مقام مادر | خانواده مطهر

مقام مادر

Mother

مقام و شخصیت و جایگاه والایی مادری در تربیت جایگاه ویژه ای است طوری که عنوان مادری کمتر از عنوان مدیریت کلی نیست و سرپرستی فرزند کمتر از سکرتری برای رئیس نیست مقام مادر بالاتر از این است که بتوان او را با پول خرید و ارزش کالائی بدو داد و یا در فروشگاهی او را پست فروشندگی و یاد را داره ای او را پست ریاست داده او مادر است یعنی سازنده جامعه فردا و انسان شریف و عادل دنیای آینده اینکه معیارهای وارداتی نمی تواند برای زن عرت و آبرو ایجاد کند و برای او شرف و بزرگی تهیه بیند، شرفی بالاتر از شرف اسلام برای زن نیست و مقام بالاتر از موهویه اسلام برای مادران وجود ندارد،

مادری چیست:

«مادر از زیباترین کلمه ها در همه فرهنگ هاست مفهوم مادری مجموعه از مهمترین مفاهیم را تداعی می کند محبت، ایثار، شکیبایی، عفاف، پایداری، آرامش، قدردانی، احترام بسیار مفاهیم زیبا دیگر، هیچ کار دیگر را نمی توان با این نقش مقدس برابر دانست دلیل آن هم روشن است رشد بالندگی فرزند از ابتدایی انعقاد نطفه در رحم تا مدت پس از تولد بر عهده مارد است».  (اعتصامی و همکاران، ۱۳۸۶، صص ۲۳۵-۲۳۴)

او در این راه از همه ی زمینه و امکانات شخصی گذشت می کند و هر گونه آسایش و لذتی را صرف نظر کرده و در طریق وصول به هدف حمایت از فرزند زشت و زیبا را از هم باز نمی شناسد مادری فضیلتی است ملکوتی ناشی از عام قدس که وجود انسان خاکی تجلی می کند که در آن صراحت و صداقت مهر صفا، عدل و تقوا به عالی ترین وجود خود عیان می شود مادری فنی است که غفلت و اشتباه در آن موجب تباهی نسل و فساد جامعه می گردد و مراقبت از آن جامعه را خیره خواه و متکامل پدید می آورد اینکه مادری فن ذکر کردیم بدان نظر است که کار پرورش کودک و انسان سازی و تربیت و تحویل افاضل جامعه بر عهده مادر می دانیم و انجام این برنامه از عهده ی هر مادری بر نمی آید (قائمی، ۱۳۷۱، ص ۲۳) .

تربیت چیست:

تربیت، کوشش و تلاش آگاهانه انسان برای ایجاد تغییر مطلوب است که معنی مطلوب و طرز برداشت آن از جامعه به جامعه دیگر فرق می کند. (قائمی، ۱۳۷۲، ص ۱۳) «باید توجه داشت که تربیت فقط اختصاص به انسان ندارد و هر موجودی که قابلیت رشد داشته باشد صادق است و هر گاه در مورد انسان به کار رود کلیه ابعاد وجودی وی را شامل می شود» (رهبر و رحمیان، ۱۳۸۱، ص ۶) برای این تربیت برای انسان ضروری است که تربیت یکی از ضروریات حیات انسان است آن کسی که تربیت نیافتد نه تنها خود را تلف کرده بله از لحاظ اجتماعی زیان عظیمی از او متوجه مردم نیز خواهد شد کودک چون گیاهی است که برای رشد به امکانات گوناگون نیاز دارد تربیت بر این اساس دارای اهمیت زیادی است «قائمی، ۱۳۷۲، ص ۱۴) تربیت مجموعه رفتارهایی است که روابط ما را شکل می دهد (سیکل، ۱۳۷۹، ص ۱)

نقش محیطی و وراثتی مادر:

«مادر دارای دو گونه نقش و تأثیر درباره کودک است: نقش وراثتی و نقش محیطی در جنبه وراثت همه آنچه که مربوط به ویژگی جسمی و روانی او اجداد گذشته است از طریق ژنها و کانال او به طفل منتقل می شود صفات و شرایط جسمانی از زشتی و زیبایی، شکل، قد، حتی بیماری های مزمن از گذشتگان به طفل می رسد و این صفات بگونه ای است که در تمام مدت حاملگی و حتی در دوران شیردهی با طفل همراه است در حالیکه نقش وراثتی پدر پس از انعقاد نطفه پایان می پذیرد و انتقال بعدی در این دسته از صفات مطرح نیست.

در آنچه که مربوط به محیط می شود طفل تحت تأثیر محیط رحم حجم و فشار ویژگیهای شیمیایی آن است تا محیط خارجی و بیرون رحم طرز فکر خوبیها، رفتارهای مادر برای کودک درس است از او نسبت به زندگی دید پیدا می کند و در سایه دیدن نقش های خوب و بد او الگو گرفته و صاحب فرهنگ می شود اگر طول مدت روابط وراثتی کودک را با مادر در مقایسه با پدر در نظر بگیریم خواهیم دید که بسیار متفاوت و حتی از دیدی می توان گفت قابل مقایسه نیست و بهمین ترتیب در جنبه محیطی هم می دانیم طفل تا مدتها تنها در آغوش مادر است و پس از آن هم تا سن مدرسه ای در کنار مادر است مدت رابطه او با مادر به مراتب بیشتر از پدر است» (قائمی، ۱۳۷۲، ص ۴۰).

البته تأثیرات محیطی کودک از مادر بستگی به نگرش زن از مادر شدن دارد چرا که هر زنی از مادر شدن تصویری در ذهن دارد برای عده ای مادر شدن تحمیلی و برای عده ای سعادت و افتخار است مادرانی که ذهنیت مثبت به مادر شدن خود دارد. تأثیرات مثبتی بر فرزندان خود در رفتار و کردار خواهند داشت تا مادرانی که این ذهنیت را ندارند (شرقی، ۱۳۷۱، ص ۵۹-۵۸)

وظایف کلی مادر:

با آغاز تولد کودک وظایف مادر رنگ و صورت دیگری بخود می گیرد و بار مسئولیت اش سنگین تر و در عین حال لذت بخش می شود و مارد بعد از تولد کودک خود وارد دنیا دیگر می شود و فکر و اندیشه اش و جهان بینی اش و علاقه و سلیقه و ذوق همه و همه فرم کاملتر بخود می گیرد او خود را در قبال کودک مسئول می بیند و از طرف دیگر خود را امانت خدا می داند (قائمی، ۱۳۶۶، ص ۶۷) مادران تنها وظیفه ندارند که شکم کودکان خود از غذاهای مختلف پرسازند و یا بدن آنها را با لباسهای قشنگ و شیک بپوشاند بلکه وظیفه مهمتر آنها این است که روح کودکان خود پر محبت و لطف سازند تا بعد فردی خود بین و خود خواه و پر مدعا و از خود راضی بار نیاید و به علت کسر عواطف به بیماری روانی دچار نشود. (پریور، ۱۳۶۲، ص ۱) مادر باید علاوه بر محبت به کودک باید وظیفه ی حمایت و مراقبت و هدایت و سازندگی شخصیت کودک و غیره خود انجام دهد.

وظیفه حمایت یا مراقبت:

اولین محیط و مکان امنی که کودک احساس می کند دامان مادر است دامان مادر محیطی است مملوء از محبت و عاطفه و عشق به فرزند که مراقبتی توأم با گذشت و فداکاری مادری در آن دیده می شود این دستهای پر مهر مادر است که کودک را در زندگی یاری می کند کودک در سالهای اول زندگی موجودی است متکی که درحیاتش استقلالی ندارد و در همه جا تابع مادر است و حیات و کمالش و بسیاری از حصایص اش که در بزرگ سالی نشان می دهد به مادر وابستگی دارد و اگر در این سنین مورد توجه مادر قرار نگیرد مضطرب و افسرده می شود و حتی بزرگ نمی شود وقفه ها فکری و کج روی ها و انحرفات و آلودگی ها و بیماری ها و کمبودها و مشکلات اجتماعی و رفتارهای نابهنجار بیشتر از آن کودکانی است که از مراقبت مادر محروم مانداند و نیز عقب ماندگی های ذهنی، کمبود هوش ناراحتی جسمی اغلب برای کودکانی است که روابط عاطفی خود را از دست داده و از مراقبت و محبت مادری بی بهره بداند توجه و مراقبت از کودک خود مورد سفارش علم و اسلام قرار گرفته است که مادر بیشتر به کودک خود توجه داشته باشد و به مراقبت همه جانبه از کودک خو بپردازد اما این مراقبت از کودک به اندازه ای نباشد که کودک از شخصی کاملاً وابسته و متکی بار آورد.

نقش رهبری و هدایتی مادر:

تأثیر مادر تنها مربوط به جنبه های روانی و اجتماعی مخصوص نیست بلکه مادر آشنا ساختن کودک با جامعه و هدایت و رهبری و زحمت دادن به افکار کودک بازندگی جمعی نقش اساسی دارد کودک به علت زورد باروری و تقلید مطلق در سالهای اول زندگی از مادر این افکار را به راحتی می پذیرد و بعد مادر درصدد دفاع از آن بر می آید و به خاطر همین است که رهبری مادر در سعادت و پروش کودک نقش اساسی دارد (قائمی، ۱۳۷۱، صص ۱۱۷-۱۱۳) و به این خاطر است که مادرای که گرفتار مشاغل اداری و سرگرم دید و باز دید دوستان و مشغول خوش گذرانی افراطی خود هستند نمی تواند رسالت خود را در جامعه تحقق بخشند زیرا فرصتی برای این کار ندارند فرزندان چنین مادرانی حقیقتاً یتیم اند و مثل بچه های یتیم و بی سرپرست در معرض خطرات و آلودگیها و انحرافات قرار دارند (بهشتی، ۱۳۷۰، ص ۹۴) نقش تربیتی مادر به واقع در رهبری کودک خلاصه می شود زیرا که مادر با القاب و افکار و اندیشه و علایق و اهداف و آرزوها به طور کلی آینده جامعه را می سازند و زمینه را برای اصلاح یا اسناد فراهم سازند هنر مادری در این است که گام به گام با رشد کودک پیش برود و نیازهایش را تأمین کند و زمینه مناسب تربیت را در او ایجاد کند و بذر تربیت را در او بکارد مادر باید در تربیت خود هدف داشته باشد و اگر هدف نداشته باشد نباید اقدام به تربیت کودک کند گاهی مادر به فرزند خود با زبان هدایت و گاهی عملی یعنی با رفتار خود حق و راه درست را به کودک نشان می دهد این اصیل.ترین و مهمترین راه تربیت است. (قائمی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۷).

مادر سازنده شخصیت کودک:

در ایجاد و ساختن شخصیت کودک مادر نقش اول را دارد از آن بابت است بعد از تولد مادر با کودک روابطی متعدد از خشم و مهر و تشویق و تنبیه و قهر و آشتی انس وقاحت دارد مادر از هر جهت به کودک نزدیک است نخستین زمزمه سرودها ابراز احساسات از سوی او بر کودک القاء می.شود و او را سخت وابسته و شیفته خود می سازد و بدینسان وظیفه مادر در این زمینه مهم است او باید شخصیت آینده طفل را پایه گذاری کند (قائمی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۹) آغاز سازندگی شخصیت پی ریزی شخصیت کودک از همان روزهای اول تولد و شاید هم کمی بشتر از عامل رحم شروع شود. همان گونه که نوع غذا مادر در دوران حمل و طرز فکر و اندیشه ها و هیجانات و اضطراب او و نیز  بیماریهای مزمن او در کودک اثر می گذارد (امینی، ۱۳۸۶، ص ۳۹).

پس از تولد از همان روزهای اول زندگی و از دوران شیر خوارگی پی ریزی شخصیت مخصوصاً در جنبه اجتماعی و اخلاقی و عاطفی و روانی و جسمی و روحی و ذهنی آغاز می گردد و این زمان اتفاق می افتد که مادر به شناخت کامل از کودک خود رسیده باشد شناخت کامل از کودک با تعمیق و دقت لازم دربازیها و گفته ها و رفتارها امکان پذیر است و از این طریق است که می توان تمایلات و خواستهای درونی و طرز اندیشه کودکانه او را در یافت روش درست را برای اصلاح یا بازسازی شخصیت کودک در پیش گرفت (قائمی، ۱۳۷۱، صص ۱۲۰-۱۱۹) «یکی از مسائل ظریف در تربیت کودکان ایجاد عادتهای خوب و ریشه کن نمودن عادات بد است» که این وظیفه هم از عهد مادر بر می آید (حیدری، ۱۳۸۸)

حضور مادر و تأثیر آن در تربیت کودک:

«تولد کودک اولین مرحله قطع وابستگی او به مادر است زمانی که بند ناف نوزاد را قطع می کنند وابستگی فیزیکی او مادر قطع می شود. به استقلال نسبی دست می یابد. اما هنوز مراحل زیادی در پیش رو دارد تا بتواند به عنوان انسانی مستقل روی پای خود بایستد و نیازهای خود را بر طرف کند» (سادات، ۱۳۷۲، ص ۲۴).

به همین دلیل است که حضور دائمی مادر در سالهای نخستین زندگی بویژه در سه سال اول از اهمیتی ویژه برخوردار است حضور همیشگی مادر رد این مرحله هراه با مهربانی و مراقبت ها و مهر و عواطف ویژه او این احساس را در طفل به وجود می اورد. که دراین جهان تنها و بی یاور یست و در صورت لوزم از حمایت بی دریغ مادر بهره مند خواهد شد و این در تأمین امنیت و ارضاء و اشباع شود در این مورد نیز نقش مادر منحصر به فرد است کودک باید از سرچشمه عواطف سرشار و مهر و محبت مادر سیراب شود این امر در  رشد عقلی از تأثیر بسزایی دارد (سادات، ۱۳۷۲، صص ۳۵-۳۴) طفل نیازمند است با مادرش در تماس باشد در آغوش گرم او قرار گیرد دیدن چهره او در روح واحساسات او اثر می گذارد و به حقیقت غذایی روحی اوست مادر اگر طفل خود را شیر نمی دهد لازم است او را در آغوش بگیرد نوازش کند زیرا این نوازش در روحیه و حسن طقی او اثر فروان دارد (قائمی، ۱۳۷۱، ص ۷۴) تحقیقات نشان میدهد رشد بدنی و عقلی و عاطفی کودکانی که در سن شش (۶) ماهگی تا سه (۳) سالگی در شرایط بهداشتی و غذایی نامناسب در کنار مادرشان به سر می برند از رشد کودکانی که در بهترین شرایط بهداشتی و غذایی دور از مادر خود بزگر شده اند بهتر بوده اتکای کودک به مادر نقش او را سرشار می کند و سراسر وجود او را سیراب می سازد و دست مادر غیر از دست هزاران فردی است که به سوی کودک دراز می شود و او را به سوی خود می کشاند همچنین کودک از مادر بیشتر توقع دارد تا از پدر برای تأمین نیازهایش به سوی او بیشتر می رود تا از دیگران (قائمی، ۱۳۷۴، ص ۷۸) به همین خاطر است که کوچکترین سهل انگاری ممکن است آسیبهای جدی بر او وارد آورد در این حال مادر همچون پناهگای امن او را در آغوش پر مهر خود پناه می دهد رفتار مادر باید به گونه ای باشد که نوزاد در دنیا جدید و ناشناخته که به آن قدم نهاده است و همه چیز آن برای او بیگانه است احساس امنیت و آرامش کند این احساس اساس ترین نیاز روانی کودک است (سادات، ۱۳۷۰، صص ۵۳۶-۳۴) «نقش حضور مادر در تربیت را نمی توان محدود زمانی کرد که کودک می تواند خوب و بد را تشخیص بدهد بلکه از دوران جنینی نیز مادر نقش بسزایی در امر تربیت دارد چرا که کودک ماه ها در رحم مادر یا جسم و روح او ارتباط تنگاتنگ دارد و در تمام امور به مادر وابسته است همچنین کودکی که در کنار مادر پرورش می یابد در آینده از ثبات شخصیت سالمی برخوردار شد و دچار ناسازگاری ها اخلاقی نمی شود نسبت به اطرافیان دارای حس اعتماد بود و شکست ها را در زندگی بهتر تحمل نموده و استعدادهای خود را بخوبی نمایان می سازد چنین کودکی در دوران حساس نوجوانی نیز می تواند با مادر رابطه دوستانه و خوبی برقرار سازد و از افتادن در مسیر جرم و جایت و بزهکاری در امان بماند؛ چرا که مادر با مهربانی و ثبت به نیازهای عاطفی او پاسخ داده و زمینه ساز به وجود آمد اعتماد به نقش و استقلال در فرزند می شود در حقیقت مادر سرمشق و الگوی فرزند و شکل دهند روح و شخصیت اوست» (رضاییان، ۱۳۸۸).

غیبت مادر و تأثیرات جدایی مادر در تربیت کودک:

کودک باید تا مرحله پایانی کودکی باید با مادر باشد این ضرورت از چند نظر احساس می شود که مهمترین این ضرورت نقش تربیتی مادر است برای اینکه جنبه های شخصیتی و عاطفی واخلاقی و فکری کودک بخش اعظم اش در دورا کودکی ساخته می شود و مادر در شکل و ساختن آن نقش بسیار مهمی دارد اطفال خرد سال به جدائی از مادر حساس اند و کمتر می توانند خود را با شرایط بوجود آمده وفق دهند و هر چه به آنها محبت شود برای آنها دلچسب نخواهد بود کودک مدتها پس از جدایی از مادر دنیا را فاقد انس و محبت واعتماد می پندارد کودکانی که مادرشان از آنها جداست بیشتر در مرض و غمگین و افسردگی اند و این جدائی و دوری به شکل های مختلف تأثیر خود را در رفتار و خواب و غذا خوردن و غیره نشان میدهد و این غلط است که کودک خرد سال مادر و غیر مادر نمی فهمد، و جدایی را می تواند تحمل کند بررسی های نشان داده است که کودک (۵/۱) یک و نیم ماهه نسبت به جدای واکنش نشان می دهد و حتی اگر خوب هم تغذیه شود و از جدای رنج می برد جدا ماندن طفل از مادر موجب اختلافاتی در روان و رفتار کودک خواهد شد.

بررسی ها نشان داده است که آنها سخت گیر و مهاجم، نامتعادل، بی عاطفه، لاابالی می شوند و نستب به همه چیز بی قید می گردند و به هیچ جامعه ای نمی پیوندند. برخی دیگر لجباز می شوند بهانه گیری می کنند. راه فرار از منزل را می آموزند، احساس بی محبتی می کنند و از نظر روانی ارضا نمی شوند. کودک نیازمند به نوازش و محبت واقعی است و کار پرستار و مربی از این حیث کامل نمی تواند باشد. در جنبه رشد بررسی ها نشان داده است که کودکی این چنین از لحاظ رشد نیز دچار عقب ماندگی می شود و هر چه جدائی بیشتر باشد این جنبه بیشتر است. بخصوص برای کودکی که دارای هوش سرشارتری باشد.

شخصیت چنین کودک در جنبه های اخلاقی و عاطفی کمتر توسعه می یابد و این امر حتی برای دوران بزرگسالی هم آثار نامطلوب از خود بر جای می گذارد، این مساله شامل رشد روانی کودک نیز خواهد بود و از آن بابت هم کودک دچار تأخیر روانی است غیبت های مکرر مادر در کودک بی تفاوت عاطفی ایجاد می کند که جهت طفل امری زیان بخش است و کودک حاضر نیست فرد دیگری را به عنوان جانشین مادر بپذیرد و دائماً در حال عصیان و طغیان است (قائمی، ۱۳۶۶، ص ۲۵۱).

«فرزند بیش از هر چیز حمایت و عطوفت می خواهد نه ثروت و تجمل، چه فایده که کودکی در آغوش کلفت از همه جا بی خبر ناراحت و افسرده ولی مادر او رئیس و یا مدیر کل باشد بنابراین اهمیت مقام مادر زمانی مشخص می شود که از پرورشگاه ها، زندان ها و محل نگهداری افراد مجرم و بزهکار سربزنیم که براساس نظر متخصصان و محققان علوم رفتاری اغلب آنها از وجود یک مادر لایق، با جهت و با برنامه محروم بوده اند». «زهرا پیشگاه شمالی، (۰۱/۱۱/۸۸) مادرانی را که قبل از بچه دار شدن شغل دارد اند بعد از اینکه بچه دار شدن باید قبل از تصمیم گیری دباره بازگشت به سرکار نکات چندی را در نظر بگیرند از همسرشان تا چه حدی می تواند انتظار کمک داشته باشند اگر نباشد بیشتر کارهای خانه و بچه داری را به موازات کار بیرون خودشان انجام دهند ممکن است بی نهایت فرسایند باشد بعضی از آنها به پول احتیاج دارند و ممکن است درباره تصمیم گیری برای به سر کار یا اندیشیدن درباره نگهداری بچه چندان اختیار نداشته باشند با وجود تمام این دوشواریهای در تصمیم گیری مادران باید بهترین سنجش را از موقعیت به عمل آورند و تصمیم منطقی و درست را بگیرند و اگر تصمیم به رفتن به کار گرفتن نگهداری کودک را به شخصی سالم از نظر روانی و عاطفی و آشنا به کودک داری بسیاراند و گرنه عواقب بدی دارد (گلاس و ریچمن، ۱۳۷۰، ص۳۸)

اثرات رفتارهای افراطی مادر در تربیت کودک و اینکه چه تیپ از مادران در رفتار خود افراط می کنند:

همه مادران رفتاری یکسانی با کودک خود ندارند برخی از آنها کودک خود را رها می کند و بعضی از آنها حالت افراط و بعضی از آنها حالت تفریط رفتار می کنند (گنجی، ۱۳۸۳، ص ۱۶۸) در زیر به اثرات افراط می پردازیم:

۱-  عدم رشد روانی کودک این امر گاهی سبب توقف روانی کودک می شود. کودک این فرصت را از دست می دهد که راه و رسم حیات را بیاموزد و به بازی یا تمرین نقش ها بپردازد.

۲-    عدم استقلال از آن جهت که او به تنهایی نمی تواند سرپای خود بایستد تا بتواند تمرین استقلال کند

۳-    زمینه سازی برای اعتیاد در سنین بعد

۴-    اشکال در معاشرت و عواطف آان بدان خاطر که قادر نیستند با دیگران رابطه برقرار کنند

۵-    عدم توانای دفاع از خود زیرا فردی که عمری تحت حمایت دیگران بود، نمی تواند در دفاع از خود مستقل باشد.

۶-  بالاخره زیان برای سلامت کودک از آن بابت که حمایت افراطی سبب می شود افراد تحرک خود را از دست بدهند و ساعتها متوالی بی حرکت آرام باشد و دست به سیاه و سفید نزنند (قائمی، ۳۶۶، ص ۲۰۶).

۷-    قدرت تفکر و اندیشه خود را از دست می دهد با آن رادر مسیر مقابل علیه والدین و اجتماع بکار می برد (قائمی، ۱۳۷۱، ص ۲۱۸)

در مورد اینکه چه تیپ از مادران در حمایت افراط می کند تحقیقاتی در این مورد صورت گرفته که نتیجه آن به صورت زیر است.

مادرانی که در حمایت کودک افراط می کنند در روابط با همسر خود به توفیقی به دست نیاورده و این در حقیقت نوعی واکنش جبرانی برای آنهاست.

مادرانی که طبیعتی پر از اضطرب دارند دائماً دلشان در رابطه با سلامت و ارامش فرزندانشان شور می زند می خواهد او را کاملاً صیانت کنند.

مادرانی که فرزندی دردانه دارند و حساب می کنند خدمت در تأمین حمایت کامل فرزندان آنهاست مخصوصاً که قبلاً  فرزندی از آنها مرده باشد.

آنها که اصرار دارند فرزندانشان مبادا بی آداب بار آیند و هیچگونه خطایی از آنان سر نزند (قائمی، ۱۳۶۶، ص ۲۰۷).

برای جلوگیری از این مسائل باید رابطه صحیحی بین مادر و فرزند برقرار شود که برای برقرار شدن رابطه صحیح نه فقط مهارت آشنا بودن مادر به وایف مادر مهم است بلکه آشنایی مادر با خصوصیات روانی و رفتاری کودکی که در حال رشد است نیز اهمیت دارد (فیض، ۱۳۷۰، ۴-۳).

راهکارهای تربیتی مناسب برای تربیت کودک

۱-  «از کودک مراقبت دائم پایدار و همراه با محبت به عمل بیاورید چون این امر نیز همانند غذا برای جسم و سلامت روانی او ضروری است.»

۲-  «درک و وقت خود را سخاوت مندانه به کودک اختصاص دهید بازی کردن با کودک و خواندن مطالبی برای او از خانه تمیز و راحت بیشتر اهمیت دارد» (پرینگل، ۱۳۸۰، ص ۲۶۶).

۳-  «برای از شیر گرفتن نوازاد دو بخش وجود دارد یکی جدا کردن از سینه مادر و دیگری تعیین جایگزین وقتی کودک را از شیر مادر می گیرید به جای آن غذای جامد یا شیر خشک را انتخاب کنید به همین ترتیب برای رضایت خاطر کودک باید وسیله ای پیدا کرد تا جدای عاطفی او را از مادر جبران کند» (سیرز، ۱۳۷۶، ص ۱۶۴-۱۶۳)

۴-  «از همان زمان تولد تجارب جدیدی برای کودک فراهم بیاورید او را در کلام غرق سازید این موارد می تواند رشد ذهنی او را تقویت کند».

۵-  «کودک را تشویق کنید تا به طریق مختلف هم به تنهایی و هم با کودکان دیگر بازی کند این بازی می توند برای کشف کردن استعدادهای کودک موثر باشد».

۶-    «تلاش و کوشش کودک را بیشتر از موفقعیت او مورد تحسین قرار دهید»

۷-  «به خاطر داشته باشید که هر کودک شخص منحصربه فردی است به همین جهت رفتار مناسب با یک کودک با ممکن است با کودکی مناسب نباشد».

۸-    «مسئولیتهای به او بدهید مسئولیت پذیری نیز همچون تمام مهارتهای دیگر به تمرین نیاز دارد.»

۹-    «نحوه ابراز عدم تأثیر خود را به سطح درک و فهم، سن و خلق و خو کودک خود منطبق سازید.»

۱۰-     «هرگز کودک را تهدید نکنید که دیگر او را دوست نخواهید داشت یا او را ترک خواهید کرد می توانید رفتار او را محترم کنید. اما هرگز به او نگویید که ممکن است خودش را ترک کنید».

۱۱-     «از کودک انتظار قدردانی و تشکر نداشته باشید چون او نه میل خود بلکه به میل شما به دنیا آمده است.» (پرینگل، ۱۳۸۰، ۲۶۷)

نتیجه گیری:

نقش مادری یک نقش مقدس و در عین مقدس بودن سنگین و دشوار است. مادران کسانی هستند که امر پرورش فرزندان را در دوران حمل و پس از آن بر عهده دارند و به همین خاطر است که باید با اصول تربیتی کودک آشنا باشند تا راهکارهای مناسب تربیتی را برای تربت کودک خود به کار گیرد. چراکه این مادران هستند که انساها را تربیت می کنند و در واقع آنها سازندگا واقعی جامعه هستند و اگر در این مورد مادران نکات تربیتی را رعایت کنند ما می توانیم جامعه ای عاری از هرگونه مشکلات داشته باشیم و دیگری اینکه مادران باید در تربت کودک خود برنامه و هدف داشته باشند زیرا بدون این مورد نمی توانند کودک خود را درست و صحیح تربیت کنند و مادران باید در رفتار خود با کودک حد اعتدال را رعایت کنند نه تفریط و نه افراط، و در تربیت کودک خود بدون هیچ چشم داشت مادی و معنوی کوشا باشند، و خانم هایی که آمادگی لازم را برای مادر شدن ندارند تا زمانی که این آمادگی را کسب نکرده اند، مادر نشوند.

منابع:

۱-    امینی، ابراهیم (۱۳۶۸)- آیین تربیت، چاپ دوازدهم- تهران، انتشارات اسلامی.

۲-  اعتصامی، محمد مهدی؛ ابراهیمی، ناصر؛ الله وردی، محمود؛ جوارشکیان، عباس؛ خالقیان، فضل الله؛ سوزنچی، حسین؛ طالب زاده، حمید؛ میرباقری، محسن و وکیل، مسعود (۱۳۸۶)- دین زندگی ۳، چاپ سوم- تهران، نشر کتب چاپ و نشر کتابها درسی ایران.

۳-    بهشتی، احمد (۱۳۷۰)- اسلام و تربیت کودکان، چاپ اول- انتشارات مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.

۴-    پریور، علی (۱۳۶۲)- تربیت و تندرستی، چاپ سوم- انتشارات آسیا.

۵-    پرینگل، میاکلمر (۱۳۸۰)- نیازهای کودکان، چاپ اول- تهران، انتشارات تهران.

۶-  رهبر، محمدتقی و رحیمیان، محمد حسین (۱۳۸۱)- اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، چاپ هشتم، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها.

۷-    سادات، محدعلی (۱۳۷۲)- راهنمایی پدرا و مادران، چاپ دوم- انتشارات دفتر فرهنگ اسلامی.

۸-    سیرز، ویلیام و مارتا (۱۳۷۶)- شیر دادن به کودک، چاپ پنجم- انتشارات صابرین.

۹-  سیکل، الینور و لیندا- کلیدهای رویارویی با مشکلات کودکان، چاپ سوم- مترجم: مسعود حاجی زاده (۱۳۷۹)- انتشارات صابرین.

۱۰-          شرقی، محمدرضا (۱۳۷۱)- با فرزند خود چگونه رفتار کنیم، چاپ اول- تهران، اتشارات جهاد دانشگاه تهران.

۱۱-          فیض، جواد (۱۳۷۰)- رفتار من با کودک من، چاپ دوم- تهران- انتشارات اساطیر.

۱۲-          قائمی- علی (۱۳۷۱)- نقش مادر در تربیت، چاپ هشتم- انتشارات امیری.

۱۳-          قائمی، علی (۱۳۷۱- نقش مادر در تربیت، چاپ چهارم- انتشارات امیری.

۱۴-     قائمی، علی (۱۳۷۴)- کودک و خاواده نا به سامان، چاپ سوم- تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی.

۱۵-          قائمی، علی (۱۳۶۶)- خانواده و نیازمندیهای کودکان، چاپ اول- انتشارات امیری.

۱۶-     قائمی، علی (۱۳۷۲)- خانواده و دشواریهای رفتاری کودکان، چاپ پنجم- تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی.

۱۷-          گلاس، جودو و ریچمن، نائو (۱۳۷۰)-  رفتار با کودکا خردسال، چاپ دوم- تهران، نشر تندر.

۱۸-          گنجی، حمزه (۱۳۸۳)- روانشناسی عمومی، چاپ بیست و هفتم- تهران، نشر ساوالان.

۱۹-          پیشگاه شمالی، زهرا (۱۳۸۸)- غیبت، htttp://trah.persianblog.ir//post/42

20-          حیدری، زهره (۱۳۸۸)- سازندگی http://www.maroofyaran.com

21-          رضاییان، زهرا (۱۳۸۸)- حضور مادر تربیت http://www.magiran.com

بررسي نقش پدر در تربيت كودك
من با توبزرگ مي شوم
… پدر
با تولد كودك، شما يك خانواده 3 نفره خواهيد شد و از اين پس همه چيز با گذشته متفاوت خواهد بود. شوهر شما ديگر نه فقط شريك زندگيتان، بلكه همراه و متحد شما در اين مرحله جديد يعني پدر و مادر شدن است و كودك به همان اندازه كه به شما تعلق دارد، به او نيز متعلق است.

روابط خانوادگي جاافتاده شما نيز به صورتي ظريف تغيير مي كند، به اين معنا كه ديگر شما صرفا پسر يا دختر كسي نيستيد، بلكه پدر يا مادر شده ايد و زندگي جديدي وابسته به شماست.

اغلب در روزهاي پس از تولد كودك، آن كه از همه سردرگم تر است، پدر جديد است و به همان اندازه كه شما به حمايت او نياز داريد، او نيز به حمايت شما نياز دارد. با يكديگر درباره احساسات خود صحبت كنيد و بگذاريد او در مراقبت از كودك مشاركت كند. شايد او در مراقبت از كودك مضطرب تر از شما باشد، اما بزودي اطمينان بيشتري خواهد يافت.

روزهاي نخست پس از تولد كودك، همچون كلاف درهم پيچيده اي از احساسات متضاد خواهد بود. احساس غرور و شعف زايدالوصف از پدر بودن، نگراني در مورد همسر و مراقبت از كودك، همه و همه كار را براي او دشوارتر خواهد كرد. پس از آن كه كودك بزرگ تر مي شود و به مرحله تربيت رفتاري مي رسد، كار از اين هم براي پدر سخت تر خواهد شد، چرا كه اكثر نيازهاي نوزاد در حد نيازهاي جسماني است و بخش عمده نياز عاطفي او نيز به طور غريزي از جانب مادر تامين خواهد شد، ولي با بزرگ تر شدن كودك و رسيدن او به مرحله تربيتي نقش پدر بسيار پررنگ تر خواهد شد.

اساسا در خانواده هاي سنتي و قديمي و خانواده هاي جديد، نقش هايي كه افراد به عهده دارند، با يكديگر متفاوت است. در خانواده هاي سنتي، پدر نقش اساسي و حياتي خانواده را به عهده داشت و مدير توليد خانواده بود و محل زندگي و محل كارش به هم نزديك بود. بنابراين نظارت بيشتري بر خانواده داشت، اما امروزه تغييرات زيادي در نقش افراد خانواده به وجود آمده است، محل كار و زندگي از هم دور شده اند و عملا پدر نمي تواند مدت زيادي را با خانواده و فرزندان سپري كند.

وظيفه پدر، پيش از تولد كودك آغاز مي شود، درست همانند مادر، اين تفكر نادرست است كه در دوران بارداري، مادر بايد به تنهايي پذيراي كودك باشد و تا وقتي كه كودك به دنيا نيامده، پدر هيچ مسووليتي در قبال او ندارد.

توصيه هاي زير به پدران كمك مي كند تا قبل از تولد نوزاد، پيوند بيشتري با نوزاد و همسر خود داشته باشند:
بهتر است پدر هر روز با مادر و كودك صحبت كند. برخي از پژوهشگران معتقدند كه جنين صداي پدر را بهتر از صداي مادر مي شنود، زيرا فركانس صداي مردانه پايين تر از فركانس صداي زنانه است و مايع آمنيوتيك كه جنين درون آن شناور است، صداهاي با فركانس پايين را بيشتر مي گيرد.

همراه شدن دستان گرم پدر روي شكم مادر و گفتگوي صميمانه او با جنين، باعث ايجاد دلبستگي و دلگرمي زياد مي شود.

در انتخاب محل تولد و نام كودكتان مشاركت كنيد.

چند پيشنهاد براي بعد از تولد:
در اين زمان همسرتان بيش از هر زمان ديگر به حمايت رواني و عاطفي شما نياز دارد. بكوشيد به كارهاي كودكتان بيشتر رسيدگي كنيد.

چند ساعتي كودك را به بيرون از خانه ببريد تا همسرتان فرصتي پيدا كند كه به كارهاي شخصي خود برسد.

به همسرتان كمك كنيد تا دچار عوارض بي رمقي و افسردگي پس از زايمان نشود.

از كمك ديگران براي رسيدگي به امور خانه بهره بگيريد.

نقش پدران در تامين بهداشت رواني كودك
هنگامي كه از كودك دور هستيد، نشانه هايي از خود به جا بگذاريد، مثلا عكس هايي از خودتان يا نوارهايي با صداي خودتان، كه شعر يا داستاني را براي كودك خوانده ايد، برايش به جا بگذاريد.

از محل كارتان مرتب تلفن بزنيد و با او صحبت كنيد.

در زمان عدم حضور مادر با كودكتان پدرانه بازي كنيد، بازي هايي را انتخاب كنيد كه با آنچه در حضور مادرش با او انجام مي دهيد، تفاوت داشته باشد. اين كار باعث مي شود كه كودك خصوصا در سال هاي اول زندگي كه نسبت به غيبت مادرش بسيار حساس است، راحت تر بتواند مراقبت شما را بپذيرد.

گاهي پدران تنها موقعي مراقبت از كودكشان را به عهده مي گيرند كه ديگر براي مادر تواني نمانده يا كودك در حال گريه و كج خلقي است. بهتر است پدران هميشه و در سرحالي كودك نيز از او مراقبت كنند.

هنگامي كه پدران مراقب كودك هستند، احتمال پيش آمدن حوادث بيشتر است اين به دليل بي مبالاتي پدران نيست، بلكه اكثر پدران با رفتارهاي ناگهاني كودك ناآشنا هستند. افتادن كودك از روي ميز يا تخت، شايع ترين اتفاقي است كه هنگام تعويض پوشك كودك رخ مي دهد. بنابراين بيشتر مراقب باشيد.

با كودكتان چشم در چشم حرف زده و برايش آواز بخوانيد.

بردن كودك به حمام، براي برقراري ارتباطي گرم و صميمانه موثر است.

كودك را نوازش كرده و بدنش را ماساژ دهيد.

در سنين 6 تا 9 ماهگي، كودكان شروع به سينه خيز يا بالا رفتن مي كنند. روي زمين دراز بكشيد و كودكتان را نزديك خود قرار دهيد، يك اسباب بازي جالب آن طرف خود بگذاريد و كودك را تشويق كنيد كه با بالا رفتن از شما به اسباب بازي برسد.

وقتي كودك در 9 تا 12 ماهگي شروع به راه رفتن مي كند، تمايل زيادي دارد كه از حمايت پدر در راه رفتن بهره مند شود. با استفاده از هر دو دست در حالي كه دستان كودك را در جلوي خود گرفته ايد، اين كار را شروع كنيد.

اجازه دهيد كه كودكتان طريقه درست گفتگو را از شما تقليد كند. تلفظ كودك را با تكرار كلمات تصحيح كنيد نه با غلط گيري مستقيم.

براي كودكتان كتاب بخوانيد.

ارزش هاي صحيح را به كودكان بزرگ تر بياموزيد.

مراقب روابط اجتماعي كودك خود باشيد و تا حد امكان او را به ايجاد رابطه با كودكاني سوق دهيد كه رفتار آنها با ارزش هاي خانوادگي شما سازگاري داشته باشد.

سعي كنيد علايق و توانايي هاي كودك خود را بشناسيد.

تربيت مبتني بر عشق داشته باشيد و كودك را متوجه كنيد كه او را تربيت مي كنيد چون عاشقش هستيد.

در سنين 7 تا 12 سالگي وابستگي كودك به همسن و سالان خود بيشتر مي شود و لازم است كه پدران كاملا مراقب آنچه كودك از ديگران مي آموزد، باشند. هر چه كودك شما بيشتر با بچه هاي ديگر در تماس باشد، شما بايد تماس خود را با او بيشتر كنيد.

شرايطي را به وجود آوريد كه كودك شما مجال بروز نقاط قوت خود را پيدا كند.

كودكتان را تشويق كنيد كه دوستانش را به خانه دعوت كند.

مربي ورزشي كودكتان بشويد تا توانايي ها و ضعف هاي او را بشناسيد.

اهميت تاييد پدران براي كودك را دست كم نگيريد و هميشه در دسترس كودك باشيد.

سخن آخر اين كه پدر يا مادر خوبي براي كودك بودن كار بسيار دشواري است، زيرا معمولا والدين گرفتار وظايف روزمره مربوط به بزرگ كردن كودكشان و فراهم آوردن شرايط مساعد زندگي براي او مي شوند و بنابراين نمي توانند نماي بزرگ تري را كه در پيش روي آنهاست و همان جنبه ها و ابعاد مختلف تربيتي و رفتاري در ارتباط با اوست، را ببينند. قسمتي از وظيفه ما به عنوان پدر يا مادر اين است كه روح بزرگي را كه در روزمر گي ها گرفتار است و نوري را كه در درون كودك وجود دارد، ببينيم. براي مثال نقاشي هاي كودك شايد تصويري از آگاهي در حال شكوفا شدن او را به شما بنماياند. ما همچنين وظيفه داريم به كودك، تجربيات روحاني را در دنياي مادي روزمره نشان دهيم و به اين ترتيب سبب تحول و شكوفايي كودك خود در جريان اين فرآيند شويم.

پدر يا مادر بودن انرژي بسيار زيادي را مي طلبد. بايد به خودمان سخت نگيريم و در مورد كمبودهايمان بردبار باشيم و درخصوص رشد خود به عنوان پدر يا مادر با خودمان مهربان باشيم و زياد از خود ايراد نگيريم.

لازم است همواره انرژي خود را تجديد كنيم، در غير اين صورت بداخلاق، بي حوصله و مجادله گر خواهيم شد. بنابراين بايد به اندازه كافي استراحت كنيم، بخصوص وقتي بچه ها كوچك تر هستند. البته همه ما بهترين چيزها را براي كودكان مي خواهيم ولي خيلي از كساني كه براي اولين بار پدر يا مادر مي شوند، اطلاعات زيادي درباره وظايف خود يا چگونگي تربيت كودكان نمي دانند و خيلي وقت ها مجبور مي شوند بتدريج كه پيش مي روند، ياد بگيرند و اين موضوع ناراحت كننده است.

با اين همه، اين تجربيات فرصت هاي فراواني براي رشد شما به عنوان پدر يا مادر علاوه بر رشد كودكتان فراهم مي كنند. به عنوان نخستين آموزگار كودك، شما بايد حتما فضايي مملو از عشق و صميميت، نظم و آرامش، علاقه و اشتياق كه همگي براي رشد او حياتي هستند، مهيا كنيد.

كسي از شما انتظار ندارد با كودك خود در حد يك كارشناس برخورد كنيد. تنها انتظاري كه از شما مي رود اين است كه شيوه جديدي بيابيد تا قادر به در نظر گرفتن تمامي جنبه هاي رشد كودك، اعم از جسماني، احساسي، عقلي يا روحاني باشيد. بنابراين به كودك خود كمك مي كنيد تا با چالش هاي دنياي متغير روبه رو شود و بهترين ثمره را از زندگي خود برگيرد.

نكته مهم اين است كه به ياد داشته باشيد كودك استثنايي شما يك بزرگسال كوچولو نيست و از او توقعات و انتظاراتي در حد خودش و توانايي هايش داشته باشيد.

بايد بدانيد كه نحوه تفكر، استدلال، احساس يا درك او از جهان و محيط پيرامونش همانند شما نيست.

مركز توجه بيشتر كودكان تا 7 سالگي، بدن آنهاست. كودكان در اين سن بسرعت در حال رشد هستند و نياز به جنبش و ورزش دارند. به ياد داشته باشيد كه كودك شما عمدتا از طريق نمونه و تقليد مي آموزد.

بعلاوه، نظم و تكرار حاصل از كارهاي روزمره عناصر اساسي در دنياي سالم كودك خردسال هستند و سبب ايجاد حس امنيت و اعتماد مي شوند. فرزند شما اطلاعات را بدون هرگونه تغييري مي گيرد و به همين دليل بايد به چگونگي محيط زندگي او و وقايعي كه براي او رخ مي دهد دقت كنيد.

لازم است تعادلي بين تحريك حواس كودك و محافظت از آنها برقرار كنيد. تاثير يك محرك مصنوعي مثل تلويزيون و فيلم ها بر ذهن كودك كاملا با تاثير صدا، توجه و مراقبت شما فرق دارد. بايد درك كنيد كه هر چيزي در زندگي كودك شما چنان عميق جذب ذهن او مي شود كه ممكن است پس از تغيير شكل يافتن مجددا در بازي هاي خلاق او تجلي كند. بنابراين بازي خلاق براي كودك حكم غذا و آب را دارد و لازم است با اختصاص وقت و فراهم كردن لوازم مناسب براي اين نوع بازي ها، كاري كنيد كه كودكتان بتواند با تقليد هر آنچه كه برايش رخ مي دهد از طريق بازي كردن، راه خود را در زندگي روزمره پيدا كند. شكوفا كردن جوشش طبيعي تخيل و خلاقيت، يكي از بزرگ ترين هديه هايي است كه مي توانيد به كودكتان بدهيد. پس بكوشيد پدر خوبي براي دلبندتان باشيد.
نسيما عرب

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی