اصول اخلاق اسلامی-بخش چهارم-(حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال) | خانواده مطهر

اصول اخلاق اسلامی-بخش چهارم-(حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال)

انسان همواره با افرادي روبروست كه عقائد و سلائقي جدا از او دارند. شايسته نيست به مجرد اندك ناملايمتي از كوره در رود و انديشه‌هاي ديگران را تخطئه كند و نيز شايسته نيست اگر انديشه خطائي در ايشان ديد بي‌گدار به آب بزند و به جدل و جدال با ايشان برخيزد. بلكه بايد چون پيامبران باشد كه با مردم، تنها به ميزان عقل ايشان سخن مي‌گفتند و بر مستضعفين باري را تحميل نمي‌كردند كه طاقت برداشتنش را نداشته باشند. بلكه با محبت و نرمي و لطافت، اندك اندك قلوب ايشان را نرم و آماده قبول حق مي‌كردند.

و البته تمام اين وظائف بر گردن عالمان است. اما آن كه در دين جاهل و آئينش تقليدي از پدران و اساتيد بوده است او البته بايد ساكت باشد و از هر گونه بحث و مجادله با ديگران بپرهيزد، زيرا نه تنها سبب هدايت ديگران نمي‌شود بلكه با دلائل سست و واهيِ خود، ايشان را در باطل خويش قوي‌تر مي‌كند و سنگ در چاهي مي‌اندازد كه عقلاءِ بسياري بايد جمع شوند تا آنرا در آورند.

از اينرو در احاديث بسياري، ائمه اطهار(ع)  كثيري از شيعيان را از بحث و مجادله ديني بر حذر داشته‌اند و آنرا موجب قساوت قلب و انتشار كينه و عداوت شمرده‌اند. و تجربتاً نيز اينگونه است. بر عوام است كه به تصحيح اعتقاد شخصي خود بپردازند و با مراجعه به منابع ديني، علم دين را صاف‌تر از قبل از دستان خود اهل بيت(ع)  تحويل بگيرند و از هر گونه بازي با نفوس ديگران بپرهيزند كه اگر خرابي ببار آورند نكبت‌هاي دنيوي و اخروي‌اش بسيار است.

و نيز از فروعِ مدارا كردن، چشم پوشي  است از خطاهاي ديگران و ناديده گرفتن آن. ضحّاك ‌بن مخلّد گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه: انصاف نيست كه از دوستان، عدالت كامل را انتظار داشته باشيد. در حديث است كه اگر دوستي از تو به إمارت رسيد و يك دهمِ سابق به تو توجه كرد دوست بدي نيست. آن حضرت(ع)  فرمود: از نشانه‌هاي تواضع است كه مجادله و بگو مگو را رها كني اگر چه حق با تو باشد.

عمروبن عَكرمه گويد به حضرت صادق(ع)  گفتم: همسايه‌اي دارم كه مرا اذيّت مي‌كند؛ فرمود: با او مهربان باش. عبدصالح، امام كاظم(ع)  فرمود: قسمتي از حسن خلق، تحمّل آزار ديگران است.

امام صادق(ع)  فرمود: اگر مؤمن بر قلّه كوهي باشد خداوند كسي را مي‌فرستد تا او را اذيّت كند و در عين حال او را با ايمانش مأنوس مي‌كند كه از هيچ‌كس وحشت نداشته باشد. سپس حضرت فرمود: اذّيت كننده‌ي بعضي درون خانه آنها و بعضي در همسايگي ايشان و بعضي بر سر راهِ برآمدنِ حوائج مؤمنان است. در حديث ديگري قريب به اين مضمون حضرت(ع)  مي‌فرمايد: در عالم نبوده و نمي‌باشد و نخواهد بود مؤمني مگر اينكه همسايه‌اي باشد كه او را اذيت مي‌كند گر چه مؤمن به جزيره‌اي از جزاير بگريزد.

مروي است فردي چند بار به خدمت پيامبر آمد و از همسايه شكايت كرد. پيامبر همچنان فرمود: صبر كن. به سند ديگري از امام صادق(ع) روايت است: اگر مؤمن در قلّه كوهي باشد خداوند براي آزار او كسي را مي‌فرستد تا از اين طريق پاداشي از جانب خداوند به او برساند.

خداوند در قرآن مي‌فرمايد “و جعلنا بعضكم لبعض فتنه أتصبرون” يعني بعضي از شما را فتنه بعضي ديگر قرار مي‌دهيم آيا صبر مي‌ورزيد؟

اميرالمؤمنين(ع)  فرمود: از زماني كه مادر مرا زاييد، پيوسته مظلوم بودم تا آنجا كه عقيل برادرم مبتلا به درد چشم شد و مي‌گفت : در چشم من دوا نريزيد، مگر اينکه در چشم علي هم دوا بريزيد، در صورتيكه چشم من درد نمي‌كرد. امام صادق(ع)  فرمود: هر كس دنيايش گوارا و بدون گرفتاري باشد، در دين او شك كنيد.

در يكي از ادعيّه ماه رمضان است كه «خداوندا مرا بالا ببر با پائين بردن هر آنكه از خلقت كه مي‌خواهي و مرا وسيله بالا رفتن اولياءت قرار مده»، امام صادق(ع)  از رسول خدا ص فرمود: دو نفر كه با يكديگر معاشرت مي‌كند آن كه نسبت به دوستش بيشتر مدارا مي‌كنند اجرش بيشتر و در نزد خداوند گرامي‌تر است.

پيامبر ص فرمود: مكارم اخلاق دنيا و آخرت پيوستن به كسي است كه از تو بريده، بخشيدن به آنكه محرومت ساخته، گذشتن از كسي كه بتو ستم كرده، نيكي به آنكه به تو بدي كرده.

اين حديث بخوبي مصاديق مدارا را بيان مي‌كند و در اينكه آنها را مكارم اخلاق آخرت نيز عنوان كرده است لطائف بسياري است.

امام صادق(ع)  فرمود: خداوند گروهي را كه دوست دارد گرفتارشان مي‌كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاي بزرگ است، پس چه زيباست صبر نمودن در برابر خشم. امام صادق(ع)  فرمود: با مردم مدارا كنيد تا كردار شما نزد آنان بزرگ جلوه‌گر شود و با آنان عداوت مورزيد كه خوار و زبون مي‌گرديد.

پيامبر ص فرمود: خداوند از مؤمن پيمان گرفته كه او را به چهار چيز يا يكي از آنها مبتلا سازد: حسد مؤمنان، تجسّس منافقان تا نقطه ضعفي براي او بيابند، دشمني از كفّار كه با او بستيزد، شيطاني كه گمراهش نمايد.

خلاصه كلام: انتظار بكام بودنِ دنيا نابجاست و دار، دار مُداراست.

پيامبرص فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و گفت خدايت سلام مي‌رساند و مي‌گويد: با خلق مدارا كن. اميرالمؤمنين(ع)  فرمود: مدارا كردن با مردم پس از ايمان به خدا، سرآمدِ عقل است. كسي كه با همنشينانش خوب معاشرت نكند خيري در او نيست و خداوند براي آنان كه مجبورند با او معاشرت راه نجاتي قرار خواهد داد. آنگاه آنحضرت فرمود: دو جزءِ معاشرت نيكو با مردم، جلب محبت و نيكي كردن، و جزءِ سوم آن، در غفلتْ به سر بردن است.

از مطالب مهمي كه در امرِ اخلاقي نبايد از آن غافل بود احترام و بزرگداشت بزرگتران است. امام صادق(ع) فرمود: كسي كه به بزرگ ما احترام و به كوچك ما رحم نكند از ما نيست. و نيز آنحضرت(ع)  فرمود: بزرگان خويش را احترام كنيد و صله‌رحم نماييد.

و نيز عبدالله بن سنان از آن حضرت حديث كرد كه: تجليل از پيرمرد تجليل از خداست. و نيز آنحضرت فرمود: هر كس به مؤمنِ پير اهانت كند خدا قبل از مرگش كسي را مي‌فرستد كه به او توهين كند. گوئيم اين احترام نسبت به علماء دين دو چندان مي‌شود، چنانكه حضرت(ع)  فرمود: آنكه حق كسي را كه در اسلام مويش را سفيد كرده نشناسد منافق است. و نيز در حديث ديگري آنحضرت فرمود: هر كس پيري را كه مويش را در اسلام سفيد كرده است احترام كند خدا او را از وحشت روز قيامت در امان دار.

گوئيم احترام بزرگان و بزرگ‌زادگان نيز مورد تأييد دين بوده و پيوسته به آن سفارش شده است. حجّال گويد از جميل‌بن درّاج پرسيدم درست است كه رسول خدا ص فرموده: هر گاه شرافتمند قومي به نزد شما بيايد او را احترام كنيد. جميل گفت: آري. حضرت صادق(ع)  اين را حديث را تأييد كرده گفت: شريف قوم، آن است كه داراي مال باشد و با آن كار شايسته انجام دهد. و نيز از رسول اكرم ص نقل شده كه: سخاوتمند قوم را گرامي دارد.

امام صادق(ع)  فرمود: آنكه براي اشخاص، فضيلتي قائل نباشد در غرور است.

گوئيم: رواياتي كه متضمن بي‌توجهي به خلق است مانند روايت ابوذر كه از رسول الله ص نقل مي‌كند كه: عبد به درجه توحيد نمي‌رسد تا اينكه مردمان را چون شتران ببيند، يا روايت سيد رضي از امام علي بن ابيطالب(ع)  كه ايشان در توصيف متّقين مي‌فرمايند «عظم‌الخالق في اعينهم و صغر ما دون ذلك».؛ همه نظر به دل مؤمن دارند نه اخلاق او؛ يعني مؤمن چون به ديده توحيدي، مؤثّري جز خدا نمي‌شناسد تا بدو دل بندد تا هراسناك باشد، ترس و اميد به بندگان را از دل شسته و متّكي به رحمت و غيرت حقّ در گوشه‌ايي آرام نشسته است. پس براي او، انسانهايي كه پناهگاه ديگران‌اند با شتراني كه رعيّت خداوند‌ند و از خود نفع و ضرري براي خويش ندارند، برابرند و اين حال قلب مؤمن است كه «القلب حرم الله، فلا تُسكن في حرم الله، غير الله». امّا همين مؤمن كه حلقه بندگيِ حق در گردن انداخته، بدستور حق و از صميم قلب به رعاياي حق به ديده احترام و ادب مي‌نگرد و حدود ايشان را پاس مي‌دارد. چه، خود نيز رعيتي چون ايشان بلكه پست‌تر از ايشان است. و در نزد ارباب قلوب واضح است كه آنكه تعادل را فاقد است، از توحيد بركنار و مهجور است.

همانگونه كه كرم و سخاوت ممدوح و پسنديده است، قبول اكرام و جود نيز مستحسن است. دو نفر بر علي(ع)  وارد شدند، حضرت براي يكي تُشكي گسترد، يكي روي آن نشست و ديگري امتناع كرد. حضرت به او فرمود: روي آن بنشين زيرا هيچ‌كس از پذيرفتن احترام و احسان خودداري نمي‌كند جز الاغ؛ «لا يرد الاحسان الاالحمار». نپذيرفتن احسان ديگران ريشه در غرور و خود بزرگ بيني انسان دارد.

 

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی