بهداشت زندگي (مريم دهدار) | خانواده مطهر

بهداشت زندگي (مريم دهدار)

ترجمه :مريم دهدار
در اينجا سوالات بسيار زيادي از سوي مردم مطرح شده و متخصصان و كارشناسان ما به آنها پاسخ داده‎اند. در زير به چند نمونه از آن مي‎پردازيم.
در اينجا سوالات بسيار زيادي از سوي مردم مطرح شده و متخصصان و كارشناسان ما به آنها پاسخ داده‎اند. در زير به چند نمونه از آن مي‎پردازيم.
چنانچه فردي 62 سال سن و در طي بيست سال گذشته زندگي بي تحرك و ساكتي داشته باشد و به خاطر مشغله‎هاي فراوان كاري و ساعت هاي طولاني كار كردن تاكنون فرصت ورزش كردن نداشته و اكنون شروع به ورزش و تمرين مي‎‎کند، از بعضي عوارض مي‎تواند جلوگيري كند يا آنكه در اين سنين ورزش كردن خيلي دير شده و فايده‎اي براي او ندارد؟
پاسخ: هيچ وقت براي ورزش كردن دير نيست. هر زمان اراده كنيد مي‎توانيد ورزش كنيد و هرگز نبايد با نگاه كردن به بعضي از جوانب و اثرات بد ورزش، از ورزش كردن امتناع ورزيد و در زندگي بي‎تحرك باشيد و از آن بترسيد مبادا باعث آسيب رساندن به خود و از بين بردن سلامت جسماني خود شويد.
ورزش علاوه بر شادابي و سلامت جسم و روح باعث افزايش اعتماد به نفس مي‎شود. علاوه بر آن نبايد تصور كنيد زندگي بدون تحرك باعث صدمه دائمي به بدن مي‎شود.
در ارتباط با بيماري قلبي، ميزان فعاليت بدني روزانه افراد باعث كاهش خطر احتمالي بيماري قلبي مي‎شود و به تعداد سالهايي كه فرد ورزش كرده است بستگي ندارد. به عبارتي مي توان گفت انجام فعاليت هاي روزانه بسيار مهم تر از ورزش كردن و آن هم در مدت معيني از سالهاي زندگي است.
ولي يكي از مزاياي ورزش كردن كاهش استرس و نگراني در افراد است. همانطور كه در تحقيقات نيز به اثبات رسيده وجود استرس و نگراني كه از جمله بيماري هاي روحي و رواني است، مي تواند بيماريهاي جسماني را نيز براي افراد سبب شود.
از اين رو، ورزش كردن را علاوه بر رفع كسالت جسماني به منظور كسب شادابي روح نيز توصيه مي‎كنيم. ولي نمي‎توان گفت ورزش نكردن مي‎تواند تنها علت بروز بيماري قلبي باشد و با ورزش كردن مي توان از احتمال خطر آن كاست، بلكه بايد ياد آور شويم انجام ورزش نامناسب و نادرست مي‎تواند سبب بروز بيماريهاي جسماني و صدمه به عضلات بدن شود، همين امر در تضعيف روحيه فرد مي‎تواند عامل بسيار مهمي باشد از اين رو توصيه مي شود:
ابتدا با انجام تمرينات بدني معمول و كوتاه مدت و آسان (آیروبيك و آن هم به مدت 30 الي 45 دقيقه نه بيشتر) در كسب سلامت و شادابي بدن خود بكوشيد. سعي كنيد اين عمل را بيشتر روزهاي هفته انجام دهيد. چنانچه سعي كنيد اين عمل را هر روز به خصوص هنگام صبح انجام دهيد، مي‎تواند بسيار مفيد باشد، به عبارتي سعي كنيد ورزش را در اولويت برنامه كاري خود قرار دهيد. در مورد افراد 62 ساله توصيه مي‎شود شدت ورزش كردن به حد متوسط باشد و افراد در اين سنين به طور غير افراطي ورزش نكنند. زيرا عده‎اي تصور مي‎كنند هر چه بيشتر ورزش كنند و انجام فعاليت بدني شان از سختي بيشتري برخوردار باشد، سلامت بيشتري عايدشان مي شود، در صورتي كه اينطور نيست.
افراد در سنين 62 و بالاي 62 سال بايد، در ورزش كردن ميزان ضربان قلبشان حدوداً 110 ضربه در هر دقيقه آن هم در حين انجام تمرينات بدني باشد.
– شخصي از كاراكاس ونزوئل گفته است:
پدرم 71 ساله است و نسبتاً از نظر سلامت جسماني خوب است. اما اخيراً از نظر خوابيدن دچار مشكل شده و بيشتر از 4 ساعت در طي شب نمي خوابد شايد هم كمتر از 4 ساعت بخوابد. او دچار نوعي اضطراب و نگراني است. به مدت 10 سال است بازنشسته شده و در طي اين مدت فعاليت بدني زيادي نيز انجام نمي‎دهد و بيشتر اوقات تمام مدت روز را در خانه مي ماند و از خانه بيرون نمي رود.لطفاً در اين زمينه راهنمايي كنيد و بگوييد چگونه مي‎توان ناتواني خوابيدن را از پدرم رفع سازم؟
پاسخ: ممكن است پدر شما به ندرت بيشتر از 4 ساعت بخوابد، گاهي اوقات هم شده كمتر از 4 ساعت بخوابد اما ممكن است در طي روز با چرت زدن‎ هاي خود، كم خوابي او جبران شود، چنانچه پدر شما از اين وضعيت راضي است و مي داند كه به اندازه كافي در اين مدت زمان كم، انرژي و هوشياري لازم را كسب مي‎كند، اصلاً جاي نگراني نيست، ولي چنانچه نگران بي‎خوابي است و اين مسئله او را رنج مي‎دهد بايد علت را جويا شويم. اگر دچار اضطراب و نگراني است بايد علت وجود اين اضطراب و نگراني را دراو بيابيم.
اضطراب و نگراني مي‎تواند تا حد بسيار زيادي بر خواب او اثر كرده و او را دچار نوعي افسردگي نمايد، اگر چنين است بايد فكر درمان بود.
– بهداشت خواب خود شامل:
1- محدود كردن مقدار مصرف الكل
2- استفاده از تختخواب براي خوابيدن و انجام فعاليت جنسي
3- رفتن به تختخواب براي خوابيدن وقتي كه فرد خسته است
اينطور تصور نشود، تنها با استفاده از محرك‎هايي نظير كافئين آن هم بعد از يك نصف شب مي‎توان در ايجاد خواب افراد موثر بود. رعايت اصول بهداشت خواب بسيار مهم است كه بايد به آن توجه كافي داشته باشيد از جمله ديگر اصول بهداشت خواب، استفاده از تكنيك‎هاي آرامش
– به آرامي نفس كشيدن هنگام خواب (كه مي‎تواند بسيار مفيد باشد)
– دور كردن افكار مختل كننده
– در بعضي موارد دوش گرفتن
مسائل خانوادگي از بهداشت خانواده:
چگونه مي‎توان با فردي از اعضاي خانواده كه دچار بيماري مزمن يا ناتواني خاصي است مدارا نموده؟ نتايج هميشه ناگوار نيست. زندگي با كودك ناتوان يا مريض كه بيماري او مزمن و حاد است تا به حال كسي را نكشته، اما مي‎تواند زندگي خواهر و برادر و والدين آن كودك را با مشكلاتي روبرو سازد.
زماني‎كه پسر يا دختر يك خانواده به داشتن عارضه‎اي مادام العمر شناسايي مي‎شود مثل ديابت، سرطان، اوتيسم و… والدين آن كودك با مجموعه‎اي از مسائل و مشكلات عاطفي و عملي روبرو مي‎شوند.
مثلاً: آيا كودك بيمارش مي‎تواند مثل ساير كودكان روند عادي و كلي خود را در مدرسه ادامه دهد؟
– چه آينده اي در انتظار اوست؟
– آيا خانواده مي‎تواند از عهده هزينه‎هاي درماني بعدي‎اش برآيد؟
بيشتر والدين زندگي و كارشان را تمام وقت در اختيار كودك بيمار و جهت مراقبت از او صرف مي‎كنند. جهت مداواي كودك مدام او را به بيمارستان مي‎برند و مي‎آورند و در جلسات درماني شركت مي‎کنند.
بعضي خانواده‎ها، از اين گونه اقدامات، خود بي‎بهره مي‎مانند و دچار يأس و نااميدي مي‎شوند و اكثر اين خانواده‎ها به نوعي نسبت به جمع و اجتماع انزوا اختيار مي‎كنند.
“ايون ايمبربلك” رئيس مركزي بهداشت و خانواده در نيويورك مي‎گويد” تنها كساني كه مي‎توانند در اين روش بيشترين صدمه و آسيب را ببينند زوجين هستند از اين رو هنگام ازدواج لازمست به خصوص به لحاظ ژنتيكي سختگيري شود.
در اين ميان اغلب اوقات اين مادر است كه حامي و طرفدار فرزند بيمارش است و براي او دلسوزي مي‎كند و بار زحمت او را به دوش مي‎كشد و شوهر را به فكر وا مي دارد چه اتفاقي در روابطمان حادث مي‎شود؟ در اين ميان ممكن است خواهر و برادر كودك بيمار هم مورد توجه والدين نباشند و به دست فراموشي سپرده شوند (از نظر توجه و رسيدگي)- ممكن است احساس كنند فراموش شده‎اند و يا اصلاً اهميتي براي والدين خود ندارند. اين به گفته “ملاني گلديش” رئيس سوپر سابيد است (موسسه‎اي كه از خواهران و برادران كودكان مبتلا به سرطان حمايت مي‎كند)
ملاني گلديش در ادامه سخنان تحقيقي خود مي‎گويد:
خواهر وبرادران اين‎گونه كودكان احساس مي‎‎کنند كه طرد شده هستند و انزوا اختيار مي‎كند. با وجود آنكه مي‎دانند خواهر يا برادر مريضشان بيش از آنها نياز به توجه و مراقبت دارد و لي با وجود اين براي جلب توجه والدين بي‎تابي مي‎كنند.
گلديش درباره زني به نام ” استي سي” مي‎گويد:
“استي سي” كسي بود كه در دوران نوجواني شاهد كشمكش برادرش با بيماري سرطان بود.
” استي سي” عنوان داشت كه او را در مدرسه به خواهر”گريدز” مي‎شناختند و به اين اسم او را صدا مي‎زدند و به او لقب فرد سالم مي‎دادند. هر كسي به جاي “استي سي”، از موقعيتي كه در آن قرار گرفته بود متنفر مي‎شد، تنفري كه اغلب با احساس گناه همراه بود.
“فرانكي” نيز 10 ساله بود كه به همراه برادر 4 ساله‎اش، در بعد از ظهر يكي از روزها در پارك همراه پدر بزرگشان قدم مي زدند. فرانكي به ياد مي‎آوردكه هنگام كشتي از پشت با تكل زدن برادرش را به زمين انداخت و معده‎اش دچار آسيب شد. چند ماه بعد برادرش” ميكائيل” به نوروبلاستوم حاد شناسايي شد. نوروبلاستوم: توموري است كه از نوروبلاست تشكيل شده است را گويند.
“فرانكي” مي‎گويد: من واقعاً احساس گناه كردم و از آن پس بود كه اختلالات جسمي و رواني به سراغ من آمد مادر فرانكي مي‎گويد: فكر مي‎‎کنم اين حادثه تاواني است كه پس مي‎دهم.
مار فرانكي مي‎گويد:
فرانكي فرياد مي‎زد و مي‎گفت: آيا خيلي زياد با هم مبارزه كرديم، آيا خيلي سخت كشتي گرفتيم؟ آيا من به او صدمه زدم؟ ممكن است هيچوقت به طور كامل، نصايح والدين در مورد سلامتي ما كودكان را درك نكنيم و جدي نگيريم. اما در اين زمينه درسهاي عملي وجود دارد و كودك بهتر مي‎تواند آن را درك كند و از نزديك با مشكلات خانواده‎هايي كه صاحب چنين فرزنداني هستندآشنا شوند و چالش‎هاي موجود در زندگي‎شان را مشاهده كنند، اين روش بهتر از هر ورش ديگري براي آنان موثر است.
دكتر” ادكلدرك” رئيس دانشگاه يوتا و متخصص در رشته اطفال مي‎گويد:
در چنين شرايطي، والديني كه به خاطر بيماري كودكشان تحت تأثير قرار مي‎گيرند و به نوعي پرخاشگر مي‎شوند، نياز به حمايت و كمك هم براي خود و هم براي كودك بيمارشان دارند.
در اين راستا، بعضي از بيمارستان‎ها امروزه براي چنين خانواده‎هايي گروههاي حمايتي را تدارك ديده و از آن حمايت مي‎‎کنند و هزينه آن را متقبل مي‎شوند. از طرفي به اين منظور سازمان‎هايي نيز احداث شده و پروژه‎اي را تحت عنوان حمايت از خواهر و برادران در مسير اهداف خود قرار مي‎دهد. در اين پروژه كودكان در كارگاههايي با توجه به نيازهاي خاص خواهر و برادر استراتژي‎هايي را جهت غلبه بر اين‎گونه مشكلات فرا مي‎گيرند به علت اینکه تغيير مسئوليت نياز به يكسري اطلاعات دارد.
“هاروارد كريستا كيس” مي‎گويد:
به لحظات آخر عمر بيمار تأمل كنيد، بسيار مهم است. اكثر افراد بيان مي‎كنند مرگ خوب مرگي است كه با مردن يك نفر، بقيه اعضاي خانواده به زحمت نيفتند. خانواده‎هايي هستند كه بيشتر پس انداز و گاهي تمامي پس اندازهايشان را هنگام فوت يكي از اعضاي خانواده خرج مي‎كنند. مراقبت آسايشگاهي كه در آن بيماران غير علاج مورد نظر هستند، از جمله مراقبت‎هايي است كه مي‎تواند به طور قابل ملاحظه‎اي از ميزان هزينه بكاهد و در اين خصوص بعضي از مطالعات و تحقيقات پيشنهاد مي‎كنند كه حتي اين روش مراقبتي مي‎تواند در برطرف نمودن افسردگي و مرگ در همسران بازمانده موثر باشد.
در جريان مطالعه‎اي كه به روي سي و پنج هزار زوج صورت گرفت ” كريستا كيس” دريافت چنانچه بيوه زنها و مردهاي عزادار از مراقبت تسكين دهنده با كيفيت بالا برخوردار باشند، كمتر از 18 ماه احتمال مرگ در آنان وجود ندارد.
منظور از مراقبت تسكين دهنده و آرامبخش مراقبتي است كه در آن نشانه‎هاي بيماري از بين مي‎رود ولي خود بيماري همچنان در فرد وجود دارد. ” كريستا كيس” در ادامه سخنان خود مي‎گويد، هر چيزي كه براي من اتفاق مي‎افتد براي اطرافيانم اهميت دارد. براي سنجش ارزش واقعي درمانم، شما بايد به اثرات روش درماني من به روي خانواده و اجتماع توجه كنيد و آن را مورد بررسي قرار دهيد به عقيده من، بيماري و بداقبالي تنها عامل تعيين‎كننده سرنوشت خانواده نيست كه شايسته توجه باشد، فقط هنگامي‎كه مشكلات فردي، ساير اعضاي خانواده را متوجه پيامدي مي‎سازد، با مداخله غير مستقيم و ارائه راه حل‎هاي مناسب مي‎توان زندگي افراد را بهبود بخشيد. همچنين به مادران كسب مهارتهاي زندگي و مراقبت از كودكان توصيه مي‎شود و در اين راستا از پدران و مادران، پدر بزرگها و مادربزرگها نيز خواسته مي‎شود در اين امر مادران جوان را ياري كنند. بنابراين الدز و همكارانش در صدد تهيه و تدارك برنامه‎اي شدند كه بتواند به مادران آموزشهاي لازم را ياد دهد، اما نتيجه حاصل آنقدر بي‎نظير و فوق‎العاده بود كه تقريباً به تمامي خواسته‎هايشان در اين برنامه‎ريزي پاسخ داد.
اين طرح به سرعت باعث كاهش سوء استفاده، غفلت و سهل انگاري مادران و همچنين كاهش صدمه به خانواده‎هاي شركت كننده شد. و مناقع حاصل از آن بعد از 15 سال كه هنوز محققان به روي آن تحقيق مي‎‎کنند به قوت خود باقي مانده است. چون طبق اين برنامه‎ريزي، كودكان و نوجوانان 81 درصد كمتر از كودكان و نوجوانان همسن و سال و با سابقه مشابه محكوميت جنايي داشتند، اشتباه نكنيد به لحاظ رفتارهاي جنسي تعداد آنان تقريباً برابر است اما به لحاظ سوء مصرف مواد و فرار از خانه تعداد آنان كمتر از كودكاني است كه از اين طرح استفاده نمي‎كنند.
اكنون اين طرح بر اساس تجربه ” الميرا” در بيست ايالت توسط گروهي كه پرستار خانوادگي ناميده مي‎شوند به روي بيست هزار مادر كه در معرض ريسك بالاي اين رويدادها قرار دارند در حال تحقيق و بررسي است و تنها اين تعداد محدود از افراد مي‎توانند از اين طرح استفاده كنند در حاليكه در شهر نيويورك تنها بيست و شش هزار نفر از اين افراد وجود دارند و تلاش در زمينه درمان بيماران با توجه به عملكرد خانواده‎ها هنوز به قوت خود باقي مانده است. دكتر” جفري” از دانشگاه ” رجيستر” مي‎گويد.
اين برنامه مي‎تواند تمامي مسيرهاي زندگي را دچار تغيير و تحول سازد و از جمله اهدافي است كه آرزوي بسياري از ما روانشناسان است.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی