چگونه مي‌توانيم همسر نمونه باشيم؟-(دكتر محسن بهشتي پور) | خانواده مطهر

چگونه مي‌توانيم همسر نمونه باشيم؟-(دكتر محسن بهشتي پور)

پرهيز از مقايسه همسر با ديگران :
از مقايسه همسرتان با ديگران به شدت بپرهيزيد. اين رفتار به رابطه حسنه ميان شما آسيب وارد مي‌کند. همسر شما انساني منحصر به فرد و داراي ويژگي‌هاي شخصيتي(اعم از مثبت و منفي) است که قابل مقايسه با هيچ فرد ديگري نيست. از اين رو، در مواقع ضروري مي‌توان او را با گذشته خودش مقايسه نمود و بر اين اساس، ميزان پيشرفت و يا کاهش احتمالي ميزآن‌هاي اخلاقي و معنوي و علمي وي را مورد تأييد و يا تذکر قرار داد. اين عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.
هنر خوب شنيدن سخن همسر :
در هنگام گفت و گو با همسرتان با نهايت دقت به مطلب وي گوش فرا داده و آن گونه عمل نماييد که گويي جز به وي و سخنانش، به موضوع ديگري توجه نداريد و از انجام هر عملي که مغاير با حالت توجه باشد، خودداري کنيد.
حق همسر در تصميم‌گيري‌ها :
درتصميم‌گيري‌ها وانتخاب راه‌حل‌ها و برنامه‌هاي زندگي مشترک‌، لازم است هريک از زوجين، حقي براي همسرشان در نظر بگيرند و او را از صحنه تصميمات، دور و بر کنار نگه ندارند. مديريت مطلوب در زندگي مشترک زماني امکان پذير خواهد بود که هر يک از طرفين از اهميت نقش خود در پيشبرد امور خانواده، اطمينان حاصل نمايد.
سکويِ پرتاب
سعي کنيد با اختصاص وقت بيشتر و کنار گذاشتن آرزوها و خواسته هاي صرفاً فردي، خالصانه در راه پيشرفت وتحول همسرتان بکوشيد و در اين راه از هيچ‌گونه فداکاري و از خود گذشتگي مضايقه نکنيد. تا زماني که همسرتان بر قله بلند افتخار و موفقيت بايستد. در حقيقت به منزله (بال) براي «پرواز همسر» و يا به تعبير ديگر«سکوي پرتاب» شريک زندگي‌تان باشيد واين را بدانيد که پشت سر هر مرد موفقي، زن شايسته و لايقي وجود داشته و بالعکس.
حضور در جمع خصوصي خانواده :
بخشي از برنامه‌هاي روزانه خود را به همسر و فرزندان اختصاص دهيد واين فرصت را صرف رشد و تعاليِ آن‌ها کنيد و از صميم قلب خود را علاقه‌مند به سعادت و خوشبختيِ آن‌ها نشان دهيد.
اعتدال در ابراز محبت به همسر:
به جاي آن که در صدد تملک کامل قلب همسرتان باشيد و هريک به ديگري شديداً وابسته شويد، به محبت سالم و عواطف صحيح اکتفا کنيد؛ زيرا عاطفه‌ي خيلي شديد سرخوردگي را نيز به دنبال دارد.
کردار هماهنگ با عمل:
فقط به اظهار محبت نسبت به همسرتان اکتفا نکنيد، بلکه کردار خود را نيز هماهنگ با گفتار خود، به گونه‌اي تنظيم و ارائه نماييد که مؤيد اظهار مهر و عاطفه‌تان باشد.
غني سازي اوقات فراغت در منزل:
بسيار نيکوست که خانم‌ها درمنزل، براي خود سرگرمي‌هاي مفيد و آموزنده‌اي نظير مطالعه‌ي ِکتاب‌هاي سازنده‌، هنرهاي سالم‌، و… ترتيب بدهند و خود را از تنهايي و يکنواختي زندگي نجات داده و به فعاليت‌هاي سودمند بپردازند.
درک همسر
همسرتان را مطمئن سازيد که به طور کامل وضع او را درک مي‌کنيد و او مي تواند روي همياري شما در همه زمينه‌هاي زندگي حساب کند و بداند که يار و ياور و غم‌خوار و مونس او هستيد.

حمايت و پشتيباني از شوهر:
در حضور بستگان ونزديکان، از همسرتان و کارش حمايت و پشتيباني کنيد تا آن‌ها نيز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعي زندگي غلبه خواهيد کرد و با همه وجود از زندگي مستقل خود وشوهر راضي وخشنود هستيد.
تعاون و همکاري:
برخي از مردها بر اساس يک باور غلط، گمان مي‌کنند که کارکردن در خانه، آن‌ها را سبک مي‌کند. در حالي که اين امر بر نفوذ و محبوبيت آن‌ها در دل همسرشان مي افزايد و رضاي خداوند را در پي دارد. اگر به دليل مشغله زياد و مسؤوليت سنگين‌، نمي‌توانيد عملاً با همسرتان در کارهاي منزل همياري نماييد، حداقل انگيزه و نـيـّت خود را به اطلاع او برسانيد تا از حمايت فکري شما احساس دلگرمي‌
کند.
صدا زدن:
بسيار زيباست که هر يک از زن و شوهر، همسر خود را با نامي صدا کند که او بيشتر دوست دارد، چه اسم کوچک باشد و يا نام‌خانوادگي يا القاب مذهبي و عناوين اجتماعي.
پيامبر اکرم(صلي الله عليه واله) مي فرمايند: بهترين نامي که دوست دارد، او را صدا زن.
بهتراست پيش از آن که زن و شوهر در اجتماع لقب و عنواني پيدا کنند يکديگر را به اسم کوچک يا نامِ فاميل صدا بزنند و چاشني محبتي هم بر آن بيفزايند. مثلاً آقا مهدي، فاطمه خانم، علي آقا و غزاله خانم. آقا محسن و…
نقش لحن کلام در گفتار:
درگفت و گو با همسرتان، لحن سخن را به جاي تحکمي و آمرانه و با واژه هاي تند وخارج از نزاکت به آهنگ ملايم و لحن پيشنهادي با واژها و جمله‌هاي لطيف و محترمانه تغيير دهيد. زيرا سخن گفتن به صورت دستوري و آمرانه به غرور همسرتان لطمه وارد مي‌کند و اثرات منفي و ويران‌گري به بار مي‌آو
رد.
انتقاد سازنده به جاي انتقاد مخرب:
سعي کنيد در زندگي مشترک نسبت به برخي از رفتارها وعيوب احتمالي همسرتان به جاي انتقادهايِ مخرب، انتقادهايِ سازنده داشته باشيد، زيرا هم‌زمان با تکرار انتقاد مخرب در خانواده، روابط محبت‌آميز جاي خود را به ستيزه‌جويي و تلخ‌کامي داده و روابط سالم و دوستانه به خصومت و دشمني تبديل مي‌شود. انتقاد اگر به جاي خود و با روش صحيح و مناسب انجام گيرد، يک شيوه تربيتي کار آمد و مؤثر خواهد بود.
راز داري در برابر افشاگري
يکي از مهمترين عواملي که به نگهداري چارچوب حريم خانوادگي لطمه مي‌زند و تعادل آن‌ را درهم مي‌ريزد، بازگو کردنِ اسرار و رازهاي درون خانواده نزد ديگران است. ضروري است زن و شوهر در جهت حفظ حرمت‌ها و احترامات اسرار يکديگر را نزد ديگران فاش نکنند و آن را امانتي از جانب يکديگر نزد خودشان تلقي نمايند
.
ارزش کارها
هرگز تصور نکنيد که کار بيرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بي ارزش است. ارزش کار را محيط آن تعيين نمي‌کند، بلکه انگيزه‌هاي انساني و اخلاقي، تلاش و مجاهدت، عشق و ايثار و نتيجه عمل انسان است که بدان کار ارزش مي دهد. بنابراين بهتر است به همسرتان بگوييد که کار او در منزل برايتان فوق‌العاده با ارزش و مهم است. در اين صورت خانه شما تبديل به يک گلستان مملو از گلهايِ صميميت، شادي، نشاط‌، عشق، اميد، پويايي، سازندگي، خوشبختي و سعادت خواهد شد.
کسب تجارب:
سعي کنيد در زندگي خود، از تجارب وعملکرد ديگران درس عبرت بگيريد. تجارب تلخ و نامطبوع ديگران، شما را متوجه ارزش‌هايِ موجود در زندگيِ خودتان و قدرشناسي از آن‌ها خواهد نمود. تجارب مفيد سايرين نيز در افزايش موفقيت شما بسيار مفيد خواهد بود.
پرهيز از خود کم‌بيني :
از احساس يأس، افسردگي و بي‌اعتمادي نسبت به خودتان فاصله بگيريد. اگر در گذشته زندگي مطابق دلخواه‌تان نبوده و يا احتمالاً با شکست مواجه بوده ايد، آينده را فداي گذشته نکنيد. مي توان با بهتر زندگي کردن وبرخورد مثبت وعقلاني، از رنج‌هاي زياد و استرس‌هاي رواني کاست. اگر با خودتان کمي صادق و واقع‌بين باشيد، شادکامي ِزندگي را بهتر احساس خواهيد کرد. شما مي‌توانيد بهترين، با صفاترين، با محبت‌ترين، با نشاط‌ترين، زيباترين و با معنويت‌ترين کانون گرم زندگي مشترک را داشته باشيد. مطمئن باشيد اگر بخواهيد مي‌توانيد و هيچ يک از خواسته‌هاي منطقي و آرمان‌هاي خوب و مثبت دور از دسترس نخواهد
بود.
بدرقه و استقبال از همسر:
زن و شوهر به خوبي مي‌دانند که شريک زندگي‌شان هميشه به محبت صادقانه نياز دارد و خريدار نگاه‌هاي پر از عشق و اميد است . از اين رو همواره خصوصا هنگام خروج ازمنزل، با چشمان پر مهر و نگاه‌هايِ پر جاذبه، امواجي از محبت و دوستي را به دل و جانِ همسر خود روانه مي‌کنند. چه زيباست هنگامِ بيرون رفتن شوهر از خانه، زن چند قدمي پشت سر وي حرکت نمايد و او را تا در منزل بدرقه کند.

شيوه ي برقراري ارتباط:
همه‌ي شما حتماً مي‌دانيد که وقتي صحبت از شيوه‌ي برقراري ارتباط مي رسد، خانم‌ها و آقايان کاملاً روي طول موج‌هاي مختلفي قرار گرفته‌اند. يك مجله در ماه اين مشکل ديرينه را از ديدگاهي بسيار جديد و جالب بررسي کرده است. نويسنده ي اين مطلب با يك روانشناس مصاحبه‌اي انجام داده است. تحقيقات وي نشان مي‌دهد که تفاوت‌هاي بين روش‌ها و سبک‌هاي برقراري ارتباط در خانم‌ها و آقايان، فراتر از اجتماعي شدن محض است و به نظر مي رسد که ريشه در ساخت جنسيتي آن‌ها داشته باشد. او اوّلين بار وقتي متوجه اين مسئله شد که نوارهاي ويدئويي را که توسط محقق ديگري گرفته شده بود و در آن از دوستان نزديک خواسته شده بود که با هم گفت و گويي را آغاز کنند، بررسي مي‌کرد. برخلاف دخترها، پسرها از اين درخواست احساس ناراحتي مي‌کردند. دخترها در تمام گروه‌هاي سني وقتي با هم روبه رو مي‌شدند، فوراً شروع به صحبت مي‌کردند و گفت و گو را با حل مشکل يکي از دخترها به پايان مي‌رساندند. از طرف ديگر پسرها، به موازات هم مي‌نشستند و از يک بحث به بحث ديگري مي‌پريدند و همه‌ي گفت و گوها حول قرارهايي که مي خواهند با هم بگذرانند مي‌چرخيد. وي مشاهده کرد که براي مردها، گفت و گو راهي براي استحکام بخشيدن به وضعيت و مقام خود در گروه است. آن‌ها براي حفظ آزادي و استقلال خود گفت و گو مي‌کنند. از طرف ديگر خانم‌ها، براي ايجاد صميمت و نزديکي صحبت و گفت و گو مي‌کنند. براي آن‌ها حرف زدن ذات و جوهره صميميت است، از اين‌رو دوستي نزديک و صميمي براي آن‌ها به معنايِ نشستن کنار هم و صحبت کردن است. براي پسرها، فعاليت‌ها و انجام کارها با يکديگر مهم است. نشستن و حرف زدن تنها جزء ضروريات دوستي نيست. حتي از اين مشاهدات ساده نيز کاملاً مشخص است که چرا زن‌ها و مردها در صحبت کردن با يکديگر اين‌قدر مشکل دارند. زن‌ها با صحبت کردن با دوستان و عاشقان خود، احساس نزديکي و صميميت ايجاد مي‌کنند. مردها از گفت و گو در اين راه بهره نمي‌گيرند. به همين خاطر است که نمي‌فهمند که خانم‌ها چرا اين‌قدر پشت سر هم حرف مي‌زنند و حرف مي‌زنند. در نتيجه بسياري از مردها به روشي صداي زن‌ها را قطع مي‌کنند. مردها از روش‌ گفت و گوي مختلفي که زن‌ها براي ايجاد صميمت بين خود استفاده مي‌کنند، کاملاً گيج و مبهوت هستند. يکي از اين روش ها ” گفت و گوي مشکلات ” است. او مي‌گويد: “براي خانم‌ها صحبت درمورد مشکلات جوهر ارتباط است. من مشکلاتم را با شما درميان مي گذارم و شما نيز همين‌طور درمورد مشکلات خودتان با من صحبت مي کنيد و اين دليل نزديکي ماست. اما مردها، حرف زدن درمورد مشکلات را براي گرفتن توصيه مي‌دانند. از اين‌رو با يک راه حل به آن پاسخ مي دهند.” و پيداست که وقتي مردها با چنين روشي به درد دل خانم‌ها درمورد مشکلات‌شان پاسخ مي‌دهند، زن تصور خواهد کرد که او قصد کوچک کردن مشکل او و يا کم کردن شَر او از سرش را داشته است. در چشم ِ زن، مرد از در حمايت و پشتيباني برمي‌آيد، چون مردها فقط براي گرفتن راه حل در مورد مشکلات‌شان با هم بحث مي‌کنند. مرد فکر نمي‌کند که زن با مطرح کردن مشکلاتش براي وي قصد نزديک شدن بيشتر به او را داشته است. به خاطر اين تفاوت‌ها، بيشترين شکايتي که مردها از زن‌ها دارند اين است که، “زن‌ها مدام شکايت مي‌کنند، و اصلاً هم کاري براي حل آن نمي‌کنند. مردها ذات شکايت کردن خانم‌ها را درک نکرده‌اند.” از اين شيوه‌هاي مختلف، نکته‌ي جالبي برداشت مي شود: زن، که به دنبال ايجاد نزديکي و صميميت با مرد خود است، با او در مورد مشکلات خود صحبت مي‌کند. او از آن مرد انتظار دارد همان‌طور پاسخ‌گو باشد که دوستان دخترش پاسخ‌گو بودند و با او درمورد مشکلات خودش حرف بزند. اما مرد اين گفت و گوها را به خاطر گرفتن توصيه و راه حل تلقي مي‌کند، نه صميميت. او مشکل را بررسي کرده و يک راه حل ارائه مي‌دهد، همان‌طور که دوستان پسرش سابقاً براي او مي‌کرده اند. اما وقتي زن باز هم صحبت در مورد اين مشکلات را ادامه مي دهد، گويي توصيه‌ي او را ناديده گرفته است، ابتدا کاملاً گيج و مبهوت و بعد عصباني مي‌شود. مرد مطمئن مي‌شود که زن‌ها فقط درمورد هيچ و پوچ حرف مي‌زنند و زن هم تصور خواهد کرد که مردش هيچ احساسي به او ندارد چون طوري با او صحبت نمي‌کند که احساس نزديکي کند. زن‌ها بايد بدانند که گفت و گوي مردها فقط به خاطر موقعيت است. يکي از اصلي‌ترين اهداف حيواناتِ نر در زندگي زوج‌گيري است. براي اين منظور آن‌ها بايد آنقدر قوي و نيرومند باشند تا بتوانند با رقيبان ديگر برخورد کنند و آن‌ها را شکست دهند. همين‌طور که بزرگتر مي‌شوند، با اوّلويت‌بندي کارها زمان را مي‌گذرانند و وقتي اين نَر آن‌قدر بزرگ شد که بتواند در برابر حريفانِ نر ديگر بايستد، خواهد توانست که ماده مورد علاقه‌ي خود را انتخاب کند. جنس نر انسان نيز به طريقي کاملاً مشابه عمل مي‌کنند. پسرها براي گرفتن درجات اجتماعي بالا، دستور مي‌دهند. آن‌ها براي ايجاد نفوذ و تسلط دستور مي‌دهند نه براي اين‌که واقعاً مي‌خواستند آن عمل انجام گيرد و آن پسرهايي هم که مجبور به انجام آن دستورات بودند، شأن و مقام پائيني داشتند. اين موضوع در مشاهده يکي ديگر از اختلافات زن‌ها و مردها با يکديگر نيز اهميت دارد. زن‌ها نمي‌توانند پايداري مردها را در مواقع ِدرخواست کمک متوجه شوند. زن ها بايد مطالب بالا را به خاطر آورده و بفهمند که براي مردها انجام کارهايي که از آن‌ها خواسته شده، به معناي از دست دادن شأن و مقام خود در آن رابطه است. مردها معمولاً فکر مي‌کنند که زن‌ها قصد کنترل کردن آن‌ها را دارند. آن‌چه از نظر زن‌ها فقط يک درخواست کوچک است، از نظر مردها شيوه‌اي براي کنترل کردن به شمار مي رود‌‌. محقق اين موضوع را گسترده‌تر بررسي مي‌کند: زن‌ها مي‌خواهند که مردها هر چه آنان مي‌خواهند انجام دهند. اگر زني بداند کاري که انجام مي‌دهد واقعاً مرد را مي‌آزارد، انجام آن کار را متوقف مي‌کند. اگر بداند که مرد مي‌خواهد او کاري را انجام دهد، سعي در انجام آن کار خواهد کرد. او اين را معناي عشق مي‌داند و تصور مي‌کند که مردش هم بايد مثل او فکر و عمل کند. اما مردها در برابر کارهايي که از آن‌ها خواسته مي‌شود، بسيار مقاوم و پايدار هستند. يعني دقيقاً متضاد با خانم ها! او يادآور مي‌شود که البته مردهايي هم وجود دارند که بسيار براي زنهاي‌شان کمک کننده هستند.
کاملاً متغاير با شيوه‌ي گفت‌ و گوي مردها که در پي ايجاد و حفظ مقام و رتبه است، گفت‌ و گوهاي خانم‌ها بسيار تساوي طلبانه‌تر است. وقتي زن‌ها به هم مي‌رسند، درمورد مشکل يکي از خودشان به بحث مي‌نشينند و نتيجه‌ي ِبحث را بر مبناي خواست همه مي‌گيرند. اين نوع گفت و گو بسيار مهمتر و تقريباً شبيه به سبک مديريت ژاپني هاست‌. مردهايي که با بازرگانان ژاپني در داد وستد هستند، بايد به کلي شيوه گفت و گوي خود را تغيير دهند و مجبور مي شوند نزديک‌تر و صميمانه‌تر برخورد کنند.
درواقع، از شروع جنبش‌هاي زنان افراد بسياري اعلان داشته‌اند که مردها اصلاً شيوه‌ي گفت و گو را بلد نيستند(چرا؟ چون به شيوه‌ي خانم‌ها گفت و گو نمي‌کنند). آموزش‌هاي زيادي براي تعليم دادن روش‌هاي گفت و گو به مردان انجام گرفته است. اما هيچ‌گونه آسيب و اشکالي متوجه شيوه و سبک گفت و گوي مردان نيست و شيوه ي گفت و گوي زن‌ها هم البته اشکالات خاص خود را دارد. يکي از حقايق جالبي که من کشف کردم مربوط به شيوه‌ي گفت و گو با توافق عموم خانم‌هاست. براي خانم‌ها موافقت و رضايت عموم به معناي مطابقت و يکساني آن‌هاست. اگر يکي از زنان در جمع بخواهد که نظر خود را پيش ببرد، هميشه مشکلي وجود خواهد داشت. “اگر دختري کاري را انجام دهد که دختر ديگر نپسندد، مورد انتقاد قرار گرفته و گاهي طرد مي شود…” من فکر مي‌کنم دخترهاي زيادي تا به حال با چنين طرد‌شدگي از جمع دوستان خود رو به رو شده باشند. هر دو جنسيت بايد بتوانند اختلافات و تفاوت‌هاي موجود در شيوه‌ي گفت و گوي يکديگر را بدانند و انتظار غيرممکن نداشته باشند. زن‌ها بايد ياد بگيرند که آن نوع گفت و گوي صميمي که با دوستان هم‌جنس خود دارند را فقط بايد با همان‌ها حفظ کنند و انتظار داشته باشند. اين‌که بخواهند مردشان را هم به يکي از دوستان دخترشان تبديل کنند، غيرممکن خواهد بود و شکست مي‌خورند، چون مردان به طور کلي احساس صميميت و نزديکي را به آن شکل ايجاد نمي‌کنند. مردها نيز بايد بفهمند که وقتي زنشان صحبت مي‌کند، سعي دارد که با او ارتباط برقرار کند، حرف نمي‌زند که فقط حرفي زده باشد و هم‌چنين مثل دوست‌هاي پسر او براي تحکيم موقعيت خود صحبت نمي‌کند. اگر او هم بتواند آن‌چه در خود دارد با او تقسيم کند، زن متوجه خواهد شد که مردش او را کنار نمي‌زند و نيز دوستش دارد و مي‌خواهد تا به او نزديک شود.
بر اساس اين تحقيق يکي از منابع اصلي جنگ و جدل هاي بين جنسيت‌هاي مختلف، به خاطر تفاوت در شيوه‌ي گفت و گو و ارتباط برقرار کردن آن‌هاست. شايد اگر مردها ديگر انتظار نداشتند که زن‌ها هم مثل آن‌ها گفت و گو کنند، ما انرژي‌مان را صرف بررسي نحوه تحسين کردن دو جنسيت از يکديگر نمي‌کرديم. البته اگر زن‌ها و مردها دقيقاً مثل هم بودند زندگي بسيار کسل کننده و يکنواخت مي‌شد. مردها نمي‌توانند مثل خانم‌ها حرف بزنند. اصلاً مردها زياد اهل حرف زدن نيستند. مثل خريد کردن است که خا‌نم‌ها خيلي دوست دارند بچرخند و همراه همسرشان خريد کنند، بر عکس مرد ها اصلاً دوست ندارند خريد خود را طولاني کنند.

اهميت دادن به ظاهر و درون
معمولاً انسان‌ها احساسشان نسبت به خود را واقعيت تلقي مي‌کنند. اما وقتي متوجه مي‌شوند که بين آن واقعيت و احساس ديگران نسبت به آن‌ها هم‌خواني نيست، باعث روشن شدن و گاهاً رنجش آن‌ها مي‌شود‌. اين ناهمخواني و عدم توافق بي ضرر نيست. مي‌تواند باعث بيشتر شدن عادت‌هاي اشتباه و ناقص شما شود. تشخيص خصوصيات شخصيتي زيان‌بخش را آسان مي‌کند و باعث مي‌شود تا احساس منفي ديگران نسبت به فرد افزايش يابد. براي تطبيق دادن اين شکاف و يک‌جور کردن آن احساسات اشتباه با واقعيت، شما بايد بتوانيد رفتار ناشي شده مردم از احساسشان نسبت به شما را تشخيص دهيد. بايد بتوانيد احساس خودتان را زير ميکروسکوپ ببريد و اگر ديديد احساس اشتباه ديگران در مورد شما تا اندازه اي صحت دارد، اقدام کنيد. وقتي اين‌کار انجام گرفت، بايد براي از بين بردن اين شکاف و فاصله قدم برداريد و به ديگران خودِ واقعيتان را نشان دهيد.
آن‌طور که ديگران شما را مي‌بينند
هر کاري که انجام دهيد در احساس ديگران نسبت به شما تاثيرگذار خواهد بود. مردم معمولاً برحسب ديدگاه و تجربه خودشان و گاهي کاملاً مستقل از شما، در موردتان قضاوت مي‌كنند. چه درست چه غلط، آن‌ها رفتارها، عمل‌کردها، زبان بدن، مکالمات لفظي و حتي صورت ظاهري شما را به آن‌چه خود استنباط مي‌کنند، ترجمه مي‌نمايند.
عمل‌کردهاي شما
اگر براي راهنمايي و مشاوره هميشه فقط دنبال يک نفر خاص باشيد، ديگران تصور خواهند کرد که اعتمادي به سايرين نداريد. اگر ماشيني زيبا داشته باشيد، برخي تصور خواهند کرد فردي متکبر و اسراف‌گر هستيد. اگر در نمايشگاه‌هاي هنري و سمينارهاي آن‌چناني شرکت کنيد و تلاش کنيد تا ديگران اين مسئله را بفهمند، به نظر آن‌ها فردي ظاهرساز و دو رو تلقي خواهيد شد.
زبان بدن شما
اگر در ميتينگ‌ها و جلسات قوز کرده و سر خود را پايين بگيريد، رئيستان تصور خواهد کرد که حوصله‌تان سر رفته است و توجهي به جلسه نداريد. اگر در مکالمه خود با پدر همسرتان، از نگاه کردن در چشمان او تفره برويد، او تصور خواهد کرد که فردي حيله‌گر هستيد و چيزي را پنهان مي‌کنيد.
مکالمات کلامي شما
اگر هنگام سخنراني مداوم از صداهاي “آه” يا “اوم” استفاده کنيد، ديگران تصور خواهند کرد فردي آشفته و در هم ريخته هستيد. اگر عادت داشته باشيد که با صدايي بلند صحبت کنيد، ديگران فکر خواهند کرد که فردي مضر و در جستجوي توجه هستيد.
ظاهر شما
اگر برحسب تصادف يک روز صبح موهايتان را آرايش نکنيد، يک همکار جديد تصور خواهد کرد که فردي تنبل و بي اعتنا هستيد. اما اگر هميشه لباس‌هايي فاخر تن کنيد، افراد تصور خواهند کرد که فردي پوچ، سست و خودپسند هستيد
پرهيز از مقايسه همسر با ديگران :
از مقايسه همسرتان با ديگران به شدت بپرهيزيد. اين رفتار به رابطه حَسَنه ميان شما آسيب وارد مي‌کند. همسر شما انساني منحصر به فرد و داراي ويژگي‌هاي شخصيتي(اعم از مثبت و منفي) است که قابل مقايسه با هيچ فرد ديگري نيست. از اين رو، در مواقع ضروري مي‌توان او را با گذشته خودش مقايسه نمود و بر اين اساس، ميزان پيشرفت و يا کاهش احتمالي ميزآن‌هاي اخلاقي و معنوي و علمي وي را مورد تأييد و يا تذکر قرار داد. اين عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.
هنر خوب شنيدن سخن همسر :
در هنگام گفت و گو با همسرتان با نهايت دقت به مطلب وي گوش فرا داده و آن گونه عمل نماييد که گويي جز به وي و سخنانش، به موضوع ديگري توجه نداريد و از انجام هر عملي که مغاير با حالت توجه باشد، خودداري کنيد.
حق همسر در تصميم‌گيري‌ها :
درتصميم‌گيري‌ها وانتخاب راه‌حل‌ها و برنامه‌هاي زندگي مشترک‌، لازم است هريک از زوجين، حقي براي همسرشان در نظر بگيرند و او را از صحنه تصميمات، دور و بر کنار نگه ندارند. مديريت مطلوب در زندگي مشترک زماني امکان پذير خواهد بود که هر يک از طرفين از اهميت نقش خود در پيشبرد امور خانواده، اطمينان حاصل نمايد.
سکويِ پرتاب
سعي کنيد با اختصاص وقت بيشتر و کنار گذاشتن آرزوها و خواسته هاي صرفاً فردي، خالصانه در راه پيشرفت وتحول همسرتان بکوشيد و در اين راه از هيچ‌گونه فداکاري و از خود گذشتگي مضايقه نکنيد. تا زماني که همسرتان بر قله بلند افتخار و موفقيت بايستد. در حقيقت به منزله (بال) براي «پرواز همسر» و يا به تعبير ديگر«سکوي پرتاب» شريک زندگي‌تان باشيد واين را بدانيد که پشت سر هر مرد موفقي، زن شايسته و لايقي وجود داشته و بالعکس.
حضور در جمع خصوصي خانواده :
بخشي از برنامه‌هاي روزانه خود را به همسر و فرزندان اختصاص دهيد واين فرصت را صرف رشد و تعاليِ آن‌ها کنيد و از صميم قلب خود را علاقه‌مند به سعادت و خوشبختيِ آن‌ها نشان دهيد.
اعتدال در ابراز محبت به همسر:
به جاي آن که در صدد تملک کامل قلب همسرتان باشيد و هريک به ديگري شديداً وابسته شويد، به محبت سالم و عواطف صحيح اکتفا کنيد؛ زيرا عاطفه‌ي خيلي شديد سرخوردگي را نيز به دنبال دارد.
کردار هماهنگ با عمل:
فقط به اظهار محبت نسبت به همسرتان اکتفا نکنيد، بلکه کردار خود را نيز هماهنگ با گفتار خود، به گونه‌اي تنظيم و ارائه نماييد که مؤيد اظهار مهر و عاطفه‌تان باشد.
غني سازي اوقات فراغت در منزل:
بسيار نيکوست که خانم‌ها درمنزل، براي خود سرگرمي‌هاي مفيد و آموزنده‌اي نظير مطالعه‌ي ِکتاب‌هاي سازنده‌، هنرهاي سالم‌، و… ترتيب بدهند و خود را از تنهايي و يکنواختي زندگي نجات داده و به فعاليت‌هاي سودمند بپردازند.
درک همسر
همسرتان را مطمئن سازيد که به طور کامل وضع او را درک مي‌کنيد و او مي تواند روي همياري شما در همه زمينه‌هاي زندگي حساب کند و بداند که يار و ياور و غم‌خوار و مونس او هستيد.

حمايت و پشتيباني از شوهر:
در حضور بستگان ونزديکان، از همسرتان و کارش حمايت و پشتيباني کنيد تا آن‌ها نيز بدانند که شما با علاقه و اعتماد به او، بر مشکلات اجتماعي زندگي غلبه خواهيد کرد و با همه وجود از زندگي مستقل خود وشوهر راضي وخشنود هستيد.
تعاون و همکاري:
برخي از مردها بر اساس يک باور غلط، گمان مي‌کنند که کارکردن در خانه، آن‌ها را سبک مي‌کند. در حالي که اين امر بر نفوذ و محبوبيت آن‌ها در دل همسرشان مي افزايد و رضاي خداوند را در پي دارد. اگر به دليل مشغله زياد و مسؤوليت سنگين‌، نمي‌توانيد عملاً با همسرتان در کارهاي منزل همياري نماييد، حداقل انگيزه و نـيـّت خود را به اطلاع او برسانيد تا از حمايت فکري شما احساس دلگرمي‌ کند.
صدا زدن:
بسيار زيباست که هر يک از زن و شوهر، همسر خود را با نامي صدا کند که او بيشتر دوست دارد، چه اسم کوچک باشد و يا نام‌خانوادگي يا القاب مذهبي و عناوين اجتماعي.
پيامبر اکرم(صلي الله عليه واله) مي فرمايند: بهترين نامي که دوست دارد، او را صدا زن.
بهتراست پيش از آن که زن و شوهر در اجتماع لقب و عنواني پيدا کنند يکديگر را به اسم کوچک يا نامِ فاميل صدا بزنند و چاشني محبتي هم بر آن بيفزايند. مثلاً آقا مهدي، فاطمه خانم، علي آقا و غزاله خانم. آقا محسن و…
نقش لحن کلام در گفتار:
درگفت و گو با همسرتان، لحن سخن را به جاي تحکمي و آمرانه و با واژه هاي تند وخارج از نزاکت به آهنگ ملايم و لحن پيشنهادي با واژها و جمله‌هاي لطيف و محترمانه تغيير دهيد. زيرا سخن گفتن به صورت دستوري و آمرانه به غرور همسرتان لطمه وارد مي‌کند و اثرات منفي و ويران‌گري به بار مي‌آورد.
انتقاد سازنده به جاي انتقاد مخرب:
سعي کنيد در زندگي مشترک نسبت به برخي از رفتارها وعيوب احتمالي همسرتان به جاي انتقادهايِ مخرب، انتقادهايِ سازنده داشته باشيد، زيرا هم‌زمان با تکرار انتقاد مخرب در خانواده، روابط محبت‌آميز جاي خود را به ستيزه‌جويي و تلخ‌کامي داده و روابط سالم و دوستانه به خصومت و دشمني تبديل مي‌شود. انتقاد اگر به جاي خود و با روش صحيح و مناسب انجام گيرد، يک شيوه تربيتي کار آمد و مؤثر خواهد بود.
راز داري در برابر افشاگري
يکي از مهمترين عواملي که به نگهداري چارچوب حريم خانوادگي لطمه مي‌زند و تعادل آن‌ را درهم مي‌ريزد، بازگو کردنِ اسرار و رازهاي درون خانواده نزد ديگران است. ضروري است زن و شوهر در جهت حفظ حرمت‌ها و احترامات اسرار يکديگر را نزد ديگران فاش نکنند و آن را امانتي از جانب يکديگر نزد خودشان تلقي نمايند.
ارزشِ کارها
هرگز تصور نکنيد که کار بيرون از منزل با ارزش و کار درون منزل بي ارزش است. ارزش کار را محيط آن تعيين نمي‌کند، بلکه انگيزه‌هاي انساني و اخلاقي، تلاش و مجاهدت، عشق و ايثار و نتيجه عمل انسان است که بدان کار ارزش مي دهد. بنابراين بهتر است به همسرتان بگوييد که کار او در منزل برايتان فوق‌العاده با ارزش و مهم است. در اين صورت خانه شما تبديل به يک گلستان مملو از گلهايِ صميميت، شادي، نشاط‌، عشق، اميد، پويايي، سازندگي، خوشبختي و سعادت خواهد شد.
کسب تجارب:
سعي کنيد در زندگي خود، از تجارب وعملکرد ديگران درس عبرت بگيريد. تجارب تلخ و نامطبوع ديگران، شما را متوجه ارزش‌هايِ موجود در زندگيِ خودتان و قدرشناسي از آن‌ها خواهد نمود. تجارب مفيد سايرين نيز در افزايش موفقيت شما بسيار مفيد خواهد بود.
پرهيز از خود کم‌بيني :
از احساس يأس، افسردگي و بي‌اعتمادي نسبت به خودتان فاصله بگيريد. اگر در گذشته زندگي مطابق دلخواه‌تان نبوده و يا احتمالاً با شکست مواجه بوده ايد، آينده را فداي گذشته نکنيد. مي توان با بهتر زندگي کردن وبرخورد مثبت وعقلاني، از رنج‌هاي زياد و استرس‌هاي رواني کاست. اگر با خودتان کمي صادق و واقع‌بين باشيد، شادکامي ِزندگي را بهتر احساس خواهيد کرد. شما مي‌توانيد بهترين، با صفاترين، با محبت‌ترين، با نشاط‌ترين، زيباترين و با معنويت‌ترين کانون گرم زندگي مشترک را داشته باشيد. مطمئن باشيد اگر بخواهيد مي‌توانيد و هيچ يک از خواسته‌هاي منطقي و آرمان‌هاي خوب و مثبت دور از دسترس نخواهد
بود.
بدرقه و استقبال از همسر:
زن و شوهر به خوبي مي‌دانند که شريک زندگي‌شان هميشه به محبت صادقانه نياز دارد و خريدار نگاه‌هاي پر از عشق و اميد است . از اين رو همواره خصوصاً هنگام خروج ازمنزل، با چشمان پُر مهر و نگاه‌هايِ پر جاذبه، امواجي از محبت و دوستي را به دل و جانِ همسر خود روانه مي‌کنند. چه زيباست هنگامِ بيرون رفتن شوهر از خانه، زن چند قدمي پشت سر وي حرکت نمايد و او را تا در منزل بدرقه کند.
شيوه ي برقراري ارتباط:
همه‌ي شما حتماً مي‌دانيد که وقتي صحبت از شيوه‌ي برقراري ارتباط مي رسد، خانم‌ها و آقايان کاملاً روي طول موج‌هاي مختلفي قرار گرفته‌اند. يك مجله در ماه اين مشکل ديرينه را از ديدگاهي بسيار جديد و جالب بررسي کرده است. نويسنده ي اين مطلب با يك روانشناس مصاحبه‌اي انجام داده است. تحقيقات وي نشان مي‌دهد که تفاوت‌هاي بين روش‌ها و سبک‌هاي برقراري ارتباط در خانم‌ها و آقايان، فراتر از اجتماعي شدن محض است و به نظر مي رسد که ريشه در ساخت جنسيتي آن‌ها داشته باشد. او اوّلين بار وقتي متوجه اين مسئله شد که نوارهاي ويدئويي را که توسط محقق ديگري گرفته شده بود و در آن از دوستان نزديک خواسته شده بود که با هم گفت و گويي را آغاز کنند، بررسي مي‌کرد. برخلاف دخترها، پسرها از اين درخواست احساس ناراحتي مي‌کردند. دخترها در تمام گروه‌هاي سني وقتي با هم روبه رو مي‌شدند، فوراً شروع به صحبت مي‌کردند و گفت و گو را با حل مشکل يکي از دخترها به پايان مي‌رساندند. از طرف ديگر پسرها، به موازات هم مي‌نشستند و از يک بحث به بحث ديگري مي‌پريدند و همه‌ي گفت و گوها حول قرارهايي که مي خواهند با هم بگذرانند مي‌چرخيد. وي مشاهده کرد که براي مردها، گفت و گو راهي براي استحکام بخشيدن به وضعيت و مقام خود در گروه است. آن‌ها براي حفظ آزادي و استقلال خود گفت و گو مي‌کنند. از طرف ديگر خانم‌ها، براي ايجاد صميمت و نزديکي صحبت و گفت و گو مي‌کنند. براي آن‌ها حرف زدن ذات و جوهره صميميت است، از اين‌رو دوستي نزديک و صميمي براي آن‌ها به معنايِ نشستن کنار هم و صحبت کردن است. براي پسرها، فعاليت‌ها و انجام کارها با يکديگر مهم است. نشستن و حرف زدن تنها جزء ضروريات دوستي نيست. حتي از اين مشاهدات ساده نيز کاملاً مشخص است که چرا زن‌ها و مردها در صحبت کردن با يکديگر اين‌قدر مشکل دارند. زن‌ها با صحبت کردن با دوستان و عاشقان خود، احساس نزديکي و صميميت ايجاد مي‌کنند. مردها از گفت و گو در اين راه بهره نمي‌گيرند. به همين خاطر است که نمي‌فهمند که خانم‌ها چرا اين‌قدر پشت سر هم حرف مي‌زنند و حرف مي‌زنند. در نتيجه بسياري از مردها به روشي صداي زن‌ها را قطع مي‌کنند. مردها از روش‌ گفت و گوي مختلفي که زن‌ها براي ايجاد صميمت بين خود استفاده مي‌کنند، کاملاً گيج و مبهوت هستند. يکي از اين روش ها ” گفت و گوي مشکلات ” است. او مي‌گويد: “براي خانم‌ها صحبت درمورد مشکلات جوهر ارتباط است. من مشکلاتم را با شما درميان مي گذارم و شما نيز همين‌طور درمورد مشکلات خودتان با من صحبت مي کنيد و اين دليل نزديکي ماست. اما مردها، حرف زدن درمورد مشکلات را براي گرفتن توصيه مي‌دانند. از اين‌رو با يک راه حل به آن پاسخ مي دهند.” و پيداست که وقتي مردها با چنين روشي به درد دل خانم‌ها درمورد مشکلات‌شان پاسخ مي‌دهند، زن تصور خواهد کرد که او قصد کوچک کردن مشکل او و يا کم کردن شَر او از سرش را داشته است. در چشم ِ زن، مرد از در حمايت و پشتيباني برمي‌آيد، چون مردها فقط براي گرفتن راه حل در مورد مشکلات‌شان با هم بحث مي‌کنند. مرد فکر نمي‌کند که زن با مطرح کردن مشکلاتش براي وي قصد نزديک شدن بيشتر به او را داشته است. به خاطر اين تفاوت‌ها، بيشترين شکايتي که مردها از زن‌ها دارند اين است که، “زن‌ها مدام شکايت مي‌کنند، و اصلاً هم کاري براي حل آن نمي‌کنند. مردها ذات شکايت کردن خانم‌ها را درک نکرده‌اند.” از اين شيوه‌هاي مختلف، نکته‌ي جالبي برداشت مي شود: زن، که به دنبال ايجاد نزديکي و صميميت با مرد خود است، با او در مورد مشکلات خود صحبت مي‌کند. او از آن مرد انتظار دارد همان‌طور پاسخ‌گو باشد که دوستان دخترش پاسخ‌گو بودند و با او درمورد مشکلات خودش حرف بزند. اما مرد اين گفت و گوها را به خاطر گرفتن توصيه و راه حل تلقي مي‌کند، نه صميميت. او مشکل را بررسي کرده و يک راه حل ارائه مي‌دهد، همان‌طور که دوستان پسرش سابقاً براي او مي‌کرده اند. اما وقتي زن باز هم صحبت در مورد اين مشکلات را ادامه مي دهد، گويي توصيه‌ي او را ناديده گرفته است، ابتدا کاملاً گيج و مبهوت و بعد عصباني مي‌شود. مرد مطمئن مي‌شود که زن‌ها فقط درمورد هيچ و پوچ حرف مي‌زنند و زن هم تصور خواهد کرد که مردش هيچ احساسي به او ندارد چون طوري با او صحبت نمي‌کند که احساس نزديکي کند. زن‌ها بايد بدانند که گفت و گوي مردها فقط به خاطر موقعيت است. يکي از اصلي‌ترين اهداف حيواناتِ نر در زندگي زوج‌گيري است. براي اين منظور آن‌ها بايد آنقدر قوي و نيرومند باشند تا بتوانند با رقيبان ديگر برخورد کنند و آن‌ها را شکست دهند. همين‌طور که بزرگتر مي‌شوند، با اوّلويت‌بندي کارها زمان را مي‌گذرانند و وقتي اين نَر آن‌قدر بزرگ شد که بتواند در برابر حريفانِ نر ديگر بايستد، خواهد توانست که ماده مورد علاقه‌ي خود را انتخاب کند. جنس نر انسان نيز به طريقي کاملاً مشابه عمل مي‌کنند. پسرها براي گرفتن درجات اجتماعي بالا، دستور مي‌دهند. آن‌ها براي ايجاد نفوذ و تسلط دستور مي‌دهند نه براي اين‌که واقعاً مي‌خواستند آن عمل انجام گيرد و آن پسرهايي هم که مجبور به انجام آن دستورات بودند، شأن و مقام پائيني داشتند. اين موضوع در مشاهده يکي ديگر از اختلافات زن‌ها و مردها با يکديگر نيز اهميت دارد. زن‌ها نمي‌توانند پايداري مردها را در مواقع ِدرخواست کمک متوجه شوند. زن ها بايد مطالب بالا را به خاطر آورده و بفهمند که براي مردها انجام کارهايي که از آن‌ها خواسته شده، به معناي از دست دادن شأن و مقام خود در آن رابطه است. مردها معمولاً فکر مي‌کنند که زن‌ها قصد کنترل کردن آن‌ها را دارند. آن‌چه از نظر زن‌ها فقط يک درخواست کوچک است، از نظر مردها شيوه‌اي براي کنترل کردن به شمار مي رود‌‌. محقق اين موضوع را گسترده‌تر بررسي مي‌کند: زن‌ها مي‌خواهند که مردها هر چه آنان مي‌خواهند انجام دهند. اگر زني بداند کاري که انجام مي‌دهد واقعاً مرد را مي‌آزارد، انجام آن کار را متوقف مي‌کند. اگر بداند که مرد مي‌خواهد او کاري را انجام دهد، سعي در انجام آن کار خواهد کرد. او اين را معناي عشق مي‌داند و تصور مي‌کند که مردش هم بايد مثل او فکر و عمل کند. اما مردها در برابر کارهايي که از آن‌ها خواسته مي‌شود، بسيار مقاوم و پايدار هستند. يعني دقيقاً متضاد با خانم ها! او يادآور مي‌شود که البته مردهايي هم وجود دارند که بسيار براي زنهاي‌شان کمک کننده هستند.
کاملاً متغاير با شيوه‌ي گفت‌ و گوي مردها که در پي ايجاد و حفظ مقام و رتبه است، گفت‌ و گوهاي خانم‌ها بسيار تساوي طلبانه‌تر است. وقتي زن‌ها به هم مي‌رسند، درمورد مشکل يکي از خودشان به بحث مي‌نشينند و نتيجه‌ي ِبحث را بر مبناي خواست همه مي‌گيرند. اين نوع گفت و گو بسيار مهمتر و تقريباً شبيه به سبک مديريت ژاپني هاست‌. مردهايي که با بازرگانان ژاپني در داد وستد هستند، بايد به کلي شيوه گفت و گوي خود را تغيير دهند و مجبور مي شوند نزديک‌تر و صميمانه‌تر برخورد کنند.
درواقع، از شروع جنبش‌هاي زنان افراد بسياري اعلان داشته‌اند که مردها اصلاً شيوه‌ي گفت و گو را بلد نيستند(چرا؟ چون به شيوه‌ي خانم‌ها گفت و گو نمي‌کنند). آموزش‌هاي زيادي براي تعليم دادن روش‌هاي گفت و گو به مردان انجام گرفته است. اما هيچ‌گونه آسيب و اشکالي متوجه شيوه و سبک گفت و گوي مردان نيست و شيوه ي گفت و گوي زن‌ها هم البته اشکالات خاص خود را دارد. يکي از حقايق جالبي که من کشف کردم مربوط به شيوه‌ي گفت و گو با توافق عموم خانم‌هاست. براي خانم‌ها موافقت و رضايت عموم به معناي مطابقت و يکساني آن‌هاست. اگر يکي از زنان در جمع بخواهد که نظر خود را پيش ببرد، هميشه مشکلي وجود خواهد داشت. “اگر دختري کاري را انجام دهد که دختر ديگر نپسندد، مورد انتقاد قرار گرفته و گاهي طرد مي شود…” من فکر مي‌کنم دخترهاي زيادي تا به حال با چنين طرد‌شدگي از جمع دوستان خود رو به رو شده باشند. هر دو جنسيت بايد بتوانند اختلافات و تفاوت‌هاي موجود در شيوه‌ي گفت و گوي يکديگر را بدانند و انتظار غيرممکن نداشته باشند. زن‌ها بايد ياد بگيرند که آن نوع گفت و گوي صميمي که با دوستان هم‌جنس خود دارند را فقط بايد با همان‌ها حفظ کنند و انتظار داشته باشند. اين‌که بخواهند مردشان را هم به يکي از دوستان دخترشان تبديل کنند، غيرممکن خواهد بود و شکست مي‌خورند، چون مردان به طور کلي احساس صميميت و نزديکي را به آن شکل ايجاد نمي‌کنند. مردها نيز بايد بفهمند که وقتي زنشان صحبت مي‌کند، سعي دارد که با او ارتباط برقرار کند، حرف نمي‌زند که فقط حرفي زده باشد و هم‌چنين مثل دوست‌هاي پسر او براي تحکيم موقعيت خود صحبت نمي‌کند. اگر او هم بتواند آن‌چه در خود دارد با او تقسيم کند، زن متوجه خواهد شد که مردش او را کنار نمي‌زند و نيز دوستش دارد و مي‌خواهد تا به او نزديک شود.
بر اساس اين تحقيق يکي از منابع اصلي جنگ و جدل هاي بين جنسيت‌هاي مختلف، به خاطر تفاوت در شيوه‌ي گفت و گو و ارتباط برقرار کردن آن‌هاست. شايد اگر مردها ديگر انتظار نداشتند که زن‌ها هم مثل آن‌ها گفت و گو کنند، ما انرژي‌مان را صرف بررسي نحوه تحسين کردن دو جنسيت از يکديگر نمي‌کرديم. البته اگر زن‌ها و مردها دقيقاً مثل هم بودند زندگي بسيار کسل کننده و يکنواخت مي‌شد. مردها نمي‌توانند مثل خانم‌ها حرف بزنند. اصلاً مردها زياد اهل حرف زدن نيستند. مثل خريد کردن است که خا‌نم‌ها خيلي دوست دارند بچرخند و همراه همسرشان خريد کنند، بر عکس مرد ها اصلاً دوست ندارند خريد خود را طولاني کنند.

اهميت دادن به ظاهر و درون
معمولاً انسان‌ها احساسشان نسبت به خود را واقعيت تلقي مي‌کنند. اما وقتي متوجه مي‌شوند که بين آن واقعيت و احساس ديگران نسبت به آن‌ها هم‌خواني نيست، باعث روشن شدن و گاهاً رنجش آن‌ها مي‌شود‌. اين ناهمخواني و عدم توافق بي ضرر نيست. مي‌تواند باعث بيشتر شدن عادت‌هاي اشتباه و ناقص شما شود. تشخيص خصوصيات شخصيتي زيان‌بخش را آسان مي‌کند و باعث مي‌شود تا احساس منفي ديگران نسبت به فرد افزايش يابد. براي تطبيق دادن اين شکاف و يک‌جور کردن آن احساسات اشتباه با واقعيت، شما بايد بتوانيد رفتار ناشي شده مردم از احساسشان نسبت به شما را تشخيص دهيد. بايد بتوانيد احساس خودتان را زير ميکروسکوپ ببريد و اگر ديديد احساس اشتباه ديگران در مورد شما تا اندازه اي صحت دارد، اقدام کنيد. وقتي اين‌کار انجام گرفت، بايد براي از بين بردن اين شکاف و فاصله قدم برداريد و به ديگران خودِ واقعيتان را نشان دهيد.
آن‌طور که ديگران شما را مي‌بينند
هر کاري که انجام دهيد در احساس ديگران نسبت به شما تاثيرگذار خواهد بود. مردم معمولاً برحسب ديدگاه و تجربه خودشان و گاهي کاملاً مستقل از شما، در موردتان قضاوت مي‌كنند. چه درست چه غلط، آن‌ها رفتارها، عمل‌کردها، زبان بدن، مکالمات لفظي و حتي صورت ظاهري شما را به آن‌چه خود استنباط مي‌کنند، ترجمه مي‌نمايند.
عمل‌کردهاي شما
اگر براي راهنمايي و مشاوره هميشه فقط دنبال يک نفر خاص باشيد، ديگران تصور خواهند کرد که اعتمادي به سايرين نداريد. اگر ماشيني زيبا داشته باشيد، برخي تصور خواهند کرد فردي متکبر و اسراف‌گر هستيد. اگر در نمايشگاه‌هاي هنري و سمينارهاي آن‌چناني شرکت کنيد و تلاش کنيد تا ديگران اين مسئله را بفهمند، به نظر آن‌ها فردي ظاهرساز و دو رو تلقي خواهيد شد.
زبان بدن شما
اگر در ميتينگ‌ها و جلسات قوز کرده و سر خود را پايين بگيريد، رئيستان تصور خواهد کرد که حوصله‌تان سر رفته است و توجهي به جلسه نداريد. اگر در مکالمه خود با پدر همسرتان، از نگاه کردن در چشمان او تفره برويد، او تصور خواهد کرد که فردي حيله‌گر هستيد و چيزي را پنهان مي‌کنيد.
مکالمات کلامي شما
اگر هنگام سخنراني مداوم از صداهاي “آه” يا “اوم” استفاده کنيد، ديگران تصور خواهند کرد فردي آشفته و در هم ريخته هستيد. اگر عادت داشته باشيد که با صدايي بلند صحبت کنيد، ديگران فکر خواهند کرد که فردي مضر و در جستجوي توجه هستيد.
ظاهر شما
اگر برحسب تصادف يک روز صبح موهايتان را آرايش نکنيد، يک همکار جديد تصور خواهد کرد که فردي تنبل و بي اعتنا هستيد. اما اگر هميشه لباس‌هايي فاخر تن کنيد، افراد تصور خواهند کرد که فردي پوچ، سست و خودپسند هستيد

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی