اگر فرصت داشتم | خانواده مطهر

اگر فرصت داشتم


اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم !

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، به جای آن که انگشت اشاره‌ام را به سوی او بگیرم، در کنارش می‌نشستم، انگشت‌هایم را در رنگ فرو می‎بردم و با او نقاشی می‌کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم، به او نگاه می‌کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، به جای اصول راه رفتن، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می‌کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، ازجدّی بودن دست بر می‌داشتم و بازی را جدّی می‌گرفتم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، با او در مزارع می‌دویدم و با هم به ستارگان خیره می‌شدیم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، کمتر سخت می‌گرفتم و بیشتر تأییدش می‌کردم.

اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، اوّل احترام به خودش را به او می‌آموختم بعد احترام به دیگران را.
اگر فرصت داشتم که کودکم را دو باره بزرگ کنم، بیشتر از آن که عشق به قدرت را یادش بدهم، قدرت عشق را یادش می‌دادم.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی