مصطفی رضایی زاد | خانواده مطهر

مصطفی رضایی زاد

مادرم: انشاء الله از این مسافرت پر برکت بر نمی گردم. اگر شهید شدم گریه نکن. صبر کن خدا صابران را دوست دارد. مادرم! آنچنان باش که فردای قیامت همنشینی با فاطمه زهرا(س) داشته باشی. من امانت بودم که خدا به شما داد و آنروز که اراده می کند از شما پس می گیرد. برادرانم: راه حسین را پیش گیرید. حسین زمان را یاری کنید. جبهه را خالی نگذارید. مبادا دشمن از فرصت استفاده کند انقلابی را که با خون جوانان آبیاری شده پایمال شود. شما با ایثار و بردباری مکتب شهادت و شهامت را بدیگران بیاموزید. اما خواهرم تو، زینب گونه عمل کن همانطور که دختر علی(ع) خطبه خواند و دشمن را کوبید و اسلام را جاودانه به ما عرضه کرد. و تو ای همسرم، که مدت کوتاهی با هم زندگی کردیم نتوانستم خوبیهای تو را جبران کنم. ثمره زندگی من و تو زهرای کوچولو است. او را مانند زهرای بزرگ تربیت کن بدان که تو هم مادری، مسئولیت بزرگی بر گردن تو است خدا یاریت کند. گریه مکن مادر من شاد و خندانم زاری مکن مادر، پیش حسین جانم جان تو زهرا(س) ، ای همسر خوبم رفتم از این دنیا جانم بقربانت.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی