كليد بهشت در سوره حمد | خانواده مطهر

كليد بهشت در سوره حمد


در این ظلمتکده رنجور تنها چیزی که آرامش و روشنی را به دل‌ها ارمغان می‌دهد ، آیات هدایتگر قرآن مجید و تفاسیر آن است که برگرفته از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام است . در این مجال برآنیم تا با گذر و گذاری در مرغزار سوره حمد، مشام جانمان را عطرآگین کنیم .


 

تبلوری از ارتباط با خداوند

سوره “حمد” تبلوری است از ارتباط نزدیک و بی واسطه خدا با انسان و مخلوق با خالق در اینجا تنها او را می‌بیند ، با او سخن می‌گوید ، پیام او را با گوش جان می‌شنود .

حتی هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربی در این میان واسطه نیست و عجب اینکه این پیوند و ارتباط مستقیم خلق با خالق آغاز گر قرآن مجید است.1

سوره فاتحه را کلید بهشت می‌دانند از آن رو که درهای بهشت هشت است و این سوره هم هشت قسم است تا آن هشت قسم تحصیل نکنی و به آن معتقد نشوی این درها برتو گشوده نشود : 

نخست: (الحمد) یاد ذات خداوند،

دوم : (الرحمن) ذکر صفات او،

سوم : (مالک یوم الدین) ذکر معاد،

چهارم : (ایاک نعبد) ذکر افعال او،

پنجم : (اهدنا) ذکر تزکیه نفس،

ششم : (صراط المستقیم) ذکر آراستن نفس به نیکی‌ها،

هفتم : (صراط الذین انعمت) ذکر احوال دوستان و رضای خداوند از آنان،

هشتم : (غیرالمغضوب) ذکر احوال بیگانگان و نارضایی خداوند از آن‌ها 

هر یک از این هشت علم دریست از درهای بهشت. پس هرکس این سوره را به اخلاص برخواند ، درب هشت بهشت بر روی او باز شود، امروز بهشت عرفان و فردا بهشت رضوان درجوار رحمن.2

امام صادق(ع) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار می‌شود: بعضی از شیعیان ما بسم الله را آغاز کارشان ترک می‌گویند و خداوند آن‌ها را با ناراحتی مواجه می‌سازد تا بیدار شوند و ضمناً این خطا از نامه‌ی اعمالشان شسته شود»

بسم الله الرحمن الرحیم

خواجه عبدالله انصاری در تفسیر این آیه می‌گوید:

آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم از آن جهت است که همه معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است: قسمی جلال و هیبت و ان در نام الله است، قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است، قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است. اینکه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحیم شده جهت آنست که سرآغاز همه،آفرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش. یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروردم و به رحمت بیامرزیدم.

«عبدالله بن یحیی»از دوستان امیرالمؤمنین(ع)به خدمتش رسید و بدون گفتن بسم الله برتختی که در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شکست، علی(ع) دست بر سر او کشید، زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمی‌دانی پیامبر از سوی خدا برای من این حدیث را نقل کرد: هر کاری که بدون نام خدا شروع شود بی سرانجام خواهد بود. گفتم: پدر و مادرم به فدایت باد می‌دانم و بعد از این ترک نمی‌گویم، فرمود: در این صورت بهره‌امند و سعادتمند خواهی شد.

امام صادق(ع) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار می‌شود: بعضی از شیعیان ما بسم الله را آغاز کارشان ترک می‌گویند و خداوند آن‌ها را با ناراحتی مواجه می‌سازد تا بیدار شوند و ضمناً این خطا از نامه‌ی اعمالشان شسته شود.»

الحمدلله رب العالمین ، امام صادق(ع) می‌فرماید: شکر نعمت‌ها اجتناب از گناهان است و اتمام شکر به گفتن الحمدلله است.3

الرحمن الرحیم ، اصل در خدا ، رحمت است. اگر شما غضب می‌بینید غضب خدا نوعی رحمت است؛ مثلاً جراح که در اتاق عمل شکم را پاره می‌کند آیا خشم و غضب دارد یا رحمت؟ عمل او رحمت است و مزد هم می‌گیرد. خدا گاهی انسان را تنبیه می‌کند تا بیدار شود.«اخذناهم بالبأساء و الضراء لعلهم یتضرعون»(انعام/42) گرفتارشان می‌کنیم تا آن‌ها را بیدار کنیم. گاهی آنچه ما مصیبت می‌نامیم چوب رحمت خداست. این بیدار باش وسیله‌ی نجات ماست. بهشت ، رحمت خداست و جهنم، عمل ماست. «ما بکم من نعمه فمن الله»(نحل/53) هر نعمتی به شما برسد از جانب خداوند است. در قرآن «سی» مرتبه رحمان و«سی» مرتبه رحیم به کار رفته است، هر جا کلمه‌ی رحمان در قرآن آمده منظور فقط خداست، رحمان برای غیر خدا بکار نرفته است. اما «رحیم هم به خدا، هم به پیغمبر و هم به مؤمنین گفته شده است. «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» (فتح/29) محمد(ص) رسول خداست و کسانی که با او هستند بر کفار سختگیرند و بین خودشان مهربانند.4

مالک یوم الدین

امام رضا(ع) می‌فرماید: مالک یوم الدین؛ اقرار به برانگیخته شدن بعد از مرگ، محاسبه و مجازات است.5

ممکن است گفته شود که مگر خدا فقط مالک یوم قیامت است ؟!

جواب می‌دهیم: خیر، بلکه در دنیا هم، مالک حقیقی و اصلی خداست. در دنیا افراد دارای ملکیتی اعتباری و غیرحقیقی هستند درحالی که روز قیامت همین را هم از دست می‌دهند؛ همان جا که مال و زبان و چشم و گوش علیه انسان شهادت می‌دهند و انسان دیگر بر آن‌ها تسلط و ملکیتی ندارد.این اموال در حقیقت امانت است که خداوند به ما داده است.

پست و مقام می‌دهد تا ببیند پشت میز ریاست چه می‌کنی، در اصل ثروت و فقر همگی برای امتحان است. ایاک نعبد و ایاک نستعین عبادت می‌کنیم نه عبادت می‌کنم؛ در اسلام من معنی ندارد. اسلام ما را به دعای دسته جمعی، نماز جماعت و کلاً ما را به جماعت و دیگرخواهی و حتی تقدم دیگران برخود؛ یعنی ایثار و انفاق دعوت می‌کند.

خدا دوست دارد دیگران مخصوصاً اهل بیت (ع) را در دعا شریک کنیم، لذا از شرایط استجابت دعا این است که صلوات بفرستیم و برای فرج امام زمان (عج) دعا کنیم و همچنین به دیگران دعا کنیم.

در قرآن نیز دعا به جمع آمده است «ربنا اتنا فی الدنیا حسنه‌ی و فی الاخره الحسنه»(بقره/201). این دعای ما نیست که باید جمع باشد دعای خدا و ملائکه نیز همینطور است «ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یایی‌ها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»(احزاب/56) در وجه جمع بودن ایاک نعبد و ایاک نستعین این نکته مهم است که ما می‌توانیم نماز را به فرادا بخوانیم؛ اما اسلام تأکید زیادی بر جماعت دارد و همین آیه به خودی خود دال بر برتری نماز جماعت است. اگر بندگی خدا نکردیم بندگی غیر،خواهیم کرد.6

امام صادق(ع)می‌فرماید: شکر نعمت‌ها اجتناب از گناهان است و اتمام شکر به گفتن الحمدلله است

اهدناالصراط المستقیم ، مؤمنان می‌گویند: بار خدایا راه خود به ما بنما و آنگاه ما را بر آن روش دار و آنگاه از روش به کشش رسان. پس نمود راه به آنست که خداوند آیات خود را نمایش داد، روش آنست که مرتبه به مرتبه مقرر داشت، کشش آنست که او را نزدیک خود خواست.

مؤمنان در این آیت، نمایش و روش و کشش هر سه می‌خواهند، که هر که راه دید در راه برفت وهر که رفت به مقصد رسید.

صرات الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین

شخصی خدمت امام باقر(ع) عرضه داشت: یابن رسول الله(ع) صراط چیست؟ حضرت فرمود: دو صراط وجود دارد یکی در دنیا و دیگری در آخرت. صراط دنیا ولایت ما اهل بیت است.

آری دوست داشتن اهل بیت مقدمه‌ی اطاعت آن‌هاست. «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» (تسنیم/ج/ص506) ولایت حقیقی مصداقش پیروی و اطاعت است.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «کونوا لنا زیناً و لا تکنوا علینا شیناً» برای ما زینت و آبرو باشید نه مایه‌ی شرم. کاری نکنید که مردم به یک ارمنی بیشتر از یک مسلمان اعتماد داشته باشند.

طبق این آیه راه‌ها سه نوعند: راه کسانی که متنعم به نعم الهی شده‌اند که همان راه انبیا، اولیا، شهدا و صدیقین است. دوم؛ راه کسانی که مورد غضب خدا قرار گرفته‌اند و سوم؛ راه گمراهان. راه دو گروه، راه ضلالت است.7

بنی اسرائیل زمانی بر تمام مردم روزگار خویش برتری داشتند و قرآن درباره آن‌ها فرموده است: “فضلتکم علی العالمین” لکن بعد از آن فضیلت به خاطر کردار ورفتار خودشان دچار قهر و غضب خداوند شدند که قرآن در این به اره می‌فرماید: «و باووابغضب من الله” 8 خداوندا ما را از آنان مگردان که به خودشان بازگذاشتی تا به تیغ هجران خسته و به میخ رد بسته شدند آری چه باری کشد حبل گسسته؟ 9

پی نوشت ها :

1-تفسیر نمونه/آیت الله مکارم شیرازی.

2-تفسیر ادبی و عرفانی/ خواجه عبدالله انصاری.

3-بحارالانوار؛ج96،ص57.

4-تفسیر کلمه طیبه/سید مجتبی میردامادی.

5-من لایحضره الفقیه،ج1،ص296.

6-تفسیر کلمه طیبه .

7-همان.

8-تفسیر نور،حجةالاسلام قرائتی .

9-خواجه عبدالله انصاری/تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید.

بخش قرآن تبیان


 

منبع:

مجله راه قرآن ، شماره 22

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی