نعمت هاي معنوي | خانواده مطهر

نعمت هاي معنوي

نعمت هاى معنوى
براى پاك بودن، و پاك ماندن، و پاك زيستن، از جانب حق نعمت هائى به انسان عنايتشده، كه جز حضرت حق احدى ارزش آن نعمت ها را نمى داند.قسمتى از اين نعمتها عبارت است از عقل، قرآن، نبوت، امامت، عالم ربانى، و مجموعه آثارى كهاز اين منابع به صورت يك سلسله مسائل اعتقادى، عملى و اخلاقى ظهوردارد.لازم است جهت آگاهى عزيزان به مفهوم و معناى هر يك از اين واقعيات،در حد اختصار اشاره شود.
عقل
مراد از عقل نيروى ادراك است، ادراكحق و باطل در امور نظرى، و ادراك خير و شر و سود و زيان در امور عملى.ايننعمت بى نظير مجهز به حواس ظاهر است، كه به وسيله آنها ظواهر اشياء را مىفهمد، و مجهز به حواس باطن است، كه توسط آنها به امور معنوى و باطنى همچوناراده،دوستى،دشمنى،اميد،ترس،و امثال اينها آگاه مى شود، و هر يك را بهمقتضاى حال و زمان بكار مى گيرد، براى عقل در امور نظرى قضاوت نظرى وعلمى، و در امور عملى، حكم عملى است.فعاليت نورانى عقل تا زمانى است كه درمملكت وجود انسان قدرت برتر باشد، و ساير قوا و نيروهاى انسان رعيت اوباشند، اما اگر قدرتى در كشور وجود انسان مافوق عقل قرار بگيرد، عقل دچارضعف و ازكارافتادگى مى شود، و انسان از جاده اعتدال منحرف، و دچار افراط وتفريط مى شود.آنان كه در امور زندگى دچار افراط يا تفريط هستند، نتيجهغلبه شهوت و غضب و حرص و طمع آنان بر عقل است.ميدان دادن به شهوات، آزادگذاردن غرائز و اميال، نشست و برخاست با اهل بدعت و معصيت، بى توجهى بهواقعيات، عواملى هستند كه عقل را دچار ضعف و سستى مى كنند، و اين نيروىعرشى و نور ملكوتى را از كار مى اندازند، با از كار افتادن عقل، تشخيص حقو باطل، و شناخت حقايق معنوى كارى مشكل يا غيرممكن مى شود، در اين صورتانسان مستحق خزى دنيا و عذاب آخرت مى گردد، گرچه با زد و بند و هزار حيلهو مكر به خير مادى برسد، و از شرور ظاهرى در امان بماند. اصول معنويت درخانواده   …
كارگردانان جهنم به اهل جهنم مى گويند : براى شماپيامبرى كه شما را از وضع امروز بترساند نيامد ؟ مى گويند : چرا به تكذيباز او برخاستيم، و قوانين حق را منكر شديم، سپس به كارگردانان جهنم مىگويند :لو كنّا نسمع او نعقل ما كنّا فى اصحاب السَّعيرِ. اگر در دنيا بهنداى حق گوش مى كرديم، و دعوت رسول خدا را مى شنيديم، و در تمام امورزندگى خود تعقل مى كرديم، امروز از اصحاب جهنم نبوديم!تعقّل وقتى ممكناست، كه نيروى ديگرى در وجود انسان حرف اول را نزند، اگر حرف اول با شهوتو هواى نفس باشد عقل براى هدايت انسان قدرت و نيروئى ندارد.از حضرت صادق(عليه السلام) سئوال شد، عقل چيست ؟ فرمود :ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ وَاكْتُسِبَ بِهِ الْجِنانُ. چيزى است كه به وسيله آن خدا عبادت مى شود، وبهشت به دست مى آيد!گفتند آنكه در معاويه بود چيست ؟ فرمود : زيركى،شيطنت، چيزى شبيه به عقل نه عقل.چه نعمت عظيمى است، كه در سايه آن انسانبنده حقيقى حق، و كاسب بهشت مى شود.اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:هِمَّةُ الْعَقْلِ تَرْكُ الذُّنُوبِ، وَ اِصْلاحُ الْعُيُوبِ. اراده وهمت عقل در وجود انسان ترك گناهان، و اصلاح عيوب ظاهر و باطن است.نورانيتاين نعمت به اندازه اى شديد و قوى است كه على(عليه السلام) فرمود :لَوْلَمْ يَنْهَ اللهُ سُبْحانَهُ عَنْ مَحارِمِهِ لَوَجَبَ اَنْيَجْتَنِبَهَا الْعاقِلُ.اگر خداوند از محرمات نهى نفرموده بود، هرآينهواجب بود عاقل از تمام آنها اجتناب كند.عقيده حضرت بر اين است كه اين قوهمعنوى از درك بسيار بالائى برخوردار است.در كتاب شريف غررالحكم در باب عقلاز اميرالمؤمنين (عليه السلام) روايت شده :اَلْعاقِلُ مَنْ غَلَبَ هَواهُوَ لَمْ يَبِعْ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، اَلْعاقِلُ مَنْ عَصى هَواهُ فىطاعَةِ رَبِّهِ، الْعاقِلُ مَنْ يَمْلِكُ نَفْسَهُ اِذا غَضِبَ وَ اِذارَغِبَ وَ اِذا رَهِبَ، شيمَةُ الْعُقَلاءِ قِلَّةُ الشَّهْوَةِ وَقِلَّةُ الْغَفْلَةِ. عاقل كسى است كه بر هواى نفسش غالب باشد، و آخرتش رابه دنيايش نفروشد، عاقل براى طاعت رب نسبت به هواى نفس عاصى است، عاقل بهوقت خشم، رغبت، و ترس مالك خويش است، اخلاق عاقلان شهوت اندك، و كمى غفلتاست.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :اِنَّما يُدْرِكُ الْخَيْرُكُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دينَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ. تمام خير بهوسيله عقل به دست مى آيد، و آنكه عقل ندارد، دين ندارد.در روايات بسيارمهم آمده، ثواب و عقاب انسان در قيامت منوط به عقل اوست، زيرا عقل ملاكمسئوليت و تكليف و وظيفه است، و اين انسان است كه بايد در تشخيص حق و باطلو خير و شر و روى آوردن به واقعيات از عقل استفاده كند، تعطيل عقل گناهىبزرگ و نابخشودنى است.بر سرپرست خانواده لازم است جهت بهره گيرى از عقل،كه چراغ حق، رسول الهى در باطن، مايه درك حق و باطل و خير و شر مى باشد،به حفظ آن از هجوم طوفان شهوات، آمال، غرائز، مفاسد بكوشد، و نگذارد عقلخود و خانواده اش اسير هواى نفس و شهوات خارج از حد شود، كه از كارافتادنعقل، انسان را از رتبه آدميت ساقط، و به ميدان حيوانيت مى برد.در اينزمينه از رفت و آمد اهل فساد و بدعت در خانه و خانواده جلوگيرى كنيد، و ازرفتن به خانه اهل فساد نيز خوددارى نمائيد.معاشرت و رفت و آمد و مهمانىنمودن و مهمانى رفتن را با اصول عالى اسلامى هماهنگ كنيد.رسول حق (صلىالله عليه وآله وسلم) فرمود : حواريّون به حضرت عيسى گفتند با چه انسانىمعاشرت كنيم و نشست و برخاست نمائيم ؟فرمود :مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللهَرُؤْيَتُهُ، وَيَزيدُ فى عِلْمِـكُمْ مَنْطِقُهُ، وَ يُرْغَبُكُمْ فِىالاْخِرَةِ عَمَلُهُ.كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد، و گفتارش بهدانش شما بيفزايد، و عملش شما را به آخرت راغب كند.امام چهارم (عليهالسلام) فرمود :مُجالَسَةُ الصّالِحينَ داعِيِةٌ اِلِى الصَّلاحِ. نشستنبا بندگان صالح حق كشاننده انسان به سوى صلاح است.رسول حق (صلى الله عليهوآله وسلم) فرمود :نشستن در خدمت عالم واجد شرايط شما را از پنج برنامه بهپنج برنامه مى رساند :از شك به يقين، ريا به اخلاص، شوق بيجا به ترس، كبربه فروتنى، غش به خيرخواهى. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود :لايَأْمَنُ مَجالِسُ الاَْشْرارِ غَوائِلَ الْبَلاءِ.جلسات اشرار و بدكاراناز آشوب و حوادث ناگوار بلاها درامان نيست.رسول حق (صلى الله عليه وآلهوسلم) فرمود :اِيّاكُمْ وَ مُجالَسَةَ الْمَوْتى، قيلَ يا رَسُولَ اللّهِمَنِ الْمَوْتى ؟ قالَ كُلُّ غَنِيٍّ اَطْغاهُ غِناهُ. از نشستن با امواتخوددارى كنيد، عرضه داشتند كيانند ؟ فرمود : هر ثروتمندى كه ثروتش او رابه طغيان كشيده.على (عليه السلام) فرمود :جانِبُوا الاَْشْرارَ وَجالِسُوا الاَْخْيارَ. از بدان بپرهيزيد، و با نيكان معاشرت كنيد.اگرحاكميت عقل را مى خواهيد، خود و زن و فرزند را از برخورد با اشرار، و رفتو آمد با اهل فساد، و غلبه شهوات حفظ نمائيد.امروز از جمله شرورى كهدامنگير تمام مردم جهان است، فيلم هاى ويدئوئى و كانالهاى ماهواره اى است،كه نشستن در كنار اين دو منبع فساد، عقل را فاسد و خصوصيات اخلاقى راخراب، و بناى انسانيت را ويران مى كند.
قـرآن
قرآن كتاب الهى، نورهدايت، شفاى سينه از دردهاى اخلاقى، راهنما بسوى زندگى برتر، ذكر حق،مفسّر حقايـق، نظم دهنده امـور، منبع پند و عبرت، مولّد آگاهى و بصيرت،علاج كوردلى، صراط مستقيم، ميزان تشخيص حق و باطل، مبيّن مسائل عالىاخلاقى، نشان دهنده حيات نيكان و پاكان، و حجت حضرت حق در دنيا و آخرتاست.مرد و زن در برابر اين نعمت بى نظير الهى مسئول و مكلّفند، تكليف آنانياد گرفتن قرآن و عمل به آيات آن در تمام شئون حيات است.بى تفاوتى نسبت بهكتاب خدا گناهى بس بزرگ، و معصيتى بس عظيم است.قرآن نامه حق بسوى عبد است،كه پاسخ اين نامه به وسيله عبد واجب است، و پاسخ آن از جهت قلب، آراستهشدن به عقايد حقه، و از جهت نفس متّصف شدن به حقايق اخلاقى، و از جهت جسمقرار گرفتن در گردونه عمل صالح است.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود :در هجوم فتنه ها كه همچون شب تاريك به شما حملهور مى شود، به قرآنپناه ببريد، و صولت هجوم فتنه را با عمل به قرآن در هم شكنيد و مگذاريدفضاى زندگى با حكومت فتنه تيره و تار شود.قرآن شفيعى است كه شفاعتش درپيشگاه حق قبول، و شكايت كننده اى است كه شكايتش پذيرفته است.آنكه قرآن راراهبر خود قرار دهد، از بركت قرآن به بهشت مى رسد، و هر كه نسبت به كتابخدا بى تفاوت باشد، مسيرش به طرف جهنم است، قرآن دليل و راهنماى بسوىبهترين راه است. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود :اَفْضَلُ الذِّكْرِالْقُرْآنُ بِهِ تُشْرَحُ الصُّدُورُ، وَ تَسْتَنيرُ السَّرائِرُ.برترينذكر قرآن است، با قرآن شرح صدر و نورانيت باطن حاصل مى گردد.امام صادق(عليه السلام) فرمود :مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْحَقَّ مِنَ الْقُرْآنِ لَمْيَتَنَكَّبِ الْفِتَنَ. كسى كه حق را از قرآن نشناخت، از فتنه كنارهنگرفتعلى (عليه السلام) فرمود :اِنَّ اَحْسَنَ الْقَصَصِ وَ اَبْلَغَالْمَوْعِظَةِ وَ اَنْفَعَ التَّذَكُّرِ كِتابُ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ.همانا نيكوترين داستانها، و بليغ ترين موعظه، و سودمندترين تذكر كتاب خداىبزرگ و عزيز است.اِنَّ فيهِ شِفاءً مِنْ اَكْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَالْكُفْرُ وَ النِّفاقُ، وَ الْغَيُّ وَ الضَّلالُ.همانا در قرآن مجيددرمان از بزرگترين دردهاست، و آن كفر و نفاق و گمراهى ضلالت است.رسول حق(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :اَلْقُرْآنُ غَنِىًّ لا غِنى دُونَهُ،وَ لا فَقْرَ بَعْدَهُ.قرآن ثروتى است كه غير آن ثروتى نيست، و پس از آنفقرى نمى باشد.امام صادق (عليه السلام) فرمود :يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَنْلا يَمُوتَ حَتّى يَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ اَوْ يَكُونَ فى تَعَلُّمِهِ.سزاوار است مؤمن نميرد، تا قرآن را بياموزد، يا در حال آموزش آن باشد.رسولحق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :خِيارُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَالْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ.بهترين شما كسى است كه قرآن را بياموزد و آموزشدهد.
با توجه به اين روايات بسيار مهم، مسئوليت سنگين سرپرست خانه روشنتر مى شود.سرپرست خانه لازم است قرآن را فرا بگيرد، و زمينه فراگيرى زن وفرزند را نيز فراهم كند، آنگاه همه با هم به كتاب خدا عمل كنند، تا عرصهگاه خانه از آلودگى ها پاك، و به حسنات و نيكى ها آراسته شود، و در نتيجهخانه و خانواده نمونه اى از بهشت آخرت گردد.خانه اى كه از ظلم و عدوانپاك، و از برّ و تقوا بهره مند، و فضايش از آسايش و امنيت، و صدق و راستى،و درستى و امانت معطّر است.خانه اى كه اهلش اهل قرآنند، از بركت قرآن رشدعقلى و فكرى پيدا مى كنند، كه عقل هماهنگ با قرآن مجيد عقل ملكوتى، و مايهعرشى و آخرتى است، و سودش عبادت حق، و تحصيل بهشت جاودانى است.
نبوت
انبياهادى انسان به سوى صراط مستقيم، دعوت كننده به جانب توحيد، بيان كنندهواقعيات ظاهرى و باطنى هستند.انبياء دعوت كننده به عبادت حق، و برحذردارنده مردم از عبادت طاغوتند.انبياء راه سالم زيستن، آراسته شدن بهمعروف، پيراسته شدن از منكر را به انسان نشان مى دهند.دعوت انبياء دعوت بهحق، و نتيجه اجابت دعوت آنان زنده شدن به حيات معنويست.على(عليه السلام)در ارتباط با رسالت نبى اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :لِيُخْرِجَعِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَْوْثانِ اِلَى عِبادَتِهِ، وَ مِنْ طاعَةِالشَّيْطانِ اِلى طاعَتِهِ.براى اينكه بندگان خدا را از پرستش بتها بهعبادت حق سوق دهند، و از ذلت طاعت شيطان به عزت طاعت حق برسانند.رسول حقبراى تلاوت آيات حق جهت رشد مردم، و تزكيه نفوس از آلودگيها، و تعليم قرآنو حكمت مبعوث به رسالت شد.رسول حق براى خارج كردن مردم از ظلمات، و واردنمودن آنان به منطقه نور قيام كرد.او براى امر به معروف و نهى از منكر، وحلال كردن طيبات، و حرام نمودن خبائث و برداشتن بار سنگين فرهنگهاى تحميلىاز دوش مردم، و باز كردن زنجيرهاى شيطانى كه بر گردن زندگى بسته شده بودبه ميدان آمد.آنانكه به او ايمان آوردند، و حرمت و عزتش را نگاه داشتند، وبه يارى او برخاستند، و از قرآنش متابعت نمودند، اهل فلاح و رستگارى اند.آمدند تا حجت حق بر مردم تمام باشد، و فرداى قيامت اهل ضلالت نگويند اگرپيامبر داشتيم به شقاوت و گمراهى دچار نمى شديم.خداوند مهربان كردار،گفتار، و اخلاق انبياء رابراى تمام مردم حجت قرار داد، و از آنان به عنواناسوه و سرمشق و الگو ياد فرمود.نيكوكارى، سخاوت، صبر بر حوادث، قيام به حقمؤمن، پاكيزگى، شادى چهره، دوست داشتن زنان، برپاكردن نماز، و استفاده ازعطر از اخلاق انبياى الهى است.انبياء مردم را به تقوا، پاكى، امانت، صدق،شجاعت، وفا، درستى، رشد، رأفت، رحمت، مهربانى، نيكوكارى دعوت كردند، وآنان را از هر عمل زشت و اخلاق بد برحذر داشتند.انبياء در قيامت ميزاناعمالند، وضع مردم با وضع آنان سنجيده مى شود، اگر در حد لازم بين آنان وانبياء هماهنگى باشد اهل نجات ورنه مستحق عذابند.
امامت
حضرت حقبراى اتمام نعمت و اكمال دين، اميرالمؤمنين(عليه السلام) ويازده امام بعداز او را انتخاب، تا مردم پس از پيامبر با توسل به قرآن، و اهل بيت، درصراط مستقيم ثابت بمانند، و تا ابد روى گمراهى را نبينند.امامان بزرگواردر عين اينكه در زمان حيات خود، دچار اشرار، و دولت هاى طاغى بودند، ولىلحظه اى از بيان حق، امر به معروف و نهى از منكر، و نيايش هائى كه مبيّنتمام معارف الهى براى تربيت مردم بود باز نايستادند، و حجت خدا را با عملو تقرير و گفتار و شهادت خود بر مردم تمام كردند.امامان هم چون انبياء درروز قيامت ترازوى سنجش حقند، اگر حيات مردم با آنان موافق درآيد اهل نجاتورنه محكوم به عذاب الهى هستند.
عالمان دين
فقهاء و متخصصان معارفالهيه و آشنايان به قرآن مجيد و روايات نيز پس از انبياء و امامان حجت خدابر مردمند، و بر مردم پيروى از آنان لازم، كه اقتداى به عالم واجد شرايطاقتداى به امام و پيامبر، و موجب نجات و رستگارى است.سرپرست خانواده بايدبه اين معنا توجه داشته باشد، كه ساعتى را براى شناساندن قرآن و نبوت وامامت و ولايت فقيه اختصاص دهد و خود يا يك متخصص اين مسائل، زن و فرزندشرا با اين حقايق آشنا كند، كه توسل نظرى و عملى به كتاب خدا و نبوتانبياء، و امامت امامان، و ولايت عالمان واجد شرايط، موجب خير دنيا و آخرتو طلوع حيات طيبه است.دورى از عقل و جدائى از قرآن، و غفلت از نبوت وامامت و بى خبر ماندن از عالم ربانى زيانبار و هلاك آور، و موجب خزى دنياو آخرت است.زن و فرزند در اين زمينه بايد سرپرست خانه را كمك كنند، و ازبرنامه پاك و سودمند وى قدردانى نمايند، و در حد مطلوب با حقايق الهى آشناشوند، كه معناى تعاون بر نيكى و تقوا غير از اين نيست.
در صورتى كهسرپرست خانه نسبت به اين واقعيات سست باشد، بر زن و فرزند است كه او راترغيبوتشويق نمايند، و به زمينه سازى براى تحقق اين حقايق وادارشكنند،واگرمخالفت كرد،با حفظ ادب و وقار از وى اطاعت نكنند وخود دنبالشناخت قرآن و پيامبر و امام معصوم و عالم ربانى بروند، تا از پى اين ارادتسعادت ببرند.سرپرست خانه فضاى خانه را از قرائت قرآن، دعا، مناجات، حال،ذكر خدا و بخصوص نماز معطّر نمايد، تا دين و دنيا به هم درآميزند و عاقبتىمحمود و خوش براى اهل خانه ايجاد شود.
نماز
خواندن نماز صحيح و باحال تنها وظيفه سرپرست خانه نيست، بلكه از نظر قرآن، خداوند مسئوليت سرايتنماز را به زن و بچه به عهده او گذاشته، و بر اوست كه با لحنى ملايم زن وفرزند را به ميدان نماز وارد نمايد، و آنان را به اين بهترين عمل تشويقكند.و أمر اهلك بالصَّلوة و اصطبر عليها لا نسئلك رزقاً نحن نرزقك والعاقبة للتَّقوى. اهل بيت خود را به نماز امر كن، و خود نيز بر اين عبادتصبر و استقامت داشته باش، ما از تو روزى كسى را نمى طلبيم، بلكه روزىدهنده ايم، و عاقبت محمود و پايان نيك از آن اهل تقواست.در قرآن مى خوانيمكه از ويژگيهاى اسماعيل دعوت زن و فرزند به نماز بود :و كان يأمر اهلهبالصَّلوة . . . و نيز در قرآن مجيد مى خوانيم كه حضرت ابراهيم اقامه نمازرا براى خود و نسلش تا قيامت از خداوند درخواست كرد.ربِّ اجعلنى مقيمالصَّلوة و من ذرِّيَّتى. رسول حق در روايات متعددى از نماز به عنوان نورچشم ياد فرموده است. امام ششم(عليه السلام) فرمود :. . .ما مِنْ شَىْءبَعْدَ الْمَعْرِفَةِ يَعْدِلُ هذِهِ الصَّلاةَ. چيزى را بعد از معرفت نمىدانم كه با نماز برابرى كند.على (عليه السلام) فرمود :اُوصيكُمْبِالصَّلاةِ وَ حِفْظِها فَاِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ وَ هِىَ عَمُودُدينِكُمْ. شما را به نماز سفارش مى كنم كه بهترين عمل و ستون دينشماست.قرآن مجيد نماز را بازدارنده انسان از زشتى هاى ظاهر و باطن مى داند:انَّ الصَّلوة تَنْهى عن الفحشاء و المنكَر. چرا زن و بچه را به نمازنخوانيم، و زمينه مناسبى براى اقامه نماز جهت آنان برقرار نكنيم تا فضاىخانه از فحشا و منكرات پاك باشد، و خود و آنان با خيال راحت زندگىكنيم.حضرت باقر(عليه السلام) مى فرمايد :اِنَّ اَوَّلَ ما يُحاسَبُ بِهِالْعَبْدُ الصَّلاةُ فَاِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ماسِواها.اول برنامه اى كه درقيامت نسبت به آن انسان را به محاسبه مى كشند نماز است، اگر قبول شود بقيهاعمال هم قبول مى شود.ضايع كردن نماز، و سبك شمردن آن، و ترك اين عبادتبزرگ باعث محروميت از شفاعت پيامبر، و ورشكستگى در قيامت، و مطرود شدن ازرحمت حق، و ممنوع شدن از دخول در بهشت است. از نماز خود و زن و فرزندمانغافل نشويم، كه قيامت دچار شكايت زن و فرزند در پيشگاه حق نگرديم، بدينگونه كه به حضرت حق عرضه بدارند اگر دعوت به نماز شده بوديم اجابت مىكرديم، نبود نماز در پرونده ما در مرحله اول تقصير شوهر و پدر ماست و درمرحله بعد خود ما مقصّريم.خداوندا چون بى توجهى او ما را نسبت به نمازغافل كرد، انتقام ما را از او بگير، و وى را به لعنت خود دچار كن، و عذابشرا دو برابر عذاب ما قرار بده!!كودكان عكس برداران عجيبى هستند، آنان تمامرفتار و كردار و اخلاق و حالات و حركات بزرگترها را تقليد مى كنند، اگرنماز بخوانيد، روزه بگيريد، قرآن تلاوت كنيد، خوشرو باشيد، محبت كنيد،وقار و ادب نشان بدهيد، همه و همه را تقليد و پس از مدّتى قدم اين حقايقدر سرزمين وجود آنان ثابت مى شود.در روايت بسيار مهمى آمده :عيسى(عليهالسلام) به قبرى گذشت كه صاحبش عذاب مى شد، سال بعد به همان قبر گذشتمشاهده كرد صاحبش از عذاب نجات يافته، سبب آن را از حضرت حق پرسيد، به اووحى شد، فرزند صالحى پيدا كرد كه راهى را اصلاح و يتيمى را پناه داد، بهخاطر عمل فرزندش او را آمرزيديم.عزيزان تربيت اولاد صالح و فرزندى كه اهلعبادت و كار خير باشد نه تنها بهره دنيائى بلكه سود برزخى و قيامتى دارد،سعى كنيد از اين تجارت بامنفعت غافل نمانيد.( يا ايها الذين آمنوا قواانفسكم و اهليكم نارا… )

برگرفته از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی