سلامت جنسي قطعه گمشده پازل فرهنگي نظام(ناصر غضنفري) | خانواده مطهر

سلامت جنسي قطعه گمشده پازل فرهنگي نظام(ناصر غضنفري)

ناصر غضنفري:
دكتر سيدكاظم فروتن، عضو هيأت علمي دانشگاه شاهد و دبير دوره دوم و رئيس كنگره سوم «خانواده و سلامت جنسي» است.
وي پيشنهاد تشكيل شوراي‌عالي سلامت خانواده و راه‌اندازي رشته دانشگاهي خانواده و سلامت جنسي را نيز مطرح كرده است.
با دكتر فروتن در بعدازظهر يك روز گرم خرداد در كلينيك محل كارش در خيابان ايتاليا نشستيم و گفت‌وشنودمان 3 ساعت طول كشيد. در اين بين با اجازه يكي از بيمارانش، به صحبت‌هايشان گوش دادم. مرد جوان از اختلاف خود با همسرش كه از اختلال جنسي‌اش ناشي شده بود، مي‌ناليد؛ مسئله‌اي كه 3 سال زندگي زناشويي‌شان را به ملغمه‌اي از توهين و بهانه‌گيري و تحقير تبديل كرده بود

. واهمه از طرح اين موضوع حتي با يك پزشك، وي را به توصيه يكي از دوستان به مصرف خودسرانه قرصي كشانده بود: «از وقتي اين قرص را مي‌خورم، عصبي و تند مزاج شده‌ام، حال آنكه مشكل قبلي‌ام نيز به قوت خود باقي است.» راستي عرق شرمي كه بر چهره وي نشسته است، از كجا آمده است؟!
فروتن از بيماري سخن مي‌گويد كه بعد از 8 سال زندگي زناشويي هنوز موفق به برقراري رابطه زناشويي با همسر خود نشده بود. زن و شوهر جوان از مطرح كردن مشكل خود خجالت مي‌كشيدند. لذا 8 سال زجر مي‌بردند و دم نمي‌زدند. گويا قضيه حتي جدي‌تر از آن چيزي است كه اين گزارش به آن مي‌پردازد.
فروتن بر لزوم اطلاع‌رساني و مشاوره صحيح در رابطه با مسائل جنسي تاكيد و آن را پيش‌نياز جلوگيري از بسياري از طلاق‌هايي مي‌داند كه جامعه و اعضاي آن را در سيل مشكلات و مصائب غوطه‌ور مي‌سازد؛ آمار ناخوشايندي كه مدام در حال افزايش است. وي معتقد است نگاه مسئولان به مشكلات جنسي در حال منعطف شدن است، اما بهتر است در سال نوآوري حركتي شجاعانه‌تر را شاهد باشيم.
فروتن بسيار سخن گفت، اما از من خواست كه بخش عمده‌اي از آن را در همشهري‌عصر مطرح نكنم، چرا كه دلخوري افرادي را فراهم خواهد كرد. به اعتقاد وي، طرح علمي و كارشناسي معضلات جنسي در جامعه نهال نوپايي است كه كم‌كم در حال جوانه زدن است، لذا نبايد آن را در معرض بادهاي ناموافق قرار دهيم.‌اي كاش فروتن اجازه چاپ تمام گفته‌هايش را مي‌داد تا لااقل مشخص مي‌شد كه چرا تاكنون تنها دانشگاه شاهد، جرات برگزاري اين كنگره‌ها را به‌خود داده است.
• تجربه شما از برگزاري 3 دوره كنگره در رابطه با خانواده و سلامت جنسي در جامعه چيست؟
برگزاري موفق اين 3 كنگره نشان داد كه نگراني از طرح مسائل جنسي در جامعه به‌صورت علمي نادرست است و اگر ما به‌صورت علمي و با رعايت همه جوانب به بررسي و كنكاش درباره اين موضوع بپردازيم، باعث افزايش اطلاعات عمومي و تخصصي جامعه در اين باره و در نهايت ارتقاي سلامت عمومي جامعه خواهيم شد. باز هم تأكيد مي‌كنم نگراني و دلواپسي از ايجاد زمينه‌هاي فحشا و فساد با طرح مباحثي اينچنيني به‌صورت علمي كاملاً غلط و بيهوده است.
• هدف از برگزاري اين كنگره‌ها چه بود؟
تغيير ديدگاه مسئولان نسبت به اين موضوع. ملاحظه كنيد اين بيماري‌ها كه منجر به عدم‌ارضاي صحيح و طبيعي جنسي زوجين مي‌شود، جامعه را دچار اختلالات پنهان و آشكار متعدد مي‌كند. تحقيقات ما نشان داده است كه نزديك 50 درصد طلاق‌ها ريشه در اختلالات جنسي زوجين دارد.
ضمن اينكه در بسياري از موارد خانواده‌ها به‌علت وجود فرزند، وابستگي‌هاي فاميلي، حجب و حيا و حتي مسائل شغلي جرأت طلاق گرفتن از يكديگر را ندارند و بالاجبار زندگي زناشويي بساز و بسوز خود را ادامه مي‌دهند كه به آن طلاق پنهان گفته مي‌شود. اگر ما اين موارد را هم در نظر بگيريم متوجه اهميت مسئله درمان اختلالات جنسي در جامعه مي‌شويم، چرا كه ريشه بسياري از طلاق‌هاي پنهان هم در وجود اين اختلالات نهفته است. لذا ما براي توجه بيشتر مسئولان و در وهله بعدي متخصصان اين موضوع را در كنگره‌هامان مطرح ساختيم.

• تغيير ديدگاه مسئولان و رفع اينگونه اختلالات چه تأثيري را مي‌تواند در بهبود سلامت رواني جامعه بر جاي گذارد؟
همانطور كه گفتم در بررسي‌هاي ما از دادگاه‌هاي خانواده مشخص شد كه علت اصلي نيمي از تقاضاي زوجين براي متاركه وجود اختلالات جنسي و نارضايتي آنها از برقراري روابط طبيعي و استاندارد بين آنهاست. اما اين افراد معمولاً به‌علت ترس از سرزنش ديگران و علل ديگر از مطرح كردن اين مشكل به‌عنوان مانع اصلي تداوم زندگي زناشويي‌شان سر باز مي‌زنند. جالب است بدانيد با توجه به افزايش آمار طلاق كه در دوره 5 ساله 86-1381 نسبت به دوره5 سال قبل از آن يعني1381-1376 كه 150 هزار فقره رشد داشته است. اگر علت نيمي از اين طلاق‌ها را همين مسئله در نظر بگيريم خواهيم ديد كه درصورت رفع اين مشكل چه تعداد زوج و به‌تبع آنها خانواده‌هاشان و كل جامعه از آسيب طلاق و پيامد‌هاي آن در امان خواهند ماند و جامعه سالم‌تري ايجاد خواهد شد.
• به‌نظر مي‌رسد آموزش صحيح به افراد جامعه بتواند تا حد زيادي جلوي ايجاد اين قبيل مشكلات را بگيرد، چه موانعي بر سر اين كار وجود دارد؟
ببينيد مشكل از آنجا شروع مي‌شود كه ما نياز جنسي را به‌عنوان يك ضدارزش در جامعه مطرح كرده‌ايم. وقتي به گذشته نه چندان دور نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه زماني به مراكز ترك اعتياد هم ديدي منفي داشتيم حال آنكه اكنون توانسته‌ايم با فرهنگ‌سازي صحيح افراد معتاد را به‌عنوان اشخاصي بيمار كه نياز به درمان علمي دارند در جامعه معرفي كنيم و نتيجه مطلوبي هم از اين رويكرد گرفته‌ايم.
• فقدان آموزش مناسب در زمينه جنسي چه تبعات و آثار سوئي را مي‌تواند بر جامعه داشته باشد؟
بديهي است وقتي آموزش لازم در اين زمينه به اشخاص داده نشود، معمولاً افراد اطلاعات خود را در اين زمينه از راه‌هاي ديگري جست‌وجو خواهند كرد. با توجه به شرايط ويژه جمهوري اسلامي ايران قطعاً دشمنان از اين قضيه استفاده لازم را خواهند كرد و CDها و فيلم‌هاي مستهجن كانال اصلي كسب دانش جنسي براي جوانان و خانواده‌ها خواهد شد. پرسش من به‌عنوان يك كارشناس اين است كه جايگاه سلامت جنسي در مهندسي فرهنگي نظام كجاست و براي آن چقدر برنامه‌ريزي كرده‌ايم؟ كه با توجه به مسائل و معضلات متعددي كه در اين رابطه در جامعه مشاهده مي‌كنيم مي‌توان گفت كه در اين زمينه فاقد برنامه‌ريزي لازم بوده‌ايم و هستيم.
• مشاهده فيلم‌هاي «پورنو» چه تأثيري را مي‌تواند بر افراد و خانواده‌هاي مشاهده‌كننده آنها بگذارد. بعضي براي آن كاركرد آموزشي قائلند‌؟
بله، متأسفانه بعضي اشخاص و خانواده‌ها فكر مي‌كنند اين فيلم‌ها داراي نكات آموزشي مفيدي است كه به حل مشكلات جنسي در جامعه كمك مي‌كند ولي واقعيت آن است كه اين فيلم‌ها مسائل جنسي را به‌صورت قهرمان‌پروري مطرح كرده و موارد استثنا را خيلي طبيعي و عادي نشان مي‌دهند. لذا در خانواده‌ها و افرادي كه آنها را مشاهده مي‌كنند تاثير منفي فراواني به جاي مي‌گذارد. من به‌عنوان يك متخصص بيماري‌ها و مشكلات جنسي به هيچ عنوان مشاهده اين فيلم‌ها را توصيه نمي‌كنم، چرا كه مشاهده آنها آرامش ذهني و لذت جنسي زوجين از يكديگر را دچار چالش‌هاي اساسي خواهد كرد و نوعي ارضاي فانتزي و غيرواقعي را رقم خواهد زد كه كانون خانواده را دچار تهديدات جدي مي‌كند. متأسفانه علاوه بر زوجين اين مسئله در مورد جوان‌ها هم به نوعي ديگر صادق است.
من در كلينيك به وضوح به مراجعاني برمي‌خورم كه هنوز ازدواج نكرده‌اند ولي دچار نگراني‌هاي زيادي درباره سلامت جنسي و ازدواج خود هستند. وقتي با اين افراد صحبت مي‌كنم مشخص مي‌شود كه اين افراد به خاطر مشاهده مكرر اين فيلم‌ها اعتماد به نفس خود را در رابطه با سلامت جنسي‌شان از دست داده و به‌خاطر تلقين‌هايي كه از مشاهده اين فيلم‌ها به آنها شده است در خود احساس ضعف و ناتواني جنسي مي‌كنند. ضمن اينكه تماشاي اين فيلم‌ها ممكن است فرد را به طرف ارضاي غيرطبيعي و ناسالم غريزه‌جنسي سوق دهد كه با توجه به شرايط فرهنگي ما فرد دچار اضطراب و دلشوره ناشي از اين رفتار خواهد شد. علاوه بر اين مشاهده فيلم‌هاي «پورنو» به شدت ذهن افراد را درگير خود ساخته و قدرت خلاقيت و تمركز فكري آنها را كاهش خواهد داد.
• عده‌اي از اين خلأ اطلاعاتي در زمينه مسائل جنسي استفاده كرده و در شبكه‌هاي ماهواره‌اي و مجلات داخلي در رابطه با درمان مسائل جنسي يا تقويت ميل جنسي داروهايي را ارائه و روش‌هاي درماني خاصي را مطرح مي‌كنند….
داروهايي كه براي درمان هر بيماري درنظر گرفته و به مردم معرفي مي‌شود بايد از لحاظ پزشكي مراحل قانوني و بررسي‌هاي علمي و تحقيقاتي خود را روي حيوان و انسان گذرانده باشد و بي‌عارضه يا حداقل كم‌عارضه بودن آن اثبات شده باشد.
لذا با توجه به اينكه داروهاي جنسي به‌علت نياز وسيع مردم به آنها عملا درآمد بسيار خوبي را براي افراد سودجو فراهم مي‌كند بسياري از اين افراد در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، سايت‌هاي اينترنتي يا حتي نشريات داخلي به شكل‌هاي جذاب و فريبنده‌اي اين محصولات را تبليغ مي‌كنند كه اين داروها ضمن سرازير كردن سود سرشاري به جيب متوليان خود در بهترين حالت روي بدن مبتلايان به اين اختلالات بي‌اثر بوده و در مواردي هم كه شيوع زيادي دارد عوارض جدي فيزيكي و رواني را در درازمدت يا كوتاه‌مدت بر مصرف‌كنندگان آن مي‌گذارد. ضمن اينكه بايد دانست اكثر اين داروها از لحاظ علمي مورد تحقيق و مداقه قرار نگرفته است، لذا اصلا تركيبات داخل آن در نتيجه عوارض آن ناشناخته و نامعلوم است.
اين قضيه در مورد داروهاي گياهي كه در عطاري‌هاي داخل هم توزيع مي‌شود وجود دارد و مصرف آنها بدون تشخيص متخصص صحيح نيست و مي‌تواند عوارض متعددي را براي مصرف‌كننده داشته باشد. در نهايت مي‌توان گفت اين داروها سود خود را نصيب فروشندگان و ضرر خود را عايد مصرف‌كننده خود مي‌سازد.
• با وجود موانعي كه فرموديد چه پيشنهادي را براي آموزش مسائل جنسي در جامع مطرح مي‌كنيد؟
پيشنهاد من اين است كه بايد دور هم جمع شويم و ببينيم در چه مقطعي از دوره‌هاي تحصيلي، در چه سني و با در نظر گرفتن كدام شرايط فرهنگي (كه از هر استان به استان ديگر متفاوت است) چه نكاتي را بايد به افراد مختلف جامعه آموزش دهيم. در اين رابطه بايد نمايندگان حوزه‌هاي علميه آموزش و پرورش، بهزيستي، وزارت ارشاد، سازمان ملي جوانان، وزارت بهداشت، وزارت كشور، صدا و سيما، دادگاه‌هاي خانواده، كميسيون فرهنگي مجلس و هر نهاد و ارگاني كه به نحوي شرح وظايفش به سلامت خانواده، مسائل فرهنگي نسل جوان و نگراني‌ از مفاسد اجتماعي و تعليم و تربيت مربوط مي‌شود برنامه‌اي آموزشي را براي مسائل جنسي كه با ضوابط و سنت‌هاي ما همخواني داشته باشد تدوين و برنامه‌ريزي كنند.
به‌نظر مي‌رسد در حال حاضر بزرگ‌ترين مشكل در اين زمينه نبود برنامه و پاك كردن صورت مسئله درباره اين موضوع است. بايد تا دير نشده فكري براي اين موضوع كنيم كه فردا دير است. در ضمن پيشنهاد مي‌كنم كه علاوه بر اجباري كردن اين مسئله، ما در واحدهاي درسي دانشگا‌هي‌مان هم همانطور كه واحدي به نام تنظيم جمعيت را قرار داده‌ايم، واحدي هم تحت عنوان آموزش مهارت‌هاي ازدواج طراحي ‌كنيم كه يك بخش آن به مسائل جنسي مربوط شود. متأسفانه آمار بالاي طلاق در جامعه ما علت‌هاي متعددي دارد كه يكي از عمده‌ترين آن نداشتن اطلاعات درست درباره جنس مخالف است چرا كه جوانان معمولا اين اطلاعات را به شكلي نادرست و غيرعلمي دريافت مي‌كنند.
• برگرديم سر مسئله مبتلايان به اختلالات جنسي؛ فرض كنيد شخصي از اختلال خود مطلع شد و درصدد درمان خود برآمد.چه مسائلي پيش پاي اين فرد قرار خواهد گرفت؟
بگذاريد جواب شما را با يك سؤال بدهم. آيا تاكنون در كشور براي مسائل جنسي مراكز رسمي ايجاد شده است كه افراد بتوانند با خيال راحت و مطمئن از درمانگر و خاطر جمع از درماني كه ارائه مي‌شود به اين مراكز مراجعه كنند؟ متأسفانه به دلايل فرهنگي از طرح مسائل جنسي يك تابوي فرهنگي ساخته‌ايم، لذا خانواده‌ها از طرح مشكلات جنسي خود و حتي مراجع به متخصصان هم اكراه دارند و با مشكلاتشان مي‌سوزند و مي‌سازند يا طلاق مي‌گيرند و از هم جدا مي‌شوند.
متأسفانه ضرورت آگاهي‌دهي صحيح به اقشار مختلف مردم در زمينه جنسي براي بعضي مسئولان هم جا نيفتاده است و حتي آنها هم توجيه نشده‌اند كه بايد به اين قضيه به شكل يك مسئله فرهنگي نگريسته شود نه يك قضيه غيراخلاقي. در همين راستا بود كه ما در سال 1383 پيشنهاد راه‌اندازي كلينيك‌هاي سلامت خانواده را تحت عنوان كلينيك سلامت جنسي به وزارت بهداشت ارائه داديم كه با همكاري مسئولين وقت آيين‌نامه‌اي را در اين رابطه تنظيم كرديم ولي نمي‌دانم چرا تاكنون اين آيين‌نامه به تصويب نهايي نرسيده است. به‌نظر من 4سال براي تصويب ايجاد چنين مراكزي در كشور كه وجود آن به شدت احساس مي‌شود زماني بسيار طولاني است كه اين مسئله ضرورت شجاعت بيشتر مسئولان را در به تصويب رساندن اين آيين‌نامه به دور از نگراني‌هاي نادرستي كه بر طرح مسائل جنسي به‌صورت علمي و درست بر جامعه ما حاكم شده است، نشان مي‌دهد.
تجربه ما نشان مي‌دهد تا وقتي كه به‌طور جدي، به راه‌اندازي اين كلينيك‌ها توجه نشود جامعه به ناچار متاركه و طلاق‌هاي بسياري را در زوجيني كه اين مشكلات را دارند، شاهد خواهد بود. درصورت استقرار اين كلينيك‌ها به شكل علمي و درست آن آثار آن به‌صورت كاهش چشمگير ميزان طلاق در جامعه نمود پيدا خواهد كرد. ضمن اينكه دست بسياري از سودجويان از جيب مردم كوتاه خواهد شد. ولي نكته مهم آن است كه اين كلينيك‌ها حتما بايد تحت نظارت وزارت بهداشت فعاليت كنند و نظارت لازم بر آنها انجام شود تا مردم بتوانند با توجه به حساسيت مسائل جنسي با خيال راحت و آسوده، خود و خانواده‌شان را براي مشاوره و درمان به آنجا بياورند.

• در حال حاضر چه تعداد از اين كلينيك‌ها در كشور وجود دارد؟
در كشور ما به‌طور كلي تنها 2كلينيك وجود دارد كه به‌طور جامع و از ابعاد مختلف اورولوژي، روان‌شناسي، روانپزشكي و… به درمان اختلالات جنسي مي‌پردازند و ساير كلينيك‌هاي فعال در اين رابطه به درمان تك‌بعدي مسائل جنسي مي‌پردازند كه چندان نمي‌تواند مؤثر واقع شود.
• ظاهرا پيشنهاد تامين شوراي سلامت خانواده را هم مطرح كرده بوديد؟
بله، فعلا فقط مطرح شده است. اما ضرورت اينكه آيا وجود چنين شورايي براي سلامت خانواده‌ها لازم است يا خير را به مردم و مسئولان واگذار مي‌كنم. وقتي ما براي مسائلي نظير ترافيك، اعتياد و… برنامه‌ريزي مي‌كنيم كه كاملا لازم و ضروري است، چرا نسبت به موضوعي با اين اهميت كه سلامت جسمي و رواني بخش عظيمي از جامعه را دربرمي‌گيرد توجه كافي نمي‌كنيم؟ به‌نظر من وجود چنين شورايي براي حفظ و برنامه‌ريزي در جهت سلامت و افزايش آن در خانواده‌ها ضروري است كه البته مسئله آموزش جنسي هم يكي از شرح وظايف‌ اين شورا خواهد بود.
• صحبتي هم با مسئولان داريد؟
ما معتقديم كسي كه غريزه جنسي سالمي نداشته باشد قطعا از سلامت كامل برخوردار نيست و اين غريزه بايد براي تعالي انسان مورد توجه صحيح قرار گيرد. اما متأسفانه در جامعه ما مسائل جنسي غريب واقع شده است و به آن به‌صورت يك نياز طبيعي و فطري نگريسته نمي‌شود.
طبق آمارهاي موجود حدود 30تا40درصد مردان و زنان به نوعي اختلالات جنسي را در زندگي خود تجربه مي‌كنند. پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه با چنين بيماري‌اي با اين درجه شيوع كه نه فقط خود شخص بلكه همسر وي را نيز به‌طور مستقيم دچار چالش مي‌سازد و در نهايت به سردي كانون محبت خانواده مي‌انجامد، چه برخوردي داشته‌ايم؟ وقتي براي بيماري مثل ديابت كه 7 درصد جامعه را اسير خود كرده است برنامه‌هاي آموزشي مختلفي در صدا و سيما، كنگره‌ها و كارگاه‌هاي مختلف برگزار مي‌كنيم، انجمن‌هاي مختلف ديابت در كشور تشكيل مي‌دهيم كه البته تمام اينها ضروري و لازم است و شايسته تقدير، آيا در مورد اختلالات جنسي كه 30تا 40درصد افراد را درگير خود ساخته است، فكري كرده‌ايم؟ آيا اقدامي براي ارائه آگاهي‌هاي لازم به مردم يا ايجاد مراكز تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده است؟
الان هر محققي كه بخواهد در زمينه جنسي تحقيقي علمي انجام دهد با فيلتركردن سايت‌‌‌هايي مواجه مي‌شود كه در آن كلماتي در رابطه با مسائل جنسي بيان شده است در حالي كه مطالب آن جنبه علمي دارد نه شهواني. پرسشم را تكرار مي‌كنم: واقعاً جايگاه سلامت جنسي در مهندسي فرهنگي نظام كجاست

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی