فقط کمی صبر لازم است: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

فقط کمی صبر لازم است: دکتر محسن بهشتی پور

کمی صبر کنید، چرا به این زودی نا امید شده اید. بالاخره شما هم روزی به این باور می رسید که : ” بنده هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، زیرا خودش بزودی خواهد آمد” تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه” باشید. شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید، بنابراین شما بایست تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص بدهید. این تنها زمانی است که اهمیت دارد. پس اینقدر به گذشته خود نچسبید و به زمان حال فکر کنید. شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغییر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقباً زندگی تان تغییر خواهد کرد.این تغییرات را از همین امروز شروع کنید، فردا دیر است، شاید دیگر فردایی نباشد.

یکی از این انتخاب ها می تواند تغییر در گفتار و کردار شما باشد. طرز گفتار با پدر، مادر، همسر و فرزند. در یک مفهوم دقیق تر، انسان از مفهوم ارتباطات، یک جریان دو سویه تفهیم و تفاهم میان دو موجود زنده را درک می کند. ارتباط بین دو انسان، نوعی رفتار اجتماعی است که از مفهوم «فاعلیت» یک قطب تا فهم و احساس و رفتار قطب دیگر گسترده است. یکی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و گفتگو زوجین است. از بهترین و پرشکوه ترین تجلیات زندگی متعادل، داد و ستد عاطفی بین زوجین است. در هیچ مرحله ای از مراحل زندگی نمی توان احساس بی نیازی از عواطف نمود. داد و ستد عاطفی در آغاز ازدواج با شور و حرارت خاصی، حضور وافر و موثری دارد، لیکن پس از مدتی به لحاظ عدم آگاهی و غفلت یکی از زوجین یا هر دو، نبض زندگی کند می شود و عواطف سرشار و با حرارت، فروکش می کند و لحظه های ملال از راه می رسد و گله ها و شکوه ها، هر آن چه بر پیکره زندگی تازیانه می زند و زن و شوهر، مستأصل و درمانده، متحیرند که چرا زندگی شیرین و جذاب گذشته به این مرحله تنزل نموده است. آن ها از این حقیقت غافلند که عاطفه به همان اندازه که برای یک شروع خوب ضروری است، برای ادامه زندگی خوب نیز لازم است.

هنگام گفتگو بین زن و شوهر چه چیزهایی را رعایت کنیم

زمان نامزدي‌تان را به ياد بياوريد. آيا در قرارهاي آن روزهاي‌تان لحظاتي پيش مي‌آمده كه احساس كنيد حرفي براي گفتن نداريد؟ قطعا نه. قطعا در آن روزها بعد از هر ملاقات باز هم احساس مي‌كرديد كه يك عالمه حرف ناگفته براي‌تان باقي مانده و هنوز به خانه نرسيده، با پيامك يا تلفن زدن باقي حرف‌هاي‌تان را به يكديگر مي‌گفتيد اما بعد از ازدواج اوضاع براي همه اينطور نمي‌ماند. خيلي از زن و شوهرها از اين‌كه ديگر حرفي براي گفتن به هم ندارند احساس نارضايتي مي‌كنند؛ گرچه آن‌ها احساس مي‌كنند اين يك اتفاق طبيعي است اما حرف‌نزدن در زندگي زناشويي مي‌تواند يكي از بزرگ‌ترين تهديدها براي ارتباط زن و شوهر باشد. ما به شما از اهميت اين موضوع مي‌گوييم و سعي مي‌كنيم با يادآوري چند نكته به شما در صحبت كردن با همسرتان كمك كنيم.

بسیاری از مشكلات حل مي‌شود بشرط آنکه…

اگر مي‌خواهيد موافقت همسرتان را نسبت به موضوعي كه مي‌دانيد، مخالفش است جلب كنيد به راه‌هاي ناجوانمردانه متوسل نشويد. همسرتان را‌گير نيندازيد و براي رسيدن به نتيجه مطلوب‌ او را غافلگير نكنيد. گرچه ممكن است او به دليل خارج شدن از شرايطي كه آزارش مي‌دهد به شما پاسخ مطلوب‌ را بدهد اما زياد خوشحال نشويد چون آن جواب چندان هم واقعي نخواهد بود. سعي كنيد زماني براي گفت‌وگو پيش قدم شويد كه هر دوي شما شرايط برابري داريد و همچنين از آمادگي كامل براي حرف زدن برخورداريد. مي‌توانيد در اين مورد با هم توافق كنيد كه قبل از شروع يك گفت‌وگوي جدي از او بپرسيد كه آيا زمان مناسبي هست يا خير؟ انتظار نداشته باشيد كه همسرتان هر زمان كه شما مي‌خواهيد و در مورد هر موضوعي كه دلخواه شماست، صحبت كند. وقتي موضوعي را مطرح مي‌كنيد درصورت نياز، به او زماني براي فكر كردن بدهيد اما قرار نيست اين فرصت زياد هم طولاني شود پس به او يادآوري كنيد، دوست داريد در همين يكي، 2 روزه در مورد آن موضوع با هم صحبت كنيد.

همه مشكلات حل مي‌شود با…

وقتي شما يك گفت‌وگوي موفق با همسرتان داريد در واقع اهميتي كه براي او و حرف‌هايش قائليد و همچنين زيبايي او درنظرتان را ثابت مي‌كنيد. گفت‌و‌گو خيلي جاهاي خالي را در زندگي زن و شوهرها پر مي‌كند، از جمله:

حس ارتباط داشتن و نزديك بودن به يكديگر

احساس اين‌كه عقايدمان مورد توجه و احترام قرار مي‌گيرد

امكان يادگرفتن چيزهاي تازه از يكديگر

امكان به بحث گذاشتن مشكلات و صحبت كردن در موردشان

امكان پيدا كردن بهترين راه‌ها براي حل كردن مشكلات به كمك يكديگر

امكان درك كردن يكديگر و گفت‌وگو در مورد احساسات

همه آنچه مي‌توانيد در مورد آن صحبت كنيد

يك نويسنده فرانسوي معروف مي‌گويد: يك ازدواج موفق، پر است از صحبت‌هايي طولاني‌ كه به‌نظر زن و شوهرها كوتاه مي‌رسد اما براي بعضي‌ها پيدا كردن موضوعي براي صحبت چندان آسان نيست. صحبت كردن با شريك زندگي موضوع خاصي نمي‌خواهد. شما مي‌توانيد از جزء جزء وقايع زندگي‌تان موضوعات نابي براي صحبت كردن بسازيد. شما مي‌توانيد يك گفت‌وگوي زن و شوهري را با چنين موضوعاتي شروع كنيد:

عادت‌هاي همسرتان و به ياد آوردن عقايدش

برنامه‌ريزي براي يك برنامه تفريحي مشترك يا مسافرت

خاطرات دوران كودكي‌تان

فيلم‌ها يا برنامه‌هاي تلويزيوني

تجربه‌هايي كه دوست داريد به دست بياوريد يا جاهايي كه دوست داريد ببينيد

تجربه‌هايي كه در آن روز به دست آورده‌ايد يا تفاوت‌هايي كه در كارهاي روزتان ايجاد كرده‌ايد

احساسات و عقايدتان در روزي كه گذشت و نظرات‌تان در مورد زندگي

پرسيدن سوالاتي كه اينگونه شروع مي‌شوند: اگر مي‌توانستي… ؛ آيا تا به حال…؛ آيا به‌نظر تو… و…

علاوه بر اين موضوعات شما مي‌توانيد در مورد اخبار، وضعيت هوا، فرزندان‌تان، شغل‌تان، مسائل مالي، مسائل خانه و خانه داري، وضعيت سلامت‌تان، دوستان و… هم صحبت كنيد. يادتان نرود اين موضوعات بايد شروعي براي گفت‌وگوي شما باشد پس سعي نكنيد تنها خودتان در موردشان صحبت كنيد. بعد از بيان نظرتان چند لحظه‌اي مكث كنيد و نظر همسرتان را هم بپرسيد يا گاهي بعد از بيان نظرتان سوالي را مطرح كنيد كه او را درگير اين بحث كند. اگر مدت‌هاست از چنين تجربه‌اي دور بوده‌ايد شايد شروع اين گفت‌وگو‌ها براي‌تان دشوار باشد و در آغاز به نتيجه‌اي كه دل‌تان مي‌خواهد نرسيد اما نااميد نشويد و يادتان نرود كه موفقيت زندگي مشترك‌تان ارزش تمامي اين تلاش‌ها را دارد.

اين ريزه‌ كاري‌ها را رعايت كنيد

صحبت كردن با شريك زندگي، شرايط پيچيده‌اي ندارد اما با وجود اين، كارنامه بسياري زن و شوهر‌ها پر است از ارتباطات ناموفق و صحبت‌هايي كه به سوء‌تفاهم و بحث ختم مي‌شوند. نبايد فراموش كرد كه در زندگي زن و شوهرها هم مثل باقي ارتباط‌ها، آداب و رسوم و ريزه كاري‌هايي وجود دارد كه شايد كوچك و ساده به‌نظر برسند اما وجودشان شرط لازم يك ارتباط موفق است.

چه انتظاري داريد؟

اگر انتظار داريد، صحبت‌هاي‌تان به دعوا ختم شود، مطمئن باشيد كه مي‌شود. اگر انتظار داريد، پس از چند دقيقه صحبت، روزها از همسرتان دور شويد، مطمئن باشيد كه مي‌شويد. انتظار شما از گفت‌وگوهاي‌تان تا حد زيادي مي‌تواند نتيجه آن را مشخص كند. پس سعي كنيد، مثبت‌انديش باشيد و قبل از وارد ميدان شدن انتظاري مثبت را در خودتان تقويت كنيد.

چرا حرف مي‌زنيد؟

آيا در مورد يك موضوع مهم با همسرتان حرف مي‌زنيد تا نگاهش را نسبت به آن موضوع عوض كنيد؟ آيا دوست داريد با اين گفت‌وگو‌ها به هم نزديك‌تر شويد و آرامش بيشتري به دست بياوريد؟ شما مي‌توانيد براي يك مكالمه كوتاه كه ساده هم به‌نظر مي‌رسد، هدف‌هاي مختلفي داشته باشيد. اين هدف‌ها تا حدودي مي‌توانند آخر و عاقبت مكالمه شما را مشخص كنند، پس بيشتر مراقب انتخاب كردن‌شان باشيد.

نگوييد ما بايد حرف بزنيم

موضوع صحبت شما هرچه باشد بايد طوري آغاز شود كه يك گفت‌وگوي دو نفره به‌نظر برسد نه تلاش شما براي به كرسي نشاندن حرف‌تان. شما قرار است با يكديگر در مورد يك موضوع گفت‌وگو كنيد و با همديگر براي حل كردن مشكلات‌تان اقدام كنيد. پس سعي كنيد در شرايطي كه براي هر‌دوي شما مناسب است و درصورت تمايل‌تان اين گفت‌وگو را آغاز كنيد.

پيشنهاد يك گفت‌وگو را بدهيد

مي‌توانيد با جملاتي مانند داشتم فكر مي‌كردم كه… ؛ تو در اين مورد چه فكر مي‌كني… ؛ دوست دارم در اين مورد صحبت كنيم… و… مكالمه‌تان را آغاز كنيد. اين گفت‌وگو مي‌تواند در مورد هر موضوعي باشد و موجب مي‌شود كه صحبت‌هاي‌تان به مسيري دو نفره وارد شود. زمانی که شما توانستید این مراحل را به مرحله اجراء درآورید، زندگی شما به سمت آرامش و ثبات پیش می رود. حال ببینیم که چگونه می توان این آرامش را حفظ و نگهداری کرد؟

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بگویید؟

یکی از راه های برقراری ارتباط با همسرتان استفاده از زبان است. بعضی اوقات زبان باعث جدایی و تفرقه و در برخی از مواقع باعث محکم شدن رابطه با همسرمی شود. برای اینکه روابط زناشویی تداوم بیشتر و بهتری داشته باشد چه حرفهایی را باید به همسرتان نگویید؟

در ابتدا باید گفت به دلیل اینکه روحیات و عواطف زن و مرد با هم متفاوت است، حرف هایی که نباید گفته شود هم متفاوت است؛ ابتدا زنان را مورد بحث قرار می دهیم:

زنان نباید همه خاطرات و یا اسرار گذشته خود را بازگو کنند و یا حتی در مورد تعداد خواستگارهای قبلی که موقعیت های اجتماعی و مالی بیشتری داشتند، صحبت کنند؛ زیرا مردان احساس می کنند که ضعف دارند و به شخصیت آنها توهین شده و باعث می شود ذهنشان نسبت به همسرانشان مغشوش شود.

زنان اگر می خواهند صحبت هایی از گذشته را برای همسرانشان بازگو کنند، باید سعی کنند وارد جزئیات نشوند و بحث را نشکافند. مشکلاتی که در گذشته حتی با خانواده خود مانند برادر و یا خواهر داشتند، اگر فکر می کنند مورد خدشه دارد شدن روابط آنها با همسرشان می شود به هیچ وجه بازگو نکنند.

همچنین زنان نباید ضعف خانواده همسر را مورد ایراد قرار دهند و مثلا نگویند” تو خانواده دوست هستی و به خانواده خودت بیشتر احترام می گذاری”. زیرا مردی که خانواده و همچنین پدر و مادر خود را دوست دارد؛ در نتیجه همسر خود را هم دوست خواهد داشت و به این موضوع مانند یک امتیاز نگاه کنید نه یک ضعف.

معمولا در روابط خانوادگی زنان کمی اغراق می کنند و یا دست به مقایسه می زنند، زنان نباید بگویند که «خانواده من فلان امتیاز مثبت دارد و خانواده تو فاقد این امتیازها است» این کلام باعث فاصله گرفتن از همدیگر می شود.

تحقیقات نشان می دهد زنان همزمان دو نیم کره مغزشان فعال است و تمام جزئیات و کلیات را در نظر دارند ولی آقایان فقط یک نیم کره مغزشان فعال است. بنابراین زنان باید این نکته را مدنظر قرار دهند که وقتی مطلبی را به مردان گوشزد می کنند حداقل ۳تا۱۵ثانیه زمان می برد تا همسرشان حرفهای آنها را درک کند.

در نتیجه نباید همزمان چند مطلب و یا موضوع مهم را به مردان گفت؛ زیرا مردها قوه تجزیه و تجلیل شان نسبت به زنان کمتر است و این چند مطلب گویی موجب فشار و در نتیجه عصبانیت آنها می شود.

● و اما مردان

مردها باید تلاش کنند جایگاه ارزشی خانواده قبلی خود و خانواده فعلی متعادل نگاه دارند به عنوان مثال نباید بگویند: “من خانواده خودم را بیشتر از خانواده تو ( همسرم ) دوست دارم”.

دوست داشتن یک امر ذاتی است و نباید خانواده های مرد و زن را از لحاظ دوست داشتن مقایسه کرد.نمی توان به کسی گفت “مادر همسرت را به اندازه مادر خودت دوست داشته باش” اما باید احترامی که به این دو نفر می شود متعادل و یکسان باشد.

زنان معمولا از تعریف و تمجید خوششان می آید در صورتی که مردان معمولا به کمیت بیشتر از کیفیت توجه می کنند. مثلا موقع غذا خوردن مردها غذایی را دوست دارند که با ولع بتوان آن را خورد در این هنگام زنان فکر می کنند غذا بسیار لذیذ شده که همسرشان با ولع در حال خوردن است. وقتی از آنها می پرسند: غذا خوشمزه شده است، نباید اگر غذا هم لذید نبود نظر منفی بدهند زیرا باعث تخریب همسرشان می شود.

در مدیریت خانواده مردان نباید دنبال این باشند که فقط نظرات خود را اعمال کنند. در مورد جزئیات داخلی خانواده و معاشرت، تربیت و یا حتی دکوراسیون خانه نظر زنان بیشتر ارجحیت دارد. سلیقه خانم ها معمولا در این مواقع با آقایون متفاوت است، زیرا خانم ها اگر کوچکترین ناهارمونی در رنگها و ابعاد وسایل خانه به وجود بیاید موجب آزارشان می شود اما مردها این ویژگی را ندارند. بنابراین بهتر است مردان در نوع چینش وسایل خانه و دکوراسیون نظر همسرشان را در اولویت قرار دهند.

دوستی یا عشق، کدامیک در رابطه زناشویی مثمرثمر تر و باعث آرامش می شود؟

شاید بتوان مهم ترین هدف انسان را در تاریخ حیاتش ، رسیدن به ساحل امن آرامش دانست، کشش به این هدف در دوره های مختلفی، در لباس های متفاوتی خود را نشان داده است : پول، مادیات ، لذّت، شهرت ، محبوبیت، قدرت، دین، خدا، رسیدن به استقلال، وابستگی و … . ولی شاید مهمترین و پر رجوع ترین جایی که انسان ها به دنبال آرامش در آنجا می گردنند ارتباط است، انسان به این درک رسیده که حس های بشری را تاحدی می توان به تنهایی تجربه کرد و از یک مقدار به بعد باید در جمع و با هم در تجربه یک حس مشترک بود مثلاً تا حدی می توان به تنهایی خوشحال بود و برای دریافت میزان بیشتر خوشحالی باید در جمع خوشحال بود . و اینجاست که انسان برای حل مهم ترین دقدقه زندگی خود یعنی آرامش دست به دامن ارتباط می شود. اما جدا از چگونگی و موقعیتی که آرامش در آن مورد جستجو قرار می گیرد احساس شخصی و شرایط دیگری هم در تجربه این حس دخالت دارد.

● آرامش داشتن مسری است. نداشتن آرامش هم همین طور

جیم رون نویسنده موفق می گوید: ” شما جزو آن پنج نفری هستید که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذرانید. ” به واقع این جمله میزان تاثیر پذیری فرد را از گروه و افرادی که با آنها در تعامل است را نشان می دهد برای پاسخ با این که “چقدر در زندگی ام آرامش دارم ؟ ” می توان به خانواده، همکاران، دوستان و همه کسانی بیشتر اوقات روز را با آنها می گذرانید نگاه کنید و یک جواب مشترک بین این سوال و اینکه “چقدر آنها آرامش دارند ؟ ” وجود خواهد داشت. همه ما به تدریج شبیه کسانی می شویم که اوقات خود را با آنها می گذرانیم و اگر تنها باشیم بهتر است تا وقت خود را صرف کسانی کنیم که ما را با ذهنیت قربانی خودشان، به دنیای نا آرام وارد می کنند.

● چه چیزی در تجربه آرامش دخالت دارد؟

شاید شرایط و موقعیت جاری اولین و تنها جایی است که برای جواب این سوال مورد جستجو قرار می گیرد ، اما توجه با این که شرایط حال بر روی چه بنایی شکل گرفته ضروری به نظر می رسد و این بنا، گذشته نام دارد.گذشته تاریک انسان ها می تواند فاکتور مهمی باشد که اثر بخش زیادی از موارد مثبت را از بین ببرد.

گذشته مانند کوله باری از سنگ های سنگین و بزرگی است که حرکت را کند تر و کند تر می کند ، جهت حرکت را تغییر می دهد و گاهی هم متوجه می شویم که کوله بارمان ما را به این سو و آن سو می برد نه ما، و دردناک تر این که تنها عذاب حمل کردن آن با ما می ماند .

افراد زیادی هستند که صدمات و خاطرات تلخ گذشته را از یاد نمی برند و هیچ گاه از ترس و خشم رهایی نمی یابند، افرادی که والدین خود را نمی بخشند و زندگی نا آرامی را برای خود، همسر و فرزندانشان به ارمغان می آورند.آنچه روشن است برای فرمانروایی آرامش باید از موضع عشق و بخشش وارد شد. برای دعوت آرامش به زندگی باید دست های مشت شده از خشم را برای در آغوش گرفتن دنیای آرام باز کرد، باید چشم های بسته شده از ترسی که از گذشته در ما خانه کرده را به سوی نور امید گشود و این که نه برای دیگران ، بلکه برای خود بخشید و گذشته را رها کرد.

● حفظ آرامش

گاه آنقدر از رسیدن به آرامشی که به آن دست می یابیم مست و مغرویم که از یاد می بریم که این نهال زیبا ، این شگفت انگیزترین خلقت خدا نیازمند توجهی ویژه است. نکته ای که انسان ها زود فراموش می کنند که حفظ آرامش از رسیدن به آرامش مهم تر است. تغییرات زمانی، مکانی، ارتباطی ، همه و همه این قابلیت را دارند که نوساناتی را در آرامش به وجود آورند و حالا است داشتن مهارت مدیریت آرامش بیشتر از هر چیزی مهم به نظر خواهد رسید . نکته قابل تامل و امیدوارانه این است که مهارت چگونگی رسیدن و نگهداری آرامش اکتسابی و یادگرفتنی است.

● تغییرات و آرامش

تغییرات در زندگی و گذر زمان این قابلیت را دارد که به حس ها رنگ و بویی تازه بدهد. این ذهن بشر است که تعیین می کند که چگونه روح و جسم بدن در برابر تغییرات از خود عکس العمل دهد. در برابر تغییر، ذهن است که می گوید متناسب با باورها ، عقاید و آموزش های گذشته آرامش یا اضطراب را باید تجربه کرد .در دنیای امروز، با تغییر مرزهای ارتباطی جدید، شیوه های زندگی و رفتاری دستخوش تحول و دگرگونی شده است و باید این نکته را همیشه در نظر داشت که اگر می خواهیم تغییری مثبت برای رسیدن به آرامش به وجود بیاوریم یا اینکه بخواهیم در برابر تغییرات آرامش مان تهدید نشود همیشه باید خودمان قسمتی از تغییری باشیم که می خواهیم در دنیا بدهیم و به بیان بهتر باید یکنواخت شدن با تپش قلب طبیعت را تمرین کنیم.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی