گفتاری ارزشمند از امام صادق علیه السلام | خانواده مطهر

گفتاری ارزشمند از امام صادق علیه السلام

 

قال الصادق عليه السلام :

لَو كانَ عِندَ اللّه  عِبادَةٌ تَعَبَّدَ بِها عِبادُهُ المُخلِصُونَ أفضَلَ مِنَ الشُّكرِ عَلى كُلِّ حالٍ لاَءطلَقَ لَفظَهُ فيهِم مِن جَميعِ الخَلقِ بِها فَلمّا لَم يَكُن أفضَلَ مِنها خَصَّها مِن بَينِ العِباداتِ وخَصَّ أربابَها، فَقالَ تَعالى (وقَليلٌ مِن عِبادىَ الشَّكُورُ)؛

اگر نزد خداوند عبادتى بهتر از شكرگزارى در همه حال بود كه بندگان مخلصش با آن عبادتش كنند ، هر آينه آن كلمه را درباره همه خلقش به كار مى برد ، اما چون عبادتى بهتر از آن نبود از ميان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ويژه گردانيد و فرمود : «واندكى از بندگان من سپاسگزارند» .

كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472

 

ما مِن عَبدٍ أنعَمَ اللّه  عَلَيهِ نِعمَةً فَعَرَفَ أنَّها مِن عِندِ اللّه  إلاّ غَفَرَ اللّه  لَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ؛

هيچ بنده اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن را از جانب خدا بداند مگر آن كه، پيش از سپاسگويى او، خداوند بيامرزدش.

نهج الفصاحه، ح

أدنَى الشُّكرِ رُؤيَةُ النِّعمَةِ مِنَ اللّه  مِن غَيرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ القَلبُ بِها دُونَ اللّه  عَزَّوَجَلَّ والرِّضا بِما اُعطىَ وألاّ تَعصيَهُ بِنِعمَتِهِ و تُخالِفَهُ بِشَى ءٍ مِن أمرِهِ ونَهيِهِ بِسَبَبِ نِعمَتِهِ؛

كم ترين سپاسگزارى، اين است كه انسان نعمت را (مستقيما) از خدا بداند و جز او علتى براى آن نداند و نيز به آنچه خداوند عطايش كرده، خرسند باشد و با نعمت او مرتكب گناه وى نشود و نعمت خدا را وسيله مخالفت با امر و نهى او قرار ندهد.

التوحيد، ص 127

 

أوحَى اللّه  تَعالى إلى موسى عليه السلام يا موسى اُشكُرنى حَقَّ شُكرى فَقالَ : يا رَبِّ وَكَيفَ أشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ، ولَيسَ مِن شُكرٍ أشكُرُكَ بِهِ إلاّ وأنتَ أنعَمتَ بِهِ عَلَىَّ؟! فَقالَ : يا موسى اَلنَ شَكَرتَنى حينَ عَلِمتَ أنَّ ذلِكَ مِنّى؛

خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود كه : اى موسى مرا چنان كه بايد شكر كن . موسى عرض كرد : پروردگارا چگونه تو را چنان كه بايد شكر گويم حال آن كه هر شكرى كه تو را مى گويم خود نعمتى است كه تو به من ارزانى داشته اى؟ فرمود : اى موسى حال كه دانستى توفيق آن شكر را هم من به تو داده ام ، شكر مرا ادا كرده اى .

نهج البلاغه، خطبه 91

اَلحِلمُ سِراجُ اللّه … وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ… ؛
بردبارى چراغ خداست… پنج چيز است كه بردبارى مى طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى گناه باشد و اذيت شود، حق طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى… .

بحارالأنوار، ج71، ص422، ح61

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی