اثر ايمان در زندگي( حجت الاسلام حاج آقادوراني) | خانواده مطهر

اثر ايمان در زندگي( حجت الاسلام حاج آقادوراني)

گمان مي توان براي ايمان کارکردهاي چندي در حوزه امور مادي و معنوي و نيز در دنيا و آخرت در آموزه هاي قرآني يافت. در جامعه شناسي دين که از دين به عنوان يک پديده اجتماعي بحث مي شود ، تلاش بر اين است تا کارکردهاي دين ( ايمان ) در حوزه عمل اجتماعي انسان شناسايي و تحليل و تبيين گردد. رويکردهاي مختلف روان شناسي تحليلي ، روان شناسي اجتماعي ، عقل گرايي و کارکردگرايي همه در صدد تبيين کارکردهاي آن در حوزه مختلف هستند هر چند که سخن از مسايل عاطفي و عقلانيت به ميان مي آيد. به اين معنا که مي کوشند تا در يابند که دين در زندگي مردمان چه نقشي را ايفا مي کند. هدف اين نيست تا بر درستي و نادرستي آن دسترسي يابند و به داوري در اين حوزه بنشينند، بلکه تلاش جامعه شناسي دين درک پديده و کارکردهاي آن مي باشد؛ زيرا در نظر ايشان هر چيزي در جامعه مي بايست از عنصر مفيد بودند برخوردار باشد و به عنوان نهادي اجتماعي نقشي را در زندگي انسان به عهده گيرد. اين نقش است که به هر نهادي معنا و مفهوم مي بخشد و وجودش را هنجاري و مثبت مي سازد. اگر نهادي کارويژه مشخصي نداشته باشد و يا نقشي را در زندگي انسان ايفا نکند به عنوان ناهنجار تلقي مي شود و عمل جراحي براي رهايي از آن ضروري تشخيص داده مي شود. حتي اگر براي پديده اي کارکردي يافت شود ولي اين کارکرد هنجاري نباشد باز به عنوان يک آسيب اجتماعي تلقي و توصيه و پيشنهادهايي براي رهايي از آن بيان مي شود. مارکس و انگلس بر اين باور بودند که نقش اجتماعي دين نه تنها سازنده نيست بلکه به جهاتي آسيب زاست. از اين رو به عنوان افيون توده ها شناسايي و خواستار برداشتن اين غده سرطاني از جوامع انساني شده اند. به هر حال درباره نقش و کارکرد ايمان در زندگي فردي و اجتماعي مباحث و رويکردهاي مختلفي مطرح شده است. جامعه شناسان دين در پي کشف اين کارکرد با رويکردهاي مختلفي به اين مساله به عنوان پديده اي اجتماعي نگريسته اند. برخي سخن از کارکرد آن در حوزه روان شناسي به ميان آورده و تاکيد مي کنند که دين و ايمان مهم ترين و اصلي ترين کارکرد خود را در حوزه عاطفه و آرامش انسان به جا مي گذارد. برخي ديگر آن را عاملي مهم در همبستگي اجتماعي دانسته و از کارکرد دين در اتحاد جوامع سخن مي گويند. رويکرد عقل گرايي در پي کشف کارکرد به حوزه معنابخشي سري مي زند و مي کوشد براي دين کارکردي در حوزه عقلانيت بيابد. آنان بر اين باورند که کارکرد اصلي دين و ايمان معنابخشي به زندگي انسان است و انتظاري که مي بايست از ايمان و دين داشت اين است که به زندگي ما در اين دنيا معناي درست و مفهومي هدفمند بخشد. مرگ را تفسيري درست کند و پوچ گرايي را از ساحت هستي و زندگي انسان بزدايد. هر يک از رويکردهاي جامعه شناسي دين تلاشي براي درک کارکردهاي دين و ايمان است. از آن جايي که اين تلاش هاي انساني ناتوان از تصوير و ترسيمي درست و کامل از کارکرد و نقش ايمان حتي در حوزه اجتماعي و يا زندگي دنيايي مردم است ، در اين نوشتار تلاش مي شود تا با نگاهي به آيات و آموزه هاي وحياني قرآن بينش و نگرش قرآن را نسبت به کارکردهاي ايمان و دين در زندگي بشر به دست دهيم. تفسير جامعه شناسي دين، نگرشي بيرون ديني از تفسير ايمان و دين و جايگاه آن در زندگي است ولي تفسير قرآني تفسير و تحليل درون ديني است. تفاوت اين دو ديدگاه در اين است که تحليل قرآني مستند به کارکردهايي است که دين براي خود به طور مشخص معين کرده است که مي تواند گاه مخالف انتظارات و کارکردهايي باشد که تفسير برون ديني ارايه مي دهد و گاه ديگر نيز افزون تر از کارکردهاي تعيين شده جامعه شناسي دين باشد. از اين رو مي بايست نگرش درون ديني را بسيار جدي و مهم تلقي کرد ؛ زيرا دين خود مشخص مي کند که چه انتظاراتي مي بايست از دين و ايمان داشت و چه انتظاراتي را نداشته باشد. به سخن ديگر دين خود نه تنها محدوده انتظارات را مشخص مي کند بلکه خود کارکردها و آثار ايمان را نيز تبيين مي نمايد. از اين رو ما در اين نوشتار تنها از زاويه درون ديني به مساله مي پردازيم و بررسي آثار و کارکردهاي دين از منظر برون ديني را به فرصت ديگر وامي گذاريم.

به طور كلي، محسوسات و ماديات قبل از امور معنوي براي بشر شناخته مي شود، مثلاً سرمايه هاي مادي مثل پول و ثروت و امكانات به راحتي ملموس اند، اما بعضي از امور معنوي مثل اخلاق نيكو، تربيت صحيح و ايمان مذهبي، ديرشناخته مي شوند و ارزش آنها به خوبي درك نمي شود. گاه اين سؤال مطرح مي شود كه آيا ايمان و اعتقادات مذهبي براي بشريت، يك سرمايه است كه وجودش موجب حيات بهتر مي باشد يا اين كه قيد و بندي است كه با از دست دادن آن، نه تنها خللي به زندگي اش وارد نمي شود، بلكه باري از دوش خود برداشته است ايمان به خدا، به عنوان پشتوانه سير و سلوك اخلاقي و سرچشمه كمالات انساني مهم ترين عامل تاثير گذار و سازنده فرهنگ عمومي جامعه است. نقش ايمان به خدا و آثار و فوايد آن در بهسازي سلامت روحي و رواني جوامع امروزي كه از مهم ترين چالش هاي دوران معاصر است، حاصل اين نوشتار است.


معنا و اقسام ايمان
در ابتدا بهتر است، ايمان را دقيق تر بشناسيم: ايمان در لغت به معناي آرامش و سكون است و در اصطلاح شرعي «اعتقاد و باور و نيز گواهي به وجود خداوند متعال، كتب آسماني، حقانيت پيامبران و مضمون كلام هر يك از آنهاست.»
اما آنچه در اين نوشتار مد نظر ما است، نقش و كاركرد ايمان در زندگي بشر است و روشن است كه ثمره ايمان سالم، عمل صالح مي باشد؛ چنان كه خداوند سبحان به تحسين جايگاه و مقام صالحان و مؤمنان پرداخته: «الذين ءامنوا و عملوا الصالحات طوبي لهم و حسن ماب ؛ آنان كه به خدا ايمان آورده و به كار نيكو پرداختند، خوشا بر احوال آنها و مقام نيكوي آنها.» از منظر ائمه معصومين(عليهم السلام) ايمان به عنوان قلعه امن و نجات از مشكلات و سقوط حيات بشري است.
از نظر علي(عليه السلام) اصل ايمان، تسليم همه جانبه در برابر فرمان الهي است: «اصل الايمان حسن التسليم لامر الله؛ بنيان ايمان، تسليم نيكو و همه جانبه در برابر دستورات الهي است.»
امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه السلام) در حديث سلسلة الذهب از پدران گرامي خود از سفراي الهي نقل نموده است كه خداوند مي فرمايد: «كلمة لااله الاالله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي؛ توحيد و ايمان به خدا دژ مستحكم من است و هر كس به اين دژ در آيد، از عذاب الهي ايمن است.»
براي روشن تر شدن معناي ايمان و پشتوانه اخلاق اجمالاً به مشهور ترين تقسيم بندي مراتب ايمان مي پردازيم؛ چرا كه ايمان داراي مراتبي است و به اصطلاح از مقوله تشكيك پذير است؛ يعني حقيقت يگانه اي است كه به تناسب رشد و كمال افراد و سعي و تلاش ايشان فرق مي كند و چون ايمان از ويژگي هاي انسان بوده و در انسانيت وي جاي مي گيرد، به تناسب مقامات و استعدادهاي وي گوناگون است، مثل نوري كه داراي درجات مختلفي است و مراتب شدت و ضعف دارد. امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: «درجات ايمان، چونان پايه هاي نردبان است كه پله اي بعد از پله اي پيموده مي شود.»
مراتب ايمان به ترتيب اقرار به زبان و قلب و سپس يقين و حقيقت است كه ايمان به حقيقت كمال ترين مرتبه ايمان است و آن، همان گواهي است كه با كشف و شهود و شوق تمام به خداوند متعال همراه است و غرق شدن در نور توحيدي و الهي. اما ايمان به يقين، آن گواهي است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن راه نيافته و از ثبات و استواري برخوردار است و ايمان به قلب، شناختي دروني است كه اقرار به زبان و انجام با اعضا و جوارح را در پي دارد و باوري است به هر چه كه ضروري دين شمرده مي شود، مثل گرايشي كه عامه مسلمين و اكثريت مؤمنان دارا هستند و ايمان به زبان پائين ترين مرتبه ايمان است. همان شهادت و گواهي زباني به خداوند و پيامبران و به آنچه كه ايشان از طرف خداوند ابلاغ مي كنند كه به آن ايمان عاريه اي نيز گفته مي شود.
آثار ايمان
بعد از شناخت معنا و اقسام ايمان، بجاست كه به آثار نيك فراوان آن بپردازيم. آثار ايمان به سه دسته اصلي تقسيم مي شود.
۱- اطمينان و آرامش و كاهش ناراحتي هاي روحي
اطمينان و آرامش كه از مهم ترين آثار ايمان به خداوند است و در سايه باور به توحيد و تسليم در برابر دستورهاي الهي پديد مي آيد، راه بس دراز تكامل روحي و حيات دنيوي را هموار مي سازد؛ چرا كه در دنياي وحشت زا و هراس انگيز امروز و در كشاكش عوامل و موانع فراوان شيطاني و نفساني، داشتن آرامش و وقار كه در پرتو ايمان به خدا پديد مي آيد، شرط اساسي حيات و رمز اصلي كمال به شمار مي آيد. پس در اين دنيايي كه با هيچ كس رام نيست، شادكامي حقيقي حاصل نمي شود و اگر هم حاضر شود و شهدي مجازي نوشيده شود، فراوان ناخوشي و درد و رنج زاييده مي شود. اگر آدمي زاده، سرنوشت خود را به مشيت الهي نسپرده باشد و كوشش و پاداش خويش را به لطف خداوند نداند، نگراني از فتنه ها و بيم از به چنگ نياورده ها او را در آتش اندوه مي سوزاند. اما مؤمن با ايماني كه به خدا دارد، زندگي را وسيله و بودن خويش را امانتي خدايي مي داند. از اين رو زندگي آرامي را سپري مي كند و سبك بار كوچ مي كند و چشم فرو مي بندد .
اما به يقين كاهش ناراحتي هاي روحي و رواني و جسمي از پيامدهاي ايمان به خدا است؛ زيرا «از نظر روانشناسان قطعي است كه اكثر بيماري هاي رواني كه ناشي از ناراحتي روحي و تلخي هاي زندگي است، در ميان افراد غير مذهبي ديده مي شود. افراد مذهبي به هر نسبت كه ايمان قوي و محكم داشته باشند، از اين بيماري ها مصمون ترند. از اين رو يكي از عوارض زندگي عصر ما كه در اثر ضعف ايمان هاي مذهبي پديد آمده است، افزايش بيماري هاي رواني و عصبي است.» اين نظريه با تجربه و آمار روان شناسان تطابق دارد؛ چرا كه فرد بي ايمان در جهان هستي مانند كسي است كه در مملكتي زندگي مي كند كه قوانين و تشكيلات كشور را فاسد مي داند و از قبول آنها هم چاره ندارد. درون اين شخص همواره پر از عقده و كينه است و هرگز به فكر اصلاح خودش نمي افتد، بلكه فكر مي كند در جايي كه زمين و آسمان بر ناهمواري و سراسر هستي ظلم و جور و نادرستي است، درستي ذره اي مانند من چه اثري دارد ! اين شخص هرگز از جهان لذت نمي برد و جهان را مثل زندان وحشتناك مي بيند. اين است كه قرآن كريم نيز بدان اشاره دارد: «ومن اعرض عن ذكري فان له معيشة ضنكا ؛ هر كس از ياد و توجه به من رو بر گرداند، زندگي پر از فشاري خواهد داشت.»(طه۱۲۴/) آري اين ايمان است كه زندگي را براي ما وسعت مي دهد و فشارهاي روحي را تعديل مي كند. رابطه ايمان با جسم و جان را مي توان به عنوان يك نسخه كم نظير نيز تلقي نمود كه در پرتو آن انسان به تعادل در خوراك و شهوت و نظافت و پاكيزگي و در نهايت سلامت و طول عمر، دست مي يابد؛ زيرا انسان با ايمان در فكر آن نيست كه كجا را ببرد و كجا را بخورد، اگر ديگران به مقاماتي رسيدند، از حسادت آتش نمي گيرد و ناراحتي هاي عصبي او را به زخم معده و روده مبتلانمي سازد و…
منشا بسياري از بيماري هاي رواني، احساس محروميت هاي اجتماعي است و ايمان حكم داروي پيشگيري را دارد.
۲- استقامت در سختي ها و صيانت از لغزش ها
از آثار مهم ديگر ايمان به خدا مي توان به استواري در دشواري ها و صيانت از لغزش ها اشاره نموده كه بر جان مؤمنان سرازير مي گردد و از رهاورد ايمان به خدا، استواري و مقاومت است كه مؤمن در اين آزمايش ها از خود بروز مي دهد و از آن برخوردار است؛ چرا كه ايمان، صرف گواهي و گرايش قلبي نيست، بلكه حقيقتي است كه صاعقه هاي زمانه و دگرگوني هاي روزانه، خللي در آن به وجود نمي آورد.
آري «البلاء للولاء؛ بلاها الطاف الهي براي دوستانش مي باشد.» كه در سيماي قهر و با طعم تلخ است؛ چنان كه امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «چون خداوند بنده اي را دوست بدارد، او را در بلاغوطه ور سازد. ما و شما صبح و شام با آن دم سازيم.» آن گونه كه مربي شنا، شاگرد تازه كار خود را به آب مي اندازد تا تلاش كند و دست و پا بزند و ورزيده گردد و اين آزمايشات و بلايا براي مؤمنين در زندگي ضروري است و چيزي برتر و بهتر از ايمان آگاهانه و تعبد مشتاقانه نمي توان سالك كوي حق و تربيت الهي را از اين كوره هاي آزمايش موفق بيرون آورد و پيشامد هاي روزگار را براي وي توجيه كند. صادق آل محمد(صلي الله عليه وآله) در وصف مؤمنان و اعتقادات قوي آنها چنين مي فرمايند: «مؤمن از پاره آهن سخت تر است؛ زيرا آهن با آتش دگر گون مي شود، اما مؤمن اگر كشته شود، سپس پيكرش پراكنده گردد و دوباره كشته شود، در اعتقاد او دگرگوني به وجود نمي آيد.»
كليه صيانت از لغزش ها و راه يابي از ترديد ها را نمي توان جز در ايمان به خدا پيدا نمود؛ چرا كه خداوند به خاطر عنايتي كه به مؤمن دارد، همواره او را در سايه حمايت خود مي گيرد، و از لغزش ها و سردرگمي ها و ترديد ها، نجاتش مي دهد، از آن رو كه سالك وادي بندگي، بدون فيض الهي نمي تواند گامي صحيح بر دارد و فراوان بودند كساني كه در آرزوي پيمودن راه كمال به خاطر سردرگمي و نشناختن حقيقت تباه شدند؛ اما مؤمنان به خاطر مقام والايي كه از تعبد الهي كسب نمودند، تحت حمايت و عصمت خداوندي از لغزش ها مصون ترند؛ چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «والذين جهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين؛ آنها كه در راه ما مي كوشند، ما آنها را راهنمايي مي كنيم كه به راستي خداوند با نيكوكاران است.»
مؤمني كه شيوه بندگي را برگزيده، پروردگارش را در مقام بنده نوازي ديده، دوام و بقاي خود را از معبود خود مي بيند.
آن كه در لواي حق، جاي گرفت، به آفت ها و آلودگي ها، گرفتار نگردد و در برابر خطرات، سپر دفاعي پروردگارش را دارد كه: «إن الله يدفع عن الذين ءامنوا؛ همانا خداوند مدافع و پشتيبان مؤمنان است.»

ایمان به معنای اذعان و تصدیق به چیزی همراه با التزام به لوازم آن است; چنان چه این واژه در قرآن به معنای تصدیق به توحید، رسالت و معاد و التزام به هر حكمی است كه فرستادگان او آورده اند.
در نتیجه پیروی عملی به نحوی بازتاب همان التزام قلبی است كه در بیرون خود را نشان می دهد. از این رو خداوند هر گاه ایمان را مطرح می سازد به دنبال آن «عمل» را نیز بیان می دارد تا نمود عینی ایمان را در عمل گوشزد نماید. بنابراین از نظر قرآن اعتقاد صرف، ایمان نیست مگر آن كه به لوازم آن چیزی كه بدان معتقد شده ایم ملتزم شویم و آثار آن را بپذیریم; چون ایمان همان علم به هر چیزی است; اما علم و دانش همراه با آرامش و اطمینان به آن; و چنین آرامشی جز به التزام به لوازم آن امكان پذیر نیست. البته دانشی كه همراه با آرامش نیست چه بسا از التزام جدا شود مانند بسیاری از افرادی كه به رفتارهای زشت و ناپسند یا زیانبار عادت كرده اند با آن كه علم به نادرستی و زیانباری عادت خود دارند ولی ناتوان از ترك عادت خود هستند; خداوند درباره این گونه جدایی علم و عمل می فرماید: «وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَیْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُم;(نمل/ ۱۴) در حالی كه دل هایشان به آن یقین داشت آن را انكار كردند».
بنابراین حقیقت ایمان به گونه ای است كه در رفتار انسانی خود را نشان می دهد; و این گونه نیست كه تنها یك التزام درونی و قلبی باشد و ربطی به عمل و یا خرد و اندیشه فرد نداشته باشد; زیرا ایمان در صورتی كامل است و مفهوم واقعی می یابد كه بر خرد و اندیشه و عمل و رفتار فرد تأثیرگذار باشد.
همین مطلب را ما در مسأله خشوع نیز می یابیم; زیرا خشوع یك حالت درونی و تأثر خاصی است كه به افراد مقهور دست می دهد. افرادی كه در برابر فرمانروایی چیره و قاهر قرار گرفته اند به طوری كه همه ی توجه آنان معطوف به او گشته و از جایی دیگر قطع می شود، چنین حالتی در آنان پدید می آید. این حالت با آن كه یك تأثر و حالت درونی است ولی خود را در رفتار فرد و چهره اش خود را نشان می دهد; چنان چه پیامبر اكرم(ص) درباره شخصی كه در نمازش با ریش خود بازی می كرد فرمود: اگر دلش دارای خشوع می بود جوارحش نیز خاشع می شد.]مجمع البیان، ج ۷، ص ۹۹[
بنابراین ایمانی كه كامل، زنده و فعال است، آثار خود را در همه چیز و همه جا نشان می دهد. این آثار در حقیقت غرض مطلوب از آن چیز است. پس حقیقت ایمان چیزی جز این نخواهد بود كه خود را در آثارش نشان دهد و به مطلوب برساند. پیامبر اكرم(ص) در گفتگویش با حارثه بن نعمان جوانی كه حقیقت ایمان و یقین را به شهود دریافته بود می فرماید: برای هر حقّی حقیقتی است و برای هر درستی نوری است ]اصول كافی، ج ۲، ص ۵۴، ح ۳[ پس بنابر بیان پیامبر اكرم(ص) حقیقت ایمان نیز خود نوری دارد كه در واقع خود را نشان می دهد.
این تأثیرگذاری ایمان در صحنه های اجتماعی نیز بروز و ظهور دارد به ویژه كه دین به معنای سنتی اجتماعی كه انسان در زندگی اجتماعی اش بر پایه آن سیر و حركت می كند، رویكردی اجرایی و اجتماعی دارد; زیرا سنت های اجتماعی متعلق به عمل است; از این رو با دگرگونی ایمان و اعتقادی و اختلاف در این حوزه سنت های اجتماعی نیز مختلف می شود و اثر خود را در حوزه عمل نشان می دهد.
اجتماعی كه به توحید و معاد و عدالت حق تعالی ایمان دارد و فناناپذیری انسان را باور و به حیات ابدی ایمان و مرگ را دروازه ای به جهان دیگر می داند، چنین اجتماعی در زندگی خود روشی دارد كه در آن خوشبختی و حیات ابدی و آرامش و آسایش جاودانه را اصل قرار می دهد و در همه ابعاد زندگی در راستای تأمین آن گام بر می دارد.
اما اجتماعی كه برای جهان خدایان چون «انسان خدایی» معتقد است و گرفتار «اومانیزم» و خودپرستی به جای خداپرستی است و هستی را در ماده و مادیت می بیند و معاد و رستاخیزی را نمی پذیرد، چنین اجتماعی زندگی خود را چنان تنظیم و اداره می كند تا هر چه بیشتر از دنیا و مادیات آن بهره مند گردد.
پس دین و ایمان در حقیقت سنتی عملی است كه براساس مسأله هستی شناختی و جهان بینی بنیان گرفته است. این اعتقاد با علم استدلالی و خرد ورزی همراه با روش های تجربی و آزمونی ـ حسی، ارتباطی دارد ولی اختلافاتی نیز دارد; زیرا علم نظری به خودی خود مستلزم هیچ عملی نیست، اگر چه عمل كردن نیازمند به علم نظری است; به خلاف اعتقاد و ایمان كه عمل را به گردن انسان می گذارد و او را ملزم می كند تا بر پایه آن ایمانش عمل كند.
به سخنی دیگر، علم نظری و استدلالی آدمی را به وجود آغاز و انجام رهنمون می سازد و اعتقاد و ایمان آدمی را وادار می كند تا از آن معلوم نظری پیروی نموده در عمل نیز به آن ملتزم شود.
پس اعتقاد و ایمان، علم عملی است. از این رو می گوییم: بر هر انسان واجب است كه به آغاز و مبدأ این جهان ایمان داشته و خدا را بپرستد و در اعمالش آن را در نظر بگیرد تا در دنیا و آخرت خوشبخت گشته آسایش و آرامش را به دست آورد.
بنابراین از آن جایی كه دین سنت عملی برخاسته از اعتقاد است و ایمان نیز جزء اصلی و لازم دین است پس ایمان نیز در حقیقت التزام به اعتقاد حق درباره آغاز، انجام، فرستاده و احكامی است كه فرستاده آورده است و این اقتضای «عمل» می كند.
علوم عملی نیز بر حسب قوّت و ضعف انگیزه ها شدت و ضعف پیدا می كند، چون انسان هیچ كاری را انجام نمی دهد مگر به طمع خیر و یا نفع و یا به خاطر ترس از شرّ و ضرر است; و چه بسیار كارهایی كه ما به خاطر بعضی از انگیزه ها آن را ضروری می دانیم ولی انگیزه ی دیگری قوی تر از انگیزه پیشین پدید می آید كه در نتیجه از آن ضروری صرف نظر می كنیم، هم چنان كه خوردن را به انگیزه سیری و رفع گرسنگی ضروری می دانیم، ولی وقتی می فهمیم كه این غذا مضّر و منافی با صحت و سلامت ماست از حكم پیشین صرف نظر می كنیم.
پس در حقیقت علم به انگیزه دومی مانع انگیزه اول شد و اطلاق علم به اول را مقید كرد; بنابراین خوردن غذا برای رفع گرسنگی ضروری است اما این حكم به طور مطلق نیست بلكه تا زمانی معتبر است كه غذا به بدن ضرر نرساند. و منافی با سلامت و صحت آن نباشد.
ایمان نیز وقتی اثر خود را می بخشد و آدمی را به اعمال صالح می كشاند كه انگیزه های باطل و مكرهای شیطانی بر آن چیره نگردد، و ایمان مقید به یك حال معین نباشد.
پس مؤمن واقعی كسی است كه آن چه می كند براساس حقیقی و واقعی و مقتضای ایمان باشد. همین ایمان در زندگی اجتماعی انسان خود را به خوبی نشان می دهد، و رفتارهای اجتماعی او را تعدیل می كند و موجب می شود چنان پسندیده رفتار نماید و نقش اجتماعی را انجام دهد كه خشنودی افراد جامعه را در پی داشته باشد.

حجت الاسلام حاج آقادوراني

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی