محبت -(دكترمحسن بهشتي پور) | خانواده مطهر

محبت -(دكترمحسن بهشتي پور)

uooo3

مى‏دانيم که بشر تاکنون براى لزوم هيچ حقيقتى مانند مهر و محبت انسانها به يکديگر ، اصرار نورزيده است .اگر همه کتب اخلاقى را باز کنيد و ورق بزنيد ، جز اين شعار که« اى انسانها به يکديگر محبت بورزيد » محصولى نخواهيد ديد . اگر همه مکتب‏ها را مورد مطالعه قرار بدهيد ، خواهيد ديد همه آنها به اين مهم ريشه اساسى قابل توجهى که دارند ، عبارت از مهر و محبت انسانها به يکديگر است .

محبت ميل باطن است به عالم جمال يا كه لذتي است و حقيقت آن حيرت است و سرگشتگي و با عشق تفاوت در شدت و ضعف دارد، چه «عشق آن بود كه محبت از حد در گذرد . ما انسانها غالبأ عشق را با محبت اشتباه مي گيريم .» بزرگي مي گفت: محبت افراط ميل است و ديگران گفته‌اند: محبت تشويشي بود كه از محبوب در دل‌ها افتد. اين همه ابهام بدين خاطر است كه محبت يافتني است نه گفتني؛ چشيدني است نه شنيدني. از اين‌رو اگر كتاب‌ها دربارة آن نوشته شود، باز هم حقيقت آن آشكار نشده است چون با گفته سازگار نيايد. همه انسانها به محبت نیاز دارند، محبت و مهرورزی به دلها جان می بخشد، هر کس وجود خودش را دوست دارد و در پی آن است که در بین دیگران محبوبیت پیدا کند. نخستین بستر دریافت محبت برای هر کس خانواده است، احساس محبوبیت دل را شاد می کند. لازمه محبوبیت آن است که پدر ومادر نسبت به فرزندان مهربان باشند. مهرورزى زمینه تجلى رحمت حق و مهر خداوندى به انسان است. مهر ورزیدن به خود و دیگران، فرمان سعادت‏بخش خداوند و همه پیامبران است . آن قسمت از علوم انسانى را مانند روانشناسى و روانپزشکى و روانکاوى و حتى علوم گوناگون حقوقى و اجتماعي واقعى را که رابطه انسانها را با يکديگر مطرح مى‏کنند از نظر بگذرانيد ، بدون ترديد پديده محبت را در ميان مسائل گوناگون آن علوم مانند رگه‏هاى الماس در ميان انبوه غال‏سنگ خواهيد يافت . محبت در حقیقت حالتی است که در دل یک موجود دارای شعور نسبت به چیزی که با خواسته های او تناسبی داشته باشد پدید می آید و آن جاذبه ای ادراکی در موجودات دارای شعور است، همانند جاذبه های غیر ادراکی طبیعی که در موجودات مادی فاقد شعور وجود دارد.(مثل جاذبه بین آهن و آهن ربا ) اما جذب و انجذاب در بین موجودات ذی شعور برخلاف دسته دیگر، آگاهانه است و ملاک آن ملایمتی است که آن موجود با محبت خود دارد و محبت انسان به چیزی تعلق می گیرد که ملایمت کمال آن را با وجود خودش دریافته باشد و داراى شدت و ضعف و مراتب مختلفى است.”احساس دوست داشتن یکى از ادراکاتی است که ما درون وجدان خود مى‏یابیم و ابراز این احساس به دیگران را مهرورزی گویند. محبت، دوستی، مهربانی، رحمت، مودت وعشق، نسبت به موجود دیگر مترادف مهرورزی؛ و نفرت، بغض، خصومت و دشمنی نسبت به موجود دیگر متضاد آن است.دفتر زندگى انسان‌ها با واژه محبت آغاز شده است و در آخرین لحظات زندگى سرشار و لبریز از عشق و دلدادگى به سرچشمه محبت مى‌پیوندند، پس آغاز و سرانجام زندگى و هستى از مهر و محبت آکنده است و آنان که از محبت بی بهره اند چگونه می توان نامشان را بر جریده انسانیت نوشت؟ اين شعارهاى زير را درست توجه فرمائيد :محبت را نمي‏توان تعريف كرد،‌ همه ما مي‏دانيم محبت چيست، اين احساس را همين حالاهم نسبت به بسياري در دل داريم. براي همين هم محبت را تعريف نمي‏كنم. محبت:عشق ورزيدن به يکديگر است بدون هيچ چشم داشتي!محبت:شنيدن نداي قلبي همنوع است!محبت:عاشقانه زيستن است!وبالاتر از همه ي اين ها نگاه خداوند است به همه ي ما اگر بفهميم!وچه زود يادمان مي رود که هرچه داريم از اوست.اگر لحظه اي وفقط لحظه اي زندگيمان را مرور کنيم خيلي چيز ها ستگيرمان مي شود اگر بفهميم يا بهتر بگويم اگر بخواهيم که بفهميم. مگر نه اينکه ما انسانيم وديوانه وار به محبت يکدگر محتاج …پس چه بر سرمان آمده که اينقدر فاصله است بين ما .
چه بسیار افرادی که این سؤال را از خود یا دیگران می‏پرسند. در این میان، آنها که علاقه بیشتری به یکدیگر دارند بیشتر در این اندیشه‏اند که : چه کنیم دوستی‏هایمان زیادتر شود؟ چه کنیم که بیشتر در دل دوست‏هایمان جا باز کنیم؟ و چه کنیم که علاقه او به ما افزون‏تر گردد؟
دانستن این‏که چه عواملی باعث افزایش روزافزون دوستی می‏شود، در واقع به معنای در دست داشتن کلید ورود به اندرون خانه دل‏هاست. هر کس که این کلید را در اختیار داشته باشد و راه نفوذ در قلب‏ها را بداند در واقع، گنجینه دوستی را به چنگ آورده است.
1 – ابراز کردن علاقه و دوستی وخدمت بي چشم داشت
محبّت، رمز و راز زندگی است و بعضی از روان‏شناسان معتقدند که بسیاری از بیماری‏های درونی به خاطر فقدان محبّت و سرکوب کردن عاطفه‏هاست. رسول اکرم(ص) می‏فرماید: «خدای جهان، آن کسی را بیش از همه دوست دارد که به دوستان خود، بیشتر از همه مهر بورزد و خدمت خلق خدا كند ». اگر بخواهیم محبوب دل‏ها شویم باید دیگران را دوست بداریم؛و خدمت آنها را كنيم ، تنها از راه محبّت و دوستی وخدمت است که می‏توان مالک دل‏ها شد و در قلب‏ها نفوذ پیدا کرد. آنگاه خداوند نيز از ما راضي مي شود . برای زیادتر شدن دوستی و استحکام آن باید این محبّت و علاقه را ابراز کرد و آن را با زبان و با عمل (یعنی با نیکی کردن به دوست و نزدیکان و دوستداران او) نمایان کرد ؛ زیرا محبّت، همچون آبی است که به جریان می‏افتد. این آب، هم پاک است و هم پاک کننده. ابراز علاقه و محبّت، هم بر دوستی می‏افزاید و هم نامهربانی را از بین می‏برد.
روزی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) با گروهی در مسجد نشسته بودند. کسی از کنار آنها رد می‏شد. یکی از اهل مجلس گفت: «من این شخص را دوست دارم». امام باقر(ع) فرمود: «اگر دوستش داری به او بگو و او را از دوستی و علاقه خود، آگاه کن. این کار، موجب دوام دوستی و تقویت پیوندها می‏شود».
2 . تواضع
تواضع، یکی از اصول مسلّم اخلاقی است و انسان، با تواضع می‏تواند بالاترین درجات معنوی را کسب نماید. این صفت اخلاقی، رَمز موفقیت بشر در مسائل اجتماعی و به طور کلی در همه امور مربوط به دنیاست که در جای خود در روان‏شناسی و اخلاق، مورد بحث قرار گرفته است.اما آنچه که در این جا مورد بحث ماست، آن است که تواضع می‏تواند مایه تقویت دوستی شود. برعکس، هرگونه تکبّر و خودبزرگ‏بینی در بین دوستان، صمیمیت را از بین می‏برد و موجب تفرقه می‏شود. امام صادق(ع) فرمود: «سه چیزْ دوستی را در پی دارد: دینداری، فروتنی و بخشش». درباره یکی از علمای معاصر نقل شده است که در یکی از شب‏ها وی از خواب بیدار می‏شود و حس می‏کند که صدایی از داخل حیاط می‏آید. بیرون می‏رود و می‏بیند که دزدی آمده است و میوه‏های باغچه را جمع کرده ولی چنان سنگین است که نمی‏تواند آن را بلند کند و به دوش بیندازد. ایشان خیلی آهسته وارد حیاط می‏شود و بدون آن که آن شخص متوجه شود، کمک می‏کند تا وی گونی را بلند کند و بر دوش بگذارد. ناگهان دزد متوجه می‏شود که شخصی آمده است. وقتی نگاه می‏کند متوجه صاحب‏خانه می‏شود. ابتدا عذرخواهی می‏کند؛ اما آن عالم در جواب، با کمال ادب و تواضع به ایشان می‏فرماید: «خیر، آقا! شما به منزل پدرتان آمده‏اید و نیازی به گرفتن اجازه ندارید» و با اصرار زیاد، وی را مجبور می‏کند میوه‏ها را با خود ببرد. فردای آن روز، دزد به محضر این عالم می‏آید و توبه می‏کند و از آن پس، انسانی مؤمن و پرهیزگار می‏شود.
آری! اگر تواضع و ادب، این چنین در روحیات اشخاص خلاف‏کار تأثیرگذار است، قطعا اثر آن در جان و روح دوستان با ایمانی که برای زندگی خود دوستی و محبّت و ارادت را برگزیده‏اند به مراتب، بیشتر و عمیق‏تر است.

موانع محبت عبارتند از:

1ـ خودخواهی: منشأ اصلى عداوت و درگیری، خودخواهى است. كسى كه به اسارت خود در آید و بر محور خود بچرخد، هرگز حاضر نمی شود حق را بپذیرد و از حقیقت پیروى نماید. از این رو به رأى و نظر دیگران اهمیتى نمى دهد. در این صورت اختلاف و نزاع طبیعى و قهرى است.
2- جدل: یكى از اسباب دشمنى و نزاع، جدل و بگو مگوهاى بى فائده است كه هدفى جز برترى جویى ندارد. امام علی(ع) می‌فرماید: «از مجادله و ستیزه جویى بپرهیزید كه این دو دل هاى برادران دینى را نسبت به یكدیگر مكدّر می‌كند و بذر نفاق را پرورش می‌دهد».
3ـ خودپسندی: ریشة بسیارى درگیرى ها خودپسندى است. خود دوستى كه از تمایلات طبیعى بشر است، اگر به حد افراط برسد، انسان را به خودپسندى و غرور و بلند پروازى و فزون طلبى و داشتن توقعات نابجا وادار مى نماید. امام علی(ع) می‌فرماید: «از خودپسندى پرهیز كن كه با این صفت نقائص خود را آشكار مى كنى و دشمنى ها را ظاهر مى سازی».
4ـ ناآشنایی با وظایف: گاهى نزاع و كشمكش و بی محبتی در اثر عدم اطلاع از وظایف و مسئولیت ها است. زن و شوهرى كه از حدود اختیارات و مسئولیت هاى خود بى اطلاع اند، توقعاتى از یكدیگر دارند كه با عدم تحقق آن، كدورت ایجاد می‌شود. در محیط كار نیز همین علت، جاری است.
5ـ سخت گیری: تعاون و همكارى در گرو برخوردارى از روحیة گذشت و چشم پوشى و بخشش خطاها و لغزش هاى جزئى است. اگر اعضاى یك خانواده در پى یافتن عیوب یكدیگر و بزرگ نمودن آن باشند و در تعقیب آن سخت گیرى نمایند، عداوت و دشمنى بین آن‌ها حاكم خواهد شد، از این رو در اوائل ازدواج به دلیل عدم گذشت و غماض، قهر و نزاع بیشتر دیده می‌شود. لج و لجبازى و روحیة عدم گذشت، پیوند هاى دوستى و یگانگى را از هم میگسلد.
6ـ عدم رشد فكرى و اخلاقی: شكى نیست كه افراد با یكدیگر اختلاف نظر دارند. دو نفر در جهان پیدا نمى شود كه از لحاظ جسمى و روحى و فكرى یكسان باشند. در صورتى كه انسان به رشد اخلاقى نرسیده باشد و به سعة صدر و بلند نظرى و تحمل و نرمى و بردبارى متصف نشده باشد، آمادگى اخلاقى براى هضم نقاط اختلاف ندارد. از این رو انتظار دارد دیگران در همة موارد از او پیروى كنند. همین امر زمینة درگیرى را فراهم مى سازد.
7- مرحلة ترس و خشونت: یكى از مهمترین عوامل تصادم ها و كشمكش هاى سخت و حوادث خطرناك و ناگوار توسل به خشونت است. با این عمل زمام اختیار و كنترل اعصاب از انسان سلب می‌شود. و چه بسا هر خطایى حتى كلمات كفر آمیزى از او سر مى زند. اما با رفق و مدارا و ترك خشونت مى توان از وقوع نزاع و درگیرى پیشگیرى كرد. رسول خدا(ص) فرمود: «رفق و نرمش با هر چه همراه باشد آن را زینت می‌دهد و از هر چیز جدا شد نازیبایش مى سازد».
حكمت
تست فيلتر سه گانه !
در يونان باستان ، سقراط تا حد زيادي به دانشمندي اشتهار داشت. روزي يكي از آشنايان فيلسوف بزرگ به ديدارش آمد و گفت : مي داني درباره دوستت چه شنيده ام ؟
سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن ، قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذراني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي گويند.
آشنا پرسيد: فيلتر سه گانه ؟
سقراط ادامه داد: قبل از اينكه با من درباره دوستم صحبت كني، شايد بد نباشد كه چند لحظه صبر كني و چيزهايي را كه مي خواهي بگويي فيلتر كني . به همين خاطر به اين امتحان، تست فيلتر سه گانه مي گويم.
اولين فيلتر، حقيقت است. تو كاملا مطمئني مطالبي كه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و…
سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.
حالا دومين فيلتر را امتحان مي كنيم، دومين فيلتر نيكي است. چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟
مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس … .
سقراط ادامه داد: خوب، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي. هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده: فيلتر فايده. مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟ مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.
سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگويي نه حقيقت است نه خوبي دارد و نه فايده اي دارد، پس چرا اصلاً بگويي ؟؟؟

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی