آثار گناه: سید حبیب حسینی | خانواده مطهر

آثار گناه: سید حبیب حسینی

 

در آیات قران کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام برای گناهان آثار متعددی ذکر شده که برخی از آنها را برمی شماریم:

1. کاهش قوای عقلی

قوای عقلی و فکری هر انسانی ثابت و پایدار نیست، بلکه متناسب با اعمالی که از او صادر می شود، این قوا شدت یا ضعف پیدا می کند. گناه از اموری است که باعث ضعیف شدن قوای عقلی و فکری انسان می شود؛ چرا که عقلانیت انسان از جنس نور است و گناه تولید کنندة ظلمت و این دو با هم جمع نمی شوند. از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: از مستی گناه بپرهیز؛ چرا که برای گناه هم جنونی مانند جنون شراب وجود دارد، بلکه جنونش شدید تر است.1

2. فراموشی

همه دیده ایم که انسان ها از نظر قوه حافظه برابر نیستند، اموری در زیاد و کم شدن حافظه تأثیر دارند که از آن جمله معصیت الهی است. بنابر روایات اهل بیت علیهم السلام معصیت باعث از بین رفتن محفوظات انسان می شود. ابن مسعود از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند: «از گناهان بپرهیز، چرا که گناهان از بین برنده خیرات هستند. وقتی بنده گناه می کند، به سبب انجام آن، علمی را که یاد گرفته بود، فراموش می کند».2

3. قساوت قلب

یکی از اموری که در سعادت انسان ها نقش کلیدی دارد، داشتن قلبی تأثیرپذیر و رقیق است. اگر قلب انسان را قساوت فرا بگیرد، دیگر از امور لطیف و ظریف و نورانی تأثیر نمی پذیرد؛ در نتیجه بسیاری از امور که باعث تنبّه و رشد دیگران است، در رشد و ترقی او تأثیری ندارد. آدمی با دلی نرم و رقیق به دنیا می آید و خودِ اوست که با اعمالی مانند انجام گناه باعث قساوت قلب خود می شود؛ چنان که در سوره مطفّفین می خوانیم: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»3؛ چنین نیست که آنان می پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است».

در روایات آمده است: هرگاه بنده گناهی انجام دهد، نقطه سیاهی در دل او ایجاد می شود. اگر توبه کرد، پاک می شود و اگر به گناه خود ادامه داد، آن نقطه سیاه زیاد تر می شود، تا اینکه همة قلب را فرا می گیرد و در این موقع است که دیگر او رستگار نمی گردد.4

انسانی که دچار قساوت قلب گردد، نه تنها با خالق خود مشکل پیدا می کند، بلکه در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی خود نیز دچار مشکل می شود. انسانی که دل او سخت شده، نمی تواند از احساسات لطیف و پاک برخوردار باشد و در نتیجه زندگی سرد و خشنی خواهد داشت.

4. زوال نعمت ها

یکی از آثار مهمی که گناهان در زندگی هر فرد یا اجتماعی می گذارد، از بین رفتن نعمت هایی است که خداوند به آنان عطا فرموده است. آری، پایداری بسیاری از نعمت های الهی مشروط به انجام ندادن گناه و اطاعت از اوست؛ چنان که در قرآن کریم می خوانیم: «وَ لَوْ أنَّ أهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ5؛ و اگر اهل آبادی ها ایمان می آوردند و پارسایی می کردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان می گشودیم، اما (آنان حق را) تکذیب کردند. پس به سبب آنچه همواره انجام می دادند، گرفتارشان کردیم».

5. نزول بلاها

بدون شک هر امری که در عالم اتفاق می افتد، بدون علت نیست؛ از آن جمله بلاها و مشکلاتی است که بر سر راه افراد یا جوامع پدیدار می شود. اگر انسان ها در مدار بندگی خداوند قدم بر می داشتند، از بسیاری از بلاه و مشکلات در امان بودند و همواره در حفظ و حراست خداوند به سر می بردند. اما بر اثر انجام گناه و معصیت الهی مستحق نزول بلا می شوند. در سوره شورا می خوانیم: «وَ ما أصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر؛ٍ6 و هر مصیبتی به شما رسد در اثر دستاورد خودِ شماست! و بسیاری (از خطاهای شما) را (خدا) می بخشد».

6. رکود اقتصادی

دغدغة همه انسان ها داشتن وضعیت خوب اقتصادی و قدرت خرید بالاست. به همین جهت، وقت زیادی را صرف افزایش درآمد می کنند، اما در بسیاری از موارد، درآمد آنان متناسب با مقدار نیرویی که صرف می کنند، نیست و نیازهایشان را برطرف نمی کند. به هر دری می زنند، نتیجه نمی گیرند و حتی در بعضی موارد، کار به ورشکستگی اقتصادی می انجامد. یکی از علت های مهم برخی از این ناکامی ها، گناهانی است که انجام شده است. از نگاه دین، رزق در عوالم بالا، برای انسان ها مقدر و تعیین می شود و یکی از موارد تأثیرگذار بر تقدیر رزق و روزی، رعایت یا عدم رعایت تقوای الهی است؛ و همان گونه که در بند (4) یادآور شدیم در قرآن کریم، سوره اعراف به همین امر اشاره شده است.

همچنین در سوره مبارکه طلاق می خوانیم: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحتَسِبُ؛ و هر کس تقوای الهی پیشه سازد، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند * و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می دهد».

امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «همانا مؤمن گناه می کند و بر اثر آن، از رزق و روزی خود محروم می شود».7

در سطح کلان جامعه نیز رونق اقتصادی، مشروط به رعایت احکام اسلامی از جمله قوانین اقتصادی آن است. اگر در جامعه اسلامی، ربا زیاد شود و امنیت سرمایه گذاری با دزدی ها از بین برود، این جامعه هرگز رنگ اقتصاد سالم و بالنده را به خود نخواهد دید و به تعبیر قرآنی برکت از معاش جامعه دور می شود.

7. کوتاه شدن عمر

آرزوی بسیاری از انسان ها داشتن عمر طولانی است. عمر هم از اموری است که در عوالم بالا برای انسان ها مقدر می شود و برخی از اعمال مانند صلة رحم، عمر را طولانی و برخی گناهان هم عمر را کوتاه می کنند.

در روایات وارد شده که کوتاه شدن عمر و مرگ انسان ها به سبب گناه، بیشتر از مواردی است که انسان با مرگ طبیعی بمیرد و کسانی که به خاطر احسان عمر می کنند، بیشتر از انسان هایی هستند که به عمر طبیعی زندگی می کنند.8 به عبارت دیگر، علت بسیاری از مرگ ها گناه است، و علت بسیاری از زنده ماندن ها نیز احسان کردن به دیگران است، نه عمر اولیه ای که خداوند برای آنها قرار داده است.

8. محرومیت از ارتباط با خدا

همه انسان ها بر اساس فطرت خداجو و بی نهایت طلب خود، نیاز شدیدی به ارتباط با خداوند متعال دارند، تا از رهگذر انس با او، نیازهای روحی، عاطفی و حتی روزمرة خود را برآورده سازند و از دلی آرام و مطمئن برخوردار باشند و احساس امنیت و خوشبختی و ترقی فکری و روحی کنند؛ اما کم هستند کسانی که از این نعمت بزرگ الهی برخوردار و از سفرة انس الهی متنعم باشند. برخی انسان ها هر چند به ظاهر نماز هم می خوانند، اما از ارتباط حقیقی با خداوند محروم اند و در نتیجه زندگی شان آکنده از فشارها و ناراحتی ها و بن بست هاست.

در بررسی علت دوری از خداوند، باز به گناه برمی خوریم. آری، باز می بینیم که نافرمانی کردن از اوامر و نواهی او، باعث می شود که ما را از خلوت کردن و هم نشینی با خودش محروم کند که در واقع محرومیت از همه چیز است. سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه چنین زمزمه می کند: «الهی آن که تو را یافت، چه چیزی را از دست داد و آن کس که تو را از دست داد، چه چیزی را پیدا کرد».9 حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از تبعیت شهوات بپرهیزید که شما را از یاد خداوند غافل می کند».10

همچنین در بررسی علت محرومیت از نماز شب که از مصادیق مهم و بارز ارتباط با خداوند است، به گناه برخورد می کنیم که امام صادق علیه السلام می فرماید: «همانا آدمی گناه انجام می دهد و به سبب آن از نماز شب محروم می شود. همانا سرعت تأثیرگذاری عمل بد در صاحبش، بیش از تأثیر چاقو در گوشت است».11

آری، اگرچه خداوند را نمی توان با چشم سر دید، اما می توان او را با همه وجود حس کرد و از جمال و جلال او لذت برد. می شود ساعت ها با او خلوت کرد و از هم نشینی با او خسته نشد. می توان همه دردهایمان را با یاد او درمان کنیم. اما شرط اساسی آن پاک بودن از ظلمت گناهان است. دل آلوده به گناه، از ارتباط و اتصال با مبدا هستی محجوب است؛ چنان که در آیه شریفه می خوانیم: «کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ؛12 هرگز چنین نیست قطعاً در آن روز آنان از (ملاقات) پروردگارشان منع شده اند».

در تفسیر نمونه در ذیل همین آیه شریفه می خوانیم: «گرچه بسیاری از مفسران کوشیده اند که در آیة کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ چیزی در تقدیر بگیرند و بگویند: این گنهکاران از رحمت خدا محجوب می شوند و یا از احسان و کرامت و ثواب او؛ ولی ظاهراً آیه هیچ نیاز به تقدیر ندارد. آنها به راستی محجوب از پروردگار می شوند و در حالی که نیکان و پاکان به جوار قرب او راه می یابند و از لذت دیدار محبوب و شهود باطنی او که برترین لذت ممکن است، بهره مند می گردند، این دوزخیان بی ایمان و گنهکار از این فیض عظیم و نعمت بی نظیر محروم اند.

بعضی از مؤمنان پاکدل حتی در این جهان به فیض دیدار او متنعم می گردند؛ در حالی که مجرمان کوردل در این جهان نیز از این فیض محروم اند. آنها دائماً در حضورند و این بی بصران تاریک دل، دورند! آنها از مناجات با او چنان لذتی می برند که با هیچ بیانی قابل توصیف نیست؛ در حالی که اینها چنان در نکبت گناهان خود غرق اند که راه نجاتی ندارند و به گفته حافظ شیرازی:

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون

کجا به کوی حقیقت گذر توانی کرد؟!

جمال یار ندارد حجاب و پرده، ولی

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد!13

9. مستجاب نشدن دعاها

برخی می پرسند چرا هر چه دعا می کنیم و از خداوند مطلبی را می خواهیم، مستجاب نمی شود؟

در جواب این سؤال نکات فراوانی را باید متذکر شد، اما اجمالاً عرض می کنیم که گاهی علت آن، گناهی است که انجام داده ایم و نتیجة آن، برآورده نشدن دعا و خواسته ما شده است. در دعای کمیل از خداوند می خواهیم که خداوند گناهانی را که باعث حبس دعا می شود، بیامرزد: «اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تحبس الدّعاء».14

از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: «به درستی که بنده از خداوند حاجتی را طلب می کند و استحقاق استجابت آن را هم دارد، اما گناهی مرتکب می شود و خداوند تبارک و تعالی به ملک می فرماید: حاجت او را برآورده نکن و او را محروم کن؛ چرا که او با گناهش، خود را در معرض سخط و عذاب من قرار داد و مستحق محرومیت شد».15

پی نوشت ها

1. بحارالانوار، ج 74، ص 501.

2. بحارالانوار، ج70، ص 773.

3. سوره مطففین: 14.

4. الکافی، ج2، ص271؛ وسائل الشیعة، ج 2، ص 791؛ تفسیر نمونه، ج 26، ص 662.

5. سوره اعراف: 96.

6. سوره شوری:3.

7. کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الذّنوب، ح11.

8. مستدرک الوسائل، ج11، ص327.

9. مستدرک الوسائل، ج11، ص327.

10. همان، ص347.

11. الکافی، ج2، ص272.

12. سوره مطففین: 15.

13. تفسیر نمونه، ج 26، ص268.

14. ر.ک: الکافی، ج2، ص447.

15. بحارالانوار، ج73، ص329.

 

منبع: مجله خلق، جلد ۱۳، صفحه ۲۶

پدید آورنده : سید حبیب حسینی

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی