صورت حساب پسر براي مادر | خانواده مطهر

صورت حساب پسر براي مادر

يك روز عصر پسر بچه اي پيش مادرش كه عصرانه را آماده ميكرد رفت و كاغذی را كه چيزهایی روی آن نوشته بود به او داد.مادر بعد ار آنكه دستهايش را با پيش بند خشك كرد آن را خواند. اين طور نوشته شده بود:

  • هزينه چمن زدن 🙁 5لار)
  • هزينه خريد كردن براي تو: ( 50 سنت )
  • هزينه مرتب كردن اتاقم در اين هفته: (1 دلار)
  • هزينه مراقبت كردن از برادر كوچكم ، وقتي كه رفته بودي خريد: ( 25 سنت)
  • هزينه بيرون گذاشتن آشغال ها: (5 دلار)
  • نمرات خوب كارنامه: (5 دلار)
  • هزينه تميز و جمع كردن برگها از حياط: (2 دلار)

             جمع بدهي: 14 دلار و 75 سنت

 

مادر به پسرش كه آنجا ايستاده بود نگاه كرد؛ پسرك مِی توانست از چشمانش بخواندكه خاطراتی را در ذهنش مرور می كند.

مادر قلم را برداشت و پشت همان كاغذ اينطور نوشت:

  • بابت نه ماه كه درونم رشد می كردي و من حملت میكردم: (هيـچ)
  • بابت همه شبهايي كه بربالينت بيدار نشستم،پرستاری كردم و برايت دعا كردم: (هيـچ)
  • بابت تحمل لحظات طاقت فرسايی كه تو مسببش بوی و همه اشك هايی كه طی اين سالها برايت ريختم: (هيـچ)
  • بابت همه شبهايی كه پر از وحشت و نگراني بود و بابت همه دلواپسي هايی كه می دانم در پيش دارم: (هيـچ)
  • پسرم از همه اينها كه بگذريم، بهای عشق من: (هيـچ)

 

وقتی پسر نوشته مادر را خواند، چشمانش پر از اشك شد و چشم در چشم مادر دوخت و گفت:

 “مامانی ، خيلی دوستت دارم.”

مداد را برداشت ،درشت و پررنگ نوشت:

 “پرداخت شد.”

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی