ترس های ما از چه شکل می گیرند: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

ترس های ما از چه شکل می گیرند: دکتر محسن بهشتی پور

هر انسانی از ابتدای زندگی خود با مسئله ای به نام ترس رو به رو بوده و بارها و بارها آن را تجربه کرده است. ترس ازآینده، ترس از اتفاقات ناگوار و یا ترس از یک اتفاق غیر منتظره همگی تجربه هایی هستند که افراد آنها را درطول زندگی خود لمس کرده اند. به اعتقاد برخی از روانشناسان علت بیشتر ترس های‌ انسان، ترس های تقلیدی و یا ترس های يادگرفتني هستند. آیا شما تا به حال با خودتان فکر کرده اید که ترس ها چگونه به وجود می آیند و چه اتفاق هایی رخ می دهند که باعث می شوند یک چیز در نظر شما ترسناک بیاید و شما مجبورید از درون خود آنها را  دور کنید؟ اصلاً درهنگام ترس چه فرآیندی در بدن ما به وجود می آید و چرا ما از اشیاء، اشخاص یا اتفاق های ترسناک، دوری می کنیم.

روانشناسان معتقدند که وقتی ما با یک واقعه هیجان آور مواجه می شویم در بدنمان مجموعه کارکردهایی به وجود می آید که به سیستم عصبی خود مختار مرتبط است. ضربان قلبمان تسریع می یابد. تنفسمان سطحی تر و سریع تر می گردد. دهانمان خشک می شود و مجموعه این واکنشهای غیرارادی به این دلیل می باشند که خون از اندام های مختلف به ماهیچه ها سرازیر می شود تا قدرت و توان کافی را برای فرار یا مقابله با عاملی که باعث هیجان یا ترس شما شده است را داشته باشید. واقعیت این است که در طول زندگی انسان بعضی ازعوامل به طور طبیعی در درون ما ترس ایجاد می کنند و بعضی از مسائل در اثر همراهی با عوامل ترس آور طبیعی، در مواقع دیگر ایجاد ترس می کنند. روانشناسان به این اتفاق، شرطی شدن فرد در رویارویی با آن هیجان می گویند. بطور مثال، فرض کنید کودکی که هیچ خاطره مثبت یا منفی از آمپول زدن ندارد در مرحله اول خیلی راحت و بدون اعتراض از عمل آمپول زدن استقبال می کند، ولی زمانی که کودک را برای مرحله بعدی تزریق به درمانگاه برده می شود، کودک سریعاً نسبت به این عمل واکنش نشان می دهد و با جیغ و فریاد می خواهد مانع تزریق آمپول شود.

تعریف ترس: ترس عارضه ای واقعی است که کل زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و به صورت یک وسواس در می آید و گاهی مانع فعالیت طبیعی فرد می شود. ترس عبارت است از واکنش (شیمیایی و فیزیکی) درمقابل یک خطر و بطور کلی ترس ریشه بسیاری از مشکلاتی است که فرد از آن آگاهی ندارد و در گذشته فراموش شده او (ضمیر ناهشیار) قرار دارد، که بطور غیر ارادی رفتار و افکار او را جهت می دهد. بنابراین بسیاری از رفتارها و هیجانات خارج از کنترل ما می باشند. ترس عبارت است از يک احساس ناخوشايند و مبهم منتشر شده که همراه با هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته می باشد که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگی و برانگيختگی فيزيولوژی است. وقوع مجدد موقعيت‌هايی که قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طی آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همه انسان‌ها در زندگی خود دچار این ترس می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شديد، غيرعادی و مشکل‌ساز است.

ترس شرایطی است که درجریان تکاملی بشر رفته رفته اتفاق افتاده است. ترس پیش از حرف زدن بشر تکامل یافته و وجود داشته است. وقتی می ترسیم بدن ما واکنشی انفجاری از خود بروز می دهد؛ مردمک ها گشاد می شوند تا دید بهتر شود، ضربان قلب و شدت تنفس افزایش می یابد تا اکسیژن بیشتری به بدن برسد، عرق می کنیم تا خنک تر شویم، فرآیند هضم متوقف می شود تا انرژی به مناطقی از بدن برود که بیشتر به آن نیاز است و غدد فوق کلیوی «کوتیزول» ترشح می کنند. کوتیزول هورمون استرس است و بدن را در شرایط هوشیاری و آمادگی جسمی و ذهنی قرار می دهد. واکنش ما به یک ترس دقیقاً مثل همان ترس است، تنها تفاوت در این است که علت ترس ما می تواند به شدت غیرمنطقی باشد. به عنوان مثال وقتی با یک مار کبری رو به رو شوید و قرار باشد مار به شما حمله کند، ترس شما کاملاً منطقی و قابل درک خواهد بود؛ اما اگر عکس یک مار کبری به شما نشان داده شود و بعد شما به همان میزان بترسید این دیگر قابل درک و منطقی نمی باشد.

بحث ترس و عوامل ترس را می توان از منظر دیگری نیز بررسی نمود. اگر چنانچه علت ترس ما برایمان ناشناخته باشد، می بایست حتماً به یک پزشک متخصص مراجعه کنیم تا او بتواند ریشه اصلی آن ترس را در ما شناسایی کند. برخی از متخصصان معتقدند که علت بیشتر ترسهای انسان ها، ریشه شخصیتی دارد. اختلال شخصیت مرزی، یک بیماری جدی اعصاب و روان است و مشخصه اصلی اش بی ثباتی و ناپایداری در خلق وخوست. این ناپایداری روی عملکرد و کارکرد فرد تأثیر می گذارد و مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی، محیط کار و جامعه برای آن فرد به وجود می آورد.

به دلیل تنوع رفتاری و همچنین اعمالی که از فرد مبتلا به شخصیت مرزی سر می زند، محققان این اختلال را مرز بین روان پریشی (پسیکوز) و روان نژندی (نوروز) می دانند. روان پریشی نوعی نابسامانی روانی است که فرد مبتلا با دنیای واقعی ارتباط برقرار نمی کند و درک صحیحی از واقعیات ندارد. مثل بیمارانی که دچار توهم و جنون هستند. اما بیماران روان نژند خصوصیاتی دارند که بسیار رایج و شناخته شده اند. از شاخص ترین آنها می توان به اضطراب، وسواس، افسردگی، ترس های مرضی و هیستری اشاره کرد. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی بین این دو گروه قرار می گیرند. درواقع آمیزه ای از حالت های ذکر شده را (به طور موقتی نه همیشگی) دارند.

بعضی از محققان ترس‏ها را به پنج نوع دسته‏بندى کرده‏اند:

  1. ترس از تفرد (مثل گریز از ازدحام یا تنها ماندن در خانه).
  2. ترس از حیوانات.
  3. ترس از قطع عضو.
  4. ترس‏هاى اجتماعى (مثل ترس از زیر نظر بودن دیگران هنگام کار).
  5. ترس از طبیعت (مثل بلندى کوه).

طبیعى است که براى غلبه برهر یک از انواع ترس، پیشنهاد های مختلفى ارائه شده است. علاوه بر این، باید دید این ترس در چه مرحله‏ اى از مراحل رشد انسان شکل گرفته است و متناسب با آن مرحله (کودکى، نوجوانى یا جوانى و…)، راه ‏هاى غلبه را پیگیرى کرد. ترس موجب بى‏قرارى مى‏شود و شخص اگر موردى براى ترسیدن هم نداشته باشد، باز آن را براى خودش مجسّم مى‏کند و ترس مى‏تراشد! آنچه به طور آشکار در همه این افراد نمایان است، ناپایداری در خلقیات و عواطف شخصی آنهاست. این ناپایداری به گونه ای است که از فرد مبتلا به ترس، رفتارهای غیر قابل پیش بینی سر می زند؛ مثلاً یک لحظه گریه می کند، ناگهان خشمگین و پرخاشگر می شود و سپس نشانه های اضطرابی یا افسردگی از خود بروز می دهد. گاهی نیز احساس پوچی و تهی بودن دارد و دنیا را بی معنی می پندارد و اصولاً به هیچ مناسکی هم پایبند نیست. در کل انجام رفتارهای تکانه ای (لحظه ای) در این افراد بسیار بالاست.

یکی از اعمالی که مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی به صورت تکرارشونده از خود نشان می دهند اقدام به خودزنی و خودکشی است. اقدام به خودزنی با استفاده از اجسام تیز و برنده مثل تیغ، چاقو و قمه در نواحی ای مثل شکم، بازو، ساعد و عضو غیرغالب زیاد دیده می شود. مثلاً در افراد راست دست ممکن است در بازو و ساعد چپ خطوط ناشی از برش با چاقو دیده شود. آنها نه تنها از آسیب رساندن به خود احساس درد و ناراحتی نمی کنند بلکه از آن لذت هم می برند. گاهی خون جاری شده را بو می کنند یا می لیسند. اقدام به خودکشی هم در این بیماران جدی تر و تهدید به خودکشی بیشتر است. آنها با این اعمال قصد دارند تنش های درونی خود را تخلیه کنند و از این کار احساس رضایت می نمایند.

ترس های مرضی و سایر اختلالات وابسته به اضطراب در افرادی رایج تر است که از مشکلات فیزیکی خاصی مثل بیمارهای تیروئید، آرتریت، میگرن و بالا بودن فشار خون رنج می برند. همچنین به نظر می رسد افراد به شدت ترسو بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. مطالعه ای که به تازگی در دانشگاه هاروارد صورت گرفته است، نشان می دهد که خانم های به شدت ترسو حدود ۶۰ درصد بیشتر در معرض خطر بیماری های قلبی و مرگ ناگهانی قرار دارند.

  • طبیعت ترس

ترس از سوسک وعنکبوت یا آراکنوفوبیا (arachnophobia) یکی از رایج ترین انواع وحشت در تمام دنیاست. ۵۰ درصد از خانم ها و ۱۰ درصد از آقایان چنین وحشتی را تجربه کرده اند. جالب اینکه تحقیقات نشان داده است که بسیاری از مردم بیشتر از آنکه از اسلحه بترسند از سوسک وعنکبوت وحشت دارند. اما چرا سوسک و عنکبوت ها باعث بروز چنین واکنش های فیزیکــــــی اغراق آمیزی می شوند؟ آمار واقعاً مستندی از درصد افراد مبتلا به انواع ترس های مرضی وجود ندارد، زیرا مردم به ندرت درباره چنین مشکلی با کسی صحبت کرده و برای درمان آن اقدام می کنند. مطالعات بین المللی نشان داده است که حدود ۱۰ درصد از جمعیت جهان در برهه ای از زندگی خود دچار نوعی ترس مرضی بوده اند؛ شایع ترین انواع این ترس های مرضی مربوط به سوسک، عنکبوت، مار، ارتفاع، توفان و پرواز بوده است. با این حال کمتر از یک چهارم این افراد به دنبال درمان مشکل خود رفته اند. متخصصان روانشناسی معتقدند درحال حاضر ما در وسط یک اپیدمی ترس قرار داریم. این می تواند مشکل مهمی قلمداد شود چرا که ما تمایل داریم ازعامل ترس خود فرار کنیم و بنابراین تا حد امکان سعی خواهیم کرد با این عامل وحشت رو به رو نشویم. اگر شما از چیزی که تا به حال ندیده اید یا به ندرت آن را می بینید، بترسید، می توانید زندگی عادی خود را داشته باشید، چون زیاد نخواهید ترسید و در نتیجه زیاد فرار نخواهید کرد اما اگر چیزی که عامل ترس شماست مدام در نزدیکی شما حضور داشته باشد، نمی توان به این راحتی ها از دستش خلاص شد، آن وقت زندگی طبیعی شما را مختل می کند.

  • · با ترس های واقعی و عینی چه کنیم

البته بسیاری از مردم در موقعیت های ترسناک واقعی قرار می گیرند. مثلاً در وسط یک تصادف بسیار شدید گیر می افتند اما حتی کسانی که در مناطق جنگی زندگی می کنند، آنهایی که خانه شان مدام در معرض سونامی و زلزله است هم می توانند یاد بگیرند که با این حس کنار بیایند. تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد مردم که تجربه ترسناکی داشته اند با مشکل استرس بعد از وقوع حادثه رو به رو می شوند. مثلاً چه عاملی باعث می شود کماندوها به رغم کار در شرایطی بسیار ترسناک و پراسترس همچنان بتوانند به این کار ادامه دهند؟ در این افراد انعطاف پذیری ذهنی بسیار بیشتر از توان بدنی اهمیت دارد. نیروهای ویژه نظامی در تمام دنیا یاد می گیرند که بر ترس های واقعی خود مسلط شوند. آنها این کار را با کمک تمرکز روی هدف، تمرینات پی در پی، مثبت اندیشی و تمرینات بدنی به دست می آورند.

  • · برخی از انواع ترس های مرضی دور از ذهن

در مورد ترس های مرضی یا همان انواع فوبیا به طور کلی باید گفت اگر چیزی وجود دارد، این امکان هم وجود دارد که کسی در جایی از آن بترسد! به عبارت ساده تر امکان ترس مرضی نسبت به هر چیزی وجود دارد!

  • آیکومفوبیا: ترس از اشیای نوک تیز مثل چنگال
  • اکتروفوبیا: ترس از خرس های اسباب بازی
  • کالرفوبیا: ترس از دلقک ها
  • دندروفوبیا: ترس از درخت
  • امتوفوبیا: ترس از استفراغ
  • فوبوفوبیا: ترس از خود ترس
  • لپیدوتروفوبیا: ترس از پروانه ها
  • رانیدافوبیا: ترس از قورباغه
  • سوشیوفوبیا: ترس از گردهمایی های اجتماعی و جاهای شلوغ

در واقع ترس های مرضی می توانند زندگی بسیاری از افراد را فلج کنند. آنهایی که آگورافوبیا دارند، یعنی می ترسند از خانه بیرون بروند و درصورت درمان نامناسب ممکن است در نهایت برای سال ها خود را در خانه حبس کنند. افراد مبتلا به ایروفوبیا یا ترس از پرواز با مشکلات متعددی درزندگی خود روبه رو هستند، چون مدام باید با قطار و خودرو سفر کنند. آنهایی که از پرندگان یا پروانه ها می ترسند هم به محض رو به رو شدن با چنین مواردی دچار وحشت می شوند. حالا خودتان حساب کنید چقدر در روز ممکن است ما پروانه یا پرنده ببینیم. نکته جالب اینکه برخی از شدیدترین انواع ترس های مرضی به سادگی حتی درعرض چند ساعت قابل درمان هستند.

  • · تشخیص و درمان

در اختلال شخصیت مرزی مجموعه ای از اختلالات به طور همزمان یا با فاصله اندک رخ می دهد بنابراین ممکن است افتراق از بیماری های روانی مثل افسردگی، دوقطبی، اسکیزوفرنی، پارانویید، بیش فعالی و… کمی دشوار شود ولی در علم روان پزشکی ملاک های تشخیصی ای وجود دارند که به راحتی از سایر بیماری های روانی تمایز داده می شوند. معمولاً بیماری در سنین جوانی آشکار می شود (در خانم ها بیشتر از آقایان بروز می کند) هر چه اختلال دیرتر شناسایی شود، درمان نیز پیچیده تر و دشوارتر خواهد شد و حتی ممکن است زمان بیشتری برای درمان لازم باشد. گرچه این اختلال با افزایش سن بهبود می یابد ولی درمان نکردن آن، آثار مخرب خود را روی زندگی بیمار می گذارد. درمان انتخابی این اختلال روان درمانی است و درمان دارویی برای مواردی است که بیمار دچار جنون آنی، افسردگی و… است. در اینگونه افراد، بهتر است حتماً نزد پزشک خود رفته و تحت درمان قرار بگیرند، تجویز دارو هم باید تحت نظر روان پزشک باشد.

 

  • · گزینه های درمانی

بعضی از موارد ترس اصولاً بیماری نیستند و بدون نیاز به پزشک می‌توانند درمان شوند. به این موارد، ترس طبیعی می گویند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل و برطرف می‌شود (مثل ترس ناشی از امتحان). ترس طبیعی می‌تواند با روشهایی از قبیل حمام گرفتن به مدت طولانی، تنفس عمیق، صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد، استراحت در یک اتاق تاریک و … تحت کنترل درآید. درمان فشرده، کوتاه مدت و گام به گام برای اختلالات عاطفی مانند: افسردگی، استرس و اضطراب، وسواس و افکار مزاحم، ترسها و فوبیهای مزمن، اختلالات و انحرافات جنسی، خجالت و عدم اعتماد به نفس، لکنت زبان، تیکهای عصبی و … لازم می باشد.

توجه: به نظر می رسد عدم اعتماد به نفس، خجالت یا ترس از ابراز وجود یکی از اصلی ترین و عمده ترین عوامل بوجود آورنده اختلالات عاطفی می باشند. همچنین عامل اعتماد به نفس مهمترین عامل پیشرفت کاری و حرفه ای فرد است. عوامل دیگر اختلالات روانی و عاطفی چون وقایع تلخ زندگی، نگرش منفی و عوامل ژنتیک و ارگانیک در اولویتهای بعدی قرار دارند.

درمان

ترس و اضطراب دو مقوله‌ي به هم پيوسته و جدانشدني هستد. عامل اصلي ترس، اضطراب است و بر عكس. ترس و اضطراب عوامل به وجود آورنده‌ي زيادي دارند. ترس و اضطراب حالات هيجاني ناخوشايندي هستند كه گاه به گاه افراد بی هنجار را هم مبتلا مي سازند. ليكن به شكل بارزتري در زندگي مبتلايان به اختلالات اضطرابي خود را نشان مي دهند. ترس از اضطراب ناشی می شود زيرا يك پاسخ هيجاني توأم با دلواپسي است كه در مقابل چيزها و موقعيت‌هاي خاص خود را نشان مي دهد.

روان شناسان چهار جزء در پاسخ آموخته با ترس را مشخص كرده‌اند كه عبارتند از:

  1. جزء شناختي: كه در آن اشتغال ذهني توأم با دلشوره از يك خطر احتمالي يا صدمه جسمي،‌ موقعيتي شرم ساز كننده يا بي كفايتي افشا شده وجود دارد.
  2. واكنش جسمي: كه تغييرات مردمكي و تنفسي تا اختلالات گوارشي و بي اختياري در مثانه را شامل مي‌شود.
  3. جزء هيجاني: كه شامل احساس نگراني،‌ احساس ضعف و لرزش می باشد.
  4. جزء رفتاري واكنش كلاسيك گريز: كه در آن فرد برانگيخته مي شود تا به منبع ترس حمله كرده و آن را نابود سازد و يا از موقعيت فرار كرده و از خطر رهايي  يابد.

هر چند اضطراب همان چهار جزء ترس را دارد ولي بايد از آن تفكيك شود. در اضطراب جزء شناختي مبهم واز نظر ذهني نامتمركز است. به جاي آگاه بودن از خطري روشن و شناخته شده،‌ شخص از احساس نگراني خود رنج مي برد. تفكر غالب اين است كه چيزي وحشتناك درشرف وقوع است. شخص مبتلا قادر به حمله و تخريب منبع اضطراب نيست،‌ چون مشخص نيست،‌ توان فرار از آن را ندارد. اجزاي جسمي و هيجاني اضطراب شبيه اجزاي ترس است اما معمولاً شديدتر از آن مي باشد.

مراجعه به پزشک خانواده و تشخیص به موقع فرد، باعث می شود راه درمان سهل تر و آسان تر صورت گیرد هنگامی که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) روان درمانی، درمان با هیپنوتیزم را به او پیشنهاد می‌کند.از انواع درمانهای دارویی و یا درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی)، حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی و … را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابله مؤثر و مستقیم با عوامل تنش زا آماده کند.

 

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی