فرصتي براي جبران:دكتر محسن بهشتي پور | خانواده مطهر

فرصتي براي جبران:دكتر محسن بهشتي پور

حتما شما هم زنان و مردان جواني را ديده ايد که به علت هاي مختلف از ازدواج خود پشيمان هستند يا اين که دوران مجردي را به زندگي زناشويي ترجيح مي دهند. بعضي ها به دلايلي مانند، کم سن و سال بودن هنگام ازدواج و يا اجبار والدين شان، تنهايي، نداشتن تجربه و آگاهي کافي از زندگي زناشويي و اختلاف هاي پدر و مادر خود، تن به ازدواج داده اند و آن را ناموفق مي پندارند و آرزو دارند به گونه اي از شر آن خلاص شوند. در حالي كه ما معتقديم ،خانواده به معنای حقیقی کلمه می‌بایست محیط امن و آرامش برای زن و مرد باشد و اگر حضور در محیط خانواده شروع حسّ حضور یک مزاحم در کنار شخص باشد به جرأت باید گفت که این خانواده از پایه و بنیاد دوستی تشکیل نشده و دچار مشکلات اساسی و بنیادی است. لذا بايست توجه داشت كه اصل پيوند زن و مرد بايد بر اساس مودت و دوستي باشد تا زن و مرد در کنار هم به آرامش برسند،زيرا ازدواج مرحله ای از تکامل در زندگی می باشد و به نوعی تولدی دیگر و آغازی دیگر به حساب می آید که برای وارد شدن به این مرحله ما نیز باید آمادگی کافی رو داشته باشیم و حساب شده عمل کنیم دوست داشتن و عشق قبل از ازدواج شاید باعث کم رنگ شدن بعضی مسائل بشود که در دوران بعد از ازدواج بسیار لمس می شود. پس تنها برپایه عشق نمی توان وارد زندگی مشترک شد چرا که شاید عشق لازم باشد اما کافی نیست.براساس تحقیقات صورت  گرفته ، بیشترین طلاق ها در 5سال اول زندگی صورت میگيرد زوج های جوان باید ابتدا، مشکلات خود  را با کمک یکدیگر حل کنند. ساده ترین مسائل درزندگی مشترک اگر نادیده گرفته شود به مشکل بزرگی تبدیل می شود پر واضح است که هیچ زوجی مایل به طلاق و جدایی نیستند اما عدم شناخت صحیح از مسائل بعد از ازدواج و سطحی نگری به زندگی و کوچک شمردن مشکلات باعث شده تا آمار طلاق به خط قرمز برسد واين مطلب بسيار مهمي است كه بايست جوانان و خانواده هاي محترم توجه ويژه اي نسبت به آن داشته باشند.

اولين و بهترين راه: مشاوره  كردن با بزرگترها و ريش سفيد ها فاميل و آشنايان است.البته به اين شرط كه اولاً مشاور درستي را انتجاب كنند كه او بايد بسيار مجرب باشد. دوم اينكه شما واقعاً به حرف هاي آنها گوش دهيد و به راه كارهاي كه پشنهاد مي كنند  درست عمل كنيد. نخستین نكته این است كه انجام دادن هركاری به مهارت و دانش نیاز دارد.یعنی برای یك همسر توانا شدن،باید دانائی ها ، دانش ها و مهارت های لازم را كسب كرد . زوج هاي جوان ايراني معمولا ميانه خوبي با ريش سفيدها و مشاورين ندارند وبرداشت جوانان ازمشاوران و مصلحين خانواده به طور کل اشتباه است. آنها فكر مي كنند مشاورين توانايي حل مشکلات  آنها را ندارند زيرا حرف هايي را كه آنها دوست دارند را مشاورين تاييد نمي كنند. اما واقعيت اين است که مشاور باتجربه و متخصص، حکم يک راهنماي مناسب كه کوله باري از تجربه را به همراه دارد وقادر است مشکلات پيش آمده را چنان نرم و کم رنگ مي کند که ديگر جاي هيچ اختلافي باقي نمي ماند.او شيوه رويارويي و رفع مشکلات زوج ها را به خوبي مي داند و قادر است ديد و برداشت ذهن جوانان را آنطور که پسنديده است تغييردهد وشکل مي بخشد. يک مشاور دلسوزو توانمند مي تواند راه ورسم وقوانين زندگي زناشويي رابه مردان و زنان بياموزد و ايراد و اشکال هاي رفتاري و کرداري آن ها را در زمينه هاي مختلف گوشزد کند و براي تغيير آن ها برنامه ريزي کند.

دوم اينكه: دين ما اسلام در جهت تحقق اهداف ازدواج وتحكیم بنیاد خانواده، بر دو امر تاكید دارد: یكى ایمان و دیگرى اخلاق،وبه كسانى كه قصد ازدواج دارندتوصیه مى‏كند كه حتماً دین واخلاق همسرخود را درپيوندوازدواج خود منظور بدارند.زيرا براى حسن رابطه بین زن و شوهروبقاء واستحكام بنیاد خانواده ، و براى جلوگیرى از اختلافات خانوادگى و وقوع طلاق، بهترین وسیله رعایت ارزش‏هاى اخلاقى است. درابتداء لازم است بدانیم نباید به ایمان به عنوان یک ابزارنگاه کرد بلکه، ایمان یک ضرورت است. نگاه ابزاری به ایمان باعث می‏شود هر چیزی متعلق ایمان باشد انسان موجودی است که ساختار نیازمند دارد. امّا ایمان جزء نیازهای عالی انسان است آدمی به ظاهر عالم و زندگی مادّی و مشهود راضی نمی‏شود وغیب هستی را جستجومی‏کندانسان در جستجوی معناست. بنابراین جواب روشن است که اگر ایمان نباشد! نیازاساسی انسان خود آگاه پاسخ داده نشده و اضطراب و پوچی آدمی را درهم می‏شکند و اینها تمام به واقعیّت خداوند هستی و نیاز نامحدود آدمی بستگی دارد. و این کشتی نیاز جز در کناره دریای ایمان پهلو نمی‏گیرد و به آرامش نمی‏رسد.زیرا هرچیزی هدف انسان قرار گیرد محدود است و به خستگی و وازدگی می‏انجامد.اسلام،ازدواج را پیمانى مقدس مى‏داند كه بین زن  و مرد، به اعتباراین كه دوانسان هستند بسته مى‏شود ومهمترین هدفش، تامین نیازهاى انسانى، آرامش وسكون وانس زن و مرد به یكدیگر است؛ حتى تولید و پرورش فرزندان را نیز، درراه تامین هدف عالى انسانى محسوب مى‏دارد .به نظر مى‏رسد یكى ازعوامل مهم تزلزل بنیاد خانواده، بى‏توجهى به مسائل اخلاقى است و براى حل این مشكل بزرگ كه خانواده را درمعرض تهدیدجدى قرارداده،چاره‏اى جز احیاى ارزش‏هاى اخلاقى به ویژه اخلاق خانواده نداریم.
قرآن كریم در این رابطه مى‏گوید: «و از نشانه‏هاى خداست كه براى شما از جنس خودتان همسرانى بیافرید تابا تمایلبه سوى آنان آرامش بیابید، و در میان شما محبت و دلسوزى قرار داد . همانا كه در این موضوع براى اندیشمندان نشانه‏هایى است»( سوره رومآيه 21)

سومين پيشنهاد: بنده اين است كه زوجين با يکديگر واضح وصريح با يكديگرصحبت کنند،ناراحتي هاي خود را صريح و گويا به همسرشان بگويند، هرآن چه شما را ناراحت و عصباني کرده است را در کمال آرامش و متانت برايش بيان کنيد، خواسته ها و توقعات خود را دقيق و جز به جز برايش شرح دهيد. در مقابل به گونه اي انعطاف پذير باشيد و انتقاد پذيرانه برخورد کنيد تا او هم بتواند به راحتي مشکلات و خواسته هايش را بيان کند. درشناخت يکديگر کوشا  باشيد و به همديگر در اين زمينه کمک کنيد.

چهارم اينكه: زوجين بايست وقت بيشتري را با هم بگذرانند، بعضي از زوج هاي جوان آن قدر از يکديگر فاصله گرفته اند که ديگر علاقه اي نسبت به هم احساس نمي کنند، تنها به تفريح و ميهماني مي روند و در خانه کم تر با يکديگر صحبت مي کنند. يک زوج ايده آل بايد همه جا و هرلحظه از حال يکديگر با خبر باشند و از حداکثر زمان براي با هم بودن استفاده کنند و بيشتر به گفتگو بپردازند، شوخي کنند، آشپزي کنند با هم مطالعه کنند يا به هر کار مشترکي که هر دوعلاقه دارند مشغول شوند. مهم اين است که در کنار يکديگر لحظات خوشي داشته باشند زيرا در کنار هم بودن علاقه ايجاد مي کند، محبت را بيشتر مي کند و زن و مرد مي توانند بيشتر با يکديگر تعامل داشته باشند. البته بايد يادآور شد که ارتباط ها بايد بر مبناي محبت ورزي، فداکاري و ابراز علاقه باشد نه دعوا و جرو بحث.

پنجم اينكه: دختران و پسران جوان كه تازه ازدواج كرده اند بعد از مدتی از زندگی زناشویی، با ورود بچه‌ها به زندگی ويا افزایش مشکلات چه از لحاظ مالی چه از لحاط عاطفی باعث می‌شود که زوجین رابطه ی خود را به دست زمان بسپارند ، کم کم از یکدیگر غافل می‌شوند و به سایر مسائل زندگی می‌پردازند ، در صورتی که مهم ترین مسئله رابطه ی بین والدین است. پس اجازه ندهید در کنار هم بودنتان فقط به دلیل عادت ویا نیاز‌های مالی جنسي باشد که نسبت به دیگری احساس می‌کنید.بسياري از زوجين درابتدای ازدواج با یکدیگر بیرون می‌روند ، سینما ، رستوران ، پیک نیک، اما بعد از گذشت مدت زمانی و همان طور که گفته شد با ورود بچه‌ها به زندگی همه ی‌این تفریحات فراموش می‌شود. يا متاسفانه مادران با ورود فرزند به زندگی شان، عشق و علاقه‌ای را که باید نثار همسرشان کند به فرزندشان ابراز می دهند وجای همسر و فرزند عوض می‌شود کسانی که ‌این کار را انجام می‌دهند دچار بزرگ ترین اشتباه زندگي خود مي شوند زیرا در وحله ی اول هیچ کس جای همسرشما را نمي تواند پركند، درمرحله ی بعدی بچه‌ها  تا زمانی که کوچک هستند به شما وابسته هستند وبعد از‌اینکه به دوره ی نوجوانی برسند متعاقباً خواستار آزادی ، استقلال هستند، در‌این مرحله است که شما با مشگل مواجه می‌شوید. پس هیچ کس را در زندگی شخصی‌تان جایگرین همسرتان نکنید.

ششم اينكه: خوب دقت كنيد و هرگز فراموش نكنيد كه، هیچ گاه همسر خود را در برابر چشمان دیگران حقیر و ناچیز جلوه ندهید زیرا اثرات فوق العاده منفی را بر روی طرف مقابل و همسر تان خواهد داشت ، حتی اگر او در مجلسی با شما حضور نداشت اجازه ندهید کسی پشت سر او بد صحبت کند یا‌اینکه حتی بعضی وقتها دیده می‌شود که یکی از زوجین درباره ی دیگر صحبت ناشایستی را آغاز می‌کند ، ‌این اعمال باعث می‌شود که بین زوجین فاصله بیفتد .

هفتم اينكه: هیچ گاه به همسر خود و طرف مقالب تان شک نکنید ، اجاز ندهید احساس بی اعتمادی بین شما به وجود بیاید زیرا اگر‌این احساس بین شما به وجود بیاید عواقب فوق العاده وحشتناکی دارد حتی اکر به همسر خود کمی بی اعتماد شده‌اید اجازه ندهید او به‌ این موضوع پی ببرد تا شک شما رفع شود.

هشتم اينكه: به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‌اید که عاشقش بوده‌اید. اگر اینطور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشم‌گیری تغییر نمی‌کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می‌کند.

نهم اينكه: از آنجا که نسل جوان امروز با نسل گذشته، در نگرش و رفتار تفاوت هایی دارد، یکی از مسائلی که معمولاً زوجین جوان درباره آن پرسش می نمایند، شیوه صحیح برقراری ارتباط با خاواده همسر می باشد. برخی نیز در مورد ضرورت آن سوالی می کنند و بعضی در مورد حدود این روابط مسئله دارند.در خانواده هسته ای، باید صمیمانه ترین ارتباط ها بین زوجین برقرار باشد. در این روابط صمیمانه، آنها با یکدیگر رازگویی داشته، به همدیگر اعتماد دارند و علاوه بر آن احساس خوشبختی می کنند، بر کلمات آنها رنگ گرم محبت نشسته و همدیگر را دوست می دارند و دوستی آنها دو سویه و طرفینی است. اگر خدايي نا خواسته تا این لحظه، بين شما و رابطه شما و خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. با خانواده همسرتان رفتار خوب و متعادلي در پيش بگيريد، يادتان نرود که خانواده همسر شما خانواده دوم خود شما مي باشند. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می‌کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است که احساس می‌کند بین شما گیر افتاده است. پشت سر همسرتان و خانواده او نزد ديگران بدگويي نکنيد، بهتر است اگر مشکلي داريد با خود آن ها در ميان بگذاريد.

دهم اينكه: پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

يازدهم اينكه: هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.

دوازدهم اينكه: اشتباه هاي خود را بپذيريد و به موقع ازهمسرتان عذرخواهي کنيد. رفتارهايي که همسرتان را آزار مي دهد ترک کنيد يا به گونه اي انجام دهيد که احساسات او کم تر تحريک شود. بر سر اختلاف هايتان توافق کنيد، سعي کنيد با صحبت و گفتگوي منطقي و عاقلانه، بر سر هر موضوعي که با هم اختلاف داريد به نقطه مشترکي برسيد که هر دو احساس رضايت کنيد. با کمي انعطاف و ازخود گذشتگي دوطرفه مي شود بر سر اختلافات عميق به توافق رسيد. سپس از آن زمان به بعد به شيوه توافقي رفتار کنيد.

سيزدهم اينكه: هرگاه از همسرتان انتقاد مي کنيد از کارهاي خوب او تعريف کنيد، اما به گونه اي اين کار را بکنيد که برايش مشتبه نشود قصد فريبش را داريد. سخت گيري نکنيد و تعصب خشک نداشته باشيد، مشکلات را جدي نگيريد و به طور کل با مسايل سخت گيرانه برخورد نکنيد، نا اميدانه با همسرتان صحبت نکنيد و به او نگوييد که “نمي تواني” يا “نمي شود.

چهاردهم اينكه: در مشکلات يکديگر شريک باشيد، مشکل همسر شما، مشکل شما هم هست حتي اگر مربوط به خانواده وي باشد بازهم شما موظفيد تا از هر کمکي دريغ نکنيد. نسبت به موفقيت و شکست هاي همسرتان حساسيت و واکنش صحيح نشان دهيد و در مواقع ناراحتي وضعيت او را درک کنيد و دلجويي نماييد.

پازدهم اينكه: نگذاريد نقش شما در زندگي همسرتان و نقش همسرتان در زندگي شما کم رنگ شود، همواره در زندگي مشترک تاثيرگذار باشيد و نقش همسري خود را ايفا کنيدو نگذاريد همسرتان احساس کند که در زندگي شما نقش و مسئوليتي ندارد. البته و از طرفي هم از همسرتان توقع بيش از حد نداشته باشيد، مخصوصا از نظر اقتصادي همسرتان را در تنگنا قرار ندهيد. حد و مرز خواسته هايتان را متناسب با روحيه او مشخص کنيد تا ناخودآگاه به وي آزار نرسانيد!

شانزدهم اينكه: براي انجام کارها از او رخست بجوييد، همسر شما شريک زندگي شماست و شايسته است هنگام اتخاذ تصميماتي که زندگي او را تحت تاثير قرار مي دهد با وي مشورت کنيد و نظرش را جلب کنيد. معمولا برای مودت و دوستی بین زوجهای جوان رعایت ارزشهای یکدیگر، آداب و معاشرت با یکدیگر و احترام به یکدیگر، حریمها را حفظ کردن خیلی مهم است زيرا چنين امري محبت را بين زوجين افزایش میدهد.

هفدهم اينكه: براي شاد كردن زندگي در برخي از مواقع همسرتان را به شيوه هاي مختلف غافلگير کنيد، براي مثال، قبل از آمدن او به خانه، مقدمات يک جشن با شکوه (دونفره يا همراه با فرزندان) را فراهم کنيد و غذا و موزيک يا فيلم مورد علاقه همسرتان را تهيه کنيد و سپس به او تماس بگيريد و بگوييد که کمي کسالت داريد و در خانه استراحت مي کنيد، هنگامي که وي وارد خانه شد با روي خوش به پيشوازش برويد و به گونه اي جذاب و متنوع از او استقبال کنيد سپس جشن با شکوهتان را آغاز نماييد. همين كار را مي توانند اقايان به شكل هاي ديگر بوجود آوردن مثل : خريد گل بدون مناسبت ، خريد لباس و بردن خانواده براي ديدن يك فيلم خوب و يا ديدن نمايشگاه و يا رفتن به پارك و رستوران همراه همسر و بچه ها به صورت غافلگيررانه.

هجدهم اينكه: آيا مي‌دانيد كه روابط زناشويي سالم و منظم چقدر مي‌تواند در سلامت روح و جسم شما تاثيرگذار باشد و زندگي‌تان را از اين رو به آن رو كند؟ تصور بيشتر افراد از يك رابطه زناشويي سالم، رسيدن به آن چند ثانيه ارگاسم و لذت و حس رهايي ناشي از آن است.دانشمندان دلايل زيادي را مطرح كرده‌اند كه نشان مي‌دهد رابطه زناشويي فقط يك كار روتين لذ‌ت‌بخش نيست، بلكه در طول اين رابطه هورمون‌هايي در بدن زن و مرد آزاد مي‌شوند كه مي‌توانند در بالا بردن سطح سلامت عمومي‌شان بسيار مفيد باشند. رابطه جنسی باید براساس اصول معقول و انسانی صورت گیرد تا هر یک از زوجین به نحو شایسته و درست از گرایشات جنسی خود بهره گیرند. در ارتباطات جنسی هیچگاه نباید خللی بوجود آید چه در غیر این صورت احتمال بروز مشکلات و مسائل حاد بیشتر می شود و بنیان زندگی را مورد تهدید قرار می دهد. برای حفظ ارتباط جنسی باید معقولانه کوشش کرد و در صورت وقوع اختلالی در این روابط تا آنجایی که امکان دارد کم و کیف موضوع را مورد بررسی قرار داد. کاهش یا فقدان میل جنسی به دلایل متعددی رخ می‌دهد.استرس‌های شغلی، هیجانات، خستگی، تضادهای بین فردی، بیماری‌ها و عوارض جانبی برخی داروها، درد و تغییرات ایجاد شده در تصور فرد از خودش، از دلایل شایع تغییر فعالیت جنسی هستند.استرس‌ها و هیجان‌هایی که فرد طی زندگی روزمره با آن مواجه می‌شود، می‌تواند بر علاقه فرد به رابطه زناشویی تاثیر گذاشته و اختلالاتی را موجب شود.

نوزدهم اينكه: طلاق‌هاي عاطفي يا طلاق خاموش، جدایی اعلام نشده میان زن و شوهری است که زیر یک سقف زندگی می‌ کنند ، خانواده‌اند،‌ اما با هم اما بیگانه از هم‌اند و حتی وجود فرزندان هم این جدایی و بیگانگی را زایل نمی‌ کند چرا ؟ موضوع ، ساده است در شرایط بیگانگی زن و شوهر در زیر یک سقف خانه محیطی ناآرام است و در وضعیت خانه خاکستری بچه ‌ها به علت تنش حاکم بر مناسبات خانوادگی، جدایی خاموش پدر و ماد، نه آرام هستند و نه آرامش دارند بچه‌ های پدر و مادرانی که تن به بیگانگی در زیر یک سقف داده‌ اند بچه‌ های فردا نخواهند بود آنان فردایی مکدر متلاطم و دور از امید دارند. چرا چنین می ‌شود چرا سکوت مانند مرگ در خانواده قدم می‌ زند آیا مردان مقصرند که با خودخواهی توجهی به نیاز ها و انتظارات مادر خانواده یعنی هسته اصلی خانواده ندارند ؟ آیا پدران اگر خودخواه می ‌نمایند در حقیقت خسته از کار بسیار و شرایط نامساعد اجتماعی و محیط کار خود هستند ؟ آیا زنان مقصرند که تصوری غیر واقعی از جایگاه مرد دارند و بر این باورند که گره همه مشکلات زندگی باید به دست مرد خانواده گشوده شود ؟ آیا هر دو مقصرند زن و شوهر چون نمی‌ دانند و یا نمی‌ خواهند بدانند کنش متقابل آنها روندی دو جانبه است غفلت یکی مهر یکی خشم یکی بضاعت فکری و جسمی یکی بر دیگری هم تأثیر دارد . طلاق خاموش شرایط غم‌انگیز حاکم بر بخشی از مناسبات خانوادگی به ویژه در زوج ‌های تحصیل‌ کرده است آنان پس از چند سال زندگی زیر یک سقف و حتی با وجود داشتن فرزند و یا فرزندانی با هم بیگانه ‌‌اند به گونه ‌ای که حتی سکوت همدیگر را تاب نمی‌ آورند.
کارشناسان و جامعه ‌شناسان برای چنین رفتار هایی در خانواده عوامل گوناگونی را بیان می کنند و معتقدند چند عامل مشترک با هم می‌ توانند میان یک رابطه سالم و مثبت جدایی افکند یک مشاوره خانواده دلایل خاصی را مطرح می‌ کند و می‌ گوید شاید بتوان گفت اولین جدايي ها از خود زن و شوهر شروع می ‌شود برای روشن شدن این موضوع می‌ توان گفت وقتی شما عاشقید همیشه به طرف مقابل انرژی می‌ دهد و او را سرشار از احساس خوب بودن می‌ کنید در نتیجه او هم مستعد انرژی دادن می ‌شود طرفین آماده بخشش تسلیم گذشت و فداکاری می ‌شوند ولی اگر پس از مدتی یکی در لاک خودخواهی و خودشیفتگی برود و مداوم از دیگری انرژی بگیرد طرف مقابل که پس از مدتی از انرژی تهی می ‌شود دیگر تن به فداکار نمی ‌دهد.از دیگر عوامل جدایی عاطفی میان زن و مرد عدم مسؤولیت پذیری است بدین معنا که زن و شوهر هر کدام در حیطه وظایف خود مسؤولیتی دارند و وقتی به مسؤولیت ‌های محوله تن در ندهند . یقیناً پس از کشمش ‌ها و رودرروی هم ایستادن‌ ها به سکوتی کشنده می ‌رسند غیر از این وقتی زن و شوهر از هم رنجش پیدا می‌ کنند و درصدد رفع آن بر نمی‌ آیند باید انتظار داشته باشند که به زودی رابطه ناخوشایندی پیدا کنند . شاید از همان اول اشتباه کردم تردید در ازدواج توجه به مادیات و اصرار اطرافیان مرا به سوی ازدواج سوق داد و از همان ابتدا نتوانستم رابطه عاطفی عمیقی با همسرم ایجاد کنم و همین باعث شد همیشه زندگی پرتنشی داشته باشیم و حالا بعد از 12 سال زندگی نسبت به هم بی‌ تفاوت هستیم و هر کدام برای خودمان زندگی می‌ کنیم ولی در یک خانه ، ازدواج غلط ازدواجی است که زندگی را به سوی طلاق سوق می‌ دهد و با درنهایت اگر به طلاق منتهی نشود به جدایی خاموش می ‌رسد . بالا ترین دلیل ازدواج انگیزه است بدین معنا که اگر زن و مرد تمایلات خود را در نظر نگیرند و تن به ازدواج دهند . سرانجام جز سردی و بی‌ تفاوتی نخواهند دید ازدواج ‌هایی که انگیزه آنان سالم نیست عبارتند از :

1-گریز از تنهایی بدین معنی که زن یا مرد فقط برای رفع تنهایی تن به ازدواج می‌ دهند .
2-حرف مردم دیگران از آنان می‌ پرسند چرا ازدواج نمی‌ کنید.
3-ازدواج ‌هایی که برای مادیات و نیاز مالی صورت می‌ گیرد.
4- ازدواج‌ هایی که برای چشم و هم‌چشمی‌ با فامیل و دوستان صورت گرفته است.
5-ازدواج‌هایی که برا غریزه مادیات یا به جای ماندن نسل صورت می ‌گیرد.
6-ازدواج‌ های تحمیلی که زیر نفوذ پدر و مادر صورت می‌ گیرد و در آن خواستن نقشی ندارد.
ازدواجی موفق است که زن و مرد به روان‌ شناسی شخصیتی خود آگاه باشند ویژگی‌ های همسر خود را بدانند و بپذیرند و در آخر این که با شناخت و آگاهی ازدواج کنند.

بيستم اينكه: همانطور كه در خانواده، والدين بايد مديريت عاطفي، رواني و اجتماعي را براي ايجاد روابط دوستانه و رسيدن به تكامل خانواده به عهده گيرند و عمل كنند، بايد بر دخل و خرج خانواده نيز مديريت كنند. اهميت مديريت صحيح اقتصادي در خانواده مي‌تواند موجب استحكام بنيان خانواده و كاهش تنش‌ها و مشكلات خانوادگي شود. پدر و مادر در خانواده نقش اساسي را در امور مالي و كاهش مشكلات اقتصادي دارند. بسياري از جامعه‌شناسان اعتقاد دارند، زنان به دليل دقت نظر در اداره كردن امور مالي خانواده از موفقيت بيشتري برخوردارند. مديريت اقتصادي خانواده در شرايط عادي بايد براساس ميزان درآمدهاي يكي از اعضاي خانواده و هزينه‌ها تنظيم شود. خانواده براساس شرايط حال تصميم‌گيري كند و در مديريت اقتصادي جايي نيز براي پس‌انداز در نظر بگيرد. اين نوع مديريت نشان از آينده‌نگري خانواده دارد و معمولاً دچار مشكلات مالي و اقتصادي نمي‌شود و در برابر مشكلات و عوامل پيش‌بيني نشده اقتصادي مقاومت مي‌كند.درحال حاضر به دليل تجمّل‌گرايي، مخارج اضافه، نداشتن قناعت و صرفه‌جويي و الگوهاي مصرف نامناسب نيمي از خانواده‌ها با سه شيفت كار كردن نمي‌توانند هزينه‌هاي زندگي را تأمين كنند. اين خانواده‌ها در مديريت اقتصادي خانواده مشكل دارند و فرهنگ قناعت و صرفه‌جويي در اين خانواده‌ها بسيار كم‌رنگ است.بايد درخانواده صرفه‌جويي و درست مصرف كردن و به آن چه داريم، راضي باشيم فرهنگ‌سازي شود.فرهنگ مصرف صحيح موجب آرامش، شادابي و نشاط خانواده مي‌شود و بسياري از خانواده‌ها با وجود امكانات مالي خوب؛امّا افسرده، مضطرب و ازهم‌گسيخته هستند. آنان بايد با آموخته‌هاي مذهبي از تجمّل‌گرايي و مصرف‌زدگي كه هزينه‌هاي خانواده‌ها را افزايش داده است مبارزه كنند. آمارها نشان مي‌دهد 80 درصد هزينه‌هاي زايد خانواده‌ها به دليل تجمّل‌گرايي و چشم وهم‌چشمي‌هاست.بنابراين اقتصاد خانواده را بايد براساس داشته‌ها ودرآمدها برنامه‌ريزي كرد، نه براساس خواسته‌ها. خداوند متعال در آيه 27 سوره بني‌اسرائيل درخصوص اسراف‌كاران مي‌فرمايد:
«اسراف مكن و مال خودت را پراكنده مساز، به درستي كه اسراف‌كنندگان برادران شيطانند و شيطان كفركننده پروردگار است».
حضرت علي(علیه السلام) فرموده‌اند: « زياده‌روي و اسراف مكن، زيرا بخشش اسراف‌كار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحّم واقع نمي‌شود و اسراف و زياده‌روي موجب نابودي مال و ثروت و از بين رفتن بركت و مقدّمه فقر و تنگدستي است».

نتيجه اينكه:
دوست داشتن و عشق آموختنی است و هرعشق احتیاج به مراقبت و توجه دارد بنابراین می ‌توان به صراحت عنوان کرد قدم اول در بهبود وضعیت موجود اصلاح خویش است ، بدین‌ صورت که اول خود را به درستی بشناسد و بر رفع نقاط ضعف تان سعی کند. هرچند این کار احتیاج به شجاعت فراوان دارد قدم دوم شناخت روحیات و حالات طرف مقابل ( همسر ) است بدین معنی که ما با چه کسی زندگی می‌ کنیم و او چه خصوصیاتی دارد و چه نیازهایی ازسوی همسرتان برآورده می ‌شود.طرفین هیچ‌ گاه نباید تصورکنند قربانی شده ‌اند. زیرا بیشتر انسان‌ ها فکرمی‌ کنند دیگران نمی ‌گذارند آنها باهم زندگي كنند و خوشبخت باشند.از طرفي هم حاضر نيستند هیچ تغییری را نمی ‌پذیرند و در عوض مدام به سرزنش طرف مقابل خود و خانواده اش يا دوستانش می ‌پردازند و می گویند اگر تو و آنها درست عمل مي كردند، ما خوشبخت می ‌شدیم. ولي اين دروغي بزرگ است كه مي گويند. بهتراست بجاي اين اشكال تراشي و ساختن مجرمين، بياموزيم كه ارتباط ها باید بر مبنای محبت ورزی، فداکاری و ابراز علاقه باشد نه دعوا و جرو بحث.هیچ‌کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی،راه‌های ممکن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید.ازدواج شما به این مسایل وابسته است.عاقل باشید و درمورد تمامی این مسایل باهمسرخود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید.زندگی، تنها تفریح ومهمانی وخوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ‌تررا داشته باشید. اگر خانــواده اي از دو نعمت محبت و گذشت محروم شود همانند كالبد بدون روح خواهد بود كه هيچ موفقيت وخوشبختي دراين خانواده وجود نخواهد داشت.اگر شخصــي آرزو كند خوشبخت يا شادكام باشد اين آرزو مي تواند به سادگي برآورده شود،اما مشكل آن است كه غالباً هريك ازما تمايل داريم از ديگران خوشبخت تر باشيم و تحقق همين آرزوست كه هميشه دستيابي به آن را برايمان امري دشوار مي سازد و دليل اين دشواري نيز آن است كه در اكثر مواقع ما ديگران را خوشبخت تر از آنچه هستند مي بينيم. افراد خانواده بايد از بروز سؤ تفاهمات و سؤ ارتباطات پيشگيري كنند و دراولين فرصت ممكن به حل و فصل آنها بپردازند، زيرا سؤتفاهمات و سؤ ارتباطات به صورت يك فرآيند مخرب و پيشرونده عمل مي كنند وهمانند يك گلوله برفي به تدريج به يك بهمن بزرگ تبديل مي شوند وبنياد زندگي را از ريشه برمي كنند و متلا‌شي مي سازند.به طور كلي همدلي، ‌همفكري، ‌همكاري، هماهنگي بين اعضاي خانواده عامل موفقيت و خوشبختي خانواده مي باشد. با بكار بستن همين نکات ريز و پيش پا افتاده هست که مي توان سختي هاي زندگي مشترک را به دوراني باشکوه و لذت بخش تبديل کرد.انشاءالله

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی