تقویت اراده:دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

تقویت اراده:دکتر محسن بهشتی پور

 

با سلام یکی از خوانندگان در قسمت نظرات خواسته بودند که در باره تقویت اراده مطلبی را بنویسم . از آنجایی که چندین ایمیل جدید، در همین خصوص داشتم ، تصمیم گرفتم مطلب این هفته را در باره ( تقویت اراده ) بنویسم.
اعتماد به نفس یعنی باور نمودن خود، تكیه بر استعدادها و توانایی های خویش، شاید این مثال را شما هم شنیده باشید که : خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، تا درنهایت به خواسته خود برسد. پس گویا ازهمین الان به مقصد و مقصودش رسیده است.هرکس به جائی رسیده (چه مقامات معنوی، چه مادی) از شاهراه همّت و اراده قوی خود بدان رسیده است. دانشمندان، ره آوردهای علمی خود را نتیجه نیروی اراده می دانند. ورزشکاران نیزچنانچه به مقاماتی دست پیدا کردند نتیجه اراده وهمت بالای آنها بوده،  امروزه روان شناسان برای این که بیماران روانی را از چنگ بیماری هایی مثل پریشانی فکر، وسوسه، عدم تمرکز فکر و توجه، ضعف حافظه، افسردگی، کینه، غم و … نجات دهند، سعی دارند نیروی اراده و همّت را در آن ها تقویت نمایند. داشتن اراده قوی در تمامی مراحل زندگی نقشی اساسی در تعیین سرنوشت، هویت یابی وکمال و سعادت انسان دارد، روان شناسان معتقدند که اراده مظهر شخصیت انسان است. اگر فردی اراده قوی داشته باشد، شخصیت او در نظر دیگران شخصیت استوار و شکست ناپذیر بوده و در تحولات و طوفان های زندگی دچار تزلزل و شکست نخواهد شد. در اشعار می خوانیم:
– همّت بلند دار که مردان روزگار از همّت بلند به جائی رسیده اند
– همّت اگر سلسله جنبان شود مور تواند که سلیمان شود
شخص با اراده كسي است كه وقتي درباره ي كاري، به خوبي تأمل كرد و آن را نافع دانست، تصميم به انجام آن مي‏گيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مي‏آورد و در مقابل، فرد سست اراده ، با كمترين مشكلي، از انجام دادن كار، دلسرد شده ، دست از تلاش برمي‏دارد. شخص با اراده، كسي است كه داراي هدفي معقول است و تا موقعي كه به آن نرسيده، از تعقيب آن باز نمي‏ايستد و مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نمي‏زند و از پيشرفتش، جلوگيري نمي‏كند. كسي كه اراده‌اي قوي دارد ، آن چه را خواسته است، با كوشش و ثبات قدم، به دست مي‏آورد. شخص با اراده، كسي است كه داراي هدفي معقول است و تا موقعي كه به آن نرسيده، از تعقيب آن باز نمي‏ايستد و مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نمي‏زند و از پيشرفتش، جلوگيري نمي‏كند.
اعتماد به نفس یعنی باور نمودن خود و تكیه بر استعدادها و توانایی های خویش و پر واضح است كه عدم اعتماد به نفس آن است كه انسان با آنكه دارای ارزش ها و لیاقت های خاص خود است ولی خود را ناتوان و ناچیز می پندارد و ازهمین روی به خود جرات اقدام به كار را نمی دهد چه ارزش و لیاقت های خود را باور ندارد و گاه در مقایسه با دیگران،آنها را چنان بزرگ و دارای هیبت تصور می كند و چنان در ذهن و خیال خود بزرگ جلوه می دهد كه گویی خودش رابرابر آنان چون موری در درگاه سلیمان می بیند و یا ذره ای در برابر خورشید می پندارد همین امر باعث می شود وقتی در برابر آن ها قرار گرفت دست و پای خود را گم كند.
حال ببینیم تعریف ما از شخص با ارداه چیست؟ و به چه شخصی بی اراده می گویم! شخص با اراده كسي است كه وقتي در مورد كاري، به خوبي تأمل كرد، تصميم به انجام آن مي‏گيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مي‏ آورد. بنابراين پافشاري بر تصميمي غلط يا داشتن ميلي قهرمانانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل فرد سست اراده، با كمترين مشكلي از انجام دادن كار، دلسرد شده و كوشش جهت تحقّق آن را متوقف مي‏كند. كسي كه اراده قوي دارد، آنچه را كه با تأمل خواسته است، باكوشش و ثبات قدم به دست مي‏ آورد. شخص با اراده كسي است كه داراي هدفي معقول بوده و تا موقعي كه به آن نرسيده است، از تعقيب آن باز نمي‏ ايستد. مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نمي‏ زند و از پيشرفتش جلوگيري نمي‏ كند.

بیشتر افراد دوست دارند اراده ای پولادین داشته باشند و برای رسیدن به یک زندگی بهتر تلاش می کنند. البته تا زمانی که ما در ذهنمان ، خود را به خاطر شکست سرزنش می کنیم و به خود می گوییم” من برای زندگی، آرامش ساخته نشده ام،” ” من اراده انجام کاری را ندارم ” ….و  رسیدن به این آرزوها شبیه یک نبرد سخت است. بگذارید بگویم که این مربوط به ما نیست، این فقط به خاطر نیازهای سریع زندگی امروزی است که باعث شده ما به راحتی گیج و سردرگم شویم، و در نتیجه موقتاً ارتباطمان را با ذات و طبیعت مان از دست بدهیم. البته راهایی برای رهایی از این نوع زندگی پوچ وجود دارد. اما لازم است که شما آنها را یاد بگیرید. تکنیک هایی ساده برای ایجاد اراده قوی، وجود آرامش در زندگی، باوراستعدا های شما وجود دارد، اما شما تا بحال به آنها فکر کرده اید؟ کمی با خود فکر کنید که چرایافتن آرامش و لذت برایتان اینقدر دشوار است؟ اگر به مشکلاتتان نگاه کنید متوجه می شوید که ریشه بسیاری از مشکلات در ذهن شماست. آری قضیه این است: یک سری وقایع بیرونی اتفاق می افتد، ما تصمیم می گیریم که تنها بخشی از داستان را ببینیم، سپس موقعیت را به گونه ای که خود دوست داریم تفسیر می کنیم، که باعث یک سری تضاد ذهنی در ما می شود و نتیجه آن شکلی از ناراحتی درونی است. اگرچه گفتن این جمله که “مشکلاتت را دور بریز” آسان است اما ما و شما می دانیم که به این سادگی هم نیست. ما سال های سال شرایط را برای جذب مشکلات و کشمکش ها فراهم کرده ایم. آنقدر که راهکار ساده “فکر نکردن در مورد مشکلات” خیلی در ما موثر نیست. ما به ابزاری نیاز داریم که به ریشه مشکلات ضربه بزنیم.
نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم “چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟” اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد. به ما می گوید:
“اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.”
از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد:
– باید در بیست مصاحبه شرکت کنید تا یک شغل بدست بیاورید.
– باید با چهل نفر مصاحبه کنید تا یک فرد مناسب را استخدام کنید.
– باید با پنجاه نفر صحبت کنید تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروشید.
– باید با صد نفر آشنا شوید تا یک رفیق شفیق پیدا کنید.
وقتی که “قانون دانه” را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم. قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت. درخت سیب به ما می آموزد که افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند، دانه های بیشتری می کارند.
واقعیت این است که در دنیا،همه چیز به هم مربوط است. روش تفكر شما روی روحیه شما مؤثر است، روحیه شما بر نوع راه رفتن تان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوه گفتارتان اثر می گذارد، روش حرف زدن تان روی طرز فكرتان مؤثر است! تلاش برای پیشرفت در یك بُعد زندگی بر سایر ابعاد زندگی اثر می گذارد. وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل كار نیز احساس شادی بیشتری خواهید كرد و وقتی سر كار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود. اینكه برای پیشرفت در زندگی می توانید از هر نقطه مثبتی شروع كنید. می توانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهداف تان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع كنید. این كار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم می شود، چونکه همه امور به هم مربوطند.مهم نیست كه تلاشی كه جهت “پیشرفت” می كنید كجا صرف می شود. مهم این است كه شروع كنید.عكس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یك بعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب می شود. باید به این مسأله دقت خاصی داشته باشید. هر كاری كه انجام می دهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است.
اعتماد به نفس از بیرون به درون نمی‌آید. این حس، یک حس کاملا درونی است که البته آثار و برکاتش در بیرون از وجودتان هم ظاهر می شود. وقتی می خواهید کاری انجام بدهید یا به هدف خاصی برسید، همیشه از انتها شروع کنید. مثلا امروز یا فردا می‌خواهید چه کار کنید؟ کجا بروید؟ به چه هدفی برسید؟ چطور باشید؟ چگونه حرف بزنید؟ و . . . پس از پاسخ به این سوال‌ها، یک لحظه چشمان‌تان را ببندید و توی ذهن‌تان سعی کنید خودتان را رسیده به آن نقطه هدف فرض کنید: در حال سخنرانی به همان نحو دلخواه، در حال رانندگی بدون اشتباه، در حال هم‌کلامی بدون عصبانیت و . . . تصویر دلخواه‌تان را با تمام جرییات‌اش در ذهن‌تان بسازید و دایما آن را پررنگ‌تر و پررنگ‌تر کنید تا لوازم و لواحق ذهنی‌اش هم برای‌تان ایجاد شود. این تصویر می‌شود عصای دست‌تان برای رسیدن به آنجا و آن شرایطی که دلتان می‌خواهد. مطمئن باشید. از انرژی درونی‌تان غافل نشوید. هر روز لااقل یک کار مثبت انجام بدهید که حس خوبی در درون‌تان ایجاد کند و در رابطه با این کار هم با هیچ‌کسی حرف نزنید. این حس و انرژی مثبت درونی را فقط و فقط برای خودتان نگه دارید. این تمرین واقعا اثربخش است.

علت عدم اعتماد به نفس امور متعدد می تواند باشد كه در این جا به فراخور اوضاع شخصی شما به چند مورد آن اشاره می كنم:
1- گاهی علت عدم اعتماد به نفس، عدم تسلط بر كار و عمل مورد نظر است و چون بر آن عمل تسلط ندارد لذا دچار تزلزلی و دست و پاچگی می شود. پر واضح است كه در این صورت باید برای از بین بردن عدم اعتماد به نفس مهارت لازم را به كف آورید.
2- در برخی مواقع علت عدم اعتماد به نفس، ناشی از عدم ارتباط با اجتماع است یعنی كمتر در اجتماع با كسی روبرو شده و كمتر رفت و آمد داشته است.
3- شاید عدم اعتماد به نفس ترس از استهزاء دیگران و بدگویی و سخنان بی مورد آنها باشد. بعبارتی شما کمال گرا هستید، اینگونه افراد معمولاً آرزو دارند تمام فعالیتها و وظایف خویش را به طور کامل و بی عیب و نقص انجام دهند. یکی از این نیاز ها میل به کمال و انتقاد پذیری است. دارنده این نیاز پیوسته بیمناک است که مبادا مرتکب اشتباهی شود و مورد انتقاد قرار گیرد . چنین فردی می کوشد هیچ نقطه ضعفی از خود نشان ندهد و برای اینکه نقایص و معایب خود را به طور کامل از میان ببرد یا از نظر دیگران مخفی بدارد، بی اندازه به انتقاد و ایراد حساس است و کمال مطلوب را جستجو می کند . البته تمایل انسان با حفظ ظاهر و نیاز او به کامل بودن امری طبیعی است، ولی آنچه در شخص روان رنجور مورد بحث و قابل توجه است، این است که تظاهر به قدری اغراق آمیز می شود که همه شخصیت او مبدل به یک ماسک می شود،به طوری که احتیاجات واقعی او تحت الشعاع میل او قرار می گیرد.
4- خود كم بینی و بزرگ بینی دیگران نیز دو علت اساسی دیگر از علل عدم اعتماد به نفس است به هر حال علت آن هر چه باشد راه علاج آن به ترتیب زیر می باشد:
▪ باید نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید و به واقعیت وضعیت خود آگاهی پیدا كنید و آن را باور داشته باشید.
▪ هیچ گاه خود را ضعیف و ناتوان و حقیر نشمارید و الفاظی كه چنین مفاهیمی را القاء می كند بر زبان خود جاری نسازید.
▪ اگر شما شخص بی ارده ای هستید! با افرادی كه برای شما ارزش قائلند و هویت شخصی شما را باور دارند بیشتر حشر و نشر داشته باشید و برعكس از افرادی كه در هر فرصتی شما را تحقیر می كنند و به شما اجازه عرض وجود را نمیدهند، دوری كنید و هرگزدر این موقعیت ها وارد نشوید.
▪ برای دیگران در حد و تراز خودشان مقام و پایگاه قائل شوید، تا آنها را انسان های فوق العاده و برترمپندارید.
▪ بر اعمالی كه در صدد انجام آن هستید مانند صحبت در جمع، سخنرانی، گفت وگوی جمعی و… تسلط علمی كافی داشته باشید و یا این تسلط را به دست آورید.
▪ سعی كنید بیشتر در اجتماعات حاضر شوید و حضور فعال داشته باشید با آنها صمیمی شده و مشاركت اجتماعی خود را افزایش دهید مثلاً درس سیمناری ارایه كنید، در كلاس سؤال خود را مطرح كنید البته از رفتارهای كوچك كار خود را شروع كنید و قبلاً آمادگی لازم را به دست آورید.
▪ به استهزاء و ریشخند دیگران اصلاً توجه نكنید و مسیر از پیش ترسیم شده را دنبال كنید.
▪ با تمرین فعالیت های جمعی و فردی حالت طبیعی خود را حفظ و تقویت كنید.

● تقویت اراده:
فرد با اراده كسی است كه وقتی در مورد كاری به خوبی تأمل می كند، تصمیم به انجام آن می گیرد و با فعالیت وثبات قدم آن را به اجرا در میآورد. پس پا فشاری بر یك تصمیم غلط یا داشتن میلی قهرمانانه ثبات قدم نخواهد بود. در برابر فردی كه دارای اراده ضعیف است با كمترین مشكلی از انجام كار دلسرد شده و كوشش جهت تحقق آن رامتوقف می كند فرد با اراده آنچه را كه با تأملی خواسته است با كوشش و ثبات قدم در پی تحقق آن بر میآید. برای تقویت اراده مراحل زیر را باید دنبال نمود:
● ارزیابی: در این مرحله برای مدت یك هفته و هر روز برای چند دقیقه اعمال و رفتار خود را به بوته امتحان وسنجش درآورید و بررسی كنید كه اعمال شما چقدر به دنبال اراده شما انجام پذیرفته اند آیا بعد از اراده و پیگیری ثبات قدم داشته اید یا احساسات آنی و گذرا و یا محركهای خارجی شما را متوقف ساخته اند؟ در ضمن معین كنیدچند در صد از اعمال شما به صورت عادی و بدون اراده و نیت قبلی انجام گرفته اند، در این مرحله به دست میآوریدكه چند درصد اعمال شما محصول تصمیم و ارده تان است و چند درصد دچار نارسایی اراده شده اید در این جامتوجه خواهید شد كه آن دسته از اعمالی كه بعد از اراده انجام پذیرفته اند بازده خیلی بیشتری داشته اند.
● تلقین: ابتدا باید تلقین های منفی را به تدریج از ذهن و فضای خود دور سازید مثلاً هرگز این مفاهیم و عبارت رابه ذهن نیاورید من همیشه كارها را ناتمام رها می كنم یا هر حادثه كوچكی اراده مرا متزلزل می سازد یا من حوصله انجام این كارها را ندارم یا من از این كار خسته شدم یا این كار بی فایده است یا این كار اثری ندارد و… بلكه درعوض كلماتی كه اراده شما را تقویت می كنند بر زبان آورید مانند من این كار را به هر قیمتی باید انجام دهم یا هیچ چیزی مانع كار من نمی شود یا رسیدن به اراده قوی برای من آسان است.
● برنامه ریزی: برای اعمال خود طی ۲۴ ساعت برنامه ریزی كنید و تعدادی از كارهای مستلزم جهد و جد و ارادی خود را معین كنید خود را ملزم سازید این كارها را انجام دهید. البته این كارها نباید خارج توان بالفعل شما و اغراق آمیزباشند. سپس به هر قیمتی برنامه طراحی شده را به اجرا درآورید و هیچ چیزی نباید مانع كار شما شود بعد از یكی دوروز تعداد كارهای ارادی و میزان صعوبت آنها را به تدریج افزایش دهید.
● محاسبه اعمال روزانه: محاسبه هر شب اعمال ارادی موفق و موارد ضعف خود را یادداشت كنید نسبت به موارد موفق شكرگزار باشیدو در صدد رفع ضعف ها برآیید توجه دارید كه تمام توان ما انسانها هدیه الهی است. لذا در برابر موانع از خدا استعانت بجویید و باید اراده ما در راستای اراده خداوند باشد یعنی نباید اعمال ناپسند و مورد تنفر خداوند را اراده كنیم.
● واقع بین باشید: خیلی از ما با این عقیده شستشوی مغزی شده ایم كه اگر كاری ارزش انجام دادن داشته باشد پس ارزش خوب انجام دادن هم دارد و به غلط این طور تفسیر می كنیم «اگر نمی توانید كاری را درست انجام دهید ، پس هرگز آن را انجام ندهید» اگر خدای ناكرده اعمال خود را براساس این گفتار عامیانه قرار دهیم تقریباً هیچ كاری را نمی توانیم انجام دهیم اگر ما به اعمالی كه انجام می دهیم قدری توجه كنیم متوجه می شویم كه همه ما در هنگام یادگیری کارهایی كه انجام می دهیم اشتباه می كنیم .تحقیقات روان شناسی  بارها و بارها نشان داده است، همانقدر كه خود تقویت گر مثبت می تواند رفتار را نیرومند سازد ، گفتار منفی آن را تضعیف می كند. شما هرچقدر دارای انگیزه بیشتری باشید و سخت تر و طولانی تر كار كنید ، كار را بهتر انجام خواهید داد و این امر اعتماد رفتاری را تغییر خواهد داد نه احساس برتریت را. هر وقت دیدید كه ادامه كاری برایتان ممكن نیست و احساس غالب شما بر دست كشیدن و رها كردن كار است سریعاً كارها و اعمال موفق گذشته تان را مورد تقدیر و تشویق قرار دهید.
● ازاحساس گناه و تقصیر، به شدت بپرهیزید: بین گناهكار بودن و احساس گناه داشتن ، فرق قائل شوید. وقتی فكر می كنیم كه گناهكار هستیم ، در واقع این حقیقت را می پذیریم كه اشتباه كرده ایم و یا نادرست عمل كرده ایم . اما احساس گناه كردن بدین معنی است كه فكر می كنیم افرادی بی ارزش ، پست و بی خاصیت و دوست نداشتنی هستیم چون ناشایست عمل كرده ایم به خاطر داشته باشید گاهی اوقات شكست و ناامیدی توفیق اجباری هستند چون به شما می گویند اهدافتان برای شما درست نبوده اند یا آن تلاش ، ارزش آن كار را نداشت و از یك شكست بزرگتر بعدی می توان اجتناب كرد. افراد و مشاغل و موفقیت هایی را كه موجب بروز احساس بی کفایتی در شما می شوند تحمل نكنید اگر می توانید آنها یا خودتان را به گونه ای تغییر دهید تا احساس ارزشمندی بیشتری بنمائید.
● ازمشاور خوب کمک بگیرید: تقریبا تمام آدم‌های موفق دنیا یک مشاور دانا و قابل اعتماد داشته‌اند. این مشاور یا معلم خوب ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست صمیمی،‌ یک معلم مدرسه و یا اصلا یک شخص غریبه و خیرخواه باشد. ممکن است توی زندگی‌تان حضور داشته باشد یا ممکن است اصلا خودش زنده نباشد و شما از طریق آثاری که از او به جا مانده،‌ از او کمک بگیرید. به هر حال، راهی که شما می‌خواهید طی کنید و هدفی که می‌خواهید به آن برسید، احتمالا پیش از شما هم دیگرانی در آن راه رفته‌اند و به آن هدف رسیده‌اند. مشورت با آن رفته‌ها و رسیده‌ها و هم‌نشینی با آن آدم‌ها، اعتماد به نفس‌تان را برای رفتن و رسیدن تقویت می‌کند؛ ضمن این که سرعتِ رفتن و رسیدن‌تان را هم چند برابر می‌کند.
● ترس های خود را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید: هر روز یکی از کارهایی را که همیشه ازشان واهمه داشتید و دارید، انجام بدهید. خیلی از ترس‌هایی که در زندگی ما وجود دارند و با ما زندگی می‌کنند، اجازه نمی‌دهند که ما قابلیت‌های‌مان را بروز بدهیم. خودتان را مقید کنید که هر روز لااقل یک قدم از محدوده تنگ و تاریک این مرزها فراتر بروید و یکی از این حصارهای ترس را بشکنید. هر چه از این ترس‌ها بیشتر فاصله بگیرید و بیشتر ازشان دوری کنید، ترسناک‌تر به نظر می‌رسند. در عوض، هر چه به آنها نزدیک‌تر شوید و بیشتر با آنها مواجه شوید، می‌بینید که چقدر راحت‌ می‌شود از آن مرزهای خیالی رد شد.
● مطالعات خود را بیشتر کنید: با این همه کتاب و کتابخانه و شبکه‌های اطلاع‌رسانی، دیگر هیچ دلیل موجهی برای بی‌اطلاعی وجود ندارد. اگر بر حسب شرایط کار و زندگی‌تان احتیاج دارید که از چیزی یا چیزهایی سر در بیاورید، کوتاهی نکنید. خودتان را مجهز کنید به دانستن و بیشتر دانستن. به مطالعه منابع مختلف عادت کنید. تسلط و اطلاع کافی در زمینه شغلی منجر به افزایش اعتماد به نفس در محیط کار می‌شود. پس از کسب این تسلط، کم‌کم به سمت علایق و سلایق شخصی‌تان بروید و درباره آنها هم بیشتر و بیشتر بدانید تا پایه‌های خودباوری‌تان محکم شود.
نتیجه اینکه :
در هر محیط تاریکی لااقل می‌شود یک نقطه روشن پیدا کرد. اگر عادت کنید، می‌توانید همیشه و در هر محیط تاریکی با دیدن آن نقطه، روشن و دلگرم باشید. این طوری، روحیه‌تان شاداب‌تر می‌شود و انگیزه‌تان برای تلاش، بیشتر. سعی کنید منفی‌ها را گذرا و ناپایدار ببینید و مثبت‌ها را پایدار و ماندنی. اگر کسی به‌ سلام‌تان جواب نداد، همیشه این احتمال را در نظر بگیرید که شاید سلام‌تان را نشنیده یا ذهن‌اش آن‌قدر مشغول بوده که متوجه سلام‌تان نشده است، کما این که در بیشتر مواقع هم همین طور است.
مردم بسیاری مثل شما وجود دارند که با این مشکل مواجه اند و هم چنین راه های بسیاری هم وجود دارد که شما می توانید اعتماد به نفس تان را بهبود بخشید و بازسازی کنید. تمرین ها، دوره ها، کلاس ها، کتاب ها و مشاوران بسیاری در این زمینه وجود دارند که شما می توانید به راحتی از آن ها کمک بگیرید و استفاده از این موارد به شما بینشی خواهد داد تا بدانید که چگونه با این مشکل تان به نبرد و ستیز بپردازید.به اطراف تان نگاه کنید، جواب سؤالات تان را خواهید یافت، فعالیت تان را آغاز کنید و هیچ گاه منصرف نشوید. شما می توانید برای نخستین بار هم که شده کارهای شگفت انگیزی انجام دهید و حقیقتا” به کارهایی که انجام می دهید، اعتقاد و اطمینان پیدا کنید.خوش بین باشید و تردید را کنار بگذارید ، خطاهای تان را بپذیرید و از سرزنش کردن دیگران دست بر دارید.

اگر ما انسانها سعی در شناخت ابعاد وجودی خویش کنیم، هم خدا را شناخته‌ایم و هم پی خواهیم برد که خداوند چه نیروها و چه قدرت‌هایی را در درون ما به ودیعه گذارده است. انسان به همان اندازه که خداوند لایتناهی است، می‌تواند لایتناهی باشد. اگر خود را آن طور که هستیم و باید باشیم نشناسیم، کار و زندگی، آرمان‌ها و هدف‌هایمان در اصطکاک و تضادی بیهوده سپری خواهد شد و در کوران حوادث، دچار مشکلات بی شماری خواهیم گشت. «خود» درونیمان گم می‌شود و لاجرم به بیگانگی از خویش دچار می‌شویم. بسیار اندک اند کسانی که می‌دانند کالبدشان در تسخیر چگونه شخصیتی است و چه نوع عملکردی را می‌توان از آن انتظار داشت. باید قبول کنیم که مهمترین و اولین وظیفه ی ما در زندگی کشف «وجود واقعی خود» و سپس شکوفا ساختن آن است. زیرا تا انسان‌ها ندانند که در وجودشان چه نیروها و استعدادهایی وجود دارد، نمی‌توانند از آنها در راه رسیدن به رضایت و موفقیت در زندگی استفاده کافی و لازم را به عمل آورند و چه بسا افرادی که به دلیل نشناختن توانایی‌ها و نیروهای درونی خود، حتی با داشتن علم و دانش و تخصص کافی نتوانسته‌اند در زندگی به آنچه که مد‌نظرشان بود برسند.
بیشتر مردم با وجود تلاش و فعالیت‌های فراوان در زندگی، هدف روشن و از پیش تعیین شده‌ای را دنبال نمی‌کنند و بی‌آنکه خود بدانند سرگردانند! علت مهمی که بسیاری از افراد در کار و زندگی موفق نمی‌شوند این است که آنها اصولاً هدف‌های واضح و روشنی ندارند. و در واقع به این دلیل به هدف‌های خود نمی‌رسند که اصولاً هدفی ندارند! خیلی‌ها افکار و رویاهای پراکنده‌ای در سر دارند ولی هدفمند نیستند. هدف، آرمان و مقصود، مهمترین عاملی است که به انسان جهت، معنی و مفهوم می‌بخشد و بسیاری از انسان‌ها از این نعمت محرومند! در نتیجه، هر عاملی که جاذبه داشته باشد، آنها را به سوی خود می‌کشاند. حتی اگر در مسیر تباهی و فساد یا نیستی و نابودی باشد.
به هنگامى كه حوادث سخت و پيچيده در زندگى انسان رخ مى دهد، و درها ظاهراً به روى او از هر سو بسته مى شود و احساس ضعف و ناتوانى و تنهايى در برابر مشكلات مى كند؛ ايمان به خدا به يارى او مى شتابد و به او نيرو مى دهد. آنها كه ايمان به خدا دارند خود را تنها و ناتوان نمى بينند، مأيوس نمى شوند؛ احساس ضعف و ناتوانى نمى كنند؛ چون قدرت خدا بالاتر از همه مشكلات است و همه چيز در برابر او سهل و آسان مى باشد. آنها با اميد به لطف و حمايت و كمك پروردگار به مبارزه با مشكلات برمى خيزند و تمام نيروهاى خود را به كار مى گيرند و با عشق و اميد به تلاش و كوشش ادامه مى دهند و بر سختى ها پيروز مى شوند. آرى ايمان به خدا تكيه گاه بزرگى براى انسان ها است. پس کسی توکل دارد که به قدرت و حکمت و رأفت و شفقت خداوند اعتقاد دارد. این اعتقاد، حالتی را در شخص به وجود می آورد که موجب می شود فرد در تمام حالات و رفتار خویش، حضور پروردگار را در نظر بگیرد و در این حضور، احساس قدرت و توانمندی کند و خود را به وی وابسته ببیند و از این رو آرامش در دلش ایجاد می شود که با پدید آمدن حوادث سخت در زندگی دچار شک و تردید نمی شود و کارهایی را که مدیریت و برنامه ریزی آنها خارج از تدبیر اوست به خدا واگذار می کند. به عبارت بهتر می توان گفت، فردی که به خدا ایمان دارد، ضمن استفاده از اسباب و علل مادی و غیر مادی، برای رسیدن به مقصود خویش نهایت سعی تلاش خود را می کند، اما  توفیق رسیدن به نتیجه را مشروط به خواست و مشیت الهی می داند و ضمن نسبت دادن امور و اتفاقات جهان به خواست پروردگار، برای حصول نتیجه به او تکیه نموده و اطمینان دارد که خداوند او را در رسیدن به مطلوب یاری خواهد کرد. انشاءالله

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی