آرامش: دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

آرامش: دکتر محسن بهشتی پور

 

وقتي افراد با هرگونه مشكلي مواجه مي‌شوند، يا شكست مي‌خورند، سرزنش می شوند، احساس گناه می کنند، تأسف‌ می خوردند و اضطراب تمام وجودشان را می گیرد، مقداري زیادی در خود انرژي منفي توليد مي‌كند. اين بدان مفهوم نيست كه آنها بد يا منفي هستند ولي به اين معناست كه آنها با منبع دروني انرژي مثبت‌شان قطع رابطه كرده‌اند!شايد شما تجربه رفتن به جايي يا بودن با افرادي را داريد كه باعث شده است تا شما در درون تان احساس بدي پيدا كنيد و احتمالا احساس خستگي، احساس ناخوشايندي، احساس كمي سنگيني در ناحيه گردن کردن و يا بي دليل دلتان بگيرد وبه ياد دلتنگي هايتان بيفتيد، حتي لبخند زدن برايمتان مشكل می شود! شاید باور نکنید ولی خوب است بدانید که، شما در يك محيط، با بار منفي انرژي فراوان قرار گرفته ايد! واين بسيار امری عادي است كه بار منفي آن افراد و محیط شان شما را در خود گرفته و شما آن بار های منفی را جذب کرده اید.
گرچه سخت است علت دقيق ناراحتي‌تان را بفهمید ولي به هرحال آن را احساس مي‌كنيد. درعوض، برخی از موارد هم پیش می آید که شما در كنار بعضي افراد خود به ‌خود احساس بهتر بودن و داشتن آرامش بيشتر می کنید. اين تجربيات اتفاقي نيست؛ اينها نتيجه تبادل مشخص انرژي است. وقتي شخصي انرژي درونی خود را از دست می دهد نیاز دارد تا با فردی که انرژی بیشتردارد در ارتباط قرار بگیرد، تا بصورتی انرژی از دست رفته خود را جبران نماید.آن فرد نیزانرژي خوبی را به او انتقال می دهد. درعين حال از انرژي خود آن شخص نیز اندكي كاسته مي‌شود. انتقال انرژي از شخصي به شخص ديگر موجب برقراري تعادل و توازن مي‌شود. تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلماً هرکسی آن را تجربه کرده است. وقتی منفی‌بافی می‌كنید و راهی هم برای رهاساختن خود ازآن نمی‌یابید، انرژی خود را راكد نگاه می‌دارید.
وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شوید، شاید دلتان بخواهد شاد باشید ولی احساس می‌كنید كه با افسردگی و تأسف‌خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شوید، لذت شما كم می‌شود و احساس می‌كنید میل درونی‌تان شاد بودن است اما آن را نمی‌یابد. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت‌بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.
فراموش نكنیم وقتی منفی‌بافی می‌كنیم ممكن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را كه حاصل آن است احساس كنیم. ما به خاطر اشتباهات گذشته‌مان احساس تباهی و بیهودگی می‌كنیم و نمی‌توانیم خودمان را ببخشیم. روح‌های حساس، منفی‌گرایی دیگران را به درون خود می‌كشیم ، منفی‌گرایی كه آنها احساس می‌كنند تركیبی از منفی‌بافی‌های خودشان همراه با منفی‌بافی‌های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا كه می‌روند منفی‌بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می‌كشند. این حقیقت را دریابید که انرژی در انسان دو ویژگی دارد، این دو ویژگی ها را فقط موجودی به نام انسان دارد، اما بقیه موجودات آن ویژگی ها را ندارند. این دو ویژگی عبارتند از:
1- انسان ها قادرند انرژی بدنی خود را به هر سمتی که می خواهند هدایت کنند.
یعنی وقتی به چیز یا شخص مشخصی فکر می کنند انرژی شان به سمت آن چیز یا آن شخص خواهد رفت.اگر کمی دقت کنید می بینید، خیلی وقت ها می شود که به کسی زنگ می زنید و او نیزمی گوید:
– “چه خوب شد زنگ زدی!”
– ” داشتم بهت زنگ می زدم!”
– “داشتم بهت فکر می کردم!”
– “حلال زاده!”
– “دل به دل لوله کشی شده!”
نکته فوق العاده جالب توجه این است، وقتی شما به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که باشد فکر می کنید انرژی های شما بلافاصله به سمت آن فرد حرکت می کند و به او میرسد، حتی بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که ایران باشید یا آن طرف دنیا. در فیزیک به این حالت می گویند “جهش کوانتومی”. یعنی انرژی ما می تواند از هر چیزی و هر مکانی و زمانی عبور کند. پس به محض اینکه ما به یک چیزی فکر کنیم انرژی ما نزد او حاضر می شود.
مثلاً شما یک وقتی دارید توی خیابان راه میروید. حس می کنید که یکی شما را نگاه می کند. برمی گردید می بینید که واقعاً آن فرد، دارد شما را نگاه می کند. سئوال اینجاست که شما چطور حس کردی، یکی دارد نگاه تان می کند؟ آیا قبول دارید کسی که به شما نگاه می کند، دارد به شما فکر هم می کند؟ آری، زیرا شما انرژی آن شخص را دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از آن انرژی می کند، می شود ” حس شما “. شکل پر رنگ این مکانیزم را میگویند “تله پاتی” که آدم ها یاد می گیرند با تبادل انرژی فکرهمدیگر را بخوانند.
2- مورد دوم اینکه انرژی بنده وشما مثبت و منفی می شود ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.
اگر ما حالمان خوب باشد، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خوانیم، انرژی ما مثبت است. اگر حالمان بد باشد، اگر داریم غرمیزنیم، اگر داریم بد و بی راه می گویم، عصبانی هستیم، استرس داریم، نگران هستیم، اگر اضطراب داریم،انرژی ما تبدیل به انرژی منفی شده است.این حالت درحالی است که انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی بنده و شما می تواند انرژی اجسام را مثبت و یا منفی کند.آدم هایی که مثبت هستند (فکر های خوب می کنند، روحیه عالی دارند) انرژی های آنها مثبت است. آدم هایی که منفی هستند (روحیه داغونی دارند) انرژی هایشان منفی است. یکی از بحث های مهم موفقیت شما این است که:
تا جایی که می توانید ” از آدم های منفی حذر کنید ” و تا جایی که می توانید ” بچسبید به آدم های مثبت ” چرا؟
چون انرژی آنها روی بنده و شما اثر می گذارد. اگردیدید که آدمی روحیه ی مثبت دارد، خود را به او برسانید! و اگر دیدید آدمی روحیه ی منفی دارد، فوری از او در دور شوید! زیرا ” افسرده دل، افسرده کند انجمنی را ” اگر دوست داشتید می توانید امتحان کنید؛ کافی است یک ماه با یک آدم غرغرو راه بروید، بعد از یک ماه می بینید خودتان هم وقتی راه میری، غر میزنید.
در زمان های قدیم یک رسمی در بین مردم بود به نام “مجاورت”. وآن موضوع این بود که اگرعارفی ویا پهلوانی در شهر بود، عده ای به نام “مرید و نوچه” دور و بر آن فرد می رفتند. این مرید ها و نوچه ها حالات و روحیه ی خوب و بالایی داشتند. ادب و منش خاصی را هم در میان مردم رعایت می کردند. کلاً در تمام زمان زندگی خود حس خوبی داشتند. فکر می کنید این حس خوب برای چه چیزی بود؟ آری آن حس خوب به خاطر انرژی فوق العاده مثبت آن پیر وعارف یا پهلوانی بود که آنها با او مراوده داشتن و در محضر او هم درس می گرفتند و هم انرژی!
ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه‌ی منفی و یأس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است. موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند»، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.
ومهمترین موضوع از دیدگاه بنده این است که، خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا می‌دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.
به این موضوع کمی بیشتر دقت کنید، هاله های انرژی محیط ، در پیرامون دو قسمت از بدن ما انسان ها، تراکم بیشتری دارند. این دو قسمت یکی چشم ها و دیگری دستان ما می باشند.
1- چشم ها
شما زمانی که حال تان خوب نیست و عصبانی هستید و غر میزنید،چشم های تان دروازه ی انتقال انرژی منفی می شوند. بهتراست بیشتر توجه کنید که وقتی حال شما خوب نیست حق ندارید وارد خانه خود بشوید، زیرا به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خانه می شوید و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی را از طریق چشم هاتان به اعضای دیگرخانه منتقل می کنید. نتیجه این می شود که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر و کله هم دیگر و یا هر کدام خسته و کوفته و داغون یک گوشه خانه ولو شده اید! پس بهتر است اول کیسه زباله انرژی های منفی خود را بگذارید پشت درب منزل و بعد وارد خانه یا محیط کار شوید.
در کشورهلند که بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندان هلندی تستی را انجام دادند و آن این بود که بچه های مهد کودکی را بردند در مزارع گل و گفتند شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود دارد بازی کنید و راه بروید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.
بعد ازمدتی دانشمندان،رفتند از آن محل دیدند کردند و متوجه شدند، آن جاهایی که بچه ها بازی کردند،هم گلها بسیار با نشاط و شاداب تر شده اند وهم زود تر رشد کردند. در نهایت آنها نتیجه ی تحقیقات شان را به دولت هلند اعلام کردند. دولت هلند هم بخشنامه ای را به تمامی مهد کودک ها صادر نمود، و از آنها خواست که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک خود را تعطیل کند و بچه ها را ببرند به مراکز پرورش گل تا بچه ها درآنجا بازی کنند.
این را باور کنید که، چشم های ما اگر حالمان خوب باشد، دروازه ی انتقال انرژی مثبت و اگر بد باشد دروازه انتقال انرژی بد خواهند بود و اگر حالمان بد باشد، دروازه ی انتقال انرژی منفی خواهند شد. بارها از دیگران شنیده اید که فلانی بچه ام را چشم زد و چشم فلانی شور است! وقتی شما از درون حالتان خراب است و می خواهید از بیرون خود را خوب و شاد نشان بدهید، نتیجه همین می شود که ما به آن می گوییم ” چشم زخم ” !
بطور مثال یک شخصی می گوید: من یک نوزاد دارم، هر چی به او میدهم می خورد، ولی انگار نه انگار! بچه ام مثل آدم های استخونی می ماند.اما وقتی میروم خانه یکی فامیل. آنها یک نوزاد دارند هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! آنم از این هلو زاعفرونی! میروم لپش را می کشم و می گویم ” تپل مپل چطوره؟ ” ولی تو دلم می گویم ” بچه بترکی! مگرچیزی می دهند تو میخوری که اینقدر تپلی!
وقتی از درون حالتان بد باشد و از بیرون بخواید نشان بدهید که حالتان خوب است، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن را از خودشان ساطع می کنند. یا مثلاً در حالت دیگری:
کارمندی می گفت: من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند ماندم. پسر عمویم 5 ساله آمده توی این اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی دارد توی این اداره و بعد از 5 سال به او حکم “معاون مدیر کل” داده اند! من 20 ساله اینجا هستم ولی هنوزم کارمندم! فردای آن روزی که او مشغول به کار بود رفتم و یک دسته گل، از این گل ها دیدینی که انقدر بزرگ بود که آدم می توانست پشت آن قایم بشود! خریدم و رفتم دم در اتاق پسر عمویم،در زدم گفتم:
“پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش را هم داشتی! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!”
اما تو دلم گفتم ! “بمیری الهی، حق من را خوردی، حق من بود نه تو!”
آری واقعیت همین است، زمانی که از درون حال تان خراب و از بیرون می خواهید نشان بدهید که حال تان خوب است، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن را از خودشان ساطع می کنند و آن انرژی منفی یک اتفاقاتی را رقم می زند که ما به آن می گویم “چشم زخم”! پس چشم زخم وجود دارد. ولی هرچه هست از کجی ماست، اما نکته مهم این است که برای رفع این چشم زخم چه باید بکنیم؟
بعضی ها می گویند نعل اسب به خودتان آویزان کنید!
بعضی ها می گویند عینک به خودتان آویزان کنید!
بعضی ها می گویند نمک بگزارید تو جیبتان! و ……
نه نه هرگز هیچ کدام فایده ای ندارد. بهتر است درون خود را صاف و جلا بدهد تا هرچه به سمت شما می آید، آنقدر انرژی های مثبت شما زیاد باشد که همه آنها را نابود کند.

انرژی دست ها:
بیشترین مقدار انرژی آدم ها در دستان آنها می باشد، به نوعی می توان گفت بیشترین مقدار انرژی را انسان ابتدا در دست ها و بعد در چشم ها خود دارد. اگر شما دقت کرده باشید، شما وقتی یک جایی از بدن تان درد می گیرد، نا خواسته فوراً دست خود را روی آن می گزارید و بعد از چند دقیقه می بینید درد آن محل آرام می گیرد. در این حال آنچه اتفاق می افتد این است که خودتان دارید به خودتان انرژی میدهید، بدون اینکه متوجه باشید!
عده ای از محققین در آمریکا یک تعداد نوزادانی را انتخاب کردند و به مادران آنها گفتند شما باید روزانه حداقل 20 دقیقه بچه هایتان را نوازش کنید. نتیجه اینکه: بعد از سه هفته بچه هایی که از طرف مادرانشان نوازش شده بودند، نفخ شکم شان، بی تابی هاشان، چیزهایی که بچه های کوچک را در این سنین اذیت می کند و باعث گریه آنها میشود، به شدت کاهش داد. این مطلب به خوبی نشان می دهد که توجه و انرژی مثبت چقدر بر روی انسان ها اثر می کند.
حال ببینیم اگر قرار باشد ما مدتی تحت‌تأثیر انرژی‌های منفی دیگران قرار بگیریم، چه بر سرمان می‌آید و یا انرژی‌هائی که ما از طریق فکرها، احساس‌ها و کلام، ساطع می‌کنیم چه بلائی بر سر خود ما و یا محیط پیرامون ما می‌آورند. اول اینکه یادتان باشد که اگر در مورد انرژی منفی و یا فردی صحبت می‌کنیم که انباشته‌ای از انرژی منفی است، هرگز منظورمان این نیست که این فرد، انسان بدی است بلکه این فرد تنها یا بسیار غصه خورده و دردها و حرف‌ها را در دل خود جمع کرده و یا خشم‌ها، کینه‌ها و حسادت‌های طولانی‌مدت را در درون خود نگاه داشته است و حال همین انرژی‌های منفی در درون او انباشته شده است. باید بدانیم که انباشتن این انرژی‌های منفی و نگاه داشتن آنها، آن هم طولانی‌مدت، باعث بیماری، گرفتاری و درد و رنج در ما و در محیط پیرامون ما می‌گردد و باز می‌دانیم که طبق قانون جذب و تابش که همانند قانون جاذبه‌ زمین قدرتمند است؛ ما هر آنچه را که از خود ساطع کنیم، همان را به زندگی خود جذب می‌کنیم. یعنی اگر فکرها، احساس‌ها و کلام ما مثبت باشند، ما انرژی مثبت ساطع کرده‌ایم و حال این انرژی مثبت، انرژی‌های مثبت بیرونی را به ‌سوی ما جذب می‌کند مانند خوشبختی، آرامش، سلامت، شفا، برکت و … ولی اگر همین فکرها، احساس‌ها و کلام ما منفی باشند، انرژی‌هائی از جنس خود یعنی گرفتاری، بیماری، مشکل‌ها و درد و رنج را به‌ سوی ما می‌کشند.
اما در برخی از موارد خاص نیز بعضی افراد هستند که هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساسات شان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می‌خواهند احساسات‌شان را انكار كنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی كه حساسیت كمتری دارند مفید است ولی برای كسانی كه حساس‌ترند نمی‌تواند مفید واقع شود.
بعضی‌ از افراد نیز به دلیل نوع زندگی‌شان، دوستان شان و طرز فكرشان، انرژی منفی منتشر می‌كنند. این افراد ممكن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر كنند. اما افرادی كه با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خود به‌ خود انرژی مثبت منتشر می‌كنند. بودن در كنار این افراد حال شما را عملا بهتر می‌كند، به همین دلیل است كه ما به سوی افراد موفق كشیده می‌شویم.
نخستین گام در فرا گرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و بالا بردن نیروی ایمان است که باعث برقراری تعادل در شما می شود.
دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، رفتن به طبیعت، شنا کردن در آب و کوه نوردی است. یعنی فرستادن انرژی منفی به جایی كه صدمه‌ای به کس دیگری نزند. زیرا انرژی منفی توسط طبیعت به خوبی جذب می‌شود و سپس تبدیل به انرژی مثبت می شود از طرفی هم به کسی صدمه نمی زند. به همین دلیل بهتر است هنگامی كه گرفتار استرس یا اضطراب هستید، هر چه زودتر با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت به خود کمک کنید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد ازرفتن كناردریا یا درازكشیدن درآفتاب، لذت می‌برند.عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی و تبدیل آن به انرژی مثبت می شوند. همچنین گیاهان، گل‌ها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی منفی هستند. برای اغلب افراد گل‌ها بسیار قدرتمند هستند و می‌توانند به بهبود حال آنها كمك كنند. اكنون می‌توانیم درك كنید كه چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می‌شوند یا چرا وقتی می‌خواهید به كسی ابراز علاقه كنید به او گل هدیه می‌دهید. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می‌كند، آن گل به او كمك می‌كند تا احساسات منفی خود را رها كند و به حس بهتری دست یابد.
اگرهم احتمالاً وقت کافی برای از شهر بیرون رفتن ندارید می توانید محل دیگربرای تخلیه انرژی منفی خود پیدا کنید. به این صورت که می توانید از ظرفی پر آب، وان حمام، استخر، حوض، حمام گرفتن در طول روز و شب، یا مواردی این چنین استفاده کنید. هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می‌كند؛ و دیگر اینکه بهتر است در طول شبانه روز لااقل، 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.
روش دیگر که می توانید انرژی های منفی را از خود و خانواده دور کنید، این است که بدانید آتش عنصر نیرومندی است كه شما می‌توانید برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده كنید. مثلاً می توانید به صورت دست جمعی در محلی مناسب آتشی فراهم کنید و به اتفاق خانواده و دوستان به دور آن جمع شوید و از خاطرات خوب و خوش، همدیگر بگویید و چند تایی هم سیب زمینی در آن آتش بگذارید و بعد از پخته شدن با یکدیگر میل کنید و در کنار آتش داستان‌های مختلف برای هم دیگرتعریف كنید و لذت ببرید. آتش قادر است انرژی منفی را از شما دریافت كند؛ به جای آن انرژی های مثبت را به شما برساند. البته یادآور می شوم که آتش بایست کاملاً طبیعی باشد منظور این است که با استفاده از گاز و یا اجاق نباشد، بلکه آتشی کاملاً طبیعی از هیزم نیاز است.
این آگاهی مهم درباره انرژی می‌تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممكن است شخصی از بودن در كنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش‌كردن دیگران برای مشكلات، مضطرب شود. اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب‌ ناپذیر زندگی است. شما نمی‌توانید از آن فرار كنید. به جای اینكه درصدد اجتناب‌ كردن از انرژی منفی باشید، فقط نیاز دارید برای تخلیه‌ كردن و رهایی‌ یافتن از آن مصمم باشید.
این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یك سیستم فشار ضعیف همیشه یك سیستم فشار قوی را جذب می‌كند. جریان هوای گرم همواره در یك اتاق سرد بالا می‌رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره‌ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست‌تان را به پنجره نزدیك كنید، جریان هوا را احساس می‌كنید. طبیعت همیشه در جست ‌وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی كه شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می‌كنید.
رمز موفقیت شما دراین است كه با شارژ مجدد از طبیعت، افراد پر انرژی، استاد، ارتباط قلبی با خدا ، بتوانید انرژی بیشتری دریافت کنید وادامه مسیر بدهید تا انرژی منفی دیگران شما را ضعیف و نا توان نکند.كوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است كه خسته و بیمار هستید. ولی اگرهر روز موارد فوق را به خوبی انجام دهید،قادر خواهید بود که به راحتی و آرامش، رهایی را پیدا می کنید. یا به هر طریقی كه خود می دانید و می توانید،خودتان را تقویت کنید در غیر این صورت از انرژی های منفی دور شوید.سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم كنید، اگر بتوانید انرژی مثبت خود را به خوبی به دیگران هدیه بدهید،دراین صورت بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان كه قدرت‌تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می‌كنید،مراقب افراد منفی گرا نیزباشید تا نیروی شما را از بین نبرند.
اگر شخصی به شما بدی کرد یا قصد ضربه زدن و آزار شما را داشت یا حسادت و خشم خود را نثارتان کرد، یا به هر نوعی انرژی منفی به سمت شما فرستاد به هیچ عنوان سعی نکنید با او مقابله کنید و یا بخواهید تلافی کنید و انتقام بگیرید! حتی در دل و ذهن خود نیز فکر و احساس منفی نسبت به آن شخص را، راه ندهید. در این صورت برای شما دو اتفاق مهم می افتد.
اول آنکه به همان مقدار که آن شخص انرژی منفی به سمت شما فرستاده به انرژی مثبت شما اضافه می شود و باعث رشد و بالندگی شما می شود.این یعنی تبدیل انرژی منفی محیط و اطرافیان به انرژی مثبت.مثل این است که زمانی شما در چاه افتاده باشید و شخصی بخواهد شما را زنده به گور کند. وقتی آن شخص سنگ ها را در درون چاه می ریزد، شما بواسطه همان سنگ ها و خاک ها که روی شما می ریزند از چاه خارج شوید.
دوم اینکه وقتی آن شخص نیروهای منفی خود را به سمت شما می فرستد، (چون شما مقاومت نکردید و موضع نگرفتید ) آن نیروهای منفی به سمت خود شخص فرستنده فرستاده می شود و خود آن فرد ازاین عمل و نیت بد آسیب می بیند.البته بهتراست که شما حتی به فکراین نتیجه وباز خواست هم نباشید و قضاوت را به خداوند رحمان واگذارید. هرگزنباید آرزوی صدمه دیدن کسی را داشته باشید، حتی برای آدمهای بد. فقط کافیست که آنها را به خدا بسپاریم.
ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:
– با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.
– از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظارت نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.
– در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.
– همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.
– همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.
– چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.
– اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند» .
– مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.
– اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.
– همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.
– در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:
همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.
– غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.
– در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.
– در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.
– تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»
– چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.
– اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»
– از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.
– غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.
– همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.
– در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.
این اتفاق برای همه آدم ها پیش می آید که در برخی از اوقات هركدام از ما در شرايطی ممكن است كه منفي فکر کنیم یا اشتباه عمل کنیم. احساساتي، مثل مقصر دانستن،‌افسردگي ، نگراني،بي تفاوتي،‌قضاوت نا به جا،‌ دودلي ، ‌تنبلي، ‌بي ارزش دانستن خود و یا دیگران …. پس همه آدم ها در طول زمان های زندگی یک جور نیستند، گاهی هم اشتباه می کنند. پس بهتر است قبل از هر گونه قضاوت در باره دیگران آنها را ببخشیم و درک کنیم که مشکلات زندگی، ممکن است آن فرد را دچار انرژی منفی کرده باشد، لذا اگر می توانید به او کمک کنید و اگر نه لااقل به او آسیب نزنید و برایش دعا کنید. زیرا احساسات منفي هستند كه انرژي منفي توليد مي كنند. این فکر و ذهن و نیت ماست که به انرژی جهت می دهد. پس به طور کلی اگر ذهن انرژی که دریافت می کنید را تبدیل به موجی کنید که آن موج ، طول موجش با طول موج حضرت حق یکی باشد، آنگاه این انرژی دریافت شده مثبت و سازنده خواهد بود. اما اگر همین فیلتر (ذهن) نتواند طول موج دریافت شده را با طول موج حضرت حق یکی سازد ، آنچه که از انرژی او بوجود می آید همان انرژی منفی خواهد شد. تخلیه انرژی منفی و گرفتن انرژی الهی می‌تواند در ایجاد آرامش و سلامت و درمان و جذب برکت و نعمت (طبق قانون جذب و تابش) به زندگی مان، به ما کمک کند.حضور انرژی الهی که همه شفا، برکت، عشق، رحمت، آرامش و سرور است، نیز خود ما و محیط اطراف مان را به‌طور کامل تغییر خواهد داد.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی