يك پنجگانه ي بريده بريده | خانواده مطهر

يك پنجگانه ي بريده بريده

 عطش

با تو معنا گرفت كه تو تشنگي را قدر دادي و تشنه لبي را منزلت.آب ارج آن نداشت كه در هنگامه ي نبرد تا اوج تو گام بردارد.فرات قرن هاست  تفديده ي عطش توست و آب افتخارش را از آن روز تا كنون از تشنه كامي تو گرفته كه چيزي بوده براي بسته شدن بر تو.پس از تو هر لبي كه با كاسه آبي آشنا  ميشود،جرعه جرعه تشنگي مينوشد و سيرابي سال هاست از جهان رخت بسته. و تاريخ،در حسرت يك تعبير مي سوزد كه :عطشان حسين!

 مقتل

راست گفت آن كه گفت:(( در حضيض هم ميتوان عزيز بود، از گودال بپرس)).و مقتل تو رفيع تر از همه بلند پايگان و بلند مرتبگان و قدر قدرتان و قوي شوكتان،در ذهن انسان و وجدان تاريخ ايستاد.مقل تو رفيع ترين قله ايست كه آدمي در نگاه به آن،كلاه از سر كودك عقلش به معناي تمام تمام مي افتد.

خيمه

خيمه ماوا بود.پناه بود.اما در حماسه ي تو معنايش چيز ديگري شد.هيمه آتش جهلي شد كه از قدرت قداري مي آمد كه به دروغ به خود رنگ دين مي زد.خيمه هاي تو سوخت نه خود را و سرپناه را كه آبروي دروغين جلاد را. و هر خيمه مشعلي شد براي ديدن چهره ي هاي واقعي جلادان تمام تاريخ.

كربلا

پيش از تو نام زميني بود و سرزميني. پس از تو سجده گاه عرش شد و قبله گاه هر آنكس كه نگاهش اثيري و راهش آزادي. كربلا پيش از آنكه تو بر آن گام نهي بي نام زميني بود گم شده در زمان.بر گام هاي تو بود كه براي كربلا نام روييد و جاودانگي.

اسارت

تو كه پايان گرفتي ،پيغام آغاز شد و هر اسير فريادي و هر فرياد حقيقتي كه ساليان سال،دشت ها و كوه ها و بل وجدان ها را درنورديد.اسارت در كاروان خانواده ات سر به آسمان ساييد كه آسمان اسير آخرين نگاه تو بود بر زمين .خانواده ي تو ترجمان آزادي بودند و هر كس در تاريخ نداي آن ها را شنيد و بر خود نلرزيد،اسير!

 سهيل فاطمي

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی