نقش تفکر انسان در سلامت جسمی، روانی، معنوی و ذهنی-(دکتر موسی پناه) | خانواده مطهر

نقش تفکر انسان در سلامت جسمی، روانی، معنوی و ذهنی-(دکتر موسی پناه)

زندگی یعنی: ” زیاد شدن دیروز ها و کم شدن از فردا ها” پس بیائید کیفی بنگریم، کیفی انتخاب کنیم و کیفی بمیریم. هدف اصلی زندگی ، ” باکیفیت زیستن” است. کیفیت زندگی بر دو اساس استواراست:
1- روند تکاملی انسان به طرف هویت اصلی خویش
2- آرامش و امنیت زندگی انسان

هویت اصلی انسان “خدا گونه شدن انسان” با خودش و دیگران است. ابزار رسیدن انسان به هویت اصلی خویش، خدا شناسی، ایمان و اجرائیت شریعت است. در چنین شرایطی است که انسان به موقعیتی می رسد که بقول حضرت امیرالمومنین علیه السلام: ” انسان بایدچنان زندگی کند که هر لحظه آمادۀ رفتن از این دنیا باشد”. که این گفته عمیق ما را به این فکر وامی دارد که چگونه در این دنیا زندگی کنیم تاهر لحظه آماده رفتن و آمادۀ پاسخگوئی اعمال خودمان در جایگاه ابدی باشیم” ؟
آرامش و امنیت زندگی انسان یعنی رسیدن به مقصدی در حیات که لحظات “آرامش” و “امنیت” بجای تشویش و افسردگی ونا امیدی و بی هدفی قرار گیرد. ابزار رسیدن به این مقصد خود شناسی است و خودشناسی راهی است به سوی خداشناسی.
فقدان هویت اصلی انسانی، عدم وجود آرامش و عدم احساس امنیت، تعادل انسان را برهم می زند. عواقب آن سلامتی جسمی ،معنوی، روانی، ذهنی-اجتماعی، عاطفی انسان را دچار مشکل می کند. ادامه این روند در نهایت منجر به عدم پیشرفت، نا امیدی و… می شود. بدین ترتیب است که انسان سرمایۀ “زنده بودنش” را پیش از کسب توشۀ آخرتش از دست داده است و هم ناراضی وهم دست خالی از این دنیاهجرت میکند. به عبارت دیگر هم این دنیا را باخته است و هم آن دنیا را.
سوال عاقلانه این است که برای کیفی زندگی کردن وقرا رگرفتن در روند تکاملی زنده بودن کیفی، چگونه باید زندگی روزانه را طرح ریزی و بگذرانیم تا لحظات غیر قابل برگشت زندگی ما از صبح تا به شب، گذرانی پوچ وبیهوده نباشند؟ تا از صبح تا به شب حرص، حسادت، تشویش وافسردگی، خستگی روحی – فکری و عوارض عصبی ونا امیدی وجود نداشته باشند.
سه اصل مهم حیات یعنی هویت اصلی انسانیت، آرامش و احساس امنیت، بدلیل با ارزش بودنشان بسادگی بدست نمی آیند، چون کسب ارزشها همیشه مشکل بوده است و این قانون عرضه و تقاضا است.
گفته اند انسان موجودی “ناشناخته” است. ولی خود شناسی مبنای خداشناسی است و خداشناسی مبنای اجرائیات عملیِ دستورات الهی است. پس تا انسان با خودش غریب است و ناشناخته ، درشناخت خدا هم جا مانده است و در نتیجه تبدیل به بنده ای ناخالص می شود هم با خودش ، هم با خدا و هم با خلق خدا. انعکاس عملیِ این روند این است که هدف از حیات ناشناخته میماند در نتیجه انسان به گمشده ای به دنبال نیازهای مادی، بی تحمل و شوق به تجمل تبدیل میشود. در چنین شرایطی انسان از هویت اصلی انسانیت دور شده و لحظه های آرامش و امنیت خیال برایش آرزو میشوند.
پس شناخت انسان مقدمه ای است برای شناخت خدا، تعیین نقش خود و شناخت تقدیر در سرنوشت.
در طولِ تاریخ ابزارهای علمی، تجربی، فلسفی و حتی الهی را بکار گرفته شده است تا به کندوکاو در ماهیت موجود ناشناختۀ انسان بپردازد. ولی ظاهراً نه علم و تکنولوژی، نه تجربه و آزمایشگاه و نه فلسفه و تئوری هایش هیچ کدام به تنهایی نتوانسته اند از پس این مهم برآیند. حتی انسان بدلیل عدم درک، تفسیر و اجرای صحیح دستورات الهی، نتوانسته دستورات الهی را نیز در شناخت ماهیت پیچیده انسان به درستی بکار گیرد. در نتیجه با علم و تکنولوژی انسانِ گم شده، گمراه تر شد و این گناه نه بر گردن علم و تکنولوژیست، نه فلسفه و نه بر گردن ظهور و قوانینِ تدین وشریعت است. گناه این قصور بر گردن خود ما بدلیل عدم آگاهی بر هویت ذهنی و قدرت فکری انسان است تا ابزارها را به درستی شناخته و بکارگیرد. دیل کارنگی گفته است:”آنچه شما را خوشبخت یا بد بخت میکند آن نیست که چه کسی هستید و چه دارید و یا چه کار میکنید، بلکه طرز تفکر شماست”.
انسان سیستمی است مثل همه سیستمهای موجود دردنیا. سیستم عبارت است “از مجموعه ای از اجزاء که به منظور انجام هدفی مشخص به گرد هم آمده اند” مثل سیستم ماشینِ پراید، سیستم یخچال، سیستم حکومت، سیستم میز، سیستم درخت و یا سیستم فرد، سیستم خانواده و سیستم اجتماعی.
همه سیستم ها برای رسیدن به شرایط مطلوب دورۀ تکاملی طی میکنند تا در نهایت به کیفیت وجودی، اجرائی و رفتاری برسند. سیستم ها دارای قوانین اجرائی و دارای تشابهات وتفاوتهائی هستند. یکی از تشابهات همه سیستم ها وجود “تعادل” در بین اجزاء می باشد و برای هر سیستمی ابزار و راه هائی وجود دارد تا آن تعادل را برقرارنماید. قوانین سیستم ها در مورد انسان هم صادق است واز آنجا که فرد واحد خانواده است و خانواده واحد اجتماع میباشد، همۀ اختصاصات سیستم فرد در سیستم خانواده و در سیستم اجتماع هم بشکل مختص به خود نمود دارد.
سیستم فرد از پنج جزء تشکیل شده است که عبارت اند از: جسم، روح، روان، احساس وتفکر.در قران مجید هم ( سوره اسرا آیه 84)اشاره به همین موضوع آمده است می فرماید:”قُولً کًُّلُ یَعمَلُ عَلَی شَاکلَته…”ای پیامبر بگو همه براساس شکل درونیشان عمل می کنند” سلامت انسان در هر یک از این اجزا به ترتیب عبارتند از: سلامت جسمی، سلامت معنوی، سلامت روانی، سلامت عاطفی، سلامت ذهنی-اجتماعی.
هر یک ازاین اجزاء دارای سه خصوصیت است:
– هرجزء دارای تمناها ئی است.
– هریک ازآن تمناها، نیاز به تأمین دارند.
– و هرجزء دارای دورۀ تکاملی است.
برای هر کدام از این اجزاء یک منبع ارجاعی وجود دارد که زیر نظر آن منبع، آن جزء مسیر تکاملی خود را کنترل میکند و جهت می دهد. جسم انسان را پزشکان، روح انسان را روحانیت و مراجع، روان انسان را رونپزشکان و احساس را انرژی درما نگرها نظا رت دارند و جهت دهنده هستند. آنچه که یتیم مانده است،” تفکر” انسان است وحضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند: لامالَ اعود مِنَ العَقل……سرمایه ای سودمند تر از عقل نیست.
موتور اصلی حرکات، رفتار و نگرش ها ی ما در جهت کیفی، تفکر ماست. یعنی آن جزء از انسان که عامل جهت دهنده به بینش انسان است. انسان می تواند با اتکاء به آن، مسا ئل و پدیده های پیرامون خود را تجزیه و تحلیل کرده و با ارزشیابی عوا مل و پذیرش حقیقت های مؤثر در مورد یک موضوع خاص، به عملکرد های خود جهت دهد.
از آنجا که روان و احساس انسان تحت تأ ثیرعوامل متغییر محیطی و بیرونی متغیر است، رهنمود ها ی روانی و احساسی نمی توانند تأ ثیرات ماندنی در رفتار و کردار و زیستن کیفی انسان داشته باشند. جسم انسان در بیماری، پزشک می طلبد و انسان در بیماری و مرا جعه به پزشک فرصت خوب شدن پیدا می کند نه اینکه بطرف تکامل کیفی در روند عادی برود. در این صورت انسان نیازمند به یک رهنمود دهندۀ موثق با تأثیر مداوم است تا بر مبنای حقیقت و واقعیت ها که این خود اصالت حق تعالی است، روند های روزانه را در جهت تکامل کیفی سوق دهد.
امروز بشر تفکر و تعقل را از دست داده و تصور و تخیل را جایگزین آن نموده است، امید را از دست داده و آرزو را جای آن قرار داده است. وقتی تعقل و تفکر عامل جهت دهنده به مسیر زندگی برای باکیفیت زیستن نیست، انسان به دنیا پایبند میشود وبه همان میزان که به دنیا وصل میشود، از خود شناسی و خدا شناسی دور می شود. به همین دلیل در زندگی دچار سردر گمی و گمگشتگی شده و به تنهائی وافسردگی، بی هدفی و مادی گرایی و گرایش تجدد و تجملات سرگرم شده است. امام جعفر صادق میفرماید:”نجات و سلامتی همواره همراه تفکر و اندیشه است”.
رهنمود های فکری تحت عنوان یک سیستم بیولوژیکی که کاربرد تفکر و عقل و اندیشه است و اینجانب آن را به نام سیستم بیولوژیکی هوشیارانه فکری ( Biological Intelligent System Thinking) نام گذاری کرده ام، راه حل های موثر و با ثبات در حل مشکلات روزانه فردی، خانوادگی و اجتماعی از طریق نگرش به واقعیت ها ارائه میدهد که روش اجرائی آن بر مبنای تفکر وتعمق در موضوع، درک مسئله ، بصیرت در شناخت عامل مسئله، تجزیه و تحلیل واقعیت ها و نگرش به عوامل تشکیل دهنده آن مشکلات و در نهایت آگاهی دادن است. و چون با آگاهی یافتن بر حقیقت ها و واقعیت ها کسی نمیخواهد در جهت خلاف آن قدم بردارد، به همین خاطر تأ ثیر آن پایدار است. حضرت رسول(ص…) در نهج الفصاحه می فرمایند: ألعَقل آلفُ مألوُف……عقل الفت گیر است و الفت پذیر.
سه منبع اطلاعاتی نامبرده در زیر اهرمهای آگاهی هستند:
– علم ، که از انسان شخصی یک بعدی در واقعیت های تخصصی می سازد ولی دامنه ای محدود دارد.
– فلسفه ،که مبادله و معادلۀ تئوری هاست و از دیدگاه فلسفی یک توافق مشخص در یک موضوع خاص وجود ندارد.
– حکمت ، که هنر چگونه با کیفی زیستن است و می تواند انسان را از یک بعدیِ عملی و روشی دور کند. حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند: اِنّ الله یُحیی القُلُوبَ المَیّتَه بِنُورِالحِکمه (خداوند دلهای مرده را بنور حکمت حیات می بخشد) و کَلِمَتهُ الحِکمَتهِ ضالَتهُ کُل حَکیم(گفتار حکمت آمیز گمشده هر خردمندی است) . حکمت در واقع استفاده از تفکر و عقل است. شاید به همین خاطر خداوند رحما ن مغز را در بین دو گوش و پشت دو چشم قرارداد تا هر شنیدنی قبل از قضاوت و به دل گرفتن ابتدا در مغز تجزیه وتحلیل شود و یا هر چه چشم دید دل بهانه نگیرد تا وقتی که ابتداء به مغز رود وبعد با تأیید عقل، دل طلب کند.
اگر چه سیستم بیولوژیکی هوشیارانه فکری(( Biological Intelligent System Thinking) در دانشگاه ویا مراکز علمی بعنوان واحد درسی وجود ندارد ولی اجرای آن با تعقل و تفکر قابل حصول است. از نعمات فرهنگ اسلامی ما وجود منابعی چون قران مجید، نهج الفصاحه، نهج البلاغه و چهل حدیث حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) است که از منابع غنی حکمت در شریعت شیعه هستند که اگر با بصیرت فکری تحقیق وتأمل شوند و عملا به کار برده شوند، تضمین آگاهی بر تکامل کیفی زیستن انسانِ گمشده است. حضرت رسول اکرم(ص) میفرمایند: “نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر”. نقش حکمت وتعقل در زندگی ما بحدی است که بخشی از نهج البلاغه به کلمات حکمت آمیز حضرت امیرالمومنین اختصاص یافته است. ملاصدرا میگوید: “اعمال ما هنگامی خداپسندانه است که از تفکر سرچشمه گرفته باشد” و دکارت گفته است:” اندیشه استوار ستون ایمان است”.
با استفاده از تفکر وسیر در منابع حکمت و کاربرد عملی آن، انسان ارزشهای خود را می یابد. بر مبنای این ارزشها ، معیار های خود را ترسیم میکند و سپس بر اساس این معیارها، انتخاب می کند و با کاربرد “سیستم بیولوژیکی هوشیارانه فکری”، انتخاب کیفی صورت میگیرد. اینجاست که انسان خود را می یابد، خدا را می یابد، مقصود تولد و چرا آمدن، چگونه زندگی کردن و به کجا رفتن را میفهمد. آنوقت است که این فهمیدنها از طرفی زندگی مان را با سمت “هویت اصلی انسانیت”،یعنی انسان بودن خدائی تربیت میکند و از طرف دیگر گذران روزانه مان را در یک چهارچوبۀ کیفی با”آرامش” و “امنیت” سوق میدهد که از آفات افسردگی، نگرانی ها و تشویش ها خبری نباشد ودر نتیجه ما را از خیلی از بیماری های جسمی وروحی و روانی نجات می دهد. آنوقت است که این فهمید نها بما می آموزد که زندگی کردن بدون مشکل نیست. با تفکر هم مشکلات قابل حل اند و هم انگیزه ها در جهت انتخاب معیارهای کیفیت زندگی جهت می گیرند. لازم به یاد آوری است که اکثر بیماری های بشر در دنیا به دو دلیل می باشد :یکی عدم استفاده از شاخص تفکر و تعمق و اندیشه در انتخاب نیازها و در ارتباطات با همدیگر و دیگری تغذیه نا سالم که بطبع این عامل دوم هم به دلیل عدم آگاهی و انتخاب نادرست تغذیه ای است.
بهر حال گرچه عقل از ابزار های شناخت انسا ن است ولی نباید به آن اصالت داد. نه خداوند سبحان را می شود با میزان عقل ارزیابی نمود (و لاتقدر عظمة الله…..خطبه 91 ، نهج البلاغه ) ونه معیارهای تقدیر وحدانیتش با عقل قیاس میشود (اَلعَبد یُدبِر وَ الله مُقَدِر……از بنده تدبیرواز خداوند تقدیر).

دکترسید غلامرضا موسی پناه
دکترا و فوق دکترا از آمریکا(Ph.D. & Post-Doc)
مشاوره رژیم غذايي و تغذیة سالم با گیاهان داروئی
مشاوره تفکر، آرامش اعصاب و سلامت روان
Dr. Moosapanah
Ph.D & Post-Doc., U.S.A.
Diet, Healthy Nutrition & Herbal Medicine Consultation
Wellness Consultation through “Intelligent System Thinking”
09128127795

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی