خود را دوست داشته باشيد-(دكتر محسن بهشتي پور) | خانواده مطهر

خود را دوست داشته باشيد-(دكتر محسن بهشتي پور)

خوشبختی شما بستگی به چگونگی احساستان دارد،که شما نسبت به انسانها ديگر دارید و این خود وابسته به گفتار و رفتار و پندار شماست و خوشبختانه همه اینها در اختیار خود تان قرار دارد اعتماد به نفس داشتن در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خویشتن است. خودپنداره در اصطلاح روان شناسان, ارزیابى كلى فرد از شخصیت خود است. این ارزیابى ناشى از ارزیابى هاى ذهنى است كه معمولاً از ویژگى هاى رفتارى خود به عمل مى آوریم. در نتیجه خودپنداره ممكن است مثبت یا منفى باشد. پندار فرد از شخصیت خود تا اندازه زیادى تصور او را راجع به محیطش تعیین مى كند. اگر تصور از خود, مثبت و نسبتاً متعادل باشدشخص داراى سلامت روانى است و اگر به عكس خودپنداره شخص منفى ونامتعادل باشداو از لحاظ روانى ناسالم شناخته مى شود.

داشتن یك عشق سالم به خویشتن، ارزشی مذهبی است. كسی كه خودش را دوست نداشته باشد، هرگز قادر نخواهد بود دیگری را دوست بدارد. نخستین موج عشق باید در قلب خودتان برخیزد. اگر برای خودتان برنخیزد، برای دیگری نیز بر نخواهد خواست.
مانند پرتاب سنگ به درون دریاچه‎ای آرام است. نخستین موج در اطراف آن سنگ به وجود می‎آید و سپس امواج منتشر می‎‎شوند و دور می‎گردند. نخستین موج عشق باید در اطراف خودتان شكل بگیرد. انسان باید بدن خودش را دوست بدارد، روح خودش را دوست بدارد. انسان، باید، تمامیت وجودش را دوست بدارد. این طبیعی است؛ و گرنه، هرگز‌ قادر به بقا نخواهید بود؛ و این زیباست، زیرا كه شما را زیبایی می‎بخشد. كسی كه خودش را دوست دارد، با وقار و متین می‎گردد. كسی كه خودش را دوست دارد حتماً ساكت‎تر، آرامتر و شاكرتر از كسی است كه خودش را دوست ندارد. یگانگی خودتان را به یاد داشته باشيد! به خودتان عشق بورزيد و احترام بگذاريد. ندای درونتان را محترم بشماريد. به آن گوش بدهيد و از آن پیروی کنيد . زماني كه تسليم باشي؛ تمام هستي از تو حمايت ميكند.هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود. زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستي. خودتان را بپذيريد؛ هر چه كه هستيد. حتي اگر نقصي هم داريد آن را بپذيريد. تنها آن هنگام قادرهستيد دست از جنگ با خودتان برداريد و آسوده باشيد. عشق يك تجربه هست ولي زبان بسيار مكار است. پس مراقب زبانتان باشيد.
توانايي عشق ورزيدن؛ بزرگترين هنر جهان است.اگر بتوانيد ديگران را همانطور كه هستند؛ بپذيريد و بازهم هنوزعاشقش باشيد؛ آنگاه عشق شما واقعي است. هر گاه عاشق باشيد احساس عجز كامل ميكنيد. درد عشق هم همين است. زيرا شما ميخواهيد هر كاري را براي معشوقت انجام دهيد اما ميفهميد كه كاري از دستتان بر نمي آيد. اما عشق يعني همين كه تمام فكرتان؛ خدمت به ديگران باشد حتي اگر از عهده تان برنيايد. تنها راه كسب عشق؛ ازطريق همين عشق ميسرميشود.كه هرچه بيشترايثار كنيد؛ به خدا نزديك تر مي شويد. گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند.
اگر عشقي به ديگران احساس نميكنيد؛ تظاهر نكنيد. سعي نكنيد نمايش بدهيد كه عاشق ديگران هستيد. حتي اگر خشمگينيد بگويد و آن را ابراز کنید ، ولي حقيقي باشيد.زندگي  تنها يك مسابقه و رقابت نيست .پس دليلي هم براي مقايسه خودتان با ديگران وجود ندارد.هيچكس نميتواند شما را تغيير دهد. تنها خودتان قادر به تغيير خودتان هستيد.اصيل بودن و واقعي بودن نهايت زيبايي است.وقتي شما به خدا اعتماد و توكل كنيد و بدانيد كه خدا هميشه همراه شماست هميشه موفق مي شويد ودر شما اعتماد به نفس ايجاد مي شود. شما می‌توانید افکار مثبت و خوش‌بینانه را جایگزین تفکرات منفی و گفت‌وگوهای ذهنی ناخوشایند کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید به‌تدریج گفت‌وگوی درونی شما واقع‌بینانه‌تر می‌شود و شما را تشویق می‌کند تا بیشتر از تفکر مثبت استفاده کنید و وارد پروسه تفکر مثبت شوید.می‌توانید یاد بگیرید که چگونه افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید. این کار ساده، اما مستلزم صرف وقت و تمرین روزانه است. به هر حال می‌توانید یک سرگرمی لذت‌بخش برای خود ترتیب دهید.بايد به اين باور برسيد كه امروز خودم را می‌پذیرم و به خودم عشق می‌روزم و اجازه می‌دهم که پذیرای عشق و محبت دیگران باشم. هیچ موفقیتی بدون داشتن الگوهای برجسته و مهم امکان‌پذیر نیست و اگر باشد پایدار نخواهد ماند. موفقیت‌های بزرگ را در سایه‌ی راهنمایی‌های بزرگ و با حمایت و هم‌نفسی انسان‌های بزرگ می‌توانیم به دست بیاوریم. ما شاهد دو نگاه و دو انتخاب در این باورهستیم. این دو نگاه به دو نیاز اساسی روح و وجود ما برمی‌گردند. یکی از این نیازها، امنیت خاطر یا امنیت روانی است و نیاز دیگر رشد و خلاقیت آدمي است .
یک تمرین ساده: شناسایی عادت‌ها و افکار محدود کننده و منفی که مانع شادی و تحرک و خلاقیت و رضایت درونی ماست و جانشین کردن اندیشه‌های نو و روش‌های خلاق و خلق دنیاهای تازه با برنامه و اقدامی جدید و شجاعانه وکشف این مساله مهم که دیگران عامل عقب افتادگی و ناکامی ما نیستند بلکه اندیشه‌ها و عادات ما عامل اصلی ناشادی و عدم موفقیت ماست . ضعف‌ها و خطاها و اشتباهات خودتان را قبل از این‌که دیگران بگویند بپذیرید چون آن‌ها مسیر عظمت شما را نشان داده‌اند. نیازی به پنهان کردن نیست. اگر پنهان کنید آشکارتر می‌شود.راحت و سبکبار شوید و راه را ادامه دهید و پیش روید و لذت ببرید و بعد خواهید فهمید که تمامی این حرف‌ها و ترس‌ها چیزی بیش از اوهام و خرافت نبودند و همه شما را تحسین می‌کنند.این لطف الهی است که درمیان آدمیان نهاده که عاشق را همگان دوست داشته باشند وخداوند نيز عاشق است و تمامي مخلوقات را دوست دارد. اعتماد به نفس؛ یعنى، خود را باور داشتن، باور به توانایى و قابلیت خود در عمل کردن، اطمینان به توانایى خود در دنبال کردن فعالیت‏ها و ثابت قدم بودن، باور به توانایى خود در عبور از موانع، باور به توانایى خود براىدرخواست کمک از دیگران در مواقع لزوم، باور به توانایى خود در ایجاد ارتباطى معنادار و محبت‏آمیز با دیگر انسان‏ها، باور به توانایى خود در یافتن عشق، تفاهم، مهر و شفقت در هر موقعیتى به خصوص در مواقع دشوار و بالاخره باور به وجود خود . بشرط اينكه بتوانيم با ضعف هاي دروني خود مبازره كنيم و آنها راشناسايي وازميان برداريم مثل كينه ، خشم ، حسرت ، غرور وخودشيفتگي ….
به اين داستان ساده توجه كنيد :
معلم یک کودکستان به بچه هاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیب زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضیها ٢، بعضیها ٣، بعضیها تا ۵ سیب زمینى بود. معلم به بچه ها گفت تا یک هفته هرکجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب زمینی هاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیب زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید: «از این که سیب زمینی ها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟ » بچه ها از این که مجبور بودند سیب زمینی هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت،قلب شمارا فاسد میکندوشما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بدسیب زمینی ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ پس همیشه سعی کنیم کینه کسی را به دل نگیریم بلکه به خوبیهای شخص بیشتر بیاندیشیم تا کینه ای از دیگران به دل نگیریم .

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی