اصول اخلاق اسلامی-بخش دوم-(حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال) | خانواده مطهر

اصول اخلاق اسلامی-بخش دوم-(حجه الاسلام دکتر مصطفی نیک اقبال)

امام باقر(ع) فرمود: اگر مي‌تواني بر كساني كه با آنها معاشرت مي‌كني تفوّق داشته باشي چنين كن.

تفوّق بر ديگران با احسان نسبت به ايشان و گشاده‌رويي به آنها و مطّلع بودن از مشكلاتشان و سعي در رفع حوائج ايشان ميسّر مي‌شود. رعايت خَلق و راهبري ايشان، كرم و بزرگواري است. و اين حاصل نمي‌شود، جز آنكه انسان ايشان را از صميم قلب دوست بدارد و نسبت به ايشان مُشفق باشد.

امام صادق(ع) فرمود:« خود را براي خوشرفتاري با همنشين خود آماده كن، خلق و خويت را نيكو گردان و زبانت را نگه دار و خشمت را فرو بر، و سخنان بيهوده را رها كن، عفو را پيشه ساز و بخشنده باش ».

گوئيم اين حديث از آن رو كه به ريشه‌هاي اخلاقِ عملي پرداخته  حائز اهميت است. كم سخنی موجب تحبيب قلوب و خود، عبادت است. بسياري از رنجش‌ها از بيهوده سخن گفتن يا سخنِ بيهوده گفتن حاصل مي‌شود. آنكه سخنش زياد باشد، دشمنانش فزوني گيرند و دوستان واقعي از گرد او برخيزند. شهوت كلام ريشه در نفس امّاره داشته، معلول نقصان توحيد است. آنكه خدا را نيافته به اين و آن انس مي‌گيرد و آنكه خدا را نشاخته براي تحصيل منفعت، به جلب رضايت اين و آن مشغول است. البته مزاح و مسرور كردن مؤمنان ممدوح است؛ چنانكه در حديث است كه، مؤمني نيست جز آنكه در او مزاح است. اما انسان بايد در خود تعمق كرده، بيابد كه كلامش از شهوتِ سخن گفتن برخواسته  يا اينكه ريشه در مودّت با ديگران دارد. اين مقبوح و آن ممدوح است.

در حديث است كه «البلاء مُوَكّلٌ بالمنطق» يعني تا مرد سخن نگفته، از بلاء محفوظ است. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «واستُر ذَهبك و ذهابك و مذهبك» يعني سرمايه و مسير و هدف خويش را پنهان كن. و نيز همان حضرت فرمود: آشكار كردن امر، قبل از آنكه محكم شود سبب تلاشي آن است.

و نيز در حديث است كه سكوت، عيوب را مي‌پوشاند و در برابرِ دشمن بسانِِِ زره است.

 آري براستي با آن كه از او چيزي نمي‌دانند، نمي‌توانند دشمني كنند؛ و به آن كه از او چيزي نمي‌دانند به ديده عظمت و تحيّر مي‌نگرند. در حديث است كه معصوم(ع) فرمود: آنكه مي‌خواهد از جهنّم نجات يابد، زبان خويش را نگه دارد.  بزرگان اخلاق اذعان كرده‌اند كه اكثر گناهان در اثر زبان است. بي‌توجّهي به اينكه چه مي‌گويد، به كه مي‌گويد، و چرا مي‌گويد، همواره آفت‌آفرين است. چه دلها، كه به سخن بيهوده مي‌شكند و چه حسادتها كه بر مي‌انگيزاند و چه عيوب كه خداوند پوشانده، آشكار مي‌سازد. چه تهمت‌ها و چه غيبت‌ها و بدتر از همه چه دروغ‌ها كه ناآگانه از او صادر مي‌شود.

فرو بردن خشم در ظاهر و عفـو نمودن    اشخاص در باطن، يعني اينكه از ته قلب آنها را ببخشد و كينه‌اي از آنها به دل نگيرد، به ايشان حق دهد و رحمت خداوند را نسبت به ايشان دور نداند. اينگونه نباشد كه اگر خود لغزشي كرد و بد خُلقي مرتكب شد به خود حق دهد، امّا اگر از ديگران لغزشي ديد يا حقي توسط آنها از او پايمال شد ايشان را مستحق عذاب خداوند و بدور از رحمت بداند و در ذهن براي ايشان خطّ و نشان بكشد و آنها را به نكبت و فقر حواله دهد.

در حديث است كه نفرين اگر جاي حقّي نيابد به صاحبش باز گردد و خودِ او را گرفتار كند. و باز در حديث است كه نفرين تاريكي مي‌آورد همان گونه كه دعا در حقّ ديگران، خودِ انسان را صافي و نوراني مي‌كند.

و نيز مجرّب است كه اهل لعن و نفرين، خود به فقر و نكبت دچار مي‌شوند. اين مطلب نسبت به هر باطنِ‌ناپاك و شرخواهي صادق است، يعني آن كه نيّتش براي ديگران خير نيست، خود به شُرورِ بافيده براي ديگران و افكار منفي كه براي آنها پرداخته، گرفتار مي‌شود.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی