احترام به سنن پیشینیان (دكتر محسن بهشتي پور) | خانواده مطهر

احترام به سنن پیشینیان (دكتر محسن بهشتي پور)

اقتدارسنتي بر پايه احترام به سنت هاي کهن است. به همین دلیل مردم احترامی ويژه براي قدرت ها، قواعد، مقررات، آداب و رسوم آباء و اجدادي و سنن پيشينيان خود قائل هستند. فرهنگ مبداء همه خوشبختي‌هاي ملت ها است. اگر فرهنگ ملتی سالم باشد جوانهاي آن جامعه صحيح‌ بارمي‌آيند. فرهنگ هر جامعه مي تواند سبب رشد و بالندگي افراد آن،  و نيز موجب پيشرفت و كمال آن جامعه شود. اساساً اركان هر جامعه‌اي بر فرهنگ آن جامعه استوار است و مباني فرهنگي، برخاسته از نحوه تعليم و تربيت، عقايد، سنن، رسوم ملي و دینی مي‌باشد ،‌ كه پايه فرهنگ عمومي را بنا مي‌نهد .به عبارت ديگر فرهنگ عمومي مجموعه‌اي از عملكردها و نحوه رفتار افراد در برابر گرايش‌هاي عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي ، هنري و اقتصادي است كه به تناسب و نوع تربيت و همچنین با توجه به جنبه هاي فردي و اجتماعي آن بستگي دارد. در جنبه‌هاي فردي، فرهنگ عاملي براي رشد و هدايت شخص جهت برقراري تفاهم‌ بين ساير افراد جامعه است و از طريق آن استعدادهاي نهفته براي زندگي هدفدار متجلي مي‌شود. در بعد اجتماعي ، فرهنگ ، نقش هماهنگ‌ سازي براي تفاهم با محيط درتمام زمينه‌هاي اجتماعي،اقتصادي،عقيدتي و … را داشته و در سايه قوانين و مقررات، آداب و سنن و حقوق و وظايف، چارچوب‌هاي مشخصي  وقراردادي عمل مي‌نمايد.

در حقيقت فرهنگ عمومي، كمال مطلوب فرهنگي است كه، همه نيازهاي انسان با محيط، سازگار و با مقتضيات زمان سازگاری مي‌يابد. متاسفانه به علت مشكلات اقتصادي جامعه و نبود ارتباط مناسب بین زن وشوهر با یک دیگر و بقیه اعضاء خانواده مثل، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های طرفین، همچنین دور از دسترس بودن امكانات ابتدایی زندگي‌، تاثيرات ويرانگر و نامطلوبي بر شكل و شيوه فرهنگ سازی خانواده بوجود آمده است. از سوي ديگر عدم‌ موفقيت پدر در رساندن امكانات رفاهي به خانواده‌، آستانه تحمل اخلاقي اعضاء خانواده را پايين آورده و افزايش تنش و درگيري را در بین آنها بوجود آورده است. به نظر کارشناسان بیشتر این مشکلات ازعدم توجه والدین به نظام استوار خانواده و از بین رفتن الگوی مناسب فرهنگی در بین اعضاء خانواده می باشد.  امروزه مشخص شده است که والدین باید در تربیت کودکان و نوجوانان خود واقع بین تر باشند. یکی از عواملی که رشد و پرورش نوجوانان را با شکست توأم می سازد، عدم توجه پدران و مادران به شخصیت نوجوانان خود می باشد. براي دور ماندن از پيامدهاي منفي مشكلات خانوادگی روانشناسان و جامعه شناسانِ  فرهنگساز، تنها مي‌توانند مردم را به مقاومت روحي بيشتر فراخوانند و پیشنهاد می کنند که والدین می بایست تلاش بیشتری درایجاد فرهنگ سازی و ایمان بیشتر و اعتقاد دربین اعضاء خانواده بنمایند. به گونه ای که زن و مرد اراده و پويايي بيشتري دراصلاح رفتار خويش و ساختن رابطه سالم با دیگر اعضاء خانواده داشته باشند تا به هدف ياد شده، نزديك‌تر شوند. مطالعه‌ و مشورت با افراد متاهل موفق، دوست و فاميل و استفاده از تجارب ديگران، ارتباطات سالم با خانواده های موفق و معتقد مي‌تواند راهكار مفيدي باشد. چرا که به نظر کارشناسان اگر فرهنگ وآداب و رسوم خانواده را قوی و استوار نگهدارید، خواهید توانست جلوی بسیاری از نا هنجاری های خانواده ها  را بگیرید. خصوصاً فرزندان شما بایست یاد بگیرند که احترام بزرگتر ها را نگهدارند و حرمت آنها را بزرگ  بشمارند. این مهم صورت نمی گیرد مگر زمانی که شما ابتدا از خودتان شروع کنید. یعنی وقتی فرزند شما ببیند که شما احترام پدر و مادر و بزرگان خود را نگه می دارید آنگاه او نیز از شما تقلید می کند و حرمت آنها و بعد شما را نگه می دارد. به قول شاعر از کوزه برون آید هرآنچه در اوست. مهم است که فرزندان شما با رفتارشان به خود یا دیگران صدمه نزنند. درک توقعاتی که از شما بعنوان اولیاء وجود دارد. کمبود وقت و توان، امکانات مالی، می تواند باعث شود که در بسیاری مواقع احساس کنید قدری تحت فشار و دلواپس هستید. ولی اگر علاوه برای این مشکلات، فرزند تان هم از ناهنجاری های رفتاری رنج ببرند، این وضعیت شما را دشوارتر می کند. وقتی که چنین وضعیتی پیش آید اساس خانواده تان ممکن است تضعیف شده و آتیه فرزند تان با خطر مواجه شود.

اگر شما در خود اعتماد به نفس کافی بعنوان پدر یا مادر احساس نمی کنید این ممکن است ناشی از چندین علت از جمله برخوردار نبودن از رابطه خوب با اولیاء خودتان در گذشته باشد. برخی اوقات فرزندان احساسات خود را از طریق رفتارشان ابراز می کنند زیرا این تنها روشی است که آنها می دانند که از طریق آن می توانند آنچه را احساس می کنند بیان کنند. مثلا حس خشم، بلند کردن موسر به شکلی نافرم، پوشیدن لباس های عجیب و غریب، پر خاشگری،  سرخوردگی و بلاتکلیفی درباره چیزی، یا احساس گناه و یا شرم، به خستگی و ناخوشی فیزیکی آنها منجر شود، یا اینکه می تواند به طغیان احساسی یا رفتاری آنها بیانجامد. تمامی موارد فوق به علت رعایت نکردن اصول اخلاقی و اعتقادی و فشارها و عدم آگاهی که پدر و مادران در تربیت و پرورش فرزندان از خود نشان می دهند بوجود می آید . در حقیقت فرزندان ما با بوجود آوردن این نا هنجاری ها می خواهند مخالفت خود را با اولیاء و مربیان و جامعه نشان دهند و فکر می کنند با اینچنین رفتار ها می تواند مخالفت خود را به دیگران برسانند و متاسفانه برخی از فرزندان بعلت کمبود های ناشی از طرف خانواده و جامعه  بدون آگاهی از آنها تقلید می کنند و کم کم این رفتار های ناهنجار و نابجا برای خیلی از این جوان ها الگو می شود و آنها را به تباهی می کشاند.
همه آدم ها نیاز به تعریف و تشویق دارند.زمانی‌ كه‌ فرزند مان‌ بتواند بدون‌ توقع‌ و انتظار از دیگران‌ كاری‌ را آغاز كند و بكوشد تا آن‌ را به‌ اتمام‌ برساند، می‌گوییم‌ «اعتماد به‌ نفس‌« دارد. كودك‌ از همان‌ ابتدا كه‌ شروع‌ به‌ شناخت‌ خود و محیط‌ پیرامونش‌ می‌كند، به‌ قدرت‌ و توانایی‌ خود برای‌ تسلط‌ بر محیط‌ و اطرافیانش‌ آگاه‌ می‌ شود. یكی‌ از عوامل‌ موثر در رشد اعتماد به‌ نفس‌ نوجوانان‌ مان ، والدین‌ و اعضای‌ خانواده‌ هستند. اگر فرزند در خانواده‌ ای‌ سرشار از صمیمیت‌ ،محبت‌ و مهربانی‌ رشد یابد می‌تواند ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ خود را بشناسد و با اطمینان‌ به‌ توانایی‌های‌ خود یا مشكلات‌ و مسائل‌ گوناگون‌ روبرو شود و از طرفی‌ می‌تواند با رفتارهای‌ نامطلوب‌ ومنفی‌ خود، برخوردی‌ واقع‌بینانه‌ داشته‌ باشد و در صدد رفع‌ و تغییر آنها برآید. از آنجایی‌ كه‌ اعتماد به‌ نفس‌ صفتی‌ ارثی‌ نیست‌، اگر نوجوان ضمن‌ انجام‌ فعالیت‌های‌ مختلف‌ مدام‌ دچار محدودیت‌ شود و نتواند تجارب‌ جدید و مفیدی‌ در زندگی‌ كسب‌ كند، ترسو ،كمرو و خجول‌ بار می‌آید و قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ هم‌ در او رشد نخواهد یافت‌. نتایج‌ تحقیقات‌ محققان‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ اغلب‌ پدران‌ و مادران‌ نسبت‌ به‌ پرورش‌ فرزندان‌ پسر و دختر خود دید یكسانی‌ ندارند. زمانی‌ كه‌ كودكی‌ متولد می‌شود، نخستین‌ پرسشی‌ كه‌ پس‌ از سلامتی‌ نوزاد مطرح‌ می‌شود،جنسیت‌ اوست‌. اگر نوزاد دختر بود، لباس‌ صورتی‌ و اگر پسر بود لباس‌ آبی‌ به‌ تن‌ او می‌كنند و برهمین‌ اساس‌ رفتار بزرگسالان‌ نیز طبقه‌بندی‌ می‌شود. وهنگامی که پدر ومادر نمی توانند اینگونه عمل کنند می بینید که بزودی فرزندشان از خانه و خانواده گریزان می شود چرا که وقتی این تعریف و تشویق ها را از زبان پدر و مادر خود نمی شنود و نمی بیند به بیرون از خانواده به دنبال آن می گردد و متاسفانه افرادی سود جود و منحرف در جامعه وجود دارند که به خوبی این مسائل را می دانند و خیلی خوب این نوجوانان را شناسایی می کنند و چون کمبود های آنها را کاملا می فهمند و می بینند ، با حیله ونیرنگ آنها را تشویق و تعریف های آنچنانی می کنند و بیان می کنند که آنها را دوست دارند در حالی که هرگز چنین نیست و در این زمان است که فرزندان گول آنها را می خورند چرا که نوجوانان بیشتر دوست دارند آن توجه و تعریف ها را بشنوند و اصلا متوجه این نیستند که شما چه زحماتی را برای آنها کشیده اید. فقط چون آنها او را بزرگ نشان می دهند و از او تعریف می کنند به سمت آنها کشیده می شوند و نمی دانند که به چه دامی افتاده اند و از این به بعد آن افراد خبیث را الگوی شایسته خود قرار می دهند و کم کم خودشان نیز گرفتار چنین جرم ها و نا هنجاریهایی می شوند که دیگر راه بازگشت برایشان نمی ماند. در حالی که اگر پدر و مادرها به این مهم آگاه می بودند که چقدر فرزندان آنها نیاز به توجه و تعریف و تشویق آنها دارند و با بیان وعمل کردن به همین فرمول ساده چقدر می توانند جلوی تخریب آنها را بگیرند، اینقدر براحتی و به سادگی  فرزندان ما فریب آنها را نمی خورند. دراین حالت پدران و مادران هرگزنمی گذاشتند اینقدر فاصله بین آنها و فرزندانشان بوجود بیاید. البته لازم است به این نکته هم توجه داشته باشید که احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودنِ صِرف نیاز دارد.

بنظر این حقیرمشکل اصلی بیشتر مردم ما دراین است که متاسفانه به علت های مختلف مردم فاصله ای زیاد با فرهنگ و آداب رسوم خود گرفته و ندانسته گرفتار فرهنگ های ملت های دیگر شده اند. مسئله بزرگ امروز ما، مسئله “هويت” يا مسئله “به خود آمدن” است. “خود” نيز چيزي ثابت و مشخص نيست، بلكه بايد آن را جست، و حتی بايد آن را از نو آفريد. ملتها در رويارويي با انديشه ها و مكاتبي كه نو به نو در باختر آفريده ميشوند، با اینکه در آغاز، از آنها خوششان می آيد، اما بزودي متزلزل ميشوند. چون هر چيز نويني، بيگانه هم هست، و هر نویي، ميتواند دو جنبش گوناگون و متضاد در انسان ايجاد كند. در برخورد با هر چيز نویي، بيشتر متوجه عقيم بودن خود ميشود، و با درك اين ضعف و عجز، فوري به آنچه بوده است، برميگردد، يا محكم به آنچه در دستش هست، ميچسبد و در آن تعصب ميورزد. بدیهی است که صرف این احساسات درونی نمی‌تواند بنیان و اساس اجتماع را در برابر عامل‌های تخریب‌کننده فرهنگی محافظت نماید؛ لذا هر جامعه ناچار است با در نظر گرفتن تدبیرهای متنوع و چاره‌اندیشی‌های گوناگون، ضمن تحریک این احساس‌های درونی، با استفاده از سایر ابزارها، موجودیت و هستی خود را در تعامل با سایر جوامع حفظ کند.
پویایی معنوی یک جامعه به حضور بالنده ارزشهای دینی و ملی پذیرفته شده در آن جامعه و میزان پایبندی افراد جامعه به آنها بستگی دارد. بنابراین، بهترین راه سالم سازی و افزایش آمادگی جامعه در برابر تخریب فرهنگ و تلاش برای حفظ، درونی سازی و گسترش ارزشها در زندگی فردی و اجتماعی است. خانواده، به عنوان نخستین کانونی که در این زمینه میتواند نقش آفرینی کند و پس از آن، مدرسه، آموزشگاهها و دانشگاهها باید به این امر مهم، عنایت ویژه داشته باشند. تشویق افراد به گام نهادن در اجتماع نیز یکی دیگر از راههای حفظ و گسترش ارزشهای دینی در سطح جامعه است. تلاش برخی افراد، برای کمرنگ کردن یا از بین بردن پایبندی به ارزشها به ویژه در میان نوجوانان و جوانان، خیانتی نابخشودنی و ستمی ناروا است، بنابراین، فرهنگ ایرانی به معنای همه باورها و ارزشهایی است که ریشه آسمانی دارند و رفتارهای فردی و اجتماعی بر اساس آن شکل میگیرند.

حفظ ارزش ها و فرهنگ اصیل
فرهنگ در لغتنامه‌هاي فارسي، به معناي مجموعه آداب، رسوم متداول ، بين يك قوم يا منطقه و يا شهر و كشوراست به عبارت دیگر می توان گفت، فرهنگ، يك الگوي پيچيده از عادات و رفتارهاي ويژه يك گروه اجتماعي، قومي ، نژادي و يا مذهبي است . همچنين توسعه و پيشرفت انسان در زمينه‌هاي فكري هيجاني و علايق و منش ها كه منتهي به راه و روش خاص بياني و عقيدتي مي‌شود، معني شده‌است . به عبارت  ديگر ، مجموعه ايده ها ، رسوم مهارتها و هنرها و… كه در دوره مشخصي جزء روش زندگي مردم مي‌شود یعنی فرايندي از دين و دانش ، هنر ، اخلاق و قانون می باشد.
فرهنگ داراي ابعاد مادي و معنوي است. بعد مادي فرهنگ: مشتمل بر اشياء و پديده‌هايي است كه فرد بنا به تمايلات خود آنها را برمي‌گزيند و درانتخاب آنها معمولاً توجه به عرف و عادت رايج در جامعه دارد، مانند انتخاب لباس، رنگ و نوع آرایش ، تزئينات وغيره . اما فرهنگ دربعد معنوي: شامل افكاروعقايدي است كه از آن شيوه‌هاي رفتاري عكس‌العمل‌ها و برخوردهاي عاطفي، اخلاقي و اجتماعي و …
زندگی انسان که اجتماعی است به معنی اینست که ماهیت اجتماعی دارد. از طرفی نیازها ، بهره ها ، برخورداریها ، کارها و فعالیتها ماهیت اجتماعی دارد.یکی از روش های مطرح شده برای بهبودی رفتارهای اجتماعی از سوی جامعه شناسان این است که جامعه از طريق وسايل ارتباط جمعي بايد نسبت به اصلاح فرهنگ خرافي و غلط ، اقدام جدي به عمل آورد و فرهنگ اصيل منطبق با عقايد و آداب ديني و سنتي گذشته گان مان را جايگزين فرهنگ وارداتي و ناهنجار نمايد. معمولا انسانها در یک جامعه تولد می یابند، با آن انطباق می پذیرند ولی نمی توانند خود جامعه ای خاص بنا کنند. لیکن درجریان این مشارکت، هرکس از مزایای حیات جمعی سهم می برد، ضمن آنکه نقشی فعال در آن ایفا می کند. واین مهم زمانی صورت می گیرد که ما بتوانیم فرهنگ اصیل ایرانی خود راحفظ کنیم. متاسفانه فرهنگ داراي مفهوم مبهمي است كه حتي در تعريف آن ميان صاحب‌ نظران علوم انساني اختلاف وجود دارد.
معنی فرهنگ در ادبیات

در کتاب لغتنامه واژه فرهنگ از دو واژه فر به معني شأن و هنگ به معني وقار، اراده و زيركي شكل گرفته است. اين دو واژه در كنار هم واژه مركب فرهنگ را مي‌سازند كه علم، دانش، ادب، معرفت و تعليم و تربيت معنا يافته‌اند.هنر و معرفت و تميزی خوب از بد را درادبيات فارسي فرهنگ ناميده و آن را امري خودجوش دانسته‌اند و فرهنگ انسان را فرهنگي مي‌دانند كه سكون ندارد.
فرهنگ شامل همه فعاليت‌هاي انساني مي‌شود و سيماي واقعي زندگي همه انسان‌ها است. به همين دليل نيازهاي ابتدايي انسان براي ادامه زندگي را هسته اوليه فرهنگ مي‌گويند. درواقع تلاش جمعي گروه‌ها در پاسخ به اين نيازها منجر به ايجاد فرهنگ خاص جامعه مي‌شود. فرهنگ پيش از آنكه از مفاهيم برخيزد از تجربه است و تجربه چيزي است كه از راه جسم و حواس به دست مي‌آيد. پاسخ به دو سوال من كيستم و اينكه چه كسي مي‌خواهم باشم شروع فعاليت فرهنگي فرد است كه عليه ايستايي به حركت در مي‌آيد و مي‌خواهد سرنوشت خويش را در دست گيرد.
رفتار ما اگرچه از عوامل ژنتيكي تاثير مي‌پذيرد ولي استعداد ژنتيكي ما فقط امكانات بالقوه رفتاري ما را تعيين مي‌كند نه محتواي واقعي فعاليت‌هايمان را. فرهنگ به مجموعه رفتارهاي اكتسابي گفته مي‌شود كه آن را از رفتارهاي برخاسته از وراثت متمايز مي‌كند. فرهنگ مشابه سلسله است، زنجيري كه زندگي مشترك در زمان و مكان ما را وادار به پيروي از قواعد معين مي‌كند و اين چكيده در همه افراد جامعه يافت مي‌شود و اين همان چيزي است كه شخصيت انساني مي‌نامند. فرهنگ عبارت است از ارزش‌هايي كه يك گروه معين دارد، هنجارهايي كه از آنها پيروي و كالاهاي مادي‌اي كه توليد مي‌كند. ريشه‌هاي هر فرهنگي بيش از اينكه در عمق تاريخ و جغرافياي آن فرهنگ قرار داشته باشد در طبيعت انسان وجود دارد و در اصل، سرعت تكامل فرهنگي از تكامل انساني بيشتر است. بنا بر این تنیجه می گیریم که ما با حفظ این فرهنگ و آداب و رسوم و احترام به سنن پیشینیان و عملکرد به آن ها می توانیم خانواده و جامعه ای سالم و استوار داشته باشیم.درنهایت می توان گفت که فرهنگ به معنی ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت، اداب و رسوم و هنرها و سنتهای مخصوص یک جامعه است که درطولهای سالیان دراز در وجود آنها شکل گرفته است. فرهنگ بیشتر مربوط به ویژگیهایی از رفتارهای مردم است که به صورت نهادینه و در طول سالهای طولانی در آنها به وجود آمده و شکل گرفته است مانند آداب میهمانی، مراسمهای مختلف و غیره در صورتی که در تمدن بیشتر اشاره به رفتارهایی است که جنبه تکنیکی و ضرورتی داشته مانند بروکراسی حاکم بر دستگاه اداری، قوانین راهنمایی و رانندگی و غیره. البته امکان تفکیک همه این رفتارها به صورت مشخص و خط کشی شده وجود ندارد و حتی رفتارهای مردم در جوامع مختلف میتوانند با هم تفاوت داشته و در جایی جز فرهنگ آنها محسوب شده در صورتی که در جامعه دیگر ممکن است اختصاص به تمدن داشته باشد نمونه بازر آن میتوان استفاده از خودرو را نام برد که در جوامع صنعتی جز فرهنگ آنها بوده ولی در جامعه ما هنوز به صورت فرهنگ تبدیل نشده و همچنان جلوه ای از تمدن به حساب می آید.

دكتر محسن بهشتي پور

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی