لقمان حکیم: نویسنده دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

لقمان حکیم: نویسنده دکتر محسن بهشتی پور

حکمت های لقمان در قرآن
از قدیم این ضرب المثل  دربین مردم بسیار نقل می شد که، ” ادب از که آموختی ، گفت از بی ادبان ” اما متاسفانه مردم آنچنان که باید و شاید صاحب این سخن حکیمانه وعالی مقام و فرزانه را نشناخته اند و فقط همین ضرب المثل را طوطی وار در محافل خود بیان می کردند. عالم فرزانه و والا مقام «لقمان بن عنقی بن مزید بن صارون» ، كنیه او ابوالاسود است، او در سرزمین نَوبَه (واقع در كشور سودان یكی از مناطق افریقا) چشم به جهان گشود. بنابراین قیافه تیره و متمایل به سیاه داشت، و تاریخ نویسان  او  را به عنوان سیاه چهره  با  لب های ستبر و درشت، و قدم های بلند و گشاد یاد كرده اند.حضرت  لقمان(ع) یکى ازنام‌آورترین چهره‌هایى که از رهگذر آموزه‌هاى قرآنى، شهرتى به  قلمرو گسترش فرهنگ اسلامى یافته است و حرمتى الهی گرفته، « لقمان حکیم صاحب‌ دلى که سخنانش خواسته یا ناخواسته ، دامنه گسترده‌اى از فرهنگ بشرى را زیر چتر تأثیر خود آورده است و ملت‌ها از تراوش اندیشه و بیان او در مسیر زندگى خود، سود جسته و مى‌جویند.»
یكی از حكمای راستین و بزرگ تاریخ، حضرت لقمان(ع) است كه نامش در قرآن دو بار با عظمت یاد شده و یك سوره قرآن (سی و یكمین سوره) به نام ایشان آمده است. خداوند او را در قرآن براین اساس یاد كرده كه فرزندش را به ده اندرز بسیار مهم و سرنوشت ساز نصیحت كرده، و این نصایح در ضمن پنج آیه سوره لقمان ذكر شده است.
در قرآن تنها بخش کوچکی از نصایح لقمان(ع) آمده، وگرنه ایشان نصایح و پندهای بسیار دارد. مطرح شدن لقمان و حكمت های دهگانه او در قرآن، و یك سوره به نام او، در كتابی كه جاودانی و جهانی است بیانگر آن است كه خداوند می خواهد نام لقمان و روش و نصایح حكیمانه او را در پیشانی ابدیت ثبت كرده ، و تابلو قرار دهد، تا شیفتگان حق و عرفان در هر نقطه و عصری، در پرتو آن هدایت یابند، و از فیوضات آن برای پاك سازی و بِه سازی بهره جویند.
بعضی او را از اهالی «اِیْله» كه شهری بندری در كنار دریا، نزدیك مصر، در سرزمین فلسطین بوده دانسته اند. لقمان عمر طولانی كرد، به عقیده بعضی چند سال قبل از تأسیس حكومت حضرت داود(ع)، و به نظر بعضی ده سال پس از حكومت داود(ع) متولد شد، و عمر او تا عصر پیامبری حضرت یونس(ع) ادامه یافت، او در عصر نبوّت و حكومت حضرت داود (ع) همراه آن حضرت به جنگ جالوت رفت، و در كشتن جالوت كه طاغوت آن عصر بود، شركت داشت.سلسله نسب لقمان را چنین نوشته اند: «لقمان بن عنقی بن مزید بن صارون» و به گفته بعضی او پسرخاله یا خواهرزاده ایّوب(ع) بود، و سلسله نسبش به ناحور بن تارَخ (برادر ابراهیم خلیل«ع») می رسد.
او عمر طولانی كرد، كه عمرش را از دویست تا 560 سال،نوشته اند، در عین حال بسیار زاهد بود، و دنیا را به اندازه عبور از سایه ای به سایه دیگر در نزدیك آن می دانست.او مدّتی چوپان و برده قَیْن بن حسر (از ثروتمندان بنی اسرائیل) بود، سپس بر اثر بروز حكمت های سرشار نظری و عملی از او، از طرف اربابش آزاد شد.به نظر می رسد لقمان(ع) بیشتر عمرش را در خاورمیانه، به خصوص در فلسطین و بیت المقدس گذرانده است، و نقل شده كه قبرش در اِیله (یكی از بندرهای فلسطین) است.
از گفتنی ها این كه او دارای فرزندان بسیار بود، آنها را به گرد خود جمع می كرد، و نصیحت می نمود. و به گفته بعضی گرچه با گفتن «یا بُنَیّ؛ ای پسرك من» تنها پسر بزرگش به نام باران را مورد خطاب خود قرار می داد، ولی خطاب او در حقیقت به همه پسران و فرزندانش، بلكه به همه انسان ها بود، و با این تعبیر مهرانگیز می خواست عواطف آنها را جلب كند، و به آنها بفهماند كه من همانند پدر دل سوز برای شما هستم، نصایح دل سوزانه مرا كه از روی خیرخواهی است بپذیرید. از ویژگی های لقمان این كه، مسافرت های بسیار نمود، با انسان های مختلف ، علماء، فقهاء و.. حشر و نشر داشت، و با توجه به عمر طولانی، و حالت عبرت پذیری ای كه داشت، تجربیات بسیار آموخت ، در حدی كه مصداق این شعر مولانا جلال الدین شد:
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست خام بُدم پخته شدم سوختم،خام بُدم پخته شدم سوختم
سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد. لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم همیشه شکر خدا را به جای آور، برای خدا شریک قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است.

نصایح لقمان
1- فرزندم هیچکس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن!
2- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش!
3- بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند!
4- نماز را آنگونه که شایسته است بپادار!
5- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن!
6- در مقابل پیش آمدها شکیبا باش !
7- از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش!
8- با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن!
9- در راه رفتن میانه رو باش!
10- بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو!
11- از طریق اسماء و صفات خداوند  او را بخوبی بشناس!
12- به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن!
13- سخن به اندازه بگو!
14- حق دیگران را به خوبی اداء کن!
15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!
16- به هنگام سختی دوست را آزمایش کن!
17- با سود و زیان دوست را امتحان کن!
18- با بدان و جاهلان همنشینی مکن!
19- با اندیشمندان و عالمان همراه باش!
20- در کسب و کار نیک جدّی باش!
21- بر کوتاه فکران و ضعیفان اعتماد مکن!
22- سخن سنجیدۀهمراه با دلیل را بیان کن!
23- روزهای جوانی را غنیمت بدان!
24- یاران و آشنایان را احترام کن!
25- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!
26- وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار!
27- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!
28- کمتر از درآمدی که داری خرج کن!
29- در همۀامور میانه رو باش!
30- هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش!
31- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!
32- بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن!
33- فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز!
34- با هر کس به اندازدرک او سخن بگو!
35- به هنگام سخن متین و آرام باش!
36- به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده!
37- آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند!
38- نا آموخته استادی مکن!
39- چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش!
40- هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده!
41- کار امروز را به فردا مینداز!
42- با بزرگان سخن طولانی مگو!
43- دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن!
44- خود خواه و متکبر مباش!
45- در حضور ایستادگان منشین!
46- حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن!
47- هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن!
48- با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو!
49- سخن گفته شده را تکرار مکن!
50- از خواسته های نابجای دیگران پیروی مکن!
51- حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار!
52- در بد کاری بد خواهی نسبت به  دیگران همکاری مکن!
53- از مردگان به نیکی یاد کن!
54- از حضومت  و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن!
55- در هیچ کاری شتاب عجله مکن!
56- برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور!
57- به هنگاه  خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو!
58- در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر!
59- سخن و کلام دیگران را قطع مکن!
60- مهمان را به هیچ کاری دستور مده و براو احترام کن!
61- با دیوانه و مست سخن مگو!
62- برای کسب سود و دوری از زیان آبروی دروغ مگو!
63- در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن!
64- در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن!
65- ادب و تواضع را هیچ گاه فراموش مکن!
66- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!
67- بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش و طمع در کاری نداشته باشید!
68- با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش!
69- به مال و مقام دیگران طمع نداشته باش!
70- از مال  و مرام و مسلک خویش کمتر بگو بیشتر به آنچه می گویی عمل کن!
71- بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار!
72- عمر و روزی  تو با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع بر آن مکن!
73- عمر خود را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان!
74- اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن!
75- سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و نادانی بدان!
76- بجز در حق و راستی بندگان خدا فکر و عملی دیگر مکن!

یکی از آن روزها  لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
– اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
– دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی.
– و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی.
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
– اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
– اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهنرین خوابگاه جهان است.
– و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.

کارهای ما چندان بزرگ نیستند، تنها کاری که از ما ساخته هست، آن است که کارهای کوچک را با عشقی بزرگ انجام دهیم . بقول بزرگی که می گفت: شناخت ما از کرانه دریای وجود بزرگان ، تنها به اندازه میدان دید چشم اندیشه ماست و نه بیشتر. به شکوه و اعجاز هستی و جهان پیرامون خود نگاهی بیاندازید. همه جا را غرق در زیبایی خواهید دید. این زیبایی ها عشق درون شما را صدا می زنند و فرا می خوانند . شکوه و جلال جهان هستی را نظاره کنید و شکوه و جلال خود را به یاد آورید. هرگاه به خود اجازه دهید تا هستی و آفرینش را با تمامی شکوه و عظمت آن حقیقتا نظاره کنید، آن گاه به قطعیت اقتدار ، زیبایی و عشق و شور زندگی در خودتان پی خواهید برد زیرا شما نیز بخشی از همین شکوه و عظمت هستید. گویی آفریدگار هستی به شما می گوید : من تو را دوست دارم . من عاشق تو هستم . به همین دلیل این همه زیبایی ها را برای تو آفریده ام. اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم ، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع ، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم، رمز کلیه پیروزی ها ، اراده شما است و کسانی که با افکار عالی و خوب دمسازند می شوند، هرگز تنها نیستند و اگر چنانچه  بر ناتوان خشمگین می شوید، دلیل  بر این است  که  قوی  با اراده عمل  نمی کنید. خردمندان همچون باران بر اندیشه های تشنه می بارند و دگرگونی های آینده را موجب می گردند. از آن مهمتر اینکه اگر پی به شکوه و گستره خرد خویش ببریم هیچ گاه به گردن کشی روی نمی آوریم.
و اگر چنانچه  نمی توانید هیچ یک ازمراتب فوق را درخود بوجود آورید؛ مهم نیست چه کسی هستید ، چه شغلی دارید یا چگونه وقت خود را می گذرانید . هر روزه فرصت های بی شماری در اختیار دارید تا زندگی اطرافیان خود را از خود متاثر سازید. چه آنانی که می شناسید شان و چه آنان که برایتان بیگانه اند. بسیار نیکو است تا به عشق و شور زندگی خویش اجازه دهید، خودش را ظاهر کند. به هر صورتی که ممکن است  چه از طریق کلمات ، چشمان ، اعمال ، و حتی با زبان بی زبانی قلبتان. نمود و ظهور عشق و شور زندگی در شما دعوتی است از دیگران؛ تا عشق و شور زندگی آنان نیز خود را نشان دهد. همه ما نیاز داریم که دائماٌ احساس رشد عاطفی و معنوی کنیم . این غذایی است که روح ما به آن محتاج است. شما قدرت و توان آن را دارید که زندگی ای رضایت بخش و سرشار از غنای روحی بیافرینید شما توان آن را دارید که به زندگی خود معنا و هدفی برتر ببخشید این توان تنها در عشق و شور زندگی شما نهفته است . جرات و شهامت آن را به خود راه دهید تا عشق و شور زندگی را با خود به هر کجا که می روید ببرید.جرات و شهامت آن را به خود راه دهید تا عشق و شور و زندگی تان را به هر کس که خواستید و دوست داشتید نشان دهید.انشاءالله

1- سوره لقمان (31) آیه 12 و 13.
2- سوره لقمان، آیات 13 و 16 و 17 و 18 و 19. ) اما آیه 14 و 15 سخن خدا است، و این مطلب بیانگر اهمیت حكمت لقمان است، كه خداوند سخن خود را در كنار آن قرار داده است.
3- مسعودی، مروج الذّهب، ج1، ص46.
4- المواعظ العددیه، ص142.
5- مروج الذّهب، ج1، ص46؛ تفسیر برهان، ج3، ص273.
6- محدّث قمی، سفینة البحار، ج2، ص515، فخرالدین حرّ مكی، مجمع البحرین، واژه لقم؛ علامه مجلسی، بحار، ج13، ص425.
(تفسیر المنسوب الی الامام العسكری، ص354، المستدرك علی الصحیحین، ج2، ص375.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی