حافظه برتر: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

حافظه برتر: دکتر محسن بهشتی پور

 

با سلام: بسیاری از دوستان به بنده ایملیل زده بودند که؛ مدتی است ذهنم کشش برخی از مطالب را ندارد و هرچه مطالب را حفظ می کنم باز می بینم نمی توانم آنها را به خاطرم بسپارم. یا من اصلاً حافظه خوبی ندارم و فکر می کنم خیلی خنگ شدم و یا شخص دیگری برایم نوشته بود که؛ من حافظه ضعیفى داشته و دارم و کارى هم نمی توانم بکنم.

حافظه و یادگیری

در روانشناسی، حافظه (Memory) استعدادی است ذهنی برای ذخیره، حفظ و به یاد آوردن اطلاعات و تجربیات. پایه آن تشکیل ارتباطات موقتی قوی و کافی در قشر مغزی می باشد.  یونانیان قدیم به نموسین (Mnemosy) الهه حافظه اعتقاد داشتند و او را مادر ۹ رب النوع علم و هنر می دانستند. حافظه دارای سه مرحله است: «رمزگردانی»، «ذخیره سازی» و «بازیابی»

۱- رمزگردانی(Encoding): سپردن به حافظه

۲- ذخیره سازی(Storage): نگهداری در حافظه

۳- بازیابی(Retrieval): فراخوانی از حافظه

انواع حافظه

۱-  حافظه کوتاه مدت(Short-term)

2- حافظه دراز مدت(Long-term)

از نظر علمی حافظه را می توان به دو بخش «حافظه بلند مدت»(Long-Term Memory) و «حافظه کوتاه مدت» (Short-Term Memory) تقسیم نمود.در موقعیت هایی که نگهداری و ذخیره سازی مطالب برای چند ثانیه مطرح است،(اغلب کمتر از ۳۰ ثانیه) در مقایسه باموقعیت هایی که مستلزم نگهداری مطالب برای مدت طولانی تری است،(از چند دقیقه تا چندین سال)، نوع حافظه فرق می کند. گفته می شود موقعیت های نخست با حافظه کوتاه مدت و موقعیت های دوم با حافظه بلند مدت مرتبط می شود. در مورد هر دو نوع حافظه، سه مرحله رمزگردانی، ذخیره سازی و بازیابی وجود دارد. لازم به ذکر است در بعضی از مطالعات و منابع از حافظه نوع سومی نیز با نام «حافظه حسی»(Sensory Memory)سخن به میان آمده است.

حافظه کوتاه مدت(Short-term)

حافظه کوتاه مدت اجازه می دهد تا برای مدت چند ثانیه تا حداکثر یک دقیقه و اساسا بدون تمرین، مطالب نگهداری و ذخیره سازی شود. مانند چکنویس گذرا است که برای فراخوانی اطلاعات در دست پردازش عمل می‌کند. برای نمونه برای فهمیدن این جمله، فرد لازم است که آغاز جمله را در حین خواندن بقیه جمله به ذهن بسپارد. یا اینکه عموما اشخاص برای برقراری یک تماس تلفنی، ابتدا شماره را از دفترچه تلفن پیدا کرده، شماره گیری نموده و سپس فراموش می کنند. این حافظه کوتاه مدت می‌باشد. در حالی که اشخاص برای گرفتن شماره دوستشان به دفترچه تلفن مراجعه نمی کنند(حافظه بلند مدت).

وقتی یک مطلب بلافاصله بعد از شنیدن آن به یاد آورده می‌شود، بازیابی کار ساده تری است. چرا که مطلب فعلا در قسمت هوشیاری قرار دارد. اما زمانی که ساعت ها بعد از شنیدن آن مطلب سعی می شود آن را به یاد آورد، کار بازیابی اغلب دشوار است. چون آن مطلب دیگر در قسمت هوشیاری نیست. برای رمزگردانی اطلاعات در حافظه کوتاه مدت، در ابتدا باید توجه فرد بر روی موضوع مشخصی متمرکز شود(مورد توجه قرار گرفتن موضوعات). بعد از اینکه اطلاعات بخصوصی مورد توجه قرار گرفتند در حافظه کوتاه مدت رمزگردانی می شوند.

در حافظه کوتاه مدت، اطلاعات معمولا به شکل صوتی رمزگردانی می شوند. هرچند ممکن است از رمزهایی دیگر مانند رمز تصویری نیز استفاده شود. مهم ترین خصوصیت حافظه کوتاه مدت، گنجایش محدود آن است و ظرفیت آن برابر «۲±۷» می باشد، یعنی بین ۵ تا ۹ موضوع می تواند در حافظه کوتاه مدت نگهداری شود و زمانی که مطلب جدیدی اضافه شود، یکی از مطالب قبلی حذف می شود و اطلاعاتی که از قبل به حافظه راه یافته اند، جای خود را به اطلاعت تازه تری می دهند(اصل جانشینی). تکرار کردن در یادسپاری مطالب نقش بسیار مهمی دارد.چرا که موضوعاتی که بیشتر تکرار شوند به آسانی جای خود را به موضوعات دیگر نمی دهند. بنابراین با تکرار و مرور ذهنی می توان حافظه کوتاه مدت را تقویت نمود و مانع از فراموشی شد. بخش بندی اطلاعات می‌تواند منجر به افزایش گنجایش حافظه گذرا گردد. از این روی است که به خاطر سپردن شماره تلفن بخش بندی شده از یک شماره طولانی و یک تکه ساده‌ تر است.

حافظه دراز مدت(Long-term)

ذخیره سازی در حافظه کوتاه مدت به طور کلی از نظر ظرفیت و مدت زمان به شدت محدود می باشد. در حالی که حافظه دراز مدت، شامل اطلاعاتی است که به مدت زمان های مختلف، از چند دقیقه تا سراسر عمر(خاطرات کودکی یک فرد بزرگسال) در حافظه نگهداری می شوند. به عنوان مثال، شخصی که یک شماره هفت رقمی تصادفی را در حالی که فقط چند ثانیه قبل از فراموشی به خاطر می آورد، ولی ممکن است یک شماره تلفن خاص را سالیان سال در خاطر داشته باشد (توجه و تکرار). در حافظه دراز مدت معمولا اطلاعات بر حسب معنا رمزگردانی می شوند.بنابراین، اگر موضوعاتی که باید یادآوری شوند، معنادار باشند، بهتر یادآوری می گردند. وقتی معنای مطلبی فهمیده نشود، بسیار سریع فراموش می گردد(مثل اینکه از بر کردن چیزی که درک نمی‌شود بسیار سخت خواهد بود). هرچقدر ارتباطات معناداری بین مطالب وجود داشته باشد نیز بهتر یادآوری خواهند شد.

فراموشی اندوخته های حافظه دراز مدت معمولا ناشی از ناتوانی فرد در پیدا کردن موضوعات می باشد نه اینکه آن مطالب از حافظه پاک شده اند، بلکه مطالب وجود دارند ولی فرد نمی تواند مطالب را باز یابد. مثال این مورد شبیه این است که فرد در کتابخانه بزرگی به دنبال کتابی بگردد که اصلا شماره ندارد. پیدا نکردن کتاب دلیل بر عدم وجود کتاب نیست، بلکه کتاب وجود دارد ولی درست طبقه بندی نشده است و در نتیجه قابل دستیابی نیست. مثال و دلیل این امر این است که در حالت هیپنوتیزم افراد قادر به یادآوری تمام جزییات حوادث دوران کودکی خود هستند، در حالیکه در شرایط عادی از عهده یادآوری این خاطرات برنمی آیند. پژوهش ها نشان داده اند که در بازیابی موفقیت آمیز مطالب دو عامل اصلی وجود دارد:

۱- طبقه بندی صحیح مطالب.

۲- زمینه و شرایطی که مطلب در آن به یاد سپرده شده است.

هرچقدر فرد اندوخته های خود را بهتر سازمان دهد، بهتر می تواند آنها را باز بیابد. زیرا فرایند بازیابی، مستلزم فرایند پی گیری و جستجو است و سازمان بندی مرتبه ای و مرحله ای این پیگیری را راحت تر و کارآمدتر می سازد. حتی نتیجه مطالعات نشان می دهند که قرارگیری در شرایط مشابه شرایط یادگیری در بازیابی مطالب می تواند کمک کننده باشد.

حافظه حسی(Sensory Memory)

حافظه حسی توانایی ضبط درک احساس از طریق حواس می باشد. خاطرات حسی به عنوان ذخیره گاهی از محرک‌های حسی عمل می‌کنند. یک یادبود حسی یک کپی برابر اصل از آنچه دیده یا شنیده می‌شود را اندوخته می‌کند: حافظه بینایی برای حس بینایی، حافظه شنوایی برای شنوایی و حافظه تماسی برای حس بساوایی بهره گیری می‌شود. اطلاعات از حافظه حسی به حافظه کوتاه مدت منتقل می‌شود. محققان بر این باورند که حافظه حسی تنها ۲۰۰–۵۰۰ میلی ثانیه دوام دارد و گنجایش نامحدودی دارد. اینکه چه اطلاعاتی از حافظه حسی به کوتاه مدت منتقل می‌شوند، بدست فرایند توجه انتخابی تعیین می‌گردد.

عوامل موثر بر حافظه

حافظه انسان بسیار حساس و آسیب پذیر می باشد و تحت تاثیر عوامل مختلفی است. با بررسی این عوامل و کاهش عوامل مخل، می توان توان و ظرفیت یاد سپاری را افزایش داد. یکی از عوامل موثر بر حافظه، علل و عوامل هیجانی است. معمولا افراد در موقعیت هایی که بار هیجانی دارند، چه منفی و چه مثبت، بیش از موقعیت های خنثی می اندیشند. اغلب افراد فراموش می کنند که فیلم بخصوصی را کجا دیده اند. ولی اگر به هنگام نمایش فیلم، در سینما آتش سوزی رخ دهد، هیچگاه این مطلب را فراموش نخواهند کرد. با وجود این، هیجانهای منفی معمولا مانع از دستیابی به اطلاعات می شوند. مثلا به هنگام امتحانی که فکر می‌شود آمادگی آن وجود ندارد، چنانچه سوال اول خوانده شود و فرد قادر به پاسخ گویی به آن نباشد، قدری اضطراب و وحشت می تواند او را در پاسخ دهی به سوالات بعدی ناتوان کند و بشدت توان بازیابی شخص را از اطلاعات موجود در حافظه اش کاهش دهد. در واقع اضطراب ناشی از این سوال باعث حضور و هجوم افکار نامرتبط بر ذهن فرد می شود. افکاری مانند:«اصلا بلد نیستم، حتما در امتحان رد خواهم شد و …».

اغلب اینطور فرض می شود که فاصله زمانی عامل فراموشی است. ولی تحقیقات متعدد نشان می دهند که زمان در این جهت، تنها به عنوان یکی از عوامل موثر در فراموشی کاربرد دارد که طی آن فعالیت هایی انجام می شود که آن فعالیت ها بر حافظه اثر می گذارند. بنابراین، علت فراموشی ناشی از زمان نیست بلکه ناشی از تداخل بین یادگیری های قبلی و بعدی است. یادگیری مطالب، زمانی که بدون رعایت فواصل استراحت باشد، در یکدیگر تداخل ایجاد می کنند و یکی باعث مزاحمت دیگری می شود.

وقتی یادگیری یک مطلب در نگهداری مطلب بعدی اثر بگذارد، اصطلاحا پدیده فراموشی در اثر «منع موثر قبلی»ایجاد شده است. فراموشی در اثر مزاحمت یادگیری عادت دوم بر عادت اول را «منع موثر بعدی»می نامند. بالا رفتن ظرفیت یادگیری و یادآوری قبل یا بعد از خواب در این است که به هنگام خواب مطلبی یاد گرفته نمی شود که بر مطلب قبلی یا بعدی اثر کند و به این ترتیب یادگیری و یادآوری به بهترین شکل انجام می گیرد. بنابراین با رعایت فاصله زمانی و تکه تکه کردن مطالب فرایند یادگیری بسیار بهتر صورت می پذیرد.

چگونه حافظه خود را تقویت کنیم؟

تحریک بخش‌های خاصی از مغز در کنار بازداری قسمت‌های دیگر،‌ به عملکرد مغز کمک می‌کند و باعث می‌شود توانایی‌های مغز با نسبت قابل توجهی بالا برود. شاید این روش برای کنترل مغز کودکان اوتیستیک مفید باشد. مدتی پیش، محققین استرالیایی به این نتیجه رسیدند که تحریک قسمت‌های خاصی از مغز، می‌تواند استعدادهایی را در افرادی شکوفا کند که پیش از آن نشانی از این استعدادها بروز نداده بودند.

اما آیا تحریک این مناطق روی حافظه هم تاثیر می‌گذارد؟

بر اساس گزارشی که پاپ‌ساینس منتشر کرده، یکی از محققین مرکز ذهن دانشگاه سیدنی در مطالعه جدیدی به ۳۶ داوطلب اسلایدهایی با شکل‌هایی متفاوت از نظر تعداد، رنگ و اندازه نشان داد و از آن‌ها خواست که در بین ۵ اسلایدی که به آن‌ها نشان داده می‌شد، اسلاید تکراری را پیدا کند. این یکی از روش‌های متداول سنجش حافظه است.

سپس به هر یک از افراد کلاهی داده شد که پر از الکترود بود. این الکترودها به مغز فرد با استفاده از روش جریان مستقیم، ‌مقداری سیگنال الکتریکی خفیف می‌فرستادند، ‌البته محل دریافت سیگنال در مغز افراد متفاوت بود.

نتایج مطالعه نشان داد افرادی که به واسطه الکترودها لوب قدامی گیجگاهی نیمکره راست مغزشان تحریک می‌شد و فعالیت همین قسمت در نیمکره چپ مغزشان بازداری می‌شد، ‌تا ۱۱۰ درصد بهبودی در یادآوری اسلایدها داشتند.

به گفته محققین، لوب قدامی گیجگاهی در هر دو نیمکره برای حافظه اهمیت دارد. تفاوتشان در این است که لوب سمت چپ با زمینه سر و کار دارد و سمت راستی مسئولیت حافظه بصری را بر عهده دارد. بنابراین بازداری لوب قدامی گیجگاهی نیمکره چپ، ‌با حذف اشتغال مغز با اطلاعات زمینه‌ای، باعث شد که فرد خظاهای کم‌‌تر و در واقع در حافظه بصری عملکرد بهتری داشته باشد. محققین معتقدند این مشکلی است که مبتلایان به اوتیسم هم دارند و این کلاه پر از الکترود می‌تواند برای آن‌ها مفید باشد.

اختلالات حافظه

فراموشی از دست دادن دایمی یا موقتی توانایی یادآوری و بازشناسی چیزی می باشد که قبلا یادگرفته شده است. فراموشی تا اندازه ای پدیده ای عادی است. اگر همه مطالب در همه زمان ها به یاد داشته شده باشد، فرصتی برای یادگیری مطالب جدید باقی نمی ماند. فراموشی امری طبیعی است. طبیعی است مطالبی که دیگر به کار نمی آیند و یاجزییات بی اهمیت موقیت ها فراموش شود. فراموشی زمانی بیمارگونه تلقی می شود  که فرد  قادر به  یادآوری و بازشناسی مسایل و موضوعات مهم و سرنوشت ساز نباشد.

توجه داشته باشید که حافظه یکی از آسیب پذیرترین و حساس ترین فرایندهای ذهنی بشر است و بشدت تحت تاثیر شرایط زندگی فرد است. حافظه به محض وجود کوچکترین مقادیر اظطراب، افسردگی، فشار روانی(استرس)، اشتغال فکری و … دچار آسیب می شود، که این آسیب با توجه به میزان و شدت ناراحتی روانی فرد شدت می یابد. اختلالات حافظه و یا فراموشی های بیمارگونه دلایل دیگری نیز دارند. ضربه به سر، یکی از علل بسیار مهم در ایجاد اختلالات حافظه است. معمولا بعد از ضربه های شدید به مغز، فراموشی ایجاد می شود و فرد توانایی به یادآوری مطالب را از دست می دهد. ممکن است فردی که دچار ضربه و آسیب مغزی شده است، نتواند اتفاقات گذشته را به یاد آورد، به این نوع فراموشی،«فراموشی پس گستر» گفته می شود. چنانچه فرد توانایی یادآوری خاطرات گذشته اش را داشته باشد ولی نسبت به اتفاقات بعد از ضربه دچار فراموشی گردد، اصطلاحا به این حالت «فراموشی پیش گستر»گفته می شود. در بسیاری موارد، آسیب، فرسودگی و از میان رفتن سلول های مغزی به دنبال کهولت و سالخوردگی، مسمومیت، استفاده از مواد مخدر و الکل، بیماریهای عفونی و غیره منجر به ایجاد اختلالات حافظه و فراموشی می گردند.

در بعضی موارد،  فراموشی  به علت مسایل  روانشناختی،  تعارضات و کشمکش های فرد ایجاد می شود، به  این نوع فراموشی،«فراموشی روان زاد» گفته می شود. فرد به طور ناگهانی قسمتی از خاطرات مهم شخصی اش را از دست می دهد. در این مواقع فرد واقعا مطالب و اتفاقات را فراموش نکرده است بلکه توانایی وی در به یاد آوردن مطالب دچار اشکال شده است. به علت وجود تعارض ها و کشمکش های روانی شدید، مطالب به قدری برای وی دردناک اند که وی این مطالب را از صحنه آگاهی خود دور می کند تا از فشار، ناراحتی و آزار آنها رها باشد. معمولا این نوع فراموشی زمانی رخ می دهد که فرد کاری را انجام داده باشد که با عقاید، ارزش ها و باور های وی متضاد باشد. و بنابراین، با عدم یادآوری این خاطرات از فشار و ناراحتی انجام دادن آن عمل رها می شود. سربازی که در جنگ و در عملیات جنگی به علت ترس و وحشت از آسیب دیدن و مرگ، سنگر خود را رها می کند و به دوستان خود خیانت می کند، بعد از رسیدن به منطقه امن، در رابطه با عمل خود دچار احساس گناه شدید می شود و برای رهایی از این احساس گناه و ندای وجدان به طور ناخودآگاه نسبت به صحنه جنگ، عملیات، زد و خورد و … دچار فراموشی می گردد.

«فرار روان زاد» یکی دیگر از اختلالات حافظه است که در طی این بیماری فرد ناگهان هویت خود را فراموش می کند و به مکان دیگری می رود و هویت جدیدی برای خود اتخاذ می کند(تماما به طور ناخودآگاه).این افراد ممکن است هویت خویش را بدست آورند.این نوع فراموشی نیز به دنبال مشکلات هیجانی–عاطفی و احساس گناه، شرم، و … ایجاد می شود و در حقیقت نوعی فرار از خاطرات آزارنده و فشار و استرس زندگی است.

راهکارهای مناسب برای تقویت حافظه

شما حافظه‏ اى بسیار نیرومند دارید! باور نمى‏ کنید؟ آیا مى‏ خواهید این امر را به خودتان ثابت کنید؟ بسیار خوب، سعى کنید چیزى را که قبلاً مى‏ دانستید، فراموش کنید؛ امکان ندارد! این طور نیست؟ حافظه شما به شدت مقاومت مى‏ کند و مطمئن باشید که بالاخره این حافظه شماست که برنده مى‏ شود. علت فراموشکارى چیست؟ ریشه مشکل فراموشى در کجاست؟ اگر به دقت توجه کنید، مى‏ بینید علت این است که به موقع حضور ذهن نداشته‏ ایم. ذهن ما غایب و در حقیقت در جاى دیگرى بوده است. ما در شرایط معین، کارهایى را انجام مى‏ دهیم که وقتى بعد مى‏ خواهیم آن وضعیت یا کارها را به خاطر آوریم، موفق نمى‏ شویم و این، یعنى فراموشکارى. خوب حالا کمی بیشتر دقت کنید و مطالب مقاله را چندین بار بخوانید خواهید دید که در یک رویارویى کاملاً مستقیم با حافظه خود، مى‏ توانید باورکنید که حافظه شما هم قوى و نیرومند است تا براى تقویت بیشتر حافظه، بیش از پیش اعتماد به نفس پیدا کنید.

۱- اولین قدم براى آماده ساختن حافظه، ایجاد یک ارتباط و پیوند و تداعى معانى است. تداعى معانى آگاهانه و کنترل شده، دقیقاً همان حافظه تربیت شده و قابل کنترلى را ایجاد مى‏کند که شما به دنبال آن هستید. این پیوند یا اتصال معانى، ممکن است آگاهانه و در اختیار یا نیمه هشیارانه و نیمه آگاهانه باشد. تداعى معانى نیمه آگاهانه، یعنى همان تداعى‏ هاى ناخودآگاهى که در ذهن شما میان کلمات یا حرکات یا تصاویر خاصى با یک خاطره یا معانى دیگر شکل مى‏ گیرد. اما تداعى معانى آگاهانه که کاملا در کنترل اراده و خواست ماست، همان نیروى اتصالى است که حافظه ما را بیدار و تربیت مى‏ کند؛ پس ارتباط میان معانى برقرار کنید تا حافظه ‏اى نیرومند بدست آورید. مثلاً فرض کنید که مى‏خواهید معناى کلمه انگلیسى New را به خاطر بسپارید؛ شما در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو مى‏افتید. نو و تازه، معناى کاملاً نزدیک به جدید، یعنى کلمه Newدارد. سپس شما با نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه مى‏افتید.

۲- یکى از محرک‏هاى تقویت و تولید کننده جرقه حرکت حافظه، علاقه است. به یاد آوردن چیزهایى که به آنها علاقه داریم، همیشه آسان‏تر از به خاطر آوردن چیزهایى است که مورد علاقه ما نیستند. یکى از روان شناسان متخصص حافظه مى‏گوید: نیروى حافظه، بستگى زیادى به علاقه دارد. او هر روز صبح از کارهایى که مى‏ خواهد انجام دهد، فهرستى ذهنى تهیه مى‏ کند و مى ‏گوید نکته مهم این است که اتصال‏هاى یاد آورنده ذهنى، ما را مجبور می کنند در لحظه مناسب، به آن چیزها علاقه‏ مند شویم. به عبارت ساده ‏تر، تداعى، باعث ایجاد علاقه مى‏ شود. براى به خاطر آوردن هر چیز جدید، آن چیز باید با چیز دیگرى مربوط شود که از قبل آن را مى‏ شناسیم یا آن را به راحتى به خاطر مى‏آوریم.

۳- بعد از این که دو چیز در ذهن ما به هم مربوط شدند، موضوعى که از قبل آن را مى ‏شناسیم، چیز جدید را به یادمان مى ‏آورد. انجام چنین کارى آن‏قدر ادامه مى‏ یابد تا مطلب جدید به صورت اطلاعى در آید که از قبل آن را مى‏ شناسیم و به عبارت ساده‏ تر، در ذهن ما استقرار و استحکام یابد و به راحتى در حافظه ما حضور یابد. چرا ما به سادگى نقشه ایتالیا را به خاطر مى‏ آوریم؛ اما به دشوارى مى‏ توانیم شکل سرزمین‏هاى آلمان یا فنلاند را به یاد آوریم؟ زیرا معلم از کودکى به ما آموخت که ایتالیا شبیه یک چکمه است؛ یعنى شکلى که ما از قبل آن را مى‏ شناختیم. از قدرت تصویر ذهنى خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان فن حافظه مى‏گویند: هر چه به تصویر درآید، به سادگى به خاطر سپرده مى‏ شود.

۴- وقتى شما فکر مى‏ کنید، تصویر هایى در ذهن شما پدید مى ‏آید. این عمل تصور کردن، تصویر سازى یا تصویرى کردن است. این کارى است که شما هر لحظه و پیوسته انجام مى‏ دهید و هیچ مشکلى درباره آن ندارید.ارسطو در یکى از کتاب‏هایش مى‏ گوید:”براى فکر کردن، ما باید با تصویرهایى گفت‏ وگو کنیم که آنها را در ذهن خود مى‏ بینیم”.

فرض کنید من به شما مى‏ گویم که به صندلى فکر کنید. شما در ذهن خود چه چیزى را مى‏ بینید؟ بدون شک، اولین تصویرى که در ذهن شما ساخته مى‏ شود، یک صندلى است. شما مى‏ توانید با پیوند دادن بعضى معانى به بعضى تصاویر قرینه و نزدیک به آن، به حافظه خود در یاد آورى آن معنا کمک کنید؛ مثلاً یادگیرى یک مطلب علمى در کلاس درس با حادثه‏ اى که همان زمان موجب جلب توجه شما شده است، عجین مى‏ گردد و به محض یاد آورى تصویر آن حادثه یا جریان، آن مطلب علمى نیز در ذهن شما حضور مى ‏یابد. بسیارى از این تصاویر جالب را مى‏ توان به صورت خودآگاه و عامدانه به وجود آورد.

اسپینوزا مى ‏گوید: هر قدر یک چیز قابل فهم ‏تر و روشن‏تر باشد، آسان‏تر در حافظه، حفظ و نگه دارى مى‏ شود و بر عکس هر قدر مبهم‏ تر باشد، آسان‏تر از یاد مى‏ رود. نتیجه مى‏ گیریم که بهتر است مفاهیم مبهم و مشکل را به اجزاى ساده و قابل فهم تبدیل کنیم و یا تصویر ذهنى ملموسى از آنها بسازیم تا ساده‏ تر در ذهن باقى بمانند و یاد آورى آنها آسان‏تر گردد.

۵- ما  تمایل داریم  چیزهاى ساده،  ملموس،  روزمره  و معمولى  را  فراموش کنیم؛ اما  به  ندرت چیزهاى منحصر به  فرد، خشونت ‏آمیز، غیر معمولى، مضحک و فوق العاده را از یاد مى‏ بریم. ما مى‏ توانیم با ایجاد پیوندهاى ذهنى میان اشیا و کلمات، آنها را غیرمعمولى، جالب یا غیر ممکن سازیم تا مثل چسب به هم محکم شوند و در ذهن بمانند. براى تصویر سازى از کلمات مبهم، از نیروى تخیل و ابتکار خود بهره بگیرید. یک ذره تخیل به اضافه مقدارى ابتکار، به شما امکان مى‏ دهد تا هر چیزى را تصویرى کنید. تخیل مى‏ تواند بسیار مهم‏تر و مفیدتر از اطلاعات باشد. اگر شما تخیل نداشته باشید تا از اطلاعات خود استفاده کنید فایده ذهن و مغز چیست؟

۶- خوب مشاهده کردن در تقویت حافظه، کمک بزرگى است. نگاه کردن و دیدن،آسان است؛ اما به دقت و به درستى مشاهده کردن، مهارتى است که باید آن را کسب کنید. حافظه و مشاهده، رابطه نزدیکى با هم دارند و در کنار هم شما را به موفقیت نزدیک‏تر مى ‏کنند. تفاوت دیدن با مشاهده کردن چیست؟ تفاوت آن است که ما با چشمان خود مى‏ بینیم؛ اما با ذهن خود مشاهده مى‏ کنیم؛ به عبارتى مشاهده کردن، یعنى با ذهن دیدن. تنها قاعده براى مشاهده کردن خوب و حساس، دقت و توجه است. شما با تمرین آگاهانه یا نا آگاهانه، مى‏ توانید درست مشاهده کردن را به صورت یک قاعده در آورید و آن گاه که بر اثر کسب این مهارت، از هر معنایى یک تصویر ذهنى دقیق و روشن و همراه با جزئیات در ذهن شما تشکیل شد، متوجه خواهید شد که چقدر در به خاطر آوردن آن توانا هستید و چه حافظه نیرومندى پیدا کرده‏ اید.

۷- اطلاعات، قابلیت اتصال به یکدیگر را دارند و هر اطلاعى را مى ‏توان به اطلاع دیگر متصل کرد. مهم نیست که اتصال چقدر واضح و روشن یا مبهم و رمز گونه باشد؛ مهم آن است با تمرین در ذهن ما جایگزین شود. اطلاعات به هم متصل شده‏ اى که شما زیاد استفاده مى‏ کنید و در مدت کوتاهى به معلومات شما تبدیل مى‏ شوند، فقط به این دلیل است که مورد استفاده قرار گرفته‏ اند. حال با اطلاعاتى که به طور مرتب مورد استفاده ما نیستند، چه کار کنیم؟ اصلاً نگران نباشید! فقط کافى است چند وقت یک بار آنها را در ذهن مرور کنید. در این صورت، وقتى که به آنها نیاز دارید، آن اطلاعات به یاد شما مى‏ آیند. این کاربرد مرتب است که بر چگونگى نگه دارى اطلاعات در ذهن، نظارت مى‏ کند.

۸- براى تقویت حافظه ناچارید که تمرکز حواس داشته باشید. تمرکز، یعنى توجه و دقت اختصاصى، انحصارى و منحصر به فرد، درباره یک شى‏ء، یک هدف، یا یک موضوع٫ شما چگونه مى‏توانید تمام توجه و دقت خود را به طور کامل به یک موضوع اختصاص دهید؟ براى رسیدن به این هدف، باید قانون اصلى تمرکز را به کار ببرید؛ خود را درگیر کنید. چگونه خود را درگیر کنید؟ جواب مهم و طلایى ما این است: سؤال کنید؛ شما با سؤال کردن، شروع به فکر کردن مى‏ کنید. وقتى مطالب را با هدف یافتن پاسخ‏هاى معین براى پرسش‏هاى معین بخوانید، این امر حافظه شما را در یادگیرى مطالب تقویت مى‏ کند.

۹- سعی کنید تا مدتی برای اینکه حافظه  تان تقویت شود یک دفتر یادداشت تهیه کنید و از مطالبى که معمولاً فراموش مى ‏کنید، فهرستى تهیه کنید. فهمیدن این که چه مطالبى را فراموش مى‏ کنید، از آن جهت مفید است که مى‏ توانید براى فراموش نکردن آنها بیشتر تمرکز ایجاد کنید. مشکل اساسى آن است که ندانید چه مطالبى را فراموش مى‏ کنید. این روش فایده بزرگ دیگرى هم دارد. شما وقتى فهرستى از فراموش کارى‏ هاى خود تهیه مى‏ کنید، خود را هم متقاعد مى‏ سازید که حافظه شما چندان هم خراب نیست و فقط در موارد محدودى که فهرست آن را در اختیار دارید، دچار مشکل هستید و تازه مى‏ فهمید که بسیارى از موارد هم راه حل هایى بسیار ساده و آسان دارند و در واقع شما از دو جهت مشکل خود را کوچک‏تر مى‏ کنید. مطالبى را که ممکن است فراموش کنید، به صورت سؤال در آورید و در طول روز چندین بار آن سؤال را از خود بپرسید. اغلب مسائل، با ایجاد سؤال در ذهن شما حک مى‏ شوند و تصویر سؤال، ناخود آگاه با تصویر پاسخ آن، حالت تداعى پیدا مى‏ کنند؛ اما احتمالاً سؤالاتى هستند که با این روش به آسانى پاسخ آنها را به خاطر نمى‏ آورید و باید توجه و دقت خاصى به خرج دهید و از روش‏هاى دیگرى نیز استفاده کنید.

۱۰- برای آن دسته از دوستان که محصل و دانشجو هستند و می خواهند سئوالات امتحانی و دروس خود را فراموش نکنند، یک روش مؤثر دیگر وجود دارد.  آن روش آن است که از متدهاى کمکى استفاده کنند. شما مى‏ توانید از قلم و کاغذ یارى بجویید و مفاهیم، ارقام یا مطالبى را که در حفظ آنها مشکل دارید، بر روى کارت‏هاى کوچکى بنویسید و هر روز چند دقیقه را صرف باز نویسى فهرستها نمایید. دقت کنید که کدام مطلب را به خاطر دارید و کدام را هنوز فراموش مى‏ کنید. فهرست جدید دیگرى از مطالبى که بیشتر فراموش مى‏ کنید، تهیه کنید و دوباره آنها را تمرین کنید. وقتى بدانید چه مطالبى را فراموش کرده‏ اید، به راحتى مى‏ توانید درجهت حفظ آن اقدام کنید. هرچه بیشتر مطلب مهم را فراموش کرده باشید، کمتر احتمال دارد که مجدداً آنها را فراموش کنید. این را بدانید که به خاطر سپردن مطلبى به دفعات درحافظه، مؤثرتر است از این که آن مطلب یک بار و در موقعیتى خاص در ذهن شما جاى گرفته باشد.

۱۱- یک مطلب مهم در افزایش کارآیى حافظه آن است که بدانید دقیقاً چه مطلبى را باید به خاطر بسپارید. فهرستى از نکاتى که باید همیشه در ذهن آماده داشته باشید، تهیه کنید تا به سؤالات مربوطه به طور موفقیت‏ آمیز و سریع پاسخ بگویید و از تکرار مطالبى را که نیازى به یادآورى مداوم و همیشگى آنها ندارید، پرهیز کنید تا ذهن خود را بیهوده خسته نکنید. مردم وقت زیادى صرف یادگیرى مطالبى مى‏ کنند که به طور منطقى از آنها انتظار نمى‏ رود که به خاطر داشته باشند. همیشه از خود بپرسید که آیا لازم است این مطلب را به خاطر بسپارم یا اگر بتوانم در مواقع لزوم از آن استفاده کنم، کافى است؟

عواملی که باعث زیاد شدن و یا کم شدن حافظه می شود عبارتند از:

۱- بیش از حد آب و غذا خوردن، خصوصاً زمانی که میل به آن نباشد، موجب کندى ذهن مى‏ شود.

۲- مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد مى ‏کند و بى توجهى نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضى مى‏ گردد که فراموشى و کند ذهنى ایجاد مى‏ نماید.

۳- شست‏ وشوى بینى یا استنشاق آب، یکى از راه‏هاى تقویت و گشایش حافظه است. بدیهى است که اصلاح وضعیت تنفسى و رسیدن اکسیژن کافى به مغز، قدرت قواى ذهنى را افزایش مى‏ دهد.

۴- حجامت در محل متعارف آن یعنى میان دو کتف، یکى از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز مى‏ افزاید. جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایى اجزاى خون که با حجامت و فصد حاصل مى‏ گردد با خون رسانى صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزى، رابطه نزدیکى وجود دارد.

۵- مویز، کندر، سیب، انار، به، سرکه، بادام و پسته، پیاز و سیر، شیر گوسفند و فلفل سیاه براى تقویت حافظه، مفید هستند.

۶-  خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشى شمرده شده است.

 

نتیجه:

چیزى به نام حافظه ضعیف وجود ندارد؛ بلکه عواملی است که باعث کم و ضعیف شدن آن می شود. ما بسیاری از مطالب را خوب به یاد می آوریم و برخی را سریعا فراموش می کنیم. بعضی از مردم تاثیر زیادی بر ما می گذارند و می توانیم آنها را مدتها به خاطر بسپاریم، اما درباره بعضی افراد حتی نامشان را در ذهن خود ثبت نمی کنیم. حافظه خوب، بجز در موارد استثنایی، هدیه خاص برای افراد خاص نیست، بلکه اکثرا محصول تلاش آگاهانه و سازمان یافته هر فرد است که از نیاز به دانستن و به یاد آوردن موفقیت آمیز، ناشی می شود. روش‏هاى تقویت حافظه فراوانند و اغلب راهکارها به تمرین و ممارست ختم می شود که کارى عملى است و نه تئورى. آن چه ما قصد بیان آن را داریم تلنگرى به ذهن‏هاى تسلیم شده‏ اى است که گمان مى‏ کنند هرگز نخواهند توانست طلسم فراموش کارى خود را بشکنند. آنها باید بدانند که براى داشتن یک حافظه قوى و نیرومند، لازم است زحمت بکشند و با روش‏هاى  علمی  و عملی ، از سرمایه وجودى خود استفاده کنند.

این یک قانون است؛ اگر شما علاقه مند نباشید، به خاطر نخواهید سپرد. ما آنچه را که بدان علاقه مندیم ، به یاد می آوریم ؛ آنچه را که می توانیم خودمان را با آن در ارتباطی تنگاتنگ قرار دهیم ، آنچه را که کنجکاوی ما را برمی انگیزد، یا عمیقا آن را لمس می کنیم. اگر شما اختصاصا به یک موضوع یا رویداد ویژه علاقه مند هستید،احتمال کمی وجود دارد که آن را فراموش کنید. بنابراین برای به خاطر سپردن سعی کنید علاقه به آن را در خود ایجاد کنید. اگر شما علاقه مند نباشید، توجه نخواهید کرد و اگر توجه نکنید، به خاطر نخواهید سپرد.

به جزییات توجه کنید و حالت های متمایز را جستجو کنید. چیزها را با هم مقایسه کنید تا شباهت یا عدم شباهت آنها را دریابید. به هر چیزی طوری نگاه کنید که گویی برای اولین بار است آن را می بینید. هنگام مشاهده و تحلیل از شلوغی ذهن پرهیز کنید. بگذارید حواس شما به بهترین نحو عمل کند. فرآیند مشاهده شامل ۴ عنصر ضروری به نام توجه کامل ، تمرکز، توجه خلاق و درک آگاهانه است. دقت کنید توجه کامل (Concentration)و تمرکز (Focus) به یک منظور اما به طرق متفاوت عمل می کنند. اولی یک نقطه خاص و دومی یک حوزه خاص را دربر می گیرد. در مورد اول شما جزییات کوچک را می بینید، در حالی که در حالت دوم تصویر بزرگتری را از بخشهای مختلف یک موضوع و کل آن در نظر می گیرید. توجه خلاق به شما کمک می کند هر چیزی را از زوایای مختلف از نو بنگرید و با آنچه مشاهده می کنید، آگاهانه آشنا شوید. اگر در توجه خود درنگ کنید، توجه کامل داشته باشید و تمرکز کنید، به احتمال زیاد به خاطر خواهید سپرد.

مرور و تکرار، اجازه دهید خاطره در ذهن شما نقش بندد، به طوری که به مدت طولانی باقی بماند، نه این که مانند ردپایی روی شن به زودی ناپدید شود. مکرر بخوانید، بنویسید، ترسیم کنید و به ذهن بسپارید تا موضوع کاملا در ذهنتان ثبت شود. حفظ برخی موضوعات به تلاش بیشتری نیاز دارد و برخی دیگر سعی کمتری را می طلبد، اما به هر حال در همه موارد تکرار بیشتر به خاطر سپردن بیشتری را تضمین می کند. هر از گاه آنچه را به ذهن سپرده اید، مرور کنید. این یکی از راههایی است که باعث تقویت حافظه ، تداوم اتصالات نورونی و ظاهر کردن دوباره مطالبی است که زیر لایه های جدید دانستنی های تازه کسب شده پنهان شده اند.

سلامت  روح ، روان، جسم؛ برخورداری از سلامت جسمی پایه یک حافظه خوب است. ذهنی که درگیر بیماری های ضعف عمومی است ، قادر به تمرکز نیست و نمی تواند توجه کافی به مطلب داشته باشد، چرا که توانایی های آن اکثرا متوجه محافظت از خود می شود. مغز و سیستم عصبی باید دوز معمول ویتامین ها و مواد معدنی ، گلوکز و خون سالم را دریافت کنند و از استراحت کافی برخوردار باشند، به طوری که بتوانند خود را برای ذخیره سازی اطلاعات و نیروی تازه گرفتن به منظور عملکرد بهتر آماده کنند. ذهنی که با خود دایما درگیر است ، نمی تواند مطالب را به خوبی ثبت کند. احساسات منفی مانند ترس ، اضطراب و عصبانیت بشدت جریان ورود اطلاعات به مغز را کاهش می دهد.

نگرش های منفی ، پیش داوری، گفتن این که «این را می دانم» یا «چه چیزی را یاد می گیرم» نیز شانس حفظ مناسب را از بین می برد. یک ذهن باز، برخورداری از تواضع ، تمایل به یادگیری توانایی شما را برای آموختن ، درک و نهایتا به خاطر سپردن افزایش می دهد.

به قول نیکلاس راو: «حافظه، گنجینه ‏اى است که اگر مى‏ خواهیم از آن به قدر نیاز یارى بگیریم، باید به آن بها بدهیم و برایش سرمایه گذارى کنیم.»

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی