وسواس : دکتر محسن بهشتی پور | خانواده مطهر

وسواس : دکتر محسن بهشتی پور

آیا شما می دانید وسواس فکری و عملی چیست ؟ اگر کسی در خانواده شما به چنین مشکلی دچار شده است چگونه بایست با او برخورد کنید ؟ و یا اگر خودتان گرفتار چنین مشکلی هستید، باید چکار کنید؟ شاید تعدادی از شما خوانندگان محترم تا حالا با آدمهای وسواسی برخورد کرده باشید. فکر می کنید این افراد چه خصوصیاتی دارند؟ آیا مربوط به طیف خاصی از جامعه هستند؟ آیا ویژگی های منحصر به فردی دارند؟
خدمت شما عرض می کنم که وسواس یکی از وخیم ترین بیماریهای روانی عصر حاضر است. درصد ابتلای آن در خانمها و آقایان برابری می کند هرچند که خیلی ها معتقدند در خانم ها بیشتر است ولی بنابر امار به دست آمده چندان اختلافی ندارند.نوع وسواس بر دو گونه می باشد،( 1- وسواس فکری ، 2- وسواس عملی )  ولی اکثر مردم با وسواس عملی آشنایی بیشتری دارند.

وسواس چیست: وسواس یک نوع  افکار نا به جا و تکرار شونده، ناخواسته و اجبار کننده ای است که افکار طبیعی فرد را مختل می کند و موجب اضطراب یا هراس او می شود. این افکار می توانند فجیع و بی رحمانه ، به صورت ترس از بیماری ها، ترس زیاد از صدمه دیدن خود یا افراد مورد علاقه، نیاز شدید به اینکه باید همه کارها کاملاً دقیق و صحیح انجام شوند، هراس از آلودگی و کثیفی اشیاء و ….
توصیف بیماری وسواس از تاریخ معرفی اولیه آن توسط اسکیرول در 1838 (میلادی) تاکنون تغییری نیافته است. یک سیمپتوم وسواس معمولا به صورت زیر تعریف میشود: یک  ایده  فکر،  تصوّر یا حرکت  مکرّر  یا مصّر با نوعی احساس اجباری و ناچاری ذهنی و علاقه به شخصیّت خود بوده از غیرعادی و نابهنجاری بودن رفتار خود آگاه است. راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکان آمریکا بیماری و سواس را چنین تعریف می کند:ویژگی اصلی این بیماری وسواس ها یا اعمال اضطراری مکرّر می باشد وبه عنوان تجارب و احساسات ارادی تلقی نمی شود بلکه بصورت آرمان هایی جلوه می کنند که از خارج یه میزان آگاهی خود هجوم آورده باشند. و فرد خیلی می کوشد این افکار ناخواسته را سرکوب کند یا آنها را ندیده بگیرد.

به تعبیری می توان گفت  وسواس عبارت است از: فکر، احساس، اندیشه، یا حسی عود کننده و مزاحم  که یک فرایند ذهنی است، اجبار نوعی رفتار است.(obsession) بر خلاف وسواس اجبار نوعی رفتار آگاهانه، معیارمند، و عود کننده است نظیر شمارش، وارسی کردن یا اجتناب.بیمار مبتلا به اختلال وسواسی ، اجباری از غیر منطقی بودن وسواس هایش آگاهی دارد و این وسواس ها یا اجبارها را نا همنوا با خود (ایگو دیس تونیک) می یابد ( یعنی به  بصورت یک  رفتار نا خواسته). خصیصه اصلی اختلال وسواس و اجباروجود وسواسها یا اجبارهایی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای را برای فرد به بار می آورند. این وسواس ها و اجبار ها سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای را در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیت های معمول اجتماعی،یا روابط فرد ایجاد می کنند.بیمار مبتلا به اختلال وسواسی اجباری ممکن است فقط وسواس فکری، فقط اجبار، یا هردوی آنها را با هم داشته باشد. به طور كلی وسواس شامل فكر، احساس، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار شامل، رفتاری آگاهانه و عودكننده است.
از نظر بنده وسواس یعنی تکرار.و تنها تفاوت افراد عادی با وسواسی دقیقا در این واژه خلاصه میشود. به عنوان مثال همه دستشان را با آب و صابون می شویند ولی افراد وسواسی ممکن است دو بار یا بیشتر بشویند. همه ممکن است به بستن شیر گاز توجه نشان دهند ولی افراد وسواسی دو بار یا بیشتر این کار را می کنند تا جایی که به آرامش برسند. اگر چند بار دست تان را شسته ‌اید، ولی هنوز نگران این هستید که مبادا کثیف باشد، اگر برای این که مطمئن شوید در ماشین یا خانه ‌تان بسته است باید چند بار آن را امتحان کنید یا اگر افکار مشابهی مدام در ذهن تان تکرار می ‌شود و آزارتان می ‌دهد و راهی برای خلاصی از آن ها پیدا نمی ‌کنید، باید برای درمان بیماری وسواس خود حتماً به روانپزشک  خیلی خوب و مجرب مراجعه کنید.
متخصصان معتقدند که ریشه بیشتر بیماری وسواس اضطراب است و به دو شكل فكری و عملی بروز می كند. افرادی كه دچار افكار وسواسی هستند، دچار اضطراب نیزمی شوند. لذا برای اینکه از اضطراب خود بکاهند نا خودآگاه خود را سرگرم به کاری تکرای می کنند و با انجام عمل وسواس و اضطراب شان كاهش می یابد و چنانچه فردی در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت كند، اضطرابش بیشتر می شود. وسواس تا میزان قابل تحملی در بسیاری از افراد وجود داردو به صورت تردید، نداشتن تمركز، كم خوابی و… ظاهر می شود. گاهی اوقات كودكان هم دچار وسواس می شوند كه معمولا” علائم آن رفتارهای پرخاشگرانه، تكرار كلمات و یا لجبازی با اطرافیان است. وسواس بر دو گونه می باشد،( 1- وسواس فکری ، 2- وسواس عملی ).

2- وسواس عملي: وسواس عملي به شكل هاي گوناگون خود را بروز مي‏دهد كه ما به نمونه ‏ها و مواردي از آن اشاره مي‏كنيم :
شستشوي مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مي‏دانند و اين بيماري در نزد زنان رايجتر است.
رفتار منحرفانه: جلوه آن در مواردي بصورت دزدي است و اين امر حتي در افرادي ديده مي‏شود كه هيچ‏گونه نياز مادي ندارند.
دقت وسواسي: نمونه ‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و… مي‏بينيم و وضعيت فرد بگونه ‏اي است كه گويي از اين امر احساس آرامش مي‏كند.
شمردن: شمردن و شمارش ‏ها در مواردي مي‏تواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نرده ‏ها با اصرار بر اين كه اشتباهي در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن: گاهي وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجباري است. شخص از اين سو به آن سو راه مي‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
« اسکیزوفرنی » :
روان‌گسیختگی، اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی (به انگلیسی: Schizophrenia)، یک بیماری روانی با منشاء نامشخص و علایم متغیر می‌باشد که اصطلاح آن توسط یوجین بلولر از ترکیب دو کلمه یونانی shizein (دو نیم کردن، گسستن: σχίζειν) و phrenos (فکر، اندیشه: φρήν) وضع شده است. مشخصهٔ این بیماری عدم توانایی درک و یا بیان واقعیت است. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار، انزوا و گوشه نشینی بیش از حد و هذیان و توهم است. تشخیص این بیماری با مصاحبه با بیمار و مشاهده رفتار او میسر می‌شود و در حال حاضر هیچ تست تشخیصی برای این بیماری وجود ندارد. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گاه نشانه‌های روانی حرکتی نیز بروز می‌دهند، مثل حرکات عجیب، شکلک‌های تکراری، و ژست‌های نامعمول. به نظر می‌رسد که این ژست‌های غیرعادی معمولا نوعی منظور شخصی برای فرد بیمار دارند، مثل نوعی آیین یا جادو.
در برخی از موارد بیماری اسکیروفرنی نیز می تواند با علائم وسواسی خود را نشان دهد بطوریکه در ابتدا تنها شکایت بیمار از افکار و اعمال و سواسی گونه میباشد ولی سیر بیماری این اشکال را بر طرف می کند چرا که بیمار اسکیزوفرنی علائم خاص خود را پیدا می کند که واضحاً با وسواس قابل تشخیص است. هرچند که عده ای از بیماران مبتلا به وسواس مزمن نهایتاً به اسکیزوفرنی مبتلا می شود ولی این حالت در تمامی موارد صدق نمی کند.

 

علائم و نشانه ها
علائم اختلال وسواس هر دو نوع وسواس فکری و وسواس جبری را شامل می شود. علائم OCD می توانند شدید و وقت گیر باشند. به عنوان مثال، کسی که احساس می کند که دستهایش به ميكروب آلوده شده است (یک وسواس فکری) ممکنست هر روز ساعتها به شستن آنها مشغول شود (تکرار جبری) . ممکنست تمرکز وی بر روی شست و شو آنقدر زیاد باشد که نتواند کار دیگری را به اتمام برساند.

 

وسواسهای فکری

وسواسهای فکری OCD، عقاید، افکار، تصاویر یا برانگیزشهای ناخواسته، مداوم و تکرار شونده ای هستند که شما به طور غیر ارادی تجربه می کنید و بی معنی به نظر می رسند. این وسواسها نوعاً وقتی شما سعی می کنید به چیزهای دیگر فکر کنید یا کارهای دیگری انجام دهید مزاحم شما می شوند.

 

وسواسهای OCD نوعاً حول مسائل زیر می باشند:

•      ترس از سرایت بیماری یا آلودگی
•      شک های تکرار شونده
•      مرتب یا به طور قرینه قرار دادن چیزها
•      برانگیختگی های خشونت آمیز یا ترسناک
•      تصاویر جنسی

علائم OCD در خصوص وسواسهای فکری ممکنست شامل موارد زیر باشد:
•      ترس از سرایت بیماری از طریق دست دادن یا لمس کردن اشیائی که دیگران لمس کرده اند.
•      شک در مورد اینکه در را قفل کرده اید یا اجاق گاز را خاموش کرده اید.
•      افکار تکرار شونده در مورد اینکه شما در یک تصادف به شخصی صدمه زده اید.
•      احساس پریشانی وقتی اشیاء مرتب نیستند یا به طور مناسب در یک خط قرار نگرفته اند یا در شکل درست به نظر نمی رسند.
•      تصاویر آزار دادن فرزندتان
•      برانگیختگی برای فریاد زدن به طور وقیحانه در مکان های نامناسب
•      خودداری از شرایطی که باعث آغاز وسواس می شود مانند دست دادن
•      آمدن تصاویر جنسی در ذهن شما
•      آماس پوست به دلیل شستشوی مداوم دست
•      زخم پوست به دلیل خارش پوست
•      کم شدن موی سر یا محل های کچلی به دلیل کشیدن مو

 

تکرارهای اجباري
تکرارهای جبری، رفتارهای جبری هستند که شما احساس می کنید مجبور به انجام آنها هستید، اینگونه رفتارهای تکراری به منظور جلوگیری یا کاهش اضطراب و پریشانی ناشی از وسواسهای شما انجام می شود. به عنوان مثال، اگر شما اعتقاد داشته باشید که با ماشینتان با کسی تصادف کرده اید، به این دلیل که شما نمی توانید از تردیدهایتان خلاص شوید ممکنست به دفعات به آن محل بازگردید.
شما حتی ممکنست قوانین یا تشریفاتی به وجود بیاورید که با دنبال کردن آنها بتوانید اضطراب ناشی از افکار وسواسی تان را کنترل کنید.

نمونه تکراری های جبری حول و حوش مسائل زیر هستند.
•شستن و تمیز کردن
•شمارش
•چک کردن
•نیاز به اطمینان خاطر
•تکرار کارها به دفعات
•قرار دادن اشیاء به طوریکه مرتب به نظر برسند.

علائم OCD در خصوص تکرارهای جبری ممکنست شامل موارد زیر باشد:
•شستن دستها تا جائی که مجروح شوند.
•چک کردن درها به دفعات تا اینکه از قفل بودن آنها اطمینان حاصل شود.
•چک کردن اجاق گاز به دفعات تا اینکه از خاموش بودن آن اطمینان حاصل شود.
•شمارش در الگوهای خاص

علل اختلال وسواس به طور کامل شناخته نشده است. نظریات اصلی به شرح زیر است:
•بیولوژی: برخی محققین اعتقاد دارند که OCD نتیجه تغییراتی در مواد شیمیایی طبیعی در بدن است.
•عوامل محیطی: برخی محققین اعتقاد دارند که OCD از عادات رفتاری که شما با گذشت زمان می آموزید ناشی می شود.
•سروتوتین (serotonin) ناکافی: سطح ناکافی سروتونین که یکی از گیرنده های مغزی شماست می تواند به اختلال وسواسی کمک کند. برخی مطالعات که تصاویر مغزی افراد دارای اختلال وسواس را با افرادی که این اختلال را ندارند مقایسه می کند، اختلافاتی را در الگوهای عملکرد مغزی نشان می‌دهد. به علاوه ، افراد دارای اختلال وسواس که داروهایی مصرف می کنند که عملکرد سروتونین را تقویت کند اغلب علائم کمتری دارند.
گلودرد استرپتوكوكي: برخی مطالعات نشان می دهند که بعضی کودکان پس از ابتلا به گلو درد استروپتوکولیکی بتا هماتولیتک گروه A دچار OCD می شوند. برخی مطالعات حاکی از آنست که آنتی بادی بر علیه باکتری استرپتوكوك  در بعضی مواقع به اشتباه مانند یک آنزیم مغزی عمل می کند. این مساله باعث درهم گسیختگی نورون های مغزی می شود و می تواند باعث شروع OCD شود. با این وجود، این مطالعات جای بحث دارند و برای اینکه گلودرد استرپتوكوكي به عنوان علت شناخته شود شواهد بیشتری مورد نیاز است.

 

انواع علت های بوجود آمدن وسواس
1- وراثت : تحقيقات برخي از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيماري را از والدين خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهي ديگر از محققان جنبه ارثي بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده‏اند، انتقال زمينه‏هاي عصبي مي‏تواند ريشه و عاملي در اين راه باشد.
2- شيوه تربيت: تربيت  اعتقاد گروهي از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواس‏هاي افراد در سنين جواني و پس از آن از دوران كودكي پايه‏گذاري شده و تاريخچه زندگي آنها حاكي از دوران كودكي ويژه‏اي است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختي‏هاي فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاي بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
3- دوران كودكي: در پيدايش گسترش وسواس براي شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده‏اي را بايد قايل شد. بررسيها نشان مي‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتي ناخودآگاه زمينه را براي وسواسي شدن فرزندان فراهم مي‏كنند و مخصوصا والديني كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مي‏خواهند و انعطاف پذيري كمتري دارند در اين رابطه مقصرند. تربيت‏خشك و مقرراتي در پيدايش و گسترش اين بيماري زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهاني، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.
4- تحقير كودك: عده‏اي از بيماران وسواسي كساني هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بي عرضه‏اي هستي، لياقت نداري، در خور آدم نيستي، بدرد زندگي نمي‏خوري… و از بابت عدم لياقت‏خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنيده و تنبيه شده‏اند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براي ناراحتي عصبي و يا وسواس آنها فراهم كرده است.
5- ناامني‏ها: پاره‏اي از تحقيقات نشان داده‏اند برخي از آنها كه دوران حيات كودكي آشفته‏اي داشته و با ترس و نا امني همساز بوده‏اند بعدها به چنين بيماري دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكي وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكي براي راضي كردن مربيان خود مي‏كوشيدند و سعي داشته‏اند كه دقتي افراطي درباره كارهاي خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك‏بيني و موشكافي وارد شوند.
6- منع‏ها: گاهي وسواس فردي بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاي شديد دوران كودكي و حتي نوجواني و جواني است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايراد گيريهاي بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبت‏خوش و ميموني داشته باشد.
7- خانواده افراد وسواسي: بررسي ها نشان داده ‏اند که اغلب وسواسي‏ها والدين لجوج داشته‏اند كه دروظيفه خواهي از فرزندان سماجت‏بسيار نشان مي‏داده‏اند.ايراد گير و عيبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشي از فرزندان خود مي‏ديدند، آن را به رخ فرزندان مي‏كشيدند.خسيس و ممسك بوده‏اند به طوري كه كودك براي دستيابي به هدفي ناگزير به شيوه‏اي اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادي كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعي مي‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود.

شروع بیماری
در ایتدا بایست دقت کنید که تشخیص اختلال وسواسی و توجه به علائم آن و معاینه بیمار بایست حتماً توسط پزشک صورت گیرد. شروع این بیماری معمولاً در زمان بلوغ و یا اندکی پس از آن است. دراکثر موارد بیماری قبل از سن 15سالگی شروع میشود ولی قبل از ده سالگی هم فراوان دیده می شود در عدهّ کمی نیز علائم پس از دهۀ چهارم عمر است در رابطه با سایر بیماریهای نوروتیک افراد وسواسی در سنین پائین تری به پزشک مراجعه می کنند در عده ای از بیماران سن متوسط مراجعه برای درمان 22 سا لگی بوده است در حا لیکه برای اضطراب 3/32 سا لگی ذکر شده است در بیشتر بیماران تشدید کننده محیطی مشخص دیده می شود.
یکی از مشخص ترین نشانه های وسواس، اضطراب و نگرانی همراه با تکرار یک حرف یا رفتار است. این رفتارهای تکراری ناشی از اضطراب اگرچه گاهی خود آدم وسواسی را هم کلافه می کند اما رفتارهای او بیش از همه، اطرافیان به ویژه همسر و فرزندان اش را آزار می دهد. وسواس یک نوع بیماری روحی روانی است که هرچند علائم آن در همه افراد مشابه نیست اما بسیاری از علامت های آن تقریبا یکسان است. همان طور که اشاره کردیم، تکرار یک رفتار یا حرف همراه با استرس، هیجان و اضطراب، نخستین و مهم ترین نشانه وسواس است ولی علامت این بیماری تنها به همین یک مورد ختم نمی شود؛ وحشتناک تر اینکه با پیشرفت بیماری باید منتظر رفتارهای ناخوشایند دیگری هم از سوی همسرمان باشیم. در مراحل اولیه بیماری، این علامت ها دیده می شود: تکرار یک حرف، حرکت یا رفتار: این حالت بیشتر در مردها دیده می شود. ترس از آلودگی و کثیفی، در این گونه وسواس، افراد فکر می کنند همه چیز کثیف و آلوده است؛ حتی لباس های خودشان یا غذایی که می خورند. برای همین اغلب آنها در مهمانی ها لب به غذا نمی زنند. این نوع وسواس بیشتر در زن ها دیده می شود.
نشان دادن رفتارهای هیجانی و اغلب آزاردهنده و برخورنده: مثلا همسر وسواسی ما نمی گذارد به وسایل شخصی اش دست بزنیم؛ حتی اجازه نمی دهد گاهی به او کمک کرده و لباس هایش را مرتب یا اتو کنیم. رابطه زناشویی به حداقل می رسد و با پیشرفت این مشکل، طلاق عاطفی اتفاق می افتد چون آدم وسواسی ممکن است حتی از لمس شدن هم اکراه داشته باشد. اگر با این علائم و در این مرحله از بیماری، نتوانیم به همسرمان کمک کنیم، مشکلات دیگری هم به رفتارهای قبلی او اضافه می شود: شست وشو و نظافت دائمی خود، منزل یا لباس ها و وسایل شخصی؛ مثلا ۲ بار حمام کردن در روز. کنترل رفتارها و حرکات خود، همسر و فرزندان. درباره همسر و فرزندان این رفتار شکل دخالت به خود می گیرد؛ مثلا پرسش و تاکید مداوم درباره انجام کارهای همسر و فرزندان و تاکید و پرسش درباره انجام درست و بموقع کارهای شخصی آنها. بی اعتمادی  او باعث می شود که به سختی به دیگران اعتماد می کند. شک کردن به هر کس و هر چیز و پرسش های مکرر درباره مسائل ساده و پیش پا افتاده.آدم های وسواسی، علاوه بر وسواس ظاهری و رفتاری، منظور وسواسی است که ما می بینیم ـ به وسواس ذهنی هم دچار هستند. در واقع ما فقط رفتارهای ظاهری همسرمان را می بینیم اما از وسواس ذهنی او بی خبر هستیم ولی واقعیت این است که بخشی از وسواس او کاملا شخصی بوده و مستقیما ذهنش را هدف قرار داده است. وسواس در رفتارهای اجتماعی یکی از این مشکلات است؛ یعنی اینکه همسر ما دائما فکر می کند با رفتار و گفتارش دیگران را آزار داده است؛ برای همین همیشه به طرز بیمارگونه ای رفتارهایش را در ذهنش مرور می کند و دنبال فرصتی می گردد که از دیگران معذرت بخواهد یا برای رهایی از این افکار آزاردهنده با دیگران قطع رابطه می کند. به این ترتیب، همراه با وسواس، دچار افسردگی و گوشه گیری هم می شود.

شيوه ‏هاي اصولي در درمان وسواس:
الف) روانپزشكي:
اگر رفتار و يا عمل وسواسي شديد شود نياز به متخصص رواني و درمانگري است كه در اين زمينه اقدام كند. كسي كه تعليمات تخصصي و تحصيلي‏اش در روان پزشكي او به او اجازه مي‏دهد كه براي شناخت ريشه بيماري و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه‏يابي‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتي بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتي هم در رابطه با شناخت‏خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايي تجويز كنند و يا شيوه‏هاي ديگري را براي درمان لازم مي‏بينند بكار گيرند. بيماران را گاهي لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكي و گاهي هم در بيمارستان‏ها به طرق روانكاوي و روان‏درماني درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بستري نمود. درمان بيماري براي برخي از افراد بسيار ساده و آسان و براي برخي ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادي و اجتماعي بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درماني:
اين هم نوعي درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مي‏گيرد و آن يك همكاري آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتني بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطي نسبتا طولاني و طبق هدف و برنامه ريزي مشخصي به پيش مي‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدي كه قادر به اصلاح زندگي رواني فرد باشد انجام مي‏گيرد. در اين درمان گاهي هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براي يك تحول دروني فراهم شود.

اصولي در روان درماني:
در روان درماني افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف – اصلاح محيط:
و غرض محيط زندگي بيمار، توجه به امنيت آن، بررسي اصول حاكم بر جنبه‏هاي محبتي و انضباطي، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاي تفريحي، گردشها، تلاشهاي جمعي، مشاركتها در امور،… است.
ب – ارتباط خوب و مناسب:
در روان درماني آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردي و همراهي، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبي براي بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خودداري از سرزنش و… .
ج – روانكاوي و روان درماني:
كه در آن تلاشي براي ريشه‏يابي، ايجاد زمينه براي دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

علاوه بر درمان ‌های دارویی می ‌توانید از چند تکنیک نیز استفاده کنید. البته برخی از این تکنیک ‌ها به همکاری اطرافیان شما نیاز دارد. درمان وسواس هم  مثل  خیلی از بیماری ها، اول از همه بستگی به باور و تلاش بیمار برای بهبود دارد. همکاری اطرافیان هم عامل بسیار مهمی در تسریع یا تعویق در روند بهبود است؛ پس بد نیست همسر هم که البته مثل همیشه نقش ویژه ای در درمان زن یا شوهر بیمارش دارد به عنوان همسر پرستار، این نکته ها را به خاطر بسپارد که اضطراب و نگرانی دائمی یکی از مشکلات روحی و  روانی همسر وسواسی ماست. به او فرصت بدهیم تا درباره اضطراب و نگرانی هایش با ما صحبت کند تا به کمک هم راه چاره ای برای رفع مشکلات او پیدا کنیم. خیلی وقت ها آشفتگی ذهن و ناتوانی در تصمیم گیری دلیلی برای بروز رفتارهای وسواس گونه است. از رفتارهای او تعجب نکنیم چون رفتارهای او ناخودآگاه است و دست خودش نیست. با هر بار تعجب و عکس العمل  نادرست،  او را یک قدم از درمان دور می کنیم. او در مقابل واکنش های نا بجای ما حالت تدافعی گرفته و لجبازی می کند.هرگز شما با مسخره کردن یا مطرح کردن مشکلات رفتاری همسرتان در جمع، او را سرخورده و عصبی نکنید زیرا  نتیجه آن، چیزی جز تکرار همان رفتارها نیست.

* اعتماد به نفس او  را تقویت کنید. برای این کار می ‌توانید هر روز روی یک کاغذ کارهایی را بنویسید که او توانایی انجام آن ها را دارد. او را به انجام ندادن هیچ کاری مجبور نکنیم اما کمکش کنیم تا به تدریج بعضی رفتارها را تعدیل و سپس فراموش کند. مثلا اگر می خواهد برای چندمین بار ظرف ها یا لباس هایش را بشوید، مانع او نشویم. به جای آن، همراه هم این وسایل را بشوییم تا از پاکیزگی لباس ها و ظرف ها مطمئن شود و به تدریج «وسواس تمیزی» را کنار بگذارد.

* وظایف منزل را طوری تقسیم کنیم که او مسئولیت کمتری به عهده بگیرد. یکی از مهم ترین راه های درمان وسواس، آرامش خیال است. حتی در انجام کارهای شخصی هم به او کمک کنیم تا اضطراب اش کمتر شود. از محول کردن کارهای استرس زا به همسرمان پرهیز کنیم. مثلا مسئولیت آوردن و بردن بچه ها به مدرسه را به عهده او نگذاریم؛ چون تنظیم دقیق برنامه ها، او را بیشتر به اضطراب و وسواس دچار می کند.

* اگر از ما خواست تا کاری را تکرار کنیم یا درباره مسئله ای چند بار سؤال کرد، از کوره در نرویم؛ با آرامش به او جواب بدهیم اما تلاش کنیم به تدریج دفعات تکرار این رفتارها کم شود. مثلا همان بار اول که درباره مسئله ای از ما توضیح خواست، همه چیز را با جزئیات توضیح بدهیم تا چیزی ناگفته نماند. با تکرار این حرکت، کم کم او از پرسیدن های مکرر دست برمی دارد چون مطمئن می شود همه چیز را همان بار اول به او کاملا توضیح داده ایم.

* هر چقدر فرد وسواسی بیشتر با دیگران رفت و آمد و معاشرت داشته باشد، زودتر درمان می شود چون باید در جمع رفتارهایش را کنترل کند؛ به این ترتیب به تدریج عادت هایش را فراموش می کند و کنار می گذارد.حواس او را پرت کنیم؛ ورزش کردن، انجام ورزش های آرام بخش و… می توانند ذهن او را آرام کنند.

* با مواجهه تدریجی با عامل هراس و خودداری از انجام کارهای خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد کاسته می شود. مثلاً اگر وسواس شستشو دارید مکررا شیئی را که تصور می کنید آلوده است لمس کنید و پس از آن دست های خود را نشویید. اگر این کار را تکرار کنید به تدریج از هراس و اضطراب شما کاسته خواهد شد. این کار در مورد افکار نا بجا نیز موثر است.

* ريشه ‏هاي خانوادگي وسواس : در مورد ريشه و سبب اين بيماري مطالب بسياري ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقي، وضع هوشي، عوامل اجتماعي، عوامل خانوادگي، عوامل اتفاقي، رقابت‏ها،

وقتی بحث عبادت و پاکیزگی می شود، عده ای از افراد گمان می کنند که پاکیزگی یعنی چیزی را مدام شستن و مدام آب کشیدن، به هر حال در این مواقع بحث وسواس می شود، افرادی  را می بینیم که از سر پاکیزگی و یا به قول خودشان عبادت سر از وسواس و در نهایت اسراف در می آورند. در طول تاریخ انسان‌هایی زندگی می‌کرده‌اند که گرچه دارای ظاهری سالم بوده‌اند، ولی نوعی تفاوت آشکار در اعمال و رفتار آنان نسبت به کردار رایج و متعارف افراد عادی جامعه وجود داشته است. آنها بیش از حد متعارف در امور معمولی، اعم از مادی و معنوی، سخت‌گیری می‌کنند، به همه چیز شک دارند، به کسی اطمینان نمی‌کنند و در بسیاری از امور زندگی کارهای خود را با تردید انجام می‌دهند. به این افراد، افراد «وسواسی» گفته می‌شود.بهترین روش،
چنانچه وسواس فکری،عملی درمان نشود می تواند زندگی شما را نامطلوب و غیر لذتبخش سازد. شما ممکنست احساس کنید که توسط OCD اسیر شده اید چرا که شما نمی توانید فعالیتهای روزمره و عادی خودر ا انجام دهید. هر چه شما وقت بیشتری را به رفتارهای وسواسی و تکرارهای جبریتان اختصاص دهید، مدرسه، کار و روابط اجتماعی شما همگی بیشتر آسیب می بینند. OCDهمچنین می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد چرا که OCD می تواند بسیار پریشان کننده و موجب تضعیف روحیه باشد . همچنین OCD به دلیل گرایش افراد به مکانیزم های ناسالم برای کنار آمدن با این اختلال خطر استفاده از الکل و مواد مخدر را افزایش می دهد. در مواردی OCD می تواند پیچیدگی های فیزیکی ایجاد کند. به عنوان نمونه، شما ممکنست آنقدر احساس اجبار به شستن دستهایتان کنید که مبتلا به درماتیت شوید.
اختلال وسواس یک بیماری مزمن است، بدین معنی که می تواند به مدت طولانی بخشی از زندگی شما را تشکیل دهد. با این وجود، روان درمانی، دارو درمانی و مراقبت شخصی می تواند به شما کمک کند تا علائم OCD را کنترل کنید تا اینکه یک زندگی عادی داشته باشید.

مراحل مراقبت شخصی که می توانید دنبال کنید شامل موارد زیر است:
1- به برنامه درمانی خود ادامه دهید حتی اگر در بعضی مواقع ناراحت کننده و مستلزم مبارزه طلبیدن باشد.
2- داروهای خود را طبق دستور مصرف کنید و در خصوص عوارض جانبی و موارد دیگر با متخصصین مراقبت سلامتی خود صحبت کنید.
3- به منظور در میان نهادن تجربیات در شرایط مشابه با دیگران به یک گروه حمایتی ملحق شوید.
4- لیست کردن حمایت دوستان محبوب که در زمان های سخت می توانند موجب دلداری شوند.
5- یادگیری در مورد اختلالتان تا اینکه شما فرق بين واقعیات و افسانه ها را بفهمید.
6- به جای منزوی کردن خود، در فعالیت های اجتماعی مشارکت کنید.
استفاده همزمان از دارو و روان درمانی بهترین  روش برای درمان است. در نهایت این نکته را فراموش نکنید که حتما باید از دارو‌های مخصوص، که توسط پزشک برای شما تجویز می‌ شود استفاده نمایید.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی