بررسي اثربخشي آموزش خانواده به عنوان درمان مداخله اي مكمل، در كاهش عود بيماران وابسته به مواد | خانواده مطهر

بررسي اثربخشي آموزش خانواده به عنوان درمان مداخله اي مكمل، در كاهش عود بيماران وابسته به مواد

مهرابي حسين علي,مولوي حسين,نشاط دوست حميدطاهر

امروزه مسئله وابستگي به مواد مخدر به صورت يک مشکل جهاني درآمده است و عوارض ناشي از آن از جنبه هاي مختلف بر جامعه ضربه وارد مي کند. “خانواده” به عنوان عنصر اصلي جامعه در پديدآئي و درمان اين اختلال نقش به سزائي دارد. از جمله روشهاي روان درماني براي درمان اختلال وابستگي به مواد گروه درماني و آموزش خانواده مي باشد. بر اين اساس در اين پژوهش به بررسي تاثير گروه درماني با ساختار و آموزش خانواده در کاهش ميزان تمايل به مصرف مواد و کاهش فراواني عود در بيماران داراي تشخيص وابستگي به مواد افيوني مراجعه کننده به مرکز بازتواني اعتياد سازمان بهزيستي شهر اصفهان، پرداخته شد. روش پژوهشي مورد استفاده، روش شبه تجربي از نوع پس آزمون همراه با پيگيري 2 ماهه بود. بدين منظور 3 گروه 14 نفره از بين بيماران فوق که سم زدائي را با موفقيت طي کرده بودند به صورت تصادفي انتخاب شدند. گروه اول به عنوان گروه آزمايش 1، يک دوره 8 جلسه اي گروه درماني و همسران آنان نيز يک دوره 8 جلسه اي آموزش خانواده دريافت کردند. گروه دوم به عنوان گروه آزمايش 2، صرفاً يک دوره گروه درماني 8 جلسه اي دريافت کرد و گروه سوم هم به عنوان گروه گواه از بين بيماران سم زدائي شده همان مرکز به صورت تصادفي انتخاب شدند ولي مداخلات مذکور را دريافت نکردند. براي سنجش ميزان عود، از ابزار آزمايشگاهي رنگ سنجي نازک لايه (TLC) و براي سنجش ميزان تمايل به مصرف مواد از مقياس پيش بيني عود (RPS) استفاده شد. نتايج تحليل واريانس چند متغيره حاکي از آن بود که گروه درماني همراه با آموزش خانواده و گروه درماني بدون آموزش خانواده موجب کاهش معنادار تمايل به مصرف مواد در مرحله پس آزمون مي گردد (.000=p)، ولي در مرحله پيگيري تاثير معني داري بر تمايل به مصرف مواد ندارد. همچنين نتايج پژوهش حاکي از آن بود که دو گروه آزمايشي نسبت به گروه گواه تفاوت معني داري در فراواني عود در مرحله پس آزمون نداشتند. در مرحله پي گيري دو ماهه، گروه آزمايش 1 و 2 کاهش معناداري را در فراواني عود نسبت به گروه گواه نشان دادند (p=0.002)، ولي بين دو گروه آزمايشي نه در ميزان تمايل مصرف مواد و نه در فراواني عود در مراحل پس آزمون و پيگيري تفاوت معناداري مشاهده نشد. نتايج نهائي پژوهش حاضر حاکي از آن است که مداخله گروه درماني به عنوان يک مداخله روان شناختي، کارائي موثري در کاهش ميزان عود اين بيماران دارد، از سوي ديگر، اگر چه آموزش خانواده در ظاهر تاثير معناداري بر کاهش عود ندارد، اما توانائي بالقوه و بالائي در کاهش “تنيدگي” اعضاي خانواده اين بيماران و همچنين راهنمائي آنان در چگونگي برخورد با بيمار در دوران پر تنش اوليه بهبودي داشته باشد.

كليد واژه: گروه درماني با ساختار، آموزش خانواده، اختلال وابستگي به مواد، عود.

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی