هیچ اتفاقی در دنیا,اتفاقی نیست-(عبدالعلي چنگيز) | خانواده مطهر

هیچ اتفاقی در دنیا,اتفاقی نیست-(عبدالعلي چنگيز)

«كيمياگران مي گويند: آدمي بايد كاري را كه طبيعت ناتمام گذاشته تمام كند.»
پيشگويي آسماني كتابي است مبتني بركتيبه اي كه در پرو كشف شد، اين دست نوشته اسراري را فاش مي كند كه در حال دگرگون ساختن جهان امروز است و آگاهي هايي را به انسان مي دهد تا روح خود را بازيابد.بصيرت هايي كه در كتيبه آمده تكان دهنده، ملموس و بسيار خردمندانه است و مارا هدايت مي كند تا جان خويش را در برگيريم و با انرژي و اميدي تازه به طرف تكامل خود حركت كنيم.
مطالبي كه سالها پيش علوم و اسرار خوفيه شناخته مي شدند و بشر براي دست يابي به اين علوم رنج بسيار متحمل مي شد امروزه به آساني در دسترس علاقه مندان است.
«هيچ اتفاقي در دنيا، اتفاقي نيست.»
جهان هستي در زمان نياز بشر آنچه را كه لازم دارد در اختيار او مي گذارد. پس بياييد از اين فرصت استفاده كنيم, به اطراف و اطرافيانمان بيشتر دقت كنيم تا شايد در راه رسيدن به خود همديگر را ياري دهيم. «گاهي اوقات انرژي دادن به ديگران، بهترين كاري است كه مي توانيم براي خودمان انجام دهيم.» «هرچقدر ماهيت و زيبايي دروني انسانها را بيشتر ستايش كنيم، انروژي بيشتري به سويشان جاري مي شود و به طور طبيعي انرژي بيشتري به سوي ما خواهد آمد. و اين لذت بخش ترين كار است. در مرحله اول ما يقين نداريم. كم كم احساس جديدي نسبت به لحظه هاي متفاوت در زندگي كه هيجان آور و الهام بخش هستند در ما شكل مي گيرد، اما نمي دانيم كه اين احساس چيست و چطور آن را براي هميشه حفظ كنيم. اما وقتي اين احساس از بين برود عدم رضايت و بي قراري همراه با يك زندگي عادي ما را در بر مي گيرد.
بصيرت اول:
آگاهي از پديده همزماني است. به اين معني كه باور كنيم چيز ديگري در زندگي روزمره جريان دارد. و درنتيجه برخوردهاي ما در زندگي معني دار است. (دقيقاً مثل اين كه به دنبال خريد كتابي به كتابفروشي مي رويد و به يك باره آن كتاب در كتابفروشي روي پيشخوان مقابل شماست.)
بصيرت دوم :
اطلاعات ما را از مقطع تاريخي مان گسترش مي دهد و به ما نشان مي دهد كه چگونه به تمدن نگاه كنيم، نه فقط در مقطع زماني خودمان بلكه از دورنماي كل هزاره . اين نحوه نگرش اشتغال ذهني مان را روشن كرده و ديد ما را گسترش مي دهد. با شناختن واقعيت تاريخي انسانهايي كه پيش از ما بوده اند خواهيم فهميد كه چرا اينگونه به دنيا نگاه مي كنيم و سهم ما در برابر پيشرفتهاي بعدي چيست؟ در كتيبه آمده در پايان هزاره دوم يعني زمان فعلي، ما قادر خواهيم بود تا كل دوره تاريخي را يكجا ببينيم و بفهيميم آن اشتغال ذهني كه در نيمه آخر اين هزاره يعني عصر جديد شكل گرفت چيست. آگاهي ما امروز از اين رويدادهاي همزمان نشان مي دهد كه ما به اين اشتغال ذهني پي برده ايم.
بصيرت سوم:
ادراك متفاوتي از دنياي فيزيكي ارائه مي دهد ـ پيش بيني مي شود كه بشر در زمان نزديك در پايان هزاره دوم انرژي جديدي را كشف مي كند كه اساس تمامي پديده ها از جمله انسان مي باشد و به صورت تشعشعات بيروني در تمام پديده ها ظاهر مي شود، مشاهده اين انرژي با توجه بيشتر نسبت به زيبايي ها آغاز مي شود در نتيجه انسانها به زيبايي ها بيشتر توجه نشان مي دهند.
بصيرت چهارم:
سرانجام بشر جهان هستي را به صورت آميزه اي از يك انرژي پويا مي بيند انرژي كه ما را حفظ مي كند و نسبت به انتظارهاي ما واكنش نشان مي دهد به علاوه خواهيم ديد كه ما از يك منبع بزرگتر انرژي جدا شده ايم و در مي يابيم كه اين جدايي باعث شده كه ما احساس ضعف، ناامني و كمبود نماييم. در رويارويي با اين كمبود بشر همواره مي كوشد تا انرژي شخصي خود را از تنها طريقي كه شناخته است افزايش دهد، يعني از طريق يافتن راهي كه بتواند آن را در لحظه اي مناسب از ديگران بربايد. يك رقابت ناخودآگاه كه اساس مبارزه ها و اختلاف ها را تشكيل مي دهد. «ما فقط مي دانيم كه به هنگام شكست احساس ضعف مي كنيم و وقتي برديگران مسلط شويم احساس بهتري پيدا مي كنيم. چيزي كه ما نمي دانيم اين است كه اين احساس بهتر به ضرر ديگران تمام مي شود و درواقع ما اين انرژي را از آنان مي گيريم ، خيلي از مردم در طول زندگي به طور دائم در حال شكار انرژي ديگران هستند. »
در واقع بصيرت چهارم يعني نگريستن به جهان به عنوان يك صحنه رقابت بر سر انرژي و قدرت . وقتي بشر براي نخستين بار به وجود اين رقابت پي مي برد خيي زود مي خواهد از اين درگيري ها فراتر رود، تا از اين رقابت كه بر سر انرژي بي ارزش انسان رخ مي دهد رهايي يابد چرا كه سرانجام مي تواند اين انرژي را از منبع ديگري به دست آورد!
بصيرت پنجم:
به ما نشان مي دهد كه يك منبع انرژي جايگزين وجود دارد .اما تا زماني كه ما با ارزش ويژه خود براي تسلط برديگران به مبارزه برنخيزيم و از آن دست نكشيم قادر به برقراري ارتباط پايدار با اين منبع نخواهيم بود زيرا هر گاه اين عادت را تكرار كنيم از منبع اصلي انرژي جدا مي شويم و كليد رهايي از اين عادت، خود آگاهانه كردن آن است. بايد دريابيم كه روش ويژه ما براي تسلط برديگران عادتي است كه در كودكي براي جلب توجه و كشاندن انرژي به سوي خود آموخته ايم و به آن خوگرفته ايم.
بصيرت ششم :
اين بصيرت نمايش هايي را كه ما ازكودكي در آنها نقش بازي مي كنيم طبقه بندي كرده است . به اين ترتيب كه نمايش هركس متناسب است با مكاني در طيف تهاجمي. انفعالي قابل بررسي است و ترتيب نمايشها از اين قرار است: تهديد كننده، بازجو، منزوي و من ضعيف. روشن كردن گذشته، مرحله حساسي در جهت آگاه شدن از راههاي فردي تسلط است كه در كودكي آموخته ايم. بنابرگفته كتيبه زماني كه بتوانيم براين عادت غلبه كنيم خود برتر و يا هويت تكامي خود را خواهيم يافت.
بصيرت هفتم:
ين بصيرت مي گويد كه بايد بي درنگ تصورات بد را كنار بگذاريم و يك تصور خوب را جانشين آن كنيم. به زودي مي بينم كه ديگر تصورات منفي به ذهنمان راه نخواهد يافت. دريافتهاي ناگهاني ما بايد در مورد رويدادهاي مطلوب باشد، زماني كه تصورات منفي به ذهن مي آيند بايد به طور جدي آنها را دور كرد واجاره نداد كه ادامه پيدا كنند. موفقيت زماني به دست مي آيد كه ما بتوانيم در هر واقعه، نقطه اي روشن پيدا كنيم.
بصيرت هشتم:
راجع به استفاده از انرژي به روشي جديد و كلي در ارتباط با مردم است و نخست از بچه ها شروع مي كند. اينكه بايد به آنها همانطوري كه هستند نگاه كنيم يعني به عنوان نقاط نهايي تكامل كه ما را پيش مي برند اما براي اين كه بياموزند تا خودشان در مسير تكامل قرار بگيرند بدون قيد و شرط به انرژي ما به عنوان يك اصل ثابت احتياج دارند. بدترين كاري كه مي توان انجام داد اين است كه هنگام تصحيح اشتباهاتشان انرژي آنان را بگيريم. اگر بزرگ سالان بدون توجه به شرايط ، انرژي مورد نياز طفل را به او بدهند آن وقت از فراگيري رفتارهاي نامطلوب توسط كودك جلوگيري مي شود. به همين علت بايد بچه ها هميشه در مباحثه ها و گفتگوها شركت داشته باشند بخصوص زماني كه راجع به خودشان صحبت مي شود. و ما بايد مسئوليت آن تعداد از كودكان را به عهده بگيريم كه مي توانيم توجه و مراقبت كافي نسبت به همه آنها داشته باشيم. راجع به تعداد بچه ها در كتيبه صحبت شده و توضيح مي دهد كه هر فرد بزرگسال در يك زمان فقط مي توان برروي يك بچه تمركز كند و متوجه او باشد اگر تعداد بچه ها بيش از تعداد بزرگسالان باشد آن وقت بزرگسالان مغلوب مي شوند و نمي توانند انرژي كافي به بچه ها بدهند و بچه ها براي توجه بزرگسالان به رقابت مي پردازند
.« رقابت خواهر و برادر» كتيبه اشاره مي كند كه «ماهميشه بايد راهي براي بيان حقيقت به بچه ها پيدا كنيم.» همچنين در مورد يك چيز هشدار مي دهد; اگر زماني به كسي وابستگي پيدا كني رشد تو متوقف خواهد شد. و در اين صورت چه بر سرعشق مي آيد؟ توضيح مي دهد كه عشق مي تواند وجود داشته باشد, اما نخست بايد خودمان را كامل كنيم. دايره وجودمان را كامل كنيم يعني به دنبال نيمه گم شده مذكر يا مونث خود در بيرون نباشيم, بلكه در درون خود نيمه ديگر خود را بيابيم و دايره مان را كامل كنيم تا بتوانيم رابطه مان را با جهان استحكام بخشيم و براي اين كار فرصت زيادي لازم است تا بتوانيم به رابطه برتر دست يابيم.
رابطه اي كه در آن دو انسان كامل با هم يك فرد برتر را به وجود مي آورند. اين وضعيت ديگر ما را از مسير تكامل خارج نمي كند. طبق مطالب كتيبه هرگاه شخصي بر سر راه ما قرار بگيرد، همواره حامل پيامي براي ماست و اگر ما نتوانيم پيام را دريافت كنيم به اين معنا نيست كه پيامي وجود ندارد. زماني كه اين پديده را درك كنيم روابط متقابل ما آرامتر، هدفمند تر و سنجيده تر خواهد شد.
صيرت نهم :
اين بصيرت راجع به انرژي جنگلهاي كهنسال صحبت مي كند و توضيح مي هد كه فرهنگ بشر چگونه درهزارسال آينده در نتيجه يك تكامل آگاهانه متحول مي شود. اين بصيرت يك روش زندگي كاملا متفاوت را توصيف مي كند; براي مثال طبق پيش بيني كتيبه بشر با كمال ميل خواستار كاهش جمعيت به گونه اي است كه همه انسانها بتوانند در زيباترين و قدرتمندترين مكانهاي دنيا زندگي كنند. و اما بسياري از اين مكانها در آينده به طرزي باور نكردني به وجود مي آيند زيرا انسان به طور عملي از قطع درختان جنگلي خودداري خواهد كرد و در نتيجه آنها مي توانند رشد كرده و انرژي توليد كنند. طبق بصيرت نهم در نيمه هزاره بعد بشر به راستي در ميان درختان پانصد ساله وباغهايي كه به دقت محافظت شده اند زندگي خواهد كرد و اين در حالي است كه به راحتي به شهرها كه محصول يك تكنولوژي اعجازآميز هستند سفر خواهد نمود.
در آن زمان وسايل حيات از جمله مواد غذايي، پوشاك و وسايل حمل و نقل كاملا خود كار بوده و در دسترس همگان قرار خواهد داشت. نيازهاي ما بدون تبادل پول و البته بدون وجود هيچگونه كندي و اهمال به طور كامل تامين خواهد شد. هر فرد توسط دريافتهاي ناگهانيش در مي يابد كه دقيقاً چه كاري را در چه زماني انجام دهد و همه با هم در هماهنگي كامل خواهند بود.
«هيچ كس در استفاده از آنچه كه در اختيار دارد، افراط نخواهد كرد چرا كه ديگر نيازي به تصاحب و حفظ امنيت نخواهد داشت ». در هزاره بعد زندگي چيز ديگري خواهد بود.
در جهاني كه بصيرت نهم به تصوير كشيده است همگان درانجام كارهاي خود تامل كرده و هشيار مي شوند و هميشه نسبت به وقوع برخوردهاي هدفمند بعدي گوش به زنگ خواهند بود. بنابرگفته كتيبه جستجوي طبيعي انسان براي يافتن حقيقت ما را به اين مكان هدايت خواهد كرد اما براي درك چگونگي اين حركت بايد تصور كنيم كه در آن زمان زندگي مي كنيم.
درباره آنچه تاكنون در اين هزاره رخ داده است فكر كنيد; طي قرون وسطي ما دردنياي ساده اي از خوبيها و بديها كه به وسيله كشيشان مشخص مي شد زندگي مي كرديم و اما در رنسانس اين قيد و بندها را رها كرديم و فهميديم كه درباره موقعيت بشر در جهان چيزي بيشتر از آنچه كشيشان مي دانند وجود دارد.
پس علم را مامور كشف موقعيت حقيقي خود كرديم .اما زماني كه اين كوششها با سرعت لازم پاسخگوي سوالهاي ما نبودند تصميم گرفتيم كه موقعيت خود را تثبيت كنيم. به همين ترتيب ارزش معنوي كار نوين خود را به يك اشتغال ذهني ( كه امروزه همه با آن آشنا هستيم) تبديل كرديم تا واقعيت را از كليسا جدا كنيم و به اسرار جهان پي ببريم .اما هم اكنون حقيقت اين اشتغال ذهني را مي بينيم و در مي يابيم كه دليل واقعي اين امر اين بوده كه مي خواستيم صحنه را براي روش جديد زندگي كه دوباره آن اسرار را به حيات دراين سياره باز مي گرداند آماده سازيم. چرا كه بشر براي تكامل آگاهانه به اين سياره پاگذاشته است.
بنابه گفته بصيرت نهم, هنگامي كه درمي يابيم چگونه روند تكامل را با كسب تمام حقايق طي كنيم، كل فرهنگ بشر به گونه اي قابل پيش بيني تغيير خواهد كرد. وقتي به جمعيت بحراني رسيدم و بصيرتها در مقياس جهاني شناخته شدند نژاد بشر نخست يك دوره درون نگري عميق را تجربه خواهد كرد. ما در مي يابيم كه زيبايي فوق العاده و روحانيت جهان طبيعي به راستي چيست، درختها، رودخانه ها و كوه ها را همچون معابد عظيم قدرت مقدس خواهيم شمرد و خواهان پايان بخشيدن به تمام فعاليت هاي اقتصادي مي شويم.
اين قسمتي از نخستين تغيير بزرگي است كه رخ خواهد داد، تغييري كه يك حركت شگفت انگيز در تغيير شغل افراد را در پي خواهد داشت زيرا افراد از طريق دريافتهاي ناگهاني خود متوجه مي شوند كه شغل مناسب خودشان را ندارند و براي ادامه راه به شغل ديگري روي مي آورند.
در قسمتي آمده است كه تحول در سياره، فرهنگي كاملا روحاني را پديد خواهد آورد و افراد بشر را به سطوح بالاتري از جنبش خواهد رساند و اين ارتقا سطح به پديد آمدن امر ديگري خواهد انجاميد.
كتيبه درباره مذاهب مختلف به روشني توضيح مي دهد و به آنها كمك مي كند تا به عهدشان وفا كنند. كتيبه بيان مي كند كه در تاريخ گاه شخصي دقيقا راه ارتباط با انرژي خداوند را در مي يابد و بدين ترتيب تبديل به الگويي جاوداني مي شود كه مبين امكان وجود اين ارتباط است.
بصيرت نهم سرنوشت نهايي بشر را مشخص مي كند و تاكيد مي كند كه ما به عنوان بشر در نقطه اوج تكامل قرار داريم و درباره پديده اي توضيح مي دهد كه از ذره اي پست و كوچك آغاز شد , عنصر به عنصرو سپس جز به جز با تكامل به سوي جنبش در سطح بالاتر به شكل پيچيده اي در آمد. ما مي توانيم ببينيم كه كل تاريخ بشر ما را براي دستيابي به تكامل آگاهانه آماده كرده است. اينكه مي توانيم انرژي خود را افزايش دهيم و آگاهانه رويدادهاي همزمان را تجربه كنيم ,اين امر باعث مي شود تا تكامل با سرعت بيشتري پيش برود. سرنوشت ما اين است كه به طور مداوم انرژي خود را افزايش دهيم، همانطور كه اين سطح انرژي افزايش مي يابد سطح جنبش در اتمهاي بدن ما هم افزايش مي يابد يعني ما سبكتر مي شويم و به روحانيت ناب دست مي يابيم.
افراد بشر بايد آماده دريافت انرژي باشند . در مورد آن حرف بزنند و در انتظار آن باشند . در غير اين صورت دوباره حس غلبه بر ديگران و استثمار اين سياره بر ما چيره خواهد شد. اگر به اين مرحله نزول كنيم هرگز نجات نخواهيم يافت .

ديدگاه ها در اين مطلب .

طراحی و اجرا توسط : امید حسینایی