارهایی که انجام می دهند و نتایج آن را به عهده می گیرند. با وجود اینکه لزوما از سایرین باهوش تر نیستند اما همواره راهی می یابند تا از استعداد و توانایی های خود خود نهایت استفاده را بکنند. آنها از این پتانسیل خود به بهترین شکل بهره می گیرند.
افراد موفق  کاملا واضح و مطمئن از خواسته های خود در زندگی آگاه هستند. به اهمیت نظم و انضباط به خوبی پی برده اند و انسان های قوی هستند.  انسان های موفق در واقع زندگی مورد علاقه خود را در مقابل چشمانشان تصویر می کنند و برای آن برنامه ریزی می کنند در حالی که سایرین به سختی صرفا نظاره گر وقایع زندگی هستند. آنها در تمام طول عمر خود از هر فرصتی برای یادگیری استفاده می کنند چه بصورت تحصیلات رسمی (آکادمیک)، چه غیررسمی (گوش دادن، دیدن، خواندن، پرسیدن، از زندگی آموختن) ویا تجربی (امتحان کردن و انجام دادن) و یا به هر سه طریق به خود آموزی می پردازند. افراد موفق یاد گرفته اند که خود را با مشکلات و چالش های زندگی سریع و موثر وفق می دهند و سر خود را در برف فرو نمی برند (خود را از مشکلات پنهان نمی کنند) بلکه با آنها روبرو می شوند تا خود را بسازند.
افراد توانا منتظر سرنوشت،تقدیر و یا شانس نیستند که آینده آنها را تعیین کند. وقت و انرژی احساسی خود را صرف اموری که برآنها کنترلی ندارند نمی کنند. آنها معتقد و متعهد به ساختن بهترین زندگی برای خود هستند. هرچند اغلب انسان ها منفعل هستند اما انسان های توانا قبل از آنکه مسئله ای پیش آید دست به کار می شوند. آنها در برقراری ارتباط با دیگران بسیار فعال عمل می کنند و برای بهتر شدن آن تلاش می کنند. آنها برای زندگی خود برنامه مشخصی دارند و هدفمند قدم برمی دارند تا برنامه را به هدف مبدل کنند. آنها اجازه نمی دهند اتفاقات و حوادث غیرقابل پیش بینی مسیر زندگی را تعیین کند.
انسان های پرتلاش و موفق به خوبی می دانند؛ در حالی که بیشتر مردم به دنبال آسایش هستند و سعی می کنند از شرایط دشوار دوری کنند افراد توانا آگاهند که قابلیت کار کردن در شرایط دشوار چه نتایج و تاثیرات مثبتی در آینده آنها دارد. آنها ارزشهای مهم زندگی خود را یافته اند و به گونه ای مسیر حرکت خود را انتخاب می کنند که این ارزشها در زندگی آنها نمودار شود.تعادل را در زندگی حفظ می کنند. اگرچه از لحاظ مالی موفق هستند اما می دانند که داشتن ثروت لزوما به معنای موفقیت نیست. متاسفانه ما در محیطی زتدگی می کنیم که کسب ثروت موفقیت اتلاق می شود. پول هم مانند سایر چیزها تنها یک وسیله است. مطمئناً ثروت وسیله خوبی است ولی در نهایت تنها یک منبع برای زندگی است.
این افراد بسیار مهربان ، بخشنده  و رئوف هستند و از اینکه در موفقیت دیگران سهیم باشند شاد می شوند. متواضع هستند و خطاها و اشتباهات خود را می پذیرند و عذرخواهی می کنند. به توانایی های خود واقفند اما متکبر نیستند. از آموختن از دیگران لذت می برند و موفقیت اطرافیان خود را جشن می گیرند. با تغییرات به راحتی سازگاری پیدا می کنند در صورتیکه اغلب افراد به شرایط ثابت خود خو گرفته اند و میلی به تغییر ندارند. در حالی که انسان های توانا از تجربه امور جدید و ناآشنا استقبال می کنند و در شرایط دشوار انعطاف پذیرند. نسبت به انتقادها واکنش مثبت نشان می دهند واز آن استقبال می کنند. وقتی اکثر افراد دست از کار کشیده اند آنها تازه گرم شده اند.
انسان های موفق شکست را توجیه نمی کنند درحالی که اکثر مردم در مورد سن خود، کمردرد، وقت نداشتن، عوامل ژنتیکی ضعیف، شانس بدی که دارند، رئیس بد و اینکه فرصت های خوبی برای پیشرفت ندارند یعنی همه دلایل لازم برای شکست خوردن صحبت می کنند افراد کوشا علیرغم همه مشکلات تنها به موفقیت فکر می کنند. آنها می توانند هر موقع که بخواهند با خیال آسوده از چیزهایی که در زندگی دارند لذت ببرند.
موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد. چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، راه ‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، حتی کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید خسته کننده هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی جدید آشنا شوید. بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدت‌شان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند. همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از این که وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند. تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیری‌تان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد. اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید شما را عقب می‌کشد.
این که یاد بگیرید چطور در فکر کردن، استاد شوید باعث می‌شود تفکری پر بازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوری که به عادت همیشگی‌تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد. افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند. فکر کردن یک نظم است، اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید. بیاید قبل از هر کاری یاد بگیریم که درست فکر کنیم.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی