جوانی: دوره ای سرشار از انرژی-(عبدالعلی چنگیز)

2

مراحل حیات بشر را از لحظه تكوین جنین تا ولادت و سپس تا مرگ به 8مرحله تقسیم كرده اند كه عبارت اند از: دوران جنینی، مرحله كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی، پیری، و كهولت. «جوانی» تعبیر و نام مرحله ای از عمر است كه مرز سنی 18تا 26و به عقیده بعضی تا سن 28 را شامل می شود، اگرچه در بیان عامه اصطلاح جوانی افرادی تا سن 40 سالگی را هم در برمی گیرد.
جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد.
این دوره از مهمترین و در عین حال از پیچیده ترین مراحل حیات است. با همه تلاش هایی كه روان شناسان برای پرده برداشتن از اسرار این مرحله به عمل آورده اند، باید اعتراف كرد كه هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد كه بدون شناخت آنها اظهارنظر صریحی را درباره آنان نمی توان داشت.
تعبیر از جوانی
از مهمترین تعبیراتی كه برای این مرحله در كتب به چشم می خورد، تعبیر «شباب» است. ریشه لغوی این تعبیر می تواند گویای حالات و مواضع آنان باشد. شباب به معنی برافروختگی و زبانه كشیدن است (شب النار- یعنی آتش برافروخت).
همه حالات و رفتار جوانان حكایت از برافروختگی، زبانه كشیدن، دستور و هیجان دارد. جسم شان، روان شان، عواطف و احساسات شان و بالاخره افكارشان در كمال رشد و برافروختگی است و این خود موجب نابسامانی ها و عوارضی است كه در صورت عدم كنترل ممكن است خطرآفرین هم باشد. برخی از روان شناسان این مرحله را سن غرور و مستی و سن شراب بزرگی انسان نامیده اند و عجیب است كه در تعبیر امام امیرالمؤمنین(ع) هم به كلمه سكرالشباب برمی خوریم. دوران بلندپروازی ها، امید و آرزوهای دور و دراز، با اندیشه آزادی خواهی های وسیع و همت های بلند، و خواستاری اصلاح در سطحی وسیع و جهانی است. از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی باید درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند.
خصایص جوانی
ویژگی های دوره جوانی را از جهات مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد.
1 – ازنظر زیستی- جسمانی:
رشد بدن سریع و در اواسط دوره بسیار كـُند، و در پایان دوره قریب به صفر است. بدن در آغاز مرحله همچنان در حال توسعه و رشد قد در حال افزایش است و در 24 سالگی متوقف می شود. این رشد در دختران زودتر و طبعاً توقف آن هم زودتر است.
وزن بدن، قدرت تن، چابكی و فرزی در این دوره در كمال اوج است و با چنین امكانی توان غلبه بر امور و حل و رفع مشكلات و گره گشایی ها در جوانان قوی است. مردی رشید و یا زنی كاملند و درخور مقام پدری و مادری هستند. وضع ترشح غدد متعادل و تحولات ناشی از آن وضعی تثبیت شده دارد.
2 – از نظر ذهنی:
هوش خام یا دانایی فطری منتهای سیر خود را طی كرده و به بالاترین درجه رشد خود رسیده است. كنجكاوی طبیعی به «چرا»جویی مبدل گشته و او را به سوی منطقی روشن و استدلالی قانع كننده می كشاند.
حافظه، قوام یافته است و اینك جوان در شرایطی است كه می تواند درباره حافظه خود به میزان معینی حساب كند و براساس آن محاسبه كرده و در كارها تصمیم بگیرد و به پیش رود.
توان تخیل، تصور و تجسم در آنان بدان میزان كه در ظرفیت مقدرشان بود به منتهای حد خود رسیده و قدرت ابداع و اختراع ناشی از آن در آنها در بالاترین میزان خویش است. تمركز فكر و دقت و توجه در آنها میزان قابل قبولی است و امكان رشد آن هم چنان وجود دارد. استعدادها ظهور و بروز كرده اند و جوان می داند در چه زمینه ای موفق تر است. به ویژه كه ذوق و هنر او در بالاترین حد خویش است.
3 – از نظر عاطفی:
رقیق القلب است. حساسیت او در برابر جریانات عاطفی بسیار و زود تأثیرپذیر است. اگر چیزی را دوست ندارد، در راه دوستی آن تا حد فداكاری و جانبازی می ایستد؛ و برعكس اگر چیزی را دشمن بدارد در آن امر شدیداً پابرجاست به اصطلاح كلامی، بُعد تولی و تبری در او قوی است.
او مغرور است و در مواردی خودپسند. جرئت و شجاعت بسیار از خود نشان می دهد، اگرچه در درون ترس و هراسی داشته باشد؛ و به همین خاطر «جوان» فردی پیشتاز است. شور و شوق جوانی، امید و نشاط او، عشق و شیدایی او در مرحله ای از توان و رشد است كه برای اقدام در دشوارترین امور حاضر به سرمایه گذاری است. او فداكار است. مخلص است. زودباور است. اسیر احسان است. اهل اخلاق و انسانیت است. معنی محبت را می فهمد. ملاحظات و رودربایستی ها می توانند عامل محرك و ورود او به صحنه ای باشند. زود تحت تأثیر قرار می گیرد. عرض محبت ها و اخلاص های دیگران را راست و درست می پندارد.
4 – از نظر روانی:
جوان دارای قوه دركی قوی است. از روابط علت و معلولی سردر می آورد. قادر به تجزیه و تحلیل امور است. می تواند به بحث و نقادی بپردازد. از كلیه امور سردر آورد. آینده نگری و دوربینی داشته باشد.
جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خیر است. گاهی هدف های عالی و حتی محال الوصول را تعقیب می كند. امیدها و آرزوهای بزرگ را در دل می پروراند و برای وصول به آنها بالاترین درجه تحمل را از خود بروز می دهد. او در راه وصول به هدفی كه آن را مقدس بداند اهل سرمایه گذاری، فداكاری و حتی ایثار است. او می خواهد عدالت و قسط در جامعه باشد، آزادی و استقلال باشد، پاكی و عفت باشد، حق در جامعه متجلی باشد. او این خواسته ها را در سطحی وسیع می خواهد اجرا كند نه تنها در جامعه و مملكت خود و اگر شرایط و امكانی در این زمینه به او نشان دهند برای به دست آوردن و رسیدن به آن از سرو جان مایه می گذارد. روح بلند او در شرایطی است كه به بلندی ها بیشتر گرایش دارد تا به پستی ها و ذلت ها، مگر آنكه شرایط تبلیغ و سازندگی در جامعه ای واژگونه باشد.
5 – در جنبه فطرت و وجدان :
او در مرحله ای است كه فطرتش بیدار است. حقایق امور را وجدان می كند، خود را می یابد؛ و اعتقاد خود را وجدان می كند، خیر را از شر تمیز می دهد. می تواند بسنجد، مقایسه و ارزیابی كند و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.
بیداری وجدان  و نیز بیداری احساس مذهبی  سبب علاقه مندی و رغبت او به سوی خیر و كمال بی نهایت است. و طبع منطق پذیرا و، صداقت  و خلوص او موجبی برای حركت و گرایش او به سوی رشد است. تمایلات معنوی او در این مرحله اوج می گیرند. حفظ و احیای ارزش های الهی و ایده آل های اخلاق در این سن رشد می یابند. به پاكدامنی و صفا، به عدالت و انصاف میل پیدا می كند و دیدن ناروایی ها و مفاسد او را نگران می سازد. دارای فتوت است و خواستار تحقق فضایل شیفته فداكاری، تعاون و ایثار است. به شرطی كه فطرت و وجدانش آلوده نسازند، او در پی گسترش ارزش های ماوراءالطبیعه در محاورت ایده آل های اخلاقی است. به شرطی كه معنی آنها در ذهن او تبیین گردد.
جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امكاناتی است كه می تواند حلال مشكلات باشد و نارسایی ها و كاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است.
اهمیت جوانی
براین اساس، جوانی یك نعمت الهی و یك فرصت است. ارزش آن هنگامی مكشوف می شود كه از دست برود . مرحله ای است كه به گفته ویل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگی آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشكوه است. شكوه و افسوس سالمندان  در این است كه چرا از فرصت آن بهره كافی نگرفته اند و آرزوی پیران این است كه امكانی ولو چند ماهه برای اعاده آن فراهم آید. بنا به نوشته صاحب كتاب «لذات فلسفه»، در نظر بیشتر مردم دوره زندگی واقعی انسان همان دوره جوانی است و بیشتر مردم در چهل سالگی جز خاطره و یادبود چیزی نیستند و همانند خاكستری هستند از آتشی كه زمانی شعله و دود بوده است.
جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد. به عقیده روان شناسان تربیتی، صفات نیك یا بدی كه دوران جوانی در نهادها پایه گذاری می شود، اثراتی مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمینه ساز آمیزش قرآن با گوشت و خون اوست.
توانمندی های جوان
جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امكاناتی است كه می تواند حلال مشكلات باشد و نارسایی ها و كاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است. او در طریق وصول به هدف، قادر است موانع را درهم بشكند و مقاصد خود و جامعه اش را محفوظ دارد.
نیروی جسمانی او در كمال اوج است و استعداد و ذهن و توجه او در نهایت رشد، همت او عالی است تا حدی كه به گفته راسل به كمك آن می تواند محیط خویش را تغییر دهد و به گفته موریس دبس به تصور و درك قانون اخلاقی و تكلیف قادر است و به جای تنگ نظری دوران گذشته مفهوم وسیع تری از هستی وارد انگیزه های رفتار او می شود و این خود توانی جدید برای تلاش و حركت اوست.
اینان در هر جامعه ای اقداماتی سازنده می توانند داشته باشند، زیرا وارستگی شان بیشتر است و تقوای شان افزونتر. با مردم دمسازترند. عواطف شان ریشه دارتر است. به گفته راسل ممكن است نتوانند به طور صریح تغییرات و اصلاحات مورد لزوم را تشخیص دهند، ولی قادرند شجاعانه در راه هدف گام بردارند. به گفته «نهرو»، دوران جوانی دوران از هم شكستن و درهم شكستن است و نیروی جوان نقش ها را خیلی آسان تر از دیگران اجرا می كنند.
بهره برداری از نیروی جوان
از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند. مربی می تواند چون باغبانی باشد كه از وجود جوانان منظره هایی بسیار زیبا برای جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد. همچنین از فرصت جوانی باید بهره گرفت و عادات غیرمفید و مزاحمی را كه در درون او لانه كرده اند از میان برد و به جای آنها عادات مفید و سازنده ای را مستقر ساخت. زمینه های پذیرش در او موجود است و امكان سازندگی وجود دارد، البته به این شرط كه مربی صالح و شایسته ای در سر راه رشد او قرار گیرد.

ديدگاه ها در اين مطلب .