آرامش، سعادتی بزرگ: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

آرامش، سعادتی بزرگ: دکتر محسن بهشتی پور

روح انسانها بسیار حساس است ، منفی گرایی دیگران را به درون خود می کشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی گرایی که آنها احساس می کنند ترکیبی از منفی بافی های خودشان همراه با منفی بافی های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا که می روند منفی بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می کشند. اکثر مواقع ذهن خود به خود در مورد بعضی از کسانی که با آنها روابطی عادی دارند (دوستان و خویشاوندان) منفی بافی می کند و خود را عذاب می دهند. حتما شما نیز در طول زندگی خود با افرادی برخورد کرده اید که فقط نشسته اند بدبختی و بی چاره گی دیگران را ببیند و آنها را شمارش کنند. یک جامعه برای توسعه و پیشرفت نیازمند انسانهایی است که به جامعه و مردم خود عشق می ورزند و تلاش و سخت کوشی را بهترین وسیله برای دستیابی به اهداف مد نظر خود قرار می دهند. در گوشه و کنار عالم کسانى را مى‏یابى که از گرفتارى و رنج و مصیبت بندگان شاد و خوشدل مى‏شوند، و از راحت و نیکویى حال و وسعت معاش آنان ناراحت و محزون مى‏گردند.البته ممکن است خود آن شخص متوجه چنین رفتاری دردرون خود نباشد و برعکس فکر می کند و بارها به زبان می اورد که آرزوی خوشحالی وسعادت مندی دیگران را دارد. متاسفانه بیشتر مردم ادعای چیزی را دارد که ” ندارند” و این خود یک بیماری است. چنین افرادی هر گاه نگرانى و اضطراب احوال دوستان و نزدیکان خود را می بینند، خبث باطن و رذالت طبع در خود احساس شکفتگى و شادمانى مى‏کند. بیشتر اوقات با خود فکر می کنند که، همه کارشان خوب است ، من هنوز درجا می زنم ، همه موفق شدند ولی من گرفتارم و…… وقتی افراد با هرگونه مشکلی مواجه می‌شوند یا شکست می‌خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف‌خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می‌کند. این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت‌شان قطع رابطه کرده‌اند! شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می‌شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید. گر چه سخت است علت دقیق ناراحتی‌تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می‌کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خود به‌ خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید. اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب ناپذیر زندگی است. شما نمی توانید از آن فرار کنید. به جای اینکه درصدد اجتناب کردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه کردن و رهایی یافتن از آن مصمم باشیم. این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یک سیستم فشار ضعیف همیشه یک سیستم فشار قوی را جذب می کند. جریان هوای گرم همواره در یک اتاق سرد بالا می رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست تان را به پنجره نزدیک کنید، جریان هوا ر احساس می کنید. طبیعت همیشه در جست وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی که شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می کنید. وقتی چیزی خوب پیش نمی‌رود، به جای افسوس خوردن به دنبال راه‌ حل آن باشید. راه حل آن در درون خود شماست. بیرون از شما چیزی نیست. ” از ماست که برماست ” رمز موفقیت هرشخصی دراین است که، بایست نگذارد انرژی های درونش از دست برود. چنانچه انرژی های درونش تمام شد می بایست با شارژ مجدد انرژی ادامه حیات دهد. اگر انرژی منفی را از محیط خود جذب کرده است، بهتر است هرچه زودتر آنرا تخلیه کنید.هر روز با ذکر خواندن، مراقبه، مدیتیشن، درکل دریافت آرامش ورهایی به هر طریقی که خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان خودتان تقسیم کنید، خواهید دید که شما بیشترین رضایت خاطر را از زندگی خود خواهید داشت. همچنان که قدرت تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می کنید.از طرفی نیز باید خود را از چشم حسودان دور نگاه دارید. زیرا انسان های خود انرژی شما را می گیرند. حسادت : تعریف حسد در کتاب مفردات راغب و کتب اخلاقی آمده است: «الحسد تمنى زوال نعمه من مستحق لها» حسدعبارت است از اینکه انسان در دلش خواهان زوال یک نعمت وامتیاز از دیگرى باشد، به شرط اینکه دیگرى این نعمت را با استحقاق به دست آورده باشد نه با زور. در صورتی که انسان از نعمتی که خداوند به دیگری داده است ، ناخرسند باشد و آرزوی زوال و نابودی آن را نماید، دچار عقده روانی و رزیله اخلاقی حسد گشته است . چه خود او نیز داراى آن نعمت باشد یا نباشد.هنگام سفر به دالا ن هزار توی «ماهیت آدمی» هیجان انگیزترین زمان، لحظه های مواجهه با عقده های درونی انسان است. لحظه هایی که بارقه های امید و نومیدی نسبت به مقام آدمی توامان درخشش می کنند. در این لحظه هاست که گیج و منگ به قضاوت کوچکی یا برعکس عظمت و پیچیدگی مفهوم شگرف «انسان» می نشینیم. سرزمین عقده های درونی که ترجمان تنهایی ها و دغدغه ها و التهاب ها و نگرانی ها و مخفی کاری های همه ماست، قلمرو نابی است برای شناخت ماهیت پیچیده انسان. تعریف عقده روانی عقده ها (complex) موضوعات عجیبی که در اعماق وجود انسان قرار گرفته باشند تلقی نمی شوند بلکه مجموعه های رفتاری پیوسته حاضری هستند; همانند استعداد موسیقی یا بهتر بگوئیم زبان خارجی آشنایی که در ما وجود دارند و ما جز در یک موقعیت خاص از آنها استفاده نمی کنیم. به بیان ساده تر عقده ها بخش های رفتاری ای هستند که به صورت تکه تکه به حیات خود ادامه می دهند و در «من» آدمی ادغام نشده اند و به صورت گستره پررنگی از «علا یق» خود را نشان می دهند. ذوق عامه این واژه را در معنایی نسبتا خاص به کار می برد و آن به معنی «وجود مانع در جریان طبیعی یا عادی یک فعالیت» یا «ناراحتی روحی یا امتناع از رفتار سازگار عادی» است. ولی این برداشت عمومی از واژه عقده نسبتا اشتباه است چرا که در نوشته های اکثر نظریه پردازان بزرگ، عقده لزوما رفتار نابهنجار نیست. برای مثال بودن (Boubouin) روانکاو سوئیسی می نویسد: «این عقده ها نیستند که نابهنجار و مرضی هستند بلکه برخی از دگرگونی ها یا تورم آنهاست که بیمارگونه تلقی می شود». وی به متمایز کردن عقده های عادی می پردازد و درباره آنها می گوید «اینها ارکان روح» هستند. از نظر وی عقده های عادی همان تمایلا ت و گره های علا یقی هستند که در وجود کلیه انسان های روی زمین وجود دارند و تقریبا ۳ دسته هستند: الف) علا قه به شی:که با رفتارهای مربوط به آن شی» خاص مشخص می شوند مثل وصول، تماشا کردن، شناختن، تملک، احتراز کردن، خراب کردن و مانند آن. ب) علا قه به «من»: واعتبار آن از راه مقایسه خود با دیگری،اثبات وجود خود، حق خواهی، شناساندن خود و شناختن خویش و… ج) علا یق شخصی ویژه:نظیر یک سری رفتارهای خاص و کنش، واکنش ها. روانشناسان بر این باورند که: عقده های عادی یا طبیعی ممکن است به صورت حالا ت مرضی در آیند برای مثال «کنجکاوی» یک انگیزه طبیعی است و طی آن لذت دیدن و دانستن دنبال می شود. چنین افرادی تمایل به رفتارهای اغواگرایانه و نمایشی پیدا می کنند وانگهی به نحو مقاومت ناپذیری مجذوب اسرار و رموز است و «محرم» انجمن های مخفی شدن را در سر می پروراند… بنابراین عقده ای در وی شکل می گیرد که ” بودون” آن را عقده خودنمایی لقب داده است. بنابراین عقده یک گرایش عادی است ولی در اثر احاطه مفرطی که بر مجموعه روان و رفتار پیدا می کند، به صورت مرضی در می آید و انعطاف «من» انسان را از بین می برد و آزادی آدمی را محدود می کند. اینگونه عقده های رفتاری زمانی بوجود می آید که شما خواسته باشید خود را با دیگران مقایسه کنید. اگر می‌خواهید دست از مقایسه کردن بردارید، باید ابتدا به این موضوع یقین کنید و اعتراف کنید که مقایسه کردن کردن اساسا کار درستی نیست. مقایسه کردن غلط است چون همیشه کسانی بهتر از شما یا در موقعیت و شرایط بهتر از شما وجود دارند. بنا بر این شما تا دست از مقایسه کردن بر ندارید و نپذیرید که موقعیت شما در زندگی به شرایط و موقعیت هیچ کس دیگر ربط ندارد، از زندگی راضی نمی‌شوید. وقتی پیوسته در حال مقایسه کردن باشید،‌باعث می‌شود نسبت به کسانی که از شما موفق‌ترند یا شرایط بهتری دارند،‌خصمانه برخورد کنید. وقتی در مورد دیگران پیش داوری می‌کنید و بر اساس برداشت‌های خود آنها را از خود موفق‌تر می‌بینید، در واقع این موقعیت را فراهم می‌کنید که آنها از شما موفق‌تر باشند. و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که بر اساس عادت خود را با دیگران مقایسه می‌کنید، بدانید که این عادت مقایسه، احساس ناامنی با خود به همراه دارد. چون شما احساس ناامنی می‌کنید گاهی فکر می‌کنید باید درارتباط با دیگران فضایل و کمالات خود را به رخ آنها بکشید. کسانی که هر آنچه را که انجام داده‌اند، هر کجا که رفته‌اند، هر چه که دارند را به رخ دیگران می‌کشند چندان شخصیت‌های دوست داشتنی ندارند و نمی‌توانند کسان زیادی را جذب کنند. متاسفانه آنچه امروزه کمتر به آن توجه می شود،احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و همدلی و همراهی با دیگران است، علاوه بر این که یکی از جلوه های زندگی اجتماعی به شمار می رود، ندایی برخاسته از اعماق وجود انسان است.زیرا انسان ، موجودی اجتماعی است که ارتباط و انس با دیگران از ضروریات زندگی او به شمار می رود. انسان بعد از تولّد در محیط های مختلف قرار می گیرد. هر محیطی به گونه ای در رشد و شکوفایی استعدادهای انسان مؤثر است. اجتماع یکی از این محیط ها به شمار می آید. هیچ انسانی با قطع پیوندهای دوستانه و گوشه گیری احساس آرامش نمی کند. انزواطلبی نوعی بیماری است. بدون ارتباط با دیگران،بخشی از استعدادهای انسان شکوفا نمی شود.آداب رابطه با دیگران،بروزدهنده ی شخصیّت و اخلاق افراد است. و انسان بدون آکاهی از اخلاق و اداب اجتماعی وعمل به آنها زندگی تلخ، نا موفق و اسیب پذیری دارد . البته بایست توجه داشت که، احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و همدلی و همراهی با دیگران، علاوه بر این که یکی از جلوه های زندگی اجتماعی به شمار می رود، ندایی برخاسته از اعماق وجود انسان است. زیرا انسان ، موجودی اجتماعی است که ارتباط و انس با دیگران از ضروریات زندگی او به شمار می رود. انسان بعد از تولّد در محیط های مختلف قرار می گیرد. هر محیطی به گونه ای در رشد و شکوفایی استعدادهای انسان مؤثر است. اجتماع یکی از این محیط ها به شمار می آید. هیچ انسانی با قطع پیوندهای دوستانه و گوشه گیری احساس آرامش نمی کند. بدون ارتباط با دیگران،بخشی از استعدادهای انسان شکوفا نمی شود. جامعه ای که انسان ها در آن ، از یکدیگر احساس ناامنی کنند ، هر انسانی احساس کند که به او حسد می ورزند ، نسبت به او بددلی دارند ، نسبت به او کینه ورزی می کنند ، برای او توطئه می چینند و نسبت به او و دارایی اش حرص می ورزند ، راحتی در این جامعه نیست ؛ اما اگر در جامعه ای فضایل اخلاقی بر دل و جان مردم حاکم باشد ، مردم نسبت به یکدیگر مهربان باشند ، نسبت به یکدیگر گذشت و عفو و اغماض داشته باشند ، نسبت به مال دنیا حرص نورزند ، نسبت به آن چه دارند ، بخل نورزند ، به یکدیگر حسد نورزند ، ‌در مقابل راه پیشرفت یکدیگر مانع تراشی نکنند و مردم آن دارای صبر و حوصله و بردباری باشند ، این جامعه حتی اگر از لحاظ مادی هم پیشرفت های زیادی نداشته باشد ، باز مردم در آن احساس آرامش و آسایش و سعادت می کنند. اطرافیان هرانسانی به طور کلی به چند دسته تقسیم می شوند ۱- پدر ومادر ۲- خواهر و برادر واقوام ۳- همکاران وهمسایگان ۴- دوستان و اشنایان۵- مخالفان ،دشمنان.و……. این افراد با یکدیگر متفاوت هستند یعنی همان گونه که چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نیست اندیشه و سلیقه آنها نیز شبیه به یکدیگر نیست و طرز فکر و شخصیت هر کس مخصوص بخود و منحصر بفرد است. بنابراین ما به تعداد کسانی که با آنها بر خورد می کنیم با سلیقه و فکر مواجه هستیم و زندگی کردن با افراد و روحیات مختلف، دانش خاصی می طلبدکه به آن اخلاق اجتماعی می گویند.در بخش اخلاق اجتماعی مسائل مهمی وجود دارد که توجه به آنها لازم است. معاشرت بازار تبادل اخلاق است، بسیاری از محاسن و رذائل اخلاقی از همین معاشرات معمولی انتقال و تسری می یابد. اگر از انسان های موفق بپرسید که عامل موفقیت شما چه بود؟ بی درنگ یکی از عوامل مهم موفقیت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام می دارند. و برعکس اگر از انسان های شکست خورده در زندگی بپرسید : چگونه به این ناکامی ها مبتلا گشتید؟ خواهند گفت دوست ناباب. یکی از اصول معاشرت نیز میانه روی است، میانه روی بهترین و پسندیده ترن شیوه ای است که در شئون زندگی مراعات آن مفید و شایسته است.آن کلام معروف بیان خوبی است که خیرالاموراوسطها، بهترین کارها اعتدال در اعمال است .به فرمایش امام علی (ع): شیوه زندگی مؤمن براساس میانه روی و اعتدال است. در معاشرت نیز افراط و تفریط هر دو مذموم وناپسند است، هم معاشرت زیاد وقطع ارتباط با مردم،هردو ناپسند است.زندگی جامعه های بشری،اخلاقی انعطاف پذیررا می طلبد. درجامعه افراد مختلفی با روحیات مختلف زندگی می کنند؛جماعتی زودرنجد،جماعت دیگر سعه صدر دارند، عده ای بذله گو هستند و گروهی جدی و خشن؛ بعضی از نرمخویی انسان سوءاستفاده می کنند و گروهی. لازمه معاشرت با دیگران و مردم داری ، شناخت روحیات وخلقیات مردم است . بنابرین ضروری است که بدانیم افرادی که اطراف ما زندگی می کنند چه ویژگی هایی دارند؟بدیهی است با این همه روحیات مختلف انسان نمی تواند با همه افراد با یک روحیه رفتار نماید. این اصل از اصول مهم معاشرت است که رعایت آن، مایه استحکام پیوند های اجتماعی می گردد. مشهوراست می گویند: «هرضرری عقل را زیاد می کند» همانطور که در زندگی دنیا می بینیم یکی ازعوامل مهّم پیدایش علم وتمدّن بروز امراض ومصائب و وارد آمدن ضررهاوخطرهایی است که درطول تاریخ همواره متوجّه زندگی انسان بوده است. ظلم ها و نا امنی ها هم زیان ها وخطرهایی است که انسانها را به سوی صلح و عدالت حرکت میدهد. همین مرگ ومرض ها هم انسانها را به نعمت وصحّت وسلامتی می رسانند. فقر و نداری هم به همین‌ صورت انسانها را به سوی غنا وثروت سوق می دهد پس فقر ونداری ومرگ ومرض گرچه عواملی منفی هستند که زندگی را به نابودی می کشانند ولیکن در جای خود عامل محرّک ومثبتی هستند که انسانها را به سوی حیات و ثروت وقدرت سوق می دهند. همانطور که تاریکی و جهل و نادانی مروّج روشنایی و علم و دانش است کفر و معصیت هم درجای خود عامل محرّک به سوی ایمان و عقل و دانش می باشد. در نتیجه آن کاروان بشریّت با کلّیة عوامل ضد ونقیض خود انسانها را بسوی رستگاری و زندگی ایده آل حرکت می دهد.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی